مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

چوپان نگاهی به جوان تازه به دورانرسیده و نگاهی به 

رمهاش که به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار

 خاصی جواب مثبت داد.

 

جوان، ماشین خود را در گوشه‏ای پارک کرد و کامپیوتر Notebook خود

 را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یک تلفن راه دور

 وصل کرد، وارد صفحه‏ی NASA روی اینترنت، جایی که 

می‏توانست سیستم جستجوی ماهواره‏ای ( GPS ) را فعال کند، شد. 

منطقهی چراگاه را مشخص کرد، یک بانک اطلاعاتی با 60 صفحهی

 کاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پیچیده‏ی عملیاتی 

را وارد کامپیوتر کرد.

 

بالاخره 150 صفحه‏ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یک 

چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ کرد و آنگاه در حالی که

 آنها را به چوپان می‏داد، گفت:....

 

شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.

 

چوپان گفت: درست است. حالا همین‏طور که قبلا توافق کردیم، 


می‏توانی یکی از گوسفندها را ببری.

 

آنگاه به نظارهی مرد جوان که مشغول انتخاب کردن و 


قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت.


 وقتی کار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او کرد و گفت:


 اگر من دقیقا به تو بگویم که چه کاره هستی، 


گوسفند مرا پس خواهی داد؟

 

مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا که نه!

 

چوپان گفت: تو یک مشاور هستی.

 

مرد جوان گفت: راست می‏گویی، اما به من بگو که این


 را از کجا حدس زدی؟

 

چوپان پاسخ داد: 


کار ساده‏ای است. بدون اینکه کسی از تو خواسته باشد، 


به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی که خود من جواب


 آن را از قبل می‏دانستم، مزد خواستی. مضافا، اینکه هیچ چیز


 راجع به کسب و کار من نمی‏دانی، چون به جای گوسفند،


 سگ مرا برداشتی







نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مشاور،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 مهر 1397

 

 

 

قدرت انتقاد واصلاح !

 

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.

استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.

 

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و 

آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار

 آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی

 می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی

 تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به

 استاد خود مراجعه کرد .

استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟

 شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر

 قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار

 تابلو قرار داد این بود که :

 ""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""

غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:

« همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه »






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 مهر 1397

 

 

میلیون ها نفر از انسان ها، هیچگاه خود را آنالیز نمیکنند. 

از نظر ذهنی روانی آنان محصولاتی مکانیکی از کارخانه ی 

محیط اطرافشان هستند؛

پیشاپیش اشغال شده بدست

 صبحانه، 

ناهار، شام، 

کار کردن،

 خوابیدن 

و رفتن به این طرف و آن طرف برای سرگرم کردن خود...

انها نمیدانند چه میخواهند و چرا دنبالش هستند 

و همچنین، انها هیچوقت رضایت و سرور مداوم 

را کشف نمیکنند.

با طفره رفتن از تحلیلِ خود، مردم به ربات هایی

 برنامه ریزی شده توسط محیط بدل شده اند.

 تحلیل حقیقی خویشتن، بزرگترین هنر  است




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آنالیز خود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 مهر 1397

 

 

یک زندانی در آمریکا از زندان می‌گریزد

به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.

درِ واگن به صورت خودکار بسته می شود

و قطار به راه می افتد ....

 

او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است ، روی تکه کاغذی می نویسد :

این مجازات رفتار های بد من است

که باید منجمد شوم

 

وقتی قطار به ایستگاه می رسد ، مامورین با جسد او روبرو می شوند ، 

در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است!

 

ذهن پرقدرت ترین سلاحی است که انسان در اختیار دارد ، 

هر آنچه را که میگوییم

شلیکی است که میتواند در دم کشنده باشد .

 

کاترین پاندر

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هر آنچه را که میگوییم شلیکی است که میتواند در دم کشنده باشد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

 

 

گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشیدن چیزی ، كنار یک مهمان‌خانه ایستاد.

 

بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی می‌كردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غریبه‌ها می‌گذاشتند.

 

وقتی او نوشیدنی‌اش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزدیده شده است.

او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحه‌اش را درآورد و سمت بالا گرفت

 و بالای سرش گرفت بدون هیچ نگاهی به سقف یه گلوله شلیک كرد

 و خیلی مقتدرانه فریاد زد:

«كدام یك از شما اسب من رو دزدیده؟

كسی پاسخی نداد.

 

«بسیار خوب، من یك نوشیدنی دیگه میخورم، و تا وقتی آن را تمام 

می‌كنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام می‌دهم!

 

 و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم

 

 بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش،

 نوشیدنی دیگری نوشید، بیرون رفت، و اسبش به سرجایش برگشته بود. 

اسبش رو زین كرد و آماده‌ی حرکت شد .

 

كافه چی به آرامی از كافه بیرون آمد و پرسید: هی رفیق قبل از اینكه 

بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟

 

گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!

 

 «آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتیجه خواهی گرفت»

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتیجه خواهی گرفت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397


 

مواجهه با مرگ

بسیاری از افراد معتقدند هنگام مواجهه با مرگ، تغییرات ماندنی

 و چشمگیر در آنان بیشتر می‌شود. وقتی حدود ده سال روی بیمارانی

 که به علت سرطان رودرروی مرگ قرار گرفته بودند، کار کردم،

متوجه شدم بسیاری از آن‌ها به جای اینکه تسلیم یاس و

 ناامیدی شوند، به نحو شگفت‌انگیز و مفیدی متحول می‌شوند.

زندگی خود را با رعایت حق‌تقدم‌ها دوباره برنامه‌ریزی می‌کنند

 و دیگر به چیزهای بی‌اهمیت بها نمی‌دهند. قدرت نه گفتن پیدا

می‌کنند و کارهایی را که واقعا دوست ندارند انجام نمی‌دهند.

 با افرادی که دوست‌شان دارند صمیمانه‌تر ارتباط برقرار می‌کنند.

آن‌ها از حقایق اساسی زندگی، تغییر فصول، زیبایی طبیعت

 و آخرین کریسمس یا سال جدیدی که پشت سر گذارده‌اند،

از صمیم قلب قدردانی می‌کنند.

حتی بعضی از افراد با نگاه جدیدی که به زندگی پیدا

کرده بودند، می‌گفتند ترس آن‌ها از مردم کمتر شده است،

 قدرت ریسک بیشتری پیدا کرده‌اند و از بابت طردشدگی،

 کمتر نگرانند. یکی از بیمارانم اظهارنظر خنده‌‌داری می‌کرد:

 “سرطان، روان‌رنجوری را درمان می‌کند.”

بیمار دیگری می‌گفت: “حیف که تا حالا منتظر ماندم.

حالا که سراسر بدنم را سلول‌های سرطانی فرا گرفته،

 تازه یاد گرفتم چطور زندگی کنم!”

خیره به خورشید نگریستن اثر اروین د یالوم






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مواجهه با مرگ،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 11 مهر 1397

 

سرعت تولید علم

«غمگین ترین بخش جامعه امروزی این است که علم،

 با سرعت بیشتری دانش تولید میکند

 و انسان با سرعت کمتری نسبت به علم، به خرد دست پیدا میکند.»

جمله بسیار زیبای اسحاق آسیموف،

 نویسنده و پروفسور دانشگاه بوستون که

 او را با نوشتن داستان های علمی تخیلی می شناسند.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : سرعت تولید علم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 11 مهر 1397

 یه جایی میگه هر چیز در زندگی بهایی دارد؛

این آن چیزی است كه مبارزین روشنایی می كوشند بیاموزند.

خوبه که ما هم یاد بگیریم من بهایی دارم؛

اما این بها چیست؟

و یاد بگیر اگر کسی بهایت را پرداخت نکرد، خودت را حراج نزنی!

در عین حال بدان که دیگران هم بهایی دارند و تو

 هم برای بودن با اون آدم باید بهایش رابدهی.

برای موفقیت،

    برای رابطه خوب

    برای داشتن رشد متعالی

    برای بودن هر چیز خوبی در زندگیتان

باید بها بدهید؛ ولی این بها همیشه مالی نیست؛

و اگر این را بیاموزی و حاضر به پرداخت باشی در زندگیت،

مطمئن باش آن چیزها در زندگی تو خواهند بود.


پائولو كوئیلو

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : یه جایی میگه هر چیز در زندگی بهایی دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 8 مهر 1397

 

 

از دیوید راکفلر پرسیدند: چگونه به این ثروت و شوکت رسیدی؟

گفت: از خدا خواستم و خودم بدست آوردم.

گفتند چگونه؟

گفت: من بیکار بودم. گفتم خدایا کاری برایم پیدا کن تا در آمد

 کافی برای پرداخت اجاره ی یک منزل نقلی را داشته باشم.

چون از طرف خدا اقدامی انجام نشد، خودم دست به کار شدم

 و به خدا گفتم: خدایا تو به این نیازهای کوچک رسیدگی نکن. 

من خودم کار پیدا میکنم. تو فقط حقوقم را افزایش بده.

کاری در راه آهن پیدا کردم. کارگری. در کوره ی لوکوموتیو 

ذغال سنگ می ریختم. اما حقوقش اندک بود.

 

به خدا گفتم تو سرت شلوغ است و کارهای مهم تری داری. 

تو خانه ی نقلی مناسبی برایم پیدا کن و من تلاش ام را بیشتر

 میکنم و بیشتر کار میکنم تا درآمد بیشتری کسب کنم.

پس از پیاده شدن از قطار، به ذغال فروشی پرداختم. اندکی

درآمدم اضافه شد ولی از خانه نقلی خبری نشد.

گفتم خدایا میدانم خانه ی نقلی پیدا کردن در مقام و شأن

 تو نیست. من خودم آن را پیدا میکنم. در عوض تو شریک

 زندگی مرا پیدا کن.

اگر میخواستم منتظر خدا بشوم هنوز هم مجرد بودم. 

پس دختر مناسبی پیدا کردم و با او دوست، و سپس

 نامزد شدیم و ازدواج کردیم.

هرچه را از خدا خواستم، به نوعی به من گفت، خودت

 میتوانی، پس زحمت آن را به دوش من نیانداز و روی 

پای خودت بایست.

 

رابطه ی من و خدا هنوز به همین صورت پیش می رود و

 او هنوز به من اعتماد کافی دارد که میتوانم قدم بعدی

 را هم خودم بردارم.

همین اعتماد او به من قوت قلب میدهد و من با پای 

خویش جلو میروم.

 

خدایا متشکرم که به جای گدا، مرا همچون خودت کردی

 تا متکی به کسی یا چیزی نشوم...

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چگونه به این ثروت و شوکت رسیدی؟، دیوید راکفلر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 7 مهر 1397

 

 

 

مرد جوانی کنار "نهر آب" نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.

 

"استادی از آنجا می گذشت."

 

او را دید و متوجه "حالت پریشانش" شد و کنارش نشست.

 

مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت:

عجیب "آشفته ام" و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است.

 به شدت "نیازمند آرامش" هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟

 

استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت:

به این "برگ" نگاه کن وقتی داخل آب

می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.

 

سپس استاد "سنگی بزرگ" را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت.

 

سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در "عمق" آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.

 

استاد گفت: این سنگ را هم که دیدى،

به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب "غلبه" کند و در عمق نهر قرار گیرد.

حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را

می خواهی یا آرامش برگ را؟!

 

مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت:

"اما برگ که آرام نیست."

او با هر "افت و خیز" آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست!

 

لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان

نمی خورد.

من آرامش سنگ را "ترجیح" می دهم!

 

استاد لبخندی زد و گفت:

پس چرا از جریان های مخالف و "ناملایمات" جاری زندگی ات می نالی؟!

 

اگر آرامش سنگ را برگزیده ای

پس، تاب "ناملایمات" را هم داشته باش و "محکم" هر جایی که

 هستی آرام و قرار خود را از دست مده.

 

استاد این را گفت و بلند شد تا برود.

 

مرد جوان که "آرام" شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست

 و مسافتی با استاد همراه شد.

 

چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید:

"شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید

 یا آرامش برگ را؟!"

 

استاد لبخندی زد و گفت:

من "تمام زندگی ام" خودم را با اطمینان به "خالق" رودخانه

 "هستی" و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش 

رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و

 خیزهایش هرگز "دل آشوب" نمی شوم و من آرامش برگ

 را می پسندم

 

خود را به خدا بسپار و از طوفانهای زندگی هراسی نداشته

 باش چون خدا کنار تو و مواظب توست.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 7 مهر 1397

 

 

۱۰ راهکار برای داشتن یک شروع خوب

 

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است. وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید. انجام این عمل، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید.

۱-هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.

 

این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود، پیغامی با مضمون اینکه ” تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد ” انتقال می دهید. اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید. برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم. برگهای این گلدان مانع دید من می شوند.

۲- لبخند بزنید.

احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند. به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید. برای شخصی که زودتر از شما می ایستد، لبخندی روی صورت بیاورید.

۳- تماس چشمی داشته باشید.

نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست. اگر نگاه شما در جای دیگری باشد، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید.

۴- بی درنگ خود را معرفی نمایید.

۵- وقتی لازم است، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید.

کافی نیست که به فرض بگویید: ” سلام. من ماری جونز هستم. ” اطلاعات بیشتری بدهید :”سلام من ماری جونز هستم. من برای شرکت … فعالیت می کنم. ”

۶- استوار دست بدهید.

بعنوان احترام دستخود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان می نماید. مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است. به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید. اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید.

 

 ۷- یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید.

در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید. روش این کار به این ترتیب است که ابتدانام افراد مهم را ذکر کنید، به دنبال آن با کلمات :” میل دارم معرفی کنم …” وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها رامعرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید.

۸- تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است.

مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست. فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید.

۹- به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید.

بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید. اگر شما تمرکزداشته باشید وهنگامی که نامی را می شنوید، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید.

۱۰- اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید.

همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند. بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید. هدف شما در بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند.

 

وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت.

 

مرجع: مجله تجربیات کاربردی کارآفرینان – روزنامه تفاهم

برگرفته از : مرکزکارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ۱۰ راهکار برای داشتن یک شروع خوب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 6 مهر 1397

 

 

چشم انداز برندهای تجاری

صحنه های رقابت امروز بیشتر به میدان نبرد شباهت دارد تا به صحنه عرضه و تقاضا، ‌ازاین رو آشنایی بیشتر با استراتژی جنگ، قدرت توانایی در مدیریت نیروهای نظامی را به همراه خواهد داشت. آسان تر می توان با پیروزی جنگ را به نفع خود به پیش برد و دراین عرصه برندها راهبردهای ویژه خود را طراحی می کنند.

 

یکی از مهمترین استرات‍ژی های هرسازمانی برای پیروزی، تدوین مدیریت و چشم انداز نام تجاری خود است، برند بعنوان رکن و اساس بازار رقابتی امروز، عنصری است که باید به دقت تعریف، ایجاد و مدیریت شود تا سازمان ها و شرکت ها بتوانند با تکیه براین ستون خیمه گاه کسب و کار خود هرچه بیشتر سودآوری را رقم بزنند. هرچند که امروزه جنگ رقابتی تاکتیک خود را از بازی برنده – بازنده خارج کرده به استراتژی برنده – برنده روی آورده است. از این رو تبدیل شن به یک نام تجاری پرقدرت می تواند بازی برنده – برنده را به همراه داشته باشد.

 

برند یا نام تجاری مفهومی است بسیار پیچیده و درعین حال ساده و قابل فهم، ‌ برند یک نماد، واژه، شی و یک مفهوم یا به بیانی دیگر نام تجاری است که ابعاد متعددی شامل تمام نمادهای متکی نظیر نشانه ها، علایم، رنگ ها، شکل، ‌بسته بندی و طرح را دارد.

 

برند دامنه ی متنوعی از ایده ها و وی‍ژگی ها را در برمی گیرد، نام تجاری نه تنها با استفاده از آهنگ خود بعنوان معنی و مفهوم واژه بلکه مهمتر از آن، ‌ با استفاده از هر عاملی که درطول زمان به گونه ای با آن در آمیخته و در جامعه بصورت هویتی اجتماعی و شناخته شده نمود یافته، با مشتری سخن می گوید.

 

هر نام و نشان تجاری دو کارکرد ویژه را با کارکردهای مختلف برعهده دارد، نخستین کارکرد متوجه مصرف کننده است که مصرف کننده را در تصمیم گیری برای انتخاب و خرید کالا یاری می کند زیرا در واقع نام تجاری معرف ویژگی های یک کالا است، ‌ویژگی دیگر نام تجاری این است که به مصرف کننده کمک کند تا بتواند به راحتی و بدون نیاز به داشتن اطلاعات عمیق و تفصیلی در مورد تولیدکننده از میان کالاهای مشابه و همگن کالای مورد علاقه خود را انتخاب کند.

 

تولیدکننده دومین گروه بهره مند از برند است، او می تواند با استفاده از آن محصول خود را به سهولت به عامه مردم معرفی کرده و آن را از تولیدات مشابه در بازار متمایز سازد. بنابراین یک نام و نشان تجاری به تولیدکنندگان این کمک را نیز می کند که بتواند با شهرت آن به توسعه بازارها بپردازند. بنابراین نام تجاری انگیزه ای قوی در تولیدکننده بوجود می آورد تا در جهت بهبود کیفیت کالای خود و همچنین کسب شهرت بیشتر سرمایه گذاری کند.

 

در جهان امروز آنچه بیش از بیش نمود پیدا می کند بلندقامتی برند های بیشمار جهانی است آنها که مرزها را در نوردیده اند و در دل و جان بسیاری از مردم از نژادها و رنگ های مختلف بعنوان مصرف کننده جایگاهی عمیق پیدا کرده اند، چه آنها که توان خرید برند مورد نظر خود را از پوشاک گرفته تا انواع لوازم خانگی و خودرو را دارند و چه دیگرانی که در دورترین نقاط این کره خاکی با فقر دست به گریبان هستند اما شب ها و در رویاهای خود آرزوی داشتن برند مورد علاقه ی خود را در سر می پروارنند.

 

امروزه ارزش دارایی های نامشهود که در راس آنها برند قرار دارد فراتر از آنچه تصور می شود، محاسبه می گردد.

 

کارشناسان برای برندهای قدرتمند جایگاهی معادل یک سوم کل ارزش یک شرکت را قائل می شوند اما آنچه موجب به قدرت رسیدن یک برند می شود رابطه برد – بردی است که برای مالکیت و مصرف کننده آن ایجاد می کند. احساس رضایت، اطمینان و وابستگی است که کالا یا خدمت ارایه شده تحت آن برند در مصرف کننده ایجاد می کند و در واقع می توان گفت که از برند بعنوان یک مزیت مهم در تجارت نام برده می شود.

 

به اعتقاد کارشناسان ‌یکی از مهمترین هدف های هر سازمان یا شرکت، دستیابی به سهم بازار قابل توجه است، مفهوم واژه بازار، نزد بازاریان و اقتصاددانان متفاوت است. مفهوم بازار در اقتصاد عبارت است از تمام خریداران و فروشندگانی که کالای یا خدمات ویژه ای را مبادله می کنند. واژه بازار نزد بازاریان به مفهوم تمام خریداران بالقوه یک محصول خاص است و نه فقط کسانی که در زمان حاضر عمل مبادله را انجام می دهند.

 

رهبر هر بازار صاحب قدرتمندترین نام تجاری در آن بازار است و این الگو در تمام رده های محصول ها به چشم می خورد در این خصوص مثال های بسیاری درحوزه صنایع غذایی در کشورمان وجود دارد.

 

اما آنچه را نباید از نظر دور ساخت آن است که نام های تجاری قدرتمند، مانع ورود رقبای جدید به بازار هستند هرگاه یک کسب و کار به سودآوری قابل توجهی دست یابد بلافاصله شرکت های جدید برای بهره مندی از مزیت و سودآوری آن صنعت وارد بازار می شوند این مساله در بلندمدت منجر به کاهش سودآوری برای تمام شرکت ها شده، حتی ممکن است موجب نابودی سهم بازار بازیگران اصلی صنعت هم بشود حفاظت از صنعت در برابر تهدیدهای ورود رقبای جدید یکی از اولویت های استراتژیک کسب و کارهای موفق به شمارمی آید.

 

در این باره نیز نمونه هایی را می توان در صنعت ماکارونی کشور در ذهن مرور کرد.

کارشناسان معتقدند ‌نام های تجاری معروف در یکی از حوزه های کسب وکار می توانند به حوزه های دیگر هم گام نهند و به عبارت دیگر از راه تولید و ارایه کالا وخدمات جدید زیر همان نام تجاری، ‌توسعه و گسترش یابند. استراتژی توسعه نام های تجاری می تواند به شیوه هایی که به این گونه معرفی شده برای کسب و کارها ارزش آفرین باشد، دستیابی به منابع جدید درآمدزایی برای کسب و کار، تجدید حیات نام تجاری در نگاه مشتریان و حمایت از کسب و کار برای پاسخگویی به دگرگونی های بازار از جمله این موارد هستند.

 

راهیابی آسان تر به بازار سایر کشورها، ‌جذب و حفظ نیروهای مستعد و کارآزموده، برخورداری از کشش قیمت پایین و وفاداری عمیق مصرف کنندگان، ‌ تحریک شکل گیری نوآوری در سازمان از جمله توان هایی است که برای نام های تجارت قدرتمند برمی شمرند.

 

رییس کنفدراسیون صادرات ایران معتقد است‌ هرچند که برند در ایران از سابقه ای کوتاه مدت برخوردار است اما با این وجود درهمین مدت اندک توانسته جایگاه شایسته ای برای خود در داخل کشور رقم زند.

 

"‌اسدالله عسگراولادی"با تاکید براینکه نشان های تجاری نقش مهمی را درحوزه ی مبادلات و مصرف برعهده دارند، ‌ ادامه داد: ‌هم اکنون برندهای معروف جهانی همچون سونی در ژاپن و آی. بی. ام در آمریکا یا مرسدس بنز آلمان و دهها نمونه دیگر در حوزه ی فعالیت خود حرف اول را می زنند.

 

رییس اتاق مشترک ایران و چین ‌ در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، از برخی برندهای داخلی در حوزه ی صنعت، صنایع غذایی و پوشاک نام برد و تصریح کرد: نشان های تجاری در درازمدت واحدهای کیفی تولیدی را به مردم معرفی می کنند.

 

وی با اشاره به اینکه باید صاحب برند پیوسته در پی افزایش کیفیت محصول خود باشد، افزود: این مهم علاوه بر سودآوری جلب اعتماد بیشتر مردم را در پی دارد.

 

رییس اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی نیز در گفت وگویی حضور در بازارهای رقابتی جهان را منوط به در پیش گرفتن یکی از دو استراتژی های معمول جهانی در حوزه ی عرضه می داند.

 

"سیدحمید حسینی‌" به خبرنگار اقتصادی ایرنا، گفت: ‌رقابت و قیمت و متمایز بودن دو استراتژی است که کشورها و شرکت ها برای نشان دادن برتری خود در بازار از آن استفاده می کنند.

 

به اعتقاد وی، ‌اتاق تهران ایران هنوز تکلیف خود را دراین خصوص مشخص نکرده بنحوی که در یک زمان سراغ رقابت و قیمت رفته و در زمانی دیگر متمایز بودن را سرلوحه ی کار خود قرار داده است.

 

حسینی افزود: ‌ضروری است به جای فشار واردکردن به بنگاه ها برای راه اندازی استراتژی برند، تولیدات کنونی کشور همچون خاویار، زعفران، ‌‌فرش و غیره که در جهان نیز حرف اول را می زند ‌در بازارهای جهانی پرنفوذتر کرد.

 

وی از چین بعنوان یکی از اقتصادهای موفق در عرصه ی تولید و صادرات نام برد و افزود:‌ ‌این کشور به جای اینکه به نشان تجاری خاصی برای محصولات بیاندیشد و هر کدام از کالاهای خود را معروف کند، کلیت ساخت به نام خود و تولید قیمتی را مدنظر قرار داده رویه ای که مقبول جهانی شده است.

 

یک عضو اتاق بازرگانی وصنایع و معادن ایران نیز در خصوص ایستایی برندهای پر قدرت جهانی سخن گفت.

 

"‌فاطمه مقیمی" ‌در گفت وگو با ایرنا، اظهار داشت ‌‌بسیاری از شرکت ها که در بازار دارای نام های تجاری پرقدرت و بانفوذ هستند با یکی ازچالش های بزرگ برخورد خواهند کرد این چالش ایستایی رشد و رسیدن نام تجاری به دوران افول است.

 

وی تصریح کرد ‌ایستایی رشد فروش و افت سهم بازار نخستین زنگ خطری است که برای یک نام تجاری به صدا درمی آید که شناخت درست زمان این اتفاق و بکارگیری اقدام های لازم در این زمینه می تواند تاثیر بسزایی در به تاخیر انداختن این روند داشته باشد.

 

این عضو اتاق تهران درعین حال گفت که با توجه به اینکه برندها در ایران هنوز از قدرت کافی برخوردار نیستند بنابراین نگرانی از ایستایی آنها وجود ندارد.

 

وی تصریح کرد ‌برای جلوگیری از رسیدن به مرحله ی ایستایی رشد، ‌داشتن استراتژی جدید برای نام تجاری امری ضروری است و این تنها روش کاربردی برای موضوع ایستایی رشد است.

 

به باور بسیاری از نظریه پردازان علوم اقتصادی برندها بعنوان

 تاثیرگذارترین عوامل در شکوفایی و کارآفرینی ایده های نویی 

را به همراه دارند و روز به روز بر تعداد این ایده ها افزوده می شود 

که در کنار رشد وتوسعه اقتصادی جوامع، حس اعتماد و وابستگی

 مخاطبان را دو چندان می کند و در این کارزار فرهنگی آن کشوری 

موفق است که قاعده بازی را بخوبی بداند.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چشم انداز برندهای تجاری،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 6 مهر 1397

 

اندیشه های برتر در شرکت زیمنس

خاندان زیمنس حق زیادی بر گردن مردم آلمان و جهان دارند. در راس این خاندان، ورنر زیمنس کشاورززاده جوان علاقه‌مند به رشته برق است که با همت والای خود شرکت عظیمی را تاسیس کرد که امروزه به همین نام شناخته می‌شود.

 

160 سال پیش این اتفاق روی داد و در طی چندین دهه و چندنسل، برادران و پسران و نوه‌های ورنر، رهبری شرکت را برعهده گرفتند و آن را از میان طوفانهای دو جنگ جهانی و رقابت با شرکتهای بزرگ سرفراز بیرون آوردند. ورنر زیمنس، خود یک شخصیت علمی و صنعتی بود که اصول دیناموالکتریک را کشف کرد و بنیان مهندسی برق را تحکیم بخشید و اکنون شرکت زیمنس نیز در این مسیر به‌عنوان سرآمدترین شرکت جهانی در صحنه حضور دارد. فروش شرکت در سال 2006، از مرز 100 میلیارد دلار فراتر رفت و دامنه فعالیت آن به بیش از 190 کشور گسترش یافت. کلاوس کلاینفیلد مدیرعامل کنونی شرکت برای حفظ میراث 160 ساله شرکت و پاسداری از شان صدها اختراع و امتیاز انحصاری آن، رو به آینده دارد و براساس برنامه افق 2020، تصویری از آینده ترسیم کرده است که در آن شرکت بتواند ارزش پایدار خلق کند.

 

تاریخچه

160 سال پیش، در سال 1847، مهندس جوان ورنر زیمنس شرکت مشترک تلگراف زیمنس – هالسکه را تاسیس کرد. او سالها در زمینه مبانی مهندسی برق کار کرد و سرانجام در سال 1866 اصول دیناموالکتریک را کشف کرد. این کشف، ایده استفاده از جریان برق را به‌عنوان یک منبع مولد مطرح ساخت. بدین ترتیب، شرکتی که او در جهت توسعه ایده‌ها و اختراعاتش تشکیل داد، روزبه‌ روز با کمک برادرش کارل زیمنس مسیر پیشرفت و ترقی را پیمود. فرزند او، ویلهلم زیمنس که از 1890 تا 1919 سمت مدیریت شرکت را به‌عهده داشت، نقش مهمی در توسعه شرکت ایفا کرد. پس از او، تا سال 1941 فردریش، سومین فرزند ورنر زیمنس رهبری شرکت را به‌عهده گرفت. باآغاز جنگ جهانی، نوه ورنر به‌مدت 15 سال مدیریت شرکت را انجام داد، اما کسی که بیشترین نقش را در بازسازی زیمنس، پس از جنگ جهانی دوم ایفا کرد، نوه دیگر ورنر، ارنست زیمنس بود. هم او بود که در سال 1966شرکتی را که امروزه به عنوان زیمنس (AG) می شناسیم، تاسیس کرد و تا 1971 رهبری آن را به‌عهده داشت. مدیریت در دهه بعد برعهده برنهارد پلتنر بود و دهه بعد نیز هاسین هالسکه این مسئولیت را انجام داد. از سال 1992 که هانریش پیرر رهبری شرکت را بردوش گرفت، زیمنس تحول یافت و از یک شرکت متکی بر مشتریان عمومی در بازار به شرکتی که در بازار رقابت جهانی انتظارات سهامداران را برآورده می‌ساخت، تبدیل شد.

 

امروزه شرکت زیمنس در حوزه‌های قدرت، اتوماسیون، کنترل، اطلاعات و ارتباطات، نیروگاه، پزشکی، حمل ونقل و خدمات فعالیت دارد و در برخی حوزه‌ها نظیر صنعت اتوماسیون، فناوری سیستم‌های تصویربرداری طبی، نوآوری در مدیریت اطلاعات فرایندهای بهداشت و سلامت، سرآمد شرکتهای مهندسی برق و الکترونیک است.

 

چشم‌انداز

چشم‌انداز شرکت زیمنس چنین است: عرضه‌کننده نوآوریهای جهشی، ارائه‌دهنده مزیت رقابتی به مشتریان و خلق ارزش پایدار.

 

تحقیق و توسعه

حوزه فعالیتهای تحقیق و توسعه در زیمنس بسیار گسترده و متنوع است: مواد نوین، روشهای بیومتری، تجهیزات نوین آنالیز در پزشکی، بهداشت دیجیتال، ماشینها و شبکه‌های هوشمند، نرم‌افزار، فناوری حسگرها، منابع نوری جدید، روبوت‌ها، انرژی‌های تمیز، خدمت از راه دور و تدارکات و پشتیبانی. در 100 سال گذشته، محققان زیمنس اولین لامپ پایدار را برای استفاده در فیلامان روشنایی ابداع کردند. 30 هزار مهندس نرم افزار در زیمنس به‌کار مشغول هستند. تعداد ثبت اختراع محققان شرکت در سال 2005 بالغ بر 8800 بوده است.

 

در سال 2006، 10410 اختراع از جانب زیمنس به ثبت رسیده است. بدین ترتیب از لحاظ تعداد ثبت اختراع، شرکت زیمنس در آلمان رتبه اول و در اروپا دوم و در آمریکا، دهم را داراست. هزینه تحقیق و توسعه، در سال 2006 در زمینه محصولات و سیستم‌های جدید 7/5 میلیارد یورو بوده است. از این مقدار، 28 درصد در اطلاعات و ارتباطات، 19 درصد اتوماسیون و کنترل، 20 درصد حمل ونقل، 16 درصد پزشکی، 9 درصد قدرت و 4 درصد روشنایی بوده است.

 

فرایند تحقیق و توسعه در زیمنس جهانی است. مراکز اصلی آن در آلمان، آمریکا، اتریش هندوچین مستقر هستند. از 150 مرکز تحقیق و توسعه، بیش از نیمی از آن در خارج از آلمان قرار دارد. حدود 50 هزار نفر کارکنان تحقیق و توسعه در 40 کشور جهان پراکنده هستند.

 

فرهنگ و ارزشهای سازمانی

ارزشهای اصلی در زیمنس شامل اصول شرکت و سیستم‌های مدیریتی است. هدف شرکت مستحکم ساختن ارتباط با مشتریان است. شرکت، نیاز مشتری را در مرکز فعالیتهای خود قرار داده و معتقد است، موفقیت شرکت به موفقیت مشتریان شرکت وابسته است و بدین دلیل مشتریان را قوی می‌کند تا قدرت رقابتی خود را حفظ کند.

کلید سیستم مدیریت زیمنس عبارت است از نوآوری، مشتری‌مداری و رقابت جهانی. شرکت نوآوری را به پیش می‌برد تا آینده را بسازد. کارکنان را توانمند می‌سازد تا به عملکرد کلاس جهانی دست یابد. مسئولیت اجتماعی را می‌پذیرد تا به پیشرفت جامعه کمک کند. ارزشهای شرکت را تقویت می‌کند تا فرصتهای جدید رشد فراهم شود. شرکت، ارزشها را برای همه کارکنان فرمولی کرده و آن را به‌عنوان اساس فعالیتها قرار داده است. راهنمای اخلاق کسب وکار شرکت در سال 2001 منتشر شد. این ارزشها جزئی از قرارداد هریک از کارکنان است.

 

منابع انسانی

توزیع جغرافیایی 474900 تن کارکنان شرکت چنین است: آلمان 34 درصد، اروپا (غیر از آلمان) 27 درصد، آمریکا 21 درصد، آسیا پاسفیک 15 درصد و آفریقا و خاورمیانه 3 درصد. 27 درصد کارکنان زن هستند. 10 درصد مدیران شرکت را زنان تشکیل می‌دهند. 36 درصد کل کارکنان تحصیلات دانشگاهی دارند که 65 درصد آنان در رشته‌های مهندسی یا علوم تحصیل کرده‌اند. 33 درصد آموزش حرفه‌ای دیده‌اند و 31 درصد بقیه نیز بدون آموزش قبلی هستند. شرکت براین باور است که تنها کارکنان باانگیزه بالا می‌توانند شرکت را قادر سازند تا نیازهای مشتریان و سهامداران را پاسخ گوید.

 

فرهنگ شرکت، کارکنان را توانمند می‌سازد تا همه استعدادهای خود را بروز دهند و به‌کار گیرند. برای تعالی افراد راههای زیرموردنظر شرکت قرار دارد: دست‌یابی به فرهنگ عملکرد برتر، استقرار برنامه تعالی رهبری، افزایش ذخیره استعدادها و مستحکم‌کردن کارراهه کارشناسی. راهی که زیمنس برای انگیزه دادن به کارکنان خود انتخاب کرده، عبارت است از گفت‌وگوی باز با کارکنان، درگیرساختن آنها درباره اهداف و دستاوردها و موفقیت توسعه شغلی آینده آنها. شرکت محیط کاری خلق کرده است که هریک از کارکنان دقیقا می‌دانند چه انتظاری از آنها می‌رود.

 

یک سیستم منظم بازخورد فراهم آمده است که کارکنان می‌توانند استعدادهای خود را شکوفا سازند. استعدادهای برتر از نظر زیمنس آنانی هستند که نتایج برجسته می‌آفرینند. آنها رهبران آینده زیمنس هستند. توانایی شرکت در قدردانی و رشد این استعدادهای برجسته، عامل اصلی در موفقیت شرکت است.

 

فروش

در سال 2006، زیمنس با درآمد 100 میلیارد دلاری و سود خالص 8/2 میلیارد دلاری در رتبه 22 فهرست 500 شرکت برتر جهانی قرار گرفت. تنها 21 درصد این میزان فروش در آلمان بوده است. 33 درصد در اروپا، 25 درصد آمریکا، 13 درصد آسیاپاسفیک بوده و 8 درصد آفریقا و خاورمیانه را شامل می شده است. بدین ترتیب زیمنس در رتبه‌ای بالاتر نسبت به شرکتهای حوزه مهندسی الکتریک و الکترونیک مانند هیتاچی، ماتسوشیتا، سامسونگ، سونی و توشیبا قرار گرفته است.

 

بنیانگذار

ورنر زیمنس، چهارمین فرزند از 14 فرزند یک کشاورز اجاره نشین بود که در عصر تحول صنعتی به‌دنیا آمد. از همان ابتدا به رشته برق علاقه‌مند بود و در سال 1847 همزمان با ساخت یک پوینتر تلگراف، با یوهان هالسکه، شرکت مشترک تلگراف زیمنس – هالسکه را تاسیس کرد. شرکت در دهه 1850، سفارش ساخت شبکه تلگراف کشور روسیه و سپس انگلستان را دریافت کرد. در سال 1866، زیمنس براساس کارهای فارادی اصول دیناموالکتریک را کشف کرد و مسیر استفاده از الکتریسیته به‌عنوان مولد قدرت را هموار کرد. حوزه مهندسی قدرت با همت او شکل گرفت و نام او با مهندسی برق مترادف گشت. نام آلمانی که توسط او ابداع شد الکتروتکنیک (Electrotechnic) بود. برهمین اساس اولین قطار برقی در برلین در سال 1879 راه‌اندازی شد. سال بعد اولین بالابر برقی و پس از آن اولین پله برقی در آلمان به‌کار گرفته شد. ورنر زیمنس علاوه بر آنکه یک فرد علمی و صنعتی و فنی بود و در کسب و کار شم ویژه‌ای داشت، یک سیاستمدار نیز محسوب می شد. شعار او این بود که «من آینده را به پیشرفت زودگذر نمی فروشم».

 

مدیرعامل

از سال 2005، کلاس کلاینفیلد به سمت مدیریت عامل شرکت زیمنس منصوب شد. او یازدهمین مدیرعامل شرکت محسوب می شود. قبل از آن، کلاینفیلد عضو کمیته اجرایی شرکت بود. او پس از ورود به زیمنس در 1987 در حوزه‌های فروش و بازاریابی و سپس برنامه‌ریزی استراتژیک مشغول به کارشد. کلاینفیلد که دارای دکترای مدیریت استراتژیک است، ارزشها را بنیان کار شرکت می‌داند. او معتقد است دانش فنی کارکنان و کار تیمی اصلی‌ترین مزایای رقابتی شرکت محسوب می‌شوند.

او برنامهFit 4 More را برای رشد شرکت دنبال می کند که بر چهارعامل عملکرد، تعالی عملیاتی، تعالی افراد و مسئولیت‌پذیری شرکت تکیه دارد. این برنامه اهداف روشن را تنظیم کرده است و شاخصهای مورد نیاز برای شتاب بخشیدن به تجدید استراتژی شرکت را جهت رشد پایدار تعریف می کند. این برنامه یک رویکرد جامع به بهبود بهره‌وری و ارزش در شرکت است.

 

آینده

شرکت، نقشه و سناریوی آینده را در برنامه افق 2020 تعریف کرده است. براساس یک تحقیق مفصل انجام شده، شرکت آنچه در 13 سال آینده در حوزه‌های اقتصاد، سیاسی، فناوری و اجتماعی انتظار وقوع دارد، پیش‌بینی کرده است. شرکت با رویکرد «تصاویر آینده» نگاهی 10 ساله، 20 ساله و 30 ساله به آینده دارد. هدف، عبارت است از تعیین فناوریهای پیش رو و نیازهای آتی مصرف‌کننده برای کشف امکانات کسب و کار جدید در حوزه‌های انرژی، اتوماسیون، مواد، سلامت و بهداشت، اطلاعات و ارتباطات، حمل ونقل و خدمات.

 

منابع :

 www.siemens.com

 www.fortune.com

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : اندیشه های برتر در شرکت زیمنس،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 6 مهر 1397

 

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ،

ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ،

ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺘﺖ...

ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩِ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ...

ﻭ ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ..!

ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺍﺗﻮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻏﺒﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ

 ﮐﻤﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺁﻭﺭﯼ...

ﮔﺮﺍﻥﺗﺮﯾﻦ ﻋﻄﺮﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺁﻭﺭﯼ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮ

 ﻭ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﭘﺎﺷﯽ...

ﺗﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﮑﺎﻧﯽ ﻭ ﺧﺮﺝ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮐﻨﯽ...

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ،

 ﺑﺪﻭﻥ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻭ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ،

ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ!

 ﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ!!

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ،

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﯼ

ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ، ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺖ...

ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ...!

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ..!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 5 مهر 1397

 

 

نامه خداحافظی

 (  وصیت نامه ) یکی از غول های ادبیات قرن بیستم و برنده نوبل ادبیات ،

وفات : آوریل ۲۰۱۴

خالق کتاب : "صد سال تنهائی"

 

گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلا  بود و می‌دانست 

عمر زیادی برایش باقی نیست ، بخوانید چگونه در این نامه‌ی 

کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می‌کند :

 

اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش

 نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از

 این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم .

 به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندم ، اما یقیناً هرچه 

را می‌گفتم فکر می‌کردم.  

هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم .

 کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم ، زیرا در ازای هر دقیقه

 که چشم می‌بندیم شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم .

راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند

 و زمانی از بستر بر می‌خاستم که سایرین هنوز در خوابند .

اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید ‌ساده‌تر لباس

 می‌پوشیدم ، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که

 روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم .

به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر 

عاشق نمی‌شوند بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند .

به بچه‌ها بال می‌دادم اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود

 پرواز را فرا گیرند .

به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ 

فرا می‌رسد ، با غفلت از زمان حال است .

چه چیز‌ها که از شما‌ها ( خوانندگانم ) یاد نگرفته‌ام . . .

یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ی کوه زندگی کنند 

و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است ! !

یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت 

می‌فشارد او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند .

یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد

 که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند .

چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام . . .

 

احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا

اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم چنان

 محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم .

اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم به 

تو می‌گفتم « دوستت دارم » و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی . . .

 

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران...

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نامه خداحافظی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 4 مهر 1397


( کل صفحات : 69 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز