مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

آخرین جملات استیو جابز بنیان گذار شرکت اپل در خصوص مهارتهای زندگی.این متنو همیشه بخونید.درس زندیگه

 

 

من در دنیای کسب و کار، به قله ی موفقیت رسیدم.

به چشم دیگران، زندگی من مظهر موفقیت است.

 

 اما جدای از کار، انسان چندان شادمانی نیستم.

 به هر حال، ثروت یک حقیقت زندگی است که من به آن عادت کرده ام.

 

در این لحظه و در حالی که ر در بستر بیماری قرار دارم

 و کل زندگی ام را به یاد می آورم، در می یابم که تمام شهرت و ثروتی که اینقدر به آنها افتخار می کردم

رنگ باخته اند و در مواجهه با مرگ قریب الوقوع من، معنای خود را از دست داده اند.

 

در تاریکی، به چراغ های سبز رنگ دستگاه های کمک حیاتی بالای سرم نگاه می کنم

و به سر و صداهای ماشینی آنها گوش می دهم

 و می توانم نفس خدای مرگ را، که هر لحظه نزدیک تر می شود، حس کنم.

 

حال می دانم، وقتی به اندازه ای ثروت اندوختیم

که تا آخر عمرمان را کفاف بدهد، باید به مسائل دیگری بپردازیم

که ربطی به ثروت ندارند.

 

این مسئله باید چیز مهم تری باشد:

 

شاید روابطمان، شاید هنر، شاید رؤیایی که در سال های جوانی در سر داشته ایم. مدام در پی ثروت بودن تنها نتیجه اش این است که فرد تبدیل به موجودی رنجور می شود؛ درست مثل من.

 

خداوند حس هایی در وجود هر یک از ما قرار داده است

تا بتوانیم عشق را در قلب هر کسی احساس کنیم

 نه توهماتی که ثروت برایمان به ارمغان می آورد.

 

 

    من نمی توانم ثروتی که در زندگی ام کسب کرده ام را با خودم ببرم.

 

 تمام آنچه می توانم با خود ببرم خاطراتی هستند که به واسطه ی عشق ثبت شده اند.

این آن ثروت حقیقی است که شما را همراهی خواهد کرد، با شما خواهد ماند و به شما توان و روشنایی لازم برای ادامه ی مسیر را خواهد بخشید.

 

 

عشق می تواند هزاران مایل مسافت را دربنوردد. زندگی محدودیتی ندارد. هر جا که می خواهید بروید. به هر قله ای که می خواهید صعود کنید. تمام اینها در قلب و در دستان خود شماست.

 

مادیات را می توان به دست آورد. اما یک چیز هست که اگر از دست برود دیگر نمی توان آن را بدست آورد و آن زندگی است.

 

آدم وقتی وارد اتاق عمل می شود، پی می برد که هنوز یک کتاب باقی مانده که آن را نخوانده است، و آن کتاب زندگی سالم است.

 

ما در این لحظه در هر مرحله ای از زندگی خود هم که باشیم، با گذر زمان، بالاخره روزی خواهد رسید که

پرده ی نمایش زندگی مان پایین کشیده خواهد شد.

 

برای خانواده ی خود، همسر خود و دوستان خود عشق بیندوزید.

 

 با خودتان خوب رفتار کنید. دیگران را گرامی بدارید.

فقط عشق شمارا نجات خواهد داد

 


 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آخرین جملات استیو جابز،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 19 بهمن 1397

 

 

تابه‌حال با خود فکر کرده‌اید چطور برخی از شرکت‌ها در مدت زمانی 

محدود به رشدی عجیب‌و‌غریب و شهرتی جهانی دست پیدا می‌کنند؟

 در سال ۲۰۰۵ کتابی به نام «استراتژی اقیانوس آبی» منتشر شد که

 نتایج تحقیق روی شرکت‌های ۳۰ صنعت در ۱۵۰ سال را بازگو می‌کرد. 

این کتاب توضیح می‌دهد که شرکت‌های موفق مانند شرکت‌های معمولی

 برنامه ریزی نمی‌کنند و برای دستیابی به موفقیت، از طرز فکر جدیدی 

پیروی می‌کنند که نتیجه‌ی آن خلق استراتژی اقیانوس آبی است. 

با چطور همراه باشید تا کلیات این استراتژی را مرور کنیم.

 

 

 

راز موفقیت ژاپنی ها در کسب‌وکار چیست؟

۱۰ راز موفقیت در کسب‌ و‌ کار از نظر ایلان ماسک

۱۰ درس از استارتاپ‌‌هایی با موفقیت حیرت‌انگیز

بازار تبلیغات، بازاریابی و ارتباطات در دنیای امروزی بسیار گسترده 

شده است. شرکت‌های خدماتی هر روز خدمات جدیدتری معرفی و بازار

 را شلوغ‌تر می‌کنند. در واقع سهم بازار رقبا ثابت باقی می‌ماند، 

اما به‌دلیل رقابت بیشتر، حاشیه‌ی سود آنها کاهش می‌یابد. برخی 

شرکت‌های خدماتی ممکن است بتوانند با ارائه‌ی خدمات بهتر یا 

کمپین بازاریابی قوی‌تر، افزایش سهم بازار را تجربه کنند، اما خیلی

 از شرکت‌ها هم راه اشتباهی را در پیش می‌گیرند.

 

در سال ۲۰۰۵، اساتید دانشگاهی در فرانسه، کتابی به اسم

 «استراتژی اقیانوس آبی» منتشر کردند. پایه و اساس کتابِ

 آنها درباره‌ی این بود که بهترین شرکت‌ها، مانند اپل، یک بازار شلوغ

 را برای رقابت انتخاب نمی‌کنند. آنها بازار جدیدی می‌سازند که قبلا 

اصلا وجود خارجی نداشته است. این فرضیه با عقل هم جور در می‌آید. 

ما می‌توانیم به تکه‌ای از یک کیک قانع باشیم یا کیکِ مردم را فراموش 

کنیم و خودمان کیک بزرگ‌تر و خوشمزه‌تری بپزیم! به‌جای اینکه در

 اقیانوس قرمزی که پر از شناگر است، دست‌و‌پا بزنیم، می‌‌توانیم در

 اقیانوسی آبی که بی‌انتهاست و آب تمیزی دارد شنا کنیم.

 

استراتژی اقیانوس آبی چه راهکارهایی برای رقابت در بازار دارد؟

استراتژی اقیانوس آبی چهار راه زیر را برای ساختن بازار جدید 

به‌جای رقابت در بازار قدیمی در اختیار سازمان‌ها گذاشته‌ است:

 

حذف فاکتورهای عمومی‌ای که تاکنون بیش‌ازحد توسط فعالان 

بازار استفاده شده است؛

کاهش فاکتورهای زیر استاندارد صنعت که احتیاجی به آنها نیست؛

افزایش فاکتورهای مهمی که بالاتر از استاندارد صنعت هستند؛

پیشنهاد فاکتورهای جدیدی که هرگز توسط هیچ‌‌یک از فعالان بازار 

ارائه نشده است. این مورد در واقع همان ایجاد نوآوری در کسب و کار است.

در بازاریابی، از استراتژی اقیانوس آبی به این ترتیب استفاده می‌شود 

که دیگر تلاش نمی‌کنند پیامی را که بارها توسط سایر رقبا فرستاده 

شده است، بفرستند و در بازار رقابتی فشرده پیروز شوند. بله، در بازار

 امروزی با استفاده از اینترنت می‌توان ارتباطات بهنگام زیادی صورت

 داد. اما آیا این ارتباطاتِ سریع‌تر، ارزش متفاوتی به مشتریان می‌رساند؟

 

ویژگی «Mayday» در آمازون، نمونه‌ای از اجرای موفق استراتژی

 اقیانوس آبی است. این ویژگی به کاربران تبلت در زمینه‌های مختلف

 و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، پشتیبانی ۲۴ ساعته ارائه می‌دهد. 

آمازون فاکتورهایی را که در صنعت باب شده بودند، کنار زد و در 

پشتیبانی به‌جای پیغام نوشتاری یا صوتی، از ویدئوی دوطرفه استفاده 

کرد. به این ترتیب ارتباطات ساده‌تر و سریع‌تر شد. آمازون این ویژگی

 را به‌صورت دکمه‌ای در زیر تمام صفحات کتاب الکترونیکی‌اش قرار داد.

 

لازم نیست ارتباطات بهنگام شبیه خدماتی باشد که رقبا ارائه می‌دهند. 

چهار راه معرفی‌شده می‌توانند به روشی جدید و به مشتریانی متفاوت 

ارائه شوند. این نوع استراتژی که به‌دنبال یافتن بازار جدید برای تکنولوژی

 تولیدی است، می‌تواند کاری کند که به‌طور دائم در حال نوآوری و 

سودآوری باشید. یکی از بهترین و جذاب‌ترین شعارهای تبلیغاتی دنیا، 

شعار تبلیغاتی شرکت اپل است. «متفاوت بیندیشید»، کلید پیروزی در

 بازار رقابتی امروز است.

 

تفاوت استراتژی اقیانوس آبی با سایر استراتژی‌ها در چیست؟ 

این استراتژی با استراتژی عادی که روی ایجاد تمایز تمرکز دارد چه فرقی دارد؟ 

آیا این تئوری در واقع همان استراتژی کاهش هزینه است؟ 

مراحل تحقیق آن چگونه است؟

 از زمانی که کتاب استراتژی اقیانوس آرام منتشر شد، هزاران

 سؤال این‌چنینی مطرح شده است. مدیران اجرایی دوست دارند بدانند 

این استراتژی چگونه مشکل آنها را برطرف می‌کند. برخی هم می‌خواهند

 بدانند دیباچه‌ی این استراتژی از کجاست و آیا این استراتژی می‌تواند در 

صنعت آنها هم اجرا شود؟ در ادامه هشت نکته‌ی کلیدی را درباره‌ی 

استراتژی اقیانوس آبی توضیح داده‌ایم تا به پاسخ سؤالات‌تان برسید.

 

نکات کلیدی درباره‌ی استراتژی اقیانوس آبی

۱. بر پایه‌ی داده‌ها استوار است

 

استراتژی اقیانوس آبی براساس ۱۰۰ سال مطالعه‌ روی ۱۵۰ برنامه 

استراتژیکِ اتخاذشده در بیش از ۳۰ صنعت به‌دست آمده است. 

این صنایع شامل هتل‌، سینما، خرده فروشی، شرکت‌های هواپیمایی،

 کامپیوتر، صداوسیما، ساخت‌و‌ساز و اتومبیل‌سازی بودند. پژوهشگران 

فقط شرکت‌های برنده‌ای که استراتژی اقیانوس آبی را به‌کار گرفته بودند، 

مطالعه نکردند، بلکه رقبایی را که موفقیت کمتری به‌دست آورده بودند

 نیز بررسی کردند.

 

آنها سعی کردند بفهمند آیا بین شرکت‌هایی که استراتژی اقیانوس آبی

 را اتخاذ کردند و شرکت‌هایی که در اقیانوس قرمز غرق شده بودند،

 همگرایی وجود دارد؟

 آنها همچنین احتمال وجود واگرایی بین این دو گروه را هم بررسی کردند. 

به این ترتیب، تلاش کردند فاکتورهای مشترکی را که سبب خلق استراتژی

 اقیانوس آبی و ایجاد تمایز بین این استراتژی و سایر استراتژی‌ها می‌شود، بشناسند.

 

تحقیقات همچنان ادامه دارد و با توجه به نتایج تحقیقاتی که ده سال 

پیش به آخرین ویرایش کتاب اضافه شد، مشخص شد که شرکت‌های 

موفق همچنان الگویی مشابه نسخه‌ی اول کتاب از خود نشان می‌دهند.

 

۲. ایجاد تمایز و کاهش هزینه به‌طور همزمان دنبال می‌شود

استراتژی اقیانوس آبی هم بر ایجاد تمایز و هم بر کاهش هزینه تمرکز دارد.

 این استراتژی هردوی این فاکتورها را به‌طور همزمان می‌خواهد! قبلا تصور 

می‌شد شرکت‌ها یا می‌توانند با هزینه‌ی بالاتر، ارزش بیشتری برای مشتریان

 ایجاد کنند یا با هزینه‌ی کمتر ارزش معقول‌تری ارائه بدهند، یعنی یا باید

 تمایز انتخاب شود یا کاهش هزینه. ولی در استراتژی اقیانوس آبی تلاش

 بر این است که معادله‌ی ارزش-هزینه شکسته شود و با حذف فاکتورهایی

 که صنعت درگیر رقابت بر سر آنهاست و افزودن فاکتورهایی که هیچ رقیبی

 ندارند، هم تمایز و هم کاهش هزینه داشته باشند. در استراتژی اقیانوس 

آبی به این تاکتیک «ابداع ارزش» گفته می‌شود.

 

ابداع ارزش با رویکرد استراتژی رقابتی که در قالب ساختار صنعت فرو 

می‌رود و تمرکزش را روی ساختن جایگاهی قابل دفاع در صنعت می‌گذارد،

 کاملا متفاوت است. ابداع ارزش، شرکت‌ها را تشویق می‌‌کند بررسی کنند 

ارزش رایجی که براساس مرز‌های مرسوم در صنعت صورت گرفته چیست 

و فاکتورهای اصلی را با شکستن این رسم‌و‌رسومات، بازسازی کنند.

 

۳. فضای بازاری بلامنازع می‌سازد

هدف استراتژی اقیانوس آبی خروج از رقابت نیست. هدف این استراتژی

 این است که با بازسازی مرز‌های صنعت، رقابت را غیرضروری کند. رویکرد 

استراتژی‌های سنتی این است که تشابهات صنعت را شناسایی و روی

 «بهترین شدن» در آنها تمرکز کنیم، اما استراتژی اقیانوس آبی تشویق‌مان

 می‌کند مرز‌های معمول را که تعیین می‌کنند چطور رقابت کنیم، بشکنیم. 

به‌جای اینکه داخل این مرزها گیر بیفتیم، باید فراتر از این مرزها فکر کنیم

 تا بازاری جدید با تقاضای جدید و سود بالا پیدا کنیم.

 

۴. شما را از طریق ابزارها و چارچوب‌ها قدرتمند می‌کند

 

 

استراتژی اقیانوس آبی ابزار و چارچوب‌های مشخصی در اختیار شرکت‌ها

 می‌گذارد تا بتوانند رقابت را بشکنند و فضای بازار جدیدی ایجاد کنند.

 استراتژی‌های معمولی روی اینکه در بازارِ از پیش ساخته‌شده چطور 

رقابت کنیم تمرکز دارند و انبوهی از ابزارهای تحلیلی و چارچوب‌ها را 

برای موفقیت در این زمینه به شرکت‌ها ارائه می‌دهند. استراتژی اقیانوس

 آبی از پشتوانه‌ی همین استراتژی‌های معمولی برای خلق یک پدیده استفاده 

می‌کند. این الگوها به ما کمک می‌کنند اساسی‌ترین چارچوب‌های تحلیلی، 

ابزارها و متدولوژی‌های لازم برای ایجاد ارتباط بین ارزش و بازسازی مرزهای 

صنعت را پایه‌ریزی کنیم.

 

چارچوب‌ها و ابزار عینی و عملی، به شرکت‌ها کمک می‌کنند مشکل ریشه‌ایِ

 استراتژی‌های متعارف را کشف کنند. این ابزارها برای شرکت‌ها یک نقشه‌ی

 راه و راهنمای کاربردی می‌سازند تا ابداع ارزش و ایجاد بازار جدید ممکن شود. 

شرکت‌ها می‌توانند از طریق کاربرد هدفمند این ابزارها و چارچوب‌ها، تغییرات 

فعالانه‌ای در صنعت ایجاد کنند.

 

۵. فرایندی قدم‌به‌قدم پیش روی شرکت‌ها می‌گذارد

استراتژی اقیانوس آبی فرایند بسیار شفافی دارد که کمک می‌کند رقابت فعلی

 صنعت را بشکنیم و سودآوری بالایی ایجاد کنیم. از ارزیابی نقش فعلی شرکت 

در صنعت و بررسی مسیرهای شش‌گانه گرفته تا ایجاد فضای بازار جدید و درک 

اینکه چطور یک مشتری بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل کنیم، در برنامه‌ی چهار

 مرحله‌ایِ این استراتژی وجود دارد. این چهار مرحله از طریق مفاهیم و ابزارهای

 تحلیلی این استراتژی و مطالعه‌ی عمیق شرکت‌های مختلف در طی ۲۰ سال اخیر

 به‌دست آمده است. خوبی این استراتژی این است که همان‌قدر که روی ایجاد

 طرحی دقیق و متمرکز اصرار دارد، به کلی‌نگری هم توجه می‌کند. به این ترتیب

 استراتژی اقیانوس آبی می‌تواند جایگزینی برای استراتژی‌های قدیمی باشد 

که عددمحور هستند و شرکت‌ها را به رشدی تدریجی محدود می‌کنند.

 

۶. فرصت‌ها را به حداکثر و ریسک‌ها را به حداقل می‌رساند

 

هر استراتژی به‌هرحال ریسک‌هایی در بر دارد. ولی استراتژی اقیانوس آبی

 مکانیسمی قوی ایجاد می‌کند تا بتوانیم ریسک‌ها را کاهش و احتمال موفقیت

 را افزایش بدهیم. چارچوب اصلی در این زمینه، «شاخص ایده‌ی اقیانوس آبی»

 است. این شاخص، قابلیت اجرای تجاری ایده‌ی شما را می‌آزماید و نشان‌تان 

می‌دهد چطور ایده‌هایتان را اصلاح کنید تا موفقیت‌ها را به حداکثر و خطرات 

را به حداقل برسانید. این شاخص به شما کمک می‌کند به چهار سؤال اصلی 

پاسخ بدهید:

 

دلیل قانع‌کننده‌ای وجود دارد که مشتریان ایده‌ی شما را بخرند؟

قیمت گذاری شما برای این ایده به‌گونه‌ای است که بخش عمده‌ای از بازار

 هدف‌تان قدرت خریدش را داشته باشند؟‌

آیا می‌توانید ایده‌ی خود را با قیمتی استراتژیک تولید کنید و هم‌چنان حاشیه

 سود خوبی از آن به‌دست بیاورید؟

موانع اجرایی کردن این ایده چیست و راه‌حل شما برای رفع آنها کدام است؟

دو سؤال اول روی درآمد حاصل از این مدل کسب‌و‌کار تمرکز دارد. این سؤالات 

به شما کمک می‌کنند مطمئن شوید که جهشی در ارزش خالص خریدار تجربه

 خواهید کرد. سؤال سوم روی سود مدل کسب‌و‌کارتان تمرکز می‌کند. سؤال

 آخر هم کمک می‌کند با نگاهی کلی‌گرایانه، موانع خارجی را هم برآورد کنید.

 

۷. اجرا را از دل استراتژی بیرون می‌کشد

ابزار و فرایند استراتژی اقیانوس آبی عامیانه، قابل فهم و بصری است. 

همین باعث می‌شود فرایند برای افراد ترسناک نباشد و بتوانند به‌راحتی 

استراتژی را عملیاتی کنند. این استراتژی به‌آسانی نتایج تحلیل‌ها را به ابعاد 

انسانی سازمان‌ها پیوند می‌دهد.

 

اقیانوس آبی به‌خوبی درک می‌کند که فکر و قلب کارکنان باید با استراتژی 

جدید همسو شود تا کارکنان مشتاق اجرای آن باشند و به‌جای کار اجباری، 

به‌صورت داوطلبانه به‌دنبال اجرای آن بروند. به همین دلیل در استراتژی 

اقیانوس آبی، فرمول‌بندی استراتژی از اجرا تفکیک نشده است. این تفکیک

 در اکثر شرکت‌ها انجام می‌شود و تحقیقات نشان داده‌اند همین تفکیک

 باعث کُند شدن فرایند اجرا و سلسله‌مراتب ماشینی سفت‌و‌سخت خواهد شد.

 

برعکس، در استراتژی اقیانوس آبی، اجرا از ابتدا با استفاده 

از «روند عادلانه» در دل استراتژی پایه‌ریزی می‌شود. این استراتژی 

فرایندی روشن دارد که تمرکزش بر ایجاد تعامل و علاقه بین کارمندان است. 

یعنی به توضیح طرح می‌پردازد و انتظارات را شفاف‌سازی می‌کند تا در 

کارمندان اعتماد، تعهد و تمایل به همکاری داوطلبانه ایجاد شود. نیروی انسانی

 سرمایه‌ی نامشهود شرکت است و کاری می‌کند در کیفیت و انطباق عملیات 

با استراتژی، یک سر و گردن جلوتر از رقبا باشیم و خیلی سریع و با هزینه‌ی

 کم رشد کنیم.

 

۸. باعث می‌شود نتیجه‌ی برد-برد به‌دست آورید

استراتژی اقیانوس آبی با رویکرد یکپارچه‌ای که دارد کمک می‌کند سه طرف

 استراتژی (ارزش، سود و افراد) هم‌تراز باشند. این استراتژی تلاش می‌کند 

که خریداران، شرکت و نیروی انسانی هر سه برنده باشند. هر استراتژی 

برای اینکه موفق شود، باید بتواند:

 

خریداران را به خود جذب کند؛

مدل کسب‌و‌کاری ارائه بدهد که منجر به سود خوبی شود؛

کارمندان را ترغیب کند تا برای رسیدن به اهداف تلاش کنند.

درحالی‌که محتوای یک استراتژی خوب براساس ایجاد یک ارزش

 ترغیب‌کننده برای خریداران و یک پیشنهاد سود قوی برای سازمان است،

 اما استراتژی پایدار بیشتر بر پایه‌ی انگیزش کارمندان استوار است. همسو

 کردن این سه طرف در استراتژی اقیانوس آبی به معنی اتخاذ رویکردی 

کل‌نگرانه است. جمع این سه بخش باهم به معنی بُرد استراتژی و بُرد 

هر سه طرف است





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : علل موفقیت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 18 بهمن 1397

 

حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود ...

مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: 

کوتاهش کن!

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!

 

یکسال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.

حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!

 

سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد

 خواست آن را کوتاه کند.

مرد این بار گفت: نمی دانم و خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.

حکیم خط بلندی کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد!

 

این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر

 پیشرفت نشان می دهد.

نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. 

با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند؛

 به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده...

با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم بلکه بازتاب رفتار ما 

باعث کوتاهی مان می شود





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : به دیگران کاری نداشته باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 18 بهمن 1397

 

به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند 

و از زندگیش لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز 

در بهشت خواهد بود.

 

زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه 

به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد

.

پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.

 

بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به

 خود وعده فردایی بهتر داد.

 

 

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست

فردوس دمی ز وقت آسوده ماست






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نباید زندگی را به خود سخت گرفت،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 بهمن 1397

 

از دو مرد دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد سیاه‌شان در مدرسه شنیدم. 

مرد اول می‌گفت: «چهارم ابتدایی بودم. در مدرسه مداد سیاهم را گم کردم. 

وقتی به مادرم گفتم، مرا تنبیه کرد و به من گفت که بی‌ مسئولیت و بی‌حواس

 هستم. آن قدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم منبعد

 اگر مدادم را گم کردم، دست خالی به خانه برنگردم و بجای آن، مداد 

یکی از دوستانم را بردارم. کم کم برایم روال شد و هر روز یکی دو مداد

 کش می‌رفتم تا اینکه تا آخر سال از تمامی دوستانم مداد برداشته بودم.

 ابتدای کار خیلی با ترس این کار را انجام می‌دادم ولی کم‌کم بر

ترسم غلبه کردم و از نقشه‌های مختلفی استفاده کردم تا جایی که مدادها 

را از دوستانم می‌دزدیدم و بعد به خودشان می‌فروختم. بعد از مدتی این کار 

برایم عادی شد. تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم و کارم را تا کل 

مدرسه و دفتر مدیر مدرسه نیز گسترش دادم. خلاصه آن سال برایم تمرین 

عملی دزدی حرفه‌ای بود تا اینکه حالا تبدیل به یک سارق حرفه‌ای شده‌ام!» 

 

مرد دوم می‌گفت: «دوم دبستان بودم. روزی از مدرسه آمدم و به مادرم 

گفتم مداد سیاهم را گم کرده‌ام. مادرم گفت خوب پس بدون مداد در 

کلاس چه کار کردم؟

 گفتم از دوستم مداد گرفتم. مادرم گفت خوبه و بعد پرسید

 که دوستم از من چیزی نخواست؟

 خوراکی یا چیزی؟

 گفتم نه. چیزی از من نخواست. مادرم گفت پس او با این کار

 سعی کرده به دیگری نیکی کند، ببین چقدر زیرک است.

 پس تو چرا به دیگران نیکی نکنی؟ 

گفتم چگونه نیکی کنم؟ 

مادرم گفت دو تا مداد می‌خریم،

 یکی برای خودت و دیگری برای کسی که ممکن است مدادش 

گم شود. آن مداد را به کسی که مدادش گم می‌شود بده و بعد

 از پایان درس پس بگیر. خیلی شادمان شدم و بعد از عملی کردن 

پیشنهاد مادرم، احساس رضایت خوبی داشتم آن قدر که در 

کیفم مدادهای اضافی بیشتری می‌گذاشتم تا به نفرات بیشتری

 کمک کنم. با این کار، هم درسم خیلی بهتر از قبل شده بود و 

هم علاقه‌ام به مدرسه چند برابر شده بود. ستاره کلاس شده بودم 

به گونه‌ای که همه مرا صاحب مدادهای ذخیره می‌شناختند و 

همیشه از من کمک می‌گرفتند. حالا که بزرگ شده‌ام و از 

نظر علمی در سطح عالی قرار گرفته‌ام و تشکیل خانواده داده‌ام، 

صاحب بزرگترین جمعیت خیریه شهر هستم.»






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : از دو مرد دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد سیاه‌شان در مدرسه شنیدم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 بهمن 1397

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتشی نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک 

خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم.

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است 

و این آب فایده ای ندارد.

گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که خداوند می پرسد:  

زمانی که خانه دوستت در آتش می سوخت تو چه می کردی؟

پاسخ می دهم : هر آنچه از من بر می آمد!






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هر آنچه از من بر می آمد!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 بهمن 1397


 

 

روزی یک کشتی پر از عسل در ساحلی لنگر انداخت.

 

عسلها را درون بشکه  ریخته بودند.، پیرزنی از آنجا رد میشد،

 پیش آمد، ظرف کوچکی همراه داشت، به بازرگان که از

 کشتی پیاده میشد گفت:

ای مرد بزرگ، شنیده ام بار عسل داری، از تو میخواهم که

 این ظرف را برایم مالامال از عسل کنی.

 

بازرگان نگاهی به پیرزن کرد و خواسته اش را نپذیرفت، 

پیرزن که دید پروردگار کشتی درخواستش را بی پاسخ گذاشت، 

راهش را کشید و رفت.

 

همینکه پیرزن از کشتی دور شد تاجر به دستیارش گفت:

برو نشانی آن زن را پیدا کن و برایش یکی از این بشکه های عسل بفرست!

 

دستیار از کار بازرگان تعجب کرد! 

پرسید: آن زن ژنده پوش از

 تو مقدار کمی عسل درخواست کرد، 

نپذیرفتی و اکنون یک بشکه به او میبخشی؟

 

بازرگان پاسخ داد:


او به اندازه خودش و نیازش درخواست کرد و 


من در حد وسع و توان خودم میبخشم




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : به اندازه خودش و نیازش درخواست کرد و من در حد وسع و توان خودم میبخشم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 13 بهمن 1397

 

مردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم.

جامه ات را به من بده تا من نیز همچون تو از جوانمردی بهره ای ببرم!!

 

جوانمرد گفت: جامه ی مرا بهایی نیست.

اما سوالی دارم؟ مرد گفت: بپرس.

جوانمرد گفت: اگر مردی چادر بر سر کند زن می شود؟

مردگفت: نه

جوانمرد گفت اگر زنی جامه مردانه بپوشد مرد می شود؟

مرد گفت: نه.

 

جوانمرد گفت: پس در پی آن نباش که جامه ای از جوانمردان 

را در بر کنی که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشی جوانمرد نخواهی شد .

زیرا جوانمردی به جان است نه به جامه.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : جوانمردی به جان است نه به جامه،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 13 بهمن 1397


یک توپ بسکتبال توى دست من تقریبا ١٩ دلار می ارزه اما توى دست 

مایکل جردن تقریبا ٣٣ میلیون دلار!

بستگی داره توپ توى دست کی باشه!

 

یک عصا توى دست من می تونه سگ ها رو دور کنه اما توى

 دست موسی(ع) دریای بزرگ رو می شکافه!

بستگی داره عصا توى دست کی باشه!

 

دو تا ماهی و یه تکه نان توى دست من یه ساندویچ می شه

 اما توى دست حضرت عیسی(ع) هزاران نفر رو سیر می کنه!

بستگى داره روزى شما دست کى باشه!

همانطور که می بینید ، بستگی داره هرچیزى ، توى دست کی باشه!

 

پس ، دلواپسی هایت ، 

نگرانی هایت ، 

ترس هایت ،

 امیدهایت ،

 خانواده ات و 

نزدیکانت را به دستان خدا بسپار.

چون بستگی داره ، چی ، توى دست کی باشه !

 

دستهایتان همواره توى دستان خدا...






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : دستهایتان همواره توى دستان خدا،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 13 بهمن 1397

 

آرزو دلیل بر استعداد است.

وقتی آدم آرزو می کند که ای کاش من چنین و چنان شوم بدانید که حتما می تواند بشود و اگرنه آرزو نمی کرد!

مثلا هیچ بره ای که به دنیا می آید آرزو می کند که رئیس دانشگاه هاروارد شود؟ اصلا به ذهنش خطور نمی کند.

هرکسی در دلش هر آرزویی هست برآورده می شود. شک نکنید!

برای اینکه اصلا آرزو سند حقانیت ماست.

 

مولانا می­ گوید:

    کین طلب در تو گروگان خداست

    زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

 

دکترالهی قمشه‌ای






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آرزو دلیل بر استعداد است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 11 بهمن 1397

 


چگونه انرژی منفی را از خانه خود بیرون کنیم؟

 

گوشه های هر اتاق نمک بریزید

برای جذب انرژی منفی صاحبان قبلی خانه متخصصان انرژی درمانی توصیه می کنند چهار گوشه هر اتاق نمک بریزید و بگذارید ۴۸ ساعت بماند، سپس نمک ها را با جاروبرقی یا جارو معمولی جمع کنید و دور بیاندازید.

 

سطوح را تمیز کنید

اگر قرار بود به خانه ای جدید بروید متخصصان توصیه می کنند قبل از اینکه وسائلتان را به خانه منتقل کنید ابتدا تمام سطوح را خوب شستشو دهید و تا تمام انرژی های منفی صاحبان قبلی از بین برود.

 

کاری کنید همه چیز هوا بخورد

 

اولین گام برای خارج کردن انرژی منفی از خانه باز کردن تمام پنجره ها است. حتی اگر بیرون سرد هم باشد پنجره ها را باز کنید و اجازه دهید هوا داخل خانه بیاید.

هوای تازه همه چیز است تا وقتی جریان دارد پتو ها و بالش ها را در آن تکان دهید.

 

در خانه کمی عود بسوزانید

عود باعث افزایش انرژی می شود،  بیشتر برای تمرین مدیتیشن از آن استفاده می شود چون فضایی آرامش بخش را حکمفرما می کند.

 

 

مطمئن شوید که چیزهای خراب را یا تعمیر می کنید یا دور می اندازید

 

چیزهای شکسته و خراب با خود انرژی منفی وارد خانه می کنند پس هرچه زودتر یا تعمیرشان کنید و یا اگر ارزش تعمیر کردن ندارند از آنها خلاص شوید. با این کار در واقع یکی از قوانین فنگ شویی را رعایت کرده اید.

 

 

بدون معطلی شلوغی ها را جمع کنید

 

تا به حال دقت کرده اید وقتی روی یک میز را جمع می کنید چه حسه خوبی دارد؟ اشیا از خود انرژی فراوانی بیرون می دهند که از نظر ذهنی، فیزیکی، احساسی و معنوی مسیرمان به سمت جلو را سد می کنند. طرح های شلوغ نیز می توانند باعث خستگی ذهن و همچنین بالا رفتن استرس شود.

 

در خانه مریم گلی بسوزانید

 

یکی از تکنیک های قدیمی بومیان آمریکا برای بیرون راندن انرژی منفی سوزاندن مریم گلی بوده است. دود این گیاه چیزی است که برای تمیز کردن خانه به کار می رود. من همیشه از در جلویی خانه شروع می کنم و دور خانه در جهت عقربه های ساعت می چرخم.

 

با کریستال ها از فضای خود محافظت کنید

 

متاسفانه برای این تمرین نمی توانید رنگ های مورد علاقه خودتان را انتخاب کنید. کهربایی سیاه را به عنوان کریستالی که انرژی منفی را از بین می برد می شناسند. سفید و رنگ رز کوارتز نیز از این جمله هستند. بهتر است کریستال ها را تا جای ممکن نزدیک وسائل الکترونیکی قرار دهید.

 

 

دیوار ها را به رنگ زرد درآورید

رنگ ها نقشی محوری در خانه تان دارند. برخی از طراحان داخلی خانه بر این عقیده هستند که زرد انرژی منفی را خنثی می کند. از نظر یک طراح دکوراسیون داخلی این رنگ باعث می شود اتاق بزرگتر جلوه کند و فضا گرم شود.

 

 

 

زاویه های تیز را حذف کنید

 

یکی از مهمترین قوانین فنگ شویی این است که تا جای ممکن زوایا و گوشه های تیز را در خانه کاهش دهید. این کار ساده نیست اما ارزشش را دارد. اگر می خواهید انرژی مثبت وارد خانه تان شود بهتر است از وسائلی استفاده کنید که گرد باشند و بی زاویه.

 

به تعداد آینه ها اضافه کنید

 

برای اضافه کردن انرژی مثبت ( که به نام ” چی ” نیز شناخته می شود ) اطراف خانه آینه قرار دهید. اما توجه داشته باشید از آینه هایی با لبه های تیز استفاده نکنید. این کار نه تنها کمکی به ساخت انرژی مثبت در دکور نمی کند بلکه تاثیر منفی نیز دارد.

 

از رنگ های خنثی استفاده کنید

درباره اش فکر کنید: رنگ های تیره و غنی سرشار از شخصیت هستند. اما گاهی وقتی زندگی حسابی خسته تان کرده این رنگ ها تاثیرشان برای ایجاد فضایی آرامش بخش کاملا برعکس می شود. از هر چیز تیره ای دور بشوید چون حس منفی انتقال می دهد و همچنین باعث می شود فضا کوچک به نظر بیاید.

 

از ورودی خود محافظت کنید

درها و پنجره های رو به بیرون مانند ورودی های انرژی عمل می کنند.

برای تصفیه کردن این نقاط متخصصان توصیه می کنند که داخل یک سطل آب، آب لیمو، نمک و سرکه سفید بریزید، و سپس به در و پنجره های خانه از این ترکیب بمالید. پس از این کار جلوی تمام ورودی های خانه مقداری نمک دریایی بریزید و رویشان را با پادری بپوشانید این کار از ورود نیروی منفی به خانه جلوگیری می کند.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چگونه انرژی منفی را از خانه خود بیرون کنیم؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 11 بهمن 1397

 

میدانید آخرین زنگ

زندگی تان کی میخورد!؟

 

خدا میداند، ولی... آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، دیگر نه میشود تقلب کرد و نه میشود سر کسی کلاه گذاشت!

 

آن روز تازه می فهمیم که دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود؛ و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود! سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.

 

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت، اسم ما را جز خوب ها بنویسند ...

 

خدا کند حواسمان بوده باشد که زنگ های تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که ((حیات=زندگی)) را از یاد برده باشیم.

 

خدا کند که دفتر زند گی مان را زیبا جلد کرده باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا، چک نویسی بیش نیست؛ چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتر دیگر است...






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : میدانید آخرین زنگ زندگی تان کی میخورد!؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 11 بهمن 1397

 

مردی از راه فروش روغن ثروتی کلان اندوخته بود

 و به خاطر حرصی که داشت همیشه به غلام خود می‌گفت

 در وقت خرید روغن، هر دو انگشت سبابه را به دور پیمانه بگذارد 

تا روغن بیشتری برداشته شود و برعکس در وقت فروختن، 

آن دو انگشت را درون پیمانه بگذارد تا روغن کمتری داده شود.

هر چه غلام او را از این کار بر حذر می‌داشت مرد توجه نمی‌شد

تا این که روزی هزار خیک روغن خرید و برای فروش آنها

 را بار کشتی کرد تا در شهر دیگری بفروشد.

 وقتی کشتی به میان دریا رسید، دریا توفانی شد.

 ناخدا فرمان داد تمام بارها را به دریا بریزند تا کشتی سبک شود

 و مسافران از خطر غرق شدن رهایی یابند.

آن مرد از ترس جان، خیک‌ها را یکی یکی به دریا می‌انداخت.

در این حال غلام گفت: «ارباب انگشت انگشت مَبَر..تا خیک خیک نریزی..!!»






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : انگشت انگشت مَبَر..تا خیک خیک نریزی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 8 بهمن 1397

 

فردى هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم حماقت او را دست می انداختند.

 دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و دیگری از نقره.

 اما او همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد! داستان در تمام منطقه

 پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد به دیدن این گدا می آمدند و 

دو سکه طلا به او نشان می دادند و او همیشه نقره را انتخاب می کرد، 

مردم او را دست می انداختند و به حماقت او می خندیدند.

 

تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه او را آن طور دست 

می انداختند، ناراحت شد. او را به گوشه ای دنج از میدان کشید و گفت: 

هر وقت دو سکه به تو نشان دادند، تو سکه طلا را بردار. 

این طوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند.

 

گدا پاسخ داد:

ظاهرا حق با شماست، اما اگر سکه طلا را بردارم، دیگر مردم به

 من پول نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم! شما 

نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام!

 

اگر کاری می کنی که هوشمندانه است، 

هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق پندارند...!







نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : اگر کاری می کنی که هوشمندانه است، هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق پندارند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 7 بهمن 1397

 

ایاز، غلام شاه محمود غزنوی (پادشاه ایران) در آغاز چوپان بود.

 وقتی در دربار سلطان محمود به مقام و منصب دولتی رسید، 

چارق و پوستین دوران فقر و غلامی خود را به دیوار اتاقش 

آویزان کرده بود و هر روز صبح اول به آن اتاق می‌رفت و به آنها 

نگاه می‌کرد و از بدبختی و فقر خود یاد می‌‌آورد و سپس به دربار

 می‌رفت. او قفل سنگینی بر در اتاق می‌بست.

 

درباریان حسود که به او بدبین بودند خیال کردند که ایاز در

 این اتاق گنج و پول پنهان کرده و به هیچ کس نشان نمی‌دهد.

 به شاه خبر دادند که ایاز طلاهای دربار را در اتاقی برای خودش

 جمع و پنهان می‌کند. سلطان می‌دانست که ایاز مرد وفادار و

 درستکاری است. اما گفت: وقتی ایاز در اتاقش نباشد بروید و

 همه طلاها و پولها را برای خود بردارید.

 

نیمه شب، سی نفر با مشعل‌های روشن در دست به اتاق ایاز رفتند. 

با شتاب و حرص قفل را شکستند و وارد اتاق شدند. اما هرچه گشتند

 چیزی نیافتند. فقط یک جفت چارق کهنه و یک دست لباس پاره 

آنجا از دیوار آویزان بود!

وقتی پیش شاه آمدند شاه گفت: چرا دست خالی آمدید؟ 

گنج ها کجاست؟

آنها سرهای خود را پایین انداختند و معذرت خواهی کردند.

 

سلطان گفت: من ایاز را خوب می‌شناسم او مرد راست و درستی است. 

آن چارق و پوستین کهنه را هر روز نگاه می‌کند تا به مقام خود مغرور

 نشود و گذشته اش را همیشه به یاد بیاورد.

 

گر به دولت برسی، مست نگردی مردی

گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی

اهل عالم همه بازیچه دست هوسند

گر تو بازیچه این دست نگردی مرد






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : گنج ها کجاست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 7 بهمن 1397


( کل صفحات : 76 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز