مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 


داشتیم با ماشین تو خیابون رد میشدیم که یه بنده خدایی از کوره در رفت و به ما فحش داد!

همکارم برگشت و پرسید اون چی گفت؟؟

با اینکه هم تعدادمون تو ماشین زیادتر بود و هم قوی تر بودیم، جواب دادم هیچی...

حرفی که زد راه‌حلی برای مشکلات ما نبود و ربطی به زندگی ما نداشت، بگذریم.

 

باید یاد بگیریم که از بین تمام حرف‌های دیگران، چه زشت و چه زیبا، دنبال راه‌حلی برای مشکلاتمون باشیم نه دنبال پاسخ دادن و درگیری ذهنی برای هر حرفی!

مگر چقدر بیکاریم که دائماً دنبال حرف و ذهن مردم باشیم!

آرامشمون رو به رفتار دیگران وابسته نکنیم و قدر تک‌تک ثانیه‌های زندگیمون رو بدونیم.

مگه میشه؟!

بله؛

اگه بخوایم میشه.

پول نمیخواد فقط یه لحظه سکوت و عبور خرج داره.

بیاییم متفاوت‌تر به زندگی بنگریم.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بیاییم متفاوت‌تر به زندگی بنگریم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

جمله " من گرفتارم "

که گاهی به عزیزان و دوستان خود میگوییم باعث ایجاد گرفتاری های کوچک و بزرگ در زندگی ما میشود

 

در واقع وقتی که ما میگوییم گرفتار بودم

این پیام را به کائنات میرسونیم

که مارا درگیر کار بکند و دست و پای مارا ببندد

پس چی بگیم؟

 

از این پس به جای کلمه "گرفتارم"

بگوییم:

""کار مهمی داشتم""

 

بگوبیم چون من کار مهم و با ارزشی داشتم نتونستم جواب تلفنت را بدهم.

 

یا چون کار مهمی دیروز داشتم نتونستم ملاقاتت کنم

با بیان کلمات درست مسیر زندگیت را عوض کن.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : من گرفتارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397


در بیست سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد، 

حتی اگر با مهارت انجام شود.

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در ۴۰ سالگی آموختم که رمزِ ’خوشبخت زیستن در انجام کاری نیست 

که دوستش داریم؛ بلکه در دوست داشتنِ کاریست که انجامش می دهیم.

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمهای کوچک را باید با مغز و تصمیمهای 

بزرگ را با قلب گرفت.

در۶۰ سالگی آموختم که بدون عشق میتوان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز 

نمی توان عشق ورزید.

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشته شدن و محبت دیگران به انسان،

 بزرگ ترین لذتِ دنیاست.

در ۸۵ سالگی دریافتم که زنـــــدگـــی زیباست...

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای ؛ تحویل دهی ...

خواه با فرزندی خوب ...

خواه با باغچه ای سرسبز ...

خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی ...

و اینکه بدانی ... حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است .

این یعنی تو موفق شده ای!

گابریل گارسیا مارکز






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : در بیست سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 19 دی 1397

 

 

زندگى مثل یک كامواست

از دستت كه در برود،

مى شود كلاف سر در گم،گره مى خورد، میپیچد به هم، گره گره مى شود

بعد باید صبورى كنى، گره را به وقتش با حوصله وا كنى

زیاد كه كلنجار بروى، گره بزرگتر مى شود، کورتر مى شود

یک جایى دیگر كارى نمى شود كرد، باید سر و ته كلاف را برید

یک گره ى ظریف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى جورى

 قایم كرد، محوكرد، جورى كه معلوم نشود.

 

" یادمان  باشد "

گره هاى توى كلاف

همان دلخورى هاى كوچک و بزرگند

همان كینه هاى چند ساله

باید یک جایى تمامش كرد

سر و تهش را برید.

زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت"  كه اگر پاره شودتمام است....






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت" كه اگر پاره شودتمام است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 18 دی 1397

 

 

ویلون زنی در ویرانه

 

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین 

در شهر واشنگتن، صبح زود مثل هر روز، مردم آن منطقه که اکثرا یا 

کارگر معدن بودند و یا صاحب مشاغل سیاه از خانه هایشان بیرون 

زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند. زنان و مردانی

 که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف، 

زندگی نمیکردند، بلکه به اجبار زنده بودند تا ریاضت بکشند که نمیرند. 

آن روز نیز آن مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد 

بودند و نمیدانستند آیا امشب هم باز سر گرسنه زمین خواهند 

گذاشت یا نه و خود را برای یک روز مشقت بار دیگر آماده میکردند، 

ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه توجهشان را جلب کرد! 

آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر زیر

 برفی که نرم نرم شروع به باریدن کرده بود از رفتن باز ماند. اکثرا 

آنها با اینکه میدانستند اگر دیر برسند جریمه میشوند، بی توجه به

 این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند

 و حدود دو ساعت و نیم در آن سرما با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا

 و استثنایی، وجودشان گرم شد،اشک ریختند،خندیدند و به خاطراتشان

 فکر کردند.

سرانجام ویولونیست خیابانی که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد. 

ویولنش را برداشت و آماده رفتن شد. اما در همین حال و احوال و تشویق 

بی امان مردم، کمی مکث کرد، همه آنها را صدا کرد و به همگی که 

حدود ۳۰۰ نفر بودند نفری ۵ دلار داد و سپس درحالیکه برای آنان بوسه

 میفرستاد سوار تاکسی شد و رفت تا آن مردم فقیر از فردا این ماجرا 

را همچون افسانه برای دوستانشان تعریف کنند.

اما آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نیست 

جز "جاشوا بل" یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل، 

هر بلیت کنسرتش ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود. فردای آن روز جاشوا به 

یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم. 

آن روز وقتی در کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت 

کشیدم که فقیران را از یاد برده ام.

به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت

 و نیمه را تکرار کردم. بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید 

جریمه شوند، تمام پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود، میان آنها

 تقسیم کردم. لذتی بردم که تا کنون در هیچ کنسرتی نبرده ام.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ویلون زنی در ویرانه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

ﺭﻭﺯﯼ ، ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ

ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ

ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻓﺖ . ﺍﻣﺎ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺍﺯ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﮔﺮﯾﺨﺖ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ. ﮔﺮﮒ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

ﺧﻮﺭﺩ.

ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﯾﮏ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ

ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺍﺯ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻗﺒﻠﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﻣﻦ ﺑﮕﺮﯾﺰﻧﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ

ﺳﻨﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﺭﺍﺥ

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻠﯿﻪ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﻏﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ

ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﯾﮏ ﺑﺒﺮ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻏﺎﺭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﺑﺒﺮ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ

ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻏﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﻫﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻃﻌﻤﻪ ﺑﺒﺮ ﺷﺪ.

ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ.

 

 







نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید

 

اشیاءدرون خانه تان را نگاه کنید واز خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟

‌آیا هنوزلحظه ای را که این شی به یادم می آورد برایم مهم وبا ارزش هستند؟

 

بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل ولباسهای اضافیتان

 را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید.

 

زیراهر شی انرژی خودش را دارد واگربه کار نرود درخانه به آب راکد تبدیل می شود.

مراقب باشید وبگذارید انرژی آزادانه جریان یابد وآب جاری گردد.

اگر کهنه ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند.

پس برای چرخش انرژی و پیشرفت درزندگی تان وسایلی را که احتیاج

 ندارید ازمحیط خارج سازد.

 

این مسئله را درمورد طرزتفکرات پوسیده ای که از قدیم به شما القا 

کرده اندهم به کار ببرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که از نظر دانش و اطلاعات به

 پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است، با این حال میلیون‌ها 

کودک در آن هنوز به مدرسه نمی‌روند.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که بیماری همه‌گیر ایدز ساختار 

زندگی ما را تهدید می‌کند، با این حال پولی را که صرف تسلیحات

 می‌کنیم بیشتر از پولی است که برای تضمین درمان و حمایت از

 میلیون‌ها نفری خرج می‌کنیم که با اچ آی وی زندگی می‌کنند.

دنیای ما دنیای امید و نویدهای بزرگ است. این دنیا دنیای ناامیدی،

 بیماری و گرسنگی هم هست.

 

 

نلسون ماندلا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نلسون ماندلا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397


 

 

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و ناامید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟ وی جواب داد: 

هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و 

فروش خوبی داشته باشم.

 

اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. 

لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. 

بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:

پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.

پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.

پوستر ها را بترتیب در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم.

دوستش از وی پرسید: آیا این روش به کار آمد؟

وی جواب داد: متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند 

و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند ...

 

نتیجه گیری : همیشه مخاطب خود را بشناسید و در ارزیابی های خودتون،

 فرهنگ، رسوم و حتی زبان آنها را در نظر بگیرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : همیشه مخاطب خود را بشناسید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 


 

وقتی احساس خوشحالی درونی کنی، قانون جذب هم خودش

 را با حال و هوای درونی تو وفق میدهد و خوشحالی نامحدود

 را به تو ارزانی میدارد.

 

قانون جذب میگوید:

" هر چیزی مشابه خود را جذب میکند "

 

تو باید حس درونی خود را درک کنی تا بتوانی هر آنچه را که

 میخواهی مرئی کنی. تو نمی توانی گله کنی و فلاکت زده باشی 

و توقع داشه باشی که زندگی ات تغییر کند. در این حال و هوا، 

تو بدبختی بیشتری را به سوی خود می کشانی.

تو باید "شبیه" همان چیزی بشوی که میخواهی جذبش کنی.

 

راز

راندا بران






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قانون جذب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397



 

افراد موفق دوست دارند همیشه با چالش‌ و 


رقابت‌هایی مواجهه شوند، حتی اگر تلاش‌هایشان منجر


 به دستیابی به موفقیت‌های کوچک شود. موفقیت ‌های 


کوچک باعث ایجاد گیرنده‌های آندروژن در مناطق مغزی می‌شود


 که مسئول انگیزه‌دهی و پاداش‌دهی هستند. افزایش گیرنده‌های


 آندروژن باعث افزایش تاثیر تستوسترون و در پی آن ایجاد 


اعتماد به نفس و اشتیاق برای غلبه بر چالش‌ها می‌شوند.


 وقتی شما چند موفقیت کوچک متوالی داشته باشید،


 اعتماد به نفس ایجاد شده تا یک ماه می‌تواند بر شما 


تاثیر داشته باشد.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : افراد موفق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

 

روزی شاه عباس به همراه وزیرش شیخ بهایی وچندتن ازفرماندهان به شکار می روند.

 

در بین راه،شاه عباس به شیخ بهایی گفت:

 

یاشیخ! نقل، داستان، یا پندی بگوئید که این فرماندهان باما آمده اند درسی گیرند!

 

شیخ بگفتا ؛این سه تپه خاک را میبینید؟ گفتند بله.

 

شیخ گفت

خاک آن تپه اولی

برسرکسی که راز دلش رابه هرکسی بگوید

حتی به همسرش!

 

گفت آن تپه وسطی رامیبینید؟




ادامه مطلب


نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ماجرای شاه عباس و شیخ بهایی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

هر زمان که برخورد نامناسبی با شما میشود از آن بگذرید،

 بر آن تمرکز نکنید، آن رفتار نامناسب و توهین آمیز را مداوم 

در ذهنتان تکرار نکنید، در موردش فکر نکنید و راجع به آن 

صحبت نکنید.

چرا که، چه شما به آن فکر کنید، چه در موردش صحبت کنید و 

چه آنرا احساس کنید در هر حالت شما در حال جذب انسانهایی

 هستید که رفتارهایشان شباهت زیادی با آن برخورد نامناسب دارد.

 

شما بواسطه حواستان ارتعاش آنچه را که احساس میکنید و بیشتر

 به آن توجه می نمایید را به کائنات ارسال میکنید، بنابراین اگر با

 ناخواسته ای برخورد می کنید توجهتان را از آن ناخواسته برداشته

 و بر چیزهایی بگذارید که به شما احساس زیباتر و بهتری میبخشند

 تا آن ناخواسته قدرتش را از دست بدهد و بی اثر گردد.

فراموش نکنید شما بزرگترین خالقان جهان خویش هستید و همه

 چیزی که برای جذب اتفاقات عالی نیاز دارید در درونتان از قبل قرار

 گذاشته شده است.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هر زمان که برخورد نامناسبی با شما میشود از آن بگذرید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

 

شخصی در حال مرگ بود و قبل از مرگش او وصیت کرد:

 من ۱۷ شتر و ۳ فرزند دارم.

 

 شتران مرا طوری تقسیم کنید که بزرگترین فرزندم  نصف انها را و 

فرزند دومم یک سوم انها را و فرزند کوچکم یک نهم  مجموع

 شتران را به ارث ببرند.

 

 وقتی که بستگانش بعد از مرگ او این وصیت نامه را مطالعه کردند  

متحیر شدند و به یکدیگر گفتند ما چطور می توانیم این ۱۷ شتر 

را به این ترتیب تقسیم کنیم؟

 و بعد از فکر کردن زیاد  به این نتیجه رسیدند که تنها یک مرد در 

عربستان می تواند به انها کمک کند.

 

 بنابراین انها به نزد امام علی ( ع ) رفتند تا مشکل خود را مطرح کنند.

 

حضرت فرمود: رضایت میدهید که من شترم را به شتران شما اضافه 

کنم آنگاه تقسیم بنمایم؟ گفتند: چگونه رضایت نمی دهیم.هر کسی

 دوست دارد یک شتر اضافی تر داشته باشد .

 

 پس شتر خویش را به شتران اضافه نمود و به فرزند بزرگ که

 سهمش نصف شتران بود، نه شتر داد (۹=۲÷۱۸) . به فرزند دوم

 که سهمش ثلث شتران بود، شش شتر داد (۶=۳÷۱۸) و به فرزند 

سوم که سهم او یک نهم بود، دو شتر داد (۲=۹÷۱۸) .

 

و در اخر یک شتر باقی ماند که همان شتر  حضرت بود.(۱۷=۹+۶+۲) .

 

تصمیم سازی و قضاوت درست از ویژگی های ضروری یک مدیر توانمند می باشد.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : وصیت به حضرت علی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

 

«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

 که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود،

آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید و

 سوم  که از همه تهوع آورتر بود اینکه در آن سن و سال، زن داشت.

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم،

سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

 

پناه میبرم به خدا از عـیبی که، «امروز» در خود می بینم،

 و «دیروز» دیگران را به خاطر، «هـمان عیـب» ملامت کرده ام.

محتاط باشیم در «قضاوت کردن دیگران» وقتی نه از

دیروز او خبر داریم و نه از "فردای خودمان"

 

 

دکتر شریعتی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : فردای خودمان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 6 دی 1397


( کل صفحات : 71 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز