مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







آیا می دانستید که عقاب ها مدت ها قبل از اینکه 


طوفان اتفاق افتد از نزدیک شدن آن با خبرند؟


عقاب به نقطه ای بلند پرواز می کند و منتظر باد می ماند.


وقتی طوفان با شدت می آید ،


بالهایش را طوری می گشاید که باد او را بلند کند و بالای طوفان ببرد.


زمانی که طوفان با شدت در پایین حرکت می کند


عقاب به بالای آن اوج می گیرد .


عقاب از طوفان فرار نمی کند


بلکه به سادگی از آن برای صعود استفاده می کند


او با استفاده از بادی که طوفان با خود می آورد بالا می رود


وقتی طوفان های زندگی به سوی ما می آیند


و همه ما تجربه آنرا داریم


می توانیم بالهای فکری و اعتقادیمان را بگشاییم


و به طرف خداوند صعود کنیم


طوفان ها بر ما غلبه نخواهند کرد


باید بگذاریم قدرت پرودگار به بالای آنها بلندمان کند


خداوند ما را قادر می سازد که بر طوفان های


بیماری


مصیبت


شکست


و  نا امیدی زندگی سوار شویم


ما می توانیم در بالای آن طوفان ها اوج بگیریم


به خاطر داشته باشید


که بارهای سنگین زندگی کمر ما را خم نمیکند



بلکه این نحوه برخورد با آن هاست که اهمیت دارد.


دانلود فایل پاورپوینت






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آیا می دانستید که عقاب ها مدت ها قبل از اینکه طوفان اتفاق افتد از نزدیک شدن آن با خبرند؟، نحوه برخورد با مشکلات،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 27 دی 1396

 

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند

همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت

 یک لاک پشت حسود

 

او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :

ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. 

و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید 

و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟

در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت

 

 هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا

 هنگام رقصیدن چه می کند؟ 

و کدام یک از پاهای خود را قبل از 

همه بلند می کند؟ 

و بعد از آن کدام پا را؟

 متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!

 

سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند 

بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود

 

یوستین گاردر 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : یک لاک پشت حسود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 24 دی 1396

 

 

هیچ نیازی نیست که انسان همه را راضی و تسلیم

افکار خود نماید

چرا که خواسته های حقیقی ما همان چیزهایی است

که ندای درونمان است.

و این که انسان با هر قیمتی در

 

مشاجرات و مناظرات بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند

 باعث دوری انسان از خود متعالی و عقل می گردد و مشاجره و مباحثه

بی مورد، خواست نفس جعلی(ایگو) است.

 

 

انسان متعالی .....وین دایر





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هیچ نیازی نیست که انسان همه را راضی و تسلیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 24 دی 1396


مذاکره به روش چرچیل

 

چرچیل سیاستمدار بزرگ انگلیسی در کتاب خاطرات خود مینویسد:

 

زمانیکه پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچه های قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند. وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم. پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم؛ واقعا که مایه ی شرم است که از سه پسر بچه ی پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر میکردم پسر من باید زرنگ تر از اینها باشد ولی ظاهرا اشتباه میکردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!

 

 

چرچیل می نویسد وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی میتوانم از پسشان بر بیایم. آنها را تنها گیر می آورم و حسابشان را میرسم اما بعد گفتم نه آنها دوباره با هم متحد میشوند و باز من را کتک می زنند. ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آنها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم: هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آنها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلاتها را از من گرفتند و تشکر کردند. من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آنها را خجالت زده کرده بود.

 

پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه میرفتیم و با هم برمی گشتیم.

 به واسطه ی دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب می بردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچکس جرات نمی کرد با من بحث کند.

 

روزی قضیه را به پدرم گفتم.

پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت:

 آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به

 تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟

 یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان و عصبانی و انتقام جو.

 اما امروز تو چه داری؟!

 یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند.

 

دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر!





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مذاکره به روش چرچیل،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 24 دی 1396

 

لاک‌پشت و خرگوش

خرگوشی چابک در جنگل زندگی می‌کرد. او همیشه درباره سرعت دویدنش برای حیوانات دیگر لاف می‌زد.

 

حیوانات از گوش دادن به حرف‌های خرگوش خسته شده بودند. به همین خاطر روزی از روزها لاک‌پشت آرام‌آرام پیش او رفت و او را به مسابقه دعوت کرد. خرگوش با خنده‌ای فریاد زد.

 

خرگوش گفت: «با تو مسابقه بدم؟ من تو رو به‌راحتی می‌برم!» اما نظر لاک‌پشت عوض نشد. «باشه لاک‌پشته. پس تو می خوای مسابقه بدی؟ باشه قبوله. این واسه من مثه آب خوردنه.» حیوانات برای تماشای مسابقه بزرگ جمع شدند.

 

سوتی زدند و آن‌ها مسابقه را شروع کردند. خرگوش مسیر را با حداکثر سرعت می‌دوید درحالی‌که لاک‌پشت به‌کندی از خط شروع مسابقه دور می‌شد.

 

خرگوش مدتی دوید و به عقب نگاه کرد. او دیگر نمی‌توانست لاک‌پشت را پشت سرش در مسیر ببیند. خرگوش که از برنده شدن خود مطمئن بود تصمیم گرفت در سایه‌ی یک درخت کمی استراحت کند.

 

لاک‌پشت با سرعت همیشگی‌اش آهسته‌آهسته از راه رسید. او خرگوش را دید که کنار تنه‌ی درختی به خواب رفته است. لاک‌پشت درست از کنارش رد شد.

 

خرگوش از خواب بیدار شد و پاهایش را کش‌وقوسی داد. مسیر را نگاه کرد و اثری از لاک‌پشت ندید. با خودش فکر کرد «من باید برم و این مسابقه رو هم برنده بشم

 

وقتی خرگوش آخرین پیچ را رد کرد، ازآنچه می‌دید تعجب کرد. لاک‌پشت داشت از خط پایان رد می‌شد! لاک‌پشت مسابقه را برد!

 

خرگوش سردرگم از خط پایان رد شد. خرگوش گفت: «وای لاک‌پشته، من واقعاً فکر نمی‌کردم تو بتونی منو ببری.» لاک‌پشت لبخندی زد و گفت: «می دونم. واسه همین بود که من برنده شدم

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : لاک‌پشت و خرگوش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 دی 1396

 

 

آیا به اندازه کافی مرغ دارید؟

 

دهقانی در مزرعه‌اش یک مرغدانی بزرگ داشت.

 چند روز بود که تعدادی از مرغ‌های او می‌مردند.

 نمی‌دانست چه باید بکند، برای همین از همسایه‌اش مشورت خواست.

همسایه پرسید: «چه غذایی به مرغ‌ها می‌دهی؟»

دهقان گفت: «جوی دوسر

همسایه گفت: «نه، جوی دوسر خوب نیست.

 باید به آنها گندم بدهی

دو روز بعد که این دو در بازار به هم برخورد کردند،

 دهقان گفت: «اوضاع که بهتر نشده هیچ،

در این چند روز بیست مرغ دیگر هم از بین رفته‌اند

مرد همسایه پرسید: «چه آبی به مرغ‌ها می‌دهی؟»

دهقان گفت: «مگر فرقی هم می‌کند؟

من به مرغ‌ها آب چاه می‌دهم

همسایه دهقان گفت: «همه آب‌ها یکی نیستند،

اگر مرغ‌های تو بیمار شده‌اند باید آب جوشیده به آنها بدهی

چهار روز بعد دهقان پیش همسایه رفت و با ناراحتی

 گفت: «هیچ یک از پیشنهادات تو اثری نداشت.

 از چهار روز پیش آب جوشیده به مرغ‌ها می‌دهم،

 اما باز هم پنجاه مرغ از بین رفته‌اند

همسایه در حالی که فکر می‌کرد سرش را تکان داد

و گفت: «دوست عزیز، خیلی بد شد. من از این پیشنهادهای

خوب زیاد دارم، اما آیا تو هم به اندازه کافی مرغ داری؟





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آیا به اندازه کافی مرغ دارید؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 18 دی 1396

 

 

 

تلنگر

 

امروز صبح میتوانست حامل تلخترین اخبار باشد ،

 میتوانست شهر پر هیاهوی ما را با اشک وگریه وماتم ،پیوند بزند .

امروز صبح خاطره ایست که میتوانست بدون سقف،

بدون فرزند ،بدون مادر،وبدون آنچه زندگی مینامیم،اتفاق بیفتد .

میتوانست ملغمه ای باشد از اشک وآوارگی ...

اما ...

امروز خورشید مثل هر روزدامنش را در  آسمان شهرم گستراند .

وهوا هر چند با کمترین موجودی اکسیژن ،در جریان است .

وفرزندم در حصار سبز خانه ام روز میگذراند .

وبخار زندگی از لای در قابلمه هامان بالا میرود .

من میتوانستم الان نباشم ،وچه میکردم اگر الان برای انچه

کرده ونکرده ام ،باید پاسخگو میبودم ؟

خدای خیلی بزرگم ،مهربانیت را سپاس،تلنگر میزنی

 قبل از اینکه سیلی اخر را بخورم .

صدایم میکنی قبل از اینکه در انتهای صف امتحان از

ترس بلرزم .

خدای خوبم ممنونم که فرصتی دادی برای عذر خواهی

از آنها که در حقشان بدی کردم ،برای بوسیدن دست

پدر ومادرم ،برای جبران حقهایی که

 دانسته وندانسته ضایع کردم .

برای برگشتن قبل از دیر شدن ؛به سمت تو .

......تلنگر ها را جدی بگیریم





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تلنگر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 10 دی 1396

چرا مدیران موفق بیشتر وقت‌شان را با بهترین افرادشان می‌گذرانند؟

 

مدیران بزرگ، عمده وقت خود را به تعامل با بهترین کارکنانشان اختصاص می‌دهند.

در نگاه نخست، این رویکرد کمی غیرمنطقی به‌نظر می‌رسد و ممکن است گفته شود کارکنان موفق به‌طور خودکار، وظایفشان را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهند و نیازی به تمرکز مدیران ندارند.

در عوض کارکنان ناکارآمدتر باید زیر نظر مدیران قرار گیرند تا اشتباهاتشان مشخص شود، در غیراین صورت عملکرد کل گروه را تضعیف می‌کنند.

 

اگرچه لزوم تمرکز روی کارکنان ضعیف و چالش‌برانگیز از نظر منطقی کاملا توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد، اما باید دانست که مدیران بزرگ دقیقا عکس این کار را انجام می‌دهند و در عمل روی افراد شاخص خود سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ اما چرا؟

 

در پاسخ به این سوال چالش برانگیز باید گفت بسیاری از مدیران کم‌تجربه فرض را بر این می‌گذارند که کار اصلی‌شان در سازمان عبارت است از کنترل و نظم بخشی.

اگر کنترل به‌عنوان نقش کلیدی یک مدیر در نظر گرفته شود، آن‌گاه اولویت مدیران به سمت تمرکز روی کارکنان ضعیف‌تر معطوف می‌شود، چراکه آنها به کنترل و نظارت بیشتری نیاز دارند.

اگر نظم بخشی به کارها را نیز بعنوان کارکرد اصلی مدیران در نظر بگیریم، بازهم اقدام برای منظم ساختن کارکنان بی‌نظم برای ما اولویت پیدا می‌کند.

اما مدیران بزرگ معتقدند که کنترل و نظم‌بخشی، جایگاه و اهمیت خاص خود را دارند، اما اولویت اصلی به حساب نمی‌آیند، به این دلیل که بسیار ابتدایی و ایستا هستند.

 

از نظر مدیران بزرگ، مهم‌ترین نقش یک مدیر «نقش کاتالیزوری» است که عبارت است از تبدیل استعدادها به عملکردها.

بنابراین وقتی آنها برای یک کارمند وقت می‌گذارند، هدف کنترل و نظم‌بخشی به او نیست، بلکه تلاش می‌کنند در ذهن او کندوکاو کرده تا راه‌های بهتری برای شکوفا کردن استعدادهای درونی آن فرد و تبدیل آنها به عملکرد درخشان پیدا کنند.

مدیران بزرگ تلاش می‌کنند سبک بی‌نقص کاری هرکدام از افرادشان را برجسته کرده و به آنها ثابت کنند که تقویت آن سبک کاری می‌تواند به نتایج درخشان‌تری منتهی شود .

 

اگر مدیران چنین نگرش و نگاهی به نقش‌شان داشته باشند، آن‌گاه به‌طور خودکار بیشتر وقتشان را روی با استعدادترین افرادشان خواهند گذاشت، چراکه با شکوفا شدن حداکثری استعدادهای متعدد و فراوان کارکنان با استعداد است که یک سازمان می‌تواند دست به کارهای بزرگی بزند و به این ترتیب وقت و انرژی صرف‌شده از سوی مدیران برای کارکنان به ثمر نشسته است. بی‌تفاوتی نسبت به کارکنان پربازده، انگیزه آنها را نابود می‌کند.

 

مدیران بزرگ فراموش نکرده‌اند که میزان تمرکزشان روی افرادی خاص، باعث الگوسازی و رواج رفتارهایی می‌شود که از افراد موردتوجه دائمی مدیر سرمی‌زند.

در واقع مدیران چه بخواهند و چه نخواهند با تمرکز کردن بیش از حد بر روی کارمندان ضعیف به گونه‌ای عمل می‌کنند که ضعف و ناکارآمدی را رواج می‌دهد و عملکردهای درخشان مورد کم‌توجهی قرار می‌گیرد.

مدیران بزرگ به خوبی می‌دانند که همیشه حواس کارمندان به آنها هست، پس چه بهتر که مدیر از طریق وقت گذاشتن برای کارمندان با استعداد و «سوپراستارهای سازمان» از آنها الگوی مناسبی برای سایر کارمندان بسازند.

 

منبع: گالوپ

دنیای اقتصاد

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چرا مدیران موفق بیشتر وقت‌شان را با بهترین افرادشان می‌گذرانند؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 9 دی 1396

 

 

چگونه سوال های آزمون را طراحی کنیم؟

 

در ارزشیابی دانش و توانایی ذهنی افراد از روش های گوناگون ا ستفاده می شود . امتحانات دوره ای و مقطعی معمولی ترین آنها است . در این جریا ن نوع ازمون اعتبار سوال ها و زما ن و ترتیب ارزشیابی نقش قابل توجه دارند . چه بسا که شیوه و روش جریان داوری را به کلی مقلوب کند .و اعتبار روش مهمترین ضرورت ارزشیابی است . در مجموعه عوامل موثر در نتیجه ارزشیابی نوع پرسش ها اهمیت اساسی دارد . ارزشیابی نوشتاری را از لحاظ نوع سوال به سه وجه مختلف می توا ن ترتیب داد.

 

۱ . طرح سوال های کلی به هر یک از آنها باید به صورت یک مقاله جامع پاسخ بدهند . این گونه پرسش ها  باید از حیث تعداد معدود و از لحاظ وسعت در قالب فرصتی باشد که برای جلسه امتحان منظور می شود .

 

۲ . سوال های کوتاه و متعدد که پاسخ گفتن به هر یک از آنها به ذکر یک کلمه یا یک تاریخ و حداکثر یک یا دو سطر اظهار نظر نیاز دارد. این گونه پرسش ها به صورت های مختلف مطرح می شوند . گاهی سوال مستلزم اظهار نظری کوتاه و مشخص است . گاهی باید بین پاسخ های درست و نادرست آن را که درست است تشخیص داد و پاسخ به سوال به نشانه گذاری اکتفا می شود و گاهی قسمت هایی از یک متن از قبل تهیه شده را که جا ی آن ها در ورقه امتحانی برای اظهار نظر باقی است باید تکمیل کرد در هر حال در شیوه امتحا ن پرسش ها متعدد جواب ها کوتاه است .

 

۳. وجه سوم ترکیبی از دو صورت قبلی است . به این معنا که پرسش امتحانی آمیخته ای از سوال های کلی و کوتاه است که ممکن است در دو جلسه مختلف یا به توالی مطرح شوند . به این ترتیب که در مرحله اول امتحان دهندگان با وقت محدود به تعداد زیادی از سوال ها پاسخ کوتاه می دهند و در مرحله تکمیلی آزمایش در مقابل چند سوال کتبی قرار می گیرند تا بحال آن را داشته باشند درباره موضو ع مورد ارزشیابی هر قدر اگاهی و توانایی دارند به کار گیرد و شا یستگی خود را نشان دهند یعنی در پاسخ های نوع دوم آنها که ممتاز شوند جای خود را در میان گروه قوی و ممتاز اجرا می شود تا برای تمیز بین خوب و بد فرصت بهتری را فراهم کند و بر اساس این باز بینی مجدد شایسته ترین امتحان شفاهی هم بر حسب مورد ممکن است جای امتحان مرحله دوم را بگیرد که جا ی بحث و انتقاد وسیع دارد . و اعتبار ان به ملاک ها و نحوه اجرایش وابسته است .

سوال های کلی به امتحان دهنده فرصت می دهد که همه اطلاعات خود را درباره موضوع سوال عرضه کند ورقه امتحانی را به سلیقه و تشخیص خود تنظیم کند و وسعت دید خود را با ملاک های دقیق تری نشان دهد. در پاسخ گفتن به سوال های کلی که توصیف و باز شکافی مسائل را ایجاد می کنند ، امتحان دهنده باید به همه ابعاد مساله توجه کند واین مستلزم تسلط کافی بر مطلب است . در این روش ورقه امتحانی از صورت قالبی فقط شامل رئوس مطالب مصون خواهد ماند. آنکه بیشتر می داند بهتر و بیشتر به بحث می پردازد و ورقه ی بهتری ارائه می دهد. نه آن که لقمه از پیش سا خته ای را بشناسد و ببلعد .

سوال های کلی جایی برای حدس و گمان باقی نمی گذارند و امتحان دهنده فقط وقتی می توا ند به سو ال پاسخ دهد که درباره مو ضوع علم و اگا هی قبلی داشته باشد و بر پیو ستگی و تقدم و تاخر مطالب و نتیجه گیری قادر باشد .

به هر حال در اعتبار این گونه ارزشیابی از بسیاری جهات تردید نیست اما افسوس که در مقیاس وسیع میلیو نی ازمایش شوندگا ن و در سطح و حد تحصیلات یک دوره یا یک سال تحصیلی به چنین روشی دسترسی نیست . آن گاه که تعداد امتحان کنندگان از حد متعارف مثلاً صد تا پا نصد نفر بالاتر می رود . بررسی پاسخ های مربوط به سوال های وصفی از حد امکانات عادی فراتر می رود و صورت عملی به خود می گیرد . در مقیاس تعداد امتحان دهندگان تصحیح اوراق جز با استفاده از حسابگر ها میسر نخواهد بود. کاربرد رایانه فقط با استفاده از رمزها یی که بر پاسخ های کوتاه بنا می شود می تواندعملی باشد .

کد گذاری که لازمه استفاده از حسابگر ها ست لزوما پاسخ های کوتاه صریح و سریع را طلب می کند .

پاسخ های کوتاه را نمی توا ن با پرسش های تفضیلی فراهم کرد . علاوه بر آن پاسخ ها ی کوتاه به تعداد زیاد و متعدد جواب نیاز دارد و این با معدود سوال های تفضیلی میسر نیست . بدین سبب ارزشیابی و امتحان در مقیاس وسیع پای روش و شیوه ای با تعداد سوال کافی و پاسخ های کوتاه رمز پذیر را به میان می کشد که شناخته ترین شکل آن همان آزمون های چند گزینه ای است.

در ارزشیابی با سوال های متعدد که می توان به همه بخش های هر مطلب رسید برای عرضه اگاهی ها مجال بیشتری فراهم می شود . در این گونه ارزشیابی آزمایشی به اظهار نظر درباره چند موضوع معین محدود نیست . اگر احیاناً در موارد ضعف و کمبود داشته باشد می تواند به دیگر قسمت ها بپردازد و این بر دقت ارزشیابی می افزاید و چه بسا که بیش از چند سوال معدود

می تواند جانب حق افراد را ملحوظ دارد زیرا کسی که در برخورد مثلاً با پنجاه تا صد پرسش کوتاه با مباحث گو ناگون در همه قسمت ها ناتوان و ضعیف است و ورقه امتحانی به داوری قطعی تری می رسد . در مقابل این امتیازها این گونه امتحان را نقاط ضعیفی هم متصور است . که عنایت به آن ها لازمه هر گونه بحث و بررسی در این زمینه است . اگر این شیوه ارزشیابی را می پذیریم و ناچار باید بپذیریم لزوم تلاش های معنادار و موثر در خط اعتلای سطح اعتبار آن را هم باید قبول کنیم . اعتبار آزمون های چند گزینه ای به مراقبت جدی و پی گیری درباره بعضی ویژگی ها ی آن وابسته است . اگر آن ویژگی ها و جنبه ها دستخوش غفلت باشند انحراف نتیجه ارزشیابی را از خط مطلوب سبب می شوند . مبادا که در عین الزام به تمسک به چنین شیوه امتحان در حالی

که مبتکران آن در این باره شک و تردید نشان می دهند و مدام 

درصدد تغییر و اصلاح و تکمیل آن هستند ما با تمام وجود به آن ها 

تکیه کنیم و تصمیم های اساسی را چنان وابسته کنیم که نبودش به ز بود

 باشد و در نهایت از داوری منصفانه و عادلانه در تشخیص ارزش ها دور

 بیفتیم و حق ها پایمال شود

 

http://nkums.ac.ir/index.aspx?Catid=3796منبع :

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چگونه سوال های آزمون را طراحی کنیم؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 9 دی 1396

 

مرد جوان فقیر و گرسنه ای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود

و گروهی از ماهی‌گیران را تماشا می کرد،

در حالیکه به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود.

با خود گفت: کاش من هم یک عالمه از این ماهی ها داشتم.

آن وقت آن ها را می فروختم و لباس و غذا می خریدم.

یکی از ماهی‌گیران پاسخ داد:

اگر لطفی به من بکنی هر قدر ماهی بخواهی به تو می دهم.

-:این قلاب را نگه دار تا من به شهر بروم و به کارم برسم.

مرد جوان با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت.

در حالیکه قلاب مرد را نگه داشته بود،

 ماهی ها مرتب طعمه را گاز می زدند و یکی پس از دیگری به دام می افتادند.

طولی نکشید که مرد از این کار خوشش آمد و خندان شد.

 مرد مسن تر وقتی برگشت، گفت: همه ی ماهی ها را بردار و برو

اما می خواهم نصیحتی به تو بکنم. دفعه

بعد که محتاج بودی وقت خود را با خیال‌بافی تلف نکن.

قلاب خودت را بنداز تا زندگی ات تغییر کند،

 زیرا هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمی کند

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمی کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 4 دی 1396

ارزش حفظ مشتریان را دست‌کم نگیرید!

 

اگر تمرکز خود را روی مشتریان نگذارید و کارهایی انجام ندهید

 تا احساس باارزش بودن کنند، در نهایت هزینه هنگفتی متحمل 

می‌شوید و مشتریان دائمی را از دست خواهید داد.

 

با توجه به نظر Bain & Company یکی از مطرح‌ترین 

شرکت‌های مشاوره کسب‌وکار، جذب مشتری جدید برای

 کسب‌وکار هزینه‌ای معادل ۶ تا ۷ برابر بیشتر از حفظ 

مشتری فعلی در بر دارد. لازم است هر کاری که می‌توانید 

انجام دهید تا همواره وفاداری مشتریان را جلب کنید و

 هرگز ارزش حفظ مشتریان را دست کم نگیرید.

در زیر به بررسی عوامل اصلی دستیابی به میزان حفظ

 مشتری برای افزایش درآمد می‌پردازیم.

 

1- شناخت بیشتر مشتریان

 

اگر احتیاجات مشتریان از سوی کسب‌وکاری برآورده شود، 

مشتری آن کسب‌وکار را به سایر کسب‌وکارها که صرفا 

به‌عنوان مشتری در نظر گرفته می‌شوند، ترجیح می‌دهد.

یکی از تاکتیک‌های موفقیت، صرف زمان بیشتر برای هر

 مشتری است. بهتر است درتمام راهکارهای افزایش

 کسب‌وکار این استراتژی ساده را در نظر گرفت.

 

2-اجرای سیستم‌های بازخورد

 

فراهم کردن فضایی برای مشتریان برای مطرح کردن نیازها، 

نقش مهمی در ایجاد تجربه مشتری مثبت ایفا می‌کند.

 سیستم‌هایی مانند نظرسنجی یا مطرح کردن سوال درباره 

بازخورد از مشتریان قدیمی کمک خواهد کرد تا از نظرات 

آنها درباره کسب‌وکار، محصولات و خدمات ارائه شده، 

اطلاع پیدا کنید.

 

3- رفتار خوب و مودبانه

 

یک روش دیگر برای جلب رضایت مشتریان،

 قدردانی از آنها است؛ اما غافلگیری راهکار تاثیرگذارتری است.

افراد هرگز اتفاقات خوشایند و غیرمنتظره‌ای را که

 در زندگی برایشان اتفاق می‌افتد، فراموش نمی‌کنند و

 مهربانی تاثیر دائمی بر جای خواهد گذاشت. سعی کنید

 با ایجاد خلاقیت در کسب‌وکار، عملکردی متفاوت‌تر از 

دیگران داشته باشید و تشکر و حق شناسی از مشتریان

 را در دستور کار خود قرار دهید.

 

4- ارائه خدمات پیشگیرانه

 

نکاتی در مورد ارائه خدمات به مشتریان وجود دارد که در

 هر کسب‌وکاری باید آنها را آموخت. یکی از آن نکات، 

سبکی از خدمات مشتری یعنی «خدمات پیشگیرانه» است

 که با پیش‌بینی مشکلات احتمالی قبل از وقوع، می‌توان

 مانع روی دادن برخی از اتفاقات شد.

می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید برای مثال پیش از

 اینکه مشتریان با شما تماس بگیرند و سوالات یا خواسته‌های

 خود را مطرح کنند با آنها در ارتباط باشید تا متوجه نیازها و

 پرسش هایشان شوید

 

سرمایه‌گذاری بر مشتریان، درآمد شما را بیشتر و موفقیت‌تان

 را در کسب‌وکار تضمین می‌کند. مشتری قلب تپنده سازمان است،

 برای حفظ مشتریان همه تلاش خود را به‌کار گیرید.

 

منبع : Forbes






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ارزش حفظ مشتریان را دست‌کم نگیرید!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 آذر 1396

 

مرحوم دکتر طوسی پدر مدیریت ایران سالها پیش در 

کنفرانس مدیران کیفیت گفت:

"آیا آموخته اید که حق با مشتری است"

همه حاضرین پاسخ دادند:

 آری، سپس گفت: امروز می خواهم به شما چیز جدیدی یاد دهم، 

و آن این است که حق با مشتری است دیگر شعار منسوخی است؛

 از این پس شعار این است: حق با کارکنانتان است.

آری، درست خواندید امروز تجربه مدیریت جهان این است

 که اگر بنگاهی کارکنان راضی داشته باشد، دیگر کار خاصی 

لازم نیست انجام دهد؛ چرا که کارکنان فرهیخته و راضی، 

جان و نه جسم خود را به عرصه کار می آورند و کدام بنگاه

 را می شناسید که کارکنانش جان های خود را به عرصه آورند

 و نتیجه نگرفته باشد.

همواره چنین است که وقتی سازمان چنان اعتماد کارکنان

 را جلب نماید که آنها هویت خود را در سازمان خود بیابند،

 دیگر مرزهای کارکنان و سازمان فرو ریخته و

 این دو در هم ادغام خواهند شد.

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : سخنی از مرحوم دکتر طوسی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 آذر 1396

 

 

 

7 دروغ بزرگ مدیریت زمان!

 

"این کار فقط یک دقیقه طول می کشد"

معمولا کاری که تصور می شود که انجام آن "یک دقیقه طول می کشد" چندین دقیقه و یا بیشتر زمان می برد.

دفعه بعد، اگر فردی از شما درخواست زمان کرد و اطمینان داد که "فقط یک دقیقه طول می کشد"،  به او بگویید "این جمله نادرست است. من به شما پنج دقیقه زمان می دهم. از همین حالا می توانید شروع کنید." نباید با این تصور غلط مدیریت زمان را وارد چالش کرد.

 

" من به این هر چه سریعتر نیاز دارم"

زمانی که این جمله را می شنوید، به فرد بگویید که این جمله نادرستی است. از او بخواهید که زمانی را که باید کار را به او تحویل داده شود را به طور دقیق مشخص کند. وقتی از عبارت "هر چه سریعتر" استفاده می شود، دو تاریخ متفاوت در ذهن طرفین شکل می گیرد که باید بر سر آن، به یک توافق رسید.

 

" من این را الان نیاز دارم"

کارها معمولا اضطراری نیستند. دیگران را با کارهای پیش پا افتاده، گول نزنید.

در این مواقع می توانید بگویید که "من مطمئن نیستم که بتوانم این کار را الان انجام دهم. چه می شود اگر از الان تا هفته آینده وقت بخواهم؟" زمان زیادی درخواست کنید که دچار بحران مدیریت زمان نشوید.

 

"من می توانم این را در یک ساعت انجام دهم"

این یک دروغ کوچک است. چرا همیشه انجام کاری، دو برابر زمانی که ما انتظارش را داشتیم طول می کشد؟ به این خاطر که کمتر کسی از ما می تواند زمان دقیق کامل کردن یک کار را بصورت دقیق پیش بینی کند.

 

"او فرد با 'تاخیری' است"

فردی که همیشه 20 دقیقه دیر به قرار ملاقات و یا انجام امور می پردازد، همیشه همین حدود تاخیر در کارها خواهد داشت. به این فرد نمی توان گفت فرد با تاخیر، این فرد سروقت کارها را انجام می دهد منتها با 20 دقیقه تاخیر!

می توانیم بگوییم که اگر برای او ساعت خاصی را در نظر گرفتیم، احتمالا 20 دقیقه تاخیر خواهد داشت.

 

"هزینه ای ندارد"

 شما "هیچ چیز را در مقابل هیچ چیز" بدست نمی آورید. هر چیزی قیمتی دارد. شاید هزینه کاری، پول شما نباشد اما معمولا در این شرایط، زمان شما است.

 

" به جای اینکه به او نشان دهم چطور این کار را انجام دهد، خودم سریع انجام می دهم"

اگر این جمله در مورد کاری بیان شود که فقط یک بار قرار است انجام شود، می تواند جمله درستی باشد. اما تصور کنید که این جمله در مورد کاری بیان شود که دائما تکرار خواهد شد، در این صورت جمله نادرستی خواهد بود.

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : 7 دروغ بزرگ مدیریت زمان!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 16 آذر 1396

 

 

قوانین زندگی موفق

 

قانون جذب

شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت . شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

 

 

قانون انتخاب

زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

 

 

قانون مسئولیت

هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر انتخاب های خودتان است. مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خودتان است.

 

 

قانون کارما

عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید. همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

 

 

قانون خدمت

پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد. هر چه بیشتر و صادقانه تر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار کنید در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

 

 

قانون تصمیم

مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در مورد موضوعی تصمیم روشنی گرفته باشید.

 

برایان تریسی

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قوانین زندگی موفق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 29 آبان 1396

متفاوت بیاندیشیم

وقتی خانه تکانی می کنی؛

 چیزهایی پیدا می شوند که

مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان

را بهم ریخته ای و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود...

 

امروز که آن گمشده ها را میبینی،

میبینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته

 

دنیا هم همینطور است...

امروز هستیم، فردا نه!

در نبودمان جایگزینهایی هستند

 که دنیا از حرکت نایستد...

.

خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد

 می دهد که هیچ تقدیری فاجعه نیست باور کنید!

 

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : متفاوت بیاندیشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 27 آبان 1396


( کل صفحات : 50 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز