مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

عشق

در جزیره ایی زیبا تمام حواس زندگی می کردن.

شادی...غم...غرور...عشق و...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره،قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند . چون او عاشق جزیره بود.

وقتی جزیره کاملا به زیر آب فرو می رفت،عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست.

غرور گفت:"نه. من نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف می کنی"غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت : اجازه بده تا من با تو بیایم.

غم با صدای حزن آلودی گفت:"آه...عشق.من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تنها باشم".

عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد.

اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.

آب هر لحظه بالا و بالاتر می امد و عشق دیگر ناامید شده بود که نا گهان صدای سالخورده ای گفت:"بیا عشق من تو را خواهم برد".

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد.و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کردند. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که نجاتش داده چقدر بر گردنش حق دارد.

عشق نزد عالمی رفت و از او پرسید:"آن پیر مرد که بود؟"

عالم پاسخ داد:"زمان"

عشق با تعجب گفت:"زمان؟؟ اما چرا او به من کمک کرد؟!"

عالم لبخندی زد و گفت:"زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است...!"

نویسنده : کیارش پیرانی





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

حكایت وحدت در عشق

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: كیست؟

عاشق گفت: من هستم « عاشق شما»

معشوق گفت: برو، هنوز زمان ورود خامان و ناپختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی. باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی، هنوز آمادگی عشق را نداری. عاشق بیچاره برگشت و یكسال در آتش دوری و جدایی سوخت، پس از یك سال دوباره به در خانه معشوق آمد و با ترس و ادب در زد. مراقب بود تا سخن بی ادبانه ای از دهانش بیرون نیاید. با كمال ادب ایستاد.

معشوق گفت: كیست در می زند.

عاشق گفت: ای دلبر دل ربا، تو خودت هستی. تویی، تو.

 معشوق در باز كرد و گفت اكنون تو و من یكی در خانه عشق جا نمی شود. یك « من » بیشتر نیست. دو « من » شدیم به درون خانه بیا.

حالا عشق ما مانند سر نخ است كه اگر دو شاخه باشد در سوزن نمی رود.

گفت اكنون چون منی ای من درآ

نیست گنجایی دو من را در سرا

مثنوی معنوی





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مثنوی معنوی، عاشق، عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 15 آبان 1394
چقدر زیبا و رومانتیک است . واقعا الله اکبر . واقعا این همه عشق و محبت از یک سگ و آدم ها ........... واقعا دیدن این ویدئو را توصیه می کنم.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : محبت، محبت سگ، عشق، یک داستان رومانتیک،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 29 تیر 1394

مستی ما مســــتی از هر جام نیست             مســـت گشتن کار هر بد نام نیست

ما زجام دوست ، مســـــتی می کنیم            خویش را فارغ زهســـــتی می کنیم

مـــــــی ، پلیدی را زسر بیرون کند            عشـــــق را در جام دل ، افزون کند

چون که ما مستیم و از هستی تهی             کی شود هسـتی ، به مستی منتهی؟

مست ، یعنی : عاشقی بی قید و بند            فارغ از بود و نبود و چون و چند؟

چون و چند از ابلـــــــــهی آید میان            در طریق عاشــــــقی کی می توان؟

مست بود و فکر هســــــــتی داشتن            کوه غــــــــم را از میان ، برداشتن

کی بود کار حســـــــــــاب و هندسه            کی چنین درســـی بود در مدرسه ؟

عاشـــــقی را خود جهان دیگریست           منطق عاشـق همان پیغمــــــبریست

عـــــشق بر عاشق دهد ، دستور را          عقل ، کی فـــــــهمد چنین منظور را

تا نگردی عاشــــــــق از این ماجرا           کی تـــــــــــوانی کرد درک نکته ها؟

فهم عاقل را به عاشق ، راه نیست            چه گویم باز میگــــویی که چیست ؟

باید اول ، ترک هشـــــــــیاری کنی            عشـــــــق را در خویشتن جاری کنی

هر زمان گشتی تو مست جام هستی          خویش را انداخــــــــتی در دام عشق

آن زمان شاید بدانی عشق چیــست           چون کنی درک یکی را از دویــــست


لینک دانلود فایل پاورپوینت





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : مولانا، عشق، عاشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 20 تیر 1394




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز