مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







من می دانستم نومیدی هست اما نمی دانستم

 یعنی چه. من هم مثل همه خیال می کردم که نومیدی

 بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می کشد. پوست تنم درد می کند،

 سینه ام، دست و پایم. سرم خالی است و دلم به هم می خورد. 

و از همه بدتر این طعمی است که در ذهنم است. نه خون است

 نه مرگ نه تب، اما همه ی اینها با هم کافی است زبانم را

 تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همه موجودات نفرت پیدا کنم. 

چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن...

 

آلبرکامو






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : نومیدی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 13 مرداد 1398

 

به دنبال خدا نگرد...

خدا در دست است که به یاری می گیریم

در قلبی است که شاد می کنیم

در جائی ست که قلب شکسته ای نمانده

خدا نزدیکتر از آن است که فکر میکنیم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به دنبال خدا نگرد...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 13 مرداد 1398

 

من دوتا مغز دارم...

یکی متجدد و مدرن، اون یکی عقب مونده و سنتی.

اونی که مدرنه به آزادیت احترام میزاره، از گذشت و بزرگواریش سرمسته،

با ظرافت از خودش شعور و درک نشون میده.

اما اون یکی میخواد فقط مال من باشی، حاضر نیست

 با کسی شریک بشه....

 این منم ژیل، حتی با کلاسهای فشرده و با دوهزار و پونصد سال

تعلیم و تربیت نمیتونی از عشق،

 این جنبه ی سنتی و غریزیش رو جدا کنی ...

 

 

اریک امانوئل اشمیت






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : من دوتا مغز دارم..،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 13 مرداد 1398

 

بدرخشیدکه امروزروزشماست ...

ریسمانهای توکل وتوسلتان راازجنس مهرالهی،بسازید !

محکم ترازهمیشه ...

عاشق ترازهمیشه ...

چون خداباماست ..!

مهربانی راازکودکان بیاموزیم که خلوص آن،زمان وزمین رافریاد میزنند !

دوباره شروع کن ..!

اینجامکان زندگی توست ازآن توست بکوش ومهربانی کن




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بدرخشیدکه امروزروزشماست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 13 مرداد 1398

از ابتدای پیدایش انسان 100میلیارد نفر مرده اند ،

جمعیت انسان امروزی حدود 4% تمام انسان های 

متولد شده زمین است ،

و الان که ما روی زمین راه میرویم 93 میلیاردقطعه

 اسکلت زیر پایمان است!

 

یه دقیقه چشم هامون را ببندیم و به این فکر کنیم 

که صد سال دیگه کجاهستیم؟؟؟

 

شاید لازم باشه که خیلی سریع،

در بعضی رفتارها مون ، تجدید نظر کنیم و اصلاحاتی انجام دهیم!!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از ابتدای پیدایش انسان 100میلیارد نفر مرده اند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 12 مرداد 1398

 

اگر تو ثروتمند باشی،

 

سرما یک نوع تفریح می‌شود تا پالتو پوست بخری،

 

خودت را گرم کنی و به اسکی بروی.

 

 

 

اگر فقیر باشی برعکس،

 

سرما بدبختی می‌شود،

 

و آن‌وقت یاد می‌گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی!

 

 

 

کودک من!

 

تساوی تنها در آن جایی که تو هستی وجود دارد،

 

مثل آزادی،

 

ما تنها توی رَحِم مادر برابر هستیم.          

 

 

 

اوریانا فالاچی

 

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می‌شود تا پالتو پوست بخری،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 12 مرداد 1398

 

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!

 

غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنیم!

 

 

 

کودکی جان می دهد از درد فقر و ما هنوز

 

چشم می بندیم و هرشب خواب راحت می کنیم!

 

 

 

عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود

 

ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم!

 

 

 

ما که بردیم آبرو از عشق، پس دیگر چرا

 

عشق را با واژه هامان بی شرافت می کنیم؟

 

 

 

کاش پاسخ داشت این پرسش که ما در زندگی

 

با همیم اما چرا احساس غربت می کنیم؟

 

 

 

شیخ بهایی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 12 مرداد 1398

 

روزی معلم از دانش آموزانش پرسید:

 

آیا میدانید چرا وقتی انسان ها با هم دعوا میکنند سر یک دیگر داد میزنند؟

 

یکی گفت :شاید به این خاطر که می خواهند سخن خود را به هم بقبولانند.

 

یکی دیگر گفت :شاید میخواهند بگویند زور من بیشتر است

 

و هر کدام چیزی گفتند...! ولی هیچ کدام جواب معلم نبود

 

معلم سخنش را ادامه داد و گفت:

 

وقتی آدم ها با هم دعوا میکنند قلب هایشان از هم دور میشود

 

ودیگر صدای هم دیگر را نمیشنوند. به همین خاطر بر سر هم داد می زنند

 

در واقع جسم های آن ها به هم نزدیک است ولی قلب ها دور!.

 

ولی وقتی قلب ها به هم نزدیک باشد دیگر احتیاجی به داد زدن نیست

 

احتیاجی به نزدیک بودن هم نیست

 

حتی گاهی احتیاج به حرف زدن هم نیست

 

اگر دو نفر که همدیگر را دوست دارند پیش هم باشند

 

فقط با چشم هایشان هم دیگر را میبینند و با قلب ها یشان با هم حرف میزنند .

 

دیگر زبان به کار نمی آید.

 

و این زیبا ترین نوع حرف زدن است...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آیا میدانید چرا وقتی انسان ها با هم دعوا میکنند سر یک دیگر داد میزنند؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 11 مرداد 1398

 

مثل آهنگ خارجیایی که دوسشون داشتم اما معنیشونو

 نمی‌دونستم بودی برام، مثل وصله‌ی ناجور زندگی.

آقاجون که هروقت با عزیز حرفش می‌شد می‌گفت:

 یه عمر گذشته اما هنوزم وصله‌ی ناجوری،

هنوزم مثل همون روزایی و عوض نشدی...

 

نمی‌دونم اون روزا عزیز چجوری بود اما شبیه تو بود گمونم،

 دوس داشتنش قطع و وصل می‌شد، رفت و آمد داشت،

 

کم و زیاد داشت!

 

وصله‌ی ناجور بودی اما ناجور بودنتم قشنگ بود، میومدی

 بهم، قَدِت به قَدَم، وَزنِت به وَزنَم، رنگِ چشات به رنگِ

 چشام اما دنیات... دنیات، رنگ دنیای من نبود، من می‌گفتم

آبی تو می‌گفتی سیاه، من می‌گفتم دیوونه بازی تو می‌گفتی

 عاقل بودن، هی من می‌گفتم، هی تو میگفتی. انقدر گفتم و

 گفتی تا یه روز که آقاجون با عزیز دعواش شده بود و

با بغض نگام کرد، تنم لرزید، یهو گفت: جایی که فهمیدی یکی

 وصله‌ی ناجور زندگیته ول کن برو، آدمارو به امید 

عوض شدنشون نمی‌شه نگه داشت،

 

نمی‌شه چون نه عوض می‌شن و نه انصافه عوضشون کنی،

 

با هیچ‌کس به امید عوض شدنش نمون باباجان، منو عزیزت

 وقتی ازدواج کردیم خیلی بهم میومدیم اما همه ظاهرمونو

 میدیدن، هیچ‌کس نمی‌دونست از دلِ من تا دلِ عزیزت چقدر

فاصله‌ست، فاصله‌ای که هیچ‌وقت پر نشد! واسه من دیگه دیره

این حرفا ولی تو که اول راهی، هرجا فهمیدی دل و

 دنیاتون دوره ول کن برو دختر، ول کن برو...

 

آقاجون راست می‌گفت، من نمی‌تونستم عوضت کنم تا بشی

وصله‌ی جور زندگیم، نمی‌تونستم چون دنیات به دنیام نمیومد،

 چون کنار هم بودن آدمایی که دنیاشون مثل هم نیست، 

زندگیشونو پشت هاله‌ای از غم حبس می‌کنه...

 

حالا می‌فهمم

 

گاهی واقعأ دوست داشتن کافی نیست،

 

به چیز بیشتری نیازه،

 

چیزی به اسم هم دنیا بودن...

 

 

 

نازنین عابدین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گاهی واقعأ دوست داشتن کافی نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 11 مرداد 1398

 

 ﺍﺯ ﻫﺮ کسی ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ی ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮقع ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ! 

ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﺗﻮقع ﻣﺎﭺ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﺑﻐﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ‌‌‌‌‌ !

 ﺍﻻﻍ ﮐﺎﺭﺵ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ ، 

ﺳﮓ ﻫﻢ ﮔﺎهى ﮔﺎﺯ مى ﮔﯿﺮﺩ ،

 ﮔﺎهى ﺩمى ﺗﮑﺎﻥ مى دهد . 

ﮔﺮﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ...

 

ﺣﺎﻻ تو هی ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ مچ ﺑﮑﻦ ﺗﻮیِ 

ﮐﻮﺯﻩ یِ ﻋﺴﻞ ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻫﻦ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻧﺠﯿﺐ

 

 ﺭﺍﺳﺖ مى ﮔﻮﯾﺪ ﺗﻮﻗﻌﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻢ ﮐنى،

 ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﮐﻢ مى ﺷﻮﻧﺪ 

ﺭﺍحت تر ﻫﻢ ﺯﻧﺪگى مى كنى...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺍﺯ ﻫﺮ کسی ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ی ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮقع ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 10 مرداد 1398

 

 

 

خدای من

 

چه شوق آفرین است نگاه عاشقانه تو!

چه تکان دهنده است توجه مهرآمیز تو!

 

چه شیرین است زندگی در کنار تو و در

زیر سایه لطف تو.....

 

چه لذتبخش است ‌گرمای دست نوازشگر تو..

 

خدایا بحق رحمانیتت

غم های ما رابزدای

و عشق خودت را در دل ما جای ده ،

که عشق به غیر از تو ،

درد است و درد است و درد!

خدایا دلهای ما را،

در پناه خودت حفظ بفرما!

 

آمین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 9 مرداد 1398

 

 

 

ﺑﮕﺬﺍﺭ " ﺩﻧﯿﺎ " ﺭﺍ...

          " ﺁﺏ " ﺑﺒﺮﺩ!

ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ. . .

        " ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺁﺭﺍﻡ "

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ " ﺁﺭﺍﻣﺶ " ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ

        " ﺳﺪ " ﻫﻢ ﺑﺴﺎﺯﯼ؛

ﻓﻘﻂ. . .

      ﻣﺸﻖ " ﺑﭽﻪ ﻫﺎ " ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﯽ...

ﯾﮏ " ﺳﯿﺐ " ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ

  ﻭ؛

      ﻫﻤﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ " ﺟﺎﺫﺑﻪ " ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻧﺪ...

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ " ﺍﻧﺴﺎﻥ " ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩند

    ﻭ؛

        " ﻫﯿﭽﮑﺲ "

          ﻣﻔﻬﻮﻡ " ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ " ﺭﺍ ﺩﺭﮎ نکرد

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺑﮕﺬﺍﺭ " ﺩﻧﯿﺎ " ﺭﺍ... " ﺁﺏ " ﺑﺒﺮﺩ!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 8 مرداد 1398

 

 

 

 

چه زیبا گفت دکتر شریعتی

 

'ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺷـــــﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ!!   

  

  ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﻢ!

 

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﻮﻧــــﺠﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ!


 ﺍﻣــــﺎ ﺩﻟـــــﯽ ﺭﺍ، ﺩﻓﻦ ﻧﮑﻨﻢ!

 

ﮔﺮﮔﯽ ﺑﺎﺷﻢ..ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻡ..

ﺍﻣــــﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ، ﮐﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻫـــــﻮﺱ!

 

ﺧﻔﺎﺵ ﺑﺎﺷﻢ، ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﮔﺮﺩﺵ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﮐﻮﺭ...


ﺍﻣﺎ ﺧـــــﻮﺍﺑﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﭘﺮ ﻧﮑﻨـــﻢ!

 

ﮐﻼﻏﯽ ﺑﺎﺷﻢ...ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﮐﻨﻢ.... 


ﺍﻣﺎ ﭘﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻧﮑﻨــــﻢ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺪﺳـــﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ!

 

ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺷﺎﯾـــﺪ... 


ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﻮﻫﯿــــــﻦ...    

  

   ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ "ﺍﻧﺴــــﺎﻥ" ﺧﻄﺎﺏ میکنند






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : 'ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺷـــــﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ!!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 5 مرداد 1398

 

آغاز به هر شکلی که باشد

اُمیدبخش و زیباست

می‌تواند طلوعِ صبح باشد

می‌تواند آغازِ یک فصل، یک سال

آغازِ یک روحیه‌ی عالی و فکرِ متعالی

آغازِ یک هدف و اقدامِ جدید باشد

آغاز نوید می‌دهد

که سخت‌ترین‌ها،

تلخ‌ترین‌ها

و تاریک‌ترین‌ها هم تمام می‌شود

و همه چیز دوباره از نو شروع می‌شود

و روشنی پس از هر تاریکی خواهد آمد...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آغاز به هر شکلی که باشد اُمیدبخش و زیباست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 5 مرداد 1398

 

کاش یادمان باشد باشکستن پای دیگران، مابهترراه نخواهیم رفت.

 

کاش یادمان باشد باشکستن دل دیگران، ما خوشبخت ترنمی شویم.

 

کاش بدانیم،اگردلیل اشک کسی شویم، دیگر

 

با اوطرف نیستیم،باخدای اوطرفیم

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : کاش یادمان باشد باشکستن پای دیگران، مابهترراه نخواهیم رفت.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 4 مرداد 1398


( کل صفحات : 85 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز