مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

خاطره ای از فریدون مشیری:

 

عرض می شود که در طبقه دوّم منزلی که بنده زندگی می کنم، آپارتمانی هست 

که همسایه محترم دیگری در آن زندگی می کند؛

یک شب، بنده که به خانه آمدم تاماشینم را در گاراژ بگذارم، دیدم مهمان های

 همسایه محترم، ماشین های خود را ردیف گذاشته اند جلوی خانه و از قرار

معلوم، دسته جمعی با میزبان رفته اند شمیران!!

 

من هم ناچار ماشینم را بردم تعمیرگاه...

و نامه ای نوشتم و جلوی یکی از ماشین ها گذاشتم به این مضمون؛

«امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشینتان

 را چند متر جلوتر گذاشته بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا تعمیرگاه بروم!

 

ارادتمند؛ «فریدون مشیری»

 

صبح که از منزل بیرون آمدم،

دیدم یکی از مهمان ها که خطّاط معروفی ست

( و نامشان استاد بوذری است ) از قرار جزء مهمان ها بوده!!

با خط خوش، نامه ای نوشته و به درب منزل من چسبانده!

او نوشته بود:

آقای مشیری! در پاسخ ِ مرقومه عالی؛

«گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!!»

و در خاتمه به عرض می رساند؛

 

اطاعت می کنم جانا...

 که از جان، دوست تر دارند،

جوانان سعادتمند،

پندِ پیرِ دانا را،

 

من هم برای ایشان نامه ای نوشتم؛

البته منظوم، به این شرح!

 

هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازش بَصَر است،

هنوز مستی این جام جانفزا به سَر است!

 

فضای سینه ام از نامه تو باغ گل است،

هوای خانه ام، از خامه تو مُشک ِ تَر است!

 

ترا به «خطِ» تو می بخشم، ای خجسته قلم

که آنچه در بَر من جلوه می کند، هنر است!

 

جواب خط تو را هم به شعر خواهم گفت،

اگرچه خط تو از شعر من، قشنگ تر است!

 

به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد

هنوز ذوق و هنر، دام و دانه بشر است!

 

شبی ز راه محبّت بیا به خانه ما

ببین که دیده مشتاقِ شاعری، به در است!

 

حالا مقایسه کنید اگر الان ...

یکی، ماشینشو سر راه ما قرار بده،

از مغز های ما چی تراوش می کنه؟!

و البته همچنین از زبان و دستهای ما!!!

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، شعر و ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 5 بهمن 1397

 

 

در بین آلمانی ها قصه ای هست که این چنین بیان می شود :

 

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده ، شک کرد 

که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین، تمام روز او را

 زیر نظر گرفت!

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد

 راه می رود ، مثل دزدی که میخواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند،

آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد

 لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند ،

اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد!

زنش آن را جابه جا کرده بود،

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت

 و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند،

 و رفتار میکند!

 

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید

که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم 

که دوست داریم ببینیم






نوع مطلب : مدیریتی، اخلاقی، 
برچسب ها : که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 5 بهمن 1397

نگاه یک عاشق

 

در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی 

به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق 

دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف

 دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج 

خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و

 آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او را به‌خاطر 

این کار سرزنش می‌کردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به

 حرف آنها نمی‌داد و دیدار معشوق آن‌قدر برای او انگیزه 

بوجود می‌آورد که تمام سختی‌ها و ناملایمات را به‌جان می‌خرید.

شبی از شب‌ها جوان عاشق مثل تمامی شب‌ها از دریا گذشت و

 به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب 

پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری

معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من 

در عجبم که تو چگونه متوجه نشده‌ای

جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی

 هرگز آن را ندیده بودم

لحظه‌ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: 

«چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»

معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در

 چهره‌ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در

 تعجبم که تو چطور متوجه نشدی

جوان عاشق می‌گوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و 

گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم

لحظه‌ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان 

پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است

معشوقه جواب می‌دهد: 

«شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکی‌ام 

رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمی‌دانم چرا متوجه نشده بودی

جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می‌دهد. آن جوان ایرادات 

دیگری از چهره معشوقه‌اش می‌بیند و بازگو می‌کند و معشوقه 

نیز همان جواب‌ها را می‌گوید.

 

به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر می‌رسانند و مثل

 تمام سحرهای پیشین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی می‌کند

 تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقه‌اش می‌گوید: 

«این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است

جوان عاشق با لبخندی می‌گوید: «دریا از این خروشان‌تر بوده

 و من آمده‌ام، این تلاطم‌ها نمی‌تواند مانع من شود

معشوقه‌اش می‌گوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و می‌آمدی، 

عاشق بودی و این عشق نمی‌گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد.

 اما دیشب به‌خاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدی‌ها و

 ایرادات من را دیدی. از تو درخواست می‌کنم برنگردی زیرا در

 دریا غرق می‌شوی

جوان عاشق قبول نمی‌کند و باز می‌گردد و در دریا غرق می‌شود.

مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر می‌پردازد؛

 مولانا می‌گوید تمام زندگی شما مانند این داستان است. 

زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامون‌تان شکل می‌دهد.

 اگر نگاه‌تان‌، مانند نگاه یک عاشق باشد، همه چیز را عاشقانه

 می‌بینید. اگر نگاه‌تان منفی باشد همه چیز را منفی می‌بینید.

 دیگر آدم‌های خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و 

نخواهید دید. دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ

 نخواهد داد و نگاه منفی‌تان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب

 را متوجه شوید. اگر نگاه عاشقانه از ذهن‌تان دور شود تمام بدی‌ها

 را خواهید دید و خوبی‌ها را متوجه نخواهید شد. نگاه‌تان اگر 

عاشقانه باشد بدی‌ها را می‌توانید به خوبی تبدیل کنید.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : نگاه یک عاشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 3 بهمن 1397

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " : ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ

ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ "

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ

ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ

ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ

ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ

ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ

ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ !

ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟

ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ...!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ" : ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ؟!

 ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ

ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ"!

ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ!

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 30 دی 1397


خدایا:....

زندگی سرشار از هزاران نگرانیست   و ذهن

 از یک فکر به سوی فکر دیگر پرواز میکند,  

در میان چنین هیاهویی   شنیدن ندای خاموشی که 

در قلبم با من سخن میگوید, 

دشوار است. 

خدایا: مرا موهبت آن بخش  که ذهنم

 در کشاکش این غوغای روزمره   بر تو متمرکز باشد 

 و هر روز دقایقی با تو ارتباط برقرار کنم.

 چنان متبرکم کن که ندای تو را بشنوم و

 سیمای تورا که پر از لطف و زیبایی ست 

به چشم دل مشاهده کنم...

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدایا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 29 دی 1397


 

شب، زمان مناسبی است که بیندیشیم چه کرده‌ایم تا جهان، 

بهتر و شفیق‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از پیش شود.

 

اگر پاسخی هم نبود، باز شب وقت خوبی است که ببینیم از

 دستمان چه کاری برمی‌آید. لازم نیست کاری کنیم کارستان.

 

می‌شود به امور دست به نقد و ساده پرداخت: تلفنی که هنوز نزده‌ایم،

 نوشتن نامه‌ای که بی‌خیالش شده‌ایم، تلافی کردن لطفی که نتوانسته‌ایم 

پاسخ دهیم. برای بخشیدن عشق، فرصت نامحدود است و در دسترس همگان.

 

زاده برای عشق

لئو بوسکالیا






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زاده برای عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 29 دی 1397

 

خندیدن ، خطر دیوانه قلمداد شدن را دارد 

گریستن ، خطر احساساتی قلمداد شدن را دارد  

ابراز احساسات ، خطر برملاشدن شخصیت را دارد

عشق ورزیدن ، خطر این را دارد که متقابلا به ما عشق نورزند !

زیستن ، خطر مردن را دارد و تلاش کردن ، خطر شکست را در پی دارد

اما با خطر نکردن ، برده‌ای خواهید بود که گرفتار زنجیر قاطعیت شده است و آزادی را به اسارت داده است

تنها یک نفر آزاد است، آنکس که خطر کند.

ریچارد لید






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : تنها یک نفر آزاد است، آنکس که خطر کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 دی 1397

 

ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﮑﺎﻧﯽ ﺩﻟﺖ،

ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻥ

ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺭﺍ...

ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﺮﻳﺰ، ﺍﻣﺎ

ﻗﺎﺏ ﻧﮑﻦ ﺑﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺩﻟﺖ!

ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺯﻧﺪگی، ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻋﻘﺐ ﻋﻘﺐ ﺑﺎﺷﺪ،

ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻴﺨﻮﺭﯼ

ﺯﺧﻢ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﯼ

ﻭ ﺩﺭﺩ ﻣﻴﮑﺸﯽ!

ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺑﻢ

ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﻲ ﻣﻬﺮﻱ ﮐﺴﻲ ﺩﻟﮕﻴﺮ ﺷﻮ

ﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺴﻲ ﺩﻟﮕﺮﻡ...

ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺩﻟﺴﺮﺩ ﻣﺒﺎﺵ،

ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧﯽ؟

ﺷﺎﻳﺪ

ﺭﻭﺯﯼ

ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﻣﻴﮑﺮﺩﻱ...

ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺴﭙﺎﺭ

ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻗﻮﯼ ﻧﻴﺴﺖ

ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺸﺪ

ﺩﺭ ﺁﻳﻨﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ

ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﯽ...

"ﻫﻴﭽﮑﺲ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﮑﺎﻧﯽ ﺩﻟﺖ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻥ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

گوته می گوید:

 

« اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند »

« اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند »

« اگر زیبا نیستی، برخورد درست با زشتی هم وجود دارد »

« اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند »

« اگر تحصیلات عالی نداری، با کمی سواد هم می توان زندگی کرد »

« اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست »

 

اما اگر « عزت نفس نداری » هیچ نداری ..!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گوته می گوید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

بخشی از کتاب "میخوام آدم حسابی باشم!!"

از خانم نیکیتا جامعه شناس سوییسی:

 

ثانیه به ثانیه عمر را با لذت سپری کن !!در هر کار و درهر حال!!.

 تفریح ،

رانندگی ،

آموختن، 

مطالعه،

 آشپزی،

نظافت ، 

خوردن و آشامیدن، 

عشق ورزی، 

حرف زدن،

 سکوت و تفکر، 

رابطه، نیایش و....

زندگی فقط در رسیدن به هدف خلاصه نشده!!

 

مابه اشتباه اینگونه میاندیشیم

درسم تمام شود راحت میشوم!!

غذایم را بپزم راحت میشوم!!

اتاقم را تمیز کنم راحت میشوم!!

بالاخره رسیدم!!.... چقدرراحت شدم!!

اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت میشوم!!

 

تمام شود که چه شود!!؟

مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی 

تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است!!..

 

پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن 

را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم!! 

به تمام شدن و فارغ شدن!!..

 

حتی هنگامیکه دستهایمان را میشوییم نیز میتوانیم بالذت اینکار را

 انجام دهیم!!یکبار امتحان کنید!!

آب چه زیبا آرام پوست دست هایمان را نوازش میکند!!

به آب نگاه کنیم و لذت ببریم!!وآنجاست که احساس خوب 

زندگی کم کم به سراغ مان میاید!!..

 

لذت باعث قدرتمند شدن ما میشود به طرز باور نکردنی باعث بالا 

رفتن اعتماد به نفس مامیشود!!..

لذت بردن هدف زندگی است

تا میتوانی همه کارها و فعالیت ها را با لذت همراه کن!!.. حتی نفس 

کشیدن که کمترین فعالیت ماست!!..

 

دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:

ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!!

ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!!

 

ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ خوشبختی وﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش

ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ!! که در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، 

ﻫﻮﯾﺪﺍ میﺷﻮﺩﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ میﮔﺮﺩﺩ!!.

 

آری نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند!!..

اما کمبود یا نبود اخلاق را، هیچ چهره زیبایی نمی تواند تکمیل کند!!..

 

پایه و بنای شخصیت ما بر

رفتاروکردارمان نهاده شده و زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش 

اخلاق ترین انسان های دنیاست!!.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "میخوام آدم حسابی باشم، زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش اخلاق ترین انسان های دنیاست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

یکی از فرمول های شوپنهاور که به من خیلی کمک کرد،

این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه می گیره:

آنچه که هستی،

آنچه که داری،

و آنچه در چشم مردم جلوه می کنی.

اون اصرار داره که ما فقط باید بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی

 سرمایه گذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم؛

چون از ما گرفته می شن، درست مثل پیری گریز ناپذیری که داره

 زیبایی تو رو ازت می گیره.

در واقع شوپنهاور گفته "داشتن" معکوس می شه:

آنچه که داریم، اغلب صاحب ما می شود!

درمان شوپنهاور

یالوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : درمان شوپنهاور،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

 

دکتر الهی قمشه ای چه زیبا میگوید

 

وقتی دعا میکنی،

دعای تو از این جهان خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.

دعایت به قبل از پیدایش عالم میرود.

دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.

و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.

 

و مولانا میگوید :

گر در طلب گوهر کانی، کانی

        گر در هوس لقمه نانی، نانی 

این نکته رمز اگر بدانی، دانی

      هر چیز که در جستن آنی، آنی..






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی دعا میکنی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397


"زنگوله‌ای بر گردن"

 

می‌گویند؛

"آقا محمد خان قاجار" علاقه خاصی به شکار روباه داشته.

 تمام روز را در پی یک روباه می‌تاخته، بعد آن بیچاره را می‌گرفته و

 دور گردنش، "زنگوله‌ای آویزان" می‌کرده و آخر ر‌هایش می‌کرده.

 

تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست.

البته که روباه بسیار دَویده،

وحشت کرده،

اما زنده ا‌ست؛

هم جانش را دارد،

 هم دُمش

و هم پوستش. "می‌ماند آن زنگوله!" از این به بعد روباه هر جا که

 برود زنگوله توی گردنش صدا می‌کند!

 

دیگر نمی‌تواند "شکار" کند، چون صدای زنگوله، شکار را فراری می‌دهد.

بنابراین گرسنه می‌ماند.

صدای زنگوله، جفتش را هم فراری می‌دهد، پس تنها می‌ماند.

 

از همه بد‌تر، صدای زنگوله، خود روباه را «آشفته» می‌کند، آرامش‌

را از او می‌گیرد.! "این‌‌ همان بلایی است که انسان امروزی سر

ذهن پُرتَنشِ خودش می‌آورد.

فکر و خیال رهایش نمی‌کند!

 

زنگوله‌ای از "افکار منفی،" دور گردنش "قلاده"می‌کند.

بعد خودش را گول می‌زند و فکر می‌کند که آزاد است، ولی نیست.

برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آن‌ها را با خودش می‌برد،

آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای یک زنگوله!

 

واقعا هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زنگوله‌ای بر گردن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 24 دی 1397

 

یکی از قدیمى ترین دوستانِ کاناداییم، یك قانونِ جالب واسه

 خودش داشت!

قانونش این بود که:

با وجودِ داشتن همسر، دو بچه و زندگی مستقل و کارِ پر مسئولیت

 ماهی «یک شب» باید خونه پدر و مادرش باشه!

می‌گفت که کارهای بچه‌هارو انجام میدم‌ و میرم خودم تنهایی، 

مثل دورانِ بچگی و نوجوانی ... چندین ساله این قانون رو دارم، 

هم خودم و هم همسرم!

می‌گفت: خیلی وقت‌ها هم کار خاصی

نمی‌کنیم! پدرم تلویزیون نگاه می‌کنه

و من کتاب می‌خونم، مادرم تعریف می‌کنه، من گوش می‌دم، 

من حرف می‌زنم و مـادرم یا پدرم چرت می‌زنند و شب می‌خوابیم... 

صبح صبحانه‌ای می‌خوریم، بعد برمیگـردم به زندگی!

 

دیروز روی فیسبوکش دیدم یه "عکس" گذاشته بود و یه نوشته 

که متوجه شدم مادرش چند ماه پیش فوت شده. براش پیام دادم 

که بابتِ درگذشت مادرت متاسفم و همیشـه ماهی یک شبی رو 

که گفتـه بودی به یاد دارم...

جوابی داده، تشکری کرده و نوشته که: «مادرم توی خاطراتِ 

محدودش از اون شب‌ها به عنوانِ بهترین ساعتهای سال‌ها و 

ماه‌های گذشته ‌اش یاد کرده»

و اضافه کرد که:

اگه راستش رو بخوای "بیشتر" از مادرم برای خودم خوشحالم

 که از این «فرصت و شانس»

نهایتِ استفاده رو برده‌ام...!!

 

قوانینِ خوب رو دوست دارم...

برای خودتون؛ دلتون؛ حالتون و خانوادتون قانون های قشنگ بذارید؛

بعدا حسرت قانون های گذاشته نشده رو نداشته باشید!

 

از خاطراتِ مهندس آوانسیان






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بعدا حسرت قانون های گذاشته نشده رو نداشته باشید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 24 دی 1397

 

مواظب رفتارهای غلیظ باشید.

 

هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به

 احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس

 این رفتار وجود دارد.

 

کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش

 دریایی از بی ادبی نهفته است.

 

کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به حیا نشان می دهد،

 بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است.

یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار معتمد بودن می کند، بدانید 

که در باطنش خیانت اولین گزینه است.

 

کسی که خیلی غلیظ با غیرت و متعصب است در باطنش آتش فشانی از 

فساد  منتظر انفجار است.

 

كسی كه خیلی غلیظ به دینداری و پاک‌منشی خود را مطرح میكند؛

 شک نداشته باشید با این نما، باطنی عاری از هر گونه اعتقاد وجود دارد.

 

آدم ها پشت رفتارهای غلیظ پنهان می‌شوند تا حجم بزرگ منفی‌های

 درونشان را استتار کنند.

 

مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه آنها مهم تر سراغ غلیظ‌های 

خودتان نیز بروید. تا ببینید کدام رفتار افراطی را از خود نشان می‌دهید.

 

یک زندگی سالم ، زندگی معتدلانه است.

 

دکتر احمد حلت






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : یک زندگی سالم، زندگی معتدلانه است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 23 دی 1397


( کل صفحات : 67 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز