مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

یه "فلج قطع نخاعى" از خواب كه بیدار میشه منتظره

یک نفر  بیدار بشه، با خجالت ببرتش دستشویى و

 حمام و كاراى دیگه شو انجام بده...

 

میدونى آرزوش چیه؟ فقط یكبار دیگه خودش بتونه

 راه بره و كاراشو انجام بده...

 

یه "نابینا" از خواب كه بیدار میشه، روشنایى رو نمیبینه،

خورشید و نمیبینه،صبح رو نمیبینه.

 

میدونى آرزوش چیه؟ فقط یكبار فقط یك روز بتونه

نزدیكان و عزیزاش و آسمون و زندگى رو با چشماش ببینه...

 

یه بیمار "سرطانى" دلش میخواد خوب بشه و بدون

 شیمى درمانى و مسكن هاى قوى زندگى كنه و درد نكشه...

 

یه "كر و لال" آرزوشه بشنوه و بتونه با زبونش حرف بزنه...

 

یه "بیمار تنفسى" دلش میخواد امروز رو بتونه بدون كپسول

 اكسیژن نفس بكشه...

 

یه معتاد در عذاب آرزوى بیست و چهار ساعت پاكى رو داره...

 

الآن مشكلت چیه دوست من؟

دستتو ببر بالا و از ته قلبت شكرگزارى كن

که از قدیم گفتن

شکر نعمت نعمتت افزون کند    

کفر نعمت از کفت بیرون کند

 

با تمام وجودت از نعمتایى كه خدا بهت داده استفاده كن.

تو خیلى خیلى خوشبختى، غر نزن، ناشكرى نكن. 

 

ﺧﺪﺍﯾﺎ!

ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺗﺸﮑﺮ!

ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺩﯼ ﺗﻔﮑﺮ!

ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺗﺬﮐﺮ!

ﮐﻪ:

ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺕ ﻧﻌﻤﺖ!

ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﺕ ﺣﮑﻤﺖ!

ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺕ ﻋﺒﺮﺕ ﺍﺳﺖ!

 

دکتر الهی قمشه‌‌ای






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دستتو ببر بالا و از ته قلبت شكرگزارى كن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 23 اسفند 1397

 

میدانید قشنگترین جای زندگی کجاست؟

 

آنجاست که به دلتان فرصت میدهید!

 

به دلتان این جرأت را میدهید که دوباره به زندگی اعتماد کند،

بدى ها را فراموش کند،

دوباره منتظر یک اتفاق ناگهانی خوب باشد

منتظر یک آدم تازه كه به او فرصت میدهید گذشته را با 

همه بدى هایش ببخشد و بگذارد اتفاقات گذشته، در گذشته بماند.

 

اینجا قشنگ ترین جای زندگی است،

 

جایی که از صفر شروع میكنید،

جایی که دوباره متولد مى شوید




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : میدانید قشنگترین جای زندگی کجاست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 22 اسفند 1397

 

اذان

 

آﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ: ﺩﺭﻃﻮﻝ24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ، ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﺫﺍﻥ

 ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﻗﻄﻊ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ!

 

ﺻﺪﺍﯼ ﺍﺫﺍﻥ ﺩﺭﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭﺗﻤﺎﻡ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﻗﻄﻊ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩﻭﺩﺭ

ﻫﺮﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺮﺳﺪﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺭﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺁﻏﺎﺯﻣﯿﺸﻮﺩ .

 

ﮔﻔﺘﻦ ﺍﺫﺍﻥ 4ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺯﻣﺎﻥﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺍﺭﺍﯼ 360 ﺧﻂ ﻓﺮﺿﯽ

 ﺍﺯﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﺑﻪ ﻗﻄﺐ ﺟﻨﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ 360 ﺩﺭﺟﻪ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ؛ 

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﻇﻬﺮﺷﺮﻋﯽ ﺩﺭﺧﻂ1 ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ، 4 ﺩﻗﯿﻘﻪ 

ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﺪﺗﺎ ﻇﻬﺮﺷﺮﻋﯽ ﺩﺭﺧﻂ 2 ﺷﺮﻭﻉ ﺷﻮﺩ،ﻭﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻣﻌﺎﺩﻝ

 ﺯﻣﺎﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻂ ﯾﮏ ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ . ﺑﻪ ﺍین ﺗﺮﺗﯿﺐ 360 ﺿﺮﺑﺪ

ﺭ 4ﻣﯿﺸﻮﺩ 1440 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ24 ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ .....

 

ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻛﺒﺮ ... 

اینجاست که خدای متعال خطاب به پیامبرش (ص) میفرماید:

 

"و رفعنا لک ذکرک" یعنی ذکر و یاد تو را بلند کردیم... 

یعنی حداقل 

در هر اذان که یادی از پیامبر میشود و اسم مبارکش ذکر میگردد. 

پس هیچ دقیقه ای روی کره ی زمین نیست مگر آنکه اسم رسول خدا 

آورده شود ....






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اذان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 22 اسفند 1397

 

در افسانه ها آمده است كه روزی سلیمان نبى مورچه ای را 

در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.

از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به

 وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی 

نمی توانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم!"

سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود 

به اذن خدا برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه  

عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 21 اسفند 1397

 

من یک عمه ام:

 

عمه نیستی که بدانی وقتی خبر پدر شدن برادر را میشنوی روح

 تازه به جانت می آید و دلگرم میشوی به پشتی که از آن

 متولد شدی. عمه نیستی که بدانی وقتی برادرزاده ات میخندد، 

دندانش نیش میزند، حرف میزند، راه میرود و قد میکشد، 

تو میمانی و یک دنیا عشق به لحظه لحظه هایش. 

عمه نیستی که بدانی وقتی برادرزاده ات با صدای شیرینش

 صدایت میکند، درست همان وقتی که میگوید: 

"عمه" هر بار ته دلت از جا کنده میشود،

 انگار عاشقی. گویی عشقی شیرین تر از عمه به بچه ی برادر نیست.

 عمه نیستی که بدانی، غم برادرزاده آتش به جانت می کشد،

 پیرت میکند و خرمن خرمایی رنگ گیسوانت را سفید. 

آنقدر که مجبوری زیر تلی از رنگ های شیمیایی پنهانشان

 کنی که ندانند غمت را. حاضری جانت را بدهی برای یک

 لحظه لبخند از ته دلش. حال هر گزافی از هر جایی پشت 

سر عمه بودنمان، چیزی از عمه بودنم کم نمی کند. برای من 

که حاضرم تمام دردهای عالم را به جان بخرم، تا بخندد و

 هر لحظه شاد شاد شاد باشد.

عمه نیستی که بدانی

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : من یک عمه ام، عمه نیستی که بدانی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 21 اسفند 1397

 

هرگز نمازت را ترک مکن  ‍

 

میلیون ها نفر زیر خاک بزرگترین آرزویشان بازگشت به دنیاست ؛

 

تا " سجده " کنند، فقط یک سجده

 

از پاهایی که نمی توانند تو را به ادای نماز ببرند، انتظار نداشته باش که تو را به بهشت ببرند..

قبرها، پر است از جوانانى که

میخواستند در پیری توبه کنند...

رسول الله صلےالله علیه وآله فرموده اند

نماز صبح : نور صورت

ظهر : بركت رزق

عصر : طاقت بدن

مغرب : فایده فرزند

عشاء : آرامش

می بخشد.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هرگز نمازت را ترک مکن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 20 اسفند 1397

 

 

آیا میدانید

بعد از فوت شخص رشد موها تا چندین ماه متوقف نمیشود؟.

 

آیا میدانید

بعد از فوت تنها قسمت چپ مغز تا هفت دقیقه زنده میماند و

 تمام گذشته خود را بصورت یک خواب مرور میکند!

..لا حول ولا قوة إلا بالله.

آیا میدانید پس از مرگ

تنها عضوی ک تا ۳ روز زنده است گوش هست به همین علت 

هنگام مرگ تلقیین خوانده میشود

 

سبحان الله.....الله اکبر

 

آیا میدانید

ملک الموت حضرت عزرائیل؛در شبانه روز 360بار به تو نگاه میکند؛

و منتظر امر خداوند است برای قبض روحت؛پس سعی کن 

هنگامی که تو را تحت نظر دارد مرتکب معصیت نشوی؛در

 غیر این صورت چگونه با خداوند متعال تقابل خواهی کرد!







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سبحان الله.....الله اکبر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397

 

 

برای داشتن رفتاری طبیعی و در عین حال، جاذبه‌ی بیشتر، فقط باید "بود"

خودتان را مخفی نکنید پشت چهره‌های ساختگی، دروغ نگویید

نقشی که در وجود شما نیست به عهده ‌نگیرید و برای اینکه توجه دیگران را به خود جلب کنید، هرگز خود را با حرکت‌های اغراق شده به تکاپو نیندازید

به عبارت دیگر هیچ کار خاصی انجام ندهید، به همین سادگی...

 

استفان گارنیه

گربه راهنمای ما






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گربه راهنمای ما،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397


همیشه میگفت دوستت دارم‌،

من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم ...

از همان حرفهاایی که مرد ها از زنها میشنوند و قدرش را نمیدانند‌.

همیشه شیطنت داشت.

ابراز علاقه‌اش هم که نگو‌..آنقدر قربان صدقه‌ام میرفت که گاهی با خودم میگفتم : مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقه‌مند است ؟

یک شب کلافه بود ، یا دلش میخواست حرف بزند ، میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشد با او مفصل صحبت کنم ، من برای فرار از حرف گفتم :میبینی که وقت ندارم ،من هرکاری میکنم برای آسایش و رفاه توست .

گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی .

این را که گفت از کوره در رفتم ،گفتم خدا کنه تا صبح نباشی .

مردها که عصبانی میشوند ممکن است هر چیزی بگویند ، بی اختیار این حرف را زدم ...

این را که گفتم خشکش زد ، برق نگاهش یک آن خاموش شد ،به مدت سی ثانیه به من خیره شد و بعد رفت به اتاق خواب و در را بست .

 

بعد از اینکه کارهایم را کردم کنارش رفتم تا بخوابم ،موهای بلندش رها بود و چهره‌اش با شبهای قبل فرق داشت، در آغوشش گرفتم ،افتخار کردم که زیباترین زن دنیا را دارم لبخند بی روحی زد.نفس عمیقی کشید و خوابیدیم .

 

آن شب خوابم عمیق بود، اصلا بیدار نشدم .

از آن شب پنج سال میگذرد و حتی یک شب خواب آرامی نداشته‌ام .هزاران سوال ذهنم را میخورد که حتی پاسخ یک سوال را هم پیدا نکرده ام .

گاهی با خود میگویم مگر با یک جمله در عصبانیت میشود یک نفر را ...

 

مگر چقدر امکان دارد یک جمله به قدری برای یک نفر سنگین باشد که قلبش بایستد؟!!

همسرم دیگر بیدار نشد، دچار ایست قلبی شده بود .

شاید هم از قبل آن شب از دنیا رفته بود ،از روزهایی که لباس رنگی میپوشید و من در دلم به شوق آمدم از دیدنش اما در ظاهر، نه .

 

شاید هم زمانی که انتظار داشت صدایش را بشنوم ،اما طبق معمول وقتش رانداشتم.

 

کارهایم روبراه شد،همان وضعی را دارم که همسرم برایم ارزو داشت .

و من اما ...ارزویم این است که زمان به عقب برگردد و من مردی باشم که او انتظار داشت ،

بعد مرگش دنبال چیزی میگشتم ،کشوی کنار تخت را باز کردم ، یک نامه آنجا بود ،پاکت را که باز کردم جواب آزمایشش تمام دنیا را روی سرم آوار کرد .

 

خانواده‌اش خواسته بودند که پزشکی قانونی ،،چیزی به من نگوید تا بیشتر از این نابود نشوم .‌‌..

 

آنشب برای این میخواست بیشتر باهم باشیم تا خبر پدر شدنم را بدهد‌‌‌.

حالا هرشب لباسش را در آغوش میگیرم و هزاران بار از او معذرت میخواهم اما او آنقدر دلخور است که تا ابد جوابم را نخواهد داد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : همیشه میگفت دوستت دارم‌،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397

 

آیت الله مجتهدی تهرانی چه زیبا میگوید:

 

وضو میگیری، اما در همین حال اسراف میکنی..

 

نماز میخوانی، اما با برادرت قطع رابطه میکنی...

 

روزه میگیری، اما غیبت هم میکنی...

 

صدقه میدهی، اما منت میگذاری...

 

بر پیامبر و آلش صلوات میفرستی، اما بدخلقی میکنی...

 

دست نگه دار بابا جان

 

ثواب ‌هایت را در کیسه سوراخ نریز!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ثواب ‌هایت را در کیسه سوراخ نریز،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397


اخلاق

 

ابو علی سینا هنوز به سن بیست سال نرسیده بود که علوم زمان خود را فرا گرفت و در علوم الهی و طبیعی و ریاضی و دینیِ زمان خود، سرآمد عصر شد. روزی به مجلس درس ابوعلی بن مسکویه، دانشمند معروف آن زمان، حاضر شد. با کمال غرور، گردویی را جلو ابن مسکویه افکند و گفت: مساحت سطح این را تعیین کن؟

 

ابن مسکویه جزوه هایی از یک کتاب را که در علم اخلاق و تربیت نوشته بود (کتاب طهارة الاعراق) جلو ابن سینا گرفت و گفت: تو نخست اخلاق خود را اصلاح کن تا من مساحت سطح گردو را تعیین کنم! تو به اصلاح اخلاق خود محتاج تری از من به تعیین مساحت سطح این گردو.

 

ابو علی از این گفتار شرمسار شد و این جمله راهنمای اخلاقی او در همه عمر قرار گرفت.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اخلاق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397

از خدا پرسیدم:

خدایا چطور میتوان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد: گذشته ات را

بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حالت را بگذران،

و بدون ترس برای آینده آماده شو،

ایمان را نگه دار و ترس را

به گوشه ای انداز،

شک هایت را باور نکن

وهیچ گاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است

فقط اگر بدانید که

چطور زندگی کنید

 

نلسون ماندلا






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از خدا پرسیدم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397

موری پرسید:

می‌توانم بیشترین و بهترین چیزی را که از این بیماری می‌آموزم به تو بگویم؟

گفتم:

چه چیزی؟

موری گفت:

مهمترین چیز در زندگی این است که یادبگیری چگونه به دیگران عشق بورزی و بگذاری که دوستت بدارند.

صدای او به نجوا تبدیل شده و ادامه داد: ما فکر می‌کنیم که سزاوار عشق نیستیم. فکر می‌کنیم اگر بگذاریم عشق به درون ما وارد شود، نرمش زیادی از خود نشان داده‌ایم. اما از مردِ عاقلی شنیدم که "عشق، تنها کارِ منطقی انسان است".

او با احتیاط جمله را تکرار کرد و برای اینکه بر تأثیر آن بیفزاید، مکثی کرد و گفت:

عشق، تنها کارِ منطقی انسان است.

کتاب : سه‌شنبه‌‌ها با موری

میچ آلبوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق، تنها کارِ منطقی انسان است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 اسفند 1397

 

 

 

روزگاری خواهد رسید که چیزی پنهان تر از حق، و آشکارتر از باطل و فراوان تر از دروغ و فریبکاری، به نام خدا و پیامبرش نباشد.

نزد مردم در آن زمان، چیزی زیانمندتر از قرآن نیست،  آنگاه که آن را تحریف کنند و معانی دلخواه خود را رواج دهند.

حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظانش آن را فراموش کرده‌اند.

در آن روزگار، مردم در جدایی و تفرقه هم داستان و در اتحاد و یگانگی پراکنده اند.

و از قرآن جز نامی باقی نماند.

 

گزیده ای از نهج البلاغه






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گزیده ای از نهج البلاغه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 اسفند 1397

 

 

زیاد عجله نکنید زیرا وقتی که در زندگی به خودتان می‌رسید درون آینه فقط یک مرد یا یک زن تنها با موهای جوگندمی نگاهتان میکند....

 

مردم شهرم همیشه عجول بوده‌اند

همیشه همه‌ی کارهایشان را با عجله انجام داده‌اند

چای را داغ سر کشیدند

پشت ترافیک بوق را یکسره کردند

شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند

در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند

 

زود ازدواج کردند و زود هم پشیمان شدند

آنقدر عجله کردند که

وقتی رسیدند نفسی برایشان نمانده بود

مردم شهرم همیشه عجول بودند

باور کنید انتهایش چیزی نیست

وقتی به خودتان می رسید

درون آینه فقط یک مرد ، یک زن با موهای جوگندمی نگاهتان می کند

عمر به قدر کافی تند میدود

شما آهسته راه بروید و به آرزو هایتان برسید

به خودتان هر روز نگاه کنید و آدم ها را یواش یواش دوست بدارید

چای را پای حرف‌های عزیزان دوست داشتنیِ‌تان سرد کنید

خیابان را باعشق قدم بزنید

شما هرگز به سن و سالِ الانتان برنمی‌گردید ...

زندگی را زندگی کنید






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زیاد عجله نکنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 اسفند 1397


( کل صفحات : 67 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز