مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ...

ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻤﺎﻧﯽ، ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﻭ

ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

ﺗﺎ ﺗﻮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮑﻨﯽ، ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺯﯾﺮﺍ ﻧﻘﺸﻪ 

ﺭﺍﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺎﻧﻌﯽ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ، 

ﻫﯿﭻ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،

ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻥ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ...

ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺟﻬﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ 

ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻦ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﻮﯼ...

ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪﺍﺕ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺎﺷﺪ...

تسلط






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد.

او همیشه شادمانه آواز می خواند، کفش وصله می زد و هر شب

با عشق و امید نزد خانواده خویش باز می گشت.

 

و امّا در نزدیکی بساط کفاش، حجره تاجری ثروتمند و بدعنق بود؛

تاجر تنبل و پولدار که بیشتر اوقات در دکان خویش چرت می زد

 و شاگردانش برایش کار می کردند، کم کم از آوازه خوانی های

کفاش خسته و کلافه شد...

یک روز از کفاش پرسید درآمد تو چقدر است؟

کفاش گفت روزی سه درهم!

تاجر یک کیسه زر به سمت کفاش انداخت و گفت:

بیا این از درآمد همه ی عمر کار کردنت هم بیشتر است!

برو خانه و راحت زندگی کن و بگذار من هم کمی چرت بزنم؛

آواز خواندنت مرا کلافه کرده...

 

کفاش شکه شده بود، سر در گم و حیران کیسه را برداشت و

 دوان دوان نزد همسرش رفت.

آن دو تا روز ها متحیر بودند که با آن پول چه کنند...!

از ترس دزد شبها خواب نداشتند، از فکر اینکه مبادا آن پول را

از دست بدهند آرامش نداشتند.

خلاصه تمام فکر و ذکرشان شده بود مواظبت از آن کیسه زر...

 

تا اینکه پس از مدتی کفاش کیسه ی زر را برداشت و به نزد تاجر رفت.

کیسه ی زر را به تاجر داد و گفت :

بیا!

سکه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : سکه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

 

در زندگی مشکل داشتن کجایش ایراد دارد؟

تنها کسانی مشکل ندارند که در گورستان آرمیده‌اند.

مشکلات،  نشانه های زندگی هستند.

وجود مشکلات در زندگی ات نشانه این است که تو در حال تلاش كردن هستی.

وجود مشکلات یعنی اینكه تو بدنبال تغییر زندگیت هستی.

مشکلات یعنی تو میخواهی و اراده كرده ای که باور، نگاه و اقدامت را عوض بكنی.

ما در سایه مشکلات رشد میکنیم ...

و قویتر می‌شویم.

 

مشکل داشتن نشانه زنده بودن توست.

 

یادت باشد مشکلات همیشگی نیستند و تاریخ انقضاء دارند ...

 همه حل می‌شوند ... به شرطی که بخواهیم و اراده کنیم و 

آموزش ببینیم و كمی خودمان را تكان بدهیم ...

از كجا می دانید و مطمئن هستید كه مشكلات و سر مشق های 

من از تو خیلی بیشتر و سخت نیست





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

 

در ژاپن مردمیلیونری  برای درد چشمش درمانی پیدا نمیکرد

بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت

راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند

وی پس ازبازگشت دستور خرید چندین بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند

و چشمان او خوب شد.

 

تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد

زمانیکه راهب به محضر میلیونر میرسد جویای حال وی میشود

مرد میلیونر میگوید:

خوب شدم

ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...

راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام

برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه میكردید !!

 

برای درمان دردهایت، نمیتوانی دنیا را تغییردهی...

بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری.. 

تغییر دنیا کار احمقانه ایست

ولی، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه  است.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

 

 

تاریخچه کوکاکولا

 

فرمول ساخت کوکاکولا برای نخستین بار در سال ۱۸۸۶ به صورت یک نوشیدنی، توسط جان پمبرتون داروساز آمریکایی و در شرکت مواد شیمیایی او ابداع شد. کتابدار او فرانک رابینسون انتخاب نام کوکاکولا را به او پیشنهاد داد و لوگوی دست‌نویس و سلیس آن را خطاطی کرد که تا به امروز به عنوان لوگوی این شرکت و این نوشیدنی پابرجاست. پمبرتون نوشیدنی ابداع شده توسط خود را یک داروی مقوی برای بسیاری بیماری‌ها می‌دانست. این شربت محتوی کوکائین (که از برگ کوکا گرفته می‌شد) و همچنین عصاره کافئین دانه کولا بود. (بعدها کوکائین این نوشابه در سال ۱۹۰۵ از فرمول آن حذف شد) پمبرتون نوشابه خود را به دکه‌های محلی فروش لیموناد و سودا فروخت و به تبلیغ برای آن پرداخت. به این ترتیب، کوکاکولا به عنوان پدیده‌ای جدید به موفقیت بسیاری دست یافت. جان پمبرتون هر لیوان از نوشیدنی جدیداش را به قیمت ۵ سنت به مشتریانش می‌فروخت. اگرچه نهایتاً آن اندازه خوشبخت نبود که در دوران زندگی خود بتواند نصیبی هر چند اندک از شهرت این ترکیب ابتکاری ببرد و اندکی قبل از مرگ روش تهیه کوکاکولا را در برابر ۲۳۰۰ دلار به آسا کندلر، تاجر آمریکایی و شهردار شهر آتلانتا فروخت. آسا کندلر توانست به زودی از کوکاکولا یک نوشیدنی ملی آمریکایی بسازد که اسمش هم‌معنی با زندگی به سبک آمریکایی است. او اندکی شیوه تهیه کوکاکولا را تغییر داد و برای آسان‌تر کردن کار به جای لیوان و بشکه، بطری‌های مخصوصی را برای این نوشیدنی سفارش داد که امروزه همه آن را می‌شناسند و در نهایت محصولش را در سراسر آمریکا توزیع کرد. با این تغییرات همه دیگر می‌توانستند حتی در خانه‌هایشان هم کوکاکولا بنوشند. در سال ۱۸۹۶، ده سال بعد از تهیه نخستین ترکیب کوکاکولا آسا کندلر برای نخستین بار این نوشیدنی را به خارج از مرزهای آمریکا صادر کرد






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تاریخچه کوکاکولا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

شما می توانید مهرِ خود را به فرزندانتان، بدهید، اما نه اندیشه هایِ خود را،

زیرا که آن ها اندیشه هایِ خود را دارند.

شما می توانید تنِ آن ها را در خانه نگاه دارید، اما نه روح شان را،

زیرا که روحِ آن ها در خانه ی فرداست، که شما را به آن راه نیست، حتی در خواب.

شما می توانید بکوشید تا مانندِ آن ها باشید، اما مکوشید تا آن ها را مانندِ خود سازید.

زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بندِ دیروز نمی مانَد.

 

جبران خلیل جبران






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : جبران خلیل جبران،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

 

 

شکسپیر گفت:

من همیشه خوشحالم،میدانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم.

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند

زندگی کوتاه است پس به زندگی ات عشق بورز

خوشحال باش و لبخند بزن

فقط برای خودت زندگی کن و

قبل از اینکه صحبت کنی؛گوش کن

قبل از اینکه بنویسی ؛فکر کن

قبل از اینکه خرج کنی ؛درآمد داشته باش

قبل از اینکه دعا کنی ؛ببخش

قبل از اینکه صدمه بزنی؛احساس کن

قبل از تنفر، عشق بورز

زندگی این است:

احساسش کن،زندگی کن و لذت ببر






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 24 دی 1397

ذهنتان را برنامه ریزی کنید

 

وقتی تصمیم گرفتید فردی بسیار بهره ور باشید، می توانید از 

مجموعه ای از تکنیک های برنامه ریزی شخصی استفاده کنید.

نخستین تکنیک این است که "گفتگوی درونی"تان را تغییر دهید. 

۹۵ درصد از احساسات و اقدامات احتمالی شما به واسطه گفتگویی

 درونی که با خود دارید، تعیین می شوند. مدام با خودتان تکرار کنید

 «من بسیار منظم و بهره ور هستم». وقتی احساس می کنید کار 

زیادی بر سرتان ریخته است، کمی استراحت کنید و به خود بگویید

 «من کاملا منظم و بسیار بهره ور هستم».

 

بارها و بارها به خود تاکید کنید که «من در مدیریت زمان عالی هستم». 

وقتی دیگران درباره گذران زمانتان از شما می پرسند، به آنها بگویید که 

در مدیریت زمان عالی هستید. هر گاه می گویید من منظم هستم، 

ضمیر ناخودآگاهاتان این را به عنوان دستور می پذیرد، به شما انگیزه 

می دهد و محرکی می شود تا در واقعیت هم رفتارهای منظمی داشته باشید.

 

برایان تریسی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ذهنتان را برنامه ریزی کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

 

 

 

انسانهایی که هدف دارند

حتی راه رفتنشان هم با دیگران فرق دارد.

حتی حرکات چشمشان هم بی هدف نیست.

از دور می توان تشخیص داد که کدام انسان دارد وقت تلف می کند 

و کدام آمده تا کار بزرگی انجام بدهد !

 

در خیابان دقت کنید و ببینید چقدر انسانها سوار بر پاهایشان 

می شوند و بی هدف راه می روند.

 

در عین حال به وقار راه رفتن بزرگان دقت کنید.

 

 الهی قمشه ای






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : به وقار راه رفتن بزرگان دقت کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

 

از خدا پرسیدم: 

خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

نلسون ماندلا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

 

 

چرا به ابوعلی سینا، ابن "سینا"می‌گویند؟

 

 

شاید برای شما نیز این سوال پیش آمده باشد که چرا ابن سینا را

 به این نام می شناسند در حالیکه نام پدر او عبدالله بوده است!!

 

 نام ابن‌سینا حسین و نام پدرش عبدا... که فرزند حسن و حسن 

فرزند علی و علی فرزند سینا بود بنابراین به ابن‌سینا یا ابوعلی سینا 

ملقب شد در واقع سینا نام جد وی است اما اینکه چرا به نام جدش

 خوانده اند نکته جالبی است!

 

در ایران باستان، نماد پزشکی سیمرغ است و نماد بیماری مار، 

حال آن که در طب یونانی و طب جدید نماد پزشکی مار است.

سیمرغ در زبان اوستایی «سئن» و در سانسکریت «سیئنه» است 

که در زبان پارسی سینا خوانده می شود.

 

نقش سیمرغ در پزشکی ایرانی به حدی است که پزشکان را نیز

 لقب سیمرغ میداده اند و از این رو، مکتب پزشکی ایرانی را

 «مکتب سینایی» میخوانده اند و بسیاری از پزشکان را «سینا »

 نام می نهاده اند.

 

گفته شده است که از آنجایی که اجداد ابن سینا پزشک بوده اند

 به این نام مشهور شده اند و احتمالا پور سینا نیز به همین دلیل به

 این نام شهرت یافته است.

 

نکته جالب این که واژه «مدیسین»medicine در لغت انگلیسی امروز

 به معنای پزشکی، برگرفته از «مَذَ سَئِنَ » اوستایی است که در آن مذ 

به معنای دارو و سئن به معنای سیمرغ است.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چرا به ابوعلی سینا، ابن "سینا"می‌گویند؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

فرار نکن تو باید سختی ها را متحمل شوى

این سختی ها صیقل توست

مگر تو نمی خواهی اینه شوی

 شفاف شوی ...!؟

 

باید كسى تورا صیقل دهد

تو را با ابریشم که صیقل نمی دهند

تو را باید با جسمى سخت (سنگ و سمباده) صیقل داد

نگران نباش .

نگو من چه کار کرده بودم که گرفتار این مشکلات شدم ...!؟

 دلت باید قرص باشد

تو كه سابقه رحمت مرا (خداوند) دیده اى

من (خداوند)به تو چشم دادم ، گوش دادم

میبینى كه مسیر حركت تو را چه خوب تنظیم كرده ام 

حالا اگر چهار روزى چیزى را منع كردم نگران نباش ..

 با من قهر نكن ...

در خانه  ی دیگری نرو ...

این تراژدى براى پاك شدن توست

براى پالایش روح تو.

به من اعتماد کن

 

 الهى قمشه اى مقدمه اى بر كتاب گفتگو با خدا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : فرار نکن تو باید سختی ها را متحمل شوى،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 22 دی 1397

 

درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.

كتابی خوندم به نام قانون 70٪!

 

70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!

به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!

70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!

70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!

از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!

70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمی كنیم!

70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!

 

روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سینه می ماند.

وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم  پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده

 

ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!

 

راننده می گوید:

همیشه برای رئیسم کار کرده ام

اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد

 

و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!

 

دکتر الهی قمشه ای

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قانون 70٪!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 22 دی 1397

 

ما چقدر ثروتمند هستیم؟!

از مردی که صاحب یکی از گسترده‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای است پرسیدند: 

"راز موفقیت شما چه است؟

" او در پاسخ گفت: 

زادگاه من انگلستان است. در خانواده‌ی فقیری به دنیا آمدم

 و چون خود را به معنای واقعی فقیر می‌دیدم، هیچ راهی

 جز گدایی کردن نمی‌شناختم. روزی به طرف یک مرد متشخص 

رفتم و مثل همیشه قیافه‌ای مظلوم و رقت‌بار به خود گرفتم و از 

او درخواست پول کردم. وی نگاهی به سراپای من انداخت و گفت: 

به جای گدایی کردن بیا با هم معامله‌ای کنیم. پرسیدم: چه معامله‌ای...؟!

 گفت: ساده است. یک بند انگشت تو را به ده پوند می‌خرم. 

گفتم: عجب حرفی می‌زنید آقا، یک بند انگشتم را به ده پوند بفروشم؟!

بیست پوند چطور است؟

شوخی می‌کنید؟!

برعکس، کاملا جدی می‌گویم.

جناب من گدا هستم، اما احمق نیستم.

او همچنان قیمت را بالا می‌برد تا به هزار پوند رسید. گفتم:

 اگر ده هزار پوند هم بدهید، من به این معامله‌ی احمقانه 

راضی نخواهم شد. گفت: 

اگر یک بند انگشت تو بیش از ده هزار پوند می‌ارزد، 

پس قیمت قلب تو چقدر است؟ 

در مورد قیمت چشم، گوش، مغز و پای خود چه می‌گویی؟

 لابد همه‌ی وجودت را به چند میلیارد پوند هم نخواهی فروخت؟! 

گفتم: بله، درست فهمیده‌اید. گفت: عجیب است که تو یک ثروتمند

 حسابی هستی، اما داری گدایی می‌کنی...! از خودت خجالت نمی‌کشی؟!

گفته‌ی او همچون پتکی بود که بر ذهن خواب‌آلود من فرود آمد.

 ناگهان بیدار شدم و گویی از نو به دنیا آمده‌ام اما این بار مرد 

ثروتمندی بودم که ثروت خود را از معجزه‌ی تولد به دست آورده بود! 

از همان لحظه، گدایی کردن را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم زندگی 

تازه‌ای را آغاز کنم...

زندگی تون رو سخت نگیرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ما چقدر ثروتمند هستیم؟!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 22 دی 1397


افراد نیازشان به قدرت را به سه شكل برآورده می‌كنند:

 

شکل اول: Power On

یعنی قدرتشان را بر دیگری اعمال می‌كنند و با كنترل دیگری یا دیگران احساس قدرت می‌كنند.

تذكر دادن به دیگران، غر زدن، ایراد گرفتن و مجبور كردن دیگران به كارهایی كه به گمان این افراد به صلاح آنهاست نمونه این رفتارهاست.

 

شكل دوم: Power With

یعنی قدرت را با دیگران تجربه می‌كنند مثل وقتی كه شما قرار است تصمیمی بگیرید كه نتیجه‌ آن بر روی همسر یا فرزندتان هم اثر می‌گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می‌گیرید و حتی به نظر آنها عمل می‌كنید.

در واقع به دیگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصمیم گیری می‌دهید.

 

شكل سوم: Power Within

در این شكل از ارضاء نیاز قدرت، فرد نه قدرتش را بر دیگران اعمال می‌كند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خویش را افزایش می‌دهد.

مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش یا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می‌كند، حتی اگر از دیگران هم تحسینی دریافت نكند اهمیتی نمی‌دهد.

افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كرده‌اند، نیاز به قدرت‌شان را اینگونه برآورده كرده‌اند.

افرادی مثل ادیسون، انیشتین، سقراط، نویسنده‌ها، شاعران و هنرمندان بسیاری در طول تاریخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشده‌اند اما قدرتمند بوده‌‌اند.

 

 

تئوری انتخاب

ویلیامگلاسر






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تئوری انتخاب ویلیامگلاسر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397


( کل صفحات : 71 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز