مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

 

‌‎انسانها همیشه در حال آزمون و خطا هستند

و در این کنشها انسانها شکل می گیرند

 و  مقاوم در برابر سختیها ,

هر مرحله زندگی باعث آموختن زیبایها وجود انسان است

 همچون

 مهربانی ,

صبر,

حکمت

 و در نهایت لبخند به مرگ

 و تسلیم شدن به آغوش دلبر

 و چه زیباست آرمیدن در بهترین جا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ‌‎انسانها همیشه در حال آزمون و خطا هستند،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 25 شهریور 1397

 

 

چه عواملی در پیری مغز دخیل هستند؟

مجله علمی ایلیاد - در مطالعه‌ای بزرگ، مربوط به عکس‌برداری از

 مغز که در مجله‌ی Alzheimer’s Disease به چاپ رسید،

 گروهی از متخصصان علوم عصبی و روان‌پزشکان به بررسی

 بیش از ۶۰،۰۰۰ اسکن مغزی پرداختند که به ۳۱،۲۲۷ نفر تعلق داشت.

 هدف آنان از چنین کاری، بررسی عوامل دخیل در تسریع روند

 پیری مغز بود.

نویسنده‌ی ارشد دکتر «دنیل آمن»، روان‌پزشک و موسس کلینیک

 آمن، بیان کرد: «بر اساس یکی از بزرگ‌ترین مطالعات عکس‌برداری

 از مغز که تاکنون انجام شده است، اکنون می‌توانیم به بررسی رفتارها

 و اختلال‌های رایجی بپردازیم که پیری زودرس مغز را به ارمغان می‌آورند.

 درمان بهتر این اختلال‌ها می‌تواند فرآیند پیری مغز را به تاخیر

 انداخته و حتی متوقف سازد

پروفسور «جورج پِری» دانشمند در کنسرسیوم سلامت مغزِ دانشگاه

 تگزاس در سن آنتونیو، اظهار داشت: «مطالعه‌ی حاضر یکی از نخستین

 مطالعات عکس‌برداریِ مبتنی بر جمعیت است. این مطالعات بزرگ 

می‌توانند نقش اساسی برای پاسخ‌گویی به چگونگی حفظ عملکرد و 

ساختار مغز در زمان پیری ایفا کنند. تاثیر عوامل قابل اصلاح و غیرقابل 

اصلاح پیری مغز، می‌تواند به حفظ عملکرد شناختی هم کمک کند

دکتر آمن و همکارانش از گوگل، دانشگاه جونز هاپکینز، دانشگاه 

کالیفرنیا در لس آنجلس و کالیفرنیا از روش عکس‌برداری «SPECT» برای 

تعیین عوامل پیری مغز استفاده کردند. این روش برای اینکه مشخص شود

 کدام اختلال‌های مغزی رایج می‌توانند پیری سریع و زودرس را پیش‌بینی

 کنند، به کار برده شد.

محققان به طور کلی ۶۲،۴۵۴ اسکنِ مربوط به بیمارانی را که از اختلال‌های

 روانی مختلفی رنج می‌بردند، مورد بررسی قرار دادند. از جمله این نوع 

اختلال‌ها می‌توان به اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و اختلال بیش‌فعالی و

 کاهش توجه و حواس اشاره کرد. گروه محققان ۱۲۸ ناحیه از مغز را

 مطالعه کردند تا سن تقویمی بیمار را پیش‌بینی کنند.

محققان اینگونه توضیح می‌دهند: «برخی از اختلال‌های مغز و رفتارها 

توانستند پیری سریع را پیش‌بینی کنند؛ مِن‌جمله اختلال اسکیزوفرنی 

که میانگین ۴ سال پیریِ زودرس را نشان داد؛ اختلال دو قطبی، اختلال 

بیش‌فعالی، کاهش توجه و سوء‌مصرف مواد نوشیدنی الکلی به ترتیب

 نشان دهنده‌ی ۱.۶ سال، ۱.۴ سال و ۰.۶ سال پیری زودرس بودند

یافته‌های مربوط به سوء‌مصرف حشیش اهمیت بسیار بالایی داشت، 

زیرا در جوامع امروزی مصرف ماریجوانا در حال تبدیل به ماده‌ای قابل

 دسترس است و مردم آن را به‌عنوان ماده‌ای بی‌ضرر قلمداد می‌کنند.

 این مطالعه می‌تواند چنین نگرشی را رد کند. نکته‌ی جالب این است که

 دانشمندان پیری سریع را در افسردگی و پیری عادی مشاهده نکردند.

 بر اساس فرضیه‌ی دانشمندان، این عامل به انواع مختلفی از الگوهای

 مغزی در این اختلال‌ها، نسبت داده می‌شود.

نویسنده و محقق «ساهیت اگان» از شرکت گوگل، گفت: 

«این مطالعه، گامی مهم در درک چگونگی عملکرد مغز در طول 

عمر است. نتایج حکایت از آن دارد که می‌توانیم سن فردی را بر 

اساس الگوهای جریان خونی در مغز پیش‌بینی کنیم. افزون بر این، 

اصولی هم برای بررسی بیشتر چگونگی تاثیر اختلال‌های روانی بر

 الگوهای سالم جریان خون در مغز، در نظر گرفته شده است که امیدوار 

هستیم کمک شایانی در این راستا به ما کند

نوشته: SciNews

ترجمه: منصور نقی‌لو - مجله علمی ایلیاد

منبع: sci-news.com

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چه عواملی در پیری مغز دخیل هستند؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 25 شهریور 1397

مغز چگونه در درک زمان، به مشکل بر می‌خورد؟

مجله علمی ایلیاد - به مانند ساعت‌های مشهور دالی، درک ما 

از زمان چندان قوی و یکپارچه نیست. تجربه‌ی ما از زمان همواره

 با تیک تاکِ کامل ساعت مطابقت پیدا نمی‌کند. به این گفته مشهور 

که عموماً به اینشتین نسبت داده می‌شود، توجه کنید: «به مدت یک 

دقیقه، بر روی بخاری داغ بنشینید؛ احساس می‌کنید که یک ساعت بر

 روی آن نشسته‌اید. به مدت یک ساعت در کنار یک دختر زیبا بنشینید؛ 

گویی این تجربه، فقط یک دقیقه به طول انجامیده است

دانشمندان در موسسه‌ی علوم عصبی کاولی «NTNU» در نروژ، موفق به شناسایی

 شبکه‌ی سلول‌های مغز شده‌اند که کورتکس انتورینال جانبی یا همان

«LEC» نامیده می‌شود. این کورتکس مستقیماً با تجربه‌ی ذهنی از زمان سر و

 کار دارد. این تحقیقات جهشی بزرگ در درک ما از تجربه‌ی زمان ایجاد

 می‌کند؛ به ویژه چگونگی تعریف زمان و شکل‌پذیری آن با حافظه‌ی ما. 

در مجله‌ی معتبر «Nature» به این مساله پرداخته شده است.

پروفسور «ادوارد موزر» برنده‌ی جایزه نوبل و مدیر موسسه‌ی کاولی 

در نروژ، اظهار داشت: «این شبکه در ثبت رویدادها در مغز به ایفای 

نقش پرداخته و ترتیب رویدادها در یک تجربه را تنظیم می‌کند.» 

انسان‌ها و سایر موجودات دارای ساعت‌های بیولوژیکی مختلفی 

هستند که در بدن‌شان کار می‌کند و عملکردهای بدنی مختلف را اندازه

 می‌گیرد؛ به ویژه آهنگ شبانه روزی و ۲۴ ساعته که به ما می‌گوید چه

 زمانی بخوابیم. در تحقیقات جدید، محققان موفق به شناسایی ساعت

 عصبی خیلی خاصی شده‌اند که مانند سیگنالی رمزگذاری زمان قوی در 

درون مغز عمل می‌کند تا تجارب، زنجیره‌ی رویدادها و خاطرات ما را ثبت کند.

نویسنده و محقق ارشد «آلبرت تسائو»، بیان کرد: «مطالعه‌ی ما مشخص

 می‌کند که در صورت تجربه کردن یک رویداد، مغز چه استنباطی از زمان

 می‌کند. این شبکه‌ی مغز به طور صریح زمان را رمزگذاری نمی‌کند. 

آنچه ما اندازه می‌گیریم، صرفاً یک زمان ذهنی است که از جریان 

تجربه به‌دست آمده است

دانشمندان در تحقیقات خود به تجزیه و تحلیل مغز موش‌ها در زمان

 انجام کارهای مختلف پرداختند. در ابتدا، موش‌ها آزادانه به این سو و

 آن سو می‌رفتند و تکه‌های شکلات را تعقیب می‌کردند. در بخش دوم،

 موش‌ها باید کار سخت‌تری را انجام می‌دادند. موش‌ها باید همزمان

 که در یک مارپیچ هشت وجهی می‌چرخیدند، تکه‌های شکلات را تعقیب

 کرده و از آنِ خود می‌کردند. این دو فعالیت، تفاوت چشم‌گیری در 

سیگنال‌های رمزگذاری زمان در کورتکس LEC رقم زدند. برای شبیه‌سازی 

کار نخست، ظاهراً موش‌ها زمان را به خوبی درک می‌کنند و زنجیره‌ی

 رویدادها را می‌فهمند. در بخش دوم، فعالیت کورتکس LEC قابل

 پیش‌بینی و تکراری بود.

تسائو افزود: «داده‌ها نشان می‌دهد که موش درک خوبی از 

زمان‌بندی داشت، اما درک موش از زمان از دوره‌ای به دوره‌ی 

دیگر و از آغاز تا پایان آزمایش خیلی ضعیف بود.» بر اساس گزارش 

محققان، این یافته‌ها نشان می‌دهد که فعالیت‌های ما می‌تواند دوره‌ی

 سیگنال زمانی را در کورتکس LEC تغییر داده و نحوه‌ی درک زمان

 توسط انسان را تحریف و عوض کند.

نوشته: تام هال

ترجمه: منصور نقی‌لو - مجله علمی ایلیاد

منبع: iflscience.com






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مغز چگونه در درک زمان، به مشکل بر می‌خورد؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 25 شهریور 1397

 

 

در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی

 با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز 

شبانه روزی تأسیس كردند.

 در این مركز، نوجوانان ۱۲ تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند.

مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت

و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب

 میان وعده‌ها، ۸۰۰ گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت

 اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و 

كیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد

 از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت.

هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم

 به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی

 بودند كه در شبانه روز بیش از ۵ كیلوگرم غذا می‌خوردند.

دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای 

خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند

 و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خود

گذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، 

رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، 

رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.

آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و ... آستانۀ اخلاق و

 تحمل  را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی

 داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. 

كمتر است.

 به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین 

می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند

منبع : سایک سان





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تحقیق در شبانه روزی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 24 شهریور 1397

شش بعد سلامت روان عبارتند از :

۱. خودپذیری.   

۲. روابط مثبت با دیگران. 

۳. خودمختاری.

۴. تسلط بر خود و محیط خود.

۵. مقصود (هدف) در زندگى.

۶. رشد شخصی.

کسانی که سطح بالایی از این شش ویژگی را دارند؛

١. خودپذیری:

از نگرش مثبت به خود برخوردارند، جنبه های متعدد خود را می پذیرند، از جمله ویژگیهای مثبت و نقاط ضعف خود را.

٢. روابط مثبت با دیگران:

روابط گرم، رضایتبخش و مطمئنی با دیگران دارند، به رفاه دیگران اهمیت میدهند، از همدلی عمیق، محبت و صمیمیت برخوردار هستند، و مصالحه در روابط انسانی را درک میکنند.

٣. خودمختاری:

خودمختار و مستقل هستند، در برابر فشارهای اجتماعی برای فکر کردن و عمل کردن به شیوه خاص مقاومت میکنند و رفتارشان را از درون تنظیم میکنند و با معیارهای شخصی خودشان را ارزیابی میکنند.

٤. تسلط بر خود و محیط تحت كنترل خود:

در رابطه با اداره کردن خود و محیط، احساس تسلط و شایستگی میکنند؛ مجموعه پیچیده ای از فعالیتهای خود را کنترل میکنند؛ از فرصتهای موجود در محیط استفاده موثر میکنند؛ میتوانند موقعیتهایی را انتخاب کنند یا به وجود آورند که با نیازها و خواسته ها یا ارزشهای شخصی مناسب باشد.

٥. هدف در زندگى:

در زندگی هدف دارند؛ احساس میکنند زندگی حال و گذشته معنی دارد، برای زندگی کردن برنامه و هدفهایی دارند.

٦. رشد شخصی:

احساس میکنند جریان رشد ادامه دارد، خود را رشد کننده و گسترش یابنده میبینند، به روی تجربیات جدید گشوده هستند، به صورتی تغییر میکنند که بیانگر خودآگاهی و اثربخشی بیشتر است.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : شش بعد سلامت روان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 24 شهریور 1397

 

علت و درمان اختلال وحشت و راه رفتن در خواب چیست ؟

اختلال وحشت در خواب معمولا در یک ‌سوم اول خواب رخ می‌دهد و فرد ممکن است از جا بلند شده و حتی روی تخت بنشیند و یا جیغ و فریاد کند.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز: دکتر غلامرضا معصومی با بیان اینکه حملات ترس، جیغ و داد در طول خواب، وحشت خواب یا وحشت شبانه نامیده می‌شود که اغلب با راه رفتن در خواب همراه است، گفت: این اختلال با کابوس متفاوت است. کابوس ناشی از رویاهای کودکی است و اغلب بعد از بیدار شدن، فرد کاملا کابوس را بخاطر می‌آورد، اما وحشت خواب را به خاطر نمی‌آورد.

این اختلال در درصد بسیار کمی از کودکان به خصوص در سنین چهار تا ۱۲ سال دیده می‌شود و در کودکان شایع‌تر از بزرگسالان است. مدت زمان حملات معمولا در حد چند ثانیه تا دقیقه بوده و در اکثر موارد با رسیدن به سن نوجوانی از بین می‌رود. احتمال ارثی بودن این اختلال نیز وجود دارد.

معصومی با بیان اینکه این اختلال معمولا در یک ‌سوم اول خواب رخ می‌دهد و فرد ممکن است از جا بلند شده و حتی روی تخت بنشیند و یا جیغ و فریاد کند، افزود: این اختلال معمولا با تعریق و تنفس‌های تند همراه است، اما فرد به سختی از خواب بیدار می‌شود. حتی ممکن است فرد به صورت غیر قابل کنترلی از تخت بلند شده و دور خانه بچرخد و فریاد بکشد، درحالیکه چشمانش کاملا باز و خیره است. احتمال بروز رفتار خشن به خصوص در بزرگسالان نیز وجود دارد.

این متخصص طب اورژانس گفت: در صورت تکرار زیاد اختلال وحشت خواب به خصوص اگر فرم مشخصی داشته و یا مزاحم خواب خود و دیگران شده و یا احتمال آسیب زدن به خود یا دیگران وجود داشته باشد، باید به پزشک مراجعه شود.

این اختلال که با راه افتادن در خواب مشخص می‌شود، اغلب در کودکان سنین چهار تا هشت سال دیده می‌شود و نشان‌دهنده مشکلی جدی نیست. باید توجه کرد که این رفتار معمولا با افزایش سن کاهش یافته و از بین می‌رود.

این اختلال می‌تواند با رفتارهای خطرناکی مانند بالا رفتن از بلندی یا پنجره و یا ادرار کردن همراه باشد. احتمال ارثی بودن این اختلال نیز وجود دارد.

این بیماری اغلب در یک یا دو ساعت بعد از شروع خواب و در زمان خواب عمیق اتفاق می‌افتد و فرد هیچ موردی را در صبح فردا به خاطر نمی‌آورد. این اختلال به این صورت است که بیمار با چشمان باز از رختخواب بیرون می‌آید و در حالیکه به اطراف خیره شده، دور خانه می‌چرخد و حتی درها را باز و بسته کرده و لامپ‌ها را خاموش و روشن می‌کند. در عین حال کارهای روزمره حرکت و حتی رانندگی انجام داده و به صورت نامفهوم صحبت می‌کند. اگر این اختلال با وحشت خواب هم باشد، ممکن است این رفتارها با جیغ و فریاد همراه باشد. در این شرایط بیدار کردن فرد بسیار مشکل است.

معصومی با بیان اینکه تکرار زیاد راه رفتن در خواب، احتمال آسیب زدن فرد به خود یا دیگران، همراهی با علائم و نشانه‌های بیماری‌های دیگر و ادامه یافتن اختلال تا سنین نوجوانی از جمله مواردی هستند که مراجعه به پزشک را الزامی می‌کنند، افزود: خستگی، استرس، اضطراب، خوابیدن در محل ناشناس، اختلالات دیگر خواب به‌خصوص اختلال‌هایی که روی تنفس تاثیر دارند، سندرم پای بی قرار، میگرن و ضربه به سر و یا تب به خصوص در کودکان می‌تواند منجر به بروز این اختلال شود. البته مصرف الکل، داروهای غیرمجاز و یا برخی داروهای مجاز، آنتی‌هیستامین‌ها، آرام بخش‌ها و یا خواب آورها نیز می‌تواند باعث این حملات شوند.

درمان خاصی برای این اختلال لازم نیست و به ندرت در بزرگسالان مجبور به استفاده از دارو می‌شویم. معمولا برخی خواب‌آورها یا داروهای ضد افسردگی می‌توانند باعث قطع حملات اختلال راه رفتن در خواب شوند. در عین حال در صورت وجود بیماری زمینه‌ای، درمان آن بیماری موجب رفع اختلال نیز خواهد شد.

در عین حال ایمن کردن محیط اطراف در منزل، افزایش زمان استراحت، داشتن برنامه منظم ریلکس کننده قبل از خواب، دور کردن استرس از خود و بیدار کردن فرد در زمان خواب عمیق و مجددا به خواب رفتن او، می‌تواند در کاهش و برطرف شدن این اختلال کمک کند.

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : علت و درمان اختلال وحشت و راه رفتن در خواب چیست ؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 20 شهریور 1397

افزایش خطر ابتلا به آلزایمر با چُرت روزانه!

پژوهشگران می‌گویند با توجه به تحقیقات جدید، خوابیدن‌های کوتاه

 در طول روز می‌تواند عادت‌های نامناسب خواب را موجب شود که 

در نهایت می‌تواند منجر به ایجاد یک پلاک مرتبط با بیماری آلزایمر شود.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، هشت ساعت خواب یا بیشتر

 در طول شب، یکی از توصیه‌های اصلی پزشکان برای سلامتی عمومی

 افراد است. خوابیدن در این هشت ساعت جادویی اجازه می‌دهد

 تا بدن بازیابی شود، شرایط روانی را بهبود می‌بخشد و زمان را 

برای ترمیم سیستم ایمنی فراهم می‌کند.

اما داده‌های جدید در حال حاضر نشان می‌دهد که چرت زدن‌های

 در طول روز به اندازه خواب شب مفید نیستند که هیچ، حتی 

می‌توانند زیان آور باشند.

یک مطالعه جدید از محققان دانشگاه جان هاپکینز گزارش می‌دهد

 افرادی که در طول روز بسیار خواب آلوده هستند، نسبت به افرادی 

که در طول شب به خوبی استراحت کرده بودند، سه برابر بیشتر در

 معرض بیماری آلزایمر هستند.

ارتباط خواب با بیماری آلزایمر :

پژوهش جدید به افزایش شواهد مبنی بر اینکه یک خواب شبانه خوب 

می‌تواند عامل پیشگیری از بیماری آلزایمر باشد، کمک می‌کند.

آدام اسپیرا” متخصص سلامت روان از دانشگاه جان هاپکینز گفت:

 عواملی نظیر رژیم غذایی، ورزش و فعالیت ذهنی به عنوان اهداف 

بالقوه مهم برای پیشگیری از بیماری آلزایمر به رسمیت شناخته شده

 است، اما خواب کافی هنوز این گونه شناخته نشده است.

وی این مطالعه را با همکاری موسسه ملی پیری(NIA)، دانشکده 

بلومبرگ و دانشکده پزشکی جان هاپکینز انجام داد.

این مطالعه از داده‌های مطالعه پیری طولانی بالتیمور(BLSA) استفاده کرد.

 این مطالعه طولانی مدت در سال ۱۹۵۸ آغاز شد و هزاران نفر از 

داوطلبان را تا دوران سالخوردگی دنبال کرد.

این مطالعه به صورت دوره‌ای با سوال‌های بله یا خیر از شرکت کنندگان 

انجام شد. در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ چند سوال مطرح شد مبنی بر 

اینکه “آیا شما اغلب در طول روز خواب آلود هستید یا زمانی که

 می‌خواهید بیدار بمانید به چرت می‌روید؟

سؤال دیگر این بود که آیا شرکت کننده در طول روز چرت می‌زند 

و معمولا چقدر و چند بار چرت می‌زند.

تیم مطالعه بالتیمور نه تنها این سؤالات را مطرح کرد، بلکه مطالعات

 دیگری نیز انجام داد و تصویربرداری عصبی از شرکت کنندگان انجام داد.

برخی از شرکت کنندگان در سال ۲۰۰۵ اسکن PET را برای بررسی

 پلاک بتا-آمیلوئید در بافت مغزی‌شان پشت سر گذاشتند

. پلاک بتا-آمیلوئید(Beta-amyloid) اغلب به عنوان نشانه‌ای 

از بیماری آلزایمر دیده می‌شود.

تیم مطالعه جان هاپکینز داده‌های مربوط به اسکن‌های اولیه 

را تجزیه و تحلیل کرد تا ببیند آیا ارتباطی میان چرت زدن داوطلبان 

مطالعه بالتیمور و وجود بتا-آمیلوئید در مغزشان وجود دارد یا نه.

محققان قبل از لحاظ کردن عوامل مرتبط با خواب آلودگی روزانه نظیر 

سن، تحصیلات و شاخص توده بدنی، به این نتیجه رسیدند افرادی که

 دچار خواب آلودگی روزانه بودند، نسبت به افرادی که آن را گزارش

 نکردند، سه برابر بیشتر دارای پلاک بتا-آمیلوئید بودند.

پس از تنظیم عوامل سن، تحصیلات و شاخص توده بدنی نیز هنوز

 این عدد ۲٫۷۵ برابر بیشتر بود.

در حالی که محققان در مورد ارتباط بین کمبود خواب و چرت روزانه

 با وجود بتا-آمیلوئید کاملا مطمئن نیستند، اما چند نظریه دارند که 

محتمل‌ترین آنها این است که کمبود خواب باعث می‌شود پلاک‌ها

 از طریق یک مکانیزم ناشناخته در بدن ایجاد شوند.

محققان می‌گویند تحقیقات بیشتری باید انجام شود. به نظر می‌رسد 

سایر مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که آلزایمر به طور مداوم در 

نمونه‌های محروم از خواب دیده شده است.

اسپیرا می‌گوید: اگر اختلال خواب در بیماری آلزایمر نقش داشته

 باشد، ممکن است ما بتوانیم بیماران مبتلا به مسائل خواب را 

درمان کنیم تا از این آثار منفی جلوگیری کنیم.

این مطالعه همچنین اشاره کرد که این موضوع نه تنها به کمیت 

خواب اهمیت می‌دهد، بلکه به کیفیت خواب نیز اشاره دارد.

در نهایت، یکی از بهترین کارهایی که مردم برای جلوگیری از ابتلا

 به بیماری آلزایمر می‌توانند انجام دهند این است که هشت ساعت

 بدون وقفه در طول شب بخوابند.

اسپیرا می‌گوید: هنوز درمانی برای بیماری آلزایمر وجود ندارد،

 بنابراین ما باید برای جلوگیری از آن تلاش‌هایمان را انجام دهیم. 

حتی اگر درمان شود، استراتژی‌های پیشگیری باید مورد تاکید قرار گیرد.

 اولویت بندی خواب ممکن است یکی از راه‌های کمک به پیشگیری 

یا کاهش ابتلا به این وضعیت باشد.

این مطالعه در مجله SLEEP منتشر شده است.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : افزایش خطر ابتلا به آلزایمر با چُرت روزانه،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 20 شهریور 1397

 

 

آیا رابطه‌ای بین ساعت بدن و اختلالات خلقی وجود دارد؟

مجله علمی ایلیاد - مطالعه‌ای جدید، نشان می‌دهد که ممکن است

 رابطه‌ی ژنتیکی بین اختلالات خلقی و ساعت درونی بدن وجود داشته باشد. 

تحقیقی که در ماه می ۲۰۱۸ منتشر شده، اختلالات در ساعت بدن یا همان

 ریتم‌های شبانه‌روزی را با افزایش خطر مشکلات خلقی مثل افسردگی 

و اختلالات دوقطبی پیوند می‌دهد.

در این مطالعه‌ی جدید، محققان داده‌های ۷۱،۵۰۰ نفر در انگلیس را تجزیه

 و تحلیل کردند و دو حیطه از ژنوم را شناسایی کردند، مجموعه‌ی کاملی

 از ژن‌های انسان که ممکن است شامل متغیرهای مختل‌کننده‌ی 

چرخه‌های شبانه‌روزی طبیعی فعالیت و استراحت بدن باشند. این

 چرخه‌های شبانه‌روزی، بسیاری از جنبه‌های زندگی‌مان را کنترل 

می‌کنند؛ از خوابیدن و خوردن گرفته تا سطوح هورمون‌ها. آن‌ها

 اساس حفظ سلامت و تندرستی هستند.

محققان دریافتند که یکی از این نواحی حاوی ژن «نوروفاسیسین»

 است که مسئول اختلال دوقطبی است. نویسندگان این مطالعه

 می‌گویند که این امر نشان دهنده‌ی ارتباطی بیولوژیک، بین 

اختلال چرخه‌ی شبانه‌روزی بدن و اختلالات خلقی است.

نویسنده‌ی ارشد مطالعه، «دنیل اسمیت»، گفت: 

«این یافته‌های جدید درک ما از معماری ژنتیکی پیچیده‌ی 

چرخه‌های استراحت - فعالیت و چگونگی ارتباط آن‌ها با ناپایداری

 خلق و خو، روان‌رنجوری، افسردگی و اختلالا دوقطبی را بسط

 می‌دهند. او استاد روان‌پزشکی در دانشگاه گلاسگو اسکاتلند است.

اسمیت در خبرگزاری دانشگاه، افزود: «در نهایت، هدف ما استفاده 

از این اطلاعات ژنتیکی برای توسعه و استفاده از گزینه‌های

 درمانی جدید و ارتقا یافته است

این مطالعه در ۱۵ آگوست ۲۰۱۸ در

 مجله‌ی EBioMedicine منتشر شده است.

نوشته: HealthDay News

ترجمه: سحر الله‌وردی - مجله علمی ایلیاد

منبع: upi.com

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آیا رابطه‌ای بین ساعت بدن و اختلالات خلقی وجود دارد؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 19 شهریور 1397

 


افکار منفی در ذهن ما چگونه شکل می‌گیرد؟

دانشمندان علوم اعصاب توانسته‌اند منطقه‌ای از مغز را کشف کنند

 که نقش چشم‌گیری در بروز افکار بدبینانه دارد. محققان با انجام 

آزمایش‌های خود بر روی نمونه‌ای حیوانی، دریافتند که تحریک هسته‌ی

 دُم‌دار می‌تواند باعث ارزیابی منفی از وضعیت یا شرایطی شود. لذا این

 دانشمندان بر این باور هستند که اثر تحریک می‌تواند تا روز بعد از 

محرک اصلی همچنان ادامه یابد.   یکی از دانشمندان ارشد این 

تحقیق، «آن گرایبل»، استاد موسسه‌ی MIT و عضو بخش تحقیقات 

مغز موسسه‌ی مک گاورن، در بیانیه‌ای گفت: «من احساس می‌کنم

 که ما در حال مشاهده‌ی فیلتری برای اضطراب یا افسردگی یا ترکیبی 

از این دو هستیم. این مشکلات، مشکلات روانی هستند که هنوز هم

 درمان بسیاری از افراد مبتلا به آن‌ها دشوار و گاهی غیرممکن است.»

 یافته‌های گزارش شده در مجله‌ی Neuron، نقش محوری غده‌های 

قاعده‌ای که هسته‌ی دم‌دار در آن قرار دارد را در تصمیم‌گیری برجسته

 می‌سازد. در حالی که دانشمندان علوم انسانی قبلاً می‌دانستند که هم

 لوب‌های جلویی مغز و هم غده‌های قاعده‌ای در فرآیند تصمیم‌گیری 

نقش دارند، آن‌ها نتوانسته بودند به اهمیت نسبی این دو بخش مغز 

پی ببرند. برای کسب اطلاعات بیشتر، گروه با بهره‌گیری از آزمایش 

تناقض اجتناب – پذیرش، به آزمایش فرآیند تصمیم‌گیری پرداخت. 

حیوانات به عنوان پاداش، نوشیدنی دریافت می‌کردند، اما این نوشیدنی

 با وزیدن هوا به صورت آن‌ها همراه بود که حیوانات آن را به‌عنوان محرک

 منفی در نظر گرفته و می‌خواستند از آن اجتناب کنند. در هر آزمایش، نسبت

 نوشیدنی به وزش هوا متغیر بود و حیوانات می‌توانستند آن‌را بپذیرند و

 یا رد کنند. این سناریو، سناریویی است که نیاز به تجزیه و تحلیل هزینه 

و سود دارد. آیا نوشیدنی ارزش وزیدن هوا به صورت را دارد؟ محققان 

کشف کردند، هنگامی که هسته دُم‌دار تحریک می‌شود، تجزیه و تحلیل

 هزینه و سود بر هم خورده و حیوانات چیزی را که قبلاً پذیرفته بودند، 

رد می‌کنند. این امر نشان می‌دهد که آن‌ها بیشتر بر هزینه‌های این 

وضعیت نسبت به قبل از تحریک هسته‌ی دُم‌دار ، تمرکز می‌کنند. 

پروفسور گرایبل در ادامه‌ی صحبت‌هایش توضیح داد: 

«در این فعل و انفعالات، باید جریان‌های زیادی دخیل باشد، 

اما ظاهراً تا زمانی که چیزی رفتارمان را به طور کلی تغییر دهد، 

به صورت متعادل رفتار می‌کنیم.» علاوه بر این، این گروه کشف کرد 

که فعالیت موج مغزی در هسته‌ی دُم‌دار با تغییر الگوهای تصمیم‌گیری 

تغییر می‌کند. این امر می‌تواند به عنوان نشانگر بالقوه داشتن ذهنیت 

منفی و بدبین بودن در نظر گرفته شود. همچنین تحت نظر گرفتن

 این موضوع می‌تواند برای ارزیابی اثربخشی داروهایی که برای کاهش

 اضطراب و افسردگی طراحی شده‌اند، مفید باشد. هسته‌ی دُم‌دار در داخل

 سیستم لیمبیک، یعنی منطقه‌ای که خلق و خو را تنظیم می‌کند و با نواحی

 حرکتی مغز مرتبط است و همان جایی که دوپامین و هورمون مرتبط

 با رفتار مبتنی بر پاداش تولید می‌گردد، قرار دارد. لذا این گروه 

امیدوار است از این یافته‌ها برای درک بهتر اثرات ناگوار افسردگی، 

اضطراب و اختلال وسواسی و اجباری استفاده کند. در حالی که این

 برنامه قطعاً به نتایج آنی دست نخواهد یافت، بنابراین می‌تواند به 

کارایی اثربخشی راه حل‌های فعلی کمک کند.  

منبع : سایک نیوز




نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : افکار منفی در ذهن ما چگونه شکل می‌گیرد؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 18 شهریور 1397

 

 

 

چند فرمان برای فرار از کم‌رویی

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، آیا می‌توانید آخرین باری 

را که درون یک اتاق در میان افراد غریبه ایستاده بودید، به یاد بیاورید؟

 آیا آن موقع احساس خجالت و بی‌دست و پایی کردید؟

 آیا وقتی می‌خواهید از کسی یک سؤال کوچک بپرسید، خجالت می‌کشید

 و حتی برای پرسیدن تاریخ و ساعت، ضربان قلب‌تان تند می‌شود؟

 آیا وقتی می‌خواهید برای انجام یک معامله یا خرید به کسی مراجعه کنید، 

مردد می‌شوید، آیا این احساس شما را از زندگی عقب نگه داشته است. 

صرف‌نظر از درونگرا یا برونگرایی افراد، همه انسان‌ها در زندگی و در

 بعضی شرایط و مسائل احساس خجالت می‌کنند. از لحاظ اجتماعی 

فقط افراد درونگرا کم‌رویی را تجربه نمی‌کنند. کم رویی عبارت است 

از احساس بدی که فرد در مقابل اطرافیان دارد. در این بحث به عادت‌ها 

و راه‌های مقابله با این مسأله خواهیم پرداخت. چرا افراد خجالت می‌کشند؟ 

همه ما به دلایل مختلف و درجات متفاوتی این حس را تجربه می‌کنیم؛

 اگرچه دلیل آن اغلب بین افراد مشترک است و به یکی از موارد 

زیر ختم می‌شود:

 ۱) تصویر ضعیف از خود: این مسأله می‌تواند از دوره نوجوانی افراد 

شکل گرفته باشد؛ زمانی که ویژگی‌های منحصر به فرد ما برای اطرافیان‌مان 

جالب به نظر نمی‌رسد و ما فکر می‌کنیم آنها بی‌ارزش هستند و سعی 

می‌کنیم خودمان را شبیه دیگران کنیم و در نتیجه دیگر خودمان نیستیم 

و حتیی احساسات‌مان، احساسات واقعی ما نیست. این افراد معمولا

 حتی نمی‌دانند توانایی‌ها و استعدادهای واقعی‌شان در چیست؛ فقط 

فکر می‌کنند هر شخص دیگری نسبت به آنها جالب‌تر و بهتر است. 

۲) فکر کردن بیش از حد به خود: هنگامی که در کنار دیگران هستیم، 

نسبت به کارهای‌مان و آنچه انجام می‌دهیم، حساس‌تریم؛ به خصوص

 وقتی که در مرکز توجه همه باشیم. این فکر، در ما اضطراب ایجاد می‌کند

 و باعث می‌شود تمامی حرکات‌مان برای خودمان سئوال‌برانگیز باشد و

 فکر کنیم آنها را اشتباه انجام داده‌ایم! این مسأله می‌تواند افکارتان را به

 شکل یک کهکشان مارپیچی به سمت پائین سوق دهد. 

۳) برچسب زدن: وقتی که خود را یک فرد خجالتی می‌شناسیم و این برچسب

 را روی خودمان می‌زنیم، از لحاظ روانی به مرور با این احساس خو

 گرفته و زندگی می‌کنیم و شاید برای همیشه در ما باقی بماند. 

هنگامی که برچسب عمل یا صفتی را به خود می‌زنید، آن صفت به 

صورت ثابت رویی شما باقی می‌مانند و با همان زندگی خواهید کرد. 

درک کمرویی خود نوع کمرویی خود را شناسایی کنید و دریابید که

 چه تأثیری بر زندگی شما دارد. همان لحظه که احساس خجالت می‌کنید،

 فکر می‌کنید چه چیزی شما را نگران می‌کند و در چه موقعیت‌هایی این 

حس به شما دست می‌دهد. توجه به خودآگاهی دریابید که جهان و نگاه 

همه افراد به شما نیست و مردم آنقدر گرفتاری دارند که فرصتی برای نگاه 

کردن به شما نخواهند داشت. به جای اینکه دائم نگران خود باشید و خودتان 

را تماشا کنید، خودتان را یکی از افراد دیگر و جزء یکی از آنها بدانید. خود

 را در برابر موضوعی که منجر به خجالتی شدن شما می‌شود مسلح کنید 

و افکار خود را در اختیار بگیرید، اولین قدم مبارزه و غلبه بر کم‌رویی، آگاهی

 و رفتن به سوی هرگونه تغییر و یا بهبود زندگی است. متمایز بودن باور کنید 

شبیه دیگران بودن خسته‌کننده و کسل‌کننده و داشتن تفاوت‌ها خوب است.

 در واقع بپذیرید که شما مثل افراد عادی و معمولی جامعه نیستید و 

نمی‌خواهید آن‌گونه باشید. شبیه بقیه بودن شما را خوشحال نخواهد کرد. 

بپذیرید که ویژگی‌های منحصر به فردتان می‌تواند شما را از بقیه متمایز کند. 

خودتان را دوست بدارید یاد بگیرید از خودتان قدردانی کنید و احساسات و 

استعدادهای خاص خود را دوست داشته باشید. یک نامه عاشقانه برای 

خودتان بنویسید و کارهایی را انجام دهید که از آن لذت می‌برید. از بدن 

خود بابت زحماتی که کشیده است، تشکر کنید. زمانی را به خویش اختصاص

 دهید و به خودتان رسیدگی کنید. یافتن نقاط قوت خود همه ما ویژگی‌های 

منحصر به فرد و شیوه‌های متفاوتی برای بیان خود داریم. دانستن این مساله

 بسیار اهمیت دارد که اگر هر کاری را به طور کامل انجام دهیم، خوب 

و عالی است، حتی اگر با شکل عام و عادی آن متفاوت باشد. اگر همه

 افراد یکسان باشند، جهان، جای کسل کننده‌ای خواهد شد. کاری را که

 در آن مهارت دارید، پیدا کرده و روی آن تمرکز کند. شناسایی 

توانایی‌های‌تان، اعتماد به نفس و رضایت خاطر را در شما افزایش

 خواهد داد و کمک خواهد کرد خودتان را بهتر بشناسید. خواهید دید

 که چگونه قدرت منحصر به فردتان، به شما یک امتیاز داده و باعث مزیت

 و تفاوت شما از دیگران خواهد شد. تمرکز بر روی دیگران به جای تمرکز

 بر ناراحتی‌ها و افکار خود و موقعیت‌های اجتماعی، بر افراد دیگر تمرکز

 کنید و حواستان به آنچه که آنها می‌گویند، باشد. سعی کنید از دیگران 

چیز یاد بگیرید و از آنها در موردشان سؤال بپرسید و با آنها ارتباط برقرار

 کنید. تنفس عمیق اضطراب و ترس را می‌توان کنترل کرد اگر یاد بگیرید

 برای غلبه بر آنها چطور محکم باشید. یکی از روش‌های ساده برای کنترل 

این احساسات و رسیدن به آرامش، کشیدن نفس عمیق با چشم‌های بسته

 است. هنگامی که نفس عمیق می‌کشید، فقط بر روی تنفس خود تمرکز کنید.

 در حالی که از همه افکار بد دور هستید، نفس عمیق بکشید و عمل بازدم را

 به آرامی انجام دهید. روش دیگر، یوگا است. از هنگامی که شروع به دم و 

بازدم می‌کنید، آنها را بشمارید. کم‌کم شمارش دم را کنار گذاشته و فقط

 بازدم‌های خود را شمارش کنید؛ مثلاً چهار عدد تنفس دم برای چهار عدد

 بازدم؛ بدین معنی که زمان و سرعت بازدم خود را کاهش دهید و در 

مقایسه با دم، بازدم کمتری داشته باشید. به کار ادامه دهید تا احساس 

آرامش کنید. این کار را حتی در یک مکان کوچک هم می‌‌توان انجام داد. 

رهایی از اضطراب یکی از تعاریف اضطراب این است که «اضطراب عبارت

 است از انرژی مسدود شده که باید آزاد شود.» و این انرژی را می‌توان

 از طریق حرکات فیزیکی آزاد کرد. ورزش‌هایی همچون دویدن و پیاده‌روی،

 می‌توانند به آزاد کردن این انرژی کمک کنند، همین‌طور ذهن را به سمت

 موضوع دیگری منحرف می‌کنند و این به تجدیدنظر در دیدگاه‌ها نیز کمک

 خواهد کرد. روش دیگر، مراقبه (مدیتیشن عضلات) است. هر قسمت از 

بدن خود را به مدت ۳ تا ۵ ثانیه سفت و منقبض و سپس رها کنید تا اینکه

 به بالای‌ سرتان برسید. در این حین، نفس کشیدن را فراموش نکنید. 

تجسم موقیعت خوب خود را در موقعیتی تصور کنید که در آن فردی 

با اعتماد به نفس و شاد هستید. این فکر به شما کمک می‌کند هنگامی 

که در آن موقعیت قرار می‌گیرید، همان احساس را داشته باشید. در جای 

راحتی بنشینید، چشمان‌تان را ببندید و به یک موسیقی آرامبخش گوش

 دهید و خود را در مکان یا موقعیتی تصور کنید که دوست دارید باشید. 

به کار گرفتن تمامی حواس به شما کمک خواهد کرد که آن را واقعی‌تر ببینید.

 تمرین و تمرکز کلمات می‌توانند انرژی باورنکردنی به انسان بدهند. آنچه ما

 بارها و بارها با خود می‌گوییم، ذهن ناخودآگاه‌مان می‌شنود. اگر با خود بگوییم 

که من ناتوان و بیش از حد در انجام کارها خجالتی هستم، همین اتفاق خواهد 

افتاد. ما آنچه هستیم که خود می‌‌خواهیم و خودباور داریم. اگر مرتب با خود 

تکرار کنیم که من فردی بااعتماد به نفس و توانا هستم، ذهن ناخودآگاه ما 

آن را درک خواهد کرد. اعمال ما همیشه بازگو کننده واقعیتی است که خود 

می‌خواهیم باشد. اگرچه نمی‌توانیم به خود دروغ بگوئیم، اما تفکر و تجسم 

مثبت می‌تواند ما را در راه اصلاح الگوهای تفکر قرار دهد. مقابله با شرایط بد

 و ناراحت‌ کننده وقتی موقعیت‌ها و مکان‌هایی را که در آن احساس خجالت 

می‌کنید، ترک می‌کنید، در اصل کمرویی خود را تقویت کرده‌اید. به جای این 

کار با آن روبه‌رو شوید و مقابله کنید. این کار باعث از بین رفتن ترس و رشد 

شخصیت شما می‌شود. در جایگاه یک ناظر قرار بگیرید و خودتان را بررسی 

کنید و از خود بپرسید چرا من چنین حسی دارم؟

 چه چیزی باعث می‌شود این‌گونه رفتار کنم؟

 پذیرفتن شکست‌ها بپذیرید که احتمال دارد از طرف دیگران پذیرفته نشوید؛ 

اما به خاطر داشته باشید که این بخشی از زندگی است و تمامی افراد آن را 

تجربه کرده‌اند. شکست بخشی از فرآیند یادگیری است و تو تنها نیستی. 

در زیر به چند نکته اساسی اشاره خواهیم کرد که از لحاظ ذهنی به شما 

کمک می‌کنند از قبل آماده پذیرش هر اتفاقی باشید: هرگز موضوع را 

شخصی نکنید. شما مقصر نبودید، فقط قرار نبود این اتفاق بیفتد و این 

بهترین اتفاق ممکن برای شما نبوده؛ پس اتفاق نیفتاده است. از این 

موضوع درس بگیرید و فکر کنید تمامی اتفاقات، درس‌های زندگی هستند

 تا شما به انسان بهتری تبدیل شده و قوی‌تر شوید. اگر از شکست‌ها درس

 بگیرید، گویا هیچ‌وقت شکست نخورده‌اید و آنها را نعمت‌هایی می‌بینید در

 ظاهری مبدل. بلند شوید و بدانید که وقتی دلتان برای خودتان می‌سوزد و 

به حال خود افسوس می‌خورید، توقف کرده‌ و به جلو حرکت نخواهید کرد

 و رشد نیز نمی‌کنید. از نو شروع کنید و بی‌جهت انرژی‌تان را هدر ندهید و

 دوباره سعی کنید. توقع زیاد از خود هنگامی که خود را با محبوب‌ترین و 

مشهور و موفق‌ترین افراد مقایسه کنیم که هیچ شباهتی به ما ندارند، در 

واقع خود را با کمال موقعیت دیگری مقایسه کرده‌ایم و از خودمان انتظار

 داریم دقیقاً متناسب با آن رشد کنیم و وقتی به آن دست نمی‌یابیم، خود 

را سرزنش می‌کنیم! بنابراین مشکل در نوع افکار ما است که به ما تعلق 

ندارند. تصور کاملی از خود داشته باشید و به خواسته‌های دیگران فکر نکنید. 

تصاویر کامل و بی‌عیب دیگران را رها کنید و اجازه دهید احساسات شما به

 طور طبیعی جریان یابند. برچسب نزنید از اینکه به خود برچسب خجالتی بودن 

بزنید، بپرهیزید. شما منحصر به فردید و خودتان هستید. شما زیبا هستید؛

 هیچگاه فراموش نکنید. مهارت‌های اجتماعی مثل تمامی مهارت‌های دیگر، 

مهارت‌های اجتماعی نیز از طریق تمرین و تجربه رشد می‌کنند. هر چقدر

 بیشتر تمرین کنید. دفعه بعد آسانتر خواهد شد. اگر قرار است در موقعیت

 سختی قرار بگیرید، می‌توانید حتی با خود تمرین کنید که چه حرف‌هایی 

بزنید. تصور شرایط سخت بعضی اوقات، به علت کمبود مهارت‌های اجتماعی 

نیست که موفق نمی‌شویم، بلکه به دلیل کمبود اعتماد به نفس و ترس از 

شکست است. خود را در موقعیت سخت تصور کنید تا ترس‌تان از آن شرایط 

و از قرار گرفتن در موقعیت‌های سخت از بین برود. اگر به طور مکرر خود را 

در آن شرایط تصور کنید، پس از مدتی متوجه می‌شوید که آن شرایط خیلی

 هم سخت نیستند. ممکن است در وهله اول تصور و پذیرش آن کمی سخت

 باشد؛ ولی بعد به آن خواهید خندید. بهترین احساس رفتن به باشگاه‌ها و 

رستوران‌ها خوب است، اما نه برای همه افراد. آنچه به شما احساس آرامش

 می‌دهد، در خود بیابید. فعالیت‌ها و مکان‌هایی را پیدا کنید که بهترین احساس

 را برای شما به ارمغان می‌آورند. شما مجبور نیستید هر کاری را که دیگران

 انجام می‌دهند، انجام دهید. پذیرفتن شکست‌ها بپذیرید که احتمال دارد از 

طرف دیگران پذیرفته نشوید؛ اما به خاطر داشته باشید که این بخشی از 

زندگی است و تمامی افراد آن را تجربه کرده‌اند. شکست بخشی از فرآیند 

یادگیری است و تو تنها نیستی. در زیر به چند نکته اساسی اشاره خواهیم 

کرد که از لحاظ ذهنی به شما کمک می‌کنند از قبل آماده پذیرش 

هر اتفاقی باشید: 

هرگز موضوع را شخصی نکنید. شما مقصر نبودید، فقط قرار نبود این

 اتفاق بیفتد و این بهترین اتفاق ممکن برای شما نبوده؛ پس اتفاق

 نیفتاده است. از این موضوع درس بگیرید و فکر کنید تمامی اتفاقات، 

درس‌های زندگی هستند تا شما به انسان بهتری تبدیل شده و قوی‌تر شوید.

 اگر از شکست‌ها درس بگیرید، گویا هیچ‌وقت شکست نخورده‌اید و آنها را 

نعمت‌هایی می‌بینید در ظاهری مبدل. بلند شوید و بدانید که وقتی دلتان برای

 خودتان می‌سوزد و به حال خود افسوس می‌خورید، توقف کرده‌ و به جلو 

حرکت نخواهید کرد و رشد نیز نمی‌کنید. از نو شروع کنید و بی‌جهت 

انرژی‌تان را هدر ندهید و دوباره سعی کنید. تمرکز در لحظه به آنچه 

که انجام می‌دهید، آگاه باشید. وقتی در حال مکالمه با شخصی هستید، 

اینکه ظاهر شما چگونه است و چگونه به نظر می‌رسید را فراموش کنید 

و روی کلمات متمرکز شوید. نحوه بیان و آهنگ صدای و کلمات شماست

 که شخص را وادار به گوش کردن می‌کند. ثبت موفقیت‌ها وقتی نکات

 گفته شده را رعایت کنید، کم‌کم می‌توانید بر کمرویی خود غلبه کرده و

 به فکر موفقیت‌های‌‌‌ آینده باشید. شما نسبت به حقایق، به بینش جدیدی

 رسیده‌اید و می‌توانید خود را متفاوت از قبل ببینید. هنگامی که به این 

موفقیت‌ها دست یافتید، آنها را در یک دفتر یادداشت کرده و فهرستی 

از آنها تهیه کنید. با این کار اعتماد به نفس‌تان افزایش می‌یابد و به سمت

 چیزی حرکت خواهید کرد که می‌تواند برای شما مفید باشد.

 

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چند فرمان برای فرار از کم‌رویی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 18 شهریور 1397

چرا اولین تصور ما از دیگران معمولا اشتباه است ؟

 

قضاوت اولیه‌ی ما در مورد شخصی که به تازگی ملاقات کرده‌ایم، بازتابی از 

شخصیت ما و نه طرف مقابل بوده و به همین دلیل معمولا اشتباه است.  

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، همه‌ی ما بعد از ملاقات یک 

شخص و تأثیری که می‌گیریم او را در ذهن خود قضاوت می‌کنیم. این دقیقا همان 

اتفاقی است که بعد از دیدن یک تصویر یا رزومه در ذهنمان اتفاق می‌افتد. روش کار 

به این صورت است که با اطلاعات اندک خود، شخص یا هر مورد دیگری را در ذهنمان

 قضاوت می‌کنیم و سپس دنبال جمع‌آوری مدرک برای اثبات طرز فکر خودمان هستیم. 

حتی گاهی اوقات قضاوت‌های اشتباهی که داریم را به شکل قانون درآورده و روی همه‌ی

 موارداعمال می‌کنیم. به‌عنوان مثال تصور کنید چند نفر برای استخدام موقعیت شغلی 

شرکت شما رزومه فرستاده‌اند و تعدادی از آن‌ها را برای مصاحبه دعوت کرده‌اید. یکی 

از متقاضیان که رفتار خوبی در مصاحبه نداشته یا نسبت به دیگران ضعیف‌تر بوده از

 فونت خاصی برای نوشتن رزومه‌ی خود استفاده کرده است. حال این تصور در ذهن

 ما شکل می‌گیرد هر شخصی از این فونت برای نوشتن رزومه استفاده کرده باشد فرد

 مناسبی نیست و او را بدون اینکه بشناسیم قضاوت می‌کنیم. نیاز به حفظ بقا در انسان 

دلیلی است برای اینکه دیگران را سریع ارزیابی کند. این موضوع باعث می‌شود برخی

 رفتارها را اشتباه تعبیر کند و قضاوت نادرستی از فرد مقابل داشته باشد. تنبلی مغز باعث

 قضاوت ناعادلانه می‌شود مغز انسان‌ها تنبل بوده و از طرفی زمان نیز محدود است،

 پس باید سریع‌تر تصمیم‌گیری کند. ما معمولا هرقدر اطلاعات بیشتری در مورد یک 

موضوع دریافت کنیم سطحی‌تر رفتار می‌کنیم. درواقع بسیاری از اطلاعات را نادیده

 می‌گیریم و بر اساس همان اطلاعات ناقص تصمیم‌گیری می‌کنیم. این مدل استراتژی 

برای تصمیم‌گیری تأثیر زیادی روی زندگی ما می‌گذارد. به‌عنوان مثال فرستادن رزومه 

برای شرکتی که نمی‌شناسیم ما را در معرض قضاوت شدن از سوی دیگران قرار می‌دهد.

 بدون اینکه متوجه باشیم رقابت 

برای استخدام شدن در یک موقعیت شغلی تا چه اندازه دشوار است و تصور می‌کنیم 

مسئول استخدام با دیدن رزومه ما را استخدام خواهد کرد در صورتی که اگر سابقه‌ی 

کاری یا نمونه کار مناسب نداشته باشیم حتی ممکن است برای مرحله‌ی بعد نیز 

دعوت نشویم. ۸ رفتاری که مردم با توجه به آن‌ها در مورد شما قضاوت می‌کنند 

زمانی که صحبت از بهترین به میان می‌آید عوامل بیشتری روی موفقیت یا پیروزی 

تأثیرگذار هستند. زندگی سراسر از اتفاقات و شانس‌هایی است که باعث می‌شود 

عوامل مختلف، فرصت عادلانه‌ای نداشته باشند. به‌عنوان مثال تصور کنید مدیر

استخدام یک شرکت طراحی وب تعداد زیادی رزومه دریافت می‌کند و در این بین 

یکی از متقاضیان به زبان فرانسه مسلط است. شاید با خودتان فکر کنید تسلط به

 زبان فرانسه برای عنوان شغلی طراح وب اهمیتی ندارد درصورتی‌که ممکن است 

برای مدیر استخدام داشته باشد. تصور کنید مدیر استخدام در حال یادگیری زبان 

فرانسه است و دوست دارد با یکی از همکاران خود فرانسوی صحبت کند در نتیجه

 همان فرد را استخدام می‌کند. در حالی که شما سه روز برای نوشتن رزومه‌ی خود 

زمان گذاشته‌اید و تنها تفاوتتان با شخص استخدام شده این است که تصور نمی‌کردید

 بلد بودن زبان فرانسه در رزومه تأثیری داشته باشد. شما هم به زبان فرانسه مسلط 

هستید اما این موضوع را در رزومه‌ی خود ذکر نکرده‌اید و درنتیجه شانسی برای استخدام 

نداشته‌اید. شاید رزومه‌ی سایر متقاضیان بهتر از فردی باشد که استخدام شده اما 

در آن لحظه برای مدیر استخدام مهم بوده که بتواند با یکی از همکاران خود فرانسوی

 تمرین کند. زمانی که ترازوی اعتبارسنجی به یک طرف خم می‌شود تصمیم‌گیری

 راحت‌تر شده و به همان سمت متمایل می‌شود. داشتن احساس خوب در مورد 

دیگران شناخت آن‌ها را راحت‌تر می‌کند. اما زمانی که احساس کنیم طرف مقابل 

گزینه‌ی خوبی نیست تمام رفتارهای فرد را به شکلی منفی قضاوت می‌کنیم. درواقع 

زمانی که شخصی را دوست داشته باشیم به او اجازه می‌دهیم با اعتمادبه‌نفس در

 مورد خودش صحبت کند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که اغلب مردم فکر می‌کنند

 در قضاوت دیگران خوب و حرفه‌ای عمل می‌کنند. اما در بیشتر موارد عملکردشان 

حتی نزدیک به خوب هم نبوده است. آن‌ها حتی بعد از استخدام فرد اشتباه و متوجه 

شدن این موضوع ذره‌ای به قضاوت خود شک نمی‌کنند و باور دارند دلیل اشتباه 

موضوع دیگری بوده است. اعتراف به اشتباه معمولا سخت است تأیید شدن یک 

تصمیم‌گیری به بازخورد اصلاح‌کننده نیاز دارد. احتمالا برایتان پیش آمده بعد از ملاقات

 با شخصی احساس خوبی در مورد او نداشته باشید. آیا سعی کرده‌اید طرز تفکر را

 عوض کرده و به اشتباه خود اعتراف کنید؟ انجام چنین کاری معمولا سخت است

 زیرا به بازخورد اصلاح‌کننده نیاز دارد. اصلاح کردن قضاوت اشتباه چند مرحله دارد. 

در اولین مرحله فرد باید به طور کامل بپذیرد که اشتباه کرده است و برای رسیدن به

 چنین باوری شاید به شنیدن نظر دیگران احتیاج داشته باشد. سپس باید ببیند دلیل 

چنین احساسی چه بوده است و بعد از ریشه‌یابی نسبت به رفع چنین طرز تفکری اقدام کند. 

اصلاح کردن قضاوت‌های اشتباه ساده نیست و کمتر کسی دنبال آن می‌رود. راحت‌ترین کار

 این است که رزومه‌ی مورد نظر را نادیده بگیریم، با فردی که مورد قضاوت قرار گرفته قطع

 ارتباط کنیم و با این فکر که بهترین کار را انجام داده‌ایم به زندگی خود ادامه دهیم. مخصوصا

 زمانی که مغز اشتباه در قضاوت را نوعی مجازات برای فرد در نظر می‌گیرد و از انجام این

کار احساس خوبی دارد. درواقع انسان حتی فکر اینکه اشتباه کرده را به مغزش راه نمی‌دهد

 و همواره دنبال موضوعی برای تأیید طرز تفکر خود است. چگونه می‌توان قضاوت بهتری

 در مورد دیگران داشت این طرز تفکر مطمئنا یک شبه درست نمی‌شود اما می‌توان با رسیدن 

به این باور که مغز همیشه انتخاب درستی ندارد آغاز کرد. بنابراین دفعه‌ی بعد که شخص

 جدیدی را ملاقات کردید یا با فرد ناشناخته‌ای مصاحبه داشتید از خودتان بپرسید آیا دلیل

 محکمی برای این روش قضاوت دارید یا بر اساس فرضیه‌های ذهنی خود تصمیم گرفته‌اید؟

 شاید متوجه شوید در اولین برخورد یکی از مهم‌ترین مشخصات طرف مقابل که او را به 

انتخاب خوبی تبدیل می‌کند، نادیده گرفته‌اید. در نهایت می‌توان گفت شانس همان موردی

 است که قضاوت را راحت‌تر می‌کند و زمانی اتفاق می‌افتد که به دیگران فرصت دیده شدن بدهید.

 

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چرا اولین تصور ما از دیگران معمولا اشتباه است ؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 18 شهریور 1397

تأثیر تغییر فصل بر تشدید علائم زوال عقل :

محققان در یک مطالعه دریافتند: تغییر فصل تأثیر چشمگیری

 بر قدرت شناختی افراد مسن دارد.

بررسی‌ها حاکی از آن است که زمستان می‌تواند موجب کاهش

 قابل توجه در توانایی ذهنی شود. همچنین نتایج برخی مطالعات 

دیگر حاکی از آن است شروع علائم مربوط به بیماری شیزوفرنی از

 فصل زمستان آغاز می‌شود و تغییرات فصلی می‌تواند بر عملکرد 

حافظه و قدرت تمرکز افراد تاثیر بگذارد.

به تازگی گروهی از محققان کانادایی به تاثیر تغییر فصل بر 

بیماری آلزایمر پرداخته و اظهار داشتند: درصورتیکه علائم این بیماری

 در طول سال نوسان داشته باشد، می‌تواند در تشخیص و کنترل این

 بیماری نقش حائز اهمیت داشته باشد.

محققان به منظور فهم تاثیر فصل بر زوال عقل به بررسی

 اطلاعات ۳۳۵۳ فرد مسن در آمریکا، کانادا و فرانسه پرداختند 

که گروهی از این افراد به بیماری آلزایمر مبتلا بودند.

محققان با انجام آزمایشاتی و بررسی اطلاعات بدست آمده دریافتند:

 میانگین عملکرد شناختی در فصل تابستان و پاییز نسبت به زمستان و بهار بهتر است.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، علاوه بر این، محققان کانادایی

 مشاهده کردند که در فصل زمستان و بهار احتمال مشاهده علائم مربوط

 به زوال عقل و اختلال شناختی نسبت به دو فصل تابستان یا پاییز بیشتر است.

 در حقیقت، در ماه‌های سردتر سال تشخیص علائم این بیماری در شرکت 

کنندگان ۳۱ درصد بیشتر بوده است.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تأثیر تغییر فصل بر تشدید علائم زوال عقل،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 18 شهریور 1397

فواید دروغ گفتن به خودمان

با استفاده از ترفندهای روانشناسی موجود شما می‌توانید خودتان را گول بزنید و احساسی را در خود نهادینه کنید که درد کمتری در زندگی داشته باشید. همه ما در مورد اثر دارونما چیزهایی شنیده‌ایم. ایده موجود در اثر دارونما این است که فکر می‌کنید داروی مصرفی به شما کمک می‌کند در حالیکه واقعا اینگونه نیست. ذهن شما یک ابزار قدرتمند است.

مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که چنین اثری می‌تواند به شما کمک کند از این قدرت ذهنی استفاده کنید و از مزایای موجود بهره مند شوید. بر اساس مطالعه منتشر شده در مجله Pain، حتی زمانی که اطلاعاتی در مورد نحوه کارکرد اثر دارونما دارید نیز می‌توانید از مزایای آن استفاده کنید. شما می‌توانید از این یافته‌ها برای بهبود همه جوانب سلامتی خود استفاده نمایید. محققان کار خود را با ۹۷ شرکت کننده که دارای درد مزمن بودند آغاز کردند.

آن‌ها شرکت کنندگان را به دو گروه تقسیم نمودند. گروه اول برنامه‌های مدیریتی همیشگی را دنبال کردند. به گروه دوم یک بطری پر شده از قرص داده شد که هیچ ماده شیمیایی در آن وجود نداشت و تنها از سلولز پر شده بود. از این گروه خواسته شد قرص را روزانه مصرف کنند. بر روی بطری‌ها علامت تقلبی بودن و واقعی نبودن این داروها مشخص شده بود. پس این افراد به خوبی می‌دانستند که این داروها واقعیت ندارند. بعد از سه هفته، افراد به سوالاتی که در مورد دردهای آنان بود پاسخ دادند. نتایج به دست آمده محققان را نیز شگفت زده کرد. افرادی که از داروهای غیر واقعی استفاده کرده بودند کاهش درد ۳۰ درصدی را گزارش کردند.

افرادی که هیچ قرصی را مصرف نکرده بودند بهبود حداقلی داشتند. دکتر تد کاپچوک در این باره چنین می‌گوید: این یافته‌ها درک ما از اثر دارونما را به کلی تغییر داد. به جای اینکه بیماران را گول بزنیم تا درد کمتری حس کنند، این تحقیقات نشان داد که اثر دارونما حتی با آگاهی بیمار از واقعی نبودن دارو نیز می‌تواند بهبود خوبی ایجاد نماید. تحقیقات ما به خوبی نشان داد که حتی بدون گول زدن افراد نیز می‌توان به اثرات قابل توجهی دست پیدا کرد. بیماران در مورد اتفاقات رخ داده شگفت زده بودند و دوست داشتند بدانند چه چیزی باعث ایجاد چنین اثری در بدن آن‌ها شده است. آن‌ها احساس نیرومندی می‌کردند.

این کشف شگفت انگیز ، احتمالات زیادی را به هنگام بهبود سلامت کلی بدن ایجاد می‌کند. سایر بیماری‌هایی که نشانه‌های آن بر اساس درک خود فرد ایجاد می‌شود نیز می‌تواند با این رویکرد درمان گردد. علاوه بر این، شما می‌توانید از الگوی مشابهی برای ایجاد حس مثبت و سایر موارد استفاده کنید. در این شرایط حتی به قرصی نیاز نخواهید داشت. به عنوان مثال تنها با باور کردن اینکه تمرینات ورزشی در صبح زود می‌تواند به سلامت بدن شما کمک کند اثرات مثبتی دریافت خواهید کرد. اما به خاطر داشته باشید که اثر دارونما نمی‌تواند تومور سرطانی را بهبود ببخشد یا لخته‌های موجود را بهتر کند اما این اثر می‌تواند حس بهتری در فرد ایجاد نماید.

منبع: مجله سلامت






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : فواید دروغ گفتن به خودمان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 16 شهریور 1397

 

نتیجه تحقیقاتی که چندی پیش در سایت پرفسور سمیعی منتشر شده

 برای علم روانشناسی بسیاربینظیر بود:

 

1- وقتی از منظره ای یا از دیدن چیزی لذت می برید و از آن به صورت کلامی

 تعریف میکنید واهل به به وچه چه کردن هستید میزان ترشح ماده ای به نام

 کورتیکوتروفین را در مغز افزایش میدهید  که این هورمون وظیفه تامین 

انرژی لازم  بدن برای مقابله با استرس وشرایط بحران اضطراب رادارد.

 

2- وقتی شما یک گلبرگ یا هر چیز لطیفی را لمس میکنید و احساس 

خوشایندی دارید ترشح این هورمون افزایش می یابد.

 

3- وقتی شما دست میزنید، یابه اصطلاح کف میزنید حتی در یک کنفرانس

 یا مهمانی، میزان ترشح این ماده را درخون افزایش میدهید

.

 

پس درود برکسانی که ازهرچیز لذت بخش که میبینند وحس میکنند 

تعریف میکنند. درود بر آنانی که عادت دارند چشمهایشان را پر کنند

 از زیباییهای بینظیر طبیعت.

درود بر آنانی که وقتی قرار است کف بزنند به افتخار کسی بی رمق و رفع 

تکلیف این کار را نمیکنند.

 

چقدر خوب است که بدانیم رفتار ما و لذت های ما چه بصری و چه لمسی

 باعث ترشح بیشتر ماده های موثر مغز در آرامشمان شود.

پس یادت باشد لذت هایت را به زبان بیاور.

مغزت هوشیارانه آنرا دریافت میکند.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : پس یادت باشد لذت هایت را به زبان بیاور.،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 16 شهریور 1397


 

من همیشه به بیماران اندوهگین خود مى گویم اگر از این نسخه 

پیروى كنند ظرف چهارده روز معالجه خواهند شد

از آنها می‌خواهم هر روز فكر كنند چطور مى توانند یک نفر 

را خوشحال كنند زیرا اندیشه خوشحال كردن دیگران ما را از تفكر

 درباره خودمان باز میدارد و بزرگترین عامل نگرانى  اندیشیدن درباره خود است !!

شادمانى انسان

و شادمانى دیگران به یكدیگر

بیشتر از هر چیز وابسته است...

آلفرد آدلر

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چطور مى توانند یک نفر را خوشحال كنند،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 16 شهریور 1397


( کل صفحات : 34 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز