مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد

 

پرنده "هما" در اسطوره‌های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است 

که سایه‌اش بر سر هر کس بیافتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید 

به همین دلیل به مرغ سعادت معروف شده‌است. "حافظ شیرازی" 

دراشعارش به زیبایی از تعبیر پرنده سعادت برای هما استفاده کرده است

 

"همای اوج سعادت به دام ما افتد  اگر تو را نظری بر مقام ما افتد"

 

سایه انداختن یا فرود آمدن پرنده ی هما روی سر یا شانه ی فردی 

به منزله ی اعطای تخت پادشاهی و سلطنت بوده است.

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 20 فروردین 1399

 

نگردد پخته کس با فکر خامی

 

نپوید راه هستی را به گامی

 

 

 

تر توش هنر میباید اندوخت

 

حدیث زندگی میباید آموخت

 

 

 

ببید هر دو پا محکم نهادن

 

از آن پس، فکر بر پای ایستادن

 

 

 

پردن بی پر تدبیر، مستی است

 

جهان را گه بلندی، گاه پستی است 

 

 

 

پروین اعتصامی






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : نگردد پخته کس با فکر خامی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 18 فروردین 1399

خرد چشم جانست چون بنگری

تو بی چشم شادان جهان نسپری

نخست آفرینش خرد را شناس

نگهبان جانست و آن سه پاس

سه پاس تو چشم است وگوش و زبان

کزین سه رسد نیک و بد بی گمان

فروسی






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : خرد چشم جانست چون بنگری،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 18 فروردین 1399

 

رمان "زوربا ی یونانی" نوشته نیکوس کازانتراکیس،برگرفته از زندگی شخصیتی واقعی است به همین نام؛ زوربا مردی است که با وجود ظاهر خشن و زمختش،عواطف نیرومندی دارد .باورش به زیستن در لحظه، به معنای بی مسئولیتی در قبال دیگران نیست، چون در سخت ترین شرایط به یاری دیگران می شتابد. رقص زوربا تنها برای شاد بودن نیست.

راوی داستان زوربا نویسنده ی جوانی است که میخواهد معدن ذغال سنگی را دوباره راه اندازی کند. زوربا که به طور تصادفی با نویسنده جوان آشنا شده، به عنوان مباشر او را یاری میکند. اما در انتها پروژه آنان شکست میخورد و همه آرزوهایشان برباد میرود. در صحنه ی پایانی فیلمی که از روی این رمان ساخته شده (با هنرنمایی جاودانه آنتونی کویین در نقش زوربا) نویسنده جوان که دارو ندارش را از دست داده، از زوربا میخواهد به او رقص یاد دهد.این لحظه ای است که او بالاخره عمق نگرش زوربا را درک میکند و شاید میخواهد از او چگونه زیستن را فرا گیرد. آنها در اوج نا امیدی میرقصند تا تسلیم نشوند. بدون اینکه بخواهند تلخی حادثه را با دلایل اخلاقی یا منطقی توجیه کنند. ازخلال چنین رویکردی است که فردیت و آزادی معنا می یابد و نتیجه اش "آری" گفتن به زندگی در سخت ترین شرایط است. بی علت نیست که زوربا را با ابرمرد نیچه قیاس کرده اند.

خیلی از منتقدان رقص آنتونی کویین در صحنه ی پایانی را زیباترین رقصی میدانند که تا کنون بر پرده ی سینما جان گرفته؛ نه ازنظر مهارت های تکنیکی که از نظر حس و حالتی که هنگام رقص دارد.گویی تنها هنگام رقص آزاد است و به معنای واقعی کلمه "رستگار". چه دلیلی بهتر از این برای رقصیدن...

كلیپ این رقص زیبا را تماشا كنید

در صورت امکان پیشنهاد میکنم که حتما فیلم آن را هم‌یک بار دیگر مشاهده کنید .

درگذار از این بحران بین المللی توفیق ‌و تندرستی برای شما ارجمندان تاریخ ساز وطنم آرزومندم

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : رمان "زوربا ی یونانی"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 3 فروردین 1399

 

دلم میخواست سقف معبد هستی فرو میریخت

پلیدی‌ها و زشتی‌ها به‌زیر خاک می‌ماندند

بهاری جاودان آغوش وا میکرد

جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا میکرد

بهشت عشق می‌خندید

به روی آسمان آبی آرام

پرستوهای مهر و دوستی پرواز می‌کردند

به روی بام‌ها ناقوس آزادی صدا می‌کرد

 

فریدون مشیری






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : پلیدی‌ها و زشتی‌ها به‌زیر خاک می‌ماندند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 1 فروردین 1399

 

غزلی زیبا از حضرت مولانا

 

نوروز بمانید که ایّام شمایید!

 

آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

 

آن صبح نخستین بهاری که ز شادی

 

می آورد از چلچله پیغام، شمایید!

 

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار

 

آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!

 

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،

 

خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!

 

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟

 

اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!

 

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان

 

افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!

 

هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،

 

هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!

 

امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست

 

در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!

 

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،

 

در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید

 

ایّام ز دیدار شمایند مبارک

 

نوروز بمانید که ایّام شمایید!






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : غزلی زیبا از حضرت مولانا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 اسفند 1398

 

مولانا

عشق اول می کند دیوانه ات 

تا ز ما و من کند بیگانه ات

عشق چون در سینه ات مأوا کند 

عقل را سرگشته و رسوا کند

می‌شوی فارغ ز هر بود و نبود 

نیستی در بند اظهار وجود

عشق رامِ مردم اوباش نیست

دام حق ،صیاد هر قلاش نیست

در خور مردان بود این خوان غیب

نیست هر دل، لایق احسان غیب

عشق كِی همگام باشد با هوس

پخته كِی با خام گردد همنفس

عشق را با كفر و با ایمان چه كار

عشق را با دوزخ و رضوان چه كار

عشق سازد پاكبازان را شكار

كِی به دام آرد پلید و نابكار

زنده دل‌ها می‌شوند از عشق، مست

مرده دل كی عشق را آرد به دست

عشق را با نیستی سودا بود

تا تو هستی، عشق كی پیدا بود

عشق می‌جوید حریفی سینه چاك

كو ندارد از فنای خویش باك

عشق در بند آورد عقل تو را

تا نماند در دلت چون و چرا

عشق اگر در سینه داری الصلا

پای نِه در وادی فقر و فنا

عاشق و دیوانه و بی خویش باش

در صف آزادگان درویش باش..






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : عشق اول می کند دیوانه ات،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 اسفند 1398

برف می بارید و ما آرام،

 

گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم.

 

چه شكایت های غمگینی كه می كردیم،

 

یا حكایت های شیرینی كه می گفتیم.

 

هیچكس از ما نمی دانست

 

كز كدامین لحظه شب كرده بود این باد برف آغاز.

 

هم نمی دانست كاین راه خم اندر خم

 

بكجامان می كشاند باز.

 

 

 

 

 

مهدی اخوان ثالث

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : برف می بارید و ما آرام، گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 30 بهمن 1398

 

 

نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی

 بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت :

 

ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست 

و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

 

نابینا بخندید و گفت : این چراغ نه از بهر خود است،

 از برای چون تو کوردلان بی خرد است، 

تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.

 

 

 

عبدالرحمن جامی






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : نا بینا چراغ بدست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 25 بهمن 1398

 

 

 

یارب تو مرا به نفس طناز مده

 

  با هر چه بجز تست مرا ساز مده

 

 

 

من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش

 

   من آن توام مرا به من باز مده

 

 

 

مولانا

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : یارب تو مرا به نفس طناز مده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 3 بهمن 1398

 

از بی ادبی کسی به جایی نرسید

 

دری است ادب ؛به هر گدایی نرسید !

 

 

 

سر رشته ی ملک پادشاهی،ادب است

 

تاجی است که جز به پادشاهی نرسید

 

 

 

از خدا جوئیم توفیق ادب

 

بی ادب محروم ماند از لطف رب

 

 

 

بی ادب تنها نه خود را داشت بد

 

بلکه آتش در همه آفاق زد

 

 

 

مولانا

 

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : از بی ادبی کسی به جایی نرسید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 30 دی 1398

 

شراب شوق می نوشم به گرد

یار می گردم

 

سخن مستانه می گویم ولی

هشیارمی گردم

 

گهی خندم

          گهی گریم

                  گهی افتم

                          گهی خیزم

 

مسیحادر دلم پیداومن بیمار

می گردم...

 

مولانا

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 29 دی 1398

 

زندگى تركیب شادى با غم است :

 

درکتاب چار فصل زندگی

صفحه ها پشت سر هم میروند

هریک از این صفحه ها ، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم میروند

 

آفتاب و ماه ، یک خط در میان

گاه پیدا ، گاه پنهان می شوند

شادی و غم نیز هریک لحظه ای

بر سر این سفره مهمان می شوند

 

گاه اوج خنده ی ما گریه است

گاه اوج گریه ی ما خنده است

گریه ، دل را آبیاری می کند

خنده یعنی اینکه دلها زنده است

 

زندگی ترکیب شادی با غم است

دوست میدارم من این پیوند را

گرچه میگویند شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را

 

قیصر امین پور






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : زندگى تركیب شادى با غم است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 22 دی 1398

شاهی‌طلبی برو گدای همه باش

بیگانه زخویش و آشنای همه باش

خواهی که ترا چو تاج بر سر دارند

دست همه گیر و خاک پای همه باش ...


ابوسعید ابوالخیر








نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : شاهی‌طلبی برو گدای همه باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 دی 1398

 

باری، اگر روزی کسی از من بپرسد

 

چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟

 

من می‌‌گشایم پیش رویش دفترم را:

 

 

 

در زیر این نیلی سپهر بی‌کرانه

 

چندان که یارا داشتم، در هر ترانه

 

نام بلند عشق را تکرار کردم

 

من مهربانی را ستودم

 

من با بدی پیکار کردم

 

پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم

 

مرگ قناری در قفس را غصه خوردم

 

وز غصه مردم، شبی صد بار مردم...

 

 

 

فریدون مشیری






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : شبی صد بار مردم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 9 دی 1398


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic