مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

 

 

برای حذف ادم های سمی از زندگیتان هیچ گاه احساس گناه و خجالت و پشیمانی نكنید...

فرقی نمیكند، از بستگانتان باشد یا عشقتان یا یك اشنای تازه...

مجبور نیستید برای كسی كه باعث رنج و احساس حقارت در شما میشود جایی باز كنید...

جداییها تلخند و ازار دهنده!

اما از دست دادن كسیكه قدر شما را نمیداند و به شما احترام نمیگذارد

در حقیقت منفعت است نه خسارت...

هرگز سعی نكنید كسی را متوجه ارزشتان كنید...

اگر فردی قدر شما را نمیداند این یعنی لیاقت شما را ندارد

به خودتان احترام بگذارید و با كسانی باشید كه واقعا برای شما ارزش قائلند...

 

الهی قمشه‌ایی

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : حذف ادم های سمی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.

روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟

چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم

گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.

روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.

 احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

 

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.

چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد 

روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام 

و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

 

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور

 اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز 

خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام 

عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

 

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های 

دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می شود. باز سر افراد با شرف

 و باعزت می خندند و گاهی هم آنها را دیوانه می گویند




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398

 

 

میشه خسته نشی؟!

 

یادم میاد وقتی بچه بودم، یه شب که پدرم از سرِ کار خسته و بی‌حال رسید

 خونه وقتی من رو دید بغلم کرد و گذاشت رو دوشش.

از یک متر رسیدم به دو متر‌ و احساس بزرگی کردم.

سقف آرزوهام، سقف خونه‌مون بود.

آرزو کردم دستم رو بتونم بزنم به سقف...

برای همین دستم رو دراز کردم تا دستم بهش برسه، نرسید.

پدرم خسته شده بود، ولی بهم نمی‌گفت.

خستگی رو از کوتاه شدن قدم فهمیدم. از اینکه دیگه نمیتونست

کاملا صاف بایسته تا من دستم رو به سقف برسونم‌.

برای همین سرم رو آوردم پایین و بهش گفتم: میشه خسته نشی؟!

خندید.

پدرم قوی‌ترین و خستگی‌ناپذیرترین مرد دنیا بود، چون زانوهام رو گرفت و بلندم کرد.

خیلی راحت دستم به سقف رسید... خیلی راحت به آرزوم رسیدم.

بعد از اون این سوال شد تیکه‌کلامم.

 از همه می‌پرسیدم. ولی همه لبخند نمیزد، همه ادامه نمیدادن.

هر‌چی گذشت معنی خستگی رو بهتر فهمیدم‌. بهتر فهمیدم

فقط جسم آدم نیست که خسته میشه، فقط دست و پا و بدن نیست

 که کوفته میشه. آدما روحشون هم خسته میشه، دلشون هم کوفته میشه

 و این همون چیزیه که آدما رو از پا میندازه.

از پا انداختم، یه روز خسته شدم از صبوری کردن،

 از جنگیدن، از ادامه دادن، از زندگی کردن...‌

هزار نفر خستگیم رو دیدن، هزار نفر بهم گفتن «میشه خسته نشی»

 ولی لبخند نزدم ولی ادامه ندادم‌ تا اینکه تو اومدی.

خستگیم رو دیدی، خستگیم رو فهمیدی، با خستگیم خسته شدی.

سرم رو‌ گذاشته بودم رو پات که پایین رو نگاه کردی و گفتی

 «میشه خسته نشی» لبخند زدم، روحم سبک شد...

 اون‌قدر که پرواز کرد و دستش خورد به سقف...

تو اون یک نفری که به خاطرت خسته نمیشم. فقط یه سوال دارم ازت:

 

میشه از دوست‌‌داشتنم خسته نشی؟

 

حسین حائریان

 

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : میشه خسته نشی؟!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398

بیشتر مردم زندگی نمی‌کنند ،

فقط با هم مسابقه دو گذاشته‌اند !

می‌ خواهند به هدفی در افقِ دوردست برسند ولی در گرماگرمِ رفتن آنقدر

 نفس‌شان بند می‌آید و نفس نفس می‌زنند که چشمشان زیبایی‌ها و آرامش

 سرزمینی را که از آن می‌گذرند نمی‌بینند و بعد یک وقت چشم‌شان

 به خودشان می‌افتد و می‌بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر

فرقی برایشان نمی‌کند به هدف‌ شان رسیده‌اند یا نرسیده اند .. !

بابا لنگ دراز

جین وبستر






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بیشتر مردم زندگی نمی‌کنند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398

 

به افراد عصبی که در خیابان به شما تنه میزنند راه بدهید تا عبور کنند

به رانندگان عصبانی و بی منطق که میخواهند از هر گوشه ای زودتر

 به مقصد برسند راه بدهید

 

به کسی که در خیابان به شما بی احترامی میکند بی اهمیت باشید

در برابر کسی که بی محابا به شما ناسزا میگوید سکوت کنید و

 محیط راه ترک کنید

 

در برابر کسی که کارهای وقیحانه خود را به شما نسبت میدهد کوتاه بیایید

در برابر  کسی که مدام دروغ میگوید لبخند بزنید و بگذرید در پی انتقام نباشید

 

چون آنها به راحتی هر کاری که بخواهند را میکنند.

به سادگی شما را وارد بازی های کثیف خود میکنند و با بی حیایی و فریاد

 و دریدگی شما را تا سطح خودشان پایین میکشند

یادتان باشد آنها همیشه حق به جانب هستند و آدم سالم و باشرف از پس آنها بر نمی آید

 

ضرب المثل باید با هر کسی مثل خودش بود...

را برای رسیدن به آرامش فراموش کنید  و از چنین افرادی

 فقط دور باشید و یقه تان را دست هر دیوانه ای ندهید

چون به قول معرف مردم از دور دیوانه اصلی را تشخیص نمیدهند

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مردم از دور دیوانه اصلی را تشخیص نمیدهند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398

 

 

هرگاه از خوبی‌ کسی صحبتی به میان آید دیگران سکوت می‌کنند

 و هرگاه از بدی کسی حرفی شود،

اظهار نظرها آغاز می گردد و آنها نمی دانند

 با اینکار خودشان را معرفی کرده اند و نه دیگری را.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : معرفی خود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398

 

 

 

زندگی این جهان بلا و آزمونی است برای آدمیان تا روشن شود هر یک در چه مقام قرار دارند. 

زندگی یک فرصت طلایی است

 برای رشد و کسب کمالات و فضایل. چه گنج های حکمت و گوهرهای خدمت که می توان در نمایشگاه عالم بدست آورد. جهان شگفتی است که اگر خاری از پایی برآوریم و دل مجروحی را مرهم نهیم و آرزومندی را به کام دل برسانیم چنان است که گویی باغها و بوستانها خریده ایم و با حوران و پریان نشسته ایم:

 

شنیده ام که بهشت آن کسی تواند یافت

که آرزو برساند به آرزومندی 

 

شهید بلخی

 

در صحبت قرآن

حسین الهی قمشه‌ای






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : شنیده ام که بهشت آن کسی تواند یافت که آرزو برساند به آرزومندی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

 

انواع عشق :

برخی از نظریه پردازان معتقدند که چندین نوع از عشق وجود دارد ( لاسول و همکاران ، 1980 ) و عنوان نموده اند که 6 نوع مختلف از عشق به شرح ذیل وجود دارد :

1- عشق آتشین

2- عشق بچگانه

3- عشق دوستانه

4- عشق منطقی

5- عشق تملکی

6- عشق فارغ از خود .

پژوهشها نشان داده اند که نمره مردها هم در عشق آتشین ( زودگذر و موقتی و آنی ) و هم در عشق بچگانه ( همزمان چند موضوع عشقی دارند ) بیشتراز زنان است ، در حالیکه نمره زنان در دوستی ، منطقی بودن در عشق و عشق تملکی  (مالک عشق بودن ) بیشتر از مردان است ( هندریک و همکاران 1988 ) .






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : انواع عشق،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

 

هشت بهشت زندگی !!!

بهشت اول :

آغوش مادریست که با تمام وجود ، بغلت کرد و شیرت داد

بهشت دوم :

دستان پدریست که برای راه رفتنت ، با تو کودکی کرد

بهشت سوم :

خواهر یا برادریست که برای ندیدن اشکهایت ، تمام اسباب بازیهایش را به تو داد

بهشت چهارم :

معلمی بود که برای دانستنت با تمام بزرگیش هم سنت شد تا یاد بگیری

بهشت پنجم :

دوستی ست که روز ازدواجت در آغوشت کشید و چنان در آغوشش فشرد که انگار آخرین روز زندگیش را تجربه میکند

بهشت ششم :

همسر توست که با تمام وجود در کنار تو معمار زندگی مشترک تان است

گویی دو شاخه از یک ریشه اید

بهشت هفتم :

فرزند توست که خالق زیبایی های آینده است

بهشت هشتم :

نعمات وطبیعت زیبایت است هر لحظه باعشق بنگرودرآغوش بگیر

آری شاید هر کدام از ما تمام هشت بهشت را نداشته باشیم

ولى

آری بهشت همین حوالیست ...

مادرت را بنگر...

پدرت را ببین ..

خواهر یا برادرت را حس کن ..

به معلمت سر بزن...

دوستت را به یاد بیاور.....

همسرت را در آغوش بگیر...

فرزندت را ببوس...

یک وقت دیر نشود برای بهشت رفتنت... 

بهشت را با همه قلبت حس کن ، همین نزدیکیست..

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هشت بهشت زندگی !!!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

کارت بانكیم رو به فروشنده دادم و با خیال راحت منتظر شدم تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پیام داد :

"موجودى كافى نمیباشد! "

امكان نداشت، خودم می دونستم كه اقلا سه برابر مبلغى كه خرید كردم در كارتم پول دارم.

 

با بیحوصلگى از فروشنده خواستم كه دوباره كارت بكشه و این بار پیام آمد:

"رمز نامعتبر است".

 

این بار فروشنده با بیحوصلگى گفت :

آقا لطفا نقداً پرداخت كنید، پول نقد همراهتون هست؟

فكر كنم كارتتون رو پیش موبایلتون گذاشتین كلاً سوخته.

 

در راه برگشت به خانه مرتب این جمله ى فروشنده در سرم صدا میكرد؛

"پول نقد همراهتون هست"؟

 

 

خدایا...

ما در كارت اعمالمان كارهاى بسیارى داریم كه به امید آنها هستیم مثلا عبادت هایى كه كردیم ، دستگیرى ها و انفاق هایى كه انجام دادیم و .

 

نكند در روز حساب و كتاب بگویند موجودى كافى نیست و ما متعجبانه بگوییم :

مگر میشود؟ این همه اعمالى كه فكر می كردیم نیك هستند و انجام دادیم چه شد؟؟

و جواب بدهند :

اعمالتان را در كنار چیزهایى قرار دادید كه كلاً سوخت و از بین رفت... !

 

كنار « *بخل* »

كنار « *حسد* »

كنار « *ریا* »

كنار « *بى اعتمادى به خدا* »، كنار « *دنیا دوستى* »  و .

 

نكند از ما بپرسند :

نقد با خودت چه آورده اى؟ و ما كیسه‌هایمان تهى باشد و دستانمان خالى.

 

 *خدایا،از تمام چیزهایى كه باعث از بین رفتن اعمال نیكمان می شود به تو پناه

می بریم...

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : موجودى كافى نمیباشد!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

 

 

برای آدمهایی که آزارتان می دهند ،

آرزوهای ِ خوب کنید !

آری ...

آرزو کنید آنقدر غرق در خوبی هایِ زندگی شوند

و خیر و نیکی در لحظه هایشان جاری باشد ،

که وقتی به خودشان می آیند ،

اصلا دیگر بدی را بلد نباشند

 

بیشتر ِ آدمهایی که آزار می دهند ،

شاید یک روزی ، یک جایی ،

زخمی خورده اند و مرهمی نیافته اند

و تنها راه ِ گذر از این زخم را ،

در آزار دادن ِ دیگران جسته اند

 

با رفتار متقابل ، چنین شخصیتی از خودتان نسازید

 

این یک شعار نیست!

و اصلا لزومی ندارد جوابِ بدی را با خوبی بدهید ،

اتفاقا برای مدتی آن ها را از حق ِ داشتن ِ خودتان محروم کنید

اگر جواب بدی را دستِ کم با سکوت بدهید

و در دلتان آرزوهای ِ نیک برای فرد ِ مقابل کنید ،

شما خوشبخت ترین انسانید!






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : برای آدمهایی که آزارتان می دهند، آرزوهای ِ خوب کنید !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 23 اردیبهشت 1398

 

همسایه کناری‌ام غمگینم می‌کند!

زن و شوهر صبح زود بیدار می‌شوند، می‌روند سر کار،

 عصر باز می‌گردند. یک پسر و یک دختر دارند. ساعت

 نُه شب همه چراغ‌های خانه خاموش است. فردا صبح نیز زود

 بیدار می‌شوند، سر کار می‌روند، عصر باز می‌گردند،

 ساعت نه،خاموشی! آدم‌های خوبی هستند

دوستشان دارم اما حس می‌کنم در حال غرق شدن‌اند و

 نمی‌توانم کمکشان کنم. گذرانِ زندگی می‌کنند.

بی‌خانمان نیستند اما بهای گزافی می‌پردازند؛

گاهی در میانه روز، به خانه‌شان می‌نگرم و خانه نگاهم می‌کند.

خانه می‌گرید، می‌توانم حس کنم...

 

چارلز بوكفسکی






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : همسایه کناری‌ام غمگینم می‌کند!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 23 اردیبهشت 1398

 

کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار غصه‌هاشون له

می‌شن یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشون رو می‌کردن.

مثلا نوشته بود:

این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پر کرده و استخدام نشده برمیگردد

این خانم سالهاست بغل نشده

 

این آقا را دارند می‌گذارند خانه‌ی سالمندان

این خانم مادرش مریضی صعب‌العلاج دارد

این آقا قول داده تابستان برای پسرش دوچرخه بخرد ولی پول ندارد

این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده

این آقا خیلی حالش بد است و اگر یقه‌اش را بگیرید امشب خودش را می‌کشد...

 

این آدم شکستنی‌ست...

 

حمید باقرلو

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : این آدم شکستنی‌ست...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 اردیبهشت 1398

 

"فیتوپلانکتون" ها موجودات ریزِ دریایی اند که بقای زمین ، وابسته به وجود آنهاست ، وابسته به اکسیژنی که برای این سیاره تولید می کنند .

موجوداتی که در سکوتِ اقیانوس و دور از چشمِ آدم ها کارِ خودشان را می کنند و راه مقدسِ خودشان را می روند ، راهی که منتهی به تولیدِ بیش از نیمی از اکسیژنِ مصرفیِ این سیاره ی خاکی ست . و ما مدیونیم به وجودِ این میزبان های کوچک که پایه ی زنجیره ی غذاییِ موجوداتِ زنده اند و انرژیِ زیستنِ همه مان را با همان جثه های کوچکشان تامین می کنند .

داشتم فکر می کردم فیتوپلانکتون ها چه شباهت عجیبی با آدم های مهربان دارند !

هر دویشان لازمه ی زیستن اند ، بی منت هوای جهان را دارند و ناجوانمردانه هم نادیده گرفته می شوند .

و من نگرانم از بی مهریِ این روزهای آدم ها !

آدم هایی که غرق در جهان گشایی و خودخواهی و زندگی های ماشینی شده اند ، و نگران تر ؛ از انسانیتی که رو به نابودی ست .

می ترسم عاقبت ، پدیده ی "ال نینو"یی سهمگین، در اقیانوسِ آرامِ زندگی اتفاق بیفتد و مهربانی هایِ این سیاره به یکباره بمیرد !

که ما بدون اکسیژن ،

که ما بدونِ مهربانی و عشق ؛

می میریم ...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : فیتوپلانکتون،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398

 

 

آیا نام  قدیم  شهر خود  را بلدید ؟

 

ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ = ﺍﺳﭙﺎﻧﻪ – ﺳﭙﺎﻫﺎﻥ – ﺟﯽ

ﻣﯿﺎﻧﺸﻬﺮ = ﻣﯿﺎﻧﺪﻩ – ﺷﻬﺮ ﺻﻮﺭ

ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ = ﻋﺒﺎﺩﺍﻥ

ﺁﺑﺎﺩﻩ = ﺁﻭﺍﺩﯾﺠﻪ _ ﺁﭘﺎﺗﯿﻪ

ﺍﺭﺩﺑﯿﻞ = آرتاویل

ﺍﺳﻔﺮﺍﯾﻦ = ﻣﯿﺎﻥ ﺁﺑﺎﺩ

ﺍﺷﮑﻨﺎﻥ = ﺳﻮﺩﺍﺑﮕﺮﺩ

ﺍﻧﺰﻟﯽ = ﺑﻨﺪﺭ ﭘﻬﻠﻮﯼ

ﺍﻫﺮ = ﺍﺭﺳﺒﺎﺭﺍﻥ

ﺍﯾﺬﻩ = ﻣﺎﻝ ﺍﻣﯿﺮ – آنزان

ﺍﯾﻼﻡ = ﺣﺴﯿﻦ ﺁﺑﺎد

ﺍﻫﻮﺍﺯ = ﻧﺎﺻﺮیه – اکسین

ﺁﺫﺭﺷﻬﺮ = ﺩﻫﺨﻮﺍﺭﻗﺎﻥ

ﺁﻣﻞ = آمارد

ﺍﺭﺍﮎ = ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺁﺑﺎﺩ

ﺍﻧﺪﯾﻤﺸﮏ = ﺻﺎﻟﺢ ﺁﺑﺎﺩ

البرز =هربرز

ﺍﯾﺮﺍﻧﺸﻬﺮ = ﭘﻬﺮﻩ

ایواوغلی = مکجیک

ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ = ﺭﺿﺎییه

ﺑﺠﻨﻮﺭﺩ = ﺑﯿﮋﻧﮕﺮﺩ – ﭼﺮمگاﻥ

ﺑﻬﺒﻬﺎﻥ = ارجان

ﺑﻮﺷﻬﺮ = ﺭﯼ ﺷﻬﺮ

ﺑﺎﺑﻞ = مه میترای

ﺑﺎﺑﻠﺴﺮ = ﻣﺸﻬﺪ ﺳﺮ

ﺑﻨﺪﺭ ﺍﻣﺎﻡ = ﺑﻨﺪﺭ ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﺑﻨﺪﺭ ﺗﺮﮐﻤﻦ = ﺑﻨﺪﺭ ﺷﺎﻩ

ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺒﺎﺱ = ﮔﻤﺒﺮﻭﻥ

ﺑﻬﺸﻬﺮ : ﺍﺷﺮﻑ

ﺑﯿﺮﺟﻨﺪ :قهستا

ﺑﯿﺠﺎﺭ: ﮔﺮﻭﺱ

بیضا:انشان(زادگاه کوروش بزرگ)

ﭘﺎﻭﻩ :ﺍﻭﺭﺍﻣﺎﻧﺎﺕ

ﺧﺮﻡ ﺍﺑﺎﺩ:ﺷﺎﭘﻮﺭﺧﻮﺍﺳﺖ

ﭘﻠﺪﺧﺘﺮ = ﭘﺎﭘﯿﻞ

ﭘﯿﺮﺍﻧﺸﻬﺮ = ﺧﺎﻧﻪ

ﺗﺎﮐﺴﺘﺎﻥ = ﺿﯿﺎﺀﺁﺑﺎﺩ ، سیادهن

ﺗﺒﺮﯾﺰ = تَورِژ

تهران=طهران

ﺗﻨﮑﺎﺑﻦ = ﺷﻬﺴﻮﺍﺭ

ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ = ﻣﺤﻤﺮﻩ

ﺧﻠﺨﺎﻝ = ﻫﺮﻭﺁﺑﺎﺩ

ﺧﻮﯼ = ﺳﻮﻟﺪﻭﺯ ﺩﺍﺭﺍﺏ = ﺩﺍﺭﺍﺑﮕﺮﺩ .. ﻗﺪﯾﻤﯿﺘﺮﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻫﺨﺎﻣﻨﺶ

ﺩﺍﻣﻐﺎﻥ = ﺻﺪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ

ﺩﺭﻩ ﺷﻬﺮ = ﺑﺪﺭﻩ

ﺩﺭﻩ ﮔﺰ = ﻣﺤﻤﻮﺩﺁﺑﺎﺩ

ﺩﺯﻓﻮﻝ = ﺩﮊﭘﻞ

ﺩﺳﺘﮕﺮﺩ = ﺧﻠﺠﺴﺘﺎﻥ

ﺩﺷﺖ ﺁﺯﺍﺩﮔﺎﻥ = ﺳﻮﺳﻨﮕﺮﺩ – ﺩﺷﺖ

ﺩﻫﺪﺷﺖ = ﺑﻼﺩﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﺩﻭﺩﺍﻧﮕﻪ = ﮐﻬﻨﻪ ﺩﻩ

ﺩﯾﻮﺍﻧﺪﺭﻩ = ﻣﯿﺮﺍﻧﺸﺎﻩ

ﺭﺍﻣﺴﺮ = ﺳﺨﺖ ﺳﺮ

ﺭﺷﺖ = ﺑﯿﻪ ﭘﺲ

ﺭﯼ = ﺭﺍﻗﺲ – ﺭﮐﺲ

ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ = ﺩﺯﺩﺍﺏ

ﺯﻧﺠﺎﻥ = کهن دژ ، خمسه

سیرجان=سمنگان

ﺳﺎﺭﯼ = ﻃﻮﺳﺎﻥ

ﺳﺎﺭﺩﻭﺋﯿﻪ = ﺍﺳﻔﻨﺪﻗﻪ ﺟﯿﺮﻓﺖ

ﺳﺒﺰﻭﺍﺭ = ﺑﯿﻬﻖ

ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺁﺑﺎﺩ = ﺣﺎﺟﯽ ﺁﺑﺎﺩ

ﺳﻠﻤﺎﺱ = ﺷﺎﭘﻮﺭ

ﺳﻤﻨﺎﻥ = ﻗﻮﻣﺲ

ﺳﻨﻨﺪﺝ = ﺳﻨﻪ ﺩﮊ

ﺷﺎﺩﮔﺎﻥ = ﻓﻼﺣﯿﻪ

ﺷﺎﻩ ﺁﺑﺎﺩ = ﻏﺮﺏ ﻫﺎﺭﻭﻥ ﺁﺑﺎﺩ

ﺷﻤﯿﺮﺍﻧﺎﺕ = ﺗﺠﺮﯾﺶ ، طجرشت

ﺷﻬﺮ ﮐﺮﺩ = ﺩﻩ ﮐﺮﺩ

ﺷﻬﺪﺍﺩ = ﺧﺒﯿﺾ

ﺷﻮﺵ= ﺳﻮزیانا

ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ = ﻋﻠﯿﺸﺎﻩ ﻋﻮﺽ

ﺷﯿﺮﺍﺯ = ﺷﯿﺮﺍﻥ ﺁﺯ

ﻃﺎﺭﻡ ﺳﻔﻠﯽ = ﺳﯿﺮﺩﺍﻥ

ﻃﺎﺭﻡ ﻋﻠﯿﺎ = ﺟﻮﺭﺯﻕ

ﻃﺎﻟﻘﺎﻥ = ﺷﻬﺮﮎ

ﻃﺒﺲ = ﮔﻠﺸﻦ

ﻋﻠﯽ ﺁﺑﺎﺩ = ﺷﺎﻫﯽ

ﻓﺮﺩﻭﺱ = ﺗﻮﻥ

ﻓﺮﯾﺪﻥ = ﺩﺍﺭﺍﻥ

ﻓﺴﺎ = ﭘﺴﺎ

ﻗﺎﺋﻢ ﺷﻬﺮ = ﺷﺎﻫﯽ – ﻋﻠﯽ ﺁﺑﺎﺩ

ﻗﺮﻭﻩ = ﯾﯿﻼﻕ

ﻗﺰﻭﯾﻦ = کشوین

ﺷﻬﺮﺿﺎ = گُمشه

ﻗﻢ = آرتاریت

ﻗﻮﭼﺎﻥ = ﺧﯿﺒﻮ ﺷﺎﻩ

ﮐﺎﺯﺭﻭﻥ ﺷﻬﺮ = ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﮐﺎﺷﻤﺮ = ﺗﺮﺷﯿﺰ

ﮐﺮﻣﺎﻥ = گواشیر

ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ = ﮐﺎﻣﺒﺎﺩﻥ

ﮐﻼﺭﺩﺷﺖ = ﺣﺴﻦ ﮐﯿﻒ

ﮐﻼﻟﻪ = ﮐﻮﮐﻼﻥ

ﮐﻠﯿﺒﺮ = ﺑﺮﺑﺮ

ﮔﭽﺴﺎﺭﺍﻥ = ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ

ﮔﺮﮔﺎﻥ = ﺍﺳﺘﺮ ﺁﺑﺎﺩ

ﮔﺮﻣﺴﺎﺭ = خوار

ﮔﻨﺒﺪ ﮐﺎﻭﻭﺱ = ﺩﺷﺖ ﮔﺮﮔﺎﻥ

ﻻﻫﯿﺠﺎﻥ = ﺭﯾﻪ

ﻟﻨﺠﺎﻥ = لنجون

ﻟﻮﺍﺳﺎﻧﺎﺕ = ﮐﻠﻨﺪﻭﮎ

ﻣﺮﯾﻮﺍﻥ = ﺩﮊﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﻣﻼﯾﺮ = ﺩﻭﻟﺖ ﺁﺑﺎﺩ

ﻣﻠﮑﺎﻥ = ﻣﻠﮏ ﮐﻨﺪﯼ

مشهد= توس ، سناباد

ﻣﺸﮑﯿﻦ ﺷﻬﺮ = ﺧﯿﺎﻭ

ﺟﻬﺮﻡ = ﮔﻬﺮﻡ

ﻣﻤﺴﻨﯽ = مالکی

ﻣﯿﺎﻧﻪ = ﻣﯿﺎﻧﺞ

ﻧﻮﺭ = ساﻟﺪﻩ

ﻧﻬﺒﻨﺪﺍﻥ = ﺷﻮﺳﻒ

ﻧﻰ ﺭﻳﺰ = ﻧﻴﺰﻩ ﺭﻳﺰ ‏( ﺳﻼﺡ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﻴﺮ ‏) ﻣﺤﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﻧﻴﺰﻩ

ﻧﯿﮑﺸﻬﺮ = ﻗﺼﺮ ﻗﻨﺪ

ﻧﻮﺷﻬﺮ = خاچک

ﻫﺸﺘﺮﻭﺩ = ﺁﺫﺭﺍﻥ

ﻫﻤﺪﺍﻥ =(اولین شهر جهان) هگمتانه – ﺍﮐﺒﺎﺗﺎﻥ

ﻫﺎﺩﯼ ﺷﻬﺮ = ﻋﻠﻤﺪﺍﺭ ﮔﺭﮔﺮ

ﻫﺸﺘﭙﺮ = هشتپر طوالش ، تالش

ﻫﻮﯾﺰﻩ = هوزگان

ﯾﺎﺳﻮﺝ = ﺗﻞ ﺧﺴﺮﻭ

ﯾﺰﺩ = ﺍﯾﺴﺎﺗﯿﺲ،گثه

ﺯﺍﺑﻞ = حسین آباد

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : آیا نام قدیم شهر خود را بلدید ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 58 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز