مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد

گر بیدل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم

بس بند که بشکستم، آهسته که سرمستم

 

در مجلس حیرانی، جانی است مرا جانی

زان شد که تو می‌دانی، آهسته که سرمستم

 

پیش آی دمی جانم، زین بیش مرنجانم

ای دلبر خندانم ، آهسته که سرمستم.

 

مولانا






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : گر بیدل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 6 آذر 1399

 

ناگهان چقدر زود دیر می شود!

در باز شد

برپا! بر جا !

درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.

بابا نان داد ، ما سیر شدیم...

اکرم و امین چقدر سیب و انار

داشتند در سبد مهربانی شان

و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود

و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند

کوچه پس کوچه های کودکی

را به سرعت طی کردیم

و در زندگی گم شدیم.

همه زیبایی ها رنگ باخت...!

و در زمانه ای ک زمین درحال

گرم شدن است قلب هایمان یخ زد!

نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته

دیگر باران با ترانه نمی بارد!

و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،

زرد شدیم ، پژمردیم...

و خشکزار زندگیمان تشنه آب شد...

و سال هاست وقتی پشت سرمان

را نگاه می کنیم،

جز رد پایی از خاطرات خوش بچگی

نمی یابیم،و در ذهنمان جز همهمه

زنگ تفریح ، طنین صدایی نیست...!

و امروز چقدر دلتنگ آن روزها ییم

و هرگز نفهمیدیم ،

چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : ناگهان چقدر زود دیر می شود!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 18 مهر 1399

 

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفترهایمان از کاه بود

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

با وجود سوز و سرمای شدید

ریزعلی، پیراهنش را می درید

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 17 مهر 1399

 

به تو ای دوست سلام !

حالت آیا خوبست ؟

روزگارت آبی‌ست ؟

 

همه اینجا خوبند ،

نی‌لبک میخواند ،

قاصدک میرقصد ،

دریا آرام است ،

باد عاشق شده است .

 

  و كسی هست ،

در این خاک غریب ،

كه به یادت جاری‌ست

 

به تو ای دوست ،

سلامی به بلندای وفایت کنم و

به اندازه پیوند افق‌های امیدم،

از ته دل دعایت کنم و

تندرستی تو آغاز کلامم باشد

 

آمدم تا که سلامی به تو ای دوست کنم ،

غم و محنت همه را از دل تو دور کنم ...

 

مهدی اخوان ثالث






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : به تو ای دوست سلام !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 8 مهر 1399

 

 

 

 

من اینجا بس دلم تنگ است و هر

سازی كه می‌بینم بد آهنگ است!

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هركجا

آیا همین رنگ است؟

 

 

مهدی اخوان ثالث






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : من اینجا بس دلم تنگ است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 8 مهر 1399

 

دلا یاران سه قسمند گر بدانی

زبانی اند و نانی اند و جانی

به نانی نان بده از در برانش

محبت کن به یاران زبانی

ولیکن یار جانی را نگه دار

به پایش جان بده تا میتوانی

 

 

مولانا






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : دلا یاران سه قسمند گر بدانی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 23 مرداد 1399

 

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد


طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم


یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست


به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم


یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا


دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم


یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست


دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم


یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم


طلب سوختن بال و پر کس نکنیم


یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم


گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم


خودبسازیم به هردرد که ازدوست رسد


بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم


جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم


شکوفهازغیر ، خطاست ، خطایی نکنیم


وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق


جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم


یاورخویش بدانیم خدایاران را


جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم


گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان


با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم


یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم


وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم


پر پروانه شکستن هنر انسان نیست


گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم


یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد


طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم


دوستداری نبود بندگی غیر خدا


بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم


مهربانی صفت بارزعشاق خداست


یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم


ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟


یاد من هست، طلب عشق ز هر کس نکنم


گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد


دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک


این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار


به تو ای عشق ، تو ای یار ، به تو ای بهر نیاز


یاد من هست که د یگر دل من تنها نیست


یاد من هست که دیگر دل تو ،  مال من است


یاد من هست که باشم ،  همه عمر بهر تو ، پاک


یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز


یاد مان باشد از این پس من و تو ما شده ایم


هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 11 مرداد 1399

 

خدا را بر آن بنده بخشایش است

که خلق از وجودش در آسایش است

 

کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست

که دون همتانند بی مغز و پوست

 

کسی نیک بیند به هر دو سرای

که نیکی رساند به خلق خدای

 

 

سعدی






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : خدا را بر آن بنده بخشایش است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 3 مرداد 1399

گلی از شاخه اگر می چینیم

برگ برگش نکنیم

و به بادش ندهیم

 

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم

و شبی چند از آن

هی بخوانیم و

ببوسیم و معطر بشویم

 

شاید از باغچه کوچک

اندیشه مان گل روید

 

سهراب_سپهری






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : گلی از شاخه اگر می چینیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 تیر 1399

 

الهی به مستان الهی به مستان جام شهود

به عقل آفرینان به عقل آفرینان بزم وجود

به آنان که به آنان که بی باده مست آمدند

ننوشیده می می پرست آمدند

دلم مجمر آتش تور کن گلم ساقر آب انگور کن

به ساقرکشان شراب ازل به میخوارگان می لمیزل

به عشقی که شد از ازل آشکار به حسنی که شد عشق را پرده دار

دلم مجمر آتش تور کن گلم ساقر آب انگور کن

در این حال مستی صفا کردم

تو را ای خدا من صدا کردم

از این روزگاری که من دیده ام

چه شبها خدایا خدا کردم

نهادم سر سجده بر خاکت

به درگاهت امشب دعا کردم

شرار عمر فانی من طلوع جاودان تویی تو

نشان ناتوانی من توان بی نشان تویی تو

تو شور عشقم داده ای مرا تو رسوا کرده ای

به کوی اهل دل مرا تو مست و شیدا کرده ای

کجا روم که چاره ساز ای خدا تویی

نیاز هر چه بی نیار ای خدا تویی






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : الهی به مستان الهی به مستان جام شهود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 تیر 1399

 

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

 

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

 

 

 

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

 

به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم

 

 

 

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

 

یا چه بود است مراد وی از این ساختنم

 

 

 

جان که از عالم علوی است یقین می دانم

 

رخت خود باز بر آنم که همان جا فکنم

 

 

 

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

 

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

 

 

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

 

به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

 

 

 

کیست در گوش که او می شنود آوازم

 

یا کدام است سخن می نهد اندر دهنم

 

 

 

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد

 

یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم

 

 

 

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

 

یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

 

 

 

می وصلم بچشان تا در زندان ابد

 

از سر عربده مستانه به هم درشکنم

 

 

 

من به خود نامدم این جا که به خود باز روم

 

آن که آورد مرا باز برد در وطنم

 

 

 

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

 

تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

 

 

 

شمس تبریز اگر روی به من بنمایی

 

والله این قالب مردار به هم در شکنم.

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : روزها فکر من این است و همه شب سخنم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 24 خرداد 1399

 

جان منی جان منی جان من

آن منی آن منی آن من

 

شاه منی لایق سودای من

قند منی لایق دندان من

 

نور منی باش در این چشم من

چشم من و چشمه حیوان من

 

گل چو تو را دید به سوسن بگفت

سرو من آمد به گلستان من

 

از دو پراکنده تو چونی بگو

زلف تو حال پریشان من

 

ای رسن زلف تو پابند من

چاه زنخدان تو زندان من

 

دست فشان مست کجا می‌روی

پیش من آ ای گل خندان من                                                                                                                                                    

مولانا






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : جان منی جان منی جان من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 21 خرداد 1399




تندی مکن که رشته صد سال دوستی

 در جای بگسلد چو شود تند. آدمی

 

همواره نرم باش که شیر درنده را

 زیر قلاده برد توان با ملایمی 

 

اقوام روزگار به اخلاق زنده اند

قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی ست

 

محمدتقی بهار

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : تندی مکن که رشته صد سال دوستی در جای بگسلد چو شود تند. آدمی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399

 

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر یار باش

 

 

در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن

تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش

 

 

گر دل و جان تو را در بقا آرزوست

دم مزن و در فنا همدم عطار باش

 

عطار






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399

 

 

این جهان سراسر افسانه است و

جز نیكی و بدی،

چیزی باقی نیست.

 

"فردوسی"






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : این جهان سراسر افسانه است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 20 اردیبهشت 1399


( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات