مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

 

 

چه وقت باید احساس بزرگی کرد؛

 

١-هر گاه از خوشبختی همه، "حتى" کسانی که دوستمان ندارند

 هم خوشحال شدیم.

٢-هر گاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم.

٣ - هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم.

٤- هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود.

٥- هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم.

٦- هرگاه به بهانه عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم.

٧- هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود.

٨- هرگاه دانستیم عزیزخدا نخواهیم شد، مگر زمانی که 

وجودمان آرام بخش دیگران باشد.

٩- هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.

١٠- هرگاه همه چیز بودیم و گفتیم: "هیچ نیستیم"

 

پس بیاییم بزرگ باشیم...

و بزرگ شدن را تمرین کنیم...

و بعد بزرگ شدن را تعلیم دهیم.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چه وقت باید احساس بزرگی کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 دی 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی

و محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت

 

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند

و توان ادای نت ها را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

 

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

 

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

 

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

 

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

 

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر دکانی بخر و کارى را شروع کن.

 

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

 

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

 

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "بردیا"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

خدای من

در هر ثانیه ای که میگذرد

بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی

 

تپش قلب

دم و بازدم

دیدن

شنیدن

لمس کردن

نبض زدن ها

پلک زدن

فکر کردن

و...

 

نعمات بیشماری که ازشمردن آن ناتوانم

 

و من چقدر بی تفاوت میگذرم

و مدام از نداشته هایم پیش تو گله و شکایت میکنم

 

خدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم

برای فراموشکاری ها و بی توجهی هایم

مرا ببخش

 

خداوندا

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد

تقصیری ندارد

قاصر است

کم می آورد

در برابر بزرگی ات

 

ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸش ها

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی فردای ما ﻣﻘدر فرما

آمین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

 

اگر به جای گفتن:

دیوار موش دارد و موش گوش دارد،

بگوییم:

 

"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

 

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!

 

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

 

بچه را ول کردی به امان خدا !

ماشین را ول کردی به امان خدا !

خانه را ول کردی به امان خدا !

 

و اینطور شد که "امان خدا" شد: مظهر ناامنی!

 

ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امان خداست.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397


 

ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟

 

مولانا بر این باور بود که:

 

جمله ی بی قراری ات از طلبِ قرار توست

طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

 

می گوید:

علت بی قراری های ما از ثبات طلبی های ما نشأت می گیرد

اما اگر طالب بی قرار باشیم و اذعان کنیم که همه چیز در معرض تغییر و تحول است آن گاه به آرامش دست خواهیم یافت.

 

اریک فروم، روانکاو آلمانی-آمریکایی در این باره می نویسد:

به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ،

سعی می کنیم با عکس گرفتن،

آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم

می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم.

 

دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.

دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند 

 

در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل

اضطراب و رنج می شویم.

 

اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و  هیچ 

چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم.

 

" همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که

می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود به یک شادی و

 آرامش عمیق رسیده بود.

 

ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم، بی  قرار می شویم.

 

یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، 

بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض 

این مهم ترین قانون جهان هستیم، مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ 

کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است

 

  از همین  لحظه هایت لذت ببر. هیچ چیزی تا چند ثانیه ی دیگر مشخص نیست






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد. 

ناچار با منقارش از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش

 می گذاشت. آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.

 

یکی از جوجه ها گفت:

آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.

 

وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناسپاسی نبینیم 

اما بیشتر اوقات می بینیم. مرز میان ناسپاسی و خودخواهی باریک است. 

هر دو جزو صفت های بد به شمار می روند اما هر آدمی حق دارد 

زندگی کند. حق دارد خودخواه باشد. کسی برای فداکاری بی اندازه 

هم مدال نمی دهد.

 

عموماً آدم های خیلی فداکار در تنهایی شان گله می کنند از ناسپاسی

 اما ترجیح می دهند فداکار شناخته شوند تا آدمی که به فکر خودش است.

 

گاهی به فکر خودتان باشید. 

از زندگی تان لذت ببرید. اینطور در گذر

 زمان کمتر پشیمان می شوید. کسی برای فداکاری بی اندازه به آدم 

مدال نمی دهد





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گاهی به فکر خودتان باشید.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

در دنیا هیچ چیز ناراحت کننده‌تر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست ...!

من از آن‌هایی که پول را حقیر می‌شمرند خیلی بدم می آید،

 این‌ها یا ریاکارند یا احمق ...!

پول مثل حس ششم می‌ماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند ...!

این را هم می‌شنوی که می‌گویند فقر بهترین انگیزه‌ی هنرمند است، 

این‌ها نیش فقر را هرگز در جان و تن‌شان حس نکرده‌اند ...

اینها نمی‌دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، بال تو را از

 جای می‌کند و "روحت را مثل سرطان می‌خورد ..."

 

سامرست موآم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سامرست موآم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397


 

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .

ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ،

ﺭﻭﯼ ﺗﭙﻪ ﺍﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ .

ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ.

ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ.

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ

 ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ.

 ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﻦ راصدا میزند ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﻢ ﺍﺯ 

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮم....

 

"از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند

 انتظآر نداشته باش تورا به بهشت ببرند






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند انتظآر نداشته باش تورا به بهشت ببرند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

 

زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست

هوس دیدن و نادیدن نیست

زندگی جنبش جاری شدن است

از تماشا گه آغاز حیات

تا بدان جا که خدا میخواهد.

تو مهربان باش بگذار بگویند ساده است!

فراموش کار است! زود میبخشد...

سال هاست دیگر کسی در این سرزمین، ساده نیست...

اما تو تغییر نکن!

تو خودت باش و نشان بده

آدمیّت هنوز نفس میکشد.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

روزی در جایی می‌خواندم كه شیطان، حضرت مسیح 

را به بالای برج اورشلیم برد و گفت: اگر تو وابسته و عزیز خدایی، 

از این بالا بپر تا خدای تو، تو را نجات دهد! مسیح آرام آرام شروع

 به پایین آمدن از برج كرد. شیطان پرسید، چه شد؟

 به خدایت اعتماد نداری؟!

مسیح پاسخ گفت: مكتوب است كه تا زمانی که میتوانی از 

طریق عقلت عاقبت کاری را بفهمی، خدایت را امتحان نكن!

همیشه این حكایت برای من یادآور بیداری عقلانیت در زندگی 

روزمره بوده است و هیچوقت خوف نكردم. تا آنجا كه می‌توانم 

برای هر كاری سر به آسمان نگیرم و استمداد نطلبم چون او

 بزرگترین یاری‌اش را كه عقلانیت است، قبلا هدیه داده است. 

نکته جالب متن فوق اینجاست که بزرگترین موهبت الهی که عقل

 است را نمی‌بینیم و باز دنبال معجزات دیگر هستیم. اگر از این 

نعمت بهتر استفاده کنیم خودش شروع خیلی از معجزات خواهد بود...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر از این نعمت بهتر استفاده کنیم خودش شروع خیلی از معجزات خواهد بود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

" نان و میوه دل"

 

دو برادر به نام اسماعیل و ابراهیم در یکی از روستاها، 

ارث پدرشان یک تپه کوچکی بود که یکی در یک سمت و دیگری

 در سمت دیگر تپه گندم دیم می کاشتند.

اسماعیل همیشه زمینش باران کافی داشت و محصول برداشت می کرد.

ولی ابراهیم قبل از پر شدن خوشه ها گندم هایش از تشنگی 

می سوختند و یا دچار آفت شده و خوراک دام می شدند 

و یا خوشه های خالی داشتند.

 

ابراهیم گفت:

بیا زمین هایمان را عوض کنیم، زمین تو مرغوب است. 

اسماعیل عوض کرد، ولی ابراهیم باز محصولش همان شد.

 

زمان گندم پاشی زمین در آذرماه، ابراهیم کنار اسماعیل بود و 

دید که اسماعیل کار خاصی نمی کند و همان کاری می کند که او 

می کرد و همان بذری را می پاشد که او می پاشید.

 

در راز این کار حیرت ماند.

 

اسماعیل گفت:

من زمانی که گندم بر زمین می ریزم در دلم در این فصل سرما، 

برای پرندگان گرسنه ای که چیزی نیست بخورند، هم نیت می کنم

 و گندم بر زمین می ریزم که از این گندم ها بخورند ولی تو دعا 

می کنی پرنده ای از آن نخورد تا محصولت زیاد تر شود.

 دوم این که تو آرزو می کنی محصول من کمتر از حاصل تو شود 

در حالی که من آرزو دارم محصول تو از من بیشتر شود.

 

پس بدان؛

انسان ها "نان و میوه دل خود را می خورند. نه نان بازو و قدرت فکرشان را."

 

برو قلب و نیت خود را درست کن و یقین بدان در این حالت، 

همه هستی و جهان دست به دست هم خواهند داد تا امورات 

و کارهای تو را درست کنند.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : " نان و میوه دل"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

 

 

پزشک ۱۰۵ ساله ژاپنی که ۱۸ جولای از دنیا رفت پیش از مرگش، 

راز طول عمر خود را در مصاحبه با بیزینس اینسایدر فاش نمود.

دکتر ” هینوهارا ” تاخیر انداختن  بازنشستگی و ادامه فعالیتش

  را علت اصلی طول عمرش دانسته بود.

 

وی تا چند ماه پیش از مرگش، روزانه ۱۸ ساعت به کار و معالجه

 بیماران مشغول بود.

از دید وی، مفهوم اصلی زندگی، کمک و یاری به دیگران بود و 

همین باور وی را به ادامه فعالیت و کار تا سن ۱۰۵ سالگی سوق داد.

 

او خطاب به مردم گفت:

بازنشته نشوید، اگر مجبورید بازنشسته شوید آن را به بعد 

از ۶۵ سالگی موکول کنید.”

 

توصیه دیگر این دکتر ژاپنی برای طول عمر زیاد، استفاده از 

پله ها به جای آسانسور و پله برقی و همچنین کنترل وزن بود.

 رژیم غذایی او شامل سبزیجات، برنج، ماهی و ۱۰۰ گرم گوشت

 کم چرب بود.

 

 با تقبیح اطاعت کورکورانه مردم از پزشکان عقیده داشت که

 موسیقی و نگهداری از حیوانات بهترین درمانگرها هستند

 و فراتر از تصور پزشکان عمل می کنند.

 

در پایان یکی دیگر از رازهای طول عمر خود را شوخی و بذله 

گویی دانسته بود.

 وی در این خصوص گفته بود : ” درد، چیز عجیبی است و شوخی

 و بذله گویی، بهترین راه فراموش کردن آن است








نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : درد، چیز عجیبی است و شوخی و بذله گویی، بهترین راه فراموش کردن آن است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

 

 

ﻣﺮﺩ ﻋﯿﺎﻟﻮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺳﻪ ﺷﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ .

ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ وادار کرد ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﻭﺩ

ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺼﯿﺒﺶ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .

 

ﻣﺮﺩ ﺗﻮﺭ ﻣﺎﻫﯿﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺯﺩ ﺗﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻏﺮﻭﺏ ﺗﻮﺭ 

ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﺵ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ .

 

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ 

ﻭ ﯾﮏ ﻣﺎﻫﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩ .

ﺍﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻧﺠﻬﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩ .

ﺍﻭ ﺯﻥ ﻭﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ 

ﺑﺰﺭﮒ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟

 

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ می رفت

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﻮﺩ .

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺍﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ

 ﺍﻭ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﻫﻢ ﻧﮑﺮﺩ .

 

ﺍﻭ ﺳﺮﺍﻓﮑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ

 ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ .

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻪ ﮐﺎﺥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺟﻠﻮ ﻣﻠﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺒﺎﻟﯿﺪ

 ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺻﯿﺪﯼ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

 

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻠﮑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ، ﺧﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ،

ﺩﺭﺩ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﺳﭙﺲ ﺩﺳﺘﺶ ﻭﺭﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ

 ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ .

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﮐﺎﺥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، 

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻧﮑﺮﺩ

 ﺩﺭﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﭻ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ

 ﭼﻨﺪﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻮﺍﻝ ﺳﭙﺮﯼ ﮔﺸﺖ

 

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻗﻄﻊ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻭ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ

 ﻭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺩﺭﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ .

 

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﺮﺩ 

ﻭﻟﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﻭ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭﺍﻧﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻇﻠﻤﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ

 ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﺮﺩ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ

 ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻧﺰﺩﺵ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ .

 

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﻓﻘﯿﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ 

ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ

 

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :ﺁﯾﺎ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ

ﺁﺭﯼ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﯽ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺣﻼﻝ ﮐﻨﯽ .

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺣﻼﻝ ﮐﺮﺩﻡ .

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ

 ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ ؟؟؟

ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ

ﺍﻭ ﻗﺪﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ،

ﺗﻮ ﻫﻢ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ

 

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺳﻼﺣﻬﺎﯼ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ 


ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﻼﺡ ﺳﻼﺡ ﺩﻋﺎ ﺳﺖ







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺳﻼﺡ ﺩﻋﺎ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه...

اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه...

نه که چون حرفه تلخه، نه ؛

چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی...

رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه شاید اون رفتار از نظر خیلیا،

بد نباشه اما فقط خودتویی که میفهمی چقدر به خاطر رفتارش داغون شدی...

بعضی وقتا باید سکوت کنی و فقط به خاطر خودت پیگیر چیزی نشی

اما هیچوقتم یادت نمیره که چی بهت گذشت تا گذشت...

 

هوای زبون خودمون و دل دیگری رو داشته باشیم





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 7 دی 1397

 

زندگی را طلاق ندهید...

ماکسول مالتز , پدر تصویر ذهنی :

 "زندگی را طلاق ندهید."

 این یعنی اینکه خودتون رو از خوشی های دنیا و زندگی , محروم نکنید

در مقابل مشکلات , تسلیم نشید و زانوی غم بغل نگیرید. 

خودتون رو دوست داشته باشید و به خودتون و خواسته هاتون 

احترام بذارید . یادتان باشد بهترین دوست شما

 "تصویر ذهنی های خوب شما از خودتان " است .

دیگران را دوست بدارید حتی کسانی که با شما همراه و هم 

عقیده نیستند.

از کسی متنفر نباشید ک روزگارتان رنگ تنفر نگیرد و سیاهی جذب نکند.

از هیچ کس توقعی نداشته باشید که جز دلگیری پیامدی به همراه ندارد. 

یادتان باشد ک شاید کسی هم از شما توقعی داردو شما نمیدانید.!!!!!

پس زندگی را زندگی کنید .....

چندان هم که فکر میکنید وقت نیست !!!!!

دوستی گفت من رژیم دارم . گفتم : شما وزن متعادلی دارید .

 نیاز به رژیم نیست !؟ او گفت : 

رژیم تغذیه نیست رژیم تفکر و رفتار است . 

در این رژیم اجتناب می کنم از :

۱- افکار منفی 

۲-آدمهای منفی 

۳-کسانی که لبخند را از من می گیرند.

۴-آنهایی که باعث میشوند سایه غم و حسرت بر نگاهم چیره شود .






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی را طلاق ندهید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 6 دی 1397


( کل صفحات : 60 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز