مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

اول راهنمایی یه رفیق داشتم که با هم مدرسه می رفتیم. خونه شون دو تا کوچه با ما فاصله داشت. من هر روز ساعت هفت صبح ، صبحونه خورده یا نخورده از خونه می زدم بیرون...زنگ مدرسه ساعت هفت و نیم می خورد. از خونه مون تا مدرسه بیست دقیقه راه بود.می رفتم دَم در خونه ی رفیقم دنبالش،در خونه شون رو می زدم آقا تازه از خواب بیدار می شد. همین طور که خمیازه می کشید می گفت الان میام. با خون سردی لباس می پوشید ، صبحونه می خورد، به موهای وزوزیش ژل می زد. هر بار صداش می زدم و می گفتم‌ کجایی دیر شد فقط یه کلمه رو تکرار می کرد. اومدم ... اومدم. ساعت هفت و نیم تازه تشریف فرما می شد. تا وقتی به مدرسه برسیم از استرس سکته می کردم چون می دونستم اگه‌ناظم مدرسه ما رو ببینه و نتونیم یواشکی بریم تو صف، یه تو گوشی مهمونش هستیم. هفته ای دو سه تا تو گوشی رو می خوردیم. به من و رفیقم می گفت کنار هم وایسیم، خودش رو به رومون بود. با دست راستش می زد تو گوش چپ من، با دست چپش می زد تو گوش راست اون. هر بار تو گوشی می‌خوردیم رو می کرد بهم و می‌گفت به جون هر چی مَرده از فردا زودتر بیدار میشم. نمی دونم چرا با این قسم های دروغش نسل ما مردا منقرض نشد. این داستان چند ماه تکرار شد و من برای اشتباه یکی دیگه بارها و بارها تنبیه شدم.

دوس نداشتم تنها برم مدرسه ، تو عالم رفاقت درست نبود به خاطر یه تو‌ گوشی قرار هر روزمون رو بی خیال بشم. یه روز که داشتیم می رفتیم مدرسه، صد متر مونده بود به مدرسه بهش گفتم صبر کن من یه خودکار بخرم‌ بیام، خودکار رو که خریدم‌ دیدم نیست. از دور دیدم وارد مدرسه شد.

چند دقیقه هم برام صبر نکرد.صبر نکرد چون نمی خواست به خاطر من چند دقیقه دیر برسه مدرسه ، نمی خواست به خاطر من حتی یه تو گوشی بخوره!

اون از چشم ناظم در رفت و من نه، اون روز تنها تو گوشی خوردم. نوش جونم مهم نبود دیگه درد نداشت ولی یه چی رو فهمیدم. اینکه تو‌ زندگی برای همه ی ما حداقل یک بار اتفاق افتاده که به خاطر اشتباه دیگران تنبیه بشیم اما باور کنید این تنبیه شدن نیست که درد داره، اون چیزی که درد داره این هست که بفهمی کسی که به خاطر اشتباهاتش مدت ها زجر کشیدی حاضر نیست یه بار ، فقط یه بار جای تو باشه... برای همین درد هست که خیلی از آدم ها تنها زندگی می کنن، تنها مدرسه میرن !

 

حسین حائریان






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : خیلی از آدم ها تنها زندگی می کنن، تنها مدرسه میرن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 فروردین 1398

 

یه اصلی هست اونم اینکه تو زندگی از هر کی و هر چی بدت بیاد، 

یا سرت میاد یا همون میشی!

می دونی چرا ؟

چون جهان هستی هوشمنده و می خواد ما رو به تعادل برسونه

می خواد بگه منع نکن ، قضاوت نکن

می خواد بگه اون چیزی که الان به شدت بد می دونی و به

 زحمت و دردسر هلش می دی ته ته وجودت ، جزئی از توئه

و تا یه جایی می تونی در برابرش مقاومت كنی و بروزش ندی

می خواد بگه اگر تو هم در شرایط اون دیگری كه منعش می كردی

 قرار بگیری شاید به مراتب بدتر از او عمل كنی

می خواد خودمون رو با خودمون مواجه كنه

می خواد بگه آدمیزاده دیگه ، اینقدر سخت نگیر

 

دكتر نیلوفر الهوردى






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : جهان هستی هوشمنده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 فروردین 1398

 

 

سرنوشت آدمی عجیب است، حالا هرطور که می‌خواهد رقم بخورد

 به هرحال برای ما رضایت بخش نخواهد بود،

همیشه همین‌طور بوده است، برای همین است که گاهی از

 انجام بعضی کارها اجتناب می‌کنیم و به اصطلاح ریسک نمی‌کنیم

 و فکر می‌کنیم کاری را همانطور انجام نشده رهایش کنیم

خیلی بهتر است زیرا که از نتیجه‌اش بیم‌ناکیم ،

در واقع بی نتیجه ماندن را به ضربه خوردن ترجیح می‌دهیم.

 شاید هم سرنوشتمان در دست همین نتیجه‌های پایانی‌ست

که در آرشیو کارهای انجام شده‌ اما بی نتیجه‌ی زندگی‌مان خاک می‌خورد...

 

مهشید تمسکی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : سرنوشت آدمی عجیب است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 فروردین 1398

 

 

سربازی از کنار یک ستوان جوان گذشت و به او سلام نظامی نداد.

ستوان او را صدا کرد و با حالتی عبوس به او گفت:

 «تو به من سلام ندادی. برای همین حالا باید فوراً دویست بار سلام بدی

در این لحظه ژنرال از راه رسید و دید سرباز بیچاره پشت سر هم

 در حال دادن سلام نظامی است. ژنرال با تعجب پرسید: «اینجا چه خبره؟»

ستوان توضیح داد: «این نادان به من سلام نداد و من هم به عنوان تنبیه به

 او دستور دادم دویست بار سلام دهد

ژنرال با لبخند جواب داد: «حق با توست.

 اما فراموش نکن آقا، با هر بار سلام سرباز، تو هم باید سلام بدی

 

گاهی مجازات دیگران، در واقع مجازات خودمان است!






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : گاهی مجازات دیگران، در واقع مجازات خودمان است!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 فروردین 1398

زندگی عمر کردن نیست،

بلکه "رشد" کردن است

عمر کردن کاری است که از همه حیوانات بر می‌آید.

اما رشد کردن هدف والای انسان است

که عده معدودی می‌توانند ادعایش را داشته باشند.

 

جورج برنارد شاو

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگی عمر کردن نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 فروردین 1398

 

حر بن یزید ریاحی

اولین کسی بود که آب را

به روی امام بست

و اولین کسی شد که

خونش را در راه امام داد .

عمر سعد اولین کسی بود که

به امام نامه نوشت و

برای رهبری دعوت کرد

و اولین کسی بود که تیر را

به سمتش پرتاب کرد .

 

خداوند داستان ابلیس را گفت

تا بدانی نمیشود به عبادتت ،

تقربت ، به جایگاهت اطمینان کنی !!!

خدا هیچ تعهدی برای آنکه

تو همان که هستی بمانی ، نداده است !!!

دنیا دار ابتلاست ،

با هر امتحانی

چهره ای از ما آشکار میشود ،

چهره ای که گاهی خودمان را شگفت زده میکند !!!






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : امتحان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 فروردین 1398

 

 

گویند حضرت آدم نشسته بود، شش نفر آمدند، 

سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ.

به یکی از سمت راستی‌ها گفت: «تو کیستی؟»

گفت: «عقل

پرسید: «جای تو کجاست؟»

گفت: «مغز

از دومی پرسید: «تو کیستی؟»

گفت: «مهر

پرسید: «جای تو کجاست؟»

گفت: «دل

از سومی پرسید: «تو کیستی؟»

گفت: «حیا

پرسید: «جایت کجاست؟»

گفت: «چشم

سپس به جانب چپ نگریست و از یکی سؤال کرد: «تو کیستی؟»

جواب داد: «تکبر

پرسید: «محلت کجاست؟»

گفت: «مغز

گفت: «با عقل یک جایید؟»

گفت: «من که آمدم عقل می‌رود

از دومی پرسید: «تو کیستی؟»

جواب داد: «حسد

محلش را پرسید.

گفت: «دل

پرسید: «با مهر یک مکان دارید؟»

گفت: «من که بیایم، مهر خواهد رفت

از سومی پرسید: «کیستی؟»

گفت: «طمع

پرسید: «مرکزت کجاست؟»

گفت: «چشم

گفت: «با حیا یک جا هستید؟»

گفت: «چون من داخل شوم، حیا خارج می شود






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : حضرت آدم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 24 فروردین 1398

 

یه شونه داشتم که خیلی ازش راضی نبودم، زیادی بزرگ و خشن بود 

ولی به هر حال ازش استفاده میکردم. چند وقت پیش رفتم سفر، 

از سفر که برگشتم دیدم شونه نیست. توو اتاق هتل جا گذاشته 

بودمش. رفتم یه شونه دیگه خریدم، این یکی خیلی بهتر بود خوش 

دست بود اندازه اش مناسب تر بود خیلی از خریدش راضی بودم...

چند روز پیش که کوله پشتیمو می گشتم شونه قبلیم توو یکی از

 جیباش پیدا شد، یه نگاهی بهش انداختم: بد شکل تر و نامناسب تر

 از قبل به نظر میومد. با خودم فکر کردم اگر این شونه گم نشده بود

 ازش همچنان استفاده میکردم و به فکر خریدن یه شونه جدید

 نمی افتادم! بهش گفتم مرسی که گم شدی!

گاهی از دست دادن چیزی که داریم باعث بدست آوردن 

یه چیز بهتر میشه...

سخته می دونم... 

ولی با دلتنگیش کنار بیاید، توو پیچ بعدی یه اتفاق بهتر منتظرتونه

 

پریسا زابلی پور






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : شونه نو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 24 فروردین 1398

 

 

یک دوستی داشتم ، پلوی غذایش را خالی میخورد ، گوشت و مرغش

 را میگذاشت آخر کار.

میگفت: میخواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم .

همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد .گوشت و مرغ غذا میماند گوشه

 بشقابش ، نه از خوردن آن پلو لذت میبرد ، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن

 گوشت و مرغش ، برای جاهای خوشمزۀ غذا.

زندگی هم همینجوریست. گاهی شرایط ناجور زندگی را تحمل میکنیم و

 لحظه های خوبش را میگذاریم برای بعد ، برای روزیکه مشکلات تمام شود.

خیلی از افراد زندگی در لحظه را بلد نیستند ، همه خوشیها را حواله

 میکنند برای فرداها ، برای روزیکه قرار است دیگر مشکلی نباشد ، 

غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است.

 

یک روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو 

خالی زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها ، دست نخورده 

مانده گوشه بشقاب ، دیگر نه حالی هست ، نه میل و حوصله ایی.

مراقب لحظه لحظه زندگیمان باشیم.

 

 

محمدرضا میرشاه ولد

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مراقب لحظه لحظه زندگیمان باشیم.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 24 فروردین 1398

 

فلورانس اسکاول شین

 

دوازده نشانه بیداری روح

 

 

۱. لذت بردن از هر لحظه زندگی.

۲. شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی.

۳. داشتن لبخندهای غیر ارادی.

۴. احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت.

۵. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران.

۶. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودتان.

۷. عدم توانایی برای هرگونه نگرانی و دلواپسی.

۸. عدم علاقه به هرگونه درگیری.

۹. عدم علاقه به اینکه به کارهای دیگران فکر کنید و یا دلایل آن را بررسی کنید.

۱۰. تمایل زیاد به اینکه اجازه دهید زندگی خودش مسیرش را طی کند به جای اینکه مسیر آن را مشخص و تعیین کنید.

١١. تمایل به اینکه به طور همزمان تصمیم بگیرید و عمل کنید، به جای اینکه به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنید.

١٢. دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران، بدون انتظار برای بازگشت...:

زندگی بازگشت اندیشه ها ،

گفتارها و كردارهای ماست

كه دیر یا زود به ما باز می گردد .

 

تنها راهزنی كه دار و ندار آدمی را

به تاراج می برد ، اندیشه های

منفی خود او است .

دشمنان شما همه در درون

خودتان هستند .

تنها كسی كه باید دگرگون شود خودتان هستید ؛

خودتان كه دگرگون شوید،

همه ی اوضاع و شرایط

پیرامونتان نیز دگرگون می شود.

برای شفای تن باید روح را شفا داد..

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : دوازده نشانه بیداری روح،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 23 فروردین 1398

 

باورهای زندگیتان را بررسی کنید.

وقتی زندگیتان‌پیشرفتی نمیکند،

یک جای کار مشکل دارد ومعمولا مشکل بر سر باورهاست.

در غیر این صورت تجسم‌، عبارت تاکیدی و..... 

تاثیری نخواهد داشت.باید باورهایی که جلوی پیشرفت 

را می گیرند را شناسایی کرد .

باید ببینیم این باور از کجا وچه گونه آمده وشروع به

 تغییر باورها کنیم آنهم آرام آرام...

وسپس باور جدید را جایگزین کرد.

 

حذف باورهای مانع و منفی و جایگزینی باور مثبت، 

از اصول پایه ای در جذب خواسته ها است






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : باورهای زندگیتان را بررسی کنید. وقتی زندگیتان‌پیشرفتی نمیکند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 23 فروردین 1398

 

تغییر راآغاز کنیم ...

اریک‌امانوئل اشمیت

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه،

زیر آب زندگی می‌کردند.

آنها تمام مدت می‌ترسیدند

از آب بیرون بروند و بمیرند.

 

یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع 

به بالا رفتن کرد، همه فریاد می‌زدند که مرگ تنها چیزی است 

که عاید او می‌شود،

چون هر حشره‌ای که بیرون رفته بود برنگشته بود.

 

وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش 

داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.

 

وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود. حس پرواز

 پاداش بالا آمدنش بود.

 

سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او

 داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود.

 

تصمیم داشت برگردد

و به دوستانش هم بگوید

که بالای آن ساقه ها کسی نمی‌میرد

ولی نمی توانست وارد آب شود

چون به موجود دیگری تبدیل شده بود.

 

شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد،

اما مطمئن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس،

تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!

 

تغییر راآغاز کنیم ...






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تغییر راآغاز کنیم ...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 23 فروردین 1398

 

باید در زندگی تعادل را حفظ کرد :

زندگی بدون تعادل میتواند روی روابط شما اثر بگذارد.

زندگی بدون تعادل میتواند به قیمت سلامتی تان تمام شود.

زندگی بدون تعادل میتواند روحیه معنوی تان را به کل تخریب کند.

زندگی بدون تعادل میتواند ثروت و خوشحالی تان را تحت الشعاع قرار دهد.

بنابراین چیزهایی را پیدا کنید که در کل بخش های زندگی به شما انگیزه دهد.

موفقیت تان به آن ها بستگی دارد .

پس امسال تمام تلاشتان این باشد که تعادل را به زندگی برگردانید .

جیم ران






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : باید در زندگی تعادل را حفظ کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 23 فروردین 1398

 

 

تجربیات یک پزشک که زیبا و باندازه یک کتاب چند صد صفحه ای آموزنده است.

بنام خدا

سلام

۲۷ سال است که با افتخار دیپلم گرفته ام

۷سال و کمی بیشتر دانشجوی پزشکی و مابقی پزشک و کارهای مربوطه

 

۲۷ سال است روپوش سفید پزشکی پوشیده ام و در بیمارستان و درمانگاه و مطب نفس می کشم .

 

و حالاپس از ۲۷ سال فهمیده ام که :

دردسر ، سردرد می آورد ؛

و درددل از دل درد مهمتر است !!!

فهمیدم عصای پیری و کوری با عصای تجویزی دکترها فرق میکند؛

بیماریها یا ارثی است یا حرصی !!!

فهمیدم هیچ متخصص قلبی ،

قلب شکسته رانمیتواند درمان کند

و قلب سنگی و سخت را نمیشود

پیوند زد و عمل کرد تا خوب شود؛

فهمیدم جراحی زیبایی برای لبخند

روی صورتها امکانپذیر نیست ؛

دلت باید شاد باشد !!!

دلت اگر گرفت هیچ دکتری نیست که خوبش کند .

و فهمیدم دکترهای چشم نمیتوانند

آدمهای بدبین ، ظاهربین ، خودخواه و متکبر را درمان کنند !

تنفس مصنوعی، هوای تازه میخواهد نه چیز دیگری !!!

هیچ متخصص داخلی نمی تواند به داخل وجود آدمها ورود کند و بفهمد در درون آنها چه میگذرد .

فهمیدم تب عشق را هیچ تب بری کنترل نمی کند .

اگر قند در دلت آب شود دیابت نمی گیری بلکه به آرامش میرسی

متخصصهای گوش ، شنوایی تو را بهتر میکنند

ولی خوب گوش دادن را به تو یاد نمی دهند.

فهمیدم سرطان یعنی : به یکجای زندگی آنقدر توجه کنی که بقیه زندگی از دستت برود .

فهمیدم بیماران اعصاب و روان آنهایی نیستند که پیش روانپزشک می روند بلکه آنهایی هستند که

آدم را روانی می کنند !!!

فهمیدم هیچ ارتوپدی نمی تواند استخوان لای زخم را بردارد یا درمان کند !!!

و زخم زبان ؛ عفونتی دارد به عظمت کوه دماوند

و کینه توزی و انتقامجویی با هیچ چرک خشک کن و آنتی بیوتیکی درمان نمیشود !!!

فهمیدم ولی بسیار دیر فهمیدم که : در جامعه و در هر لباسی ویروسهایی هستند به شکل انسان که زندگی آدم را نابود می کنند ؛

و از آنفلوانزای مرغی و طاعون گاوی بدترند!!!

فهمیدم خود بزرگ بینی به هورمون رشد ربطی ندارد و آدمها با فکرشان بزرگ میشوند نه با هورمون رشد !!!

فهمیدم خون دل خوردن بیماری خونی نمی آورد .

و دل پر خون هم باعث فشار خون نخواهدشد

فهمیدم

فهمیدم

فهمیدم

و سرانجام فهمیدم

که هیچ چیز نفهمیدم

 

بیاییم طبیب واقعی هم شویم





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تجربیات یک پزشک،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 23 فروردین 1398

 

تحقیقات نشان می دهند صحبت کردن درباره تجریبات مثبت

 با دیگران آن تجربه را تقویت می‌کند. انسان‌ها اجتماعی‌ترین

موجودات کائنات هستند، بنابراین ما شبکه عصبی بسیار پیشرفته‌ای

 برای همدلی و درک متقابل داریم و می توانیم خود را جای دیگران بگذاریم.

 مادام که دو یا چند نفر تجربه مثبت مشترکی دارند، احساس مثبت

 تولید شده در این شبکه های همدلی دوباره خود را نشان می‌دهد و

به صورت زنجیروار در عکس العمل نمایان می‌شود. همانطور که

 جان میلتون در کتاب «بهشت گمشده» خود می‌نویسد:

 «هرچه از خوبی بیشتر یاد کنید، بیشتر رشد می‌کنند

 

 شادکامی ماندگار

ریک هانسون

سید پیمان رحیمی نژاد






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : شادکامی ماندگار ریک هانسون،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 21 فروردین 1398


( کل صفحات : 86 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز