مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها
 

ارکستر یا سازگان

به مجموعه‌ای از نوازندگان و سازهایی که باهم به اجرای قطعات موسیقی می‌پردازند، اطلاق می‌شود.

 

هر ارکستر به‌طور معمول براساس قرارگرفتن نوع و تعداد سازها در آن نامگذاری می‌شود. برای نمونه، ارکستر سمفونی، که به‌عنوان بزرگترین نوع ارکستر شناخته می‌شود، بدان معناست که در آن از تمام گروه‌های سازی استفاده شده و تقریباً تمامی سازهای موسیقی کلاسیک غربی در آن وجود دارد. ارکسترهای کوچک‌تر، که بخشی از سازهای موسیقی کلاسیک در آن قرار دارد، با نام‌های دیگر از جمله ارکستر مجلسی نامیده می‌شوند. ارکستر مجلسی به ارکستری گفته می‌شود که در آن از سازهای زهیِ آرشه‌ای، سازهای بادی چوبی و سازهای کوبه‌ای و سازهای کلیدی همچون پیانو می‌تواند استفاده شود.

 

در برخی از موارد، بعضی از عنوان‌ها برای ارکسترها استفاده می‌شود، که این نام‌ها اشاره‌ای به نوع سازهای به‌کاررفته یا نقش سازها در این ارکسترها ندارد و این نامگذاری‌ها تنها برای تشخیص‌دادن ارکسترهای مختلف در یک منطقه یا شهر استفاده می‌شود. برای نمونه، ارکستر فیلارمونیک معمولاً از سوی انجمن دوستداران موسیقی در هر شهر (انجمن فیلارمونیک) پشتیبانی مالی می‌شود و در این ارکسترها معمولاً از نوازندگان خبره و چیره‌دست هر شهر استفاده می‌گردد. البته ساختار ارکستر فیلارمونیک، ازنظر سازی، به‌صورت ارکستر سمفونیک یا ارکستر بزرگ است، مانند ارکستر فیلارمونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک لندن. در ارکسترها رهبر ارکستر مهم‌ترین نقش و در واقع قلب ارکستر به‌شمار می‌رود.

 

پیشینیانِ ارکسترهای امروزی، حوالی سال‌های ۱۶۰۰ پدیدار شدند. برجسته‌ترین و بارزترین مثال ارکسترهای پیشین، ارکستر موردنیاز برای اجرای اپرای ارفئو از ساخته‌های کلودیو مونته‌وردی است. در اواخر قرن هفدهم، آهنگساز فرانسوی، ژان-باپتیست لولی، برای بارگاه سلطنتی یک ارکستر ترتیب داد که تقریباً اکثر آن از سازهای زهی بود، ولی شامل سازهای بادی چوبی، نظیر ابوا و فاگوت و حتی فلوت نیز می‌شد. در قرن هجدهم، یوهان استامیتز و دیگر آهنگسازان در آنچه که به عنوان مکتب مانهایم شناخته شده‌است، آهنگسازی‌های اولیه برای ارکستر سمفونی مدرن را پایه‌گذاری کردند. هر آهنگ از چهار قطعه برای ترکیب سازهای شامل قسمت بادی‌های چوبی (فلوت، ابوا و فاگوت)، بادی‌های برنجی (فرنچ هورن، ترومپت)، کوبه‌ای‌ها (۲ تیمپانی) و قسمت زهی (ویولن‌های اول و دوم، ویولا، ویولونسل و کنترباس) تشکیل می‌شد. کلارینت در این دوره در ارکستر پذیرفته گردید. در حالی که سازهای اصلی دوره‌های قبل مانند هارپسیکورد، لوت و لوت باس به‌تدریج به فراموشی سپرده شدند.

 

قرن نوزدهم دوره‌ای پربار برای ارکستر بود. بادی‌های چوبی از دو عدد به سه یا چهار عدد برای هر ساز افزایش یافتند و بادی‌های برنجی به وسیله ترومپت سوم، هورن سوم و چهارم و افزوده شدن ترومبون تقویت و تکمیل شدند. آهنگسازانی نظیر هکتور برلیوز، ریشارد واگنر و نیکولای ریمسکی کورساکف و در قرن بیستم ریشارد اشتراوس، گوستاو مالر و ایگور استراوینسکی وجود و خلق ارکسترهایی در ابعاد بی‌سابقه و وسیع از لحاظ صدایی را امری بدیهی و لازم شمرده بودند. نمونه‌های بزرگ ارکسترهای اواخر قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم ارکسترهایی با نزدیک به صد نوازنده را ثبت کرده و نیز ممکن بود شامل طیف گسترده‌ای از سازها و وسایل مورد نیاز مربوط به یک آهنگ خاص باشند. هرچند از حدود سال‌های ۱۹۲۰ آهنگسازان رو به سوی چینش ارکسترهای کوچک کردند که گاه شامل سازهای سازهای قدیمی مکمل هم می‌شدند

 






نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : ارکستر یا سازگان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 19 فروردین 1397

 

جوایز آکادمی (انگلیسی: Academy Awards) یا اسکار (انگلیسی: Oscars)، مراسم اعطای جوایز سالانه آمریکا که توسط آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک به بهترین آثار صنعت سینما جهان اهدا می‌شود. این مراسم یکی از شاخص‌ترین مراسم‌های اهدای جوایز در جهان است و هر ساله در بیش از ۱۰۰ کشور جهان به‌صورت زنده پخش می‌شود. جایزه اسکار یکی از نه جایزه از جوایز آکادمی است. جوایز آکادمی در بخش رسانه به عنوان قدیمی‌ترین مراسم اهدای جوایز به‌شمار رفته و جوایزی نظیر جایزه گرمی (برای موسیقی)، جایزه امی (برای تلویزیون) و جایزه تونی (برای تئاتر) پس از آن شکل گرفتند. آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک توسط لویی بی میر مدیر استودیو مترو گلدوین مایر ایجاد شد.

 

اولین مراسم اسکار در روز پنجشنبه، ۱۶ مه ۱۹۲۹ در هتل روزولت در هالیوود، کالیفرنیا برگزار شد. جوایز آکادمی برای اولین بار در سال ۱۹۳۰ در رادیو و در سال ۱۹۵۳ برای اولین بار در تلویزیون پخش شد. آخرین دوره جوایز آکادمی، هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار در سالن تئاتر دالبی هالیوود، لس آنجلس به میزبانی جیمی کیمل مجری تلویزیون برگزار شد.

تاریخچه

نخستین مراسم اسکار در ۱۶ می ۱۹۲۹ در مراسم شام خصوصی در هتل روزولت هالیوود با حضور حدود ۲۷۰ تماشاگر برگزار شد. بهای بلیت مراسم بعدی که در هتل میفر برگزار شد که ۵ دلار بود. ۱۵ تندیس کوچک به بازیگران، کارگردانان و دیگر عوامل صنعت فیلم‌سازی آن زمان برای گرامی داشت فعالیتشان طی سال‌های ۱۹۲۷۱۹۲۸ اهدا شد. اسامی برنده‌ها از سه ماه قبل اعلام می‌شد که این رویه در دومین مراسم اسکار در سال ۱۹۳۰ تغییر کرد. از آن زمان و در ۱۰ سال نخست نتایج برای انتشار عمومی در ساعت ۱۱ شب برگزاری مراسم به روزنامه‌ها داده می‌شد. این شیوه تا زمانی که لس آنجلس تایمز نام برنده‌ها را پیش از شروع مراسم اعلام کند ادامه یافت. در نتیجه آن، آکادمی از سال ۱۹۴۱ اسامی برندگان را در نامه‌ای مهر و موم شده اعلام می‌کرد و مراسم از تئاتر کداک پخش می‌شد.

 

موسسات

نخستین برنده اسکار بهترین بازیگر مرد امیل یانینگز بود که به دلیل نقش آفرینی در فیلم‌های آخرین فرمان و راهی که همه می‌روند اسکار را از آن خود کرد. امیل پیش از مراسم به اروپا باز می‌گشت از این رو آکادمی با اهدای زودتر جایزه به او موافقت کرد. این موضوع او را نخستین برنده جایزه اسکار در تاریخ کرد.

 

فیلم بو ژست محصول سال ۱۹۳۹ تنها فیلم غیر مستندی است که چهار برنده اسکار بهترین بازیگر یعنی گری کوپر، ری میلند، سوزان هیوارد و برودریک کرافورد را در نقش‌های اصلی در اختیار داشت.

 

در مراسم بیست و نهم که در ۲۷ مارس ۱۹۵۷ برگزار شد بخش انتخاب بهترین فیلم خارجی زبان نیز ایجاد گردید. از سال ۱۹۷۲ تصمیم گرفته شد که مراسم اهدای جوایز با جایزه بهترین فیلم به پایان برسد. در مراسم هفتاد و چهارم که در سال ۲۰۰۲ برگزار شد، برای اولین جایزه اسکار بهترین انیمیشن نیز اضافه گردید و اهدا شد.

 

طراحی

اگرچه در آکادمی هفت جایزه دیگر نیز وجود دارد (جایزه یادبود ایروینگ جی. تالبرگ، جایزه بشردوستانه ژان هرشولت، جایزه گوردون ای. سایر، جایزه علمی و مهندسی، جایزه علمی و فنی آکادمی،جایزه اسکار بهترین دستاورد فنی،مدال تقدیر جان ای. بونر و جایزه دانش آموزی و همچنین دو جایزه افتخاری که در سال ارائه می‌شود، اما مشهورترین آن‌ها جایزه شایستگی آکادمی بوده که بیشتر به تندیس اسکار معروف است. این تندیس که از بریتانیم آب طلا شده بر روی یک پایه فلزی سیاه ساخته شده دارای بلندی ۱۳٫۵ اینچ (معادل ۳۴ سانتیمتر) و وزن ۸٫۵ پوند (معادل ۳٫۸۵ کیلوگرم) است و شوالیه‌ای را نشان می‌دهد که شمشیر مبارزان جنگ صلیبی را در دست گرفته و بر روی یک حلقه فیلم ایستاده و پنج حوزه فیلم را نشان می‌دهد که هر کدام نشانگر بخش‌های اصلی آکادمی هستند: بازیگر، نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده و تکنسین.

 

در طراحی حایزهٔ اسکار از هیچ مدلی استفاده نشده است.[۱] جورج استنلی مجسمه‌ساز (که چشمه الهه شعر را در دروازه هالیوود بول نیز ساخته است)، طرح سدریک گیبنز را با خاک رس ساخت و ساچین اسمیت تندیس را با ۹۲٬۵ درصد قلع و ۷٬۵ درصد مس قالب زد و آن ۲۴ قیراط طلا داد. تنها چیزی که از زمان خلق اسکار به آن افزوده گشته بالا بردن کیفیت پایه آن بوده‌است. طرح اصلی اسکار به سال ۱۹۲۸ در کارخانه ذوب فلز سی. دبلیو. شاموی و پسران در باتاویای ایالت ایلی نویز قالب ریزی شد که طرح تندیس جوایز وینس لومباردی و امی را نیز قالب زده است. از سال ۱۹۸۳ سالانه حدود ۵۰ اسکار توسط کارخانه آر.اس. اونز و شرکا در شیکاگو ایالت ایلی نویز ساخته می‌شود. ساخت ۵۰ مجسمه بین سه تا چهار هفته زمان می‌برد

 

در حمایت از آمریکا در جنگ جهانی دوم تندیس‌ها از گچ ساخته می‌شد که پس از اتمام جنگ از دریافت‌کنندگان برای مبادله با نسخهٔ طلایی دعوت شد.

 

نامگذاری

در مورد ریشه نام اسکار اختلافاتی وجود دارد. در بیوگرافی بت دیویس عنوان شده که او اسکار را از نام همسر اولش هارمون اسکار نلسون جونیور (۱۹۰۷۱۹۷۵) رهبر ارکستر گرفته‌است. ادعای دیگر در مورد انتشار نام اسکار به مقاله مجله تایم در مورد ششمین مراسم اسکار در سال ۱۹۳۴ و دریافت جایزه توسط بت دیویس در ۱۹۳۶ برمی‌گردد. در جایی عنوان شده در ۱۹۳۱ مارگارت هریک (۱۹۰۲۱۹۷۶) دبیر اجرایی آکادمی برای نخستین بار تندیس را دید که او را به یاد «عمو اسکارش» که نام مستعار پسرعمویش اسکار پیرس انداخت. سیدنی اسکُلسکای (۱۹۰۵۱۹۸۳) مقاله نویس در زمان نامگذاری توسط هریک حضور داشت و در مقاله‌اش نوشت: کارکنان با علاقه تندیس معروف خود را اسکار نامیدند. آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک در سال ۱۹۳۹ رسماً جایزه را اسکار نامید. در جایی دیگر آمده النور لیلبرگ نروژی-آمریکایی مدیر اجرایی لوییز بی. مایر نخستین تندیس را دید و گفت: به نظر شاه اسکار دوم (اسکار فردریک شاه سابق نروژ و سوئد میرسه. در پایان روز پرسید: باید با اسکار چیکار کنیم، بذاریمش تو گاوصندوق؟ و این نام بر رویش ماند.

 

حکاکی

برندگان اسکار باید مجسمه خود را به مکان مشخص‌شده ببرند تا پلاک اسمشان روی مجسمه نصب شود. پس از پایان مراسم، پلاک بقیهٔ نامزدها را از بین می‌برند.

 

مالکیت تندیس اسکار

 

این بخش به هیچ منبع و مرجعی استناد نمی‌کند. لطفاً با افزودن یادکرد به منابع قابل اعتماد برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامه ارجاع به منابع، به بهبود این بخش کمک کنید. مطالب بدون منبع ممکن است به چالش کشیده و حذف شوند.

طبق قانون از سال ۱۹۵۰ برنده‌ها یا وارثانشان نمی‌توانند بدون دادن پیشنهاد اولیه فروش تندیس به آکادمی به قیمت ۱ دلار نسبت به فروش آن اقدام کنند. در صورتی که برنده این شرایط را نپذیرد آکادمی تندیس را نگاه می‌دارد. جوایز آکادمی که تحت حمایت این توافق‌نامه نبوده‌اند، در مزایده‌های عمومی و معاملات خصوصی به قیمت‌های شش رقمی فروخته شده‌اند. با اینکه اسکار در مالکیت برنده آن است، در بازار آزاد معامله نمی‌شود. در سال ۱۹۸۹ نوه مایک تاد قصد داشت تندیس اسکار او را به فروش برساند مشخص شد عده‌ای این قانون را قبول ندارند. او می‌خواست تندیس را به یک مجموعه دار بفروشد که آکادمی در دعوای حقوقی برنده شد و جایزه را پس گرفت. با وجود موفق بودن معاملات فروش اسکار، تعدادی از خریداران تندیس‌ها را به آکادمی بازمی‌گردانند تا آن‌ها را در گنجینه نگاه دارد. در سال ۱۹۹۲، هارولد راسل برای هزینه‌های درمانی همسرش اسکار خود را به فروش گذاشت.

 

یک جایزه باشکوه؛ اسکار از آغاز تا امروز

با وجود همه دگرگونی‌هایی که در ۹۰ سال گذشته در صنعت فیلم پیش آمده، جایزه اسکار همچنان پابرجا مانده‌است. از اواخر دهه ۱۹۲۰ و ورود صدا به سینما تا قرن ۲۱ و استفاده از تصاویری که به کمک کامپیوتر تولید شده، دهه‌های متمادی شاهد پیدایش و از میان رفتن سبک‌های گوناگون بوده‌اند. هالیوود پیوسته سلطه خود را بر عالم خیال حفظ کرده و بر فیلم‌های اروپایی، بریتانیایی و هندی - که البته تماشاگران خود را داشته‌اند سایه افکنده است. ستارگان هالیوود نیز از نخستین بازیگران جهانی در دهه ۱۹۳۰ تا ستارگان شکوهمند دهه ۱۹۵۰ و چهره‌های پر زرق و برق دهه ۱۹۷۰ و بازیگران امروزی که روابط شان موضوع بحث رسانه هاست دستخوش تغییرهای بسیاری شده‌اند. در تمام این سال‌ها، جایزه اسکار نشان دهنده وضعیت کلی سینما بوده و به عنوان پاداشی به فیلم‌ها، بازیگران و کارگردانانی که دستاوردهای پایداری داشته‌اند اهدا شده است؛ جایزه‌ای که نه تنها در تثبیت ستاره‌ها مؤثر بوده بلکه نقش بسزایی هم در موفقیت تجاری فیلم‌ها داشته‌است. حتی هرگاه که آکادمی از یکی از این نشانه‌ها غافل مانده، باز هم معیارهای مفیدی برای درک روندهای جاری در صنعت فیلمسازی در اختیار مورخان گذاشته است. این مطلب مروری است بر ۱۰ دهه فعالیت اسکار و تاریخچه پرشکوه اهدای این جایزه که به دست آوردن آن شاید مهمترین دستاورد یک سینماگر در طول زندگی حرفه‌ای اش باشد

 

برای نامزدی عضویت در آکادمی رقابت بسیار است با این وجود، فرد نامزد باید دعوت شده باشد یا اینکه یکی از اعضا او را معرفی کند. آکادمی نام اعضای خود را به‌طور عمومی آشکار نمی‌کند، گرچه در مطبوعات گذشته نام مدعوین برای عضویت در آکادمی انتشار یافته بود. در صورتی که کسی که هنوز به عضویت در آکادمی در نیامده در طول یک سال برای عضویت در بیش از یک بخش نامزد شده باشد، در زمانی که عضویت را می‌پذیرد باید بخشی را که می‌خواهد در آن قرار گیرد انتخاب کند. تعداد اعضای رأی‌دهندهٔ آکادمی اسکار بیش از ۶۰۰۰ نفر است.

 

قوانین

امروزه بر اساس قوانین ۲ و ۳ مجموعه قوانین رسمی جوایز آکادمی، یک فیلم باید در سال قبل از آغاز نیمه شب اول ژانویه تا پایان نیمه شب ۳۱ دسامبر در لس آنجلس، کالیفرنیا برای هفت روز متوالی نمایش داده شود تا شرایط شرکت را داشته باشد (به استثنای بهترین فیلم خارجی زبان). برای مثال مهلکه برنده بهترین فیلم سال ۲۰۱۰، در سال ۲۰۰۸ پخش شد ولی واجد شرایط شرکت در اسکار ۲۰۰۹ نبود زیرا نمایش آن در لس آنجلس از نیمه سال ۲۰۰۹ آغاز شد بنابراین در اسکار ۲۰۱۰ شرکت نمود. قانون دوم بیان می‌دارد که فیلم باید حداقل ۴۰ دقیقه بوده و در نسخه ۳۵ یا ۷۰ میلیمتری یا در فرمت دیجیتالی ۲۴ یا ۴۸ فریم تهیه و وضوح آن نباید کمتر از ۱۲۸۰×۷۲۰ باشد. در اواخر دسامبر فهرست نامزدها برای حدوداً ۶۰۰۰ عضو فعال فرستاده می‌شود. اعضای گروه‌های مختلف افراد مربوط به حوزه خودشان را به عنوان نامزد انتخاب می‌کنند (کارگردانان به کارگردانان رای می‌دهند، نویسندگان به نویسندگان، بازیگران به بازیگران و غیره)؛ به استثنای فیلم‌های خارجی، مستند و انیمیشن که توسط کمیته‌ای خاص متشکل از اعضای تمام حوزه‌ها انتخاب می‌گردند. در بخش خاص انتخاب بهترین فیلم، تمامی اعضا صلاحیت انتخاب نامزدها را دارند. فیلم‌های خارجی باید دارای زیرنویس انگلیسی باشند و هر کشور می‌تواند سالیانه فقط یک فیلم پیشنهاد کند. اعضای گروه‌های مختلف افراد مربوط به حوزه خودشان را به عنوان نامزد تعیین می‌کنند. سپس برندگان در دور دوم رای‌گیری که در آن تمامی اعضا در بیشتر گروه‌ها از جمله بهترین فیلم حق رای دارند انتخاب می‌شوند.

 

مراسم

پخش تلویزیونی

نمایش جوایز اسکار در دوره‌های مختلف شاهد تغییرات و اتفاقات مهمی شد. جوایز اصلی در یک جشن که مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شود، اغلب در ماه مارس بعد از سال مربوطه و ۶ هفته پس از اعلام اسامی نامزدان اعطا می‌شوند. این جشن بسیار مجلل و باشکوه است و تمامی مدعوین بر روی فرشی قرمز رنگ که توسط برجسته‌ترین طراحان مدروز آماده شده راه می‌روند. بر اساس تخمین‌ها هر سال بیش از یک میلیارد نفر به صورت زنده یا ضبط شده این جشن را تماشا می‌کنند.

 

این جشن برای اولین بار در سال ۱۹۵۳ از تلویزیون ان‌بی‌سی پخش شد. از آن زمان تا سال ۱۹۶۰ از ان‌بی‌سی و سپس از شبکه ای‌بی‌سی تا سال ۱۹۷۱ و مجدداً توسط ان‌بی‌سی پخش شد. ای بی‌سی دوباره در سال ۱۹۷۶ پخش این جشن را تا سال ۲۰۱۴ بر عهده گرفت. پس از بیش از ۵۰ سال برگزاری در اواخر مارس یا اوایل آوریل، در سال ۲۰۰۴ برگزاری این جشن به اواخر فوریه یا اوایل مارس تغییر کرد که احتمالاً دلیل آن اجتناب از همزمانی این جشن با سایر برنامه‌های مهم در تلویزیون است. جشن اعطای این جوایز توسط آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا به عنوان رویداد ویژه امنیت ملی محسوب می‌شود. مراسم اسکار در بیش از ۷۰ کشور که مجوز حق پخش آن را در اختیار دارند به صورت زنده پخش می‌شود.

 

سالن

۱۹۳۰ تا ۱۹۴۳: هتل بیلتمور

۱۹۴۴ تا ۱۹۴۶: تئاتر چینی تی‌سی‌ال

۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹: ملروز آونی

۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰: پانتجز تئاتر

۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰: سانتا مونیکا - دوروتی چندلر

از سال ۲۰۰۲ سالن تئاتر دالبی محل برگزاری فعلی مراسم جوایز اسکار است. این سالن از زمان افتتاحش در سال ۲۰۰۱ تا فوریه ۲۰۱۲، با نام تئاتر کُداک شناخته می‌شد.

 

فرش قرمز

فرش قرمز اسکار با طنابی مخملی به دو بخش تقسیم شده‌است که نامزدها سمت چپ فرش قرمز حرکت می‌کنند تا بتوانند با خبرنگارها صحبت کنند؛ بقیهٔ مهمان‌ها هم از سمت راست فرش می‌روند. بخش اصلی فرش قرمز در بولوار هالیوود پهن می‌شود و از چندین روز پیش از برگزاری مراسم، عبورومرور در این بولوار ممنوع می‌شود.

 

 

فرش قرمز مراسم هشتاد و یکم

دستاوردهای منحصر به فرد

تا کنون دو نفر از برندگان جایزه اسکار برنده جایزه نوبل نیز بوده‌اند. جورج برنارد شاو ایرلندی در سال ۱۹۳۸ به این مهم دست یافت، وی پس از بردن جایزه نوبل ادبیات در ۱۹۲۵، در سال ۱۹۳۸ جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را کسب کرد و ال گور سیاستمدار و فعال محیط زیست آمریکایی که در سال ۲۰۰۷ برای فیلم مستند یک حقیقت ناراحت‌کننده برنده بهترین فیلم مستند از جشنواره اسکار و در سال ۲۰۰۸ به دلیل فعالیت‌های بشردوستانه در جهت حفظ محیط زیست جایزه نوبل را دریافت کرده‌است. والت دیزنی با دریافت ۲۲ جایزهٔ آکادمی و ۴ جایزهٔ افتخاری آکادمی، رکورددار دریافت جایزه اسکار است.

 

جوایز اسکار

جایزه اسکار بهترین فیلم

جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد

جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن

جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن

جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری

جایزه اسکار بهترین کارگردانی

جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی

جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی

جایزه اسکار بهترین موسیقی متن

جایزه اسکار بهترین تدوین

جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه

جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان

جایزه اسکار بهترین فیلم مستند

جایزه اسکار بهترین فیلم پویانمایی

جایزه اسکار بهترین صدابرداری

جایزه اسکار افتخاری

جایزه اسکار بهترین مستند (تم کوتاه)

جایزه اسکار بهترین پویانمایی کوتاه

 






نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 فروردین 1397

شهرک تلویزیونی سینمائی ایران (مرحوم علی حاتمی) (شهرک سینمائی غزالی سابق) نام محوطه بزرگی است در غرب تهران که در آن دکورهای خیابان‌ها و ساختمان‌های مربوط به فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی ساخته و نگهداری می‌شود. تقریباً تمام دکورهای شهرک سینمایی ایران مربوط به دوره رضا شاه و اوایل محمد رضا شاه است اما در این شهرک دکور کوفه هم ساخته شده است. همچنین دکورهای این شهرک دکورهای ساختمان‌ها و خیابان‌هایی هستند که واقعاً در تهران قدیم وجود داشتند. از دیگر دکورهای ساخته شده در این شهرک، دکور شهر اورشلیم است که در سریال‌ها و فیلم های سینمائی بسیاری استفاده شده است.

 

این شهرک که در بزرگراه شهید لشگری، (کیلومتر ۱۵ خیابان ۵۵ ام) روبروی شرکت سایپا جای گرفته است، در سال ۱۳۵۸ توسط کارگردان فقید ایرانی، علی حاتمی ساخته شد.

 

نمای بازسازی شده گراند هتل

احداث شهرک سینمایی درسال ۱۳۵۸، به طرح و پیشنهاد شادروان علی حاتمی، کارگردان شهیر سینمای ایران، آغاز شد. طرح علی حاتمی و ولی‌الله خاکدان تولید سریالی با مضمون تاریخ سیاسی معاصر ایران بود که فاصله‌ای کوتاه از اوایل دوره رضاشاه را در بر می‌گرفت. در این دوره، عده‌ای از آزادی خواهان پنهانی، با تشکیل کمیته مجازات، اقدام به ترور سران مملکتی می‌کردند که در آشفتگی اوضاع اقتصادی و افزایش فقر دست داشتند. هزاردستان (که علی حاتمی طرح اولیه آنرا به نام «جاده ابریشم» در سال ۱۳۵۵ نوشته بود) به قدرت‌های سیاسی پنهانی می‌پرداخت که نقش مهمی در حذف و ترور اشخاص سیاسی داشتند. هم‌زمان با آغاز تولید هزار دستان، از آن جا که این سریال شرایط جغرافیایی و شهری مناسب همان دوران اوایل قرن چهاردهم شمسی را می‌طلبید، احداث شهرک سینمایی نیز با طراحی خاص آغاز شد. ۱۰ هکتار مساحت برای ساخت و بازسازی تهران قدیم در نظر گرفته شد، و سپس عکس‌هایی از ساختمان‌ها، عمارت‌های دولتی، محله‌ها، خیابان‌های تهران و لباس و نوع پوشش و تهیه شد. حاتمی عکس‌ها و اسناد را در شهرک سینمایی ایتالیا، به نام چینه چیتا با کمک نقاشی ایتالیایی اتود زد و تابلوهای کوچکی به وجود آورد. سپس با کمک یکی از بهترین دکوراتورهای ایتالیایی به نام جانی کورتینا و گروه بزرگ او، نقشه شهرک را در مقیاس ۱:۱۰۰ ترسیم کرد و با ساخت ماکتی از شهرک به ایران بازگشت و پس از مدتی با بررسی اراضی کناره بزرگراه تهران کرج، احداث شهرک در اسفند سال ۱۳۵۸ آغاز شد. از مکان‌های سریال هزار دستان به میدان توپخانه، ساختمان شهرداری، ساختمان عدلیه، خیابان لاله‌زار، خیابان اکباتان، جواهر فروشی قازاریان، گراند هتل، ساختمان شاهآباد و کافه پارس تهران قدیم می‌توان اشاره کرد. نماهایی از خیابان اکباتان، لاله زار، و تهران قدیم بین سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰، نیز موجود است. یکی دیگر از بناهای مهم سریال هزار دستان، ساختمان سینما تابان است که نبش خیابان لاله زار واقع شده است و جزو اولین سینماهای تهران است که اولین فیلم ناطق ایرانی نیز به نام دختر لر، ساخته عبدالحسین سپنتا، در آن اکران شد. علاوه بر نماهای مربوط به تهران قدیم، سعی شده است تا نماهایی از باشتین و سبزوار به نمایش گذاشته شوند

 

لوکیشن‌های فیلم‌هایی همچون شیخ مفید، سربداران، هشت بهشت، کاراگاه علوی، کفش‌های میرزا نوروز و در این شهرک بوده است. برای فیلم مریم مقدس هم بخشی از اورشلیم در این شهرک بازسازی شد. در دل خیابان لاله‌زار کوچه‌ای برای فیلم تختی ساخته شد که نمایانگر محله قدیم خانی‌آباد باشد.

 

لوکیشن‌ها

 

نمای بازسازی شده ساختمان بلدیه

لوکیشنهای موجود در شهرک خود به سه بخش تقسیم می‌گردد:

 

الف: مجموعه دکورها و بناهای دوره قبل از اسلام به مساحت ۱۵۰۰۰ متر مربع

 

ب: مجموعه دکورها و بناهای دوره بعد از اسلام به مساحت ۳۵۰۰۰ متر مربع

 

ج: مجموعه دکورها و بناهای دوره معاصر به مساحت ۶۲۰۰۰ متر مربع

 

معرفی لوکیشن‌ها

۱. لوکیشن مریم مقدس: لوکیشن موجود با مساحتی بیش از ۵۰۰۰ متر مربع و با معماری دوران قبل از اسلام شهر اورشلیم جهت تهیه سریال مریم مقدس (س) در سال ۱۳۷۸ ساخته شده است. این مجموعه مورد استفاده سریالهای دیگری مانند بشارت منجی، ابراهیم خلیل‌الله، ستاره خضرا، مسافر زمان، اشکها و لبخندها و راه آبی ابریشم قرار گرفته است.

 

۲. لوکیشن شهر کوفه: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۶۲۰۰۰ متر مربع و با معماری عربی دوران بعد از اسلام جهت تهیه سریال امام علی در سال ۱۳۷۱ ساخته شده است. این مجموعه مورد استفاده سریالهای دیگری مانند ولایت عشق، تنهاترین سردار، طفلان مسلم، آخرین دعوت، ناسپاس و برنامه‌های مناسبتی قرارگرفته است.

 

۳. لوکیشن لاله زار: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۴۰۰۰ متر مربع و با معماری دوره معاصر جهت تهیه سریال هزاردستان در سال ۱۳۵۸ ساخته شده است. این مجموعه مورد استفاده سریالهای دیگری مانند در چشم باد، کلاه پهلوی، سرزمین کهن، جهان پهلوان تختی، شب دهم، مدار صفر درجه، کیف انگلیسی، معمای شاه و شهرزاد قرارگرفته است.

 

۴. لوکیشن بازارچه خانی آباد: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۲۰۰۰ متر مربع و با معماری دوره معاصر جهت تهیه فیلم جهان پهلوان تختی در سال ۱۳۷۴ ساخته شده است. این مجموعه مورد استفاده بسیاری از پروژه‌های مرتبط با دوره معاصر و تهران قدیم قرار گرفته است.

 

۵. لوکیشن کلاه پهلوی: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۷۰۰۰ متر مربع و با معماری دوره معاصر جهت تهیه سریال کلاه پهلوی در سال ۱۳۸۴ ساخته شده است. به دلیل ادامه فعالیت پروژه مذکور تا به حال مورد استفاده پروژه دیگری قرار نگرفته است.

 

۶. لوکیشن سرزمین کهن: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۲۰۰۰۰ متر مربع و با معماری دوره معاصر در دو بخش (میدان بهارستان و محله‌های قدیم تهران به روش فنی و صنعتی سازی) جهت تهیه سریال سرزمین کهن در سال ۱۳۸۶ احداث گردیده است. به دلیل ادامه فعالیت پروژه مذکور تا به حال مورد استفاده پروژه دیگری قرار نگرفته است.

 

۷. لوکیشن تبریز در مه: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۱۰۰۰۰ متر مربع و با معماری دوره معاصر جهت تهیه سریال تبریز در مه در سال ۱۳۸۹ با تغییر در دکورهای سریال نردبام آسمان ساخته شده است که تداعی شهر و بازار تبریز را می‌کند. به دلیل ادامه فعالیت پروژه مذکور تا به حال مورد استفاده پروژه دیگری قرار نگرفته است.

 

۸. لوکیشن همچو سرو: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۲۰۰۰ متر مربع و با معماری دوران دفاع مقدس جهت تهیه سریال همچو سرو در سال ۱۳۸۹ ساخته شده است. لوکیشن مذکور تا به حال مورد استفاده پروژه دیگری قرار نگرفته است.

 

۹. تکیه دولت: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۱۵۰۰ متر مربع و با معماری دوره معاصر در سال ۱۳۸۰ بصورت نیمه تمام ساخته شده است. اما به دلیل عدم رعایت اصول فنی امکان بهره‌برداری از آن هرگز میسر نگردید. بر اساس نظر کارشناسان، این سازه سازمان فاقد استفاده بود و تخریب شد.

 

۱۰. سوله شهرداری: فضای موجود با مساحتی در حدود ۹۵۰ متر مربع جهت نصب دکور برای برنامه سازان تکمیل گردیده و در سال ۱۳۸۶ در زمان مدیریت سیمافیلم بخشی از دکورهای سریال یوسف و دکور سریال شیخ بهایی در این سوله نصب گردید که عملاً کارایی خاصی نداشت و در حال حاضر مقرر گردیده است دکورهای داخل این سوله جمع‌آوری گردد تا بتوان در اختیار برنامه سازان به عنوان یک فضای سرپوشیده (جهت نصب دکور و ضبط برنامه) قرار گیرد. از دکور سریال شیخ بهایی فقط یکبار در سریال رازی و تبریز در مه استفاده شده است.

 

۱۱. مجموعه گراند هتل: لوکیشن موجود با مساحتی در حدود ۱۰۰۰ متر مربع از دو بخش رستوران و چایخانه سنتی تشکیل شده است. این مجموعه درسال ۱۳۵۹ به منظور استفاده در سریال هزاردستان احداث گردید. درحال حاضران مجموعه به صورت اجاره دراختیار بخش خصوصی می‌باشد.

 

۱۲. فیلودلفیا سال ۲۷۰ پیش از میلاد شامل: بازارچه، کاخ دقیانوس، کلیسا، دوازده شهر، عمارت دادگاه برای سریال‌های مردان آنجلس و بشارت منجی

 

۱۳. اورشلیم سال ۱۷ پیش از میلاد شامل: کاخ هیرود، خانه زکریا، خانه مریم، بازارچه، هیکل سلیمان، برای فیلم‌برداری سریال بشارت منجی و فیلم مریم مقدس

 

شهرزاد (مجموعه نمایش خانگی):

معمای شاه (مجموعه تلویزیونی)

 






نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : شهرک تلویزیونی سینمائی ایران،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 فروردین 1397

 

سر نورمن جوزف ویزدوم (به انگلیسی: Sir Norman Joseph Wisdom) ‏(۴ فوریه ۱۹۱۵ ۴ اکتبر ۲۰۱۰) کمدین و بازیگر سینما و تلویزیون انگلیسی بود.

 

زندگی و حرفه

نورمن ویزدوم در بخش مریلبون لندن به دنیا آمد. او فعالیت در سینما را از سال ۱۹۴۸ آغاز کرد. او با کلاه پارچه‌ای و کت و شلوار گشاد معروف‌اش در بیش از ۳۰ فیلم به بازی پرداخت. او در سال ۲۰۰۰ برای فعالیتش در زمینه هنر و سرگرمی از دربار سلطنتی بریتانیا لقب «سر» گرفت.

 

 

نورمن ویزدوم به همراه گوگوش

ویزدوم در نودمین سالروز تولدش، (۴ فوریه ۲۰۰۵) از فعالیت هنری کناره گرفت و به بیش از نیم قرن حضور در عرصه سینما و تلویزیون پایان داد. با این وجود او در سال ۲۰۰۷ در یک فیلم کوتاه به نام اسپرسو در نقش یک کشیش بازی کرد. سود حاصل از فروش دی‌وی‌دی این فیلم به یک مؤسسه حمایت از بیماران سرطانی تعلق گرفت

 

وضعیت سلامتی

در اواسط سال ۲۰۰۶ هنگامی که او از تپش قلب نامنظم رنج می‌برد بوسیله هلیکوپتر به بیمارستانی در لیورپول منتقل شد و بوسیله دستگاه‌های مخصوص تنظیم ضربان قلب تحت مداوا قرار گرفت. در ماه اوت سال ۲۰۰۷، در روزنامه ای از گروه دیلی میل و روزنامه محلی جزیره من گزارش شده که نورمن ویزدوم از ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۷ در خانه سالمندان ابوتس وود در بالاسالا، ساکن شده است. در همان ماه‌ها شبکه خبری بی‌بی‌سی تأیید کرد که ویزدوم در خانه پرستاری و تحت نظارت پزشکان زندگی می‌کند و از مشکلات عروقی رنج می‌برد

 

مرگ

نورمن ویزدوم در شش ماه آخر عمرش چندین بار دچار سکته مغزی شد که باعث تحلیل قوای جسمی و ذهنی وی گردید. او در ساعت ۶:۴۶ عصر ۴ اکتبر ۲۰۱۰ (به وقت گرینویچ) در یک خانه سالمندان در ابوتس وود درگذشت. در زمان مرگش، نورمن دو فرزند و دو نوه داشت. مراسم تشییع جنازه او در تاریخ: ۲۲ اکتبر سال ۲۰۱۰، در داگلاس، جزیره من، برگزار شد. تمام اهالی جزیره به این مراسم دعوت شدند، کلاه پارچه ای و علامت تجاری وی در کلیسا درون تابوت قرار داده شد. در مراسم تشییع جنازه نورمن ویزدوم هنرمندان و بازیگران زیادی شرکت داشتند و به درخواست ویزدوم، مویرا اندرسون ترانه: "Who Can I Turn To" را اجرا کرد. که این ترانه خصوصاً برای مناسب‌ها بوسیله «گوردون کری» تنظیم شده بود






نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : سر نورمن جوزف ویزدوم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 فروردین 1397

 

نقاشی قهوه‌خانه‌ای

 

 

نقاشی قهوه‌خانه شیوه‌ای از نقاشی ایرانی است. این نقاشی، نقاشی روایی رنگ روغنی با درون‌مایه‌های رزمی، مذهبی و بزمی است که در اواخر قاجار و اوایل پهلوی همزمان با جنبش مشروطه ایران، اوج گرفت. نمونه‌های قابل توجهی از آثار هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه‌ای در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

مبداء این هنر، سنت قصه‌خوانی و مرثیه‌سرایی و تعزیه‌خوانی در ایران است که پیشینه آن به سده‌ها پیش از ایجاد قهوه‌خانه‌ها و چای‌خانه‌ها می‌رسد. این نقاشی به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدیدار شد. در اواخر دوران قاجار و اوایل پهلوی همزمان با جنبش مشروطه ایران، این هنر ایرانی اوج گرفت. پس از آن در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ خورشیدی، این شیوه مورد توجه هنرمندان مدرنیست ایرانی به ویژه اهالی مکتب سقاخانه قرار گرفت.

 

درون‌مایه

درون‌مایه این شیوه نقاشی موضوعات رزمی، مذهبی و بزمی بوده‌است. نقاشی قهوه‌خانه در تاریخ نقاشی ایران پدیده‌ای نوظهور بوده که تلفیقی از ارزش‌های مذهبی و میهنی ایرانیان است و بیش‌تر دارای نقش‌هایی از حماسه‌های جانبازی و ایثار پیشوایان دینی ایرانیان و امامان شیعه، و نیز پهلوانان ملی ایران می‌باشد. درون‌مایه بسیاری از این نقاشی‌ها حادثه عاشورا و حکایات شاهنامه است که بر دیوارها نقاشی شده‌است. پیرامون جنبه احساسی و عشق و احساسات این هنرمندان، سایت هنر اسلامی چنین آورده‌است:

 

نقاشی قهوه خانه، بازتابی اصیل و صادق از هنر هنرمندانی عاشق، تنها و دلسوخته‌است. هنرمندانی مظلوم و محروم از تبار مردم ساده دل و آیینه صفت کوچه و بازار، آنانی که از پس قرنها سکوت، زیر سقف تاریک قهوه خانه‌ها در خلوت عارفانه تکیه‌ها و حسینیه‌ها، در سر هر کوی و برزنی، چشم در چشم مردم دوختند و در محفل پر انس و الفت آنان، بغض معصومانه‌شان را یکباره شکستند. در ستایش راستی‌ها و مردانگی‌ها نقشها زدند و حکایت کژیها و پلیدیها کردند. رنگ سرخی نشاندند بر تن بوم و دیوار که گویی لخته لخته خونهای خشکیده مظلومیتهای از یاد رفته بود و رنگ سبزی گزیدند به پاس یاد بهار سر سبز و پر طراوت روح و اندیشه راستان و آزادگانی که در جان و دل و خیال و باور مردم قرنهای قرن، نسل به نسل، سینه به سینه، تا به روزگارشان به یادگار مانده بود و چه جاودانه و همیشه پایدار و ماندنی.

 

نقاشی قهوه‌خانه و شرایط سیاسی

با تولد جنبش مشروطیت، همگام با بیداری افکار عامه و رشد و تعالی اندیشه‌های آزادیخواهانه، این هنر مردمی به یکباره جانی تازه می‌گیرد. نقش داستان‌های حماسی و مبارزات آزادیخواهانه مذهبی و میهنی، به وسیله‌ای برای آگاهی و ایجاد حس مبارزه در مردم تبدیل می‌شود و در همین دوران است که این هنر به اوج خود می‌رسد. مداحان و نقالان، در حسینیه‌ها و تکیه‌ها و قهوه‌خانه‌های رو به رشد پایتخت (تهران) و دیگر شهرها، سهمی به سزا در حفظ این بیداری داشتند.

 

تجلی شاهنامه در نقاشی قهوه خانه‌ای

شاهنامه فردوسی، فخیم ترین حماسه ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب و ترکان تازه وارد بر مقدرات خود رنج می‌بردند. نقاشی قهوه خانه‌ای نیز در برهه‌ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.

 

تجلی شاهنامه در مضمون‌های حماسی به وضوح در نقاشی قهوه خانه‌ای دیده می‌شود. به خصوص در صحنه‌هایی نظیر نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و اشکبوس و دیگر قهرمانی‌های شاهنامه‌ای.

 

نقاشان مشهور سبک قهوه خانه‌ای:

 

از نقاشان مشهور سبک قهوه خانه‌ای، حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر قابل ذکر است که حسین قوللر آقاسی سردمدار نقاشی‌هایی با مضمون حماسی و محمد مدبر را سردمدار نقاشی‌هایی با مضمون مذهبی دانسته‌اند.

 

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : نقاشی قهوه‌خانه‌ای،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 مهر 1396


 

آینه‌کاری نوعی تزیین داخلی ساختمان، با چسباندن قطعه‌های کوچک آینه به شکل‌های هندسی و گل و بته‌های مختلف است. در این رشته هنری، هنرمند آینه‌کار با استفاده از شیشه و برش آن به اشکال متنوع، فضایی درخشان و زیبا در بناها می‌آفریند که از بازتاب نور در قطعات بی‌شمار آینه تشعشع، درخشش و زیبایی در تزیینات بناها ایجاد می‌شود و پوششی بسیار مناسب و زیبا برای تزیین بنا از نظر استحکام و دوام است.

 

این هنر یکی از شاخه‌های هنرهای تزیینی ایران است و از ابتکارهای ویژه هنرمندان ایرانی به شمار می‌آید و در دوره ساسانیان رایج بوده است. از آیینه کاری های بجا مانده می توان بنای دیوانخانه شاه طهماسب صفوی (۹۳۰ - ۹۸۴ق‌/ یا ۱۵۲۴ - ۱۵۷۶م‌) در قزوین را نام برد.

 

آب و آینه در فرهنگ ایرانیان نماد پاکی و روشنایی، راستگویی و صفا بوده‌اند و به احتمال زیاد کاربرد آن در معماری نیز همین معنا را دارد. علاوه بر این ریشه‌های اقتصادی آینه‌کاری را نباید فراموش کرد. در سده ۱۰هجری قمری آینه از اروپا به ویژه از ونیز به ایران وارد می‌شد و بخشی از این آینه‌ها هنگام جابه‌جایی در راه می‌شکست. هنرمندان ایرانی برای بهره‌گیری از قطعات شکسته راهی ابتکاری یافتند و از آن ها برای آینه‌کاری استفاده کردند و آینه‌کاری ظاهراً با کاربرد آنها آغاز شد. آینه کاری در آغاز با نصب جام‌های یک پارچه آینه بر بدنه بنا شروع شد. نه تنها درون بنا بلکه دیوارهای ستون‌دار عصر صفوی نیز با آینه‌های بزرگ تزیین شد

ابزار و مواد کار آینه کاری

مصالح و مواد مورد استفاده در هنر آینه کاری عبارتند از: آینه چسب یا بُنکس (در اصطلاح چسب چوب را گویند)، سریش و گچ نرم. ابزارهایی که در هنر آینه کاری استفاده می‌شوند عبارتند از: قلم طراحی، خط کش چوبی برای خط اندازی روی شیشه، میز زیر دست، الماس آینه بر و تنها ابزاری که در نصب آن به کار برده می‌شود کاردک است .

 

شیوه اجرای کار در آینه‌کاری

این گونه‌است که نخست، طرح مورد نظر توسط طراح، معمار یا شخص آینه کار آماده می‌شود سپس کاغذ طراحی شده را سوزنی می‌کنند و برسطح کار می‌گذارند و روی آن گرده زنی می‌کنند.

 

پس از آن از روی طرحی که به وسیله گرده بر دیوار منتقل شده، هنر آینه کاری را به وسیله چسباندن قطعات آینه روی دیوار با گچ و سریش به انجام می‌رسانند.

 

در سطوح آینه کاری زمینه کار دارای نقوش یا خطوط برجسته یا فرورفته‌است زمینه کار توسط یک فرد گچ‌بر مشابه طرح آینه کاری آماده شده، سپس قطعات آینه به وسیله آینه بر یا آینه کار در اندازه و اشکال مورد نظر با الگویی مقوایی برش داده شده (بدون انکه آنها را از هم جدا سازند) آماده می‌شود.

 

آن گاه آینه چسبان به وسیله خمیری که مرکب از گچ و سریش است قطعات آینه را براساس طرح به وسیله فشار آوردن دست به محل برش آن‌ها روی گچ کشته بر سطح کار می‌چسباند و با فشار دست برجستگی و فرورفتگی مورد نظر را ایجاد می‌کند، سپس نقوش دلخواه و مورد نظر را پدیدار می‌سازد در پایان آینه پاک کن سطح کار را پاک کرده، براق می‌کند.

 

اجرای طرح روی کاغذ پس از تشخیص ابعاد و تقسیم‌بندی گره محاسبه می‌شود سپس هر گره را در خود خرد کرده و به وسیله آینه‌های حمیل یک سانتیمتری که در اطراف نقش گره چسبانده می‌شود، گره اصلی نمایان می‌شود.

 

در داخل لقاط گره نقوش ویژه طراحی شده مثل نقوش اسلیمی، گل و برگ و پرنده و غیره را اجرا می‌کنند و افزون بر آن قسمت آینه بری به وسیله آینه‌های رنگی و برش آینه به صورت محدب که به نام کُپ بری (آینه محدب) معروف است، طرح لازم را آماده کرده و به عنوان مثال در طرح درخت انگور الوان، سیاه و یاقوتی که هم رنگ و هم ابعاد آن مشخص است، شبیه اصل درخت طراحی می‌کنند و آینه محدب را بر اساس طرح آماده با گچ بر سطح کار می‌چسبانند.

 

سپس لایه گچ نرم در قطر حدود سه میلی‌متر بر آخرین سطح بر جسته مالیده می‌شود و پس از آن شیشه‌های محدب ساخته شده را خرد کرده و با انواع آینه‌های رنگی به کار می‌برند.

 

در مورد طرح‌های گیاهی و اسلیمی و قواره سازی، مانند معرق‌کاری برای تمام نقوش، الگو تهیه کرده و پس از برش آینه با الماس، به کمک سنگ، لبه‌های آن را گرد می‌کنند.

 

ضخامت مطلوب آینه برای آینه کاری یک میلی‌متر است، اما تا ضخامت دو میلی‌متر یا بیشتر نیز به کار برده شده‌است. از آنجا که واردات آینه گران قیمت و شکننده بود، استادکاران ایرانی از مدت‌ها پیش به ساخت آینه‌های قلع و سیمابی می‌پرداختند.

بعدها جیوه دادن آینه تغییر کرد و آب مقطر و "نیترات دراژن"(سنگ جهنم ) به کار بردند. این آینه چندان که باید شفاف نبود، از این رو در عمده آستانه‌ها و اماکن متبرکه آینه‌های بلژیکی به کار برده شده‌است.

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : آینه‌کاری،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 11 خرداد 1396

می گویند در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.

 

شاهزاده دلش برای پسرک سوخت. کنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی

پسرک در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال کار کردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید.

نام آن پسر «میکل آنژ» بود!







نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : میکل آنژ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396

سرنورمن‌ جی ویزدوم "Sir Norman J Wisdom"، کمدین‌ صاحب نام و مشهور بریتانیایی‌، در 4 فوریه ‌ 1915در بخش مریلبون لندن‌ و در یک خانواده فقیر به‌ دنیا آمد. او دومین‌ فرزند خانواده‌ بود. والدینش‌ چندان با هم‌ رابطه‌ خوبی‌ نداشتند. مادر که از تنگدستی‌ به‌ ستوه‌ آمده‌ بود عاقبت خانه‌ را ترک‌ کرد و به دنبال زندگی ‌خود رفت و نورمن‌ 9 ساله و برادرش که دو سال‌ از نورمن بزرگتر بود را برای همیشه تنها گذاشت. اما نورمن و برادرش‌ مانند دو دوست‌ برای همیشه در کنار هم ‌ماندند. پدر نورمن که‌ راننده‌ کامیون‌ بود، او‌ را شاگرد خود کرد و نورمن با وجود سن‌ کم مجبور شد در سرما و گرما به‌ دنبال‌ پدر باشد.

نورمن‌ برای‌ سیرکردن‌ شکم‌ خود، به‌پادویی‌، روزنامه‌ فروشی‌، پیشخدمتی‌ و ظرفشویی‌ در رستوران‌ها پرداخت. در کنار کار، به‌ مدرسه ‌رفت‌ و تا حدی‌ درس‌ خواند. وی در 13 سالگی‌ مدرسه‌ را ترک‌ و در یک‌ معدن‌ زغال‌ سنگ‌ کار پیدا کرد. او در جنگ جهانی دوم در یک پناهگاه زیرزمینی ارتباطات در لندن مشغول و کارش این بود که تماس‌ها با وینستون چرچیل نخست وزیر را برقرار کند. سپس‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نظامی‌ در ارتش‌ انگلیس‌ استخدام‌ شد و به‌ هند رفت‌. در هند بود که‌ نورمن‌ فهمید روحیه‌اش با محیط خشک‌ ارتش‌ همخوانی ندارد. او در همانجا متوجه‌ شد که‌ می‌تواند با حرکات‌ و رفتار هنرمندانه‌اش‌ مردم‌ را بخنداند. پس‌ ارتش‌ را ترک‌ گفت و در تئاتر مشغول‌ به‌ کار شد. او فعالیت در سینما را از سال ۱۹۴۸، زمانی‌ که‌ 32 ساله‌ بود با یک کار تلویزیونی با نام "قرار ملاقات با یک آدم رویایی" آغاز کرد. ‌او در بیشتر فیلم‌ها‌، از نام‌ اصلی‌ خود "نورمن" استفاده‌ می‌کرد. چارلی چاپلین او را "دلقک محبوب" خود می‌دانست و چند نسل از سینماروهای بریتانیایی نیز با تمام وجود با این حرف موافق بودند.

در سال ‌ 1953 با بازی‌ در فیلم‌ "جنجال در فروشگاه‌" به‌ شهرت‌ جهانی‌ رسید که‌ البته‌ اکثر فیلم‌ها به‌ طریقه‌ سیاه‌ و سفید پخش‌ می‌شد. او عاشق‌ خنداندن‌ مردم‌ بود. او همیشه ‌دلیل‌ سلامتی‌اش‌ را مصرف‌ نکردن‌ سیگار و مشروبات‌ الکلی‌ عنوان می‌نمود. او گفته‌ بود‌ که‌ می‌خواهد بیش‌ از 100 سال‌ عمر کند. وی‌ همیشه‌ نقش‌ یک‌ مرد صادق‌ و ساده‌ را بازی‌ کرده‌ و با حرکات‌ فیزیکی‌ خود خنده‌ را به ‌لبان‌ همه‌ آورده است. او نه‌ تنها در انگلیس‌ به‌ اجرای‌ نمایش‌های‌ کمدی‌ پرداخته‌ بلکه‌ به‌ روسیه‌، آلمان‌، کشورهای‌ اروپایی‌، چین، آمریکا و ایران نیز سفر کرده‌ است‌. او با آن جثه‌ کوچک و چشمان آبی و نافذ، لباس‌ معروف‌ خود را به‌ تن ‌می‌کرد و همه‌ را می‌خنداند. او با کلاه پارچه‌ای و کت و شلوار گشاد معروف‌اش در بیش از ۲۰ فیلم به بازی پرداخت. ویزدوم کوچک‌قامت (قد او تنها 157 سانتی‌متر بود) بیش از همه برای بازی در نقش نورمن پیتکین، یک "مرد کوچک" نمونه‌ای شهرت داشت که ظاهرا در برابر دنیا قد علم می‌کند. شخصیت او با ظاهری شلخته (کلاه پارچه‌ای، کراوات کج و کت خیلی کوچک) و رفتار ناشیانه شناخته ‌شد.

 نورمن در سال‌ 1941 با "دورن بوریت" ازدواج‌ کرد و پس از 6 سال زندگی مشترک از او جدا شد. او مجددا در سال 1947 با "فردا سیمپسون" ازدواج کرد که ثمره‌ این‌ ازدواج‌ دو فرزند به‌ نام‌های ژاکلین و نیکولاس‌ است‌. نورمن‌ در سال‌ 1961 میلادی به‌ ایران‌ آمد؛ زیرا در ایران‌، فیلم‌های‌ او طرفداران‌ زیادی‌ داشت ‌و دارد. نورمن در سال ‌1976 ترانه‌ معروف ‌"به‌خاطر این‌ که‌ احمقم‌، به‌ من‌ نخند" را اجرا کرد. وی‌ در سال‌ 1978 جایزه‌ "بفتا" را بدست‌آورد... در سال‌ 2000 برای‌ یک‌ عمر فعالیت‌ در زمینه‌ سرگرمی‌، از سوی‌ دربار ملکه انگلستان، به‌ مقام‌ شوالیه‌ و لقب "سر" دست‌ یافت‌.‌ در این‌ مراسم‌ ملکه‌ انگلیس‌ گفت‌: از حرکات‌ عجیب‌ و غریب‌ ویزدوم‌ سال‌ها ‌لذت‌ می‌برده است.

فیلم‌های کم‌هزینه و در عین حال بسیار محبوب ویزدوم به صنعت سینمای بریتانیا کمک بسیار کردند و موفقیت تجاری آنها از بعضی فیلم‌های اول جیمز باند هم بیشتر بود. با این حال، سر نورمن توانایی حضور در نقش‌های حساس‌تر را هم داشت. از معروفترین کارهای نورمن ویزدوم می‌توان به "نورمن در فضا"، "سر بزنگاه"، "شیشه پاک‌کن"، "آدم ناجور"، "شیر فروش"، "به دنبال یک ستاره"، "آدم نادرستی بود"، "جاده صاف کن"، "جنجال در فروشگاه"، "سحرخیز"، "آخرین شراب تابستانى" و "مرد روز" که اکثرا به فارسی دوبله شده اند، نام برد.

ویزدوم در نودمین سالروز تولدش، (۴ فوریه ۲۰۰۵) از فعالیت هنری کناره گرفت، از سینما خداحافظی کرد و به بیش از نیم قرن حضور در عرصه سینما و تلویزیون پایان داد. با این وجود او در سال ۲۰۰۷ در یک فیلم کوتاه به نام اسپرسو در نقش یک کشیش بازی کرد و سود حاصل از فروش دی‌وی دی این فیلم به یک موسسه حمایت از بیماران سرطانی تعلق گرفت.

نورمن ویزدوم در شش ماه آخر عمرش چندین بار دچار سکته مغزی شد که باعث تحلیل قوای جسمی و ذهنی وی گردید. سرانجام او در ساعت ۶:۴۶ عصر دوشنبه ۴ اکتبر ۲۰۱۰ (به وقت گرینویچ) در آسایشگاه سالمندان در سن 95 سالگی درگذشت. نورمن ویزدوم در زمان مرگش، دو فرزند و دو نوه داشت و خاطراتی از بهترین های سینمای کمدی را برای دوستدارانش بر جای گذاشت.

 

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : سرنورمن‌ جی ویزدوم "Sir Norman J Wisdom"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 اردیبهشت 1396

کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای 

آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. 

زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای 

سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.   یک روز وارد رستورانی شد

 و سفارش غذا داد در آنجا رسم بود که افراد متشخص

 پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، 

معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که  این مبلغ اضافی بعنوان انعام 

به گارسون می رسید.

اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین 

پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی 

که وسایل نقاشی اش در آن بود مدادی برداشت و

 پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس

 را روی آن کشید، بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد.

 گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید دست برد که

 آن را بردارد ولی متوجه شد که پولی در کار نیست و

 تنها یک نقاشی ست بلافاصله با عصبانیت دنبال 

کمال الملک دوید یقه او را گرفت و شروع به داد و فریاد کرد 

صاحب رستوران جلو آمد و جریان را پرسید.

 

گارسون بشقاب را به او نشان داد و گفت این مرد 

یک دزد و شیادست بجای پول عکس اش را 

داخل بشقاب کشیده صاحب رستوران که مردی 

هنر شناس بود دست در جیب برد و مبلغی پول به کمال الملک داد.

   بعد به گارسون گفت رهایش کن برود

 این بشقاب خیلی بیشتر از یک پرس غذا ارزش دارد.

امروز این بشقاب در موزه ی لوور پاریس بعنوان بخشی 

از تاریخ هنری این شهر نگهداری می شود.

درضمن قیمت این اثر بیش از یکصد میلیون دلار برآورد شده است...





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 17 فروردین 1396

 

ویکتور وازارِلی (۹ آوریل۱۹۰۶ - ۱۵ مارس۱۹۹۷) نقاش، طراح و نویسندهمجارستانی است که او را پدر اُپ آرت (هنر دیدگانی) می‌نامند. وازارلی مبتکر اصلی و یکی از آفرینشگران هنر دیدگانی است. او از هنرمندانی است که بر امکانات کاربردی هنر انتزاعی، تاکید کرده‌اند.

ابتدا درسال ۱۹۲۵ در دانشگاه بوداپست، پزشکی خواند. در سال ۱۹۲۷ درسش را ناتمام رها کرد و در آکادمی هنری بوداپست آموزش دید. از طریق مُهوی ناگ با آثار مالویچ، واسیلی کاندینسکی، گرُپیوس، لوکُربوزیه و پیت موندریان آشنا شد. سخت تحت تاثیر زیبایی‌شناسی کنستروکتیویسم و کارکردگرایی باهاوس قرار گرفت.

در سال ۱۹۳۰ به پاریس رفت و بعداً تابعیت فرانسوی گرفت. کارش را به عنوان طراح گرافیک شروع کرد. در سال ۱۹۴۴ به نقاشی رو آورد. بعد دست به جستجو و تجربه در زمینه‌های رنگ و خطای دید زد.

با از میان برداشتن مرز نقاشی و مجسمه‌سازی، مفهوم عام هنر تجسمی دوبُعدی را مطرح کرد و به این نتیجه رسید که هنرمند به مدد امکانات مواد جدید و صنعت نوین می‌تواند طرح خود را برای مصارف مختلف زندگی روزمره، بازتولید و پخش کند.

هدف وازارلی ایجاد ارتعاش در شبکیه چشم تماشاگر است. او برای این کار از شیوه‌های مختلفی استفاده می‌کرد. آثار ابتدایی او شامل طرح‌های خطی سیاه‌وسفید روی کاغذ، ورق شفاف پلاستیک یا شیشه بودند ولی در دهه ۱۹۶۰ شکل‌های هندسی، مربع، دایره، مثلث، مستطیل و چندوجهی را با بهره‌گیری از اختلاف و تفاوت رنگ‌های درخشان و طبق قواعد ریاضی، طوری سازمان می‌داد که تصوری از جنبش، پیشایندگی و پس‌روندگی را به بیننده القا کنند.

 

 

وازارلی از سال ۱۹۴۷ منحصراً روی هنر کنستروکتیو هندسی کار کرد. او فرم‌های رنگین پیش ساخته‌ای را برای جفت‌کاری‌های مختلف پدید آورد تا به کمک آن‌ها بتواند هنر ارزان و قابل تکثیری را تولید کند. او در اواخر دهه ۱۹۵۰ و در دهه ۱۹۶۰ جوایز بین‌المللی متعددی گرفت.

وازارلی همواره تلاش می‌کرد که هنرش برای همه قابل فهم باشد؛ یعنی نیازی نبود که بیننده، معلومات قبلی یا سابقه ذهنی مشخصی داشته باشد، بلکه با دیدن آثار او به سادگی از آن‌ها لذت می‌برد.او در کنار آثاری که خلق می‌کرد، همواره افکار و نظرات‌اش را می‌نوشت و در دسترس همه قرار می‌داد. این متون در نشریات زیادی در امریکا و اروپا چاپ می‌شد. او از سال ۱۹۶۱ بیشتر در جنوب فرانسه می‌زیست و دو موزه در پُروانس به نام او نام‌گذاری شده‌اند.

یک موزه در زادگاه‌اش، شهر «پِچ» مجارستان به نام وازارلی است.

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : ویکتور وازارِلی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 19 بهمن 1395

پیانو

 

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های فلزی آن در داخل جعبه چوبی تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحه صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کننده صدای آن‌ها را دارد.

 

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدوده بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدوده صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

 

تاریخچه

پیانو به شکل مدرن را بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربه واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

نام‌گذاری

 

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) می‌باشد، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی با صدای بلند (رسا) تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد.[۴]

 

اغلب پیانوها با طول و یا ارتفاع‌شان نام‌گذاری می‌شوند.

 

پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آنچه که در اصطلاح به آن پیانوی گراند گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

نحوه صدادهی

چکش‌های پیانو

 

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

کلیدهای پیانو

 

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد. هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.

انواع پیانو

یک پیانوی دیواری ساخت پتروف. شرکت چکی پتروف از سال ۱۸۸۳ تولید پیانوهای دیواری را آغاز کرد.

 

    پیانو دیواری (Vertical - Upright)

    پیانو اسپینت

    پیانو کنسول

    پیانوی بزرگ

 

البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر؛ ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده می‌شود.

نحوه نواختن پیانو

 

پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. به دلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانیست می‌تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد.

 

محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

 

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.

نحوه نت‌نویسی برای پیانو

 

نت نویسی پیانو در دو حامل انجام می‌شود. حامل بالا برای دست راست و حامل پایین برای دست چپ. معمولاً حامل بالایی را با کلید سل و حامل پایین را با کلید فای خط چهارم نشان می‌دهند. این دو حامل با نت دوی وسط از هم متمایز می‌گردند. یک نوازنده پیانو باید بتواند همزمان دو خط موسیقی را خوانده و با هر دو دست اجرا نماید.


منابع

 

    مصطفی کمال پورتراب. تئوری موسیقی. نشر چشمه، ۱۳۷۲.

 

    Hoffman, Miles. The Npr Classical Music Companion: An Essential





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : پیانو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 13 مهر 1395



در تعریف هنر باید گفت که ، برای هنر، نمی‌توان مانند اشیا و عناصر طبیعی، فرمول یا ضابطه خاص تعیین نمود، و از نظر منطقی، جنس، فصل و حد آن را ترسیم نموده و تعریف علمی از آن ارائه داد؛ چرا که هنر، امری معنوی است و در دل آن نوعی اشراق و شهود نهفته است. هنر شاخه های زیادی دارد و در هرکدام از شاخه ها افراد گوناگونی فعالیت می کنند و نام هنرمند را به دنبال اسم خود به یدک می کشند و همواره سعی می کنند آثاری را خلق کنند که در نوع خود و در مقابل دیگر آثار هنری از ویژگی های شاخصی برخوردار باشد ، این رقابت در سایر رشته های هنری نیز وجود دارد. در زیر رشته های هنری یعنی رشته هایی که هنر اول تا هفتم را تشکیل می دهند و از آنها با عنوان هنر های هفتگانه بشری یاد می شود آورده شده است:

1- موسیقی

 2- حرکات نمایشی و رقص

 3- هنرهای ترسیمی، (نقاشی ، خطاطی و )

 4- هنرهای تجسمی، (معماری، مجسمه سازی ، شیشه گری و )

 5- ادبیات (نویسندگی، شامل شعر ، داستان ، فیلمنامه و)

 6- هنرهای نمایشی، تئاتر و

 7- سینما   وجه مشترک هنرهای هفت گانه : تمامی آثارهنری درارای وجوهی مشترک با یکدیگر هستند که زمینه ساز شکل گیری هنرهای هفتگانه شده است :

 1- تخیل به عنوان مهمترین عامل در شکل گیری آثار هنری به شمار می رود ، هرچه هنرمند حس تخیل بهتری داشته باشد آثار او در بین سایر هنرمندان شاخص تر می شود.

 2- احساسات و عواطف هنرمند ، وجه اشتراک آثار هنری در این است که بیشتر این آثار بر اساس عواطف و احساسات هنرمند شکل می گیرد و کمتر تفکر منطقی و عقلانی در پیش زمینه آثار هنری دخالت دارند . این بدین معنی نیست که هنرمند از عقل ، شعور و درک خود در خلق آثار استفاده نمی کند ، به عبارتی یعنی احساسات هنرمند بر جنبه های فکری در ابتدای شکل گیری طرح او برتری می یابد.

 3- منشوری بودن و چند معنایی بودن آثار هنری ، این بدین معنی است که وقتی هنرمند اثری را خلق می کند هرکس که در مقابل آن قرار می گیرد با توجه به تفکرات و احساسات خود می تواند برداشت متفاوتی از آثار هنری داشته باشد . بدون شک وقتی یک اثر هنری از عواطف و احساسات هنرمند شکل می گیرد نمی تواند معنایی تک بعدی داشته باشد و استنباط از آن متفاوت می شود.

 

منبع: http://www.asemooni.com/art/cognoscente/first-up-is-the-seventh-art





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : هنر اول تا هفتم چیست ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 مهر 1395

کمال الدین بهزاد (نگارگرایرانی - محتملا ١٤٦٠/٨٦٥ ق-١٥٣٥/٩٤٢ق) هنرمندی نوآور و چیره دست که راهی درعرصه نگارگری ایرانی گشود و تاثیری وسیع بر کار نقاشان بعدی درایران، هند، ترکیه و آسیای میانه گذاشت. گویا درکودکی یتیم شد. روح الله میرک در هرات سرپرستی اش را برعهده گرفت و به اوفن نقاشی آموخت (از پیر سید احمد تبریزی نیز به عنوان استاد وی نام برده اند) بهزاد در محفل میرعلی شیرنوایی و به تشویق و حمایت اوپرورش فکری وهنری یافت. سپس به خدمت سلطان حسین بایقرا درآمد (حدود١٤٨٥/٨٩٠ق). پس از استیلای ازبکان برهرات، مدتی دراین شهرباقی ماند و به فعالیت خود در دربارجدید ادامه داد. بعدها به تبریز رفت و در دربار شاه اسماعیل صفوی به سرپرستی کتابخانه و کارگاه هنری منصوب شد (١٥٢١/٩٢٨ق). محتملا این سمت را تا اوایل سلطنت شاه تهماسب اول نیز بر عهده داشت. در زمان اقامت درهرات و تبریز به پرورش شاگردان برجسته ای چون قاسم علی " شیخ زاده " و "میرمصور" همت گماشت. او در تبریز درگذشت و در جنب مقبره شیخ کمال خجندی به خاک سپرده شد. نقاشی های بسیاری را به بهزاد منصوب کرده اند؛ ولی عقیده رایج بر آن است که فقط ٣٢ تصویر را می توان از آثار راستین او به شمار آورد. البته این آثار فقط بر ده سال ازدوران طولانی فعالیت هنریش گواه می دهد(١٤٦٨/٨٩١ق– ١٤٩٥/٩٠١ق). همه کارشناسان شش نگاره نسخه بوستان سعدی موجود در دارالکتب قاهره را جزو مهم ترین آثارش محسوب می کنند؛ اگرچه فقط چهار تا از آنها مرقوم اند. در دو نسخه خمسه نظامی موجود در کتابخانه بریتانیا نیز هجده اثر بهزاد را می توان تشخیص داد. بهزاد در مکتب هرات پرورش یافت. ولی با توانایی شگرفی که در ترکیب بندی، هماهنگی رنگها وتوازن شکلها داشت، باعث و بانی تحولی مهم درسنت نقاشی ایرانی شد. او به مدد خطوط شکلساز و قوی و پویا، پیکره های یکنواخت و بی حالت در نقاشی پیشین را به حرکت درآورد. طبیعت و معماری رابه مکان فعل وعمل آدمها بدل کرد و دراین محیط، برای هرپیکر جایی مناسب درنظر گرفت. بابهره گیری ازتاثیرات متقابل رنگ ها،بخش های مختلف تصویر راباهم مرتبط ساخت. به منظور استحکام ساختار کارش به روش های هندسی ساختمان ترکیب بندی روی آورد. بدین سان، او توانست میان آدمها، اشیاء و محیط ارتباطی منطقی برقرار کند، که دستاوردی تازه در نقاشی ایرانی بود. تفسیر واقعگرایانه از رویدادهای داستان و توجه به جلوه های زندگی واقعی، وجه دیگری از نوآوریهای بهزاد بود. او در تجسم محیط و زندگی و کار مردم، گاه تیزبینی بسیار ازخودنشان می داد (مثلا، کارگرانی که با تقسیم کارمعین کاخی رابنامی کنند و درمیان آنها یک زنگی ناوه کش نیزدیده می شود، خدمتکارانی که وسایل ضیافت شاهانه را تدارک می بینند، غلامی که حوله در دست ایستاده تا پای خواجه اش را خشک کند.) بااین حال بهزاد هیچ گاه برداشت معنوی از مضمون داستان را فدای توصیف وقایع عادی نمی کرد. ازسوی دیگر، اوبرای تجسم دنیای واقعی روشی مبتنی بر اصول زیبایی شناسی نگارگری ایرانی را برگزیده بود و از این رو، واقعگرایی او ماهیتاً با طبیعت گرایی اروپایی تفاوت داشت. درنقاشی بهزاد، احساس و تعقل به طرزی ظریف و هنرمندانه متعادل شده اند. در حقیقت، نحوه نگارش او به انسان با شیوه کاربست رنگ و خط و به طورکلی با چگونگی انتظام ساختار آثارش انطباق کامل دارند. این محتوای انسان گرایانه و قالب ملازم با آن، در تاریخ نقاشی ایرانی بی سابقه است. نظر به شهرت بهزاد طى قرنها کسان بسیارى کارهاى او را تقلید کرده اند و نامش را بر تصویرهاى بیشمار گذاشته اند از اینرو تمیز دادن تصویرهاى اصلى او کار دشوارى است. این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانى در لندن (۱۹۳۱ م.) تا حدى به نتیجه رسیده است. اساس اطلاعاتى که از کار او در دست است تصویرهایى است که با امضاى اصیل او در نسخه اى از بوستان سعدى نقش شده. و اینک در کتابخانهٔ ملى قاهره مخزون است. شیوهٔ بکار بردن رنگهاى گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگها حکایت میکند. از این تصویرها چنین برمىآید که بهزاد بیشتر برنگهاى به اصطلاح «سرد» (مایه هاى گوناگون سبز و آبى) تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگهاى «گرم» (بخصوص نارنجى تند) در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیده است. تناسب یک یک اجزاى هر تصویر با مجموعهء آن تصویر شگفتانگیز است. شاخه هاى پرشکوفه و نقش کاشیها و فرشهاى پرزیور زمینهء تصویرها نمودار ذوق تزیینى و ظرافت بىحساب بهزاد است. اما بیش از هر چیز واقع بینى اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساخته است. این واقع بینى بخصوص در تصویرهایى بچشم میخورد که صرفاً جنبهء دربارى ندارد و نشان دهندهٔ زندگى عادى و مردم معمولى است (شیر دادن مادیانها به کرهها در مزرعه، تنبیه کسى که به حریم دیگرى تجاوز کرده، خدمتکارانى که خوراک مىآورند، روستائیان در کشتزار و غیره). دیگر اینکه صورت آدمها به صورت عروسک وار و یکنواخت نقاشیهاى پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتى نمودار شخصیتى است و حرکت و زندگى در آن دیده میشود. آدمها در حال استراحت نیز شکل و حالاتى طبیعى دارند. بر کارهاى دیگرى که به بهزاد منسوب است امضاى مطمئنى دیده میشود. به این جهت، تنها سبک تصویرها (ترکیب بیمانند نقشهاى تزئینى با صحنه هاى واقعى) میتواند راهنمائى براى تمیز دادن کارهاى اصیل او بشمار آید. در میان تصویرهاى بیشمارى که در کتابها یا جداگانه بنام بهزاد موجود است اختلاف عقیده میان خبرگان بسیار است. اما بهرحال بسیارى از این کارها اگر ازآن خود استاد نباشند وابسته به مکتب او هستند. برخى از کتابهایى که با تصویرهاى منسوب به بهزاد مزیناند ازین قرارند: گریز یوسف از زلیخا [بوستان سعدی] (١٤٨٨/٨٩٣ ق)، جنگ شترسواران، ساختن قصر خورنق [خمسه نظامی] (١٤٩٢/٨٩٨ ق)، حضرت محمد (ص) وخلفای راشدین [حیرت الابرار میرعلیشیرنوایی] (حدود١٤٩٥/٩٠١ ق)، صورت شیبک خان (حدود١٥٠٨/٩١٤ق(. نفوذ بهزاد بیش از هر چیزى در کار شاگردان او دیده می شود. برخى از شاگردانش، مانند قاسم على و آقا میرک، در کار خود بیش و کم به پاى استاد رسیدند. با آنکه در زمان صفویه سبک مینیاتورسازى بار دیگر دچار تحول شد، نزدیک نیم قرن پس از بهزاد نفوذ او در کار نقاشان بچشم میخورد. نقاشان هراتى سبک بهزاد را به بخارا بردند و آنرا در دربار خاندان شیبانى پرورش دادند. کتابى بنام مهر و مشترى که در ۹۲۶ ه . ق. در بخارا استنساخ شده نمودار آن است که سبک بهزاد در بخارا بهتر از تبریز حفظ شده است. مهاجرت برخى از نقاشان سبب اشاعهء سبک بهزاد در هندوستان نیز گردید. ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد

 

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : کمالدین بهزاد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 30 مرداد 1395

«پول و ثروت، یک نتیجه است.» بسیاری از مربیان پیشرفت شخصی در سراسر جهان در خلال آموزه های خود بارها و بارها به این موضوع اشاره می کنند. در دنیای واقعی شاید یکی از مهم ترین مصداق های این جمله شخص والت دیزنی باشد که 80-90 سال پیش رویاهایی را به عینیت رساند که هنوز همدم خیلی هاست و نه تنها کودکان را سرگرم می کند که تماشای آن ها خیلی از بزرگسالان را سرحال می آورد.

اگر طالب بزرگی و سرافرازی هستید سراغ رویاهای تان بروید و آن وقت می بینید که چیزی به نام معجزه به کار می افتد. این درس زندگی والت دیزنی ست. تمام درس های برندسازی که در تمام دانشکده ها و سمینارهای دنیا آموزش داده می شوند مصداق اش در والت دیزنی یافت می شود؟

 آموزه هایی مثل تفاوت، تمرکز، خلق تصویر ذهنی و از همه مهم تر جمعیت هواداران سفت و سخت یک نام و نشان تجاری. داستان والت دیزنی و برندش مثل خود آثارش احساسی و پرشور است هم برای ما که در عصر ارتباطات دنبال تاثیرگذاری فرهنگ خود بر سایر اقوام و ملل هستیم درس های اساسی و بنیادینی در بر دارد که در پرونده این شماره به این مواد پرداخته ایم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : والت دیزنی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 30 مرداد 1395


بیوگرافی جری لوئیس

جری لوئیس متولد ۱۶ مارس۱۹۲۶بازیگر، کمدین، تهیه کننده، نویسنده و کارگردان سرشناس آمریکایی است .  وی در طول مدت عمر حرفه‌ای خود جوایز متعددی را از جشنواره فیلم کمدی آمریکا، دوربین طلایی، اتحادیه منتقدین فیلم لوس آنجلس و جشنواره فیلم ونیز از آن خود کرده‌است

لوییس در روز شانزدهم مارس ۱۹۲۶ در «نوارک» واقع در نیوجرسی چشم به جهان گشود. نام او را «جوزف لویچ» یا بنا به قولی «ژروم لویچ» گذاشتند.جری لوئیس از سال ۱۹۴۲ یعنی از شانزده سالگی بازی در نمایش‌های کمدی را آغاز کرد و دو سال بعد و در هجده سالگی ازدواج کرد.

لوییس شهرت اولیه خود را در کنار «دین مارتین» خواننده به دست آورد. گروه کمدی مارتین و لوییس با تعداد زیادی از نمایش‌های متنوع در دهه چهل معروف شدند.

در اواخر دهه ۱۹۴۰ آن دو با برنامه‌های شبانه‌شان کاملاً شناخته شدند. منتقدین اغلب قادر به توصیف حالات بی نظم و شلوغ آن دونبودند و فقط به یک جمله بسنده می‌کردند: «مارتین آواز می‌خواند و لوییس دلقک بازی درمی آورد.» ولی تماشاچیان از انرژی و هیجان این تیم دو نفره لذت می‌بردند و همیشه برنامه آنها را از تلویزیون دنبال می‌کردند.

سرانجام در سال ۱۹۵۴ این زوج حرفه‌ای از یکدیگر جدا شدند اما پس از جدایی هر دوی آنها به شهرت انفرادی دست یافتند. باردیگر که این دو در کنار هم دیده شدند در سال ۱۹۷۶ و در فیلمی به کارگردانی «فرانک سیناترا» بود که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. لوییس ده سال پس از مرگ دین، در سال ۲۰۰۵ در کتاب «دین ومن یک داستان عاشقانه» احساس خود را نسبت به همکار قدیمی اش «دین مارتین» بیان کرد.


جری لوئیس دین مارتین

پس از انحلال گروه «مارتین و لوییس»، جری در استودیوی پارامونت پیکچرز به کار ادامه داد و یک ستاره کمدی بزرگ شد. نخستین فیلم سینمایی او «مجرم ظریف» (۱۹۵۷) نام داشت. او پس از آن در پنج فیلم سینمایی دیگر ظاهر شد. لوییس در دهه ۱۹۵۰ استعداد خود در زمینه آوازه خوانی را به نمایش گذاشت و در این بخش هم موفق ظاهر شد. آهنگ معروف او در آن زمان «فقط به تو بستگی دارد» نام داشت که در سال ۱۹۵۸ اجرا شد.

 

از دیگر فیلم‌هایی که در آنها لوییس هم بازیگر و هم کارگردان بود می‌توان به «مرد خانم‌ها»، «پسر پیغام رسان» و فیلم معروف «پروفسور دیوانه» اشاره کرد. از سال ۱۹۶۶ یعنی وقتی چهل سال داشت دیگر لوییس آن جوان لاغر و چابک نبود. او دیگر کندتر کار می‌کرد و بازی برایش سخت تر شده بود. از آن سال بود که فروش فیلم‌هایش رو به کاهش نهاد تا جایی که شرکت فیلم سازی پرامونت پیکچرز احساس کرد دیگر به فیلم‌های کمدی جری لوییس نیازی ندارد.از آن پس لوییس به فکر ساخت فیلم‌های شخصی افتاد. در سال ۱۹۷۲ فیلم اکران نشده «روزی که دلقک گریه کرد» را ساخت.

 

از فیلم‌های بعدی جری لوییس «کار سخت» (۱۹۸۱) به کارگردانی خودش، «سلطان کمدی» (۱۹۸۳) اثر مارتین اسکورسیزی که در آن با رابرت دنیرو همبازی بود، «رویای آریزونا» (۱۹۹۴) و آخرین کارش «استخوان‌های خنده دار» (۱۹۹۵) هستند اما لوییس در اروپا محبوب باقی‌ماند.

 

منتقدین اروپایی همواره او را بازیگری تحسین برانگیز دانسته‌اند که روی تک تک حرکاتش تسلط کامل دارد و از این زاویه او را قابل قیاس با هوارد هوکس و آلفرد هیچکاک می‌دانند. باوجود این که لوییس دیگر در فیلم‌های کمدی ظاهر نمی‌شود ولی هنوز هم مردم او را دوست دارند و حرف‌های بامزه او به صورت تکه کلام‌هایی درآمده که در فرهنگ محاوره آمریکا جا بازکرده‌است.





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : جری لوئیس،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 16 مرداد 1395


( کل صفحات : 2 )    1   2   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز