مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید











 

گم شدن در گم شدن دین منست

نیستی در هست آیین منست

 

تا پیاده می‌روم در کوی دوست

سبز خنگ چرخ در زین منست

 

چون به یک دم صد جهان واپس کنم

بنگرم گام نخستین منست

 

من چرا گرد جهان گردم چو دوست

در میان جان شیرین منست

 

شمس تبریزی که فخر اولیاست

سین دندان‌هاش یاسین منست

 

مولانا





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : مولانا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 27 دی 1395




حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده

آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما

فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی

چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد

ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را

دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه

ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی

تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها

هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو

یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی

یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو

ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر

نطق زبان را ترک کن بی‌چانه شو بی‌چانه شو





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : حیلت رها کن عاشقا، مولانا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 8 آذر 1394

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم


آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله ی نظر برم


آمده‌ام که رهزنم بر سر گنج شه زنم

آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم


گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم


اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم


آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند

پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم


گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم


آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم


در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام

وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم


این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من

گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : مولانا، آمده ام که سر نهم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 آبان 1394

مستی ما مســــتی از هر جام نیست             مســـت گشتن کار هر بد نام نیست

ما زجام دوست ، مســـــتی می کنیم            خویش را فارغ زهســـــتی می کنیم

مـــــــی ، پلیدی را زسر بیرون کند            عشـــــق را در جام دل ، افزون کند

چون که ما مستیم و از هستی تهی             کی شود هسـتی ، به مستی منتهی؟

مست ، یعنی : عاشقی بی قید و بند            فارغ از بود و نبود و چون و چند؟

چون و چند از ابلـــــــــهی آید میان            در طریق عاشــــــقی کی می توان؟

مست بود و فکر هســــــــتی داشتن            کوه غــــــــم را از میان ، برداشتن

کی بود کار حســـــــــــاب و هندسه            کی چنین درســـی بود در مدرسه ؟

عاشـــــقی را خود جهان دیگریست           منطق عاشـق همان پیغمــــــبریست

عـــــشق بر عاشق دهد ، دستور را          عقل ، کی فـــــــهمد چنین منظور را

تا نگردی عاشــــــــق از این ماجرا           کی تـــــــــــوانی کرد درک نکته ها؟

فهم عاقل را به عاشق ، راه نیست            چه گویم باز میگــــویی که چیست ؟

باید اول ، ترک هشـــــــــیاری کنی            عشـــــــق را در خویشتن جاری کنی

هر زمان گشتی تو مست جام هستی          خویش را انداخــــــــتی در دام عشق

آن زمان شاید بدانی عشق چیــست           چون کنی درک یکی را از دویــــست


لینک دانلود فایل پاورپوینت





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : مولانا، عشق، عاشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 20 تیر 1394
داستان حرص و طمع انسان ها ، چه قصه بی انتهایی . این بار از نگاه مولانا

لینک دانلود



نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مولانا، حرص و طمع، گاو طمع کار،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 12 خرداد 1394




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز