مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج میبرند، داشتن یک دستبند مسی را توصیه میکنند و دلیل این امر را هم کمبود یونهای مسی در خون ذکر میکنند که با تماس دستبندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و از درد مفاصل کاسته میشود.

از سوی دیگر محققین، یکی از علتهای بروز بیماری آلزیمر را رسوب یونهای آلومینیوم در مغز عنوان میکنند.

تا چند دهه پیش، مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش از قابلمههای مسی استفاده میکردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار میگرفت.

هیچکس نمیدانست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیرد، فقط میدانستند برای پخت غذا خیلی لازم میباشد.

 

داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به ٦ میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن.

 

کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و مدام دهندره کنید. در ضمن هیچ کارخانه داروئی نمیتونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه ... و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما میدهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره.

 

ولی تا این جا بدونید که غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی، از یون آزاد شده این ظرف استفاده میکند و در بدن شما فوقالعاده احساس نشاط و انرژی ایجاد میکنه دیگه از اون دهندرگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی میشود.

 

ولی یک دفعه توی دهه ٥٠ از این نون خشکیها اومدند و داد میزدند (قابلمه مسی ....... کفگیر آهنی خریداریم ...) و با یک قیمت مناسب این قابلمه ها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی میدادند که بهش میگفتند روحی. هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی کجا قراره بره؟

 

بعدش هم که الان ظرفهای استیل و تفلون اومده که مدعی هستند غذا توش زود میپزه و به کف ظرف نمیچسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یونهای مضر در این ظروف عامل سرطان هستند






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : ظروف مسی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 23 فروردین 1397

 

 

تکنولوژی تولید لاستیک هواپیما

 

این واقعیت که یکی از مهمترین و حساس ترین تایر ها در جهان تایر هواپیماست، امری دور از ذهن نیست. در این قسمت اطلاعاتی اجمالی درباره این محصول و تکنولوژی تولید آن، در اختیار شما قرار میگیرد.

 

با پیشرفت علم هوانوردی و زیاد شدن سرعت و وزن هواپیما ٬ نگهداری و به حرکت در آوردن آن بر روی زمین با اشکالات عدیده ای روبرو می شد. لاستیک های هواپیما ضمن اینکه بر روی زمین نگهدارنده وزن هواپیما هستند ٬ ضربه های وارده هنگام نشست و برخاست هواپیما را جذب می کنند و همچنین نگه دارنده و کنترل کننده گردش هواپیما با اطراف می باشند. درکل ضریب ایمنی هر فرود و برخاستی را کنترل می کنند. این تایر ها (بستگی به اندازه هواپیما) باید توان مقاومت در برابر سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت و توان ۳۳ تن بار را داشته باشند. فشار باد استاندارد این تایر ها معمولا psi220 می باشد (فشار باد در تایرهای سواری معمولا psi30 می باشد). این تایرها در مقابل باران، برف، گرما و سرما مقاومت زیادی دارند. مثلا تحمل ۴۲۰ درجه فارنهایت از ویژگی این تایرها می باشد.

 

لاستیک های جدید از نظر شکل و ساختمان به ۴ قسمت اصلی تقسیم می شوند:

۱- حلقه : درون حلقه لاستیک و جایی که با رینگ چرخها ارتباط پیدا می کند سیم های فولادی بهم پیچیده ای وجود دارد که مقاومت آن به وزن و فشار وارده با تایر بستگی دارد.

۲- تویی : لایه های داخلی که کار تیوپ لاستیک را انجام می دهند. بین آخرین لایه از داخل و عاج تایر از خارج امتداد دارد و کاملآ فشرده است تا هوای فشرده داخل لاستیک راهی برای خروج نداشته باشد. تویی لاستیک ها با لایه ای از نخ نایلون بسیار محکم که به وسیله روکش های لاستیکی پوشش داده شده اند تشکیل شده است.برخی از لاستیک ها به جای لایه های لاستیکی از صفحه های مخصوص استفاده می شود که این صفحه ها فشار وارد بر تایر را با تمام نقاط تایر تقسیم می کنند. و مانع از وارد شدن فشار نقطه ای به هنگام فرود می گردند. 

۳- نشان گر زمان تعویض : در بیشتر تایرها لایه های قرمز رنگی بین آخرین لایه لاستیک بعد از عاج چرخ ها قرار گرفته تا با فرسایش لایه رویی و نمایان شدن آن ٬ زمان تعویض تایر مشخص شود.

۴- عاج تایر : عاج لاستیک عامل مهمی در مقاومت و مانع بزرگی در سریدن تایر روی زمین مخصوصاً در شرایط بارانی و برفی است. این لایه لاستیکی قطور که سطح خارجی بخش نگهدارنده لاستیک را پوشش می دهد ٬ حافظ سطح خارجی تایر در مقابل کوبیده شدن ٬ بریده شدن و فرو رفتن اجسام خارجی با داخل تایر در موقع پارک و تاکسی کردن می باشد.

چهار فرورفتگی و شیار در سطح تایر مشخصه ای برای تایرهایی که لایه های آن از لاستیک و نخهای نایلونی پیچیده و درهم تشکیل شده است ٬ که برای استحکام بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اند. در حال حاضر این نوع تایرها می توانند در باندهای خشک و مرطوب بهترین کارایی را عرضه کنند. تایرها در مقابل حرارت مقاوم بوده و تا ۴۲۰ درجه فارنهایت حرارت را تحمل می کنند. چنانچه حرارت از این مقدار تجاوز کند روی رینگ تعدادی دریچه بنام " فیوز پلاگ " نصب شده که براثر زیاد شدن حرارت ذوب شده و فشار هوای داخل لاستیک را تخلیه کرده و مانع از انفجار می گردند.

باد لاستیکها بجای هوای معمولی از نیتروژن پر شده است. چون نیتروژن یک گاز خنثی و ارزان و در دسترس هست و از نظر جرم حجمی هم برای اینکار مناسب هست.ضمنن در صورت آتش گرفتن لاستیک یا ترکیدن آن به عنوان یک خاموش کننده در صورت نشت عمل میکند و در موقع  فرود آمدن هواپیما  (Landing)  که فشار زیادی به لاستیکها وارد می شود و گرمای لاستیک بالا می رود بطوریکه دود آبی از آن بیرون می آید از بالا رفتن دمای لاستیک و آسیب دیدن و آتش گرفتنش جلوگیری می کند .

نیتروژن گاز سبگی بوده و نسبت به گازهای خنثی دیگر ارزان تر است در زمان داغ شدن موقع  فرود LDGامکان ترکیدن آن کم است و در زمان آتش سوزی مثل اکسیژن مشتعل نمی شود.

برخلاف اتوموبیل، هیچ برند لاستیک بی کیفیتی در این صنعت وجود ندارد. حتی ارزانترین برندهای لاستیک نیز به جهت حساسیت و ایمنی صنعت هوانوردی مجبور به گذراندن تستهای سختگیرانه مربوطه هستند. سازندگان این نوع تایر ها: بی اف گودریچ و گودیر (ایلات متحده)، دانلوپ، بریجستون و یوکوهاما (ژاپن) و میشلن (فرانسه) می باشند. میشلن تنها سازنده تایر شاتل های فضایی ناسا می باشد.






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : تکنولوژی تولید لاستیک هواپیما،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 19 فروردین 1397

جایزه نوبل

جایزه نوبل معتبرترین جایزه ای است که در حوزه های علمی به یک دانشمند تعلق می‌گیرد. جایزه نوبل در سال ۱۸۹۵، به وصیت کارخانه‌دار و شیمیدان سوئدی، آلفرد نوبل که بیشتر او را به دلیل ابداع دینامیت می‌شناسند، پایه‌گذاری شد.

 

در سال ۱۹۰۱ میلادی، نخستین جوایز این بنیاد اهدا شد. طبق وصیت وی، پنج جایزه به‌طور سالانه در رشته‌های فیزیک، شیمی، فیزیولوژی و پزشکی، ادبیات و صلح؛ به افرادی تعلق می‌گیرد که بیشترین خدمت را به بشر کرده باشند

 

ششمین جایزه یعنی نوبل اقتصاد نیز در سال ۱۹۶۸ میلادی، توسط بانک مرکزی سوئد پایه‌گذاری شد که البته در لیست جوایز مرتبط با بنیاد نوبل جایی ندارد

 

 

هیئت‌های مخصوص و کمیته‌های تخصصی

چهار هیئت مخصوص اعطاء جایزه که تحت اساسنامه بنیاد نوبل فعالیت می‌کنند عبارت‌اند از:

 

فیزیک، شیمی و اقتصاد

آکادمی سلطنتی علوم سوئد که وظیفه انتخاب برنده جایزه نوبل در رشته‌های فیزیک و شیمی را برعهده دارد. هم‌چنین فرهنگستان سلطنتی علوم سوئد، وظیفه انتخاب برنده «جایزه علوم اقتصادی بانک مرکزی سوئد به یاد آلفرد نوبل» که به جایزه نوبل اقتصاد معروف است را نیز برعهده دارد.

 

ادبیات

آکادمی سوئد که وظیفه انتخاب برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات را برعهده دارد.

 

فیزیولوژی و پزشکی

انستیتوی کارولینسکا که وظیفه گزینش برنده جایزه نوبل در رشته فیزیولوژی و پزشکی را برعهده دارد

 

صلح

کمیته نروژی نوبل وابسته به پارلمان نروژ (برای جایزه صلح).

 

ضمناً پنج کمیته نوبل هم وجود دارد که هریک برای توزیع یکی از جوایز مطالعه می‌کنند (از جمله کمیته نروژی برای جایزه صلح). به‌علاوه چهار مؤسسه نوبل هم وجود دارد که هریک برای یکی از چهار جایزه نام‌برده فعالیت می‌کنند.

 

 

کمیته‌های پنجگانه نوبل هریک سه تا پنج عضو دارند که توسط هیئت مربوط تعیین می‌شوند. کسی نمی‌تواند خود را نامزد دریافت جایزه نوبل کند. کسانی‌که می‌توانند معرف نامزدهای جوائز نوبل باشند:

 

برندگان سابق جوائز نوبل (در رشته مخصوص خود)

اعضاء هیئت اعطاء جوایز و اعضاء کمیته‌های نوبل (در رشته مخصوص خود)

استادان برجسته دانشگاه و آن‌هایی که توسط اعطاء کنندگان جوایز انتخاب می‌شوند.

ناشر اثر نامزد. (در مورد ادبیات)

اعضاء پاره‌ای از سازمانهای پارلمانی یا حقوقی بین‌المللی (برای جایزه صلح)

اعضاء پارلمان‌ها و کابینه‌ها (برای جایزه صلح).

جشن‌های اهدای جوایز

 

تالار کنسرت استکهلم که هر ساله جشن‌های اهدای جوایز نوبل در آن صورت می‌گیرد.

کمیته‌ها و مؤسساتی که جزو هیئت انتخاب جوایز هستند اغلب نام برندگان را در ماه اکتبر اعلام می‌کنند. این جوایز در یک مراسم رسمی که در ۱۰ دسامبر یعنی سالگرد درگذشت آلفرد نوبل برگزار می‌شود به برندگان اهدا می‌شود. مراسم جایزه صلح نوبل از ۱۹۰۵ تا ۱۹۴۶ در مؤسسه نوبل نروژ، پس از آن در ابتدا در دانشگاه اوسلو و از سال ۱۹۹۰ در عمارت شهرداری اوسلو برگزار شده‌است. سایر مراسم‌های اهدای جوایزاز سال ۲۰۰۵ در سالن کنسرت استوکهولم برگزار شده‌اند. هر سال هر یک از جوایز حداکثر به سه نفر اهدا می‌شود. هر جایزه عبارت است از یک مدال طلا، یک دیپلم افتخار و مبلغی پول. در حال حاضر مبلغ اهدایی در حدود ۱۰ میلیون کرونای سوئد (اندکی بیش از یک میلیون یورو یا ۱/۳ میلیون دلار ایالات متحده) است. اصولاً اهدای این مبلغ با این هدف صورت گرفته‌است که برندگان نوبل، به دور از فشار تأمین هزینه‌ها، به کار و پژوهش ادامه دهند. اما واقعیت اینست که بسیاری از برندگان، پیش از دریافت این مبلغ بازنشسته می‌شوند. اگر در یک گروه دو نفر برنده شوند، مبلغ نام‌برده میان دو نفر نصف می‌شود. اگر شمار برندگان سه نفر باشد، کمیته اهدای جوایز مختار است که این مبلغ را بطور برابر میان سه نفر تقسیم کرده یا اینکه به یک از برندگان یک‌دوم و به هر یک از دو نفر دیگر یک‌چهارم مبلغ مذکور را اهدا کند. معمولاً دریافت‌کنندگان این مبلغ، آن را برای اهداف علمی، فرهنگی یا انسان‌دوستانه، وقف می‌کنند.

 

از سال ۱۹۰۲، شاه سوئد، به‌جز جایزه صلح نوبل، رسماً کلیه جوایز را در استکهلم اهدا کرده‌است. پادشاه اسکار دوم در ابتدا با اهدای جوایز بزرگ ملی به خارجی‌ها مخالف بود اما گفته می‌شود پس از آنکه به ارزش تبلیغاتی این جوایز برای کشورش پی برد نظرش عوض شد. اولین جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۰۱ توسط رئیس مجلس نروژ اهدا شد تا اینکه در سال ۱۹۰۴ کمیته نوبل نروژ تشکیل شد. پنج عضو این کمیته توسط پارلمان نروژ (استورتینگت) گمارده می‌شوند و انجام امور مقدماتی مربوط به داوری و نیز اهدای جایزه صلح نوبل بر عهده این کمیته است. اعضای این کمیته مستقل هستند و به قانونگزاران پاسخگو نیست. اعضای دولت نروژ حق عضویت در این کمیته را ندارند.

 

وصیت نوبل

 

آلفرد نوبل

پایه‌گذاری جوایز نوبل در پی وصیت آلفرد نوبل شیمیدان، کارآفرین سوئدی و مخترع دینامیت صورت گرفت. آلفرد نوبل در طول زندگی‌اش چندین وصیت‌نامه نوشت. آخرین وصیت‌نامه وی در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ اندکی بیش از یکسال قبل از مرگش نوشته شد. او در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ وصیت‌نامه مذکور را در باشگاه سوئد-نروژ پاریس امضا کرد. اختراع نوبل مستقیماً در ساخت مواد منفجره مورد استفاده قرار گرفت و او از استفاده نظامی از اختراعش به شدت ناراحت بود. گفته می‌شود درآن زمان، یک روزنامه فرانسوی به مناسبت مرگ لودویگ برادر نوبل، به اشتباه یک اعلامیه‌های درگذشت کودکان را به چاپ رساند و در آن آلفرد نوبل را «سوداگر مرگ» لقب داد؛ نوبل با خواندن این مطلب تصمیم گرفت که آخرین وصیت‌نامه خود را بنویسید. بر اساس این وصیت‌نامه، نوبل ۹۶ درصد از ثروت خود را به پایه‌گذاری مراسم اهدای پنج جایزه اختصاص داد:

 

کلیه دارایی‌های نقدشدنی اینجانب باید صرف امور زیر شود:

 

این سرمایه باید توسط مجریان وصیتنامه اینجانب، برای خرید اوراق بهادار مطمئن سرمایه‌گذاری شود تا از سود آن هر ساله به افرادی که در سالهای آینده به حال بشریت بهترین بهره‌ها را به ارمغان می‌آورند جوایزی اعطا شود. سود حاصل از سرمایه مذکور باید به پنج قسمت مساوی تقسیم شده و به پنج مورد زیر اختصاص یابد: یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا پیشرفت در زمینه شیمی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهم‌ترین کشف در زمینه فیزیولوژی یا پزشکی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که در عرصه ادبیات باارزش‌ترین اثر را با گرایشی آرمان‌گرایانه خلق کرده باشد؛ و یک قسمت به شخصی که برای ایجاد برادری در میان ملت‌ها و انحلال یا کاهش نیروهای نظامی یا برگزاری یا حمایت از همایش‌های صلح‌طلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام می‌دهد.

 

جوایز فیزیک و شیمی باید توسط فرهنگستان علوم سوئد؛ جوایز فیزیولوژی و پزشکی توسط مؤسسه کارولین در استکهلم؛ جوایز ادبیات توسط فرهنگستان استکهلم و جوایز قهرمانان صلح توسط کمیته‌ای که توسط استورتینگ انتخاب شده اهدا شوند. خواسته آشکار من این است که در اهدای این جوایز، ملیت شخص مورد توجه قرار نگیرد تا صرفنظر از آنکه او اهل اسکاندیناوی است یا نه، شایسته‌ترین فرد این جایزه را دریافت کند.

 

معروف است که نوبل بعلت خصومتی که با یک دانشمند ریاضی داشت جایزه ریاضی تعیین نکرد. اگرچه وصیت‌نامه نوبل بنیانگذار این جوایز بود، اما طرح او کامل نبود و به دلیل پاره‌ای موانع ۵ سال طول کشید تا بنیاد نوبل تأسیس شود. در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۰۱ اولین جوایز نوبل اهدا شد.






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : جایزه نوبل،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 فروردین 1397

 

 

چگونه انسولین کشف شد

 

۱۶ مه ۱۹۲۱، مرد قوی‌‌‌هیکلی که بیشتر به دهقان‌‌‌ها شباهت داشت وارد یکی از آزمایشگاه‌‌‌های دانشگاه تورنتو گردید. این مرد جوان ۲۹ساله موسوم به دکتر فردریک بانتینگ (F.Banting) بود که بعدها به عنوان یکی از بزرگترین کاشفان جهان پزشکی شناخته شد.

 

چندی پیش او از دانشگاه تورنتو تقاضا کرده بود که یک آزمایشگاه، ده سگ و یک دستیار مجرب در رشته شیمی و فیزیولوژی را برای مدت دو ماه در اختیار او بگذارد. قبول تقاضای بانتینگ برای دانشگاه بسیار آسان بود زیرا بهای تجهیزات درخواستی او از چندصددلار تجاوز نمی‌‌‌کرد.

 

بانتینگ قصد داشت که بیماری کشنده و بی‌‌‌رحم دیابت (Diabetes) یا بیماری قند را مغلوب دانش جدید سازد. تا آن زمان، پزشکان بیشماری درباره این بیماری کاوش کرده بودند، ولی کوشش هیچ‌‌‌یک از آن‌‌‌ها در شناسایی منشأ این بیماری و معالجه آن به جایی نرسیده بود.

 

همکار و دستیار بانتینگ در این تجربیات بسیار مهم، دکتر چارلز بست نام داشت. دکتر بانتینگ برای آغاز تجربیات خود از بست تقاضا کرد که چگونگی تحصیل شیره پانکراس (Pancreas) را که توسط دانشمند فرانسوی به نام هدون در یک کتاب پزشکی به زبان فرانسه نوشته شده بود برای او ترجمه کند.

 

یک پزشک یونانی دوهزار سال پیش، مرض قند را به این صورت توصیف کرده بود:

 

«این یک نوع بیماری است که گوشت را آب کرده و به ادرار تبدیل می‌‌‌کند».

 

در بدن این بیماران، عاملی وجود دارد که از سوختن قند و تبدیل آن به انرژی ممانعت به عمل می‌‌‌آورد. بنابراین کمبود انرژی مبتلایان به بیماری قند، از ذخیره چربی و پروتئین بدن آن‌‌‌ها تأمین می‌‌‌گردد. علاوه بر اینها بیماری قند همیشه با عطشی شدید و دفع‌‌‌نشدنی همراه است. مقدار زیاد آبی که توسط بیماران نوشیده می‌‌‌شود به صورت ادرار شیرین از بدن آن‌‌‌ها دفع می‌‌‌گردد. یکی دیگر از علائم دیابت، اشتهای زیاد در اشخاص بیمار است.

 

قبل از کشف مهم دکتر بانتینگ، بیماری قند تنها به کمک رژیم غذایی بسیار شدید معالجه می‌‌‌شد که کار بسیار شاق و طاقت‌‌‌فرسایی بود و عملا تنها در بعضی از بیماران، آن هم به صورت ناقص پاسخ می‌داد.

 

دکتر بانتینگ همیشه خاطره مرگ دوست و همکلاسی‌‌‌اش که در ۱۶سالگی در اثر دیابت در گذشته بود به یاد داشت. همچنین خاطره مرگ خاله‌‌‌اش او را همیشه متأثر می‌‌‌کرد. خاله‌‌‌ی بانتینگ قبل از ابتلا به بیماری قند، زن قوی‌‌‌هیکل و چاق بود در حالیکه هنگام مرگ، وزنش به ۳۶ کیلو نیز نمی‌‌‌رسید.

 

در این زمان، بانتینگ ۲۲ سال داشت و آخرین امتحانات خود را برای دریافت دیپلم فیزیولوژی و بیوشیمی می‌‌‌گذرانید. بانتینگ در جوانی آرزو داشت که تحصیلات خود را در رشته الهیات انجام داده و کشیش شود، ولی بعداً پشیمان شده و رشته پزشکی را برای تحصیل خود برگزید.

 

 

هنگام تحصیل در دانشگاه، بانتینگ همواره دانشجوی ضعیفی به شمار می‌‌‌آمد. طی جنگ اول جهانی، بانتینگ در ارتش کانادا به عنوان جراح خدمت می‌‌‌کرد. به پاس شجاعت زیادش، عالی‌‌‌ترین نشان جنگی کانادا را به او دادند.

 

پس از خاتمه جنگ، دکتر بانتینگ به لندن آمد تا در این شهر به عنوان جراح ارتوپدیست کار کند ولی متاسفانه به هیچ‌‌‌وجه کار او نگرفت؛ به همین علت نامزدش از او جدا شد. چند ماه بعد، بانتینگ مطمئن شده بود که راه علاجی برای بیماری قند پیدا خواهد کرد. از این‌‌‌رو مطب و کتاب‌‌‌ها و تمام دار و ندار خود را فروخت تا با خیال راحت به بررسی‌‌‌های خود در این مورد بپردازد.

 

بانتینگ عقیده داشت که راز بیماری قند و همچنین داروی آن در غده پانکراس یا لوز المعده نهفته است. پانکراس غده‌‌‌ای است واقع در شکم و به رنگ زرد کمرنگ که کار آن ترشح شیر‌‌‌ه‌های گوارشی و همچنین ماده‌‌‌ای است که کار آن تنظیم قند خون می‌‌‌باشد.

 

تا قبل از کشف بانتینگ، دانشمندان از ترشح ماده مزبور توسط پانکراس بی‌‌‌اطلاع بودند. در سال ۱۸۸۹، یک دانشمند آلمانی برای پی‌‌‌بردن به اهمیت حیاتی پانکراس این غده را در بدن سگی قطع کرد؛ سگ مزبور بیش از دو سه روز زنده نماند.

 

 

نکته مهم اینکه یک روز بعد از قطع غده پانکراس، دانشمند مزبور مشاهده کرد که مگس‌‌‌های زیادی به روی ادرار حیوان جمع شده‌‌‌اند. دلیل این امر شیرین‌‌‌ بودن ادرار سگ بود، زیرا با قطع غده پانکراس، سگ به مرض قند یا دیابت دچار شده بود.

 

از اینجا نتیجه حاصل می‌‌‌شد که شیره پانکراس دارای عاملی است که کار آن تنظیم متابولیسم یا سوخت‌‌‌وساز قند می‌‌‌باشد. برای اثبات این موضوع، کارشناسان مجرائی را که شیره غده پانکراس را به روده‌‌‌ها می‌‌‌برد در بدن سگی مسدود ساختند. مدتی بعد غده پانکراس پژمرده و ضعیف‌‌‌ شد، ولی سگ به بیماری قند مبتلا نگردید. بنابراین با وجود مسدودبودن مجاری مزبور، ماده ضد دیابت همچنان توسط غده پانکراس شناخته شده و به طریقی وارد خون می‌‌‌شد.

 

سپس توجه دانشمندان به تعداد بیشماری سلول‌های مخصوص به نام سلول‌های جزیره‌ای یا islet شدند که در سرتاسر پانکراس پخش‌‌‌شده و توسط مویرگ‌‌‌هایی به هم مربوط بودند جلب شد.

 

آیا ماده مجهول ضد دیابت ساخته‌‌‌شده توسط این عنصر به جای روده مستقیماً داخل جریان خون نمی‌‌‌گردید؟

 

تعداد زیادی از کاوشگران برای اثبات این تئوری تحقیق کردند ولی کوشش آن‌‌‌ها نتیجه‌‌‌ای به بار نیاورد. دلیل این امر آن بود که بیشتر محققین برای به دست آوردن ماده ناشناخته، غده پانکراس سالمی را گرفته و آن را تحت فشار قرار می‌‌‌دادند. در نتیجه شیره‌های گوارشی با این ماده مخلوط شده و آن را مانند سایر پروتئین‌‌‌ها منهدم می‌‌‌ساختند. بانتینگ می‌‌‌دانست که با بستن مجاری ‌‌‌هادی شیره‌‌‌ گوارشی در پانکراس، سلول‌‌‌های ترشح‌‌‌کننده شیره‌‌‌های مزبور زودتر از جزیره‌‌‌های کوچک سلولی پژمرده شده و از بین می‌‌‌روند.

 

بانتینگ به این ترتیب با مسدودکردن مجاری فوق در بدن یک سگ مشاهده کرد که سلول‌‌‌های سازنده شیره‌‌‌های گوارشی ظرف ۶ تا ۷ هفته کاملاً از بین رفته و قدرت سازندگی خود را از دست دادند. در این حال بانتینگ به آسانی توانست ماده ناشناخته را به‌‌‌طور خالص به دست بیاورد.

 

بانتینگ ۵ سانتی‌‌‌متر‌‌‌مکعب از این ماده را در بدن سگی که با قطع غده پانکراس مبتلا به دیابت شده بود، تزریق کرد. سگ نامبرده در حال مرگ بود ولی با تزریق این ماده حالش بهبود یافت. در این حال لازم بود که خون حیوان تجزیه شود. با تجزیه خون معلوم شد که مقدار قند خون از ۲۰۰ میلی گرم در دسی‌لیتر قبل از آزمایش به ۱۲۰ میلی گرم در دسی‌لیتر کاهش یافته است. بعداً با ادامه تزریق، این رقم به ۹۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر که حد متعارف و معمول قند در خون است تنزل پیدا کرد. بانتینگ این تجزیه را در بدن سگ‌‌‌های بیشماری انجام داده و اغلب آن‌‌‌ها را نجات داد.

 

او این ماده مجهول را به مناسبت ترشح آن از سلول‌‌‌های جزیره‌‌‌ای (Isletine) نام‌‌‌گذاری کرده و سپس این نام را به انسولین (Insuline) تغییر دادند.

 

با این حال مانع بزرگی بر سر راه بانتینگ وجود داشت. بدین‌‌‌ترتیب که مقدار کل انسولین حاصل از یک پانکراس به طریق مذکور در فوق بسیار کم بوده و فقط برای زنده‌‌‌نگاه داشتن یک سگ مبتلا به دیابت به مدت یک روز کفایت می‌‌‌کرد در صورتی که میلیون‌‌‌ها افراد مبتلا به دیابت بایستی به کمک انسولین معالجه می‌‌‌شدند.

 

همکار بانتینگ از روی معلومات قبلی خود می‌‌‌دانست که پانکراس حیوانات به حالت جنینی به طور عمده از جزیره‌‌‌های سلولی تشکیل شده است. دلیل امر این است که جنین احتیاجی به شیره‌‌‌های گوارشی پانکراس ندارد، در صورتیکه انسولین لازمه حیات آن به شمار می‌‌‌رود. همچنین پانکراس گاو از لحاظ ذخیره‌‌‌ای انسولین غنی‌‌‌تر از پانکراس سگ می‌‌‌باشد، از این‌‌‌رو بانتینگ با استفاده از معلومات همکارش توانست مقدار بیشتری پانکراس به دست آورده و سگ‌‌‌های مورد آزمایش را مدت بیشتری زنده نگاهدارد.

 

بعدها آن‌‌‌ها توانستند انسولین را با روش‌‌‌های مخصوصی از پانکراس خوک، گوسفند و گاو ماده نیز به دست آورند.

 

هنوز مهم‌‌‌ترین و اساسی‌‌‌ترین مرحله آزمایش انجام نیافته بود. آن‌‌‌ها نمی‌‌‌دانستند که اثر انسولین در بدن انسان مبتلا به مرض قند چگونه است؟

 

در خانه‌‌‌ای در نزدیکی دانشگاه، پسربچه ۱۴ساله مبتلا به مرض قند بستری بود. وزن او از ۲۹ کیلوگرم تجاوز نمی‌‌‌کرد. علائم نشان می‌‌‌داد که بیشتر از چند روز از عمر آن کودک باقی نمانده است.

 

با این حال بانتینگ و همکارش برای جلب رضایت والدین بیمار جهت آزمایش دارو به روی بدن فرزندشان، مجبور شدند که جلوی چشمان آن‌‌‌ها چند قطره از انسولین را در بدن یکدیگر تزریق کنند. در مرحله اول آزمایش، معلوم شد که استعمال انسولین از راه دهان هیچ نتیجه‌‌‌ای ندارد.

 

روز بعد که یکی از روزهای ژانویه ۱۹۲۲ بود، نخستین تزریق انسولین در بازوی نحیف پسربچه‌‌‌ی مشرف به مرگ، توسط بانتینگ انجام گرفت. تجزیه خون مانند تجزیه‌‌‌ه‌های قبلی آن‌‌‌ها به روی سگ‌‌‌های مبتلا به دیابت، نقصان قند خون را نشان می‌‌‌داد.

 

چند روز بعد در مقابل دیدگان حیرت‌‌‌زده والدین پسربچه مریض، حال وی خوب شده و رنگ و رویش به حالت عادی بازگشت. این پسربچه ۱۳ سال دیگر زنده بود و در سال ۱۹۳۵ در اثر مرض دیگری درگذشت.

 

پس از این بیمار، صدهاهزار بیمار دیگر توسط انسولین از خطر مرگ نجات یافتند.

 

به پاس خدمت بزرگ بانتینگ به عالم بشریت، جایزه نوبل در رشته پزشکی در سال ۱۹۲۳ به او تعلق گرفت و او آن را با همکارش قسمت کرد. پارلمان سالیانه، ۷۵۰۰ دلار مواجب تعیین کرد که آخر عمر به او بپردازند. چند سال دیگر بانتینگ با همکارش در دانشگاه مشغول تحقیق بودند.

 

در سال ۱۹۳۴ لق سِر به بانتینگ هدیه شد. در سال ۲۰۰۴، او چهارمین شخصیت کانادایی برجسته تاریخ شناخته شد.

 

در فوریه سال ۱۹۴۱، بانتینگ در حادثه هوایی غم‌‌‌انگیزی درگذشت.

 

در سال‌های دهه ۱۹۵۰ ساختار آمینواسیدی انسولین توسط فردریک سانژر کشف شد، در سال‌های دهه ۱۹۶۰ برای نخستین بار انسولین به صورت مصنوعی ساخته شد تا اینکه در سال ۱۹۷۸، انسولین با استفاده از مهندسی ژنتیک با استفاده از باکتری‌های E. coli ساخته شد.

 

انسولینی که امروزه بیماران از آنها استفاده می‌کنند، انسولین نوترکیب تولید شده توسط مخمری به نام saccharomyces cerevisiae با باکتری E. coli است.

 

منبع: ویکی‌پدیا و مجله دانشمند سال ۱۳۴۴






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : چگونه انسولین کشف شد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 28 اسفند 1396


کشف پنی‌سیلین توسط الکساندر فلمینگ اغلب به عنوان رویدادی تصادفی معرفی می‌شود. بر اسا س داستانی که همه‌ی ما شنیده‌ایم ، هاگ سرگردان کپکی از یک پنجره باز به آزمایشگاه فلمینگ راه یافت و روی محیط کشت بدون سرپوش باکتری‌ها قرار گرفت. سپس، فلمینگ متوجه ناحیه روشنی در محیط کشت شد که از کشته شدن باکتری‌ها خبر می داد. او بی درنگ به اهمیت درمانی این رویداد پی برد و به زودی پنی‌سیلین به عنوان دارویی جادویی شناخته شد.

 

خود فلمینگ نیز اغلب بر نقش شانس در کار خود تاکید کرده است . وی با وجود کسب جوایز و افتخارات بی شمار با فروتنی به دیگران یادآوری می کرد که : من پنی سیلن را اختراع نکرد ه ام طبیعت آن را اختراع کرده است و من فقط بر حسب اتفاق آن را کشف کردم . این نوع نگرش باعث پنهان ماندن حجم قابل ملاحظه ای از فعالیت های علمی شده است که به شناسایی کارایی پنی سیلین به عنوان یک داروی ضد باکتری انجامیدند. بدون تلاش های قابل تقدیر چندین محقق که مشاهده اولیه فلمینگ را دنبال کردند , بدون شک پنی سیلین یک کشف علمی بزرگ نمی شد .

 

فلمینگ نخستین دانشمندی نبود که اثرات ضد باکتری کپک را مشاهده کرد . در سال 1871 جوزف لیستر ، بنیانگذار ضد عفونی در جراحی ، دریافت کپک های موجود در یک نمونه ادرار از رشد باکتری ها جلوگیری می کنند. در سال 1875 جان تیندال به جامعه رویال لندن گزارش کرد که نوعی Penicillium باعث نابودی باکتری ها می شود. در 1877 لویی پاستور و جولس جوبرت مشاهده کردند که میکرو ب های هوازی می توانند از رشد باسیل سیاه زخم در نمونه ادراری که پیش تر ضدعفونی شده بود ، جلوگیری کنند .

 

در سال 1897 ارنست داچسن پایان نامه دکترای خود را درباره رقابت تکاملی میان میکرو ب ها به پایان رساند. پایان نامه او روی بر هم کنش بین E.Coli و Penicillium glaucum متمرکز شده بود. او گزارش کرد چگونه این کپک باکتری ها را در محیط کشت از بین می برد . به علاوه , چند جانور را به طور همزمان با این کپک و مقدار کشنده ای از باسیل تیفوئید آلوده کرد و نشان داد کپک از ابتلای آن ها به تیفوئید جلوگیری می کند. داچسن قصد داشت تحقیقات بیش تری در این زمینه انجام دهد , اما پس از اخذ مدرک خود به ارتش پیوست و پیش از آن که به دنیای پژوهش باز گردد ، بر اثر بیماری سل جان باخت.

 

فلمینگ ابتدا در سال 1928 عمل ضد باکتری پنی سیلین را مشاهده کرد . با وجود این , بررسی های بالینی را در این زمینه آغاز نکرد . به علاوه او تا س ا ل 1940 , از پنی سیلین به عنوان دارویی مفید برای درمان عفونت های انسان ی دفاع نمی کرد . شاید جذاب ترین بخش داستان کشف پنی س ی ل ی ن به عنوان دارویی جادویی ، رویدادهایی باشند که طی این وقفه 20 ساله , رخ دادند.

 

فلمینگ در سال 1928 در پی عوامل ضد باکتری بود و قابلیت پنی سیلین را در این زمینه مورد بررسی قرار داد. او دریافت که پنی سیلین برای جانوران سمی نیست و گلبول سفید نیز آسیب نمی رساند . به علاوه دریافت که اگر پنی سیلین از راه دهان مصرف شود , جذب نمی شود و اگر به فرد تزریق شود. پیش از آ ن که بتواند اثرات خود را بر جای گذارد از طریق ادرار دفع می شود . بنابراین از نظر او توان ضد باکتری پنی سیلین در مقایسه با ضد عفونی کننده ها ی مرسوم محدود بود.

 

فلمینگ پس از این آ ازمایش ها به ارزش پنی سیلین برای مطالعه روی باکتری های پی برد . همان طور که می دانید پنی سیلین از رشد گونه های خاص ی از باکتری ها جلوگیری می کند. بنابراین به محقق امکان کشت گزینشی گونه های دیگری از باکتری ها ( از جمله باکتری هایی که باعث آنفولانزا آکنه و سیاه سرفه می شوند ) را می دهد . تا دهه 1930 از پنی سیلین فقط به همین منظور استفاده می شد . البته پنی سیلینی که در این دوره تهی می شد ناخالص و فقط برای همین هدف مناسب بود و برای نابودی یک عفونت حاد در انسان به اندازه کافی قدرت نداشت . در این دوران فلمینگ تحقیقات خود را روی دسته دیگری از مواد ضد باکتری به نام سولف و نام ا ید متمرکز کرد.

 

نقش پنی سیلین برای درمان عفونت های انسان در آ زمایشگاه دیگری پی گیری شد که هووارد فلوری آ ن را اداره می کرد . در سال 1938 یکی از همکاران فلوری به نام ارنست چاین به منظور شناخت ن بهتر نحوه عملکرد عوامل ضد باکتری طبیعی ، تحقیقات خود را آ غاز کرد . وی سه ماده ضد باکتری طبیعی از جمله پنی سیلین را برگزید . مقاله فلمینگ ، که در سال 1929 منتشر شده بود ، سرنخ هایی به دست او داده بود .

 

تا سال 1939 چاین و فلوری آ زمایش های مقدماتی را برای سنجش توان درمانی پنی سیلین آ غاز کردند . اما آنان نمی توانستند این مساله را به راحتی بیازمایند ؛ تولید و خالص سازی پنی سیلین مشکل بود. فلوری نتوانست هزینه این کار را تامین کند. از طرف دی گ ر در آ ن سال ها جنگ جهانی دوم به اوج خود رسیده بود و برای تحقیق ی که اساس آن را هنوز حدس و گمان تشکیل می داد بودجه اضافی در دسترس نبود .

 

سرانجام اواخر سال 1939موسسه راکف ل ر امریکا هزینه این کار را تام ی ن کرد . آنان دز اواسط سال 1940 به اندازه کافی پودر پنی سیلین در اختیار داشتند تا آزمایش های خود را روی موش ها انجام دهند . پنی سیلین از مرگ چند موش که با مقادیر مرگباری از استرپتوکوک کشنده آلوده شده بودند ، جلوگیری کرد . بنابراین ، آنان آ زمایش ها را تکرار کردند و سپس برای به دست آوردن مقدار مناسب پنی سیل ی ن برای تزریق و دفعات آ ن ، تلاش خود را آ غاز کردند.

 

برای آن که پنی سیلین برای جلوگیری از عفونت در انسان نیز موثر باشد مقدار آن در مقیاس وزنی باید 3 هزار برابر آن چه باشد که در موش استفاده شد . محققان برای کشت کپک در مقیاس وسیع از تعداد زیادی قوطی بیس کو ئیت استفاده کردند . ستون های کروماتوگرافی امکان تخلیص را فراهم ساختند و به این ترتیب با تلاش یک گروه تحقیقاتی مرکب از دوپرفسور , پنج دانشجوی مقاطع تکمیلی و ده دستیا ر که چند ماه همه روزهای هفته را مشغول فعالیت بودند ، پنی سیلین خالص و به مقدار کافی برای درمان شش بیمار تهیه شد .

 

پس از این که کارایی پنی سیلین در درمان عفونت ها بین سال های 43-1942 به طور کامل به اثبات رسید ، تولید تجاری آن آغاز شد . درابتدا شرکت های دارویی هر ماه فقط توان تولید پنی سیلین مورد نیاز برای 200 بیمار را داشتند . دو سال بعد شرکت های داروسازی امریکا توانستند هر ماه برای درما ن 250 هزار بیمار دارو عرضه کنند .

 

دانشمندان ز ی ادی از جمله فلمینگ بر این باور بودند که شناسایی ساختمان شیمیایی پنی سیلین به شمیدانان امکان می دهد این ماده را به مقداری که از نظر اقتصادی به صرفه باشد ، به طور مصنوعی تولید کنند. اما پس از تعیین ساختمان شیمیایی پنی سیلین مشخص شد هزینه تولید مصنوعی آن به اندازه استخراج آ ن از کپک است . امروزه این دارو به صورت نیمه مصنوعی تهی می شود .

 

در سال 1945 فلمینگ ، چاین و فلوری به خاطر تلاش برای شناسایی و معرفی دارویی که جان بسیاری از سربازان را در جریان جنگ جهانی نجات داد به طور مشترک جایزه نوبل پزشکی دریافت کردند . آگاهی از تلاش های آنان به ما یاد آ وری می کند که :

 

1-کشفیات علمی حاصل تلاش محققانی ا ند که سال های زیادی از عمر خویش را صرف پی گیری مشاهداتشان می کنند ؛ مشاهداتی که خیلی ها با آن روبه رو می شوند اما به سادگی از کنارشان می گذرند .

 

2-کشف پنی سیلین یک اتفاق شانسی نبود . محققان زیادی از اثرات کپک بر محیط کشت باکتری ها آ گاه بودند اما فلمینگ مشاهده خود را پی گیر ی کرد . چاین و فلوری نیز با پشتکار خود راه را برای عرضه آن در داروخانه ها هموار کردند.

 

3-دانش فراتر از آن چیزی است که چشم می بیند . همیشه باید برای پی گیری مشاهدات آ ماده بود . فلمینگ پدیده ای شانسی را دنبال کرد که حتی همکارانش برای آن اهمیتی قائل نبودند او حتی نتیجه نهایی مهم آن را نیز حدس نمی زد.

 

منبع:

 

by Douglas Allchin Penicillin and Chance SHiPS Resource Center

 

 






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : کشف پنی‌سیلین توسط الکساندر فلمینگ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 28 اسفند 1396

۲۰ واقعیت جالب در مورد بدن انسان

 

۱- خطوط روی زبان هر فردی منحصر به خود اوست و هیچ دو نفری اثر زبان یکسان ندارند.

 

۲- یک تار مو قدرت تحمل یک عدد سیب را دارد.

 

۳- میزان میکروب های موجود در دهان هر شخصی با تعداد جمعیت کل زمین برابری می کند و حتی شاید بیشتر هم باشد.

 

۴- ناخن های نرم و شکننده که لکه سفید به شکل ماه که در نزدیک ریشه ناخن قرار دارد را ندارند، به احتمال زیاد به تیروئید پرکار مبتلا هستند.

 

۵- سرعت انتقال پیام از مغز به اعضای بدن حدود ۴۰۰ کیلومتر در ساعت است.

 

۶- برخلاف تصور، فقط چهار گروه خونی وجود ندارد، بلکه انسان ها ۲۹ گروه خونی متفاوت دارند. نادرترین آنها به زیرگروه Bombay تعلق دارد که در تعداد محدودی از خانواده ها در کشور ژاپن مشاهده می شود.

 

۷- در طول هر شبانه روز، خون مسافتی حدود ۱۹۳۱۲ کیلومتر را طی می کند.

 

۸- طول مجموعه ی رشته های عصبی موجود در بدن انسان حدود ۷۵ کیلومتر است.

 

۹- انسان به طور متوسط در هر روز ۲۰ هزار بار نفس می کشد.

 

۱۰- چشم انسان قادر است تا ۱۰ میلیون رنگ مختلف را از هم تشخیص دهد. اما مغز توان به خاطرسپاری آنها را ندارد.

 

۱۱- گوش انسان در تمام طول عمر او در حال رشد است. البته سرعت این رشد نامعلوم است و تخمین زده می شود که یک چهارم میلی متر در هر سال باشد.

 

۱۲- قلب در هر سال ۳۵ میلیون بار در سال تپش دارد.

 

۱۳- انسان هر روز حدود یک میلیون سلول پوستی را از دست می دهد که به طور کلی، ۲ کیلوگرم در سال می شود.

 

۱۴- هر سانتی متر مربع از پوست انسان حاوی یکهزار حسگر درد است.

 

۱۵- سلول های چشائی موجود روی زبان پسرها کمتر از دخترهاست.

 

۱۶- افراد به طور متوسط، ۳۵ تن غذا در طول زندگی خود مصرف می کنند.

 

 

۱۷- هر فردی در طول زندگی خود به طور میانگین حدود ۵ سال را به پلک زدن سپری می کند. خوشبختانه انسان قادر است همزمان با پلک زدن، کارهای دیگر را نیز انجام دهد.

 

۱۸- ۱۰۰ هزار واکنش شیمیائی در هر ثانیه در مغز انسان روی می دهد.

 

۱۹- سرعت عطسه کردن ۱۶۰ کیلومتر در ساعت است.

 

۲۰- خندیدن موجب حرکت ۱۷ ماهیچه در صورت می شود. در حالی که گریه کردن، ۴۳ ماهیچه را درگیر خود می کند.

 

بنابراین، بهتر است که بیشتر بخندید.

 

 

 






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : ۲۰ واقعیت جالب در مورد بدن انسان، بنابراین، بهتر است که بیشتر بخندید.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 14 اسفند 1396

 

با جدیدترین عامل آلزایمرآشنا شوید :

تحقیقات جدید دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن نشان می‌دهد که الگوهای نامنظم خوابیدن در بزرگسالان سالم می‌تواند نشانه ابتلای زودرس به بیماری آلزایمر باشد.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، آیا شما عادت به قیلوله روزانه دارید یا شب‌ها بارها بیدار می‌شوید؟ یافته‌های یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که اختلالات در چرخه خواب و بیداری فرد و ساعت داخلی بدن ممکن است خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را افزایش دهد.

این مطالعه بیان می‌کند که عدم تعادل ساعت طبیعی بدن یا سیستم روزانه بزرگسالان بالغ ممکن است منجر به اختلال فرآیندهای مغزی شود که نهایتا به دمانس، به ویژه بیماری آلزایمر منتهی می‌شود.

مدت‌هاست که ابتلا به آلزایمر را با اختلالات ساعت داخلی بدن مرتبط می‌دانند، اما برای اولین بار است که یک مطالعه به بررسی رابطه چرخه خواب و بیداری به عنوان شاخص توسعه این بیماری عصبی در سن بالاتر پرداخته است.

دکتر یو.ال جو” از دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس گفت: ما متوجه شدیم که بهم خوردن ریتم بدن(ساعت بدن)، یعنی زمانی که فرد در طول روز مکررا استراحت‌های کوتاه مدت، یا در طول شب فعالیت‌های مکرر داشته باشد، با ابتلای زودرس به بیماری آلزایمر مرتبط است.

محققان، ریتم‌های روزانه ۱۸۹ داوطلب از مرکز تحقیقات بیماری آلزایمر “نایت” را بررسی کردند. داوطلبان عمدتا زنان بودند که به طور متوسط ۶۷ ساله و دارای تحصیلات عالی بودند.

بر روی مچ دست شرکت‌کنندگان، ردیاب نصب شد تا به مدت یک یا دو هفته الگوی فعالیت و خواب آنها را در خانه ثبت کند. آنها همچنین جداول خواب روزانه را تکمیل می‌کردند.

این سیستم افرادی که فعالیت نامنظم در طول روز و اختلال خواب در شب را تجربه می‌کردند، ردیابی کرد.

برای تشخیص حضور پلاک آمیلوئید و پروتئین‌های مرتبط با آلزایمر در مغز، اسکن توموگرافی انتشار پوزیترون(ذره کوچک مثبت) یا PET انجام شد.

از میان تمامی شرکت‌کنندگان، ۱۳۹ نفر از آنها در تحقیق هیچ علامتی از پروتئین‌های آمیلوئیدی مرتبط با آلزایمر زودرس دیده نشد. اکثر داوطلبان دوره‌های خواب و بیداری طبیعی داشتند. اختلالات ساعت بدن با پیری، تنگی نفس در خواب و سایر علل مرتبط است.

۵۰ شرکت‌کننده باقی‌مانده که در اسکن PET یا مایع مغزی نخاعی اختلال نشان دادند، اختلال قابل ملاحظه‌ای در ساعت بدن خود داشتند.

شرکت‌کنندگان که فعالیت شبانه و استراحت روزانه داشتند، احتمال دارد پلاک آمیلوئید در مغز آنها ایجاد شود.

سطح آمیلوئید هنگامی که خواب مختل می‌شود یا زمانی که یک فرد خواب کافی نداشته باشد، افزایش می‌یابد.

با توجه به گزارش انجمن آلزایمر آمریکا، بیماری آلزایمر ششمین علت مرگ و میر در ایالات متحده در این کشور است.

هر ۶۶ ثانیه یک نفر دچار این بیماری می‌شود و تا سال ۲۰۶۰، حدود ۱۵ میلیون نفر در آمریکا، دمانس، آلزایمر یا اختلال شناختی ملایم خواهند داشت.

از سال ۲۰۰۰ تا کنون میزان مرگ و میر مرتبط با آلزایمر ۸۹ درصد افزایش یافته است و این بیماری بیشتر از سرطان پستان و سرطان پروستات قربانی گرفته است.

از هر سه سالمند یک نفر به دلیل ابتلا به آلزایمر یا یکی دیگر از اشکال دمانس می‌میرد.

ممکن است فرد نشانه‌های قابل توجهی از این بیماری را نداشته باشد، اما ممکن است علائم آلزایمر زودرس را بروز دهد. در ایالات متحده آمریکا، تقریبا ۴۷ میلیون نفر دارای علائم اولیه این بیماری هستند که به تدریج حافظه و مهارت‌های تفکر فرد را مختل می‌کند.

این مطالعه می‌تواند به پزشکان کمک کند تا افرادی را که در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند، سریعتر از حد ممکن شناسایی کنند.

تغییرات در رفتار، خلق و خو و مهارت‌های شناختی می‌تواند به این معنی باشد که فرد نشان دهنده علائم اولیه این بیماری است.

طبق گزارش انجمن آلزایمر، علائم هشداردهنده آلزایمر عبارتند از تغییراتی در خلق و خو یا شخصیت، خروج از کار یا کناره‌گیری از فعالیت‌های اجتماعی، قضاوت غلط، گم کردن اشیا و از دست دادن توانایی بازخوانی مراحل، مشکلات جدید با کلمات در گفتار و نوشتار، مشکل درک روابط فضایی و بصری، سردرگمی در زمان و مکان، مشکل در تکمیل وظایف آشنا، چالش در برنامه‌ریزی و یا حل مشکلات و از دست دادن حافظه.

ورزش ایروبیک و شیوه زندگی همراه با فعالیت ممکن است به تاخیر افتادن بیماری کمک کند.

منبع : سایک نیوز





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : با جدیدترین عامل آلزایمرآشنا شوید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 بهمن 1396


خروپف‌های بلند نشانه‌ای برای افزایش خطر ابتلا به آلزایمر :

محققان استرالیا هشدار می‌دهند، افرادی که هنگام خواب، با صدای بلند خروپف می‌کنند، سه برابر از دیگران در معرض ابتلا به زوال عقل هستند. وقفه تنفسی (آپنه) در خواب، نوعی اختلال رایج خواب است که جلوی رسیدن اکسیژن را می‌گیرد و موجب خروپف در فرد می‌شود. فقدان اکسیژن کافی می‌تواند سلول‌های مغز را از بین ببرد. محققان معتقدند چنانچه این وضعیت بارها رخ دهد، فرد سه برابر از دیگران به بیماری های زوال عقل، مانند آلزایمر، مبتلا می‌شود.

مقدار پایین اکسیژن در خون، علاوه بر اینکه موجب تنگی نفس می‌شود، می‌تواند سلول‌های عصبی را نیز از بین ببرد. حدود ۱.۵ میلیون نفر در بریتانیا و بیش از ۲۲ میلیون نفر در ایالات متحده، به آپنه و در نتیجه خروپف‌های بلند مبتلا هستند. این وضعیت زمانی به وجود می‌آید که ماهیچه‌ها و بافت‌های نرم در حالت آرامش قرار گرفته و باعث مسدود شدن راه‌های هوایی می‌شوند. این مشکل با استفاده از دستگاه ماسک فشار جریان هوای همواره مثبت، که هوا را به پشت گلو می‌فرستد، حل می‌شود.

محققان استرالیایی با بررسی وضعیت خروپف داوطلبان ۵۵ تا ۷۵ ساله، به این نتیجه رسیدند که مقدار کم اکسیژن در خون، باعث می‌شود اکسیژن بسیار کمی به آن بخش از مغز که در زمینه یادگیری و حافظه، فعال است، برسد و به سلول‌های آن صدمه زده و تخریب می کند. البته استفاده از ماسک محافظ این مشکل را از میان برمی‌دارد.

وقفه تنفسی، نه تنها موجب خروپف و کاهش شناختی در فرد می‌شود، بلکه ممکن است او را به سکته مغزی و یا قلبی هدایت کند و در عین حال موجب خستگی مزمن در او شود.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از مجله سلامتی طبنا، محققان می‌گویند، این نوع اختلال خواب معمولا ۱۰ سال زودتر از اینکه بیماری آلزایمر در فرد شکل بگیرد، رخ می‌دهد. بنابراین توجه به درمان وقفه تنفسی در خواب، بسیار ضروری است.

منبع : سایک نیوز

 





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : خروپف‌های بلند نشانه‌ای برای افزایش خطر ابتلا به آلزایمر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 بهمن 1396


دستکاری برخی نورون ها به پاک شدن خاطرات بد و تقویت خاطرات خوشایند کمک می کند :

محققان استونی بروک روشی کشف کرده اند که خاطره های دارای بار منفی را تغییر می دهد. تصور کنید حافظه به گونه ای تنظیم شود که خاطرات خوب برای افرادی که به دمانس مبتلا هستند تقویت شود و خاطرات بد افرادی که به اختلال استرس پس از سانحه دچارند، پاک شود. تیمی تحقیقاتی از دانشگاه استونی بروک گامی در جهت تحقق این احتمال برداشته اند که با دستکاری یکی از مکانیزم های سیگنال دهی درگیر در حافظه ، یعنی انتقال دهنده عصبی استیل کولین، قدرت خاطرات را تنظیم کنند. یافته های این محققان در نشریه Nueron منتشر شده است.

مکانیزم های مغزی مسئول حافظه کاملا درک نشده اند اما از نظراغلب دانشمندان منطقه ای از مغز که بیشتر در حافظه هیجانی دخالت دارد آمیگدال است. استیل کولین با کمک نورون های کولینرژیک که در بخش قاعده ای مغز قرار دارند به آمیگدال ارسال می شود. به نظر می رسد همین نورون ها هستند که در مراحل اولیه زوال شناختی تحت تاثیر قرار می گیرند. پژوهش های پیشین نشان داده است ورود کولینرژیک به آمیگدال خاطرات عاطفی را قدرتمند می کند.

لورا رل(Role) استاد و رئیس دپارتمان نوروبیولوژی و رفتار و از مدیران موسسه نوروساینس دانشکده پزشکی استونی بروک می گوید: خاطراتِ تجربیاتی که بار عاطفی دارند به صورت خاص قدرتمند هستند، چه این تجربیات مثبت باشند و چه منفی؛ هدف پژوهش ما این است که مکانیزم های زیربنایی تحکیم حافظه را مشخص کنیم."

در این مقاله که با عنوان "سیگنال دهی کولینرژیک رفتارهای مرتبط با ترس شرطی شده را کنترل می کند و انعطاف پذیری مدارهای کورتیکال-آمیگدال را افزایش می دهد" منتشر شده است، دکتر رل و همکارانش برای بررسی مکانیزم های زیربنایی حافظه از یک مدل حافظه مبتنی بر ترس در موش‌ها استفاده کردند چون ترس تجربه ای با بار عاطفی و قدرتمند است.

این محققان از اپتوژنتیک، روشی جدید در بکارگیری نور برای کنترل سلولها در بافت زنده، استفاده کردند تا بخش هایی خاص از نورون های کولینرژیک را در طول آزمایش ها تحریک کنند.

از نتایج این پژوهش دو مورد به صورت خاص برجسته بود. اول اینکه وقتی محققان ترشح استیل کولین در آمیگدال در طول شکل گیری حافظه آسیب زا را افزایش دادند، حافظه به گونه ای مستحکم شد که بیش از دو برابر زمان معمول دوام داشت. دوم اینکه زمانی که پژوهشگران سیگنال دهی استیل کولین در آمیگدال را در جریان تجربه آسیب زا کاهش دادند، که معمولا پاسخ مرتبط با ترس ایجاد می کند، توانستند واقعا حافظه را پاک کنند.

دکتر رل توضیح می‌دهد: "یافته دوم به صورت خاص اعجاب انگیز بود چون در واقع با دستکاری مدارهای استیل کولین در مغز، موش های بدون ترس ایجاد کردیم. این یافته ها بنیانی برای پژوهش هایی است که را ه های جدید برای درمان اختلال استرس پس از سانحه جستجو می کنند." از آنجایی که نورون های کولینرژیک با انوع دیگر نورون ها درهم آمیخته اند و از نظر تعداد در مقایسه با دیگران در اقلیت قرار دارند چالش پژوهش های بعدی دشواری مطالعه این نورون ها است. از آنجایی که استیل کولین مکانیزم سیگنال دهی طبیعی است و برای حافظه ضروری به نظر می رسد پژوهش های بعدی بر روش های غیرفارماکولوژیک دستکاری آن یا تنظیم دقیق حافظه تمرکز خواهد داشت.

دکتر رل اینطور جمع بندی می کند که "هدف دراز مدت پژوهش های ما این است که  در صورت امکان بدون نیاز به استفاده از دارو  روش هایی برای تقویت یا تضعیف قدرت خاطرات خاص پیدا کنیم؛ تقویت خاطرات خوشایند و تضعیف آنهایی که ناخوشایند است.

منبع:سایت ستاد علوم شناختی به نقل از اخبار نوروساینس





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : دستکاری برخی نورون ها به پاک شدن خاطرات بد و تقویت خاطرات خوشایند کمک می کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 بهمن 1396

 

استارتاپ ویکند چیست؟

 

استارت آپ ویکند یک همایش و رویداد آموزشی- تجربی در سراسر دنیا است که همانطور که از نامش پیداست معمولا در انتهای هفته برگزار می شود. در این برنامه شرکت کنندگان پر انگیزه ای شامل برنامه نویسان، مدیران تجاری، عاشقان استارت آپ، بازاریاب های حرفه ای و طراحان گرافیک گرد هم می آیند تا انتهای هفته طی 54 ساعت ایده یا پروژه هایی را مطرح و آماده نمایند.



ایده اولیه

 

گفته می شود ایده اصلی این گونه رویدادها برای اولین بار در سال 2007 توسط فردی به نام اندرو هاید طرح ریزی شد. در این گروه عده از افراد آخر هفته در مورد یک ایده کسب و کار هم فکری می کردند تا آن را اجرایی سازند. پس از انتشار موفقیت آن همایش آخر هفته دیگری چند ماه بعد از آن، در ونکوور کانادا برگزار شد. سرانجام در سال 2009 این گونه گردهمایی های آخر هفته ای به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی ثبت شد.

 

نحوه برگزاری برنامه

 

همانطور که می دانید برای بررسی و عملی کردن یک ایده به مشورت و مشارکت افراد متخصص در رشته های مرتبط نیازاست و از آنجایی که ایده های استارتاپی در اینترنت متولد می شوند معمولا در این گرو ها برنامه نویس ها، طراحان، بازاریاب ها، مدیران محصول و مشتاقان کارآفرینی گرد هم آمده و ایده هایشان را به اشتراک گذاشته، تشکیل تیم می دهند و محصولی را ساخته و تجارت نوپایی را آغاز می نمایند.

 

معمولا به این شکل است که افرد ایده های خود را بیان می کنند، سپس ایده های برتر انتخاب می شود، گروه هایی تشکیل داده و روی عملی کردن آن ایده کار می کنند، در نهایت در ساعات پایانی استارتاپی ها، ایده هایی که روی آن کار شده بیان می شود، اگر یک دمو از آن آماده شده باشد نمایش داده می شود.

 

 در اینجا هم داوران حضور دارند و هم بعضی سرمایه گذران، که با توجه به پتانسیلی که ایده شما برای کسب بازار دارد، روی ایده شما سرمایه گذاری می کنند و ایده های برتر انتخاب می شود.

 

ایده

 

ایده در حقیقت یک طرح ذهنی است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست. به عبارت دیگر ایده ساده‌ترین راه حلی است که انسان در برابر یک مساله یا نیاز به آن فکر می‌کند. هر چند می‌توان یک ایده را بسط داد و پیچیده کرد که افرادی که خلاقانه محیط اطراف خود نگاه می کنند می توانند ایده های بهتری را برای تبدیل شدن به یک منبع کسب درآمد بدهند.

 

چه ایده ای می تواند استارتاپی باشد؟

 

قبل از اینکه شما یک ایده را در ذهن خود رشد دهید نیاز است چند موضوع مهم را همیشه مد نظر خود قرار دهید. مدل کسب و کار ایده ای که می دهید چگونه است یا بیان دیگر ایده شما چگونه منابع مالی را در بازار هدف جذب می کند و به سوددهی می رسد. که معمولا افراد متخصص در کارآفرینی با انواع مدل های کسب و کار Business model آشنا هستند که در برنامه های استارتاپی افراد متخصص در این زمینه می توانند مشاوره های خوبی را در مورد ایده شما و مدل های سرمایه گذاری بدهند.

 

 اما برای اینکه یک ایده بتواند در محیط وب سرآمد باشد لازم است این سه ویژگی را داشته باشد: ”‌نوآوری، خلاقیت و ایده پردازی "

 

خلاقیت

 

طبق تعاریف علمی، خلاقیت یا آفرینندگی فرآیند ذهنی کشف ایده‌ها و مفاهیم، یا آمیزش ایده‌ها و مفاهیمِ موجود است که توسط فرآیند بینش خودآگاه یا ناخودآگاه تحریک می‌شود. در واقع خلاقیت یعنی بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید که برخی نیز آن را به ترکیب ایده‌ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده‌ها تعبیر نموده‌اند.

 

در تعریفی دیگر خلاقیت بازی با تخیل و امکانات است که در حین تعامل با عقاید، افراد و محیط، منجر به ارتباطات و نتایج جدید و معنادار می شود.

 

نوآوری

 

بکارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت است. در واقع به پیاده ساختن ایده ناشی از خلاقیت که به صورت یک محصول یا خدمت تازه ارائه شود، نوآوری گویند.

اختراع  به معنای «پدید آوردن محصول جدید» است، اما نوآوری فراتر از آن است و به معنای «معرفی محصولی تازه» است که با ابداع و عرضه صورت می‌گیرد.

 

هدف

 

هدف استارتاپ ویکند آموزش و ترویج کارآفرینی در کشورهای جهان است. اما جدای از هدف آن شما در این گونه گروه ها یاد می گیرید چگونه درست فکر کنید و ایده خود را در جهتی درست و عملی شدن رشد دهید.

 

با افراد و شریک های جدیدی آشنا می شوید که می توانند در پیشبرد ایده شما یا سرمایه گذاری روی آن به شما کمک کنند. در کشور ما نیز یک دوره استارتاپ ویکند برگزار شده است. فراموش نکنید بسیاری از شرکت هایی که در حال حاضر در دره سیلیکونی، قلب فناوری دنیا حضور دارند، ایده های خود را به این شکل مطرح کردند و امروزه به ابر شرکت های فناوری دنیا تبدیل شده اند.





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 21 دی 1396

 

اسحاق نیوتن

اسحاق نیوتن در سال 1643 در لینکلن شایر انگلستان به دنیا آمد 

و در مزرعه ای بزرگ شد. هنگامی که پسر بچه ای بیش نبود، 

اختراعات هوشمندانه بسیاری از جمله یک آسیاب بادی برای

 آسیاب کردن ذرت، یک ساعت آبی و یک ساعت آفتابی ساخت.

 با این حال، اسحاق در مدرسه نمره های خوبی نمی گرفت.

 

 

 

اسحاق در 18 سالگی وارد دانشگاه کمبریج شد. او علاقه

 بسیاری به فیزیک، ریاضیات و ستاره شناسی داشت. اما 

در سال 1665 طاعون بزرگ، که یک بیماری وحشتناک بود،

 در انگلستان شیوع پیدا کرد و دانشگاه کمبریج به ناچار

 تعطیل شد. اسحاق به مزرعه و خانه بازگشت.

 

اسحاق در خانه به تحصیل و آزمایش ادامه داد. روزی او

 در باغ مشغول نوشیدن فنجانی چای بود. سیبی را دید 

که از یک درخت روی زمین افتاد.

 

«چرا سیب به پایین سقوط کرد و به بالا نرفت؟»

 

او از این ماجرا نظریه گرانش را ساخت. جاذبه نیرویی 

نامرئی است که اشیاء را به طرف زمین می کشد و موجب 

گردش سیارات به دور خورشید می شود.

 

 

 

اسحاق مجذوب نور شده بود. او کشف کرد که نور سفید 

در واقع از همه رنگ های رنگین کمان ساخته شده است.

 اسحاق همچنین با استفاده از آینه تلسکوپ انعکاسی 

خاصی ساخت. این تلسکوپ بسیار قوی تر از

 تلسکوپ های دیگر بود.

 

اسحاق کشف بسیار مهم دیگری هم داشت که آن 

را سه قانون حرکت نیوتن نامید. این قوانین چگونگی

 حرکت اشیاء را توضیح می دهند. قوانین اسحاق 

هنوز برای ارسال موشک به فضا به کار می روند.

 

اسحاق به برکت اکتشافات خود ثروتمند و مشهور شد. 

با این حال، بداخلاق بود و اغلب با دیگر دانشمندان مشاجره می کرد.

 

«شما کشف مرا دزدیده ای

 

اسحاق نیوتن در سال 1727 در 85 سالگی درگذشت 

و در کنار پادشاهان و ملکه های انگلستان در کلیسای 

وستمینستر در لندن به خاک سپرده شد. او یکی از بزرگترین

 دانشمندان و ریاضیدانانی طول تاریخ بود.





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : اسحاق نیوتن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 21 دی 1396

 

۲۰ تمرین ساده برای جلوگیری از آلزایمر:

 

ممغزتان را به چالش بكشید تا دچار آلزایمر نشوید.

به این منظور تمرین های زیر را گاهی انجام دهید:

 

۱. با دست مخالف مسواك و شانه بزنید و بنویسید

۲. ساعت را به دست راست ببندید

۳. كلمات را وارونه بگویید

۴. از مسیر جدیدی به سر كار بروید

۵. پاتوق تان را عوض كنید

۶. درباره باورهایتان با تردید فكر كنید

 

۷. جملات یك صفحه از كتاب را از آخر به اول بخوانید

۸. كار جدیدی بكنید(مثل وصله كردن لباس یا تعمیر رادیو)

۹. موبایل را همراه نبرید

۱۰. یك یا چند بیت شعر حفظ كنید

۱۱. جایی امن عقب عقب یا چشم بسته راه بروید

۱۲. حدس های شمارشی متنوع و قابل راستی آزمایی بزنید(مانند این كه از اینجا تا آنجا چند قدم است، در صف چند نفر ایستاده اند، پشت ویترین چند پیراهن وجود دارد و...)

۱۳. قبل از پایان فیلم ویدئویی، آن را متوقف كنید و درباره پایانش، تخیل كنید.

۱۴. با افرادی كه مدت هاست ندیده اید تماس بگیرید

۱۵. رنگ بندی های جدید در لباس تان را امتحان كنید

۱۶. جدول حل كنید

۱۷. نقاشی یا رنگ آمیزی كنید

۱۸. بدون ماشین حساب محاسبه كنید

۱۹. چیز تازه ای مانند روش درست كردن یك غذای ساده یاد بگیرید

۲۰. آلبوم عكس های قدیمی را ورق بزنید و درباره عكس هایش با كسی صحبت كنید

روزای خوبی داشتیم





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : ۲۰ تمرین ساده برای جلوگیری از آلزایمر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 12 دی 1396

 

 

سخت تر از بیدار شدن صبح زود، این است كه باید جلوی كمد بایستی و به این موضوع فكر كنی كه شلوار سبز با مانتو قهوه‌ای هماهنگی دارد؟ كفش بنفش ات را با كدام شلوار می‌توانی بپوشی؟ و ... اگر شما هم روزانه با این دغدغه مواجه هستید و برای پوشیدن لباس لازم است چند دست لباس را از كمد بیرون بكشید و عوض كنید، پس با قواعد ست كردن رنگ ها آشنایی ندارید و لازم است این مطلب را بخوانید و با اصول این كار آشنا شوید تا از فردا صبح و چشم بر هم زدنی یک ست لباس هماهنگ بپوشید.

 نحوه ست کردن لباس,روش ست کردن لباس 

رنگ های اولیه و ثانویه در تركیب هم با یکدیگر هم خوانی دارند


این اصول را حفظ كنید

1. رنگ های اولیه و ثانویه كه در چرخه رنگ در كنار هم قرار گرفته اند، در تركیب هم با یکدیگر هم‌خوانی دارند مثلا آبی با بنفش و سبز هماهنگی دارد و زرد با قرمز و نارنجی. این رنگ‌ها می‌توانند با هم تركیب شوند اما از نظر بصری، نور یكدیگر را به‌شدت كاهش می‌دهند. ست كردن این رنگ‌ها خوب است ولی چندان چشمگیر نیست.

2. به رنگ‌های اولیه و ثانویه‌ای كه در چرخه رنگ مقابل یكدیگر قرار گرفته‌اند، رنگ‌های مكمل گفته می‌شود مثلا بنفش از تركیب قرمز و آبی به وجود آمده و با رنگ اصلی زرد در تضاد است. رنگ سبز از تركیب زرد و آبی به وجود آمده و با رنگ قرمز كنتراست (هم‌خوانی) مكمل دارد. این رنگ‌ها «كنتراست مكمل» نامیده می‌شوند چون همدیگر را كامل می‌كنند و وقتی در كنار هم قرار می‌گیرند، جلوه یكدیگر را قوت می‌بخشند و تاثیر رنگ‌ها بیشتر از زمانی است كه به تنهایی استفاده می‌شوند. تركیب این رنگ‌ها در یك ست لباس، زیبایی قابل توجهی خلق می كنند.


3. اگر لباسی دارید كه از تركیب چند رنگ طراحی و دوخته شده، اصل بر این است كه با یكی از رنگ‌ها هماهنگ‌سازی را انجام دهید؛ آن هم رنگی كه بیشتر از همه در لباس به كار رفته است. 

4. پارچه هایی كه طرح های مختلف دارند، برای ست كردن و پوشیده شدن در كنار هم توصیه نمی‌شوند. از نظر زیباشناسی تركیب یك بلوز راه‌راه با دامن خال‌خالی جالب به نظر نمی‌رسد، البته طراحان از این تركیب استفاده می‌كنند ولی آنها اصول حرفه‌ای‌تری را می‌شناسند كه نتیجه كار را دلنشین می‌کند. برای شما كه نگاه حرفه‌ای در زمینه لباس ندارید، بهتر است از این تركیب پرهیز كنید یا ست‌های كامل طراحان را به كار ببرید.


رنگ شناسی واجب است

در اولین قدم باید با چرخه رنگ آشنا شوید چون این دایره براساس هماهنگی و همخوانی رنگ‌ها چیده شده است و نشان می‌دهد كه چگونه رنگ‌ها در كنار هم باعث افزایش و كاهش قدرت انعكاس یكدیگر می‌شوند. در نگاه اول كشف این چرخه كمی پیچیده به نظر می رسد اما واقعا كار سختی نیست. ابتدا رنگ ها را بشناسید:


 اصول ست کردن لباس,آشنایی با اصول ست کردن لباس 

باید با چرخه رنگ آشنا شوید چون این دایره براساس هماهنگی و همخوانی رنگ‌ها چیده شده است


رنگ های اولیه:

زرد، قرمز و آبی


رنگ های ثانویه (تركیبی):

 

قرمز + آبی = بنفش

قرمز + زرد = نارنجی 

زرد + آبی = سبز


دنیای بی انتها

 

رنگ های درجه سوم از تركیب رنگ‌های اولیه با رنگ‌های ثانویه به وجود می آیند كه با رنگ های اولیه تشابه و هماهنگی خوبی دارند. در این بخش عامل تعیین كننده رنگ میزان استفاده از دو رنگ است و براساس اندازه تركیبات می توان نتایج مختلفی به دست آورد مثلا با سه تركیب مختلف از دو رنگ ثابت می‌توان سه رنگ مختلف به دست آورد:


سبز+ آبی = آبی فیروزه‌ای

سبز+ آبی = سبز آبی (آبی آكواریومی)

سبز + آبی = لاجوردی

زرد + نارنجی = كهربایی

زرد + سبز = زمردی

زرد + سبز = لیمویی 

آبی + بنفش = نیلی

آبی + بنفش = ارغوانی

آبی + بنفش = یاسی

قرمز + بنفش = زرشكی

 

 رنگ های مناسب ست کردن, ست رنگ های مناسب

رنگ های درجه سوم با رنگ های اولیه تشابه و هماهنگی خوبی دارند 

سفید و سیاه؛ رنگ‌هایی برای تمام فصول

 

سفید و سیاه را می‌توانید در كنار هر رنگی استفاده كنید. از نظر متخصصان و طراحان، سفید و مشكی رنگی ندارند. سفید محصول نبودن تركیبات رنگی با بیشترین درخشندگی است. در نقطه مقابل، سیاه از تركیب تمام رنگ‌ها با بیشترین حد تیرگی به‌وجود آمده است. این دو رنگ تنها رنگ‌هایی هستند كه با تمام رنگ‌ها هماهنگی دارند؛ درواقع استثناهایی هستند كه قواعد تركیب رنگ را به چالش می‌كشند. سفید در كنار هر رنگی قرار بگیرد، این قابلیت را دارد كه رنگ را بارزتر كند و جلوه بیشتری به آن بدهد؛ در مقابل مشكی تندی و تیزی رنگ‌ها را می گیرد.

 

قرمز؛ جذاب اما خطرناک

 

قرمز قابلیت جور شدن با سفید، مشكی، قرمز، بنفش، نارنجی و سبز را دارد. وقتی می‌خواهید ست لباسی با رنگ قرمز بسازید، بهترین كار این است كه از تركیبات مختلف قرمز استفاده كنید یعنی رنگ‌هایی مثل بنفش كه قرمز در آن استفاده شده ولی حواس تان باشد سراغ تیره و روشن قرمز برای ست كردن و تركیب نروید. حواس‌تان باشد قرمز را با آبی و زرد ست نكنید؛ این رنگ ها فقط زمانی با هم هماهنگ می‌شوند كه آبی به سمت بنفش و زرد به سمت نارنجی متمایل شده باشد.


آبی؛ در ساحل آرامش

 

رنگ آبی با سفید، مشکی، آبی، سبز، بنفش و نارنجی هماهنگ می‌شود. رنگ مكمل آبی، نارنجی است و قرار گرفتن این دو رنگ در كنار هم نارنجی را تشدید می‌كند. دقت كنید آبی را با زرد و قرمز ست نكنید، فقط در صورتی می‌توانید ست کنید كه قرمزتان به بنفش و زردتان به سبز نزدیك باشد.


زرد؛ هشدار‌های جدی در راه است

 

زرد با رنگ‌های سفید، مشکی، زرد، سبز، نارنجی و بنفش هماهنگی دارد اما در كل رنگ سختی برای ست كردن است چون تند و آتشین است. به شما توصیه می‌كنیم برای ست كردن از سایه های ملایم تر این رنگ استفاده كنید و به هیچ‌عنوان سراغ زرد نئون یا شبرنگ نروید چون به‌شدت مشكل‌زاست. رنگ های مشابه زرد، نارنجی و سبز هستند.


مكمل رنگ زرد، بنفش است اما كنار هم قرار دادن این دو رنگ، احتیاط و دقت زیادی می‌خواهد. هیچ كدام نباید از دیگری درخشان‌تر و تند‌تر باشد چون از لحاظ بصری، تاثیر نامطلوبی دارد. 

سبز؛ صلح برای همیشه و همه جا

 

سبز با رنگ‌های سفید، مشکی، سبز، آبی، زرد و قرمز هارمونی دارد. در یك نگاه كلی، سبز رنگ پركاربرد و به دردبخوری است به شرط اینكه از تركیبات صحیح آن استفاده شود. اگر شما از تركیبات سبزی استفاده كنید كه در طبیعت یافت می‌شود مثل خاكی، زیتونی، زمردی و... این امكان را دارید كه آن را با هر رنگی ست كنید.


 بهترین رنگ های مناسب ست کردن,جذاب ترین رنگ های ست کردن

 

قرمز قابلیت جور شدن با سفید، مشكی، قرمز، بنفش، نارنجی و سبز را دارد


رنگ مكمل سبز، قرمز است. این دو در كنار هم تركیب ایده‌آلی هستند اگر نخواهید از طیف تند و آتشین هر دو استفاده كنید. حواس‌تان باشد سبز با بنفش و نارنجی هماهنگی ندارد مگر اینكه بنفش نزدیك به آبی و نارنجی نزدیک به زرد باشد.

بنفش؛ رنگ رویال و باشكوه

 

رنگ بنفش با مشکی، سفید، بنفش، قرمز، آبی و زرد هماهنگی دارد. رنگ بنفش با همان دستورالعملی كه برای رنگ آبی گفتیم قابل استفاده است. اگر از سایه‌های تیره‌تر بنفش استفاده می‌كنید، كارتان راحت است. طیف‌های مختلف قرمز و آبی با بنفش هماهنگی دارند و می‌توانید از تیره و روشن این رنگ برای كامل كردن یك ست استفاده كنید.

 

مكمل رنگ بنفش، زرد است ولی باید با یك درجه درخشندگی انتخاب شوند چون اگر تندی یكی از دیگر بیشتر باشد، باعث می‌شود جلوه دیگری گرفته و تصویر ناخوشایندی ایجاد شود؛ پس بهتر است ملایم‌ها را با هم و تندها را با هم به كار ببرید.


نارنجی؛ با احتیاط نزدیک شوید

 

سفید، مشکی، نارنجی، قرمز، آبی و زرد، رنگ های هماهنگ با نارنجی هستند. نارنجی، یكی دیگر از رنگ های خطرناك در پوشش است چون به شدت این توانایی را دارد كه ستی نامتوازن ایجاد كند. برای فرار از این اتفاق پیشنهاد می‌كنیم به جای نارنجی تند از سایه‌های روشن تر و تیره تر این رنگ استفاده كنید و آن را در كنار رنگ هایی چون قرمز و نارنجی به كار ببرید.


قهوه‌ای رنگی است كه از نارنجی به‌وجود آمده و به همین دلیل به‌خوبی با آن تركیب می‌شود. رنگ مكمل نارنجی، آبی است ولی از تركیبات آبی استفاده كنید كه نتیجه نهایی ست شما خیلی پر زرق و برق نباشد.

 

 





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : نحوه ست کردن لباس، روش ست کردن لباس،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 7 آذر 1396

 

فشار خون

 

محققان متوجه شده اند تاثیر فشار خون بر مغز افراد بسته به جنسیت آنها متفاوت است. آنها دریافته اند زنانی که در سنین حول و حوش 40 سالگی فشار خون بالا دارند بیشتر از مردان همسال خود احتمال دارد که در سنین بالاتر به زوال عقل مبتلا شوند. در مردان این تاثیر مشاهده نشده است.

 

مطالعات قبلی نشان داده که بالا بودن فشار خون میتواند احتمال بروز سکته قلبی و نارسایی قلبی و سکته مغری را افزایش دهد. همچنین ارتباط بین پرفشاری خون و بروز بیماری دمانس یا زوال عقل مشاهده شده است. این سوال برای محققین بوجود آمده که آیا بالا بودن فشار خون در همه افراد احتمال دمانس را افزایش میدهد یا این ارتباط وابسته به سن و جنس است.

 

در مطالعه اخیر محققین با مطالعه بیش از هفت هزار نفر متوجه شدند در زنانی که در سنین 50-40 سالگی مبتلا به فشار خون بالا بوده اند احتمال بروز دمانس یا زوال عقل در سنین بالاتر 65 درصد افزایش پیدا میکند. این تاثیر در زنانی که در سنین 40-30 سالگی فشار خون داشته اند یا در مردان مشاهده نشد. آنها نتیجه گرفتند ارتباط فشار خون بالا و بروز زوال عقل وابسته به سن و جنس است.





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : فشار خون،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 25 آبان 1396

 

انواع ابر :

 

 

1-  ابرهای سیروس (Cirrus) : این ابرها از مرتفع‌ترین

 ابرها بوده واغلب به صورت پرمانند و سفید رنگ و شفاف

 (ملو از بلورهای یخ) در آسمان دیده می‌شوند.

 این ابرها بعضاً به صورت دسته‌های منظم جدا از هم، 

در آسمان دیده می‌شوند در این صورت موسوم به 

سیروس‌های هوای خوب بوده و اگر توأم با ابرهای 

سیرواستراتوس و آلتواستراتوس گردند. معمولاً

 علامت هوای بد می‌باشند.

 

2-  سیرو استراتوس (Cirrostratus) : این ابرها را می‌توان

 سیروس‌های نازك تور مانندی دانست كه از ابرهای كوچك

 سفید و به هم فشرده به شكل گوله پشمی شكیل یافته‌اند

 و به علت شفافیت خورشید و ماه و ستارگان از پشت آنها

 قابل رویت بوده و اغلب هاله‌ای دور خورشید و ماه تشكیل

می‌دهند. این هاله‌ نتیجه شكست نور بوسیله بلورهای یخ 

معلق در هوا است ظهور این ابرها، علامت نزدیك شدن

 هوای طوفانی بوده و به همین لحاظ، این ابرها را می‌توان 

پیش از فرا رسیدن هوای بد و یا حالت‌های طوفانی هوا، 

مشاهده نمود.

 

 

3-   سیرو كومولوس (Cirrocumulus) : این ابرها اغلب 

از توسعه ابرهای سیرو استراتوس حاصل شده و بدون سایه 

می‌باشند و غالباً به جای خورشید و ماه هاله‌ای در آسمان

 بوجود می‌آورند. ساختمان آنها اغلب متشكل از قطعات

 سفید رنگ بوده و معمولاً پیش از ابرهای سیروس در آسمان

 ظاهر می‌شوند. ظهور آنها در آسمان، مقدمه فرا رسیدن

 هوای ابری و طوفانی است.

 

 

4-   آلتو استراتوس (Altostratus) : این ابرها به 

صورت لایه‌های یكنواخت و متحدالشكل خاكستری یا 

متمایل به آبی به صورت تركیبی از الیاف، آسمان را می‌پوشانند.

به علت قشر ظریف این ابرها تشخیص موقعیت خورشید از

 پشت آنها امكان‌پذیر است معمولاً پس از پیدایش ابرهای

 آلتو استراتوس، ریزیش‌های جوی در سطح وسیعی به 

طور مدام شروع می‌گردد.

 

 

5-   آلتوكومولوس : (Altocumulus) این ابرها شامل

 لایه‌ها و یا تكه‌های بزرگ گوی مانندی از قطرات زیر آب 

بوده كه معمولاً بصورت شیار و یا امواج نسبتاً منظمی

 مشاهده می‌گردد. جریان عمودی هوا در لایه‌ای كه 

بوسیله این ابرها پوشیده شده، سبب رشد سریع قابل

ملاحظه‌ایی در جهت عمودی در این ابر می‌گردد به 

همین سبب، این ابرها اغلب در بالای قلل كوهها و یا 

در فوق جریانات عمودی مشاهده می‌گردند . این ابر اغلب 

شكل عدسی دارند . پدیدار شدن این ابرها در آسمان بیانگر

 شرایط بد هوا و ایجاد رعد و برق می‌باشد.

 

 

6-   استراتوس : (Stratus) نوع اصلی این ابر لایه‌ای 

یكدست و شبیه مه می‌باشد . و معمولاً به صورت توده 

متراكمی از بخار آب كه قطر آن در همه‌جا یكسان است،

 مشاهده می‌گردد. ارتفاع این ابر از سطح زمین بسیار

 كم است بارندگی در این ابرها در حرارت‌های فوق صفر 

درجه سانتی‌گراد بصورت ریزدانه می‌باشد.

 

 

7-   استراتوكومولوس (Stratocumulus): این ابرها 

دارای رنگی تیره و یا سفید متمایل به خاكستری بوده

 معمولاً بصورت دسته یا خطوط و یا توده‌های كروی مانند 

بزرگ و امواج كروی از ابرهای خاكستری با فواصل و 

شكاف‌های روشن تشكیل می‌گردد. این ابرها اغلب بیشتر

 آسمان را پوشانده و بارندگی آن بصورت ریزدانه بود. 

و در نتیجه فاقد شرایط بارندگی‌های رگباری است.

 

 

8-   نیمبواستراتوس : (Nimbostratus) این ابرها متراكم

 و فاقد شكل معینی بوده و تمام آسمان را به‌طور نامنظم

 می‌پوشانند بارندگی‌های حاصل از این ابرها اغلب مداومند.

 

 

9-   كومولوس: (Cumulus) این ابرها اغلب ساختمان گل

 كلمی داشته و سطح بالای آن حالت گنبدی دارد و متشكل

 از قطعات كوچك ابرهای سفید پنبه‌ای است كه معمولاً 

صبحگاهان در امتداد ارتفاعات تشكیل می‌گردند و دارای

 حالت جوشش (در اثر صعود هوای مرطوب) هستند . 

قطعات پراكنده این ابرها تقریباً دارای ارتفاع یكسان و 

معرف به كومولوس‌های هوای خوب می‌باشند.

 

 

10-  كومولونیمبوس (Cumulonimbus): این ابرها را

 توده‌های بزرگ و انبوه ابر كه به شكل برج عظیمی سر به

 آسمان كشیده‌اند تشكیل می‌گردند رنگ قسمت فوقانی در

 این ابرها متمایل به آبی و سطح زیرین آب كاملاً تیره می‌باشد .

 این ابرها به نام ابرهای رعدوبرق نیز معروف‌اند. و بارندگی

آنها بصورت رگباری است. اغلب با یك جبهه سرد و فعال

 همراه بوده و یا در اثر ناپایداری محلی ایجاد می‌شوند و 

در عرض‌های میانه اغلب در اوایل بهار و پاییز مشاهده می‌شوند.

 





نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : انواع ابر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 24 آبان 1396


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز