مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید












 

نقاشی قهوه‌خانه‌ای

 

 

نقاشی قهوه‌خانه شیوه‌ای از نقاشی ایرانی است. این نقاشی، نقاشی روایی رنگ روغنی با درون‌مایه‌های رزمی، مذهبی و بزمی است که در اواخر قاجار و اوایل پهلوی همزمان با جنبش مشروطه ایران، اوج گرفت. نمونه‌های قابل توجهی از آثار هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه‌ای در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

مبداء این هنر، سنت قصه‌خوانی و مرثیه‌سرایی و تعزیه‌خوانی در ایران است که پیشینه آن به سده‌ها پیش از ایجاد قهوه‌خانه‌ها و چای‌خانه‌ها می‌رسد. این نقاشی به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدیدار شد. در اواخر دوران قاجار و اوایل پهلوی همزمان با جنبش مشروطه ایران، این هنر ایرانی اوج گرفت. پس از آن در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ خورشیدی، این شیوه مورد توجه هنرمندان مدرنیست ایرانی به ویژه اهالی مکتب سقاخانه قرار گرفت.

 

درون‌مایه

درون‌مایه این شیوه نقاشی موضوعات رزمی، مذهبی و بزمی بوده‌است. نقاشی قهوه‌خانه در تاریخ نقاشی ایران پدیده‌ای نوظهور بوده که تلفیقی از ارزش‌های مذهبی و میهنی ایرانیان است و بیش‌تر دارای نقش‌هایی از حماسه‌های جانبازی و ایثار پیشوایان دینی ایرانیان و امامان شیعه، و نیز پهلوانان ملی ایران می‌باشد. درون‌مایه بسیاری از این نقاشی‌ها حادثه عاشورا و حکایات شاهنامه است که بر دیوارها نقاشی شده‌است. پیرامون جنبه احساسی و عشق و احساسات این هنرمندان، سایت هنر اسلامی چنین آورده‌است:

 

نقاشی قهوه خانه، بازتابی اصیل و صادق از هنر هنرمندانی عاشق، تنها و دلسوخته‌است. هنرمندانی مظلوم و محروم از تبار مردم ساده دل و آیینه صفت کوچه و بازار، آنانی که از پس قرنها سکوت، زیر سقف تاریک قهوه خانه‌ها در خلوت عارفانه تکیه‌ها و حسینیه‌ها، در سر هر کوی و برزنی، چشم در چشم مردم دوختند و در محفل پر انس و الفت آنان، بغض معصومانه‌شان را یکباره شکستند. در ستایش راستی‌ها و مردانگی‌ها نقشها زدند و حکایت کژیها و پلیدیها کردند. رنگ سرخی نشاندند بر تن بوم و دیوار که گویی لخته لخته خونهای خشکیده مظلومیتهای از یاد رفته بود و رنگ سبزی گزیدند به پاس یاد بهار سر سبز و پر طراوت روح و اندیشه راستان و آزادگانی که در جان و دل و خیال و باور مردم قرنهای قرن، نسل به نسل، سینه به سینه، تا به روزگارشان به یادگار مانده بود و چه جاودانه و همیشه پایدار و ماندنی.

 

نقاشی قهوه‌خانه و شرایط سیاسی

با تولد جنبش مشروطیت، همگام با بیداری افکار عامه و رشد و تعالی اندیشه‌های آزادیخواهانه، این هنر مردمی به یکباره جانی تازه می‌گیرد. نقش داستان‌های حماسی و مبارزات آزادیخواهانه مذهبی و میهنی، به وسیله‌ای برای آگاهی و ایجاد حس مبارزه در مردم تبدیل می‌شود و در همین دوران است که این هنر به اوج خود می‌رسد. مداحان و نقالان، در حسینیه‌ها و تکیه‌ها و قهوه‌خانه‌های رو به رشد پایتخت (تهران) و دیگر شهرها، سهمی به سزا در حفظ این بیداری داشتند.

 

تجلی شاهنامه در نقاشی قهوه خانه‌ای

شاهنامه فردوسی، فخیم ترین حماسه ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب و ترکان تازه وارد بر مقدرات خود رنج می‌بردند. نقاشی قهوه خانه‌ای نیز در برهه‌ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.

 

تجلی شاهنامه در مضمون‌های حماسی به وضوح در نقاشی قهوه خانه‌ای دیده می‌شود. به خصوص در صحنه‌هایی نظیر نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و اشکبوس و دیگر قهرمانی‌های شاهنامه‌ای.

 

نقاشان مشهور سبک قهوه خانه‌ای:

 

از نقاشان مشهور سبک قهوه خانه‌ای، حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر قابل ذکر است که حسین قوللر آقاسی سردمدار نقاشی‌هایی با مضمون حماسی و محمد مدبر را سردمدار نقاشی‌هایی با مضمون مذهبی دانسته‌اند.

 

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : نقاشی قهوه‌خانه‌ای،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 مهر 1396


 

آینه‌کاری نوعی تزیین داخلی ساختمان، با چسباندن قطعه‌های کوچک آینه به شکل‌های هندسی و گل و بته‌های مختلف است. در این رشته هنری، هنرمند آینه‌کار با استفاده از شیشه و برش آن به اشکال متنوع، فضایی درخشان و زیبا در بناها می‌آفریند که از بازتاب نور در قطعات بی‌شمار آینه تشعشع، درخشش و زیبایی در تزیینات بناها ایجاد می‌شود و پوششی بسیار مناسب و زیبا برای تزیین بنا از نظر استحکام و دوام است.

 

این هنر یکی از شاخه‌های هنرهای تزیینی ایران است و از ابتکارهای ویژه هنرمندان ایرانی به شمار می‌آید و در دوره ساسانیان رایج بوده است. از آیینه کاری های بجا مانده می توان بنای دیوانخانه شاه طهماسب صفوی (۹۳۰ - ۹۸۴ق‌/ یا ۱۵۲۴ - ۱۵۷۶م‌) در قزوین را نام برد.

 

آب و آینه در فرهنگ ایرانیان نماد پاکی و روشنایی، راستگویی و صفا بوده‌اند و به احتمال زیاد کاربرد آن در معماری نیز همین معنا را دارد. علاوه بر این ریشه‌های اقتصادی آینه‌کاری را نباید فراموش کرد. در سده ۱۰هجری قمری آینه از اروپا به ویژه از ونیز به ایران وارد می‌شد و بخشی از این آینه‌ها هنگام جابه‌جایی در راه می‌شکست. هنرمندان ایرانی برای بهره‌گیری از قطعات شکسته راهی ابتکاری یافتند و از آن ها برای آینه‌کاری استفاده کردند و آینه‌کاری ظاهراً با کاربرد آنها آغاز شد. آینه کاری در آغاز با نصب جام‌های یک پارچه آینه بر بدنه بنا شروع شد. نه تنها درون بنا بلکه دیوارهای ستون‌دار عصر صفوی نیز با آینه‌های بزرگ تزیین شد

ابزار و مواد کار آینه کاری

مصالح و مواد مورد استفاده در هنر آینه کاری عبارتند از: آینه چسب یا بُنکس (در اصطلاح چسب چوب را گویند)، سریش و گچ نرم. ابزارهایی که در هنر آینه کاری استفاده می‌شوند عبارتند از: قلم طراحی، خط کش چوبی برای خط اندازی روی شیشه، میز زیر دست، الماس آینه بر و تنها ابزاری که در نصب آن به کار برده می‌شود کاردک است .

 

شیوه اجرای کار در آینه‌کاری

این گونه‌است که نخست، طرح مورد نظر توسط طراح، معمار یا شخص آینه کار آماده می‌شود سپس کاغذ طراحی شده را سوزنی می‌کنند و برسطح کار می‌گذارند و روی آن گرده زنی می‌کنند.

 

پس از آن از روی طرحی که به وسیله گرده بر دیوار منتقل شده، هنر آینه کاری را به وسیله چسباندن قطعات آینه روی دیوار با گچ و سریش به انجام می‌رسانند.

 

در سطوح آینه کاری زمینه کار دارای نقوش یا خطوط برجسته یا فرورفته‌است زمینه کار توسط یک فرد گچ‌بر مشابه طرح آینه کاری آماده شده، سپس قطعات آینه به وسیله آینه بر یا آینه کار در اندازه و اشکال مورد نظر با الگویی مقوایی برش داده شده (بدون انکه آنها را از هم جدا سازند) آماده می‌شود.

 

آن گاه آینه چسبان به وسیله خمیری که مرکب از گچ و سریش است قطعات آینه را براساس طرح به وسیله فشار آوردن دست به محل برش آن‌ها روی گچ کشته بر سطح کار می‌چسباند و با فشار دست برجستگی و فرورفتگی مورد نظر را ایجاد می‌کند، سپس نقوش دلخواه و مورد نظر را پدیدار می‌سازد در پایان آینه پاک کن سطح کار را پاک کرده، براق می‌کند.

 

اجرای طرح روی کاغذ پس از تشخیص ابعاد و تقسیم‌بندی گره محاسبه می‌شود سپس هر گره را در خود خرد کرده و به وسیله آینه‌های حمیل یک سانتیمتری که در اطراف نقش گره چسبانده می‌شود، گره اصلی نمایان می‌شود.

 

در داخل لقاط گره نقوش ویژه طراحی شده مثل نقوش اسلیمی، گل و برگ و پرنده و غیره را اجرا می‌کنند و افزون بر آن قسمت آینه بری به وسیله آینه‌های رنگی و برش آینه به صورت محدب که به نام کُپ بری (آینه محدب) معروف است، طرح لازم را آماده کرده و به عنوان مثال در طرح درخت انگور الوان، سیاه و یاقوتی که هم رنگ و هم ابعاد آن مشخص است، شبیه اصل درخت طراحی می‌کنند و آینه محدب را بر اساس طرح آماده با گچ بر سطح کار می‌چسبانند.

 

سپس لایه گچ نرم در قطر حدود سه میلی‌متر بر آخرین سطح بر جسته مالیده می‌شود و پس از آن شیشه‌های محدب ساخته شده را خرد کرده و با انواع آینه‌های رنگی به کار می‌برند.

 

در مورد طرح‌های گیاهی و اسلیمی و قواره سازی، مانند معرق‌کاری برای تمام نقوش، الگو تهیه کرده و پس از برش آینه با الماس، به کمک سنگ، لبه‌های آن را گرد می‌کنند.

 

ضخامت مطلوب آینه برای آینه کاری یک میلی‌متر است، اما تا ضخامت دو میلی‌متر یا بیشتر نیز به کار برده شده‌است. از آنجا که واردات آینه گران قیمت و شکننده بود، استادکاران ایرانی از مدت‌ها پیش به ساخت آینه‌های قلع و سیمابی می‌پرداختند.

بعدها جیوه دادن آینه تغییر کرد و آب مقطر و "نیترات دراژن"(سنگ جهنم ) به کار بردند. این آینه چندان که باید شفاف نبود، از این رو در عمده آستانه‌ها و اماکن متبرکه آینه‌های بلژیکی به کار برده شده‌است.

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : آینه‌کاری،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 11 خرداد 1396

می گویند در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.

 

شاهزاده دلش برای پسرک سوخت. کنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی

پسرک در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال کار کردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید.

نام آن پسر «میکل آنژ» بود!







نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : میکل آنژ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396

سرنورمن‌ جی ویزدوم "Sir Norman J Wisdom"، کمدین‌ صاحب نام و مشهور بریتانیایی‌، در 4 فوریه ‌ 1915در بخش مریلبون لندن‌ و در یک خانواده فقیر به‌ دنیا آمد. او دومین‌ فرزند خانواده‌ بود. والدینش‌ چندان با هم‌ رابطه‌ خوبی‌ نداشتند. مادر که از تنگدستی‌ به‌ ستوه‌ آمده‌ بود عاقبت خانه‌ را ترک‌ کرد و به دنبال زندگی ‌خود رفت و نورمن‌ 9 ساله و برادرش که دو سال‌ از نورمن بزرگتر بود را برای همیشه تنها گذاشت. اما نورمن و برادرش‌ مانند دو دوست‌ برای همیشه در کنار هم ‌ماندند. پدر نورمن که‌ راننده‌ کامیون‌ بود، او‌ را شاگرد خود کرد و نورمن با وجود سن‌ کم مجبور شد در سرما و گرما به‌ دنبال‌ پدر باشد.

نورمن‌ برای‌ سیرکردن‌ شکم‌ خود، به‌پادویی‌، روزنامه‌ فروشی‌، پیشخدمتی‌ و ظرفشویی‌ در رستوران‌ها پرداخت. در کنار کار، به‌ مدرسه ‌رفت‌ و تا حدی‌ درس‌ خواند. وی در 13 سالگی‌ مدرسه‌ را ترک‌ و در یک‌ معدن‌ زغال‌ سنگ‌ کار پیدا کرد. او در جنگ جهانی دوم در یک پناهگاه زیرزمینی ارتباطات در لندن مشغول و کارش این بود که تماس‌ها با وینستون چرچیل نخست وزیر را برقرار کند. سپس‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نظامی‌ در ارتش‌ انگلیس‌ استخدام‌ شد و به‌ هند رفت‌. در هند بود که‌ نورمن‌ فهمید روحیه‌اش با محیط خشک‌ ارتش‌ همخوانی ندارد. او در همانجا متوجه‌ شد که‌ می‌تواند با حرکات‌ و رفتار هنرمندانه‌اش‌ مردم‌ را بخنداند. پس‌ ارتش‌ را ترک‌ گفت و در تئاتر مشغول‌ به‌ کار شد. او فعالیت در سینما را از سال ۱۹۴۸، زمانی‌ که‌ 32 ساله‌ بود با یک کار تلویزیونی با نام "قرار ملاقات با یک آدم رویایی" آغاز کرد. ‌او در بیشتر فیلم‌ها‌، از نام‌ اصلی‌ خود "نورمن" استفاده‌ می‌کرد. چارلی چاپلین او را "دلقک محبوب" خود می‌دانست و چند نسل از سینماروهای بریتانیایی نیز با تمام وجود با این حرف موافق بودند.

در سال ‌ 1953 با بازی‌ در فیلم‌ "جنجال در فروشگاه‌" به‌ شهرت‌ جهانی‌ رسید که‌ البته‌ اکثر فیلم‌ها به‌ طریقه‌ سیاه‌ و سفید پخش‌ می‌شد. او عاشق‌ خنداندن‌ مردم‌ بود. او همیشه ‌دلیل‌ سلامتی‌اش‌ را مصرف‌ نکردن‌ سیگار و مشروبات‌ الکلی‌ عنوان می‌نمود. او گفته‌ بود‌ که‌ می‌خواهد بیش‌ از 100 سال‌ عمر کند. وی‌ همیشه‌ نقش‌ یک‌ مرد صادق‌ و ساده‌ را بازی‌ کرده‌ و با حرکات‌ فیزیکی‌ خود خنده‌ را به ‌لبان‌ همه‌ آورده است. او نه‌ تنها در انگلیس‌ به‌ اجرای‌ نمایش‌های‌ کمدی‌ پرداخته‌ بلکه‌ به‌ روسیه‌، آلمان‌، کشورهای‌ اروپایی‌، چین، آمریکا و ایران نیز سفر کرده‌ است‌. او با آن جثه‌ کوچک و چشمان آبی و نافذ، لباس‌ معروف‌ خود را به‌ تن ‌می‌کرد و همه‌ را می‌خنداند. او با کلاه پارچه‌ای و کت و شلوار گشاد معروف‌اش در بیش از ۲۰ فیلم به بازی پرداخت. ویزدوم کوچک‌قامت (قد او تنها 157 سانتی‌متر بود) بیش از همه برای بازی در نقش نورمن پیتکین، یک "مرد کوچک" نمونه‌ای شهرت داشت که ظاهرا در برابر دنیا قد علم می‌کند. شخصیت او با ظاهری شلخته (کلاه پارچه‌ای، کراوات کج و کت خیلی کوچک) و رفتار ناشیانه شناخته ‌شد.

 نورمن در سال‌ 1941 با "دورن بوریت" ازدواج‌ کرد و پس از 6 سال زندگی مشترک از او جدا شد. او مجددا در سال 1947 با "فردا سیمپسون" ازدواج کرد که ثمره‌ این‌ ازدواج‌ دو فرزند به‌ نام‌های ژاکلین و نیکولاس‌ است‌. نورمن‌ در سال‌ 1961 میلادی به‌ ایران‌ آمد؛ زیرا در ایران‌، فیلم‌های‌ او طرفداران‌ زیادی‌ داشت ‌و دارد. نورمن در سال ‌1976 ترانه‌ معروف ‌"به‌خاطر این‌ که‌ احمقم‌، به‌ من‌ نخند" را اجرا کرد. وی‌ در سال‌ 1978 جایزه‌ "بفتا" را بدست‌آورد... در سال‌ 2000 برای‌ یک‌ عمر فعالیت‌ در زمینه‌ سرگرمی‌، از سوی‌ دربار ملکه انگلستان، به‌ مقام‌ شوالیه‌ و لقب "سر" دست‌ یافت‌.‌ در این‌ مراسم‌ ملکه‌ انگلیس‌ گفت‌: از حرکات‌ عجیب‌ و غریب‌ ویزدوم‌ سال‌ها ‌لذت‌ می‌برده است.

فیلم‌های کم‌هزینه و در عین حال بسیار محبوب ویزدوم به صنعت سینمای بریتانیا کمک بسیار کردند و موفقیت تجاری آنها از بعضی فیلم‌های اول جیمز باند هم بیشتر بود. با این حال، سر نورمن توانایی حضور در نقش‌های حساس‌تر را هم داشت. از معروفترین کارهای نورمن ویزدوم می‌توان به "نورمن در فضا"، "سر بزنگاه"، "شیشه پاک‌کن"، "آدم ناجور"، "شیر فروش"، "به دنبال یک ستاره"، "آدم نادرستی بود"، "جاده صاف کن"، "جنجال در فروشگاه"، "سحرخیز"، "آخرین شراب تابستانى" و "مرد روز" که اکثرا به فارسی دوبله شده اند، نام برد.

ویزدوم در نودمین سالروز تولدش، (۴ فوریه ۲۰۰۵) از فعالیت هنری کناره گرفت، از سینما خداحافظی کرد و به بیش از نیم قرن حضور در عرصه سینما و تلویزیون پایان داد. با این وجود او در سال ۲۰۰۷ در یک فیلم کوتاه به نام اسپرسو در نقش یک کشیش بازی کرد و سود حاصل از فروش دی‌وی دی این فیلم به یک موسسه حمایت از بیماران سرطانی تعلق گرفت.

نورمن ویزدوم در شش ماه آخر عمرش چندین بار دچار سکته مغزی شد که باعث تحلیل قوای جسمی و ذهنی وی گردید. سرانجام او در ساعت ۶:۴۶ عصر دوشنبه ۴ اکتبر ۲۰۱۰ (به وقت گرینویچ) در آسایشگاه سالمندان در سن 95 سالگی درگذشت. نورمن ویزدوم در زمان مرگش، دو فرزند و دو نوه داشت و خاطراتی از بهترین های سینمای کمدی را برای دوستدارانش بر جای گذاشت.

 

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : سرنورمن‌ جی ویزدوم "Sir Norman J Wisdom"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 اردیبهشت 1396

کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای 

آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. 

زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای 

سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.   یک روز وارد رستورانی شد

 و سفارش غذا داد در آنجا رسم بود که افراد متشخص

 پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، 

معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که  این مبلغ اضافی بعنوان انعام 

به گارسون می رسید.

اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین 

پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی 

که وسایل نقاشی اش در آن بود مدادی برداشت و

 پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس

 را روی آن کشید، بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد.

 گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید دست برد که

 آن را بردارد ولی متوجه شد که پولی در کار نیست و

 تنها یک نقاشی ست بلافاصله با عصبانیت دنبال 

کمال الملک دوید یقه او را گرفت و شروع به داد و فریاد کرد 

صاحب رستوران جلو آمد و جریان را پرسید.

 

گارسون بشقاب را به او نشان داد و گفت این مرد 

یک دزد و شیادست بجای پول عکس اش را 

داخل بشقاب کشیده صاحب رستوران که مردی 

هنر شناس بود دست در جیب برد و مبلغی پول به کمال الملک داد.

   بعد به گارسون گفت رهایش کن برود

 این بشقاب خیلی بیشتر از یک پرس غذا ارزش دارد.

امروز این بشقاب در موزه ی لوور پاریس بعنوان بخشی 

از تاریخ هنری این شهر نگهداری می شود.

درضمن قیمت این اثر بیش از یکصد میلیون دلار برآورد شده است...





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 17 فروردین 1396

 

ویکتور وازارِلی (۹ آوریل۱۹۰۶ - ۱۵ مارس۱۹۹۷) نقاش، طراح و نویسندهمجارستانی است که او را پدر اُپ آرت (هنر دیدگانی) می‌نامند. وازارلی مبتکر اصلی و یکی از آفرینشگران هنر دیدگانی است. او از هنرمندانی است که بر امکانات کاربردی هنر انتزاعی، تاکید کرده‌اند.

ابتدا درسال ۱۹۲۵ در دانشگاه بوداپست، پزشکی خواند. در سال ۱۹۲۷ درسش را ناتمام رها کرد و در آکادمی هنری بوداپست آموزش دید. از طریق مُهوی ناگ با آثار مالویچ، واسیلی کاندینسکی، گرُپیوس، لوکُربوزیه و پیت موندریان آشنا شد. سخت تحت تاثیر زیبایی‌شناسی کنستروکتیویسم و کارکردگرایی باهاوس قرار گرفت.

در سال ۱۹۳۰ به پاریس رفت و بعداً تابعیت فرانسوی گرفت. کارش را به عنوان طراح گرافیک شروع کرد. در سال ۱۹۴۴ به نقاشی رو آورد. بعد دست به جستجو و تجربه در زمینه‌های رنگ و خطای دید زد.

با از میان برداشتن مرز نقاشی و مجسمه‌سازی، مفهوم عام هنر تجسمی دوبُعدی را مطرح کرد و به این نتیجه رسید که هنرمند به مدد امکانات مواد جدید و صنعت نوین می‌تواند طرح خود را برای مصارف مختلف زندگی روزمره، بازتولید و پخش کند.

هدف وازارلی ایجاد ارتعاش در شبکیه چشم تماشاگر است. او برای این کار از شیوه‌های مختلفی استفاده می‌کرد. آثار ابتدایی او شامل طرح‌های خطی سیاه‌وسفید روی کاغذ، ورق شفاف پلاستیک یا شیشه بودند ولی در دهه ۱۹۶۰ شکل‌های هندسی، مربع، دایره، مثلث، مستطیل و چندوجهی را با بهره‌گیری از اختلاف و تفاوت رنگ‌های درخشان و طبق قواعد ریاضی، طوری سازمان می‌داد که تصوری از جنبش، پیشایندگی و پس‌روندگی را به بیننده القا کنند.

 

 

وازارلی از سال ۱۹۴۷ منحصراً روی هنر کنستروکتیو هندسی کار کرد. او فرم‌های رنگین پیش ساخته‌ای را برای جفت‌کاری‌های مختلف پدید آورد تا به کمک آن‌ها بتواند هنر ارزان و قابل تکثیری را تولید کند. او در اواخر دهه ۱۹۵۰ و در دهه ۱۹۶۰ جوایز بین‌المللی متعددی گرفت.

وازارلی همواره تلاش می‌کرد که هنرش برای همه قابل فهم باشد؛ یعنی نیازی نبود که بیننده، معلومات قبلی یا سابقه ذهنی مشخصی داشته باشد، بلکه با دیدن آثار او به سادگی از آن‌ها لذت می‌برد.او در کنار آثاری که خلق می‌کرد، همواره افکار و نظرات‌اش را می‌نوشت و در دسترس همه قرار می‌داد. این متون در نشریات زیادی در امریکا و اروپا چاپ می‌شد. او از سال ۱۹۶۱ بیشتر در جنوب فرانسه می‌زیست و دو موزه در پُروانس به نام او نام‌گذاری شده‌اند.

یک موزه در زادگاه‌اش، شهر «پِچ» مجارستان به نام وازارلی است.

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : ویکتور وازارِلی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 19 بهمن 1395

پیانو

 

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های فلزی آن در داخل جعبه چوبی تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحه صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کننده صدای آن‌ها را دارد.

 

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدوده بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدوده صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

 

تاریخچه

پیانو به شکل مدرن را بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربه واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

نام‌گذاری

 

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) می‌باشد، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی با صدای بلند (رسا) تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد.[۴]

 

اغلب پیانوها با طول و یا ارتفاع‌شان نام‌گذاری می‌شوند.

 

پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آنچه که در اصطلاح به آن پیانوی گراند گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

نحوه صدادهی

چکش‌های پیانو

 

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

کلیدهای پیانو

 

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد. هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.

انواع پیانو

یک پیانوی دیواری ساخت پتروف. شرکت چکی پتروف از سال ۱۸۸۳ تولید پیانوهای دیواری را آغاز کرد.

 

    پیانو دیواری (Vertical - Upright)

    پیانو اسپینت

    پیانو کنسول

    پیانوی بزرگ

 

البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر؛ ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده می‌شود.

نحوه نواختن پیانو

 

پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. به دلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانیست می‌تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد.

 

محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

 

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.

نحوه نت‌نویسی برای پیانو

 

نت نویسی پیانو در دو حامل انجام می‌شود. حامل بالا برای دست راست و حامل پایین برای دست چپ. معمولاً حامل بالایی را با کلید سل و حامل پایین را با کلید فای خط چهارم نشان می‌دهند. این دو حامل با نت دوی وسط از هم متمایز می‌گردند. یک نوازنده پیانو باید بتواند همزمان دو خط موسیقی را خوانده و با هر دو دست اجرا نماید.


منابع

 

    مصطفی کمال پورتراب. تئوری موسیقی. نشر چشمه، ۱۳۷۲.

 

    Hoffman, Miles. The Npr Classical Music Companion: An Essential





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : پیانو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 13 مهر 1395



در تعریف هنر باید گفت که ، برای هنر، نمی‌توان مانند اشیا و عناصر طبیعی، فرمول یا ضابطه خاص تعیین نمود، و از نظر منطقی، جنس، فصل و حد آن را ترسیم نموده و تعریف علمی از آن ارائه داد؛ چرا که هنر، امری معنوی است و در دل آن نوعی اشراق و شهود نهفته است. هنر شاخه های زیادی دارد و در هرکدام از شاخه ها افراد گوناگونی فعالیت می کنند و نام هنرمند را به دنبال اسم خود به یدک می کشند و همواره سعی می کنند آثاری را خلق کنند که در نوع خود و در مقابل دیگر آثار هنری از ویژگی های شاخصی برخوردار باشد ، این رقابت در سایر رشته های هنری نیز وجود دارد. در زیر رشته های هنری یعنی رشته هایی که هنر اول تا هفتم را تشکیل می دهند و از آنها با عنوان هنر های هفتگانه بشری یاد می شود آورده شده است:

1- موسیقی

 2- حرکات نمایشی و رقص

 3- هنرهای ترسیمی، (نقاشی ، خطاطی و )

 4- هنرهای تجسمی، (معماری، مجسمه سازی ، شیشه گری و )

 5- ادبیات (نویسندگی، شامل شعر ، داستان ، فیلمنامه و)

 6- هنرهای نمایشی، تئاتر و

 7- سینما   وجه مشترک هنرهای هفت گانه : تمامی آثارهنری درارای وجوهی مشترک با یکدیگر هستند که زمینه ساز شکل گیری هنرهای هفتگانه شده است :

 1- تخیل به عنوان مهمترین عامل در شکل گیری آثار هنری به شمار می رود ، هرچه هنرمند حس تخیل بهتری داشته باشد آثار او در بین سایر هنرمندان شاخص تر می شود.

 2- احساسات و عواطف هنرمند ، وجه اشتراک آثار هنری در این است که بیشتر این آثار بر اساس عواطف و احساسات هنرمند شکل می گیرد و کمتر تفکر منطقی و عقلانی در پیش زمینه آثار هنری دخالت دارند . این بدین معنی نیست که هنرمند از عقل ، شعور و درک خود در خلق آثار استفاده نمی کند ، به عبارتی یعنی احساسات هنرمند بر جنبه های فکری در ابتدای شکل گیری طرح او برتری می یابد.

 3- منشوری بودن و چند معنایی بودن آثار هنری ، این بدین معنی است که وقتی هنرمند اثری را خلق می کند هرکس که در مقابل آن قرار می گیرد با توجه به تفکرات و احساسات خود می تواند برداشت متفاوتی از آثار هنری داشته باشد . بدون شک وقتی یک اثر هنری از عواطف و احساسات هنرمند شکل می گیرد نمی تواند معنایی تک بعدی داشته باشد و استنباط از آن متفاوت می شود.

 

منبع: http://www.asemooni.com/art/cognoscente/first-up-is-the-seventh-art





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : هنر اول تا هفتم چیست ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 مهر 1395

کمال الدین بهزاد (نگارگرایرانی - محتملا ١٤٦٠/٨٦٥ ق-١٥٣٥/٩٤٢ق) هنرمندی نوآور و چیره دست که راهی درعرصه نگارگری ایرانی گشود و تاثیری وسیع بر کار نقاشان بعدی درایران، هند، ترکیه و آسیای میانه گذاشت. گویا درکودکی یتیم شد. روح الله میرک در هرات سرپرستی اش را برعهده گرفت و به اوفن نقاشی آموخت (از پیر سید احمد تبریزی نیز به عنوان استاد وی نام برده اند) بهزاد در محفل میرعلی شیرنوایی و به تشویق و حمایت اوپرورش فکری وهنری یافت. سپس به خدمت سلطان حسین بایقرا درآمد (حدود١٤٨٥/٨٩٠ق). پس از استیلای ازبکان برهرات، مدتی دراین شهرباقی ماند و به فعالیت خود در دربارجدید ادامه داد. بعدها به تبریز رفت و در دربار شاه اسماعیل صفوی به سرپرستی کتابخانه و کارگاه هنری منصوب شد (١٥٢١/٩٢٨ق). محتملا این سمت را تا اوایل سلطنت شاه تهماسب اول نیز بر عهده داشت. در زمان اقامت درهرات و تبریز به پرورش شاگردان برجسته ای چون قاسم علی " شیخ زاده " و "میرمصور" همت گماشت. او در تبریز درگذشت و در جنب مقبره شیخ کمال خجندی به خاک سپرده شد. نقاشی های بسیاری را به بهزاد منصوب کرده اند؛ ولی عقیده رایج بر آن است که فقط ٣٢ تصویر را می توان از آثار راستین او به شمار آورد. البته این آثار فقط بر ده سال ازدوران طولانی فعالیت هنریش گواه می دهد(١٤٦٨/٨٩١ق– ١٤٩٥/٩٠١ق). همه کارشناسان شش نگاره نسخه بوستان سعدی موجود در دارالکتب قاهره را جزو مهم ترین آثارش محسوب می کنند؛ اگرچه فقط چهار تا از آنها مرقوم اند. در دو نسخه خمسه نظامی موجود در کتابخانه بریتانیا نیز هجده اثر بهزاد را می توان تشخیص داد. بهزاد در مکتب هرات پرورش یافت. ولی با توانایی شگرفی که در ترکیب بندی، هماهنگی رنگها وتوازن شکلها داشت، باعث و بانی تحولی مهم درسنت نقاشی ایرانی شد. او به مدد خطوط شکلساز و قوی و پویا، پیکره های یکنواخت و بی حالت در نقاشی پیشین را به حرکت درآورد. طبیعت و معماری رابه مکان فعل وعمل آدمها بدل کرد و دراین محیط، برای هرپیکر جایی مناسب درنظر گرفت. بابهره گیری ازتاثیرات متقابل رنگ ها،بخش های مختلف تصویر راباهم مرتبط ساخت. به منظور استحکام ساختار کارش به روش های هندسی ساختمان ترکیب بندی روی آورد. بدین سان، او توانست میان آدمها، اشیاء و محیط ارتباطی منطقی برقرار کند، که دستاوردی تازه در نقاشی ایرانی بود. تفسیر واقعگرایانه از رویدادهای داستان و توجه به جلوه های زندگی واقعی، وجه دیگری از نوآوریهای بهزاد بود. او در تجسم محیط و زندگی و کار مردم، گاه تیزبینی بسیار ازخودنشان می داد (مثلا، کارگرانی که با تقسیم کارمعین کاخی رابنامی کنند و درمیان آنها یک زنگی ناوه کش نیزدیده می شود، خدمتکارانی که وسایل ضیافت شاهانه را تدارک می بینند، غلامی که حوله در دست ایستاده تا پای خواجه اش را خشک کند.) بااین حال بهزاد هیچ گاه برداشت معنوی از مضمون داستان را فدای توصیف وقایع عادی نمی کرد. ازسوی دیگر، اوبرای تجسم دنیای واقعی روشی مبتنی بر اصول زیبایی شناسی نگارگری ایرانی را برگزیده بود و از این رو، واقعگرایی او ماهیتاً با طبیعت گرایی اروپایی تفاوت داشت. درنقاشی بهزاد، احساس و تعقل به طرزی ظریف و هنرمندانه متعادل شده اند. در حقیقت، نحوه نگارش او به انسان با شیوه کاربست رنگ و خط و به طورکلی با چگونگی انتظام ساختار آثارش انطباق کامل دارند. این محتوای انسان گرایانه و قالب ملازم با آن، در تاریخ نقاشی ایرانی بی سابقه است. نظر به شهرت بهزاد طى قرنها کسان بسیارى کارهاى او را تقلید کرده اند و نامش را بر تصویرهاى بیشمار گذاشته اند از اینرو تمیز دادن تصویرهاى اصلى او کار دشوارى است. این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانى در لندن (۱۹۳۱ م.) تا حدى به نتیجه رسیده است. اساس اطلاعاتى که از کار او در دست است تصویرهایى است که با امضاى اصیل او در نسخه اى از بوستان سعدى نقش شده. و اینک در کتابخانهٔ ملى قاهره مخزون است. شیوهٔ بکار بردن رنگهاى گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگها حکایت میکند. از این تصویرها چنین برمىآید که بهزاد بیشتر برنگهاى به اصطلاح «سرد» (مایه هاى گوناگون سبز و آبى) تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگهاى «گرم» (بخصوص نارنجى تند) در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیده است. تناسب یک یک اجزاى هر تصویر با مجموعهء آن تصویر شگفتانگیز است. شاخه هاى پرشکوفه و نقش کاشیها و فرشهاى پرزیور زمینهء تصویرها نمودار ذوق تزیینى و ظرافت بىحساب بهزاد است. اما بیش از هر چیز واقع بینى اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساخته است. این واقع بینى بخصوص در تصویرهایى بچشم میخورد که صرفاً جنبهء دربارى ندارد و نشان دهندهٔ زندگى عادى و مردم معمولى است (شیر دادن مادیانها به کرهها در مزرعه، تنبیه کسى که به حریم دیگرى تجاوز کرده، خدمتکارانى که خوراک مىآورند، روستائیان در کشتزار و غیره). دیگر اینکه صورت آدمها به صورت عروسک وار و یکنواخت نقاشیهاى پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتى نمودار شخصیتى است و حرکت و زندگى در آن دیده میشود. آدمها در حال استراحت نیز شکل و حالاتى طبیعى دارند. بر کارهاى دیگرى که به بهزاد منسوب است امضاى مطمئنى دیده میشود. به این جهت، تنها سبک تصویرها (ترکیب بیمانند نقشهاى تزئینى با صحنه هاى واقعى) میتواند راهنمائى براى تمیز دادن کارهاى اصیل او بشمار آید. در میان تصویرهاى بیشمارى که در کتابها یا جداگانه بنام بهزاد موجود است اختلاف عقیده میان خبرگان بسیار است. اما بهرحال بسیارى از این کارها اگر ازآن خود استاد نباشند وابسته به مکتب او هستند. برخى از کتابهایى که با تصویرهاى منسوب به بهزاد مزیناند ازین قرارند: گریز یوسف از زلیخا [بوستان سعدی] (١٤٨٨/٨٩٣ ق)، جنگ شترسواران، ساختن قصر خورنق [خمسه نظامی] (١٤٩٢/٨٩٨ ق)، حضرت محمد (ص) وخلفای راشدین [حیرت الابرار میرعلیشیرنوایی] (حدود١٤٩٥/٩٠١ ق)، صورت شیبک خان (حدود١٥٠٨/٩١٤ق(. نفوذ بهزاد بیش از هر چیزى در کار شاگردان او دیده می شود. برخى از شاگردانش، مانند قاسم على و آقا میرک، در کار خود بیش و کم به پاى استاد رسیدند. با آنکه در زمان صفویه سبک مینیاتورسازى بار دیگر دچار تحول شد، نزدیک نیم قرن پس از بهزاد نفوذ او در کار نقاشان بچشم میخورد. نقاشان هراتى سبک بهزاد را به بخارا بردند و آنرا در دربار خاندان شیبانى پرورش دادند. کتابى بنام مهر و مشترى که در ۹۲۶ ه . ق. در بخارا استنساخ شده نمودار آن است که سبک بهزاد در بخارا بهتر از تبریز حفظ شده است. مهاجرت برخى از نقاشان سبب اشاعهء سبک بهزاد در هندوستان نیز گردید. ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد

 

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : کمالدین بهزاد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 30 مرداد 1395

«پول و ثروت، یک نتیجه است.» بسیاری از مربیان پیشرفت شخصی در سراسر جهان در خلال آموزه های خود بارها و بارها به این موضوع اشاره می کنند. در دنیای واقعی شاید یکی از مهم ترین مصداق های این جمله شخص والت دیزنی باشد که 80-90 سال پیش رویاهایی را به عینیت رساند که هنوز همدم خیلی هاست و نه تنها کودکان را سرگرم می کند که تماشای آن ها خیلی از بزرگسالان را سرحال می آورد.

اگر طالب بزرگی و سرافرازی هستید سراغ رویاهای تان بروید و آن وقت می بینید که چیزی به نام معجزه به کار می افتد. این درس زندگی والت دیزنی ست. تمام درس های برندسازی که در تمام دانشکده ها و سمینارهای دنیا آموزش داده می شوند مصداق اش در والت دیزنی یافت می شود؟

 آموزه هایی مثل تفاوت، تمرکز، خلق تصویر ذهنی و از همه مهم تر جمعیت هواداران سفت و سخت یک نام و نشان تجاری. داستان والت دیزنی و برندش مثل خود آثارش احساسی و پرشور است هم برای ما که در عصر ارتباطات دنبال تاثیرگذاری فرهنگ خود بر سایر اقوام و ملل هستیم درس های اساسی و بنیادینی در بر دارد که در پرونده این شماره به این مواد پرداخته ایم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : والت دیزنی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 30 مرداد 1395


بیوگرافی جری لوئیس

جری لوئیس متولد ۱۶ مارس۱۹۲۶بازیگر، کمدین، تهیه کننده، نویسنده و کارگردان سرشناس آمریکایی است .  وی در طول مدت عمر حرفه‌ای خود جوایز متعددی را از جشنواره فیلم کمدی آمریکا، دوربین طلایی، اتحادیه منتقدین فیلم لوس آنجلس و جشنواره فیلم ونیز از آن خود کرده‌است

لوییس در روز شانزدهم مارس ۱۹۲۶ در «نوارک» واقع در نیوجرسی چشم به جهان گشود. نام او را «جوزف لویچ» یا بنا به قولی «ژروم لویچ» گذاشتند.جری لوئیس از سال ۱۹۴۲ یعنی از شانزده سالگی بازی در نمایش‌های کمدی را آغاز کرد و دو سال بعد و در هجده سالگی ازدواج کرد.

لوییس شهرت اولیه خود را در کنار «دین مارتین» خواننده به دست آورد. گروه کمدی مارتین و لوییس با تعداد زیادی از نمایش‌های متنوع در دهه چهل معروف شدند.

در اواخر دهه ۱۹۴۰ آن دو با برنامه‌های شبانه‌شان کاملاً شناخته شدند. منتقدین اغلب قادر به توصیف حالات بی نظم و شلوغ آن دونبودند و فقط به یک جمله بسنده می‌کردند: «مارتین آواز می‌خواند و لوییس دلقک بازی درمی آورد.» ولی تماشاچیان از انرژی و هیجان این تیم دو نفره لذت می‌بردند و همیشه برنامه آنها را از تلویزیون دنبال می‌کردند.

سرانجام در سال ۱۹۵۴ این زوج حرفه‌ای از یکدیگر جدا شدند اما پس از جدایی هر دوی آنها به شهرت انفرادی دست یافتند. باردیگر که این دو در کنار هم دیده شدند در سال ۱۹۷۶ و در فیلمی به کارگردانی «فرانک سیناترا» بود که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. لوییس ده سال پس از مرگ دین، در سال ۲۰۰۵ در کتاب «دین ومن یک داستان عاشقانه» احساس خود را نسبت به همکار قدیمی اش «دین مارتین» بیان کرد.


جری لوئیس دین مارتین

پس از انحلال گروه «مارتین و لوییس»، جری در استودیوی پارامونت پیکچرز به کار ادامه داد و یک ستاره کمدی بزرگ شد. نخستین فیلم سینمایی او «مجرم ظریف» (۱۹۵۷) نام داشت. او پس از آن در پنج فیلم سینمایی دیگر ظاهر شد. لوییس در دهه ۱۹۵۰ استعداد خود در زمینه آوازه خوانی را به نمایش گذاشت و در این بخش هم موفق ظاهر شد. آهنگ معروف او در آن زمان «فقط به تو بستگی دارد» نام داشت که در سال ۱۹۵۸ اجرا شد.

 

از دیگر فیلم‌هایی که در آنها لوییس هم بازیگر و هم کارگردان بود می‌توان به «مرد خانم‌ها»، «پسر پیغام رسان» و فیلم معروف «پروفسور دیوانه» اشاره کرد. از سال ۱۹۶۶ یعنی وقتی چهل سال داشت دیگر لوییس آن جوان لاغر و چابک نبود. او دیگر کندتر کار می‌کرد و بازی برایش سخت تر شده بود. از آن سال بود که فروش فیلم‌هایش رو به کاهش نهاد تا جایی که شرکت فیلم سازی پرامونت پیکچرز احساس کرد دیگر به فیلم‌های کمدی جری لوییس نیازی ندارد.از آن پس لوییس به فکر ساخت فیلم‌های شخصی افتاد. در سال ۱۹۷۲ فیلم اکران نشده «روزی که دلقک گریه کرد» را ساخت.

 

از فیلم‌های بعدی جری لوییس «کار سخت» (۱۹۸۱) به کارگردانی خودش، «سلطان کمدی» (۱۹۸۳) اثر مارتین اسکورسیزی که در آن با رابرت دنیرو همبازی بود، «رویای آریزونا» (۱۹۹۴) و آخرین کارش «استخوان‌های خنده دار» (۱۹۹۵) هستند اما لوییس در اروپا محبوب باقی‌ماند.

 

منتقدین اروپایی همواره او را بازیگری تحسین برانگیز دانسته‌اند که روی تک تک حرکاتش تسلط کامل دارد و از این زاویه او را قابل قیاس با هوارد هوکس و آلفرد هیچکاک می‌دانند. باوجود این که لوییس دیگر در فیلم‌های کمدی ظاهر نمی‌شود ولی هنوز هم مردم او را دوست دارند و حرف‌های بامزه او به صورت تکه کلام‌هایی درآمده که در فرهنگ محاوره آمریکا جا بازکرده‌است.





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : جری لوئیس،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 16 مرداد 1395

زندگینامه: آلفرد هیچکاک (۱۸۹۹ - ۱۹۸۰)

 

سر آلفرد جوزپ هیچکاک (Sir Alfred Joseph Hitchcock) در سال ۱۸۹۹ در شهر لندن به دنیا آمد

پدرش سبزی‌فروش بود و در یک خانواده 5 نفره که به شدت کاتولیک بودند بزرگ شد. هیچکاک در 26 سالگی و در سال 1915 در یک استودیو فیلمسازی با سمت طراح تیتراژ مشغول به کار شد.

 

وی کارگردانی را در انگلستان آغاز کرد و در سال 1939 به آمریکا رفت و این حرفه را ادامه داد و با فیلم ربکا وارد هالیوود شد.

 

هیچکاک از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲ مجموعه سریالی تحت عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را کارگردانی کرد که در این فیلم‌هایش به عنوان راوی داستان حاضر می‌شد.

 

آلفرد هیچکاک به احتمال فراوان اولین کارگردانی است که به معنای واقعی کلمه تعلیق و سوسپانس را به سینما تزریق کرد. کار او جدای بهره‌گیری از هنر و تکنیک تدوین بود. سوسپانس هیچکاک اصیل و کار آمد جلوه‌گری کرد و مدام و به جا در آثار متعددش از این تکنیک بهره‌ها برد.

 

درباره آلفرد هیچکاک

هیچکاک در تمام دوران حرفه‌ای‌اش در آمریکا سعی داشت تهیه کننده آثارش نیز باشد. اگرچه عمدتا در نگارش آثارش از فیلمنامه نویسان دیگر کمک می‌گرفت.

 

در کارنامه حرفه‌ای او 67 فیلم در مقام کارگردان (اولین فیلمش محصول 1922 به نام عدد 13 که اتفاقا ناتمام ماند و آخرین کار او توطئه خانوادگی محصول 1976 است)، 29 فیلم در مقام تهیه کننده، 22 فیلم در مقام سناریست و نویسنده و همچنین 33 فیلم در مقام بازیگر به ثبت رسیده که در جای خود یک رکورد به حساب می‌آید.

 

با این همه آلفرد هیچکاک علیرغم 5 بار نامزدی جایزه اسکار هرگز موفق به کسب این جایزه نشد، اگرچه در یک سال مانده به فوتش یک اسکار افتخاری دریافت کرد.

 

فرانسوا تروفو، فیلمساز فرانسوی در باره هیچکاک گفته:

 

زیر ظاهر مردی مطمئن به خویش ، هزل گو و نیشزن، مردی حساس ، صدمه پذیر و عاطفی نهفته است. مردی که عواطفی را که می‌خواهد به تماشاگران آثارش منتقل سازد، خود عمیقا و به شدت احساس می‌کند. مردی که در تجسم ترس در سینما نظیر ندارد، خود موجودی است بسیار ترسان و من تصور می‌کنم که این جنبه از شخصیتش در توفیق او اثر مستقیم داشته است.

سر آلفرد جوزف هیچکاک در 29 آوریل سال 1980 در لس آنجلس آمریکا بدرود حیات گفت.

 

سینما

 

برخی از افتخارات آلفرد هیچکاک:

 

نامزد دریافت جایزه اسکار به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم‌های ربکا در سال1941 ، سوء ظن در سال 1942 ، قایق نجات در سال 1945 ، طلسم شده در سال 1946 ، پنجره عقبی درسال 1955 و روح در سال 1961.

نامزد دریافت نخل طلای کن به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم‌های مردی که زیاد می‌دانست در سال 1956 و بدنام در سال 1946.

نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب برای فیلم جنون در سال 1973.

نامزد دریافت شیر طلایی جشنواره ونیز برای فیلم دستگیری دزد در سال 1955.

برخی از آثار آلفرد هیچکاک:

 

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)

جنون(۱۹۷۲)

توپاز (۱۹۶۹)

پرده پاره (۱۹۶۶)

مارنی (۱۹۶۴)سینما

پرندگان (۱۹۶۳)

روانی (۱۹۶۰)

شمال از شمال غربی (۱۹۵۹)

سرگیجه (۱۹۵۸)

مرد عوضی (۱۹۵۶)

مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶)

دردسر هری (۱۹۵۵)

برای گرفتن دزد (۱۹۵۵)

پنجره عقبی (۱۹۵۴)

ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴)

اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳)

غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱)

وحشت در صحنه (۱۹۵۰)

طناب (۱۹۴۸)

بدنام (۱۹۴۶)

طلسم شده (۱۹۴۵)

قایق نجات (۱۹۴۴)

سایه یک شک (۱۹۴۳)

خرابکار (۱۹۴۲)

سوء‌ظن (۱۹۴۱)

آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱)

خانه کنار جزیره (۱۹۴۰)

خبرنگار خارجی (۱۹۴۰)

ربکا (۱۹۴۰)سینما

خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸)

مأمور مخفی (۱۹۳۶)

۳۹ پله (۱۹۳۵)

مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۳۴)

والس وینی (۱۹۳۴)

شماره هفده (۱۹۳۲)

غریب و غنی (۱۹۳۱)

ماری (۱۹۳۱)

قتل (۱۹۳۰)

حق السکوت (۱۹۲۹)

همسر دهقان (۱۹۲۸)

شامپانی (۱۹۲۸)

سرازیری (۱۹۲۷)

تقوای آسمان (۱۹۲۷)

حلقه (۱۹۲۷)

عقاب کوهستان (۱۹۲۶)

مستاجر (۱۹۲۶)

باغ تفرجگاه (۱۹۲۵)

شماره سیزده (۱۹۲۲) ناتمام





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : زندگینامه سرآلفرد هیچکاک،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 16 مرداد 1395

 لورل و هاردی به انگلیسی: Laurel and Hardy نام زوج کمدین مشهور دهه‌های بیست تا پنجاه سینمای آمریکا است.

استن لورل متولد ۱۶ ژوئن ۱۸۹۰ در انگلستان است و اولیور هاردی متولد ۱۸ ژانویه ۱۸۹۲ در ایالات متحده است.

استن لورل و اولیور هاردی در سال ۱۹۱۹ در کمپانی فاکس قرن بیستم و در فیلم سگ خوشبخت (که در ۱۹۲۱ اکران شد.) همکاری خود را آغاز کردند و سپس به استدیوی فیلم سازی هال روچ پیوستند. اما اولین فیلم دو نفره آنها «شلوار پوشاندن به فیلیپ» در سال ۱۹۲۷ آغاز همکاری رسمی این دو بود و این همکاری در حدود سی سال ادامه یافت.

طنزهای لورل و هاردی در زمان حیات ایشان هیچگاه نتوانست توجه منتقدین را به خود جلب کند و تنها فیلم جعبه موسیقی محصول ۱۹۳۲ توانست برنده جایزه اسکار فیلم کوتاه شود. اما بر عکس در میان مردم جهان طرفداران زیادی داشتند.

اولیور هاردی در ۷ آگوست ۱۹۵۷ در ۶۵ سالگی درگذشت و پس از مرگ هاردی استن لورل به صورت رسمی از حرفه بازیگری کناره گیری کرد اما به علت بیماری زیاد نتوانست در مراسم درگذشت هاردی شرکت کند و گفت "الیور درک می‌کند"

لورل آخرین سالهای عمر خود را در آپارتمان کوچکی در اوشیناهتل در سنت مونیکا سپری کرد و وقت خود را به جواب دادن به نامه‌ها و تلفن‌های طرفدارانش می‌گذراند.

سرانجام وی نیز در ۲۳ فوریه ۱۹۶۵ در سن ۷۴ سالگی چند روز پس از حمله قلبی در گذشت و در بخشی از وصیت نامه خود نوشته بود "اگر کسی در مراسم درگذشت من گریه کند دیگر با او صحبت نخواهم کرد".

سال‌ها بعد٬ تمامی فیلم‌های سیاه و سفید آن‌ها رنگی شد.





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : استن لورل،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 15 مرداد 1395

الیور نورول هاردی در هجدهم ژانویه ۱۸۹۲ در هارلم جورجیا آمریکا به دنیا آمد. او در دانشگاه ایالتی جورجیا در رشته حقوق تحصیل کرد اودرهنگام تحصیل، به دلیل صدای خوبی که داشت (امتیازی که بعدها در برخی فیلم‌ها مورد استفاده قرار گرفت) در کنسرواتوی موسیقی آتلانتا آواز می‌خواند. البته در خانواده او هیچ‌کس تا آن زمان وارد عرصه هنر نشده بود اماهنر بازیگری در خون الیور بود. او پس از فراغت از تحصیل به طور جدی آواز را دنبال کرد تا در سال ۱۹۱۰ با افتتاح یک سالن تئاتر در میلد گویل جورجیا به سینما علاقه‌مند شد و سپس با کمپانی لوسین فلوریدا شروع به کار کرد. یکی از نقش‌های دو نفره متعددی که او در آن ظاهر شد سگ خوش شانس بود که نقش کوچکی در مقابل لورل داشت. این ماجرا تقریباً یک دهه قبل از آن بود که این دو دوباره با هم همبازی شوند. او در نقش‌های چاق بسیاری بازی کرد و در سال ۱۹۲۶ به استخدام هال روچ در آمد. در فیلم‌های اولیه‌اش با نام‌های نورول هاردی، بیب هاردی لقبش در کودکی، الیور بیب هاردی و الیور نورول هاردی بازی می‌کرد و پس از پیوستن به روچ نام الیور هاردی برای او تثبیت شد.

شخصیت

شخصیت سینمایی هاردی به قول خودش کمی برآمده از شخصیت واقعی او و کمی نیز متأثر از داستان مصور هلپ فول هنری بود. هاردی از شخصیت خود، خلق و خوی جنوبی و ویژگی هیکلش را گرفت. درون شخصیت تنومند او قلبی مهربان قرار داشت. دیگر مشهور است که لورل مغز متفکر آثار بود و هاردی پس از بازی معمولاً به سراغ گلف می‌رفت) و البته نصف لورل نیز حقوق می‌گرفت. (شخصیت‌ها و روابط سینمایی آن دو در خلال ۲۷ فیلم کوتاه بین ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۹ شکل گرفت. بعد از بازی در فیلم سوپ اردک این دو به بهترین زوج کمدی تاریخ سینما تبدیل شدند. بعد از بیش از دو دهه موفقیت آمیز در کنار استنلی، الیور بدون استن در فیلم‌های Riding High و Fighting Kentuckian ظاهر شد. الیور هاردی در ۷ آگوست ۱۹۵۷ درگذشت. بدون شک علاقه‌مندان سی

در می سال ۱۹۵۴، هاردی دچار یک حمله قلبی خفیف شد. در طول سال ۱۹۵۶، هاردی شروع به مراقبت از سلامتی خود برای اولین بار در زندگی اش کرد. او بیش از ۶۸ کیلوگرم از وزنش را طی چند ماه از دست داد، که به طور کامل ظاهرش را تغییر داد. نامه‌های نوشته شده توسط لورل اشاره به آن دارد که هاردی سرطان لاعلاج داشته است. برخی از خوانندگان نامه فکر می‌کردند این دلیل واقعی برای کاهش وزن سریع هاردی بوده است. لورل و هاردی هر دو به شدت سیگاری بودند. هال روچ گفته است که آنها یک زوج "دودکش قطار باری" بودند

در ۱۴ سپتامبر ۱۹۵۶، هاردی دچار یک سکته مغزی شدید شد که او را زمین گیر و محدود به تخت کرد و برای چند ماه قادر به صحبت کردن نبود. او در خانه باقی ماند و معشوقه اش لوسیل از او مراقبت می‌کرد. در اوایل آگوست ۱۹۵۷ او دچار دو سکته مغزی دیگر شد و به کمایی فرو رفت که دیگر هرگز از آن بیرون نیامد.

اولیور هاردی بر اثر ترومبوز مغزی در ۷ آگوست ۱۹۵۷ (۱۶ مرداد ۱۳۳۶) در سن ۶۵ سالگی درگذشت. بقایای سوزانده شده جسد اولیور هاردی در قبرستان پارک یادبود والهالا در نورث هالیوود، لس‌آنجلس واقع شده است.

استن لورل بیمارتر از آن بود که به تشییع جنازه دوست و هم‌بازی اش برود. او در همین رابطه اظهار داشت "بچه (لقب اولیور هاردی در زمان کودکی) درک خواهد کرد."

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : الیور نورول هاردی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 15 مرداد 1395

مكاتب نقاشی در جهان 

 

نئوکلا سی سیسم

نئوکلاسی سیسم( کلاسی سیسم نو) عنوان گرایشی است که در نیمه قرن هیجدهم از ( رم ) آغاز شد و به سرعت در نقاط د یگر گسترش یافت . این گرایش از برخی جهات نتیجه واکنش بر ضد افراط کاری های(  باروک  و  روکوکو) بود واز بعضی نظرها نیز حاصل اشتیاق به باز آفرینی هنر  یونان و روم. از سال 1748با کشفیات باستانشناسی در شهرهای پمپئی ، هرکولا نیوم  به تحکیم گرایش نئوکلاسیسیسم کمک کرد و آثار و شواهد به د ست آمده ازاین دو شهرخصوصیت ها و ویژگیهای واقعی هنر کلا سیک را برهنرمندان   نئوکلاسی سیسم  آشکار نمود تفاوت عمده این شیوه با گرایش های  کلاسیک قبل ازآن درآنست که هنرمندان نئوکلاسیسیسم  برای نخستین باربطورآگاهانه خود را به هنر باستانی محدود کردند ودر همه حال متوجه بود ند که کار آنها هم از نظراسلوب وهم ازجهت مضمون یک کار تقلیدی است. این گونه تقلید ازمضامین باستانی را درمشخص ترین شکل آن میتوانیم درآثار ( ژاک لوئی داوید) د رتابلو  سوکند هوراتی  مشاهده کنیم . ازدیگرچهره های سرشناس این مکتب ( باری ، کانووا ، فلا کسمان ، هامیلتون ، منگز و پیرانزی) را میتوان نام برد.

رومانتی سیسم   

رومانتیسیسم  یعنی گرایش به مسائل رومانتیک ( خیالی و غیر واقعی ) ومراد از آن شیوه ایست که ضد یت با مبانی فلسفی، سیاسی وهنری نئوکلا سی سیسم د ر اواخر قرن هیجدهم واوائل قرن نوزدهم در اروپا بوجود آمد. اصطلاح رومانتیسیسم معرف تفکری است که درآن احساس وعاطفه نقش عمده را داشت. شیوه رومانتیک، بواسطه همین مقید بود ن به احساس و عاطفه، مبتنی برشناختی بود که از هر گونه  نفوذ سنت برکنار بود. هنرمند رومانتیک در پی یافتن واقعیتی ژرف تراز سنت و قاعده بود و می خواست آن انسان ( طبیعی ) را که پشت نقاب انسان جامعه ساخته سنتی، پنهان مانده بود، باز بشناسد. قرن هیجدهم که قرن نقد و تحلیل بود با مجال دادن به بحث و جد لهای داغ د ر باره خوب و بد زمینه فکری رومانتیسیسم را فراهم ساخت. خوب از نظر هنرمند رومانتیک، آن اثری نبود که تناسبات و اجزاء هماهنگ و موزون داشت، بلکه اثری بود که عواطف خوشایند در بیننده ایجاد می کرد. اواز هنر بعنوان یکنوع وسیله تحریک احساسات استفاده می کرد. دلاکروا و ژریکو  دوتن از مشهور ترین هنرمندان  رومانتیسیسم هستند. 

رئالیسم           

رئالیسم یا واقعیت گرایی تفکری است مبنی بر این اعتقاد که وجود و هستی اشیاء و پد یده ها مستقل از ادراک و حواس بشر است. در زمینه هنر و اد بیات، رئالیسم ( واقعگرایی ) شیوه ایست که به تجسم حقایق و واقعیت ها می پردازد. وجه تمایز عمده رئالیسم ( دقیقاً رئالیسم قرن نوزدهمی ) که در اینجا مورد گفتگوی ماست رئالیسم نیمه قرن نوزدهم و نماینده اصلی آن ( کوربه ) از هر گونه خوشایند کرد ن مضامین می پرهیزد، شعار پردازی نمی کند و وعده های شیرین نمی دهد، واقعیت را همان گونه که هست می نمایاند. رئالیسم اجتماعی  که به گفتگو از مسائل اجتماعی و سیاسی می پردازد، مهم ترین شاخه رئالیسم قرن نوزدهم است. همچنانکه در بالا اشاره کردیم نماینده اصلی  رئالیسم( گوستاو کوربه)  نقاش بزرگ فرانسوی و ( ایلیارپین ) نقاش روسی است. 

امپرسیونیسم

امپر سیونیسم عنوانی بود که با تمسخربه مهم ترین پد یده هنری قرن نوزدهم و نخستین حرکت نوین هنری داده شد. این عنوان از تابلونقاشی (مونه) به نام (امپرسیون طلوع آفتاب) که بازی نور را در روی آب نشان می داد، اقتباس شده بود. عنوان مذ کور نخستین بار د ر نمایشگاهی از آثار( مونه ، رنوار ، سیسلی، پیسارو، سزان ، د گا) وچند تن د یگر بکار رفت هد ف اصلی امپرسیونیسم دست یافتن به یک طبیعت گرائی تازه بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق رنگها و والورهای سایه روشن بود. امپرسیونیست ها می خواستند بازی نور برروی اشیاء را نشان دهند، البته در این کار بر نتایج تحقیقات علمی دانشمندانی چون ( شورول) تکیه می کرد ند هنرمندان امپرسیونیست برای اولین بار رنگهای تاریک نظیر سیاه را از روی پالت های رنگ خود برداشتند و سایه ها را از ترکیب رنگ شی با رنگ مکمل آن به د ست آورد ند( مثلاً وقتی رنگ یک شی زرد بود، آنها سایه آنرا از ترکیب بنفش با زرد  د رست می کرد ند). همچنین برای آنکه بتوانند بازیهای نور را نشان دهند مجبور بود ند با سرعت بیشتری کار کنند، به همین جهت معمولا سطح تابلوهای آنان بافتی خشن و لکه لکه پیدا می کرد. بعدها شیوه امپرسیونیسم تقریبا بصورت علمی در آمد (نئوامپرسیونیسم) که در آن رنگها با روش علمی بکار میرفتند. اعتقاد نقاشان ( نئوامپرسیونیسم) آن بود که بااین روش، صداقت بصری نسبت به طبیعت به کمال خود می رسید. اما این افراط در طبیعت گرائی( طبیعت گرائی علمی) طبیعتا زمینه را برای واکنشی ضد طبیعت گرایانه و کلا هنری، شیوه ( پست امپرسیونیسم) راهموار کرد

سمبولیسم و آرنوو

سمبولیسم، به معنای نماد گرایی ، شیوه ایست که در آن هنرمند، واقعیت ها را نه بطور مستقیم، بلکه به صورت نمادها (سمبول هایی) ارائه می کند. واین نمادها متضمن چیزی جز شناخت ذهنی هنرمند ازواقعیت ها نیستند. ذهنیت در کار سمبولیست ها شکل افراط به خود میگیرد و به همین دلیل مضامین هنر، سمبولیک ومعما گونه است. هنرمندان سمبولیست آثار خود را با الهام از آثارهنری اوائل رنسانس ونیزآثار هنری شرقی به وجود می آورد تد، لذا شیوه نمایش اشیاء د ر آنها با شیوه های واقعگرایانه سنتی مغایرت داشت. براساس همین شیوه نمایش غیر سنتی و نیز با استفاده از برخی نمونه های هنری کشورهای شرقی  شیوه تزئینی بوجود آمد که به( آرنوو) موسوم شد این شیوه که درسال (1890) درسرتاسر اروپا گسترش یافته بود و در اصل یک شیوه معماری و تزئینات داخلی بود. از جمله هنرمندان مشهور سمبولیست ( گوستاوکلیمت) واز سردمداران  آرنوو ( ویلیام موریس) را میتوان نام برد

اکسپر سیونیسم

اکسپرسیونیسم، عبارت است از شیوه ای که در آن برای بهتر بیان کردن حالت های درونی، ازاغراق در رنگها وشکل ها استفاده میشود. به عبارت دیگر اکسپر سیونیسم شیوه ای عاری از طبیعت گراییست و میخواهد حالات عاطفی راهرچه روشن تر بنمایاند.این شیوه در این معنای خود از گذ شته های دور وجود داشته و نقاشان و گراورسازان آلمانی بانیان این شیوه بوده اند. اما در معنای محدود تر واژه اکسپرسیونیسم، می توانیم بگوییم که این شیوه با ( ون گوگ) به وجود آمد. اکسپرسیونیسم در فرانسه قرابت های آشکاری با( فوویسم) داشت، اما نمایند گان اصلی اکسپرسیونیسم بغیر از( لوترک) اکثراً آلمانی بودند. ( امیل نولده، ماکس بکمن) دوتن از مشهور ترین نقاشان اکپرسیونیست بود ند. گروه های(پل) و        ( سوار آبی)  نیزاز نقاشانی تشکیل شده بود که به همین شیوه کار میکرد ند

تذکر: فوویسم از ترکیب کلمه فوو به معنای جانور وحشی و پسوند ( ایسم) به معنای ( گرایش)  درست شده است ومنظور از آن مجموعه آثار هنرمندانی نظیر ( ماتیس، مارکه، د رن و ولامینک) است که با سطوح ساده رنگی (معمولا رنگهای تند) و شکلهای اغراق آمیزتحریف شده همراه هستند

کوبیسم

کوبیسم، این منشاء تمام هنرهای آبستره را به ساد گی نمیتوان تعریف کرد، زیرا کوبیسم نه از فلسفه خاصی الهام گرفته بود ونه بر نظریه جما لشناختی معینی تکیه میکرد. این شیوه بر اساس این اعتقاد بوجود آمده بود که روشها و قراردادهای مرسوم هنری وبخصوص ( نقاشی) نادرست و کهنه شده اند، ولذا نسل هنرمندان جوان می باید وسیله بیان تصویری تازه ای کشف یا ابداع کند. یکی از هد ف های عمده  کوبیسم  این بود که واقعیت ملموس هر چیز را بد ون توسل به تدابیر چشم وفریب ارائه نماید. نقاش کوبیسم می خواست از هر تابلویی یک واقعیت ملموس تازه و نه یک تصویر وهم انگیز از ادراک بصری واقعیت بوجود بیآورد. کوبیست ها نظام( پرسپکتیو) خطی سنتی را که از ( رنسانس)  به بعد بر نقاشی اروپایی تحکیم می کرد، در هم ریختند و به هنرمند حق داد ند که در یک زمان از نقاط مختلفی بر یک شی نظر بیفکند. ( پیکاسو، براک) دو تن از مشهور ترین نقاشان این سبک بود ند

فوتوریسم

فوتوریسم، گرایش هنری بود که اند کی پیش از جنگ جهانی اول بوسیله برخی از نقاشان ایتالیایی پایه گذاری شد این نقاشان به مخالفت با سنت گرایی رایج زمان خود برخاسته بود ند وخواستند با کنار گذاشتن فرم قرار دادی و با تاکید بر سرعت، شتاب وخشونت عصر ماشین، حرکت وجنبش را تصویر کنند.البته نخستین بیانیه  فوتوریستی مقاله ای از( مارینه لی) شاعرو نمایشنامه نویس بود که در نشریه  فیگارو  به چاپ رسید. بعد از آن در سال ( 1910) ابتدا یک بیانیه نقاشی  فوتوریست و سپس یک بیانیه فنی صادر شد که کلید جمال شناسی   فوتوریسم  را بد ست می دهد. آنها می خواستند حرکت واقعی بد ن یا ماشین را ارائه کنند، ومی گفتند که د ینامیسم ( حرکت) کلی را میباید به صورت احساس د ینامیک ( حرکتی) نشان داد، به اعتقاد آنها حرکت و نور، جوهر اشیاء را می ریخت . بیانیه  فوتوریسم  بوسیله ( بوچیوتی، کارا، روسولو و سوریتی) امضاء شده بود

دادا و سوررئالیسم

( دادا) حرکت پوچ گرایانه ای بود که طی جنگ جهانی اول در زوریخ شکل گرفت. این حرکت ضد هنر و بی معنا، حاصل نوعی هیجان و شوک عصبی ناشی از جنگ بود که از سال ( 1915 تا 1922) دوام آورد. مشهور ترین نمونه آثار( دادائیست) تصویری از ( مونالیزا)  بود که ( د وشان) نقاش فرانسوی برای آن  سبیل  گذاشته بود. حرکت ( دادا)  را میتوان یکی از مبانی  سبک سوررئالیسم دانست. سوررئالیسم که ازاتحاد بعضی جنبه های کوبیسم نظیر ( کلاژوپوچ گرائی دادا) بوجود آمد. در تاریخ هنر سابقه ای د یرینه دارد بعد اززوال (دادائیسم)  در (1922 آند ره بروتون)  بقیه دادائیست ها را تحت نام  سوررئالیست  گرد هم آورد. هد ف این گروه تازه تشکیل شده این بود که هنرمند از دایره معمول ایده های تصویری و همچنین از تمام طریقه های پذ یرفته شده  د ور کنند تا بتواند برحسب تلقین های ضمیر نا خودآگاه خویش د ست به آفرینش بزند. بنا براین میتوان گفت که  سوررئالیسم  رویا وواقعیت را باهم تلفیق میکرد. شیوه   سوررئالیسم  د رد و مسیر رشد کرد. یکی فانتزی و د یگری بازسازی آگاهانه جهان رویا. ( شیریکو، ماگریت و سالوادور دالی) از جمله چهره های مشهور  سوررئالیست  هستند

باهاوس             

باهاوس نام مشهورترین مدرسه معماری، طرح و پیشه عصر نوین بود که بر شیوه های آموزش تمام د نیا تاثیر قابل ملاحظه ای گذاشت. این مدرسه درسال (1919) بوسیله  والتر گروپیوس  معمار، در وایمار آلمان تاسیس شد و درسال(1995) مدرسه فوق به ( د سو)  وسپس به برلین منتقل شد ودرسال ( 1933) بوسیله نازیها تعطیل گرد ید.

آبستره    

 هنر (آبستره)  یا هنر تجریدی ویا انتزاعی، هنری است که به مضمون اثرهنری اعتقادی ندارد و صرفاً بر ارزشهای جمالشناختی فرم و رنگ تاکید می کند. براین اساس بسیاری ازآثار هنری تزئینی ، دررده هنر( آبستره) قرار میگیرند. از سردمداران هنر( آبستره) در د وران جد ید میتوانیم از ( واسیلی کاند یسکی) نام ببریم. هنر آبستره مشتقات گوناگونی داشته است که از آنجمله : آبستره اکسپرسیونیسم ، اکشن پین تینگ و تاشیسم . در این سه شیوه اخیر تاکید عمده بر خود انگیختگی و عد م تعهد در بوجود آورد ن شکل ها و نقوش است

آبستره اکسپرسیونیسم  

 ترکیبی است از هنر( آبستره  و اکسپرسیونیسم) که از حد نقاشی اتوماتیک فراتر نمی رود، د راین شیوه با ابداع شکل ها و لکه های تصاد فی رنگ به ضمیر نیمه خود آگاه اجازه داده میشود که خود رابیان کند. از این لحاظ تشابهی هست میان تکنیک نقاشی حرکتی و آبستره اکپرسیونیسم. زیرا در نقاشی حرکتی هم، اثر نقاش بواسطه فعالیت ضمیر نا خودآگاه بوجود می آید. اما د رمجموع هنرحرکتی را نباید با هنر آبستره یکی دانست، چون در هنرآبستره مسئله استفاده از فکر ضرورت دارد اما در نقاشی حرکتی همه چیز بعهده ضمیر نا خودآگاه گذاشته می شود. 

کنستروکتیویس   

  این روش دراصل یک شیوه  روسی بود که از ( کلا ژهای کوبیستی ) زاده شد.  یکی د یگراز مبانی هنر کنستروکتیویست د ید هند سی سزان از طبیعت بود. هنرمندان این شیوه معتقد بود ند که هنر باید بازتاب تمد ن نوین باشد و براساس همین اعتقاد بود که استفاده از مصالح نوین، نظیر ورقه های فلزی، پلاستیک و سیم درآثار کنستروکتیویستی  متداول شد. درآثارهنرمندان کنستروکتیویست  عاطفه و احساس عملا نقش فرعی دارد.(ولاد یمیرتاتلینی، نائوم گابو و پسنر)ازجمله هنرمندان این شیوه بود ند

اپ آرت (اپتیکال آرت)

این شیوه هنری برمبنای این تفکر به وجود آمد که نقاش یا پیکره سازمیتواند تاثرات چشمی بوجود بیآورد که بیننده رابه توهم بصری دچار کنند. مثلاً نقوشی که ( وازارلی یا بریجت رایلی) ساخته اند بخودی خود بی حرکت و ساکن هستند اما چشم بیننده را آنقد ر خیره می کنند که بیننده آنها را متحرک می بیند

پاپ آرت        

پاپ آرت، یا هنر عامیانه شیوه ایست که دراواخر سالهای( 1950) درانگلستان و د رسالهای( 1960) درآمریکابه وجود آمد. اساس این هنر استفاده از د ست ساخته ها ، عکسها ،  ورقه های تبلیغاتی  و چیزهایی شبیه اینهاست. بنیان گذاران این شیوه د رانگلستان عبارتند از  ( پائولوزی و هامیلتون)  و د ر آمریکا  ( ژاسپر جانز و ورشن برگ))

 





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : مكاتب نقاشی در جهان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 10 مرداد 1395




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز