مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

 

انسانهایی که هدف دارند

حتی راه رفتنشان هم با دیگران فرق دارد.

حتی حرکات چشمشان هم بی هدف نیست.

از دور می توان تشخیص داد که کدام انسان دارد وقت تلف می کند 

و کدام آمده تا کار بزرگی انجام بدهد !

 

در خیابان دقت کنید و ببینید چقدر انسانها سوار بر پاهایشان 

می شوند و بی هدف راه می روند.

 

در عین حال به وقار راه رفتن بزرگان دقت کنید.

 

 الهی قمشه ای






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : به وقار راه رفتن بزرگان دقت کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

 

از خدا پرسیدم: 

خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

نلسون ماندلا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

 

 

چرا به ابوعلی سینا، ابن "سینا"می‌گویند؟

 

 

شاید برای شما نیز این سوال پیش آمده باشد که چرا ابن سینا را

 به این نام می شناسند در حالیکه نام پدر او عبدالله بوده است!!

 

 نام ابن‌سینا حسین و نام پدرش عبدا... که فرزند حسن و حسن 

فرزند علی و علی فرزند سینا بود بنابراین به ابن‌سینا یا ابوعلی سینا 

ملقب شد در واقع سینا نام جد وی است اما اینکه چرا به نام جدش

 خوانده اند نکته جالبی است!

 

در ایران باستان، نماد پزشکی سیمرغ است و نماد بیماری مار، 

حال آن که در طب یونانی و طب جدید نماد پزشکی مار است.

سیمرغ در زبان اوستایی «سئن» و در سانسکریت «سیئنه» است 

که در زبان پارسی سینا خوانده می شود.

 

نقش سیمرغ در پزشکی ایرانی به حدی است که پزشکان را نیز

 لقب سیمرغ میداده اند و از این رو، مکتب پزشکی ایرانی را

 «مکتب سینایی» میخوانده اند و بسیاری از پزشکان را «سینا »

 نام می نهاده اند.

 

گفته شده است که از آنجایی که اجداد ابن سینا پزشک بوده اند

 به این نام مشهور شده اند و احتمالا پور سینا نیز به همین دلیل به

 این نام شهرت یافته است.

 

نکته جالب این که واژه «مدیسین»medicine در لغت انگلیسی امروز

 به معنای پزشکی، برگرفته از «مَذَ سَئِنَ » اوستایی است که در آن مذ 

به معنای دارو و سئن به معنای سیمرغ است.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چرا به ابوعلی سینا، ابن "سینا"می‌گویند؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

فرار نکن تو باید سختی ها را متحمل شوى

این سختی ها صیقل توست

مگر تو نمی خواهی اینه شوی

 شفاف شوی ...!؟

 

باید كسى تورا صیقل دهد

تو را با ابریشم که صیقل نمی دهند

تو را باید با جسمى سخت (سنگ و سمباده) صیقل داد

نگران نباش .

نگو من چه کار کرده بودم که گرفتار این مشکلات شدم ...!؟

 دلت باید قرص باشد

تو كه سابقه رحمت مرا (خداوند) دیده اى

من (خداوند)به تو چشم دادم ، گوش دادم

میبینى كه مسیر حركت تو را چه خوب تنظیم كرده ام 

حالا اگر چهار روزى چیزى را منع كردم نگران نباش ..

 با من قهر نكن ...

در خانه  ی دیگری نرو ...

این تراژدى براى پاك شدن توست

براى پالایش روح تو.

به من اعتماد کن

 

 الهى قمشه اى مقدمه اى بر كتاب گفتگو با خدا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : فرار نکن تو باید سختی ها را متحمل شوى،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 22 دی 1397

 

درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.

كتابی خوندم به نام قانون 70٪!

 

70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!

به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!

70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!

70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!

از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!

70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمی كنیم!

70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!

 

روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سینه می ماند.

وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم  پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده

 

ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!

 

راننده می گوید:

همیشه برای رئیسم کار کرده ام

اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد

 

و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!

 

دکتر الهی قمشه ای

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قانون 70٪!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 22 دی 1397

 

ما چقدر ثروتمند هستیم؟!

از مردی که صاحب یکی از گسترده‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای است پرسیدند: 

"راز موفقیت شما چه است؟

" او در پاسخ گفت: 

زادگاه من انگلستان است. در خانواده‌ی فقیری به دنیا آمدم

 و چون خود را به معنای واقعی فقیر می‌دیدم، هیچ راهی

 جز گدایی کردن نمی‌شناختم. روزی به طرف یک مرد متشخص 

رفتم و مثل همیشه قیافه‌ای مظلوم و رقت‌بار به خود گرفتم و از 

او درخواست پول کردم. وی نگاهی به سراپای من انداخت و گفت: 

به جای گدایی کردن بیا با هم معامله‌ای کنیم. پرسیدم: چه معامله‌ای...؟!

 گفت: ساده است. یک بند انگشت تو را به ده پوند می‌خرم. 

گفتم: عجب حرفی می‌زنید آقا، یک بند انگشتم را به ده پوند بفروشم؟!

بیست پوند چطور است؟

شوخی می‌کنید؟!

برعکس، کاملا جدی می‌گویم.

جناب من گدا هستم، اما احمق نیستم.

او همچنان قیمت را بالا می‌برد تا به هزار پوند رسید. گفتم:

 اگر ده هزار پوند هم بدهید، من به این معامله‌ی احمقانه 

راضی نخواهم شد. گفت: 

اگر یک بند انگشت تو بیش از ده هزار پوند می‌ارزد، 

پس قیمت قلب تو چقدر است؟ 

در مورد قیمت چشم، گوش، مغز و پای خود چه می‌گویی؟

 لابد همه‌ی وجودت را به چند میلیارد پوند هم نخواهی فروخت؟! 

گفتم: بله، درست فهمیده‌اید. گفت: عجیب است که تو یک ثروتمند

 حسابی هستی، اما داری گدایی می‌کنی...! از خودت خجالت نمی‌کشی؟!

گفته‌ی او همچون پتکی بود که بر ذهن خواب‌آلود من فرود آمد.

 ناگهان بیدار شدم و گویی از نو به دنیا آمده‌ام اما این بار مرد 

ثروتمندی بودم که ثروت خود را از معجزه‌ی تولد به دست آورده بود! 

از همان لحظه، گدایی کردن را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم زندگی 

تازه‌ای را آغاز کنم...

زندگی تون رو سخت نگیرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ما چقدر ثروتمند هستیم؟!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 22 دی 1397


افراد نیازشان به قدرت را به سه شكل برآورده می‌كنند:

 

شکل اول: Power On

یعنی قدرتشان را بر دیگری اعمال می‌كنند و با كنترل دیگری یا دیگران احساس قدرت می‌كنند.

تذكر دادن به دیگران، غر زدن، ایراد گرفتن و مجبور كردن دیگران به كارهایی كه به گمان این افراد به صلاح آنهاست نمونه این رفتارهاست.

 

شكل دوم: Power With

یعنی قدرت را با دیگران تجربه می‌كنند مثل وقتی كه شما قرار است تصمیمی بگیرید كه نتیجه‌ آن بر روی همسر یا فرزندتان هم اثر می‌گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می‌گیرید و حتی به نظر آنها عمل می‌كنید.

در واقع به دیگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصمیم گیری می‌دهید.

 

شكل سوم: Power Within

در این شكل از ارضاء نیاز قدرت، فرد نه قدرتش را بر دیگران اعمال می‌كند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خویش را افزایش می‌دهد.

مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش یا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می‌كند، حتی اگر از دیگران هم تحسینی دریافت نكند اهمیتی نمی‌دهد.

افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كرده‌اند، نیاز به قدرت‌شان را اینگونه برآورده كرده‌اند.

افرادی مثل ادیسون، انیشتین، سقراط، نویسنده‌ها، شاعران و هنرمندان بسیاری در طول تاریخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشده‌اند اما قدرتمند بوده‌‌اند.

 

 

تئوری انتخاب

ویلیامگلاسر






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تئوری انتخاب ویلیامگلاسر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 


داشتیم با ماشین تو خیابون رد میشدیم که یه بنده خدایی از کوره در رفت و به ما فحش داد!

همکارم برگشت و پرسید اون چی گفت؟؟

با اینکه هم تعدادمون تو ماشین زیادتر بود و هم قوی تر بودیم، جواب دادم هیچی...

حرفی که زد راه‌حلی برای مشکلات ما نبود و ربطی به زندگی ما نداشت، بگذریم.

 

باید یاد بگیریم که از بین تمام حرف‌های دیگران، چه زشت و چه زیبا، دنبال راه‌حلی برای مشکلاتمون باشیم نه دنبال پاسخ دادن و درگیری ذهنی برای هر حرفی!

مگر چقدر بیکاریم که دائماً دنبال حرف و ذهن مردم باشیم!

آرامشمون رو به رفتار دیگران وابسته نکنیم و قدر تک‌تک ثانیه‌های زندگیمون رو بدونیم.

مگه میشه؟!

بله؛

اگه بخوایم میشه.

پول نمیخواد فقط یه لحظه سکوت و عبور خرج داره.

بیاییم متفاوت‌تر به زندگی بنگریم.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بیاییم متفاوت‌تر به زندگی بنگریم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

جمله " من گرفتارم "

که گاهی به عزیزان و دوستان خود میگوییم باعث ایجاد گرفتاری های کوچک و بزرگ در زندگی ما میشود

 

در واقع وقتی که ما میگوییم گرفتار بودم

این پیام را به کائنات میرسونیم

که مارا درگیر کار بکند و دست و پای مارا ببندد

پس چی بگیم؟

 

از این پس به جای کلمه "گرفتارم"

بگوییم:

""کار مهمی داشتم""

 

بگوبیم چون من کار مهم و با ارزشی داشتم نتونستم جواب تلفنت را بدهم.

 

یا چون کار مهمی دیروز داشتم نتونستم ملاقاتت کنم

با بیان کلمات درست مسیر زندگیت را عوض کن.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : من گرفتارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397


در بیست سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد، 

حتی اگر با مهارت انجام شود.

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در ۴۰ سالگی آموختم که رمزِ ’خوشبخت زیستن در انجام کاری نیست 

که دوستش داریم؛ بلکه در دوست داشتنِ کاریست که انجامش می دهیم.

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمهای کوچک را باید با مغز و تصمیمهای 

بزرگ را با قلب گرفت.

در۶۰ سالگی آموختم که بدون عشق میتوان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز 

نمی توان عشق ورزید.

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشته شدن و محبت دیگران به انسان،

 بزرگ ترین لذتِ دنیاست.

در ۸۵ سالگی دریافتم که زنـــــدگـــی زیباست...

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای ؛ تحویل دهی ...

خواه با فرزندی خوب ...

خواه با باغچه ای سرسبز ...

خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی ...

و اینکه بدانی ... حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است .

این یعنی تو موفق شده ای!

گابریل گارسیا مارکز






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : در بیست سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 19 دی 1397

 

 

زندگى مثل یک كامواست

از دستت كه در برود،

مى شود كلاف سر در گم،گره مى خورد، میپیچد به هم، گره گره مى شود

بعد باید صبورى كنى، گره را به وقتش با حوصله وا كنى

زیاد كه كلنجار بروى، گره بزرگتر مى شود، کورتر مى شود

یک جایى دیگر كارى نمى شود كرد، باید سر و ته كلاف را برید

یک گره ى ظریف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى جورى

 قایم كرد، محوكرد، جورى كه معلوم نشود.

 

" یادمان  باشد "

گره هاى توى كلاف

همان دلخورى هاى كوچک و بزرگند

همان كینه هاى چند ساله

باید یک جایى تمامش كرد

سر و تهش را برید.

زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت"  كه اگر پاره شودتمام است....






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت" كه اگر پاره شودتمام است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 18 دی 1397

 

 

ویلون زنی در ویرانه

 

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین 

در شهر واشنگتن، صبح زود مثل هر روز، مردم آن منطقه که اکثرا یا 

کارگر معدن بودند و یا صاحب مشاغل سیاه از خانه هایشان بیرون 

زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند. زنان و مردانی

 که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف، 

زندگی نمیکردند، بلکه به اجبار زنده بودند تا ریاضت بکشند که نمیرند. 

آن روز نیز آن مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد 

بودند و نمیدانستند آیا امشب هم باز سر گرسنه زمین خواهند 

گذاشت یا نه و خود را برای یک روز مشقت بار دیگر آماده میکردند، 

ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه توجهشان را جلب کرد! 

آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر زیر

 برفی که نرم نرم شروع به باریدن کرده بود از رفتن باز ماند. اکثرا 

آنها با اینکه میدانستند اگر دیر برسند جریمه میشوند، بی توجه به

 این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند

 و حدود دو ساعت و نیم در آن سرما با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا

 و استثنایی، وجودشان گرم شد،اشک ریختند،خندیدند و به خاطراتشان

 فکر کردند.

سرانجام ویولونیست خیابانی که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد. 

ویولنش را برداشت و آماده رفتن شد. اما در همین حال و احوال و تشویق 

بی امان مردم، کمی مکث کرد، همه آنها را صدا کرد و به همگی که 

حدود ۳۰۰ نفر بودند نفری ۵ دلار داد و سپس درحالیکه برای آنان بوسه

 میفرستاد سوار تاکسی شد و رفت تا آن مردم فقیر از فردا این ماجرا 

را همچون افسانه برای دوستانشان تعریف کنند.

اما آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نیست 

جز "جاشوا بل" یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل، 

هر بلیت کنسرتش ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود. فردای آن روز جاشوا به 

یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم. 

آن روز وقتی در کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت 

کشیدم که فقیران را از یاد برده ام.

به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت

 و نیمه را تکرار کردم. بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید 

جریمه شوند، تمام پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود، میان آنها

 تقسیم کردم. لذتی بردم که تا کنون در هیچ کنسرتی نبرده ام.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ویلون زنی در ویرانه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

ﺭﻭﺯﯼ ، ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ

ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ

ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻓﺖ . ﺍﻣﺎ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺍﺯ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﮔﺮﯾﺨﺖ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ. ﮔﺮﮒ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

ﺧﻮﺭﺩ.

ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﯾﮏ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ

ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺍﺯ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻗﺒﻠﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﻣﻦ ﺑﮕﺮﯾﺰﻧﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ

ﺳﻨﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﺭﺍﺥ

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻠﯿﻪ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﻏﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ

ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﯾﮏ ﺑﺒﺮ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻏﺎﺭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﺑﺒﺮ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ

ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻏﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﻫﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻃﻌﻤﻪ ﺑﺒﺮ ﺷﺪ.

ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ.

 

 







نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید

 

اشیاءدرون خانه تان را نگاه کنید واز خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟

‌آیا هنوزلحظه ای را که این شی به یادم می آورد برایم مهم وبا ارزش هستند؟

 

بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل ولباسهای اضافیتان

 را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید.

 

زیراهر شی انرژی خودش را دارد واگربه کار نرود درخانه به آب راکد تبدیل می شود.

مراقب باشید وبگذارید انرژی آزادانه جریان یابد وآب جاری گردد.

اگر کهنه ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند.

پس برای چرخش انرژی و پیشرفت درزندگی تان وسایلی را که احتیاج

 ندارید ازمحیط خارج سازد.

 

این مسئله را درمورد طرزتفکرات پوسیده ای که از قدیم به شما القا 

کرده اندهم به کار ببرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که از نظر دانش و اطلاعات به

 پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است، با این حال میلیون‌ها 

کودک در آن هنوز به مدرسه نمی‌روند.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که بیماری همه‌گیر ایدز ساختار 

زندگی ما را تهدید می‌کند، با این حال پولی را که صرف تسلیحات

 می‌کنیم بیشتر از پولی است که برای تضمین درمان و حمایت از

 میلیون‌ها نفری خرج می‌کنیم که با اچ آی وی زندگی می‌کنند.

دنیای ما دنیای امید و نویدهای بزرگ است. این دنیا دنیای ناامیدی،

 بیماری و گرسنگی هم هست.

 

 

نلسون ماندلا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نلسون ماندلا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397


( کل صفحات : 76 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز