مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

امیر المومنین علیه السلام فرموده :

 

تمام خیر در سه چیز جمع شده است:

 

نگاه   سكوت   سخن

 

هر نگاهى كه پندى در آن گرفته نشود،


فراموشى است.

 

هر سكوتى كه اندیشه اى در آن نباشد، غفلت است.

 

 هر سخنى كه ذكرى در آن نباشد، بیهوده است.

 

خوشا بحال كسى كه:


نگاه او پند، سكوت او اندیشه و سخن او ذكر باشد، بر گناهش


 گریسته و مردم از شرش در امان باشند.

 

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : امیر المومنین علیه السلام فرموده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397

 

 

جاهای خالی را پر كنید و همیشه در ذهنتان تکرار کنید.

 

مهمترین فرد زندگی من نامش  ..... است.

مهمترین هدف یکساله من ..... است.

مهمترین هدف پنج ساله من ..... است.

سه ارزش مهم زندگی ام که حاضرم وقتمو به خاطرشون صرف کنم .....و.....و..... هستند.

بهترین دوست قابل اعتماد من ..... است.

بزرگترین نقطه قوت من.....

و بزرگترین ضعف من ......است.

 

مطمئن باشید به زودی تغییرات بزرگی را احساس خواهید کرد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : جاهای خالی را پر كنید و همیشه در ذهنتان تکرار کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

یکی از بیمارى‌هاى خطرناک، مرضى بى‌صداست که هیچگونه علامتى نداشته و ندارد، اما مى‌تواند آسیب شدیدى به شما وارد نماید!

 این بیماری، مرض «عادى‌شدنِ نعمت» است. این بیمارى چند نشانه دارد:

 

این که نعمت‌هاى فراوانى داشته باشى، اما آنها را نعمت ندانى، و هیچگونه احساس (شکرگزارى) در قبالش نداشته باشى، گویى این که حقى کسب شده !

 

این که وارد خانه شوى و همه‌ى اعضاى خانواده‌ در سلامتى بسر برند، اما «شکر خدا» را به جاى نیاورى !

 

به بازار بروی و خرید کنی و به خانه برگردى، بدون این که قدردان و شکرگزار صاحب نعمت باشى، و این امر را عادى و حق خودت در زندگى بپندارى.

 

هر روز در کمال صحت و سلامتى از خواب برخیزى در حالى که از چیزى نگران و ناراحت نباشى، اما خدا را سپاس نگویى !

 

خدایا مراقبم باش اینگونه نشوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدایا مراقبم باش اینگونه نشوم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

ﺧﺪﺍﻳﺎ!

 

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﻲﮔﻮﻳﻢ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺟﻠﻮﻱ ﺗﻘﺪﻳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﺩ،

ﻭ ﻧﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺟﻠﻮﻱ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺑﺮﮐﺖﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ...

ﻫﻴﭻﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ،

ﺑﺎ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩﻫﺎﻱ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﺑﺮﻱ ﻧﻤﻲﮐﻨﺪ...

ﺧﺪﺍﻳﺎ!

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮﺩﻩ،

ﺁﻓﺮﻳﺪﻩﻫﺎﻳﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻲﻣﺎﻧﻨﺪ،

ﻭ ﺗﻮ ﻫﺮﻳﮏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﮑﻤﺘﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩﺍﻱ...

ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ

ﻭ ﺗﻮ ﺍﻣﺎﻧﺖﺩﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻫﺴﺘﻲ...

ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺭﺍﺿﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﮐﺖ ﻣﻲﺩﻫﻲ

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﺩﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ

ﻭ ﻧﻌﻤﺖﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻭ ﻣﻲﺑﺎﺭﻱ...

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺧﺪﺍﻳﺎ!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397

ﻋﺸﻖ ﺟﺬﺏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻭ ﺣﺲ ﺧﻮﺩﺵ

ﺑﺎﺷﺪ...

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺷﻮﯼ، ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﯽ!

ﻭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮ ﺷﻮﯼ ﻭ ﻋﺎﺷﻖﺗﺮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮﯾﻦ ﻭﻋﺎﺷﻖﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ!

ﻭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ.

ﺁﻥﭼﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺗﻮﺳﺖ، ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﻮ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﺳﺖ.

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺣﺮﮐﺘﯽ...

ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ

ﺧﻮﺩﺵ ﺑﮑﻨﺪ.

ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ...

ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻰ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ.







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﻋﺸﻖ ﺟﺬﺏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻭ ﺣﺲ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397

 

 

ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ، ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻩ !

ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !

ﺑﺎﺑﺎ !...

ﺑﺎﺑﺎ !...

ﺑﺎﺑﺎ !...

 

ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ :

ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ...

ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ داشته

 باشم ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ !

ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ :

ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟؟؟

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ :

ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ !

میگفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !!

ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻧﻪ !

ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!!

ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟؟

ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ میگفتیم : ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!!

ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ...

ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!!

ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﯿﻢ ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ

 ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ

ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.

کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:

قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد

و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...

قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند

و قسم بر غربتت،

وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 دی 1397

 

 

 

 

چه وقت باید احساس بزرگی کرد؛

 

١-هر گاه از خوشبختی همه، "حتى" کسانی که دوستمان ندارند

 هم خوشحال شدیم.

٢-هر گاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم.

٣ - هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم.

٤- هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود.

٥- هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم.

٦- هرگاه به بهانه عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم.

٧- هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود.

٨- هرگاه دانستیم عزیزخدا نخواهیم شد، مگر زمانی که 

وجودمان آرام بخش دیگران باشد.

٩- هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.

١٠- هرگاه همه چیز بودیم و گفتیم: "هیچ نیستیم"

 

پس بیاییم بزرگ باشیم...

و بزرگ شدن را تمرین کنیم...

و بعد بزرگ شدن را تعلیم دهیم.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چه وقت باید احساس بزرگی کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 دی 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی

و محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت

 

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند

و توان ادای نت ها را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

 

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

 

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

 

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

 

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

 

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر دکانی بخر و کارى را شروع کن.

 

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

 

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

 

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "بردیا"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

خدای من

در هر ثانیه ای که میگذرد

بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی

 

تپش قلب

دم و بازدم

دیدن

شنیدن

لمس کردن

نبض زدن ها

پلک زدن

فکر کردن

و...

 

نعمات بیشماری که ازشمردن آن ناتوانم

 

و من چقدر بی تفاوت میگذرم

و مدام از نداشته هایم پیش تو گله و شکایت میکنم

 

خدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم

برای فراموشکاری ها و بی توجهی هایم

مرا ببخش

 

خداوندا

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد

تقصیری ندارد

قاصر است

کم می آورد

در برابر بزرگی ات

 

ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸش ها

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی فردای ما ﻣﻘدر فرما

آمین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

 

اگر به جای گفتن:

دیوار موش دارد و موش گوش دارد،

بگوییم:

 

"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

 

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!

 

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

 

بچه را ول کردی به امان خدا !

ماشین را ول کردی به امان خدا !

خانه را ول کردی به امان خدا !

 

و اینطور شد که "امان خدا" شد: مظهر ناامنی!

 

ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امان خداست.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397


 

ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟

 

مولانا بر این باور بود که:

 

جمله ی بی قراری ات از طلبِ قرار توست

طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

 

می گوید:

علت بی قراری های ما از ثبات طلبی های ما نشأت می گیرد

اما اگر طالب بی قرار باشیم و اذعان کنیم که همه چیز در معرض تغییر و تحول است آن گاه به آرامش دست خواهیم یافت.

 

اریک فروم، روانکاو آلمانی-آمریکایی در این باره می نویسد:

به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ،

سعی می کنیم با عکس گرفتن،

آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم

می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم.

 

دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.

دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند 

 

در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل

اضطراب و رنج می شویم.

 

اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و  هیچ 

چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم.

 

" همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که

می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود به یک شادی و

 آرامش عمیق رسیده بود.

 

ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم، بی  قرار می شویم.

 

یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، 

بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض 

این مهم ترین قانون جهان هستیم، مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ 

کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است

 

  از همین  لحظه هایت لذت ببر. هیچ چیزی تا چند ثانیه ی دیگر مشخص نیست






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد. 

ناچار با منقارش از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش

 می گذاشت. آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.

 

یکی از جوجه ها گفت:

آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.

 

وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناسپاسی نبینیم 

اما بیشتر اوقات می بینیم. مرز میان ناسپاسی و خودخواهی باریک است. 

هر دو جزو صفت های بد به شمار می روند اما هر آدمی حق دارد 

زندگی کند. حق دارد خودخواه باشد. کسی برای فداکاری بی اندازه 

هم مدال نمی دهد.

 

عموماً آدم های خیلی فداکار در تنهایی شان گله می کنند از ناسپاسی

 اما ترجیح می دهند فداکار شناخته شوند تا آدمی که به فکر خودش است.

 

گاهی به فکر خودتان باشید. 

از زندگی تان لذت ببرید. اینطور در گذر

 زمان کمتر پشیمان می شوید. کسی برای فداکاری بی اندازه به آدم 

مدال نمی دهد





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گاهی به فکر خودتان باشید.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

در دنیا هیچ چیز ناراحت کننده‌تر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست ...!

من از آن‌هایی که پول را حقیر می‌شمرند خیلی بدم می آید،

 این‌ها یا ریاکارند یا احمق ...!

پول مثل حس ششم می‌ماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند ...!

این را هم می‌شنوی که می‌گویند فقر بهترین انگیزه‌ی هنرمند است، 

این‌ها نیش فقر را هرگز در جان و تن‌شان حس نکرده‌اند ...

اینها نمی‌دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، بال تو را از

 جای می‌کند و "روحت را مثل سرطان می‌خورد ..."

 

سامرست موآم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سامرست موآم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397


 

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .

ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ،

ﺭﻭﯼ ﺗﭙﻪ ﺍﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ .

ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ.

ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ.

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ

 ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ.

 ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﻦ راصدا میزند ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﻢ ﺍﺯ 

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮم....

 

"از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند

 انتظآر نداشته باش تورا به بهشت ببرند






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند انتظآر نداشته باش تورا به بهشت ببرند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

 

زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست

هوس دیدن و نادیدن نیست

زندگی جنبش جاری شدن است

از تماشا گه آغاز حیات

تا بدان جا که خدا میخواهد.

تو مهربان باش بگذار بگویند ساده است!

فراموش کار است! زود میبخشد...

سال هاست دیگر کسی در این سرزمین، ساده نیست...

اما تو تغییر نکن!

تو خودت باش و نشان بده

آدمیّت هنوز نفس میکشد.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397


( کل صفحات : 67 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز