مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

از قدیم رسم بود

که اگر ستاره دنباله دار دیدی آرزو کنی

اگر قاصدک دیدی آرزو کنی

ستاره رد می شود

قاصدک را هم باد می برد

قدیمی ها خیلی چیزها را خوب می دانستند.

می دانستند که آرزو ماندنی نیست

می دانستند نباید آرزو به دل ماند

آرزو را باید فوت کرد

رها کرد به حال خودش

آرزو را روی دلهایتان نگذارید

نباید راکد بمانند...

آب هم با آن همه شفافیتش

یک جا بماند کدر می شود و بو می گیرد

آرزوهایتان را بدهید دست باد

آنها باید جاری باشند

تا برآورده شوند

 

درود بر شما مهربانان 

خدایا :

به قلبمان مهربانی

به روحمان آرامش

به دست هایمان بخشندگی

به زندگیمان محبت

به دوستی هایمان تعهد 

و به تعهدمان صداقت عطا کن

 

لحظه هاتون به یاد ماندنی 

 

امیدوارم امروز روز بر آورده شدن 

آرزوهایتان باشد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آرزو را باید فوت کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 28 اردیبهشت 1398

 

افرادی كه انرژى مثبت دارند،

اغلب مهربان و با عاطفه هستند،

 به زمین و زمان مهربانی می كنند،

غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند،

اغلب افرادى خوش خُلقند،

دنبال نقاط مثبت هستند،

در برابر نا ملایمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.

این افراد در بلند مدت یك نیرویی بدست می آورند

 كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافیان هستند

و به قول روانشناسان "شخصیت كاریزماتیک" دارند.

 

کاریزماتیک باشید، پر از دید مثبت!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : افرادی كه انرژى مثبت دارند، اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 28 اردیبهشت 1398

 

 

 

آدمها را مهم نکنید،

همانطور که زیرشان را خط میکشید، به آنها نشان دهید که بلدید دورشان را هم خط بکشید،

 

آدم ها که مهم شوند دیگر به چشمشان ریز میرسید،

 

به آنها یادآوری کنید که این خود ِشما بودید که آنها را واردِ عرصه کرده اید، تا خودکارهای قرمزتان

 

جوهر دارند، شروع کنید خیلی ها را باید پر رنگ تر خط بزنید!....

 

الهی قمشه ای

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آدمها را مهم نکنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

 

پای‌سیب انصافا شیرینی خوشمزه‌ای‌ست.

خیلی می‌چسبد مخصوصا با چای داغ.

کشف یک برگه سیب لای کیک اسفنجی که زیر دندان قرچ‌قرچ کند لذت‌بخش است.

کاغذ روغنی ته پای سیب هم آدم را یاد کاغذهای خوشمزه‌ی کیک‌یزدی می‌اندازد که توی بچگی می‌جویدیم و طعم آن از خود کیک‌یزدی بهتر بود.

و خاک‌قند شیرین روی آن...

وای وای وای

 

امروز یاد قندخردکردن‌های مادرم افتادم.

آن‌موقع‌ها قند حبه‌ای و خردشده نمی‌فروختند.

فقط کله‌قند بود.

مادرم سفره‌ی بزرگی پهن می‌کرد وسط اتاق و کله‌قندها را با تیشه خرد و تکه‌قندها را با انبر ریز ریز می‌کرد.

می‌نشستم کنار دستش و آن تکه‌های سفید قند را که مزه‌ی شکرپنیر می‌داد با وسواس جدا می‌کردم و می‌خوردم و مادرم برایم حرف می‌زد.

انگشتم را خیس می‌کردم و می‌زدم به خاک‌قندها و می‌گذاشتم توی دهنم.

 

چقدر شیرین بودند قندهای کودکی.

شیرین‌تر از تمام قندهای این‌روزها.

نمی‌دانم شاید حرف‌های مادرم آن‌قدر شیرینشان می‌کرد.

این‌روزها قندهای حبه‌ای فقط چای را شیرین می‌کنند.

راحت به‌دست می‌آیند و زود هم آب می‌شوند اما نمی‌شود با آنها خاطره‌ی شیرین ساخت...

 

بابک اسحاقی

 

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : پای‌سیب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

 

 

ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ،

ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ

ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺍﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ

ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻣﺶ، ﺑﻬﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ،

ﺍﻭ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ...

 

ﺩﺭ ﺍﻥ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ

ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ؛ ﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ،

ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺦ!!

 

ﻧﺦ ﺍﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ،

ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻫﺎﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯﺗﺮﺱ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺣﻤﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻣﺪﻡ، ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩﺍﺳﺖ

ﺍﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ ...

ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ

ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺵ

ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ

ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ ...

 

گاندی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398

 

مردی سراغ گردوفروشی رفت و گفت:

ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ ،ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ

 ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺩ .

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ ﻭ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ .

ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯿﺪ .

ﺍﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻼﺧﺮﻩ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .

ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻫﯿﺪ .

ﻭ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﺩﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﮐﻪ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﺳﻮﻡ 

ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ .

ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﮐﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ: ﺯﺭﻧﮕﯽ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﯾﮑﯽ، 

ﯾﮑﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻨﯽ.

ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺳﻤﺞ ﮔﻔﺖ : ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻢ

ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺵ،

ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ،ﯾﮑﯽ

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯽﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺍﺯ ﮐﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ،

ﻧﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ،

ﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ،

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻟﺬﺕ ببرید!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻟﺬﺕ ببرید!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398

 

مادر که می شوی تمام زندگیت می شود دعا و

خواهش از خدا برای عاقبت به خیر شدن فرزندت.

مادر که می شوی بهترین هدیه برایت میشود

 سلامتی جسم و روح بچه ات.

 

مادر که می شوی بیشتر فکر می کنی به مادرت..

مادربزرگت. اینکه آنها چه سختی ها کشیده اند و چه آرزوهایی داشته اند

مادر که می شوی غم و اندوه و شادی ات هم رنگ دیگری میگیرد

 و همه اینها گره میخورد به حال فرزندت.

 

مادر که می شوی کوه های تمام عالم بر سرت خراب میشود

 وقتی به اندازه نیش سوزنی در پای فرزندت میرود

مادر که می شوی صبور میشوی و باحوصله انگار نه انگار که

تا همین دیروز بی حوصله ترین آدم روی زمین بودی.

 

مادر که می شوی خوابت هم با خواب فرزندت تنظیم میشود

 انگار نه انگار که تا دیروز خوابت از خواب زمستانی هم سنگین تر بود

 

مادر که می شوی نگاهت هم مادرانه می شود عمیق و دقیق و عاشق

 

مادر که می شوی دلت تنگ میشود برای مادرت و روزهایی

که یادت نمی آید در دلش چه ها گذشته.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مادر که می شوی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 23 اردیبهشت 1398

حسادت احساس وحشتناکی است ؛

به هیچ‌یک از رنج‌ها شبیه نیست،

زیرا در آن هیچ‌گونه شادی یا حتی غمِ واقعی وجود ندارد.

فقط رنج می دهد و بس؛ نفرت انگیز است!

 

روزهای برمه

جرج اورول






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : حسادت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 23 اردیبهشت 1398

 

 

هر اندازه آدمی بهتر بتواند به وقت شادمانی بخندد، 

به وقت اندوه بگرید، برای تعیین حد و مرزها ابراز خشم کند،

 با شور و اشتیاق به معاشقه بپردازد و محبت را با گشودگی

 و بی‌قید و شرط ببخشد و بپذیرد، به همان اندازه از رنج  

به دور خواهد بود .

و هر چه آدمی بیشتر با لذت هستی درآمیزد، نسبت به خود

 و دیگران بخشنده‌تر خواهد شد.

هیجان‌ها به ما کمک می‌کنند تا رفتارمان را تنظیم کنیم؛

 حالات درونی و وضعیت روابطمان را زیر نظر بگیریم؛ 

یادگیری‌مان را بهتر کنیم؛ تصمیم‌گیری‌هایمان را آسان‌تر

 کنیم و به زندگی‌مان معنا بخشیم...!

دگرگونی زندگی‌ها






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دگرگونی زندگی‌ها،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398

وقتی یکی و دوست داری ...

اشکشو در نیار ...

با اشکاش از چشماش میوفتی ...

ازش فاصله نگیر ...

اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ...

باهاش قهر نکن ...

بی تو بودن رو یاد میگیره ...

تهدیدش نکن ...

دعواش نکن ...

میره پشته یکی دیگه قایم میشه !

اون آدم پناهش میشه ...!!

گه دوستش داری ...

همونجوری که هست دوستش داشته باش ،

سعی نکن عوضش کنی!!

اگه دوستش داری ...

اشتباهاتشو به روش نیار ... آدم جایز و الخطاست...!!

بذار یاد بگیره دنیاش و زندگیش تویی !؟؟

نذار بره جای دیگه ازدست تو گریه کنه اون 

موقعست که دیگه تو ، توی قلبش جایی نداری




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی یکی و دوست داری ... اشکشو در نیار،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398

 

مرحوم مادر بزرگم یك قصه ای در كودكی برایم تعریف كرده است

 كه بسیار زیباست. قصه ی دوستی یك خرس و یك  هیزم شكن است

كه سال ها در كوه با هم دوست بودند و با هم غذا می خوردند.یك

 روز هیزم شكن برای ناهار آش پخت، خرس كه می خواست آش

 را بخورد شروع كرد با زبانش لیس زدن و با سر و صدای زیاد خوردن؛

 

هیزم شكن كلافه شد و گفت: درست غذا بخور، حالم رو بهم زدی

با این غذا خوردنت. خرس دیگه غذا نخورد و كنار رفت و صبر كرد

 هیزم شكن غذایش را تمام كند. گفت: برو و تبرت را بیاور و بزن

 توی سر من. هیزم شکن گفت آخه برای چی؟ ما با هم دوست هستیم.

 

خرس گفت: همین که میگم یا می زنی یا از بالای کوه پرت  می کنمت

 پایین. هیزم شکن هم تبر را برداشت و زد توی سر خرس و خون آمد و

 بیهوش شد. هیزم شکن فرار کرد و تا یکی دو سال سراغ خرس نرفت

 اما بعد از چند وقت طاقت نیاورد و رفت ببیند که خرس زنده است یا نه.

 

دید که خرس سالم است و مشغول کار خودش است، سلام و

 احوالپرسی کرد، گفت چه قدر خوشحالم که می بینم حالت خوبه،

آخه خودت گفتی بزن من که نمی خواستم بزنم. خرس گفت: نگاه

 کن ببین زخم خوب شده یا نه؟ هیزم شکن نگاه کرد و

 گفت: آره خدارو شکرخوبه خوبه و جایش هم نمانده.

 

خرس گفت: ولی جای زخم زبونی که زدی هنوز جایش

 مانده، زخم تبر خوب شد ولی زخم زبون هنوز جاش مونده.

 

زبان نیشدار روح را بیمار می کند. توهین و تحقیر و نفرین،

مقایسه و تحقیر نسبت به دیگران به خصوص اگر با کلمات

زشتی همراه شود، در ذهن می مانند و وحشت ایجاد می کنند.

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : قصه ی دوستی یك خرس و یك هیزم شكن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 اردیبهشت 1398

 

 

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است

نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی؟

عشق زمینی یا عشق آسمانی،

یا عشق جسمانی؟

از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید.

حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.

خود به تنهایی دنیایی‌ست عشق ...

یا درست در میانش هستی، در آتشش،

یا بیرونش هستی، در حسرتش ...

 

الیف‌ شافاک

ملت عشق






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

هر اندازه آدمی بهتر بتواند به وقت شادمانی بخندد،

به وقت اندوه بگرید، برای تعیین حد و مرزها ابراز خشم کند، با

 شور و اشتیاق به معاشقه بپردازد و محبت را با گشودگی و بی‌قید و

 شرط ببخشد و بپذیرد، به همان اندازه از رنج  به دور خواهد بود .

و هر چه آدمی بیشتر با لذت هستی درآمیزد، نسبت

 به خود و دیگران بخشنده‌تر خواهد شد.

هیجان‌ها به ما کمک می‌کنند تا رفتارمان را تنظیم کنیم؛ حالات درونی

 و وضعیت روابطمان را زیر نظر بگیریم؛ یادگیری‌مان را بهتر کنیم؛

تصمیم‌گیری‌هایمان را آسان‌تر کنیم و به زندگی‌مان معنا بخشیم...!

دگرگونی زندگی‌ها

دیوید مالان

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به زندگی‌مان معنا بخشیم.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

 

"خانه پدر و مادر"

بعد از خانه خدا،تنها خانه ای است که:

روزی ده ها بار می توانی بروی بدون دعوت

و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.

خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد

خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی

خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند

خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست

خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت

 محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است

خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.

خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!

خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و

تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.

خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست

خانه ای که وقتی خوردنی آوردند اگر نخوری ناراحت و دلشکسته می شوند

خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود

خانه ای که .........

 

چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد

 

"قدر این خانه ها را بدانیم"

"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"

شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم

دیر می شود.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "خانه پدر و مادر"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

 

تاحالا براتون سوال شده چرا در مراسم‌های عرفانی

 و یا تولد‌ها شمع روشن می‌کنن ؟

 

گفته شده عالم خلقت اگه تجزیه بشود

 به 4عنصر می‌رسیم: آب، باد، خاک، آتش !

اگر موقع دعا کردن جایی باشیم که این 4عنصر وجود داشته باشد

 استجابت دعا اتفاق می‌افتد !

شمع همه این 4 عنصر را یک جا با هم دارد

موم شمع: خاک

شعله شمع: آتش

دود شعله: باد

موم ذوب شده: آب






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : شمع،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 74 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز