مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید












سازنده ترین کلمه گذشت است

آن را تمرین کن

 

پرمعنی ترین کلمه ما است

آن را به کار بر

 

عمیق ترین کلمه عشق است

به آن ارج بده

 

بی رحم ترین کلمه تنفر است

با آن بازی نکن

 

خودخواهانه ترین کلمه من است

از آن حذر کن

 

 

ناپایدارترین کلمه خشم است

آن را فرو بر

 

بازدارنده ترین کلمه ترس است

با آن مقابله کن

 

با نشاط ترین کلمه کار است

به آن بپرداز

 

پوچ ترین کلمه طمع است

آن را بکش

 

سازنده ترین کلمه صبر است

برای داشتنش دعا کن

 

روشن ترین کلمه امید است

به آن امیدوار باش

 

ضعیف ترین کلمه حسرت است

حسرت کش نباش

 

 

تواناترین کلمه دانش است

آن را فرا گیر

 

محکم ترین کلمه پشتکار است

آن را داشته باش

 

سمی ترین کلمه شانس است

به امید آن نباش

 

لطیف ترین کلمه لبخند است

آن را حفظ کن

 

 

ضروری ترین کلمه تفاهم است

آن را ایجاد کن

 

سالم ترین کلمه سلامتی است

به آن اهمیت بده

 

اصلی ترین کلمه اعتماد است

به آن اعتماد کن

 

دوستانه ترین کلمه رفاقت است

از آن سو استفاده نکن

 

 

زیباترین کلمه راستی است

با آن روراست باش

 

زشت ترین کلمه تمسخر است

دوست داری با تو چنین شود؟!

 

 

موقر ترین کلمه احترام است

برایش ارزش قائل شو

 

آرامترین کلمه آرامش است

آرامش را دریاب

 

عاقلانه ترین کلمه احتیاط است

حواست را جمع کن

 

دست و پا گیر ترین کلمه محدودیت است

اجازه نده مانع پیشرفتت شود

 

سخت ترین کلمه غیر ممکن است

غیر ممکن وجود ندارد

 

مخرب ترین کلمه شتابزدگی است

مواظب پل های پشت سرت باش

 

تاریک ترین کلمه نادانی است

آن را با نور علم روشن کن

 

 

کشنده ترین کلمه اضطراب است

آن را نادیده بگیر

 

صبور ترین کلمه انتظار است

منتظرش بمان

 

با ارزش ترین کلمه بخشش است

برای بخشش هیچوقت دیر نیست

 

 

قشنگ ترین کلمه خوشرویی است

 

راز زیبایی در آن نهفته است

 

رسا ترین کلمه وفاداری است

بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است

 

محرک ترین کلمه هدفمندی است

زندگی بدون آن پوچ است

 

و

 

هدفمند ترین کلمه موفقیت است

پس پیش به سوی موفقیت

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : سازنده ترین کلمه گذشت است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 27 شهریور 1396

حواس انسان 8 گانه است نه 5 گانه :

محققان اعلام کردند که ما علاوه بر داشتن 5 حس

 شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی و لامسه دارای سه حس

دیگر هستیم که از وجود آن بی‌خبریم.

به گزارش یاهو، به گفته این محققان در ضمیر ناخودآگاه ما

حواس دیگری علاوه بر حواس پنجگانه وجود دارد که به

صورت ناخواسته نادیده گرفته شده‌اند.

به گفته محققان این پژوهش،

 ما دارای حسی به نام "thermoception"

 (حس حرارت) هستیم که مسئول سنجش درجه حرارت

بوده و به ما کمک می‌کند تا در سرمای زمستان بتوانیم

 میزان سرما را درک کنیم و بر طبق این حس لباس مناسب بپوشیم.

پیشتر احساس گرما و سرما در دسته‌بندی حس لامسه

 قرار می‌گرفت این در حالی است که به گفته محققان

 این پژوهش شما برای درک سرما یا گرما نیازی

 به لمس آن ندارید.

حس دیگری که همیشه مخصوصا در مدرسه و دانشگاه

 و محل کار به کمک ما

 می‌آید

و ما از وجود آن بی‌اطلاع هستیم، proprioception (حس موقعیت اندام‌های بدن) نام دارد

 که

 به ما کمک می‌کند تا بدون نگاه کردن به صفحه کلید

لغات مورد نظر خود را تایپ کنید.

این حس حتی در زمان راه رفتن نیز به کمک انسان آمده و فرد بدون

 نگاه کردن به زمین می‌تواند به راحتی راه رفته و به پاهای خود

 برای ادامه مسیر اطمینان کند.

به کمک این حس حتی بدون نگاه کردن به اندام‌های مختلف

بدن می‌توان موقعیت آنها را درک کرد.

شاید بتوان گفت که ما ساده ترین کارهای خود مانند رانندگی،

راه رفتن، تایپ کردن و غیره را مدیون این حس هستیم.

در نهایت، حسی به نام "equilibrioception" (حس تعادل) مربوط به حفظ تعادل ما بوده و از افتادن و زمین خوردن ما جلوگیری می‌کند.

البته محققان این پژوهش برای اثبات رسمی این ادعای جدید نیازمند انجام پژوهش‌های بیشتر هستند اما نکته قابل توجه اینجاست که بدون وجود این حواس زندگی برای ما بسیار دشوار خواهد شد.

 ایسنا

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : حواس انسان 8 گانه است نه 5 گانه،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 27 شهریور 1396

احتمال افسردگی پس از انجام کدام جراحی‌ها بالاتر است؟


احتمال ابتلا به افسردگی در افرادی که جراحی‌های زیر را انجام می‌دهند

 بیش‌تر است و در این موارد پزشکان در صورت تشخیص علائم و نشانه‌های 

افسردگی در بیماران خود، آنها را به مراکز روان‌درمانی ارجاع می‌دهند.

رایج‌ترین جراحی‌ها که منجر به افسردگی می‌گردند:

جراحی قلب

جراحی بای‌پس معده

جراحی مغز

سرطان

جراحی پلاستیک

جراحی برداشتن پستان

چگونه پس از عمل جراحی با افسردگی مقابله کنیم؟

هیچ‌کس نمی‌تواند یک‌شبه بر افسردگی چیره شود و راه حل 

سریعی برای افسردگی وجود ندارد. با این حال می‌توان برای 

جلوگیری از وقوع مشکلات جدی‌تر قدم‌های کوچکی برداشت. 

دوستان و نزدیکان بیماران نیز می‌توانند نقش مهمی را در روند 

بهبود وی بازی کنند.

ورزش منظم :

ورزش منظم می‌تواند در تسریع روند بهبود موثر باشد. البته لازمه‌ی 

ورزش توانایی جسمی است. ورزش باعث تقویت بدن می‌شود. خارج

 شدن از منزل و تنفس هوای تازه می‌تواند به تقویت وضع روحی فرد

 کمک کند. پیاده‌روی می‌تواند گزینه‌ی مناسبی برای بیماران باشد.

پیروی از یک برنامه‌ خواب منظم :

خواب برای همه مهم است اما برای افرادی که می‌خواهند با افسردگی

 مقابله کنند اهمیت بیش‌تری دارد. منظم خوابیدن به معنی بیش از

 حد خوابیدن نیست؛ بلکه منظور این است که زمان خواب و بیداری فرد

 معین باشد. یک برنامه منظم باعث می‌شود افراد احساس کنند

 زندگی‌شان نظم بیشتری دارد.

کنار آمدن با احساسات :

غالبا افرادی که به تازگی عمل جراحی را پشت سر گذاشته اند

 احساسات گوناگونی را تجربه می‌کنند و مهم است که این افراد

 احساسات خود مثل خشم و ناراحتی را به شکل مناسبی ابراز کنند. 

برای به دست آوردن این مهارت، برخی مشورت با داکتر یا مشاور 

و برخی دیگر صحبت با دوستان یا اعضای خانواده را انتخاب می‌کنند.

حفظ سلامت :

پیروی از یک رژیم غذایی سالم بخش مهمی از برنامه‌ی بهبود پس

 از عمل جراحی به شمار می‌رود. مصرف مکمِل‌های غذایی و انتخاب 

سبک زندگی سالم مثل ترک یا کاهش استفاده از سگرت می‌تواند

 کمک فراوانی به تسریع روند بهبود کند.

تعیین هدف برای بهبود :

تمرکز بر روند بهبود و بازیابی سلامت می‌تواند افسردگی را کاهش

 دهد. تعیین اهداف واقع‌گرایانه، هر چند کوچک، می‌تواند روحیه‌ی 

فرد را تقویت کند و به وی انگیزه دهد تا اهداف بعدی خود را دنبال کند.

 هم‌چنین تعیین هدف می‌تواند به فرد کمک کند تا مثبت‌اندیش باشد

 و معمولا باعث می‌شود فرد به راه طی شده و دستاوردهای خود فکر کند.

صبور بودن :

خارج شدن از مسیر طبیعی زندگی می‌تواند آزاردهنده باشد، اما بیمار نباید

 نگران مسئولیت‌های خود و کارهای انجام نیافته‌ی دیگر باشد. 

در عوض، توصیه می‌شود تا سلامتی خود را در اولویت قرار داده و

 تا زمانی که بهبود کامل نیافته، تلاش کند تا صبوری و شکیبایی پیشه کند.

منبع: سلامت نیوز

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : احتمال افسردگی پس از انجام کدام جراحی‌ها بالاتر است؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 24 شهریور 1396

برای یک عذرخواهی موثر لازم است شش گام را طی کنیم :

 

گام اول : "من را ببخش!"

مهم است که بدانید دقیقا چه عاملی موجب رنجش طرف مقابل شده است. 

بنابراین به او بگویید : "من می دانم که از من رنجیده ای و می خواهم 

که مرا ببخشی، اما هنوز نمی دانم که چه کار اشتباهی انجام داده ام؟ "

 

گام دوم : پذیرفتن اشتباه

در مرحله ی بعدی، مهم است که بپذیریم اشتباه کرده ایم. پذیرش اشتباه

 در واقع زمینه ی درک مسئولیت پذیری را فراهم می کند. البته مهم است 

که بدانید دقیقا چه اشتباهی مرتکب شده اید و چه عاملی موجب رنجش 

طرف مقابل شده است. بنابراین به او بگویید : "من می دانم که از من

 رنجیده ای و می خواهم که مرا ببخشی، اما هنوز نمی دانم که چه کار 

اشتباهی انجام داده ام؟ "

 

گام سوم : پشیمانی

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در رابطه ای شما یا طرف مقابلتان 

برای کوتاه کردن ماجرا یا پرهیز از تنش بلافاصله متوسل به عذرخواهی

 شوید، اما هر دو طرف می دانید که این صرفا یک راه فرار است. بنابر

این برای اینکه عذرخواهی شکل واقعی و حقیقی پیدا کند، مهمترین 

شرط آن پشیمانی است. اگر حس می کنید شما یا طرف مقابل از کاری

 که کرده اید، پشیمان نیستید لزومی به عذرخواهی نیست.

 

گام چهارم : توضیح و دلیل

 کمی زمان بگذارید و در شرایطی که هر دو آرام تر شده اید، دلایل خود

 را توضیح دهید. البته دقت کنید که قرار نیست چیزی را توجیه کنید. 

این دلایل شامل مواردی می شود که خارج از کنترل و توان شما بوده است.

 

گام پنجم : تکرار نکردن

یکی دیگر از مهمترین شرط های یک عذرخواهی واقعی تصمیم 

جدی برای تکرار نکردن آن اشتباه هست. بنابراین اگر به نظر شما 

عذرخواهی واقعی انجام شده و بعد ناخواسته دوباره همان اشتباه 

اتفاق افتاده، عذرخواهی او را بپذیرید و تاکید کنید که چون واقعا 

قصد انجامش را نداشته، اشکالی ندارد.

 

 

گام ششم : جبران کردن

جبران کردن مرحله ی تکمیلی یک عذرخواهی واقعی و کامل است.


 پیشقدم شوید و بگویید که: "بخاطر اشتباهم متاسفم و


 می خواهم جبران کنم." با جبران کردن نشان می دهیم مسئولیت 


کار اشتباهمان را پذیرفته ایم و احساس طرف مقابل را به خوبی درک
 

کرده ایم. این کار باعث می شود هم طرف مقابل را خوشحال کنیم و


 هم خودمان احساس بهتری داشته باشیم




نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : برای یک عذرخواهی موثر لازم است شش گام را طی کنیم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 23 شهریور 1396

نشانه های اعتماد به نفس پایین :

آیا تا به حال فردی را دیده اید که جمله ای را به زبان بیاورد و بلافاصله 

بارها بابت گفتن آن عذرخواهی کند؟ چنین افرادی بدون شک دچار 

کمبود اعتماد به نفس هستند. بعضی از جملاتی که به زبان می‌آورید

 درجه اعتماد به نفس‌تان را نشان می‌دهند.

بارها تکرار کلمه «ببخشید» :

به گزارش پنجره خلاقیت، بعضی افراد باورشان این است که هر

 مشکل و اشتباهی که پیش بیاید مقصر آن ها هستند و باید

 عذرخواهی کنند.

راه حل: اگر شما هم چنین باوری دارید قبل از عذرخواهی موقعیت

 را ارزیابی کنید و ببینید آیا واقعا کار بدی کرده اید که مجبور به

 عذرخواهی هستید؟

فقط یه شانس بود :

بعضی ها در زندگی به موفقیت هایی می رسند اما در جواب 

تبریک دیگران می گویند: شانس آوردم یا یهویی اتفاق افتاد. 

آن ها تلاش هایی که برای آن موفقیت کرده‌اند را فراموش

 می کنند و ادعا می کنند که تنها شانس باعث این موفقیت 

شده است. به این وضعیت اعتماد به نفس نامعقول یا 

نادرست می گویند.

راه حل: اعتراف کنید که عالی هستید و وقتی دیگران تبریک 

می گویند به جای بهانه آوردن کافی است بگویید: متشکرم.

چه فکری درباره من میکنن :

معمولا کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند روی دیدگاه و

 نظرات دیگران متمرکز می‌شوند و ناسازگاری‌ها را نمی‌توانند 

تحمل کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند با انسان‌های منفی و 

ناراضی ارتباط برقرار کنند.

راه حل: ابتدا این را درک کنید که همه آدم ها به فکر 

خودشان هستند و کسی به شما فکر نمی کند. آدم‌های 

ناسازگار و متناقض را که دائم نسبت به شما نظر منفی دارند

 از زندگی خود دور کنید.

دوست دارم چرت بزنم :

اعتماد به نفس پایین تنها بازخورد رفتاری ندارد بلکه عوارض

جسمی هم دارد. مثل خستگی و خواب آلودگی بی دلیل. 

این افراد در چنین شرایطی از مشکلات و نگرانی ها دوری می کنند.

راه حل: اگر متوجه چنین مشکلی در خودتان شدید با 

درمان شناس مشورت کنید تا بتوانید راه حلی برای 

این خستگی های مفرط پیدا کنید.

جملات ناخوشایند درباره خود :

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند دائم خودشان را مسخره

 می کنند و هنگامی که درباره خودشان حرف می زنند جملات 

ناخوشایندی را به کارمی برند. آن ها تصور می کنند که دیگران 

فقط نقص های شان را می بینند پس بهتر است که خودشان 

این نقص ها را تمسخر کنند تا دیگران.

راه حل: اگر شما توجه دیگران را به نقص های‌تان جلب نکنید

 دیگران هرگز متوجه آن ها نخواهند شد.

شاید درست گفته باشم مطمئن نیستم :

جملاتی مثل: شاید، اگه اشتباه نکنم، یه جورایی و بهانه هایی

 هستند برای این که شاید چیزی که می گویند اشتباه باشد.

راه حل: جملاتی که به زبان می آورید را کنترل کنید و این را بدانید

 که همه آدم ها حرف های شان ۱۰۰ درصد درست نیست.

همه اینو میگن :

بیشتر مردم اینجوری فکر میکنن، بیشتر مردم چنین چیزی رو

 میخوان و مواردی از این قبیل نشان می‌دهد که نمی‌خواهید

 عقیده خودتان را به زبان بیاورید.

راه حل: این را بدانید که تنها نظر شخصی شکل گرفته شماست 

که به شما شخصیت می دهد.

نظرم متفاوت بود اما موافقم :

آنها هیچ‌وقت بحث نمی‌کنند و همیشه موافق هستند. آن ها افراد

 آسان گیری نیستند بلکه ترس از اشتباه و شکست دارند.

راه حل: این را درک کنید که غریبه ها هرگز نمی توانند تشخیص

 دهند که چه چیزی برای شما بهتر است و چه نظری باید داشته باشید.

منبع : میگنا





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : نشانه های اعتماد به نفس پایین،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 23 شهریور 1396

 



لوین در جهت گشتالت کار می کرد، با این تفاوت که او برخلاف دیگران، که به طور عمده بر مطالعه ی ادراک تأکید می کردند، زیربنای کار خود را بر اساس بررسی نیازها، شخصیت و عوامل اجتماعی قرار داد؛ در حالی که ورتایمر، کافکا و کوهلر، به هنگام توضیح رفتار بر سازه های زیستی تکیه داشتند، لوین روانشناسی را یک علم اجتماعی می دانست.
لوین در آلمان متولد شد و در همانجا تحصیلات دانشگاهی را به پایان رساند.
او در سال 1914 و در حالی که به مطالعات خود در رشته های ریاضی و فیزیک ادامه می داند، موفق به گفتن دکترا در روانشناسی شد. پس از پایان خدمت نظام، به دانشگاه برلین بازگشت و سرانجام به گروه روانشناسان گشتالت پیوست. در آنجا پژوهشهای درخشان و مهمی درباره ی انگیزه و تداعی انجام داد و نظریه ی میدانی را تدوین کرد.
لوین در سال 1933، به دلیل فشار نظام هیتلری به امریکا مهاجرت کرد و در آن کشور در زمینه ی روانشناسی اجتماعی آزمایشها و مطالعات متعددی انجام داد و سرانجام در سال 1947 درگذشت.
گرایش در حال رشد اندیشمندان در قرن نوزده و اوایل قرن بیستم آن بود که در اصطلاحات روابط میدانی اندیشه کنند و به این ترتیب از چهارچوب ذره گرایانه پافراتر نهند. همانطور که دیدیم، ورتایمر، کافکا و کوهلر چنین گرایشی داشتند. مفهوم نظریه ی میدانی در روانشناسی در اصل از مفهوم میدانهای نیرو در فیزیک گرفته شد و در روانشناسی بیشتر با نام «کورت لوین» پیوند خورده است.
لوین در اصل به مسأله ی انگیزه توجه داشت و در نتیجه نظریه ی میدانی خود را به عنوان نظریه ای در باب ادراک و انگیزه توسعه داد. در عین حال، به لحاظ علاقه اش به مسائل روزمره ی زندگی به مطالعه ی موضوعات مختلف علوم اجتماعی مانند مسائل مربوط به گروههای اقلیت، سازمانهای سیاسی، روابط بین المللی و بین فرهنگی پرداخت. به همین دلیل در حیطه ی روانشناسی اجتماعی چهره ای برجسته به شمار می رود. او از متقدمان مطالعه و تحقیق درباره ی پویاییهای گروه و پژوهش علمی در این زمینه محسوب می شود. لوین تحت تأثیر مفهوم نظریه ی میدانی در فیزیک، مدعی بود که اثر نیروهای روانشناختی همزمان که در میدان روانشناختی یا فضای زندگی عمل می کنند، موجب سازماندهی مجدد آن میدان و رفتار روانشناختی می گردند. از این رو، میدان روانشناختی یا فضای زندگی مفهوم اصلی و کلید درک نظریه ی میدانی به شمار رفته است و به منزله ی الگوی تفکر روانشناختی این نظریه محسوب می شود.
این فضا به نظر لوین متشکل از دو مقوله ی شخص و محیط روانشناختی است.
به طور کلی، در مطالعات روانی لوین بر شرایط انگیزشی موقعیتهای شخص محیط تأکید می کند و در فرایند پژوهش به پنج مرحله ی تفکیک ناپذیر در شرایط انگیزشی تکیه دارد: 1) یادآوری وظیفه ی ناتمام، 2) توسعه و تحول سطوح خواست و آرزو، 3) جایگزینی اعمالی که تنش را کاهش می دهد، 4) توسعه و ایجاد رضایت و در نتیجه انجام دادن وظایف ناتمام و 5) توسعه خشم. (1) مطالعه ی این مراحل به شناخت رفتار شخص در فضای زندگی منجر می شود که به عنوان الگویی از وابستگی متقابل واقعیات و اعمال به شمار می آید:
قوانین عام روانشناختی، احکامی است در باب ارتباطات تجربی بین این عناصر ساختاری... ممکن است تعداد نامحدودی از این منظومه ها (فضای زندگی) را در خط این قوانین به دست داد که هر یک منطبق با یک مورد خاص و در یک زمان خاص باشد. (2)
هدف لوین از تعریف مفاهیم روانشناسی میدانی تعریفی بود که بتواند انواع رفتار را تحت پوشش قرار دهد و در ضمن روانشناس را در یک موقعیت مشخص، در شناخت یک شخص معین یاری رساند. او معتقد بود که قوانین قراردادی روانشناسی رفتارگرا، براساس پیشگوییهای آماری است و پیش بینی آماری را تنها می توان در کودک متوسط یا الگوی رفتاری یک گروه سنی به کاربرد، در حالی که اینگونه قوانین، قادر به درک و پیش بینی آنچه یک شخص معین در یک موقعیت ویژه انجام می دهد، نیست. بنابراین، روانشناسی باید موقعیتیهایی را که شخص در آن مورد مطالعه قرار می گیرد، مشاهده کند. بدین ترتیب نظریات لوین در روانشناسی معاصر آثار شگرفی به جا گذاشت تا آنجا که گاردنرمورفی در سال 1958 نوشت:
این نبوغ کورت لوین بود که برای شناخت طبیعت متنوع انسان و نیز موضوع به هم پیوسته و انعطاف پذیر استعدادهای بالقوه، مناسبترین ابزار را در اختیار ما گذاشت. (3)
هر چند ممکن است تعریف مورفی از کورت لوین مبالغه آمیز باشد، اما پوشیده نیست که افکار لوین در تعدیل نظریات رفتارگرایی و معطوف کردن توجه به نگرشی نو درباره ی انسان و روش مطالعه ی او بسیار حایز اهمیت است.

روش روانشناسی میدانی

لوین می خواست از یک الگوی ریاضی برای ارائه ی مفهوم نظری خود درباره ی فرایندهای روانی استفاده کند. به همین دلیل، متوجه شد که آمار به تنهایی برای اهداف او کافی نیست. پس در توسعه ی روانشناسی خود، افکار و مفاهیم مشخصی، چون توپولوژی و بردار را از دیگر علوم، بویژه هندسه و فیزیک گرفت. اما آنها را درست به همان شکل که در علوم اصلی خود تعریف می شوند، به کار نبرد، بلکه به شیوه ای آنها را تعریف کرد که در نظام روانشناسی میدانی، کارآیی بیشتری داشته باشند.
برخی از دانشمندان به لوین خرده می گیرند که او به این اصطلاحات معانی متفاوتی داده و تا اندازه ی زیادی موجب آشفتگی اصطلاح شناسی علوم شده است. او در پاسخ می گوید، دانشمندان در هر علمی، باید هر مفهومی که به طور مؤثر راهنمای آنان در پیگیری و حل مسائلشان باشد، استفاده کنند. نسبی گرایان از هماهنگی و همکاری علمی استقبال کرده، آن را تشویق می کنند. اما اصرار ندارند که قلمرو و میدان یک علم به وسیله قوانین، اصول، مفاهیم و تعاریف خاص یک علم خویشاوند، محدود شود.
به این ترتیب لوین با استفاده از مفاهیم برداری و توپولوژیک، واقعیات روانشناختی را در اصطلاحات مربوط به ارتباطات میدانی شخص و محیط روانشناختی توضیح می دهد. او برای این کار، روش نظریه ی میدانی را به همان شکل که در علم فیزیک مرسوم است، به کار می برد.
موضوع دیگری که لوین در مطالعات روانشناختی به آن اهمیت زیادی می داد، استفاده از نظریه در جمع بندی مسائل روانشناختی بود؛ به این معنی که برخلاف ادعای بیشتر رفتارگرایان از جمله اسکینر که بر نظریه با ناباوری می نگریستند، لوین نظریه و فرضیه را ابزار عمده ی توضیح مسائل علمی می دانست. برای او، نظریه، ایجاد هماهنگی بین دو عملکرد را ممکن می سازد و نشان می دهد که چه چیزی دانسته شده و راه کسب دانش نوین چگونه است. در واقع، روش علمی نه تنها شامل فرایندهای مشاهده و طبقه بندی داده هاست، بلکه شامل صورت بندی و ارائه ی فرضیات نیز می شود. لوین می خواست درباره ی انسان به فرضیات مشخصی دست یابد و در عین حال چگونگی بررسی آنها را معین کند. در نتیجه مدعی شد که جمع آوری و طبقه بندی واقعیات رفتاری، برای پاسخ به سؤالات مربوط به شرایط و علل رویدادهای روانی ناکافی است. لوین با نظر رفتارگرایان مبنی بر اینکه هر پژوهشی در گام نخست باید با مشاهده ی دقیق آغاز شود، موافق بود، اما در حالی که بر اهمیت مطالعه ی انگیزه ی آدمی تأکید می ورزید، مشاهده را به روشی مختلف و برای هدفی متفاوت انجام می داد:
تنها با کمک نظریه می توان علت ارتباطات متقابل را مشخص کرد. علم بدون نظریه، به دلیل نداشتن عناصری که قادر به سازماندهی واقعیات است و به پژوهش جهت می دهد، کوراست. حتی به لحاظ عملی، گردآوری واقعیات به تنهایی فاقد ارزش است. این عمل نمی تواند به سؤالاتی پاسخ دهد که برای اهداف عملی اهمیت دارد. مثلاً برای اینکه فرد اثر یک طرح را در یک مورد مشخص به دست آورد، چه باید بکند؟ برای پاسخ به این سؤال، ما به نظریه نیازمندیم. اما آن نظریه ای که حاصل تجربه است، نه ناشی از تفکر نظری؛ یعنی نظریه و واقعیت باید به طور تنگاتنگ به هم مرتبط باشند. (4)
قصد لوین آن بود که قوانینی (روابطی) به دست دهد که بر طبق آن بتوان رفتار فرد را در فضاهای زندگی خاص او پیش بینی کرد. او معقتد بود که برای فهم و پیش بینی رفتار فرد، باید شخص و محیط او را به عنوان واقعیات و عملکردهای وابسته در نظر گرفت. او همه ی رویدادها و وقایعی را که در فضای زندگی شخص رخ می دهد، حتی آنهایی را که فقط یک بار اتفاق می افتد، قانونمند می دانست. لوین، به رغم قبول ارزش میانگین تمام موارد ممکن، توجه خود را بیشتر بر توصیف کامل موقعیتهای شخص - محیط متمرکز کرده، می نویسد:
همه ی قوانین روانشناسی، احکام ارتباطات تجربی بین این عناصر نهادی یا متعلقات خاص آنهاست. می توان تعداد نامحدودی از فضاهای زندگی را با این قوانین که هر یک منطبق با یک مورد خاص و در یک زمان خاص هستند، مشخص کرد. (5)

مفاهیم کلیدی روانشناسی میدانی

نظریه ی لوین غالباً تحت عنوان روانشناسی توپولوژیک و روانشناسی برداری شناخته شده است. لوین تحت تأثیر علم فیزیک، در توسعه ی روانشناسی میدانی، از اصطلاح سازه (6) که تفکر ابداعی است، بهره ی فراوان برد. همانطور که اتم و جرم، سازه های غیر روانشناختی هستند، فضای زندگی، شخص، والانس (7) مصادیق سازه های مفهومی روانشناختی محسوب می شوند. به یک معنی، علوم عمیقاً بستر اختراع و توسعه و تحول یا اصلاح و آزمایش سازه هاست.
نظریه ی میدانی از داده های قابل مشاهده به عنوان فنوتیپ (8) و از سازه های غیر قابل مشاهده به عنوان ژنوتیپ نام می برد.
لوین مدعی است که: «مفاهیم «توپولوژیک» و «برداری»، قدرت تحلیل و دقت مفهومی را افزایش داده برای مطالعه ی طیف وسیعی از مسائل روانشناختی سودمند است. (9) روانشناسی میدانی به وسیله ی مجموعه ای از مفاهیم یا سازه ها که شناخت واقعیت روانشناختی را به روشی مناسب ممکن می سازد، تعین می یابد. لوین با استفاده از این مفاهیم به توضیح رفتارهای قابل مشاهده و غیر قابل مشاهده می پردازد.
برای اینکه به تفکرات نسبی گرای روانشناسی میدانی پی ببریم، لازم است مفاهیم کلیدی را دقیقاً به همان شکل که در این زمینه استفاده می شود، تعریف کنیم. در مطالعه ی این مفاهیم، خواننده فکر اصلی نظریه ی میدانی را که عبارت از معانی همه ی سازه هایی است که به طور دو جانبه به هم وابسته اند، به خاطر خواهد سپرد. هر معنی به معنای همه ی مفاهیم دیگر وابسته است. به طور کلی، تمام متغیرهای روانشناسی میدانی به هم وابسته اند، علاوه بر این باید به خاطر داشت که نمودار فضای زندگی به طور مجازی قابل ترسیم است. همه چیز را نمی توان یکباره نشان داد. یک تصور ذهنی کامل و دقیق از فضای زندگی باید تمام واقعیات روانشناختی و سازه ها را در یک موقعیت کلی، که به وسیله ی یک شخص معینی ارائه می شود، نشان دهد. شخص همراه با محیط، ساختاری است که به جنبه های گوناگون تقسیم شده است. برخی از جنبه های شخص عبارت است از دوستان، آرزوها، جاه طلبیها، تصور از خود، نیازها، تواناییهایی که درباره حل مسائل و موضوعات متنوع دارد و فعالیتهایی که به شکلهای گوناگون انجام می شود. محیط روانشناختی نیز، شامل همه ی اشیایی است که شخص در یک زمان معین درک می کند.
به طور کلی،‌ می توان سازه های کلیدی - نظریه های اختراعی - روانشناسی میدانی را به سه مفهوم محوری به نامهای فضای زندگی، توپولوژی و بردار و به تعدادی مفاهیم کمکی تقسیم کرد. فضای زندگی سازه ی اصلی لوین است که موقعیت زمان حال را ارائه می کند. دو مفهوم محوری دیگر، یعنی توپولوژی و بردار، برای مشخص کردن ویژگیهای اصلی فضای زندگی به کار می رود.

فضای زندگی

فضای زندگی صورت بندی علمی مجموعه ای از موقعتیهای غیر قابل برگشت و متفاوت، اما دارای صفات مشترک و به هم پیوسته ای است که هر یک تمایلات و ارتباطات بی مانندی را در خود ذخیره کرده اند. فضای زندگی با این هدف توسعه یافت که: 1) ممکن و ناممکن را در زندگی شخص توضیح دهد؛ 2) آنچه را اتفاق خواهد افتاد،‌ پیش بینی کند. این مفهوم معرف یک الگوی کلی از عوامل یا محرکهایی است که بر رفتار فرد در یک لحظه ی خاص اثر می گذارد. در روانشناسی میدانی، رفتار بر تغییر در فضای زندگی ناظر است. این تغییر، روانشناختی است و برحسب رشد هوشی فرد انجام می گیرد. فضای زندگی شخص، جهان روانشناختی او یا موقعیت «حال» یا «اکنون» اوست. این معنی شامل شخص، محیط روانشناختی یا بخشی از محیط اجتماعی و مادی فرد می شود که به طور روانشناختی در یک لحظه ی خاص با او درگیر شده، مرتبط می شود، چرا که با اهداف او در همان لحظه ی خاص رابطه دارد.
محیط روانشناختی شامل رویدادها و اشیای ادراک شده است. این معنی یک واسطه ی تمایز نایافته که شخص را در برگرفته باشد، نیست. شخص به تعبیر روانشناختی، خودی است که به طور هدفمند رفتار می کند.
فضای زندگی بازنمای اشیای فیزیکی نیست، بلکه ارائه دهنده ی ارتباطات نمادی و عملکردی آن است. از این رو نه تنها اشیای ادراک شده، بلکه مقولاتی چون خاطره، زبان، اساطیر، هنر و دین را عرضه می کند. مجموعه های پیوسته ی فضای زندگی، کل جهان روانشناختی را که شخص در آن زندگی می کند، به نمایش می گذارد. این جهان ممکن است، ادراک، دانش، اعتقادات، جنبه های گذشته و آینده و افکار مجرد شخص را - به همان شکل اشیای عینی - شامل شود.
فضای زندگی را یک بدنه ی خارجی غیر روانشناختی احاطه کرده است. این بدنه تمام جنبه های محیط اجتماعی و مادی فرد را که در زمان مطالعه ی او روانشناختی نیستند، در برمی گیرد. بدنه ی خارجی فضای زندگی، مشتمل بر تمام ادراکات بالقوه ای است که آشکارا با ادراکات عملکردی واقعی، متفاوت است.
می توان شخص، محیط روانی و بدنه ی خارجی فضای زندگی را به گونه های مختلف نشان داد. شخص به طور نمادی درون محیط روانشناختی قرار می گیرد و هر دو به وسیله ی بدنه ی خارجی محاصره شده اند. خصوصیت مرزهای نواحی یک فضای زندگی، نفوذناپذیری آن است. عوامل غیر روانشناختی که به وسیله ی مشاهده گر قابل رؤیت است، ممکن است در لحظه ی بعد برای فرد مورد مطالعه ی روانشناختی شود. برای اینکه جنبه یا بخشی از جهان مادی بتواند بر رفتار هوشمندانه ی شخص اثر بگذارد، باید در نتیجه ی تعامل، از پوسته ی خارجی به فضای روانی او انتقال یابد.

 

از نظر روانشناختی شخص متشکل از دو ناحیه به نامهای 1. نظام ادراکی حرکتی (10)؛ 2. نظام شخصی - درونی (11) است. نظام شخصی - درونی که معرف نیازهای فرد است، درونی ترین بخش فضای زندگی است و نظام ادراکی - حرکتی که ناحیه ی مرزی بین نظام شخصی - درونی و محیط روانشناختی محسوب می شود، نماینده ی تواناییهای عملی، دانش و شناخت شخص است. تمرین تواناییهای شناختی مستلزم استفاده از حواس برای شناخت اشیاست و به همین لحاظ نظام ادراکی - حرکتی دال بر پدیده ای است که ماشین گرایان آن را ارگانیسم عملکردی می خوانند. از این دیدگاه، نظام ادراکی - حرکتی، ابزار عمل نظام شخصی - درونی است. همچون نظامهای محیط روانشناختی، نظام ادراکی - حرکتی نیز برای برآورد نیازهای شخص، به تدارک فرصتهای مناسب پرداخته، در عین حال آنها را محدود می کند. در عین حال، این نظام به شخص نزدیکتر از محیط است. در این نظام، تواناییها با نظام ادراکی - حرکتی همانند هستند. نیازهای نظام شخصی - درونی، رفتار فرد را به سوی هدفی که مرتبط با آن حالت است، معین می کند.
به لحاظ اینکه نظام ادراکی - حرکتی، به طور عملکردی بین نظام شخصی - درونی و محیط قرار گرفته است، هم اعمال شخص و هم اعمال محیط را جهت می دهد. به این معنی که شخص در ارتباط با محیط روانشناختی اش عمل کرده، به طور خودبخودی و همزمان نتیجه ی عمل خود را درک می کند.
نحوه ی تحول خود به کیفیت تعامل شخص و محیط روانشناختی وابسته است. ارگانیسم، جنبه ای از هر دو یعنی هم جنبه ای از شخص و هم جنبه ای از محیط است. اینکه یک صفت جنبه ای از فرد یا محیط باشد، بیش از هر چیز به نیازها و دیگر عوامل نظام شخصی - درونی وابسته است.
نیازها یا هر حالت دیگر نظام شخصی - درونی تنها از طریق عمل ارگانیکی یا تجلی بدنی می توانند بر محیط تأثیر داشته باشند. (12)

توپولوژی

هنگامی که اصطلاحات یا مفاهیم توپولوژیک در روانشناسی میدانی به کار می رود، موقعیت شخص را در ارتباط با اهداف عملکردی او و همچنین موانعی را که بر سر راه تحقق آن اهداف وجود دارد، نشان می دهد.
توپولوژی، امکانات متعددی برای رفتار یا حرکت روانشناختی فراهم می کند.
توپولوژی هندسه ای ناموزون، شامل درون، بیرون و مرز است، در حالی که به درازا، پهنا و ضخامت بی اعتناست. هیچ فاصله ای تعریف نمی شود، بلکه بیشتر، توپولوژی با موقعیت نسبی اشکال هندسی توصیف می گردد. «به لحاظ توپولوژیک، هیچ تفاوتی بین دایره، بیضی یا چند ضعلی منتظم و غیر منتظم و هر چند ضعلی که داشته باشد، نیست... یک قطره ی آب و کره ی زمین از دیدگاه توپولوژیک، کاملاً معادلند». (13) دو مفهوم احساسی که فضای توپولوژیک بر آنها دلالت دارد، عبارتند از پیوستگی (14)، ارتباطات جزء و کل. (15) به طور توپولوژیک، اشیا ممکن است در کنار، داخل یا خارج هم قرار بگیرند. اندازه و شکل هیچ معنایی در شکل توپولوژیک ندارند. «دو شکل هنگامی با هم معادلند که یکی از آنها از طریق حرکت ارتجالی و انعطافی بتواند بر دیگری منطبق شود. (16)
مفاهیم توپولوژیک برای اراده ی تعریف ساختار فضای زندگی به روشی که طیفی از ادراکات و اعمال را تعریف کند، به کار می رود. این امر از طریق نمایش نظم و ترتیب بخشهای عملکردی فضای زندگی انجام می گیرد. بخشها به عنوان نواحی گوناگون و مرزهای آن نشان داده می شود (زمانی که فرد دارای ساختار شد، به دو ناحیه تقسیم می شود). نواحی علاوه بر جنبه های شخصی که فضای زندگیش مطالعه می شود، فعالیتهای عملی گوناگونی را چون خوردن، خوابیدن، راه رفتن، تصمیم گیری و همچنین رویدادهای انفعالی چون اخراج شدن از مدرسه یا تشویق شدن و واحدهای اجتماعی مشخصی چون خانواده، جمعیت، طبقه و گروه را نیز ارائه می دهند. اگر ناحیه ی «سینما رفتن» در فضای زندگی فرد قرار بگیرد، شخص یا به آن فعالیت یا به تفکر درباره ی آن می پردازد. اگر اخراج شدن از مدرسه در فضای زندگی برجسته شود، شخص به سابقه و نتیجه ی آن نظر می کند. جمعیت در یک فضای زندگی ناظر بر معنایی است که جمعیت برای فرد دارد.

بردار (17)

مفهوم بردار از نظامی در مکانیک اخذ شده و قدرت و جهت را که دو ویژگی خاص نیروست، نشان می دهد. در روانشناسی، بردار نیرویی است که بر حرکت روانشناختی به سوی یک هدف یا گریز از آن اثر می کند (شکل 12-5).

 

نیرو، گرایش به عمل در یک راه و جهت معین است و بردار مفهومی معادل نیروی روانشناختی دارد. اگر تنها یک بردار وجود داشته باشد، جهت حرکت به آن سمتی است که بردار مشخص می کند، اما اگر دو بردار یا بیشتر، راههای متفاوتی را نشان دهند، حرکت در جهت نیروی برایند آنها خواهد بود. بنابراین، بردارها معرف حرکت نیروها در ساختارهای توپولوژیک هستند. آنها آنچه را اتفاق می افتد یا احتمال دارد که اتفاق بیفتد، به تصویر می کشند. از این رو، بردارها، والانسهای نواحی محیطی یا بخشهای عملکردی فضای زندگی را نشان می دهند. والانس نیروی جاذب یا دفع نواحی است و امکان دارد مثبت یا منفی باشد. والانس وقتی مثبت است که شیء یا رویداد محیطی برای شخص جذاب باشد و والانس منفی معرف انزجار فرد از شیء یا رویداد خارجی است. والانس مثبت بهنیاز روانشناختی پاسخ داده آن را برآورده می کند و والانس منفی مانع برآورده شدن آن نیاز می گردد و در نتیجه به شخص آسیب می رساند. نواحی هدف نیز دارای والانسهای مثبت و منفی اند. نواحی مانع فقط، والانس منفی دارند.
هر بردار، نیرویی را ارائه می کند که به والانس یک ناحیه از فضای زندگی مرتبط است.
در حالی که مفاهیم توپولوژیک برای توضیح ساختاری «ممکن ها» استفاده می شود، مفاهیم برداری، به توصیف پویایی یک موقعیت، یعنی آنچه در حال رخ دادن است یا احتمالاً رخ خواهد داد، می پردازد. بردار ممکن است نیروی کشاننده یا بازدارنده را ارائه کند. نیروی کشاننده، گرایش شخص است به حرکت، در جهت یک ناحیه ی هدف در فضای زندگی یا دور شدن از آن. نیروی بازدارنده، مانع و سدی در برابر حرکت روانشناختی است که در تضاد با نیروی کشاننده قرار می گیرد. این دو نیرو ممکن است ناشی از نیازها و تواناییهای شخص مورد مطالعه باشد. (18)

رفتار

در روانشناسی میدانی، رفتار، تعریفی متفاوت از آنچه رفتارگرایان ارائه می دهند، دارد. رفتارگرایان، هماهنگ با تفسیرهای خود درباره ی روانشناسی به عنوان علم مطالعه ی ارتباطات ارگانیسمهای زیست شناختی و محیط فیزیکی و اجتماعیشان، رفتار را به منزله ی حرکتی غددی یا عضلانی قابل مشاهده و قابل اندازه گیری به شمار می آورند. روانشناسان میدانی این نظریه را نمی پذیرند و معتقدند که، رفتار روانشناختی همراه با هدف است و از این رو عین حرکت فیزیکی نیست. همچنین همه ی رفتارها به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و باید در خلال مطالعه ی اعمال قابل مشاهده، آن را استنباط کرد. (19)
در روانشناسی میدانی هنگامی که از رفتار صحبت می شود، حرکت روانشناختی مورد نظر است و نه لزوماً هر نوع حرکت فیزیولوژیک. ممکن است فردی از نظر عاطفی به فرد دیگر نزدیک شود، اما هنوز هیچ حرکت جسمی از او مشاهده نگردد. رفتار، بیشتر در فضای زندگی رخ می دهد تا در یک فضای قابل مشاهده. رفتار روانشناختی کم و بیش کلامی و نمادین است و ممکن است با تجربه مساوی فرض شود. هر نمونه ی رفتار باید به عنوان نتیجه ی عمل متقابل جنبه های مرتبط و چندگانه ی یک موقعیت مشخص محسوب شود. تعریف وسیع رفتار عبارت از هرگونه تغییر در فضای زندگی است که موضوع قوانین روانشناختی است. بنابراین رفتار ممکن است یک تغییر در مکان وابسته به شخص - محیط، سازماندهی مجدد شناختی محیط، شخص یا ساختاربندی مجدد فضای زندگی باشد. رفتار روانشناختی ممکن است یک عمل هدفمند و آشکار، یک تغییر جهت نگرشی، تغییر در ارزش درک شده شیء یا فعالیت و یا یک ارتباط جدید بین دو رویداد یا بیشتر، باشد.
به طور کلی با توجه به مطالب فوق، رفتار (B) تابعی است از شخص (P) و محیط (E) که در روانشناسی میدانی به شکل معادله ی( B=F(P,E نشان داده شده است. این حکم، شامل فعالیتهای هیجانی، فعالیتهای هدفمند، رؤیا، خواست و تفکر، صحبت و عمل کردن نیز می شود. در این فرمول، شخص و محیط، متغیرهای مستقل از هم نیستند، بلکه متغیرهایی با وابستگی متقابل به شمار می آیند. به عبارت دیگر، برای اینکه رفتار را پیش بینی کنیم، باید شخص و محیط او را به عنوان منظومه ای از عوامل که با هم وابستگی متقابل دارند، در نظر گرفت. (20) ما مجموعه ی این عوامل را فضای زندگی خواندیم که شامل شخص و محیط روانشناختی می شد. بنابراین برای توضیح رفتار باید به ارائه ی علمی فضای زندگی بپردازیم و عملی که رفتار را با فضای زندگی پیوند می دهد، مشخص کنیم. این عمل چیزی است که غالباً با عنوان «قانون» از آن نام می برند. (21)
منبع مقاله: شکرکن، حسین و دیگران، (1372) مکتبهای روانشناسی و نقد آن (جلد دوم)، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی، چاپ ششم 1390






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : کورت لوین،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 20 شهریور 1396

 

گشتالت

گشتالت (به آلمانی: Gestalt) نام یک مکتب در روانشناسی و نام گروهی 

کوچک از روانشناسان آلمانی پیرو این مکتب در قرن بیستم است که نظریات

 ماکس ورتایمر را مبنای کار خود در زمینه بررسی یادگیری قرار دادند.

 

بنیانگذاران این نهضت ماکس ورتایمر (۱۹۴۳۱۸۸۰) و دو همکار

 دیگرش به نام‌های ولفگانگ کهلر (۱۹۶۷۱۸۸۷) و کورت کافکا

 (۱۹۴۱۱۸۸۶) بودند و احتمالاً این نهضت پس از انتشار مقاله

 ماکس ورتایمر درباره حرکت آشکار در ۱۹۱۲ شکل گرفت.

 

نظریه گشتالت

گشتالت در آلمانی به معنای «ساختار و سازمان» (configuration) یا شکل

(form) است. 

روانشناسان گشتالت معتقد بودند که گرچه تجربه‌های روانشناختی

 از عناصر حسی ناشی می‌شوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. 

روانشناسان گشتالت معتقد بودند که یک ارگانیزم چیزی به تجربه

 می‌افزاید که درداده‌های حسی وجود ندارد و آنها آن چیز را سازمان

(organization) نامیدند و همانطور که بیان شد گشتالت 

در آلمانی به معنی سازمان است. طبق نظریه گشتالت 

ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های 

جداگانه را نمی‌بینیم و کلاً هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب

 یافته در سازمان‌ها (گشتالت‌ها) یی است که برای ما معنی دارند.

 

طبق این نظریه کل چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است. 

برای مثال ما با گوش فرادادن به نت‌های مجزای یک ارکستر 

سمفونی قادر به درک تجربه گوش دادن به خود آن نیستیم و 

در حقیقت موسیقی حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع

 نت‌های مختلفی است که توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود

 آهنگ دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی است که 

با مجموع قسمت‌های آن متفاوت است.

 

چگونگی شکل‌گیری نظریه گشتالت

مکس ورتایمر در راه تعطیلات هنگام مسافرت با قطار به شهر 

رایلند به یک اندیشه تازه دست یافت. او دریافت که اگر دو نور

 متفاوت با نرخ معینی خاموش و روشن شوند، در بیننده این تصور

 را ایجاد می‌نمایند که این تنها یک نور است که به عقب و جلو می‌رود 

(درست همانند آنچه که در کارتون‌های انیمیشن اتفاق می‌افتد و

 ما بادیدن پشت سرهم چند نقاشی تصور می‌کنیم که یک موجودیت

 واحد در حال تحرک را می‌بینیم). وی پس از این تجربه قطار 

را ترک نمود و یک چرخش‌نما (stroboscope) خریداری نمود

 و در اتاقی که برای اقامت کرایه کرده بود با آن تعداد زیادی آزمایش

 انجام داد. او دریافت که در صورتی که چشم محرک را به طریق

 معینی ببیند در شخص تصور حرکت ایجاد می‌شود و این را پدیده

 فای نامید. این کشف تأثیری عمیق برتاریخ روانشناسی به جای نهاد.

 اهمیت پدیده فای در این است که این پدیده با عناصری که آن

 را به وجود می‌آورند فرق دارد. احساس حرکت توسط بررسی 

هر یک از دو نوری که خاموش یا روشن می‌شوند قابل تبیین

 نخواهد بود. تجربه حرکت به نحوی از ترکیب عناصر به دست می‌آید

منبع:هرگنهان، السون. نظریه‌های یادگیری. ترجمهدکتر علی اکبر سیف





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : گشتالت،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 20 شهریور 1396

 

مادرشدن، زنان را باهوش‌تر می‌كند :

تحقیقات اخیردانشمندان دانشگاه لانگ‌وود ایالت ویرجینیا 

حاكی ازآن است كه زنان پس از مادرشدن باهوش‌تر می‌شوند.

به گزارش ایرنا از پایگاه خبری 'نیچر'، توانایی ذهنی مادران

 پس از تولد فرزند افزایش می‌یابد. مادران به راحتی قادر به 

كنترل استرس خود هستند و در هنگام مواجه شدن با مشكلات،

 راه حل های بهتری را اتخاذ می‌كنند.

پس از تولد فرزند، تمركز مادران روی موضوعات مهم افزایش 

می‌یابد و مسئولیت نوزاد تازه تولدیافته به آنان یاد می‌دهد كه

 نباید روی مسایل متفرقه و كم اهمیت انرژی بگذارند و همین

 امر كارآیی فكری آنان را افزایش می دهد.

محققان بر این باورند كه تكامل مغزی مادران از دوران بارداری

 شروع می‌شود. در این حالت نورون‌ها بزرگتر می‌شوند و پروتئین 

بیشتری تولید می‌كنند، علاوه بر این ظرفیت نورون‌ها برای برقراری

 ارتباط با یكدیگر افزایش می‌یابد.

در ادامه این تحقیقات آمده است كه مادران نسبت به زنانی كه

 فرزند ندارند، به عمل جراحی مغز پاسخ بهتری می‌دهند و

 بهبودی آن‌ها با سرعت بیشتری انجام می‌شود.

این موضوع در مورد اكثر حیوانات ماده نیز صدق می‌كنند؛

 به عنوان مثال، عملكرد موش ماده مادر نسبت به موش ماده 

بدون فرزند در تمام موارد هوشمندانه‌تر است.

نتایج كامل ان تحقیقات در شماره امروز 

نشریه 'Smithsonian' به چاپ رسیده است.





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مادرشدن، زنان را باهوش‌تر می‌كند،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 19 شهریور 1396

باید خودمان را به خاطر انسان بودن ببخشیم .

باید خودمان را به دلیل نقص هایی که داریم ببخشیم.

هنگامی که خود را قضاوت میکنیم

نا خود آگاه به قضاوت دیگران می پردازیم و آنچه در مورد دیگران

 انجام می دهیم درباره خودمان انجام خواهیم داد .

جهان آیینه ای است از خود درونی ما،

هنگامی که بتوانیم خود را بپذیریم و ببخشیم به شکل خودکار

 دیگران را می پذیریم و می بخشیم .

این درسی بود که به سختی آن را فرا گرفتم.

دبی فورد

جوجه اردک زشت درون





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : باید خودمان را به خاطر انسان بودن ببخشیم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 14 شهریور 1396

در این ساعت خلق و خوی آقایان تغییر می‌کند!

براساس جدیدترین پژوهش‌ها مغز آقایان درساعت ۱۰ صبح و ۷ بعد از ظهر 

بسیار فعال است، اما در حدود ساعت ۲ بعد از ظهر با افت شدیدی مواجه می‌شود.

کارشناسان امیدوار هستند از این یافته‌ها برای کمک به درمان افراد مبتلا به 

مشکلات خواب و افسردگی استفاده کنند.

بسیاری از مردان شاغل پس از صرف ناهار و در زمان بعد از ظهر دچار 

احساس افسردگی، خستگی و کسالت می‌شوند، بازده کاری آن‌ها افت 

پیدا کرده و اغلب دچار بی‌انگیزگی موقت و خواب آلودگی می‌شوند.

کارشناسان در این تحقیق با بررسی اسکن مغزی داوطلبان مرد در

 ساعت‌های مختلف روز دریافتند فعالیت منطقه پوتامن مغزی که با 

بخش پاداش دهی در ارتباط است در ساعات بعد از ظهر افت 

عملکردی پیدا می‌کند.

بر این اساس کارشناسان به آقایان توصیه می‌کنند برای جلوگیری 

از افت توان جسمی و عملکرد ذهنی در ساعات بعداز ظهر، در وعده غذایی 

ناهار مواد غذایی تازه و سالم حاوی میوه و سبزیجات، پروتئین کم چرب،

 لبنیات، حبوبات و غلات مصرف کنند.

همچنین بعد از یک الی دو ساعت از مصرف ناهار از نوشیدنی‌هایی، 

چون چای یا قهوه استفاده کنند که باعث افزایش تمرکز ذهنی آن‌ها می‌شود.

خوردن شکلات تلخ و دانه‌های آجیل نیز می‌تواند سبب رفع احساس

 خستگی و کسالت شود و در نهایت جویدن آدامس بدون شکر برای 

مدت زمان ۱۵ دقیقه سبب رفع حالت خواب آلودگی در افراد می‌شود.

از جمله دیگر راهکار‌های برطرف کردن احساس خواب آلودگی 

در آقایان در ساعات بعد ازظهر قدم زدن با فاصله نیم ساعت از 

صرف غذا به مدت یک ربع است، همچنین انجام ورزش‌های کششی 

و هوازی ساده نیز می‌تواند باعث بهبود گردش خون و جلوگیری از 

خواب آلودگی شود.

قراردادن گل و گیاهان معطر از جمله سبزی رزماری در محل کار 

و استشمام رایحه آن می‌تواند باعث افزایش قدرت عملکرد ذهنی شود،

 رز ماری مانند یک داروی مکمل از بروز مشکلاتی، 

چون آلزایمر و افت توان حافظه نیز در افراد جلوگیری می‌کند.

با انجام این راهکار‌ها آقایان می‌توانند در تمام طول ساعات روز 

از توانایی بالای ذهنی خود درانجام کار‌ها استفاده کنند.

منبع : میگنا





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : در این ساعت خلق و خوی آقایان تغییر می‌کند!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 12 شهریور 1396

طلاق برای قلب خوب نیست :

طلاق همسران نه تنها موجب دلشکستگی است، بلکه براساس نتایج یک مطالعه بزرگ،

 خطر مرگ ناشی از مشکلات قلبی را هم افزایش می دهد.

به گزارش روزنامه تلگراف، مطالعه محققان دانشکده پزشکی استون در بیرمنگام

 انگلیس روی حدود یک میلیون بیمار مبتلا به حمله قلبی نشان داد که احتمال 

زنده ماندن افراد مطلقه در این گروه بسیار کمتر از همتایان متاهل آنها بود. 

همچنین بر اساس نتایج این مطالعه، احتمال زنده ماندن بیماران متاهل

بسیار بیشتر از بیماران مجرد بود اما این میزان در بیمارانی که طلاق گرفته بودند

 از همه کمتر بود، به طوری که میزان مرگ و میر افراد مطلقه ای که یک 

حمله قلبی داشتند 16 درصد بیشتر از افراد متاهل و هفت درصد بیشتر

 از افراد مجرد بود.

متخصصان قلب می گویند: افرادی که همسر دارند، تشویق می شوند که 

از خود مراقبت کنند، تناسب اندام خود را حفظ و داروهای خود را به موقع

 مصرف کنند اما افراد مطلقه نه تنها، فاقد چنین کمکی هستند بلکه متحمل 

ضربه دوگانه مقابله با استرس ناشی از شکست ازدواج هم می شوند.

 دکتر «پل کارتر» از دانشگاه استون گفت: ازدواج و وجود همسر در 

خانه احتمالا به معنی برخورداری از سطحی از حمایت عاطفی و فیزیکی است. 

یافته های این مطالعه که در انجمن اروپایی کنگره آمریکا ارائه شد، 

حاصل مطالعه ای 13 ساله روی حدود یک میلیون بیمار انگلیسی است.

دکتر «راهول پوتلوری» نویسنده ارشد این مطالعه گفت: اتفاقی که

 در پی طلاق می افتد، این است که بیماری که در زمان تاهل با مصرف

 داروهای خود سازگار بوده است، ناگهان تحت فشار زیاد قرار می گیرد

 و همچنین ناگزیر از تحمل بار مسئولیت ها می شود. ممکن است

 مراقبت از خود برای این افراد دشوار باشد و کنترل وقایعی را که 

در حال رخ دادن است، از دست بدهند که این یک «ضربه دوگانه» است، 

بر این اساس لازم است که پزشکان این قبیل بیماران را به شیوه ای 

جامع درمان کنند و آنها را به استفاده از گروه های حمایتی و دوره های

 توانبخشی تشویق کنند.

محققان خاطرنشان کردند که یافته های مطالعه آنها به طور خاص به

 بیمارانی مربوط می شود که حامل عوامل خطرساز قلبی عروقی هستند

 و وضعیت آنها خطر حمله قلبی بدون علائم قبلی را افزایش می دهد.

آنها افزودند: این موضوع حائز اهمیت است که بیماران مبتلا به این 

عوامل خطرساز اما قابل پیشگیری، برای کاهش این خطر از شیوه زندگی

 و توصیه دارویی پزشکان خود پیروی کنند و ارائه حمایت اجتماعی

 به این افراد حیاتی است.

محققان ادامه دادند: یافته های جدید نشان می دهد که بیماران 

به واسطه تاهل از امکان کنترل موفق عوامل خطرساز بیماری قلبی

 و در نهایت حیات طولانی تر برخوردار می شوند. به گفته این پژوهشگران، 

همچنین شواهد زیادی وجود دارد که استرس و رخدادهای استرس زا 

در زندگی مانند طلاق با بیماری قلبی ارتباط دارد.

 مترجم: درنا محمدیان - ایرنا

منبع : میگنا

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : طلاق برای قلب خوب نیست،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 8 شهریور 1396

خوشبختی" ارثی است :


طبیعی است که دلیل رنگ چشم، اندازه قد و بسیاری از بیماری ها

 را ژنتیکی بدانیم اما مطالعات اخیر دانشمندان نشان می دهد خوشبختی 

هم ارثی است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ پژوهشگران ادعا می کنند خوشبختی 

و انتخاب همسر مناسب ژنتیکی است و به ژن تنظیم کننده 

"هورمون سروتونین" مربوط است که با تاثیر روی عواطف و روابط باعث

 ایجاد حس خوشبختی در زوجین می شود.

بررسی ها نشان می دهند پیچاندن زبان و

 "ازدواج موفق" و چپ دستی و "اعتماد به نفس" 

و چاقی و سحر خیزی و شاد بودن ویژگی های ژنتیکی هستند

 و در خون افراد هستند و نسل به نسل منتقل می شود.


افرادی که افسرده هستند و احساس شادی نمی کنند 

باید به جای متهم کردن این و آن نگاهی به خودشان بیندازند

 و دلیل این مسأله را باید در ژنتیک شان جستجو کرد.

راز شادی در ژنی نهفته است که تنظیم "هورمون سروتونین" 

را بر عهده دارد.

پژوهشگران طیف وسیعی از رفتارها و ویژگی ها را بررسی کرده 

و به نقش ژنتیک در بروز آن ها پی بردند و بعضی از این رفتارها 

برآیندی از ویژگی های ژنتیکی و تاثیر محیط هستند که در 

مجموع نمی توان تنها آن ها را ژنتیکی در نظر گرفت.

منبع : میگنا





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : خوشبختی" ارثی است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 8 شهریور 1396

 

ذهن اگر چیزی برای مشغول شدن به آن نداشته باشد، 

دشمن خودش خواهد شد.

 

ذهن وقتی چیزی ندارد که توجه خودش را بر آن متمرکز کند

 دچار آشوب و ناآرامی می شود.

 

وقتی یک چیز مورد علاقه ،توجه ذهن را به خودش مشغول می کند ، 

مرکز توجه ذهن بیرونی شده و مجذوب آن می شود و همین 

باعث می شود که ذهن از درگیری درونی با خودش رها شود .

 

به همین دلیل افرادی که در زندگی شان ،

کاری یا هدفی برای پرداختن به آن ندارند ،

رنجورترین افراد از نظر روانی هستند.

 

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ذهن انسان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 شهریور 1396

تشخیص آلزایمر ۲۰ سال قبل ازبروز با آزمایش چشم :

محققان در یک تحقیق جدید ادعا می کنند که یک آزمایش

 چشم می تواند بیماری آلزایمر را دو دهه قبل از بروز علائم

این بیماری تشخیص دهد.

به گزارش سایک نیوز به نقل از ایرنا از روزنامه دیلی میل، 

محققان آمریکایی این آزمایش را روی ۱۶ بیمار انجام دادند و 

با مقایسه نتایج مطالعه خود با اسکن های مغزی متوجه شدند 

که این آزمایش چشم در تشخیص افراد با دو برابر میزان 

رسوب پلاک در مغزشان، موفق بود.

محققان می گویند : این یافته یکی از بزرگترین موفقیت ها 

در تحقیقات آلزایمر تا به این تاریخ است و اولین نشانه از یک 

آزمایش مقرون به صرفه و غیر تهاجمی را نشان می دهد.

دکتر ‘مایا کورونیو هامائوی’ جراح اعصاب در Cedars-Sinai

در کالیفرنیا گفت: این یافته ها نشان می دهد که شبکیه ممکن

 است یک منبع قابل اعتماد برای تشخیص بیماری آلزایمر باشد.

محققان متوجه شدند که دقت نتایج این آزمایش چشم به اندازه 

دقت نتایج روش های استاندارد تهاجمی است.آنها یکی دیگر از 

یافته های اصلی این مطالعه جدید را کشف پلاک های آمیلوئید 

در مناطقی از شبکیه عنوان کردند که پیش از این نادیده گرفته 

شده بود.

محققان با اظهار اینکه مقدار این پلاک در شبکیه با مقدار پلاک

 در مناطق خاص مغز ارتباط داشت، گفتند: اکنون دقیقا می دانیم

 که برای کشف علائم اولیه بیماری آلزایمر کجا را باید بررسی کنیم.

آنها یافته های این مطالعه را نوید بخش تشخیص زودهنگام آلزایمر

 می دانند و اظهار می کنند: امید ما این است که در نهایت اسکن 

تحقیقاتی چشم به عنوان یک دستگاه غربالگری برای تشخیص 

زودهنگام این بیماری برای مداخله و تغییر رویه این اختلال با 

استفاده از داروها و تغییر شیوه زندگی مورد استفاده قرار گیرد.

منبع : سایک نیوز

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تشخیص آلزایمر ۲۰ سال قبل ازبروز با آزمایش چشم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 شهریور 1396

تاثیر آلزایمر بر خواب :

بیماری آلزایمر بسیاری از ابعاد زندگی از جمله خواب افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.

به گزارش سایک نیوز به نقل از خبرگزاری مهر، طبق اعلام بنیاد ملی خواب، بیماری آلزایمر می تواند موجب بروز موارد زیر در زمان خواب شود:

بیدار شدن در اواسط شب؛

به سختی به خواب رفتن. بیخوابی ممکن است نشانه اولیه آلزایمر حتی قبل از از دست رفتن حافظه باشد.

سردرگمی و آشفتگی شبانه به دلیل کمبود خواب.

بیماری آلزایمر که موجب از دست رفتن حافظه و قوای شعوری بخصوص در سنین بالا می شود نتیجه رسوب ماده ای به نام بتاآمیلوئید در سلول های مغز و سپس از بین رفتن آنها است. کم خوابی و بخصوص کمبود خواب عمیق می تواند روند تولید و رسوب بتا آمیلوئید در مغز را تشدید کرده و در نتیجه روند ایجاد الزایمر را تسریع کند.

به گفته محققان خوشبختانه این یکی از عواملی است که تا حدودی قابل پیشگیری است. با بیشتر کردن میزان ورزش و فعالیت های بدنی در طول روز، با کمک گرفتن از روش های رفتاردرمانی و حتی با تحریک الکتریکی مغز جهت تقویت امواج مغزی می توان الگوهای خواب افراد را بهتر کرد.

محققان می گویند خواب شبانه موجب شسته شدن مغز از پروتئین های سمی شده و این اثر محافظت کننده خواب بر روی مغز است





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تاثیر آلزایمر بر خواب،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 13 مرداد 1396


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز