مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

 

نبایدهای تنبیه کودک...

نباید هیچگونه تنبیهی برای کودکان زیر سه سال اعمال شود.

تنبیه برای نقض مقررات و ارزشها اعمال می شود، نه برای ضعف مهارتها که نیاز به تمرین دارند (مثل افتادن یک پارچ سنگین از دست کودک)

کودک در اشتباهات غیرعمد، لازم است بدون هیچگونه سرزنشی تنها به جبران بپردازد؛ مثلا مواد ریخته شده را از زمین جمع کند، حتی اگر این کار را نمی تواند کامل و تمیز انجام دهد، خودتان بعدا آنرا کامل کنید.

دکتر انوشه






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : نبایدهای تنبیه کودک.،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 10 اسفند 1397

 

افســـردگی

 

سرزنش كـــردن خود یكی از مهمترین دلایل مبتلا شدن به افسردگی است.

 

وقتی دائما به خاطر شكست ها و مشكلات زندگی خودمان را مورد انتقاد قرار میدهیم ، به تدریج پیام "تو بـدی" را به خودمان  ارســال می كنیم و احساس حقارت را در اعماق وجودمان  لمس می كنیم.

فرقی نمی کند به خاطــر چه چیزی خودمان را سرزنش می کنیم، تا زمانی که این کار را ادامه می دهیم زندگی را  به کام خود تلخ می کنیم و دنیا برای مان جهنم خواهد شد.

 

لطفاً به جای اینكار درس ها و تجاربی كه در اثر این انتخاب یا  تصمیم اشتباه گرفته ایم را مدنظر قرار بدهین و یادمان باشد كه مشكلات باعث آگاهی ما می شوند  و این تجارب بسیار ارزشمند هستند.

بدون این تجارب اگــــر دوباره در همان  جایگاه اولیه قرار بگیریم مسلماً اشتباهات را مجدد  تكرار خواهیم كرد.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : افســـردگی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 10 اسفند 1397

 

خواب دیدن زیاد نشانه ی این بیماری خطرناک است :

خواب فرآیندی است که طی آن بدن به آرامش نسبی دست 

پیدا کرده، سوخت و ساز بدن افزایش یافته و روند جوان‌سازی

 سیستم‌های بدن از قبیل سیستم ایمنی، اسکلتی، ماهیچه‌ای و

 عصبی شدت می‌گیرد. مقدار خواب هر شخص در سنین مختلف، 

متفاوت بوده و ساعت بیولوژیکی بدن با بالا رفتن سن دچار تغییر

 و تحول می‌شود.

 اما گاه زمان

 خوابیدن در فرد تا حدی افزایش می‌یابد که طول روز و شب 

به خوابیدن اختصاص می‌یابد و شخص عملاً قادر به انجام کار

 مفیدی نیست.

در افراد میانسال متوسط زمان خوابیدن حدود 7 ساعت خواب 

شبانه است. به طور کلی، نوزادان تازه متولد شده تا 2 ماهه

 بین 12 تا 18 ساعت از روز، نوزادان 2 تا 11 ماه بین 14 تا 15 ساعت،

 نوپاهای یک تا 3 سال 12 تا 14 ساعت، کودکان 3 تا 5 سال 11 تا 13 

ساعت، کودکان 5 تا 10 سال بین 10 تا 11 ساعت، نوجوانان

 10 تا 18 سال 8 تا 9 ساعت و بزرگسالان بالای 18 سال نیز 

بین 7 تا 9 ساعت خواب نیاز دارند. زمانی که بدن به پایین‌ترین

 دمای خود در 6 ساعت خواب نزدیک شده و نیز مقدار «ملاتونین» 

ترشح شده به حداکثر خود بعد از 4 ساعت خوابیدن برسد، بهترین 

کیفیت خواب صورت گرفته است. در واقع، کیفیت خواب به الگوهای

 رفتاری بستگی دارد. ساعات بیداری طبق نیاز بدن بوده و در نهایت

 فعالیت‌های روزانه و مصرف مواد غذایی به سلامتی کمک می‌کند 

تا ساعت درونی بدن منظم شود. خواب آلودگی که معمولاً در میانه

 روز و بعد از صرف غذا به سراغ افراد می‌آید، جریان ثابتی نیست. 

برخی فعالیت‌های سبک جسمانی می‌تواند این خواب آلودگی‌ها

 را از بین برده و مانع از ایجاد اختلال در خواب شبانه شود. چرت

 روزانه نباید بیشتر از 20 دقیقه زمان برده و تنها برای جبران

 کمبود خواب شب است.

خطر خواب زیاد :

با وجود اینکه خواب یکی از ضروریات جسمی سالم است ولی

 از طرفی، بیش از حد خوابیدن نیز خود می‌تواند علامت برخی

 بیماری‌ها باشد. مطالعات صورت گرفته نشان می‌دهد، افرادی

 که ساعات زیادی در طول روز می‌خوابند، ممکن است مبتلا به

 بیماری‌های قلبی  عروقی و دیابت بوده یا خطر مرگ در آنها 

به مراتب بیشتر شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد افسردگی و شرایط نامساعد 

اجتماعی اقتصادی ارتباط تنگاتنگی با خوابیدن بیش از حد دارد 

و اثرات منفی را بر سلامت جسم و روح می‌گذارد. به عنوان مثال، 

افرادی که از شرایط مالی خوبی برخوردار نیستند، دسترسی کمتری

 به مراکز درمانی داشته و همین امر، آنها را در معرض ابتلا به

 انواع بیماری‌ها از قبیل مشکلات قلبی قرار داده که در نهایت

 خواب زیاد را به همراه دارد.

یکی از دلایل عمده پرخوابی را می‌توان در وارد نشدن به مرحله 

خواب عمیق دانست، زیرا چنین افرادی خواب آرامی ندارند. این

 قبیل افراد ممکن است ساعات زیادی از شبانه روز را خواب باشند

 ولی این مسأله باعث می‌شود تا پس از بیدار شدن همچنان احساس

 خستگی و کسالت کنند. «آپنه» یا وقفه‌های ایجاد شده در خواب

 یکی از دلایل احساس خستگی در طول روز است.

وقفه‌های تنفسی در خواب نوعی اختلال تنفسی است که فرد هنگام 

خواب دچار قطع یا افت تنفس شده به طوری که برای چند لحظه، 

تنفس قطع می‌شود. چنین افرادی معمولاً شب‌ها خواب راحت و 

عمیقی نداشته و در طول روز کسل هستند.

محیط خواب از عوامل مهم و مؤثر در داشتن خوابی مناسب به 

شمار می‌‌آید. پزشکان و متخصصان معمولاً توصیه می‌کنند تا از

 قرار دادن تلویزیون و رایانه در اتاق خواب جداً خودداری کنید، 

چرا که از اتاق خواب صرفاً باید برای خواب استفاده کرد و روشن

 بودن هرگونه وسیله صوتی- تصویری در زمان خواب می‌تواند 

آرامش را از فرد سلب کند. در چنین شرایطی فرد در تمام طول

 روز احساس خستگی و خواب آلودگی می‌کند.

یکی از مهم‌ترین مسائلی که باعث خواب آلودگی در طول روز می‌شود،

 نگهداری از کودک و نوزاد در طول شب توسط والدین است. پدر و

 مادرهایی که نوزاد کوچک دارند همواره در طول روز احساس 

خستگی و خواب آلودگی می‌کنند.

افسردگی از دیگر عوامل پرخوابی به شمار می‌رود. زمانی که 

شخصی با داشتن خوابی کامل باز هم تمایل به خوابیدن دارد،

 می‌تواند یکی از نشانه‌های ابتلا به افسردگی باشد. علائم افسردگی

 از فردی به فرد دیگر متفاوت بوده و برخی با خوابیدن زیادی آن 

را نشان می‌دهند. در واقع، خوابیدن فرآیندی برای رهایی از 

دغدغه‌های ذهنی است.

حمله خواب یا تمایل شدید و غیر قابل کنترل به خوابیدن، 

اختلالی است که بر قسمتی از مغز که مسئول خواب و بیداری است، 

تأثیر می‌گذارد. این افراد اغلب در طول روز دچار خواب آلودگی‌های 

شدید شده و قادر به بیدار ماندن نیستند و بارها دچار حمله خواب می‌شوند.

آنها معمولاً نمی‌توانند تمایزی بین زمان بیداری و خواب قائل شوند.

 محققان بر این باورند که حمله خواب اختلالی ارثی بوده و ممکن 

است سبک زندگی فرد را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

این افراد پس از بیدار شدن از خواب‌های چند دقیقه‌ای تا حدود 

یک ساعت باز هم احساس خواب آلودگی می‌کنند. بررسی‌ها

 نشان داده، کمبود نوعی پروتئین موسوم به «هیپوکرتین» که

 نوعی انتقال دهنده عصبی است باعث احساس 

خواب آلودگی می‌شود.

مصرف برخی داروهای تجویزی نیز می‌تواند عامل پرخوابی در 

افراد باشد. گاهی نیز سوء مصرف مواد مخدر، الکل و حتی 

کافئین بیش از حد نیاز به خوابیدن را تشدید می‌کند. از سوی دیگر، 

غذاهای ناسالم و تنقلات زیاد نیز خواب آلودگی را شدت می‌بخشند



منبع : سایک نیوز







نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : خواب دیدن زیاد نشانه ی این بیماری خطرناک است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 8 اسفند 1397

 

شش اشتباه انسان از زبان ماركوس تولیوس سیسرو؛


 سیاستمدار و ادیب رومى در قرن یك قبل از میلاد

 

١- توهم اینكه سود ما از  تخریب دیگران حاصل میشود

 

٢- نگرانى در مورد چیزهایى كه قابل تغییر یا قابل اصلاح نیستند

 

٣- اصرار بر اینكه كارى غیرممكن است زیرا كه نمیتوانیم آن را انجام دهیم!

 

٤- امتناع از كنار گذاردن امتیازات جزئى

 

٥- غفلت از پیشرفت و عدم عادت به مطالعه

 

٦- تلاش در وارد كردن افراد شبیه به خودمان در زندگى






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : شش اشتباه انسان از زبان ماركوس تولیوس سیسرو،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 7 اسفند 1397

 

تاثیر متقابل ذهن وجسم

 

در آزمایشی که بسیار مشهور شد،  "جان بارگ"   (John Bargh) و 

همکارانش از گروهی از دانشجویان دانشگاه نیویورک خواستند تا با 

پنج کلمه یک جمله بسازند. به یک گروه از دانشجویان کلماتی  داده

 شد که نیمی از آنها با

پیری در ارتباط بودند (مانند فراموشکار، خاکستری و

چین و چروک)،...

وقتی دانشجویان این تمرین را به پایان رساندند، از آنان خواسته شد

 به اتاقی در انتهای سالن بروند و تمرین دیگری را انجام دهند. 

در واقع تمرین بعدی، پیمودن همین مسافت کوتاه بود. پژوهشگران،

 بدون جلب توجه، زمانی را که افراد صرف کرده بودند تا از این سوی

 سالن به آن سویش بروند، اندازه گرفتند.

 

 همان گونه که بارگ پیش بینی کرده بود، افرادی که با کلمات  با 

مضمون پیری جمله ساخته بودند، به شکل بارزی کُندتر از افراد گروه

 دیگر، این مسیر را پیموده بودند. همه این ها بدون هیچ گونه آگاهی

 صورت گرفته بود، زیرا وقتی بعد از آزمایش از دانشجویان پرسیده شد، 

هیچ یک متوجه نشده بودند که کلماتی که برای جمله سازی به آنها

 داده شده بود، مضمون مشترکی داشتند و تأکید داشتند کلماتی که

 با آنها مواجه شده بودند، هیچ تأثیری در کارهایی که پس از تمرین 

انجام داده اند نداشته اند. فکر سالمندی، به خودآگاهی این افراد 

نیامده بود، با این وجود، رفتارشان تغییر کرده بود.

این پدیده ی بحث برانگیز را «پیش زمینه سازی» یاPriming 

(اثر زمینه بر افکار و اعمال) می نامیم.

 پیوند فکر و عمل، «دو طرفه» عمل می کند.

 

پژوهش دیگری که در دانشگاهی در آلمان صورت گرفت، درست 

شکل معکوس پژوهشی بود که بارگ و همکارانش در نیویورک

 انجام دادند. از دانشجویان خواسته شده بود تا به مدت پنج دقیقه 

با سرعت سی گام در دقیقه (که در حدود یک سوم سرعت معمول

 شان بود) در اتاق راه بروند. پس از این رخداد کوتاه، شرکت کنندگان

 در پژوهش، در تشخیص کلمات مربوط به سالمندی (نظیر فراموشکار، 

پیر و تنها) سریع تر از کلمات دیگر عمل کردند.

 

نتیجه این که اگر ذهن شما، «پیش زمینه سازی» شده باشد که به 

شکستها بیندیشید، شما تمایل دارید که مانند افراد ضعیف عمل کنید 

و از آن سو، حرکت کردن مانند آنها نیز، فکر کردن به شکست را تقویت می کند..

 

 دانیل کانمن (برنده ی جایزه نوبل اقتصاد سال 2002





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تاثیر متقابل ذهن وجسم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 7 اسفند 1397

 

 

کودکتان را زود بزرگش نکنید

از جملاتی مثل

تو دیگه بزرگ شدی! ،

خانم شدی، آقا مرد شدی،

این کار بچه کوچولوهاست، تو دیگه بچه نیستی

استفاده نکنید، چرا که او را از دنیای کودکی،

 به دنیای بزرگسالی می برید و کودک دیگر از خود انتظار کودکی ندارد

و این در حالی است که رفتار بزرگسالانه هم خارج از حد و توان اوست؛

بنابراین اعتماد به نفسش پایین می آید.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : کودکتان را زود بزرگش نکنید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 اسفند 1397

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

 

بجای دروغ نگو؛ بگوییم : راست میگی؟

 

به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم:


 رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد

 

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

 

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

 

گاهی خدا آنقدر صدای کلماتت را دوست دارد که سکوت میکند


 تا تو بارها برایش حرف بزنی پس زیبا سخن بگوییم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 اسفند 1397

تأثیر ترس بر سلامت انسان :

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، نوشت: دلیل صدا هر چه بوده باشد، آنچه تجربه می‌کنید احساس ترس است. ما می‌دانیم که ترس بر روان ما تأثیر می‌گذارد، اما این احساس به روش‌های مختلف می‌تواند بر سلامت بدن ما اثرگذار باشد.

ناتوانی در کسب آرامش :

مثالی که در ابتدا به آن اشاره شد را دوباره مد نظر قرار دهید. بی تردید، پس از توقف سر و صدا به ندرت پیش می‌آید که احساس آرامش و راحتی بار دیگر به سرعت در شما شکل بگیرد، حتی اگر منبع سر و صدا را کشف کرده باشید. زمانی که بدن واکنش ترس را تجربه می‌کند، کسب آرامش دشوار می‌شود. بدن خود را برای صدایی دیگر یا نیاز دوباره برای واکنش جنگ یا گریز آماده می‌کند که بی تردید کسب آرامش را دشوار می‌سازد. زمانی که احساس ترس شما بسیار قوی یا در بلند مدت ادامه داشته باشد، این شرایط وخیم‌تر نیز می‌شود.

اضطراب و هراس :

اضطراب اغلب مبتنی بر موقعیت است. به عنوان مثال، احساس ترس از ارائه سخنرانی در برابر همکلاسی‌ها می‌تواند به اضطراب و بروز علائمی مانند تعریق کف دست‌ها، ضربان قلب سریع، یا حالت تهوع یا حتی یک اختلال اضطراب منجر شود که می‌تواند در آینده و زمانی که فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که احساس ترس را در وی تقویت می‌کند، خود را در قالب حملات هراس نشان دهد.

سیستم ایمنی ضعیف :

واکنش ترس بدن شامل افزایش سطوح هورمون‌های آدرنالین و کورتیزول می‌شود. مواجهه بلند مدت با این مواد شیمیایی و دیگر هورمون‌های مرتبط می‌تواند اثر منفی بر سیستم ایمنی بدن انسان داشته باشد. تضعیف سیستم ایمنی توانایی آن در مبارزه با عفونت‌ها، ویروس‌ها، یا بیماری‌های دیگر را به همراه دارد. در شرایطی که ترس به صورت مستقیم شما را بیمار نمی‌کند، اما تجربه آن در بلند مدت برای سیستم ایمنی بدن مضر بوده و آن را در برابر میکروب‌ها آسیب پذیر می‌کند.

تقویت غرایز بقا :

هنگام احساس ترس، بدن شرایطی به نام واکنش جنگ یا گریز را تجربه می‌کند. این غریزه اولیه از اجدادمان به ما ارث رسیده است که در مواجهه با یک موجود شکارچی باید برای مبارزه یا فرار تصمیم می‌گرفتند. زمانی که می‌ترسیم، قلب سریع‌تر می تپد و جریان خون از اندام‌های انتهایی، مانند دست‌ها و بینی، به سمت اندام‌های مرکزی هدایت می‌شود تا در زمان مبارزه یا فرار برای حفظ زندگی فعالیت‌های کلیدی بدن همچنان ادامه داشته باشند.

افسردگی :

احساس ترس در بلند مدت می‌تواند نه تنها به اضطراب، بلکه به افسردگی، احساس غم، کج خلقی و خستگی منجر شود. افسردگی ناشی از ترس اغلب در افرادی که این احساسات را به طور منظم تجربه می‌کنند و به نظر می‌رسد نمی‌توانند کاری برای بهبود شرایط انجام دهند، رخ می‌دهد. به عنوان مثال، می‌توانید فردی را در نظر بگیرید که فوبیای استفاده از آسانسور دارد، اما برای حضور در محل کار خود باید هر روز از آن استفاده کند.

فوبیاها :

ترس بلند مدت درباره یک موضوع یا موقعیت خاص می‌تواند در نهایت به یک فوبیا از آن موضوع یا موقعیت منجر شود. تجربیات بد، مانند گزیده شدن توسط یک عنکبوت، می‌تواند به فوبیا منجر شده یا امکان دارد این شرایط بدون دلیل مشخصی شکل بگیرد که می‌توان ترس از پرندگان حتی زمانی که هرگز آسیبی به فرد نرسانده اند را مثال زد. فوبیاها می‌توانند به سرعت گسترش یابند و فرد نه تنها از یک نوع خاص عنکبوت، بلکه از تمام عنکبوت‌ها و در نهایت حتی تمام حشرات بترسد.

آسیب قلبی :

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود. قلب تحت تأثیر سطوح بالای هورمون‌های استرس با کار و تنش بیشتر مواجه می‌شود و پس از مدتی دیگر نمی‌تواند عملکرد درست خود را ارائه کند. از آنجایی که این اتفاق در بلند مدت رخ می‌دهد، همواره فرصت برای معکوس کردن آسیب پیش از آن که جدی شود، وجود دارد.

عدم اعتماد به نفس :

ترس پایدار و بلند مدت می‌تواند کاهش اعتماد به نفس را در پی داشته باشد. این شرایط نه تنها می‌تواند به از دست دادن فرصت‌ها منجر شود، بلکه خطر ابتلاء به افسردگی و اضطراب را نیز افزایش می‌دهد.

سهل انگاری :

ترس می‌تواند افراد را از انجام کارهایی که ممکن است برای آنها خوب باشد، باز دارد. نه تنها ممکن است فرد رویدادهای مرتبط با سلامت مانند انجام معاینات پزشکی را نادیده بگیرد، بلکه امکان دارد از حضور در جمع دوستان و اعضای خانواده و فعالیت‌های دیگر که برای بهزیستی انسان مهم هستند نیز پرهیز کند.

تضعیف حافظه :

ترس می‌تواند اثر منفی بر حافظه داشته باشد. هنگام احساس ترس، مغز چنان مشغول آماده شدن برای واکنش جنگ یا گریز می‌شود که خاطرات را به درستی ثبت نکرده و اغلب نمی‌تواند به جز ترسی که احساس می‌کند روی چیز دیگری متمرکز شود. بدن تلاش می‌کند تا با کمک این فرآیندها از شما محافظت کند، اما در نهایت، این شرایط تنها احساس نگرانی، ترس و سردرگمی بیشتر را به همراه دارد.

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تأثیر ترس بر سلامت انسان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 اسفند 1397

 

خیرخواهی و سلامت

 

 کار خیر ساده ترین راه برای مقابله با استرس و حفظ آرامش است .

 

طبق تحقیقی که در مجله journal Clinical Psychological Science منتشر شد، افرادی که در طول روز بیشتر از دیگران رفتارهای محبت آمیز دارند، به لحاظ عاطفی کمتر تحت تاثیر فشارهای عصبی ناشی از کار قرار می گیرند.

 

 

کار خیر روند پیری مغز را کاهش می دهد .

 

68 درصد از داوطلبانی که در یک نظر سنجی در سال 2010 شرکت کردند، به درستی اعتقاد داشتند که احساس سلامت آنها ناشی از حس نوع دوستی است.

 

کمک کردن به دیگران سلامت قلب را افزایش می دهد.

 

یک مطالعه در انجمن پزشکی آمریکا نشان داد در افرادی که داوطلبانه به مدت 10 هفته در یک فعالیت خیرخواهانه کوچک شرکت کردند، میزان التهاب و کلسترول خون کاهش یافت. اما شرکت کنندگانی که فعالیت های نوع دوستانه آنها گسترده تر بود، کاهش قابل توجه علائم بیولوژیکی بیماری قلبی در آنها مشاهده شد.

 

نوع دوستی سبب کاهش درد جسمی می شود.

 

نتایج یک تحقیق در نشریه ساینس نشان می دهد که اگر دویدن مسافت طولانی به شما آسیب می زند، کمک کردن به دیگران بعد از مسابقه باعث بهبود حال شما می شود.

 

 بر این اساس، بیمارانی که درد مزمن داشتند و به عنوان مشاور همکار آموزش دیده بودند، متوجه شدند که پس از کمک به حل مسایل دیگران، درد کمتری دارند.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : خیرخواهی و سلامت،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 30 بهمن 1397

 

اگر نمی‌توانید خاطرات بد را فراموش کنید، حافظه ضعیفی دارید :

یک روانشناس گفت: یک حافظه خوب و قوی می‌تواند مطالبی را که سودمند نیستند، فراموش کند؛ اگر افراد نتوانند خاطرات مضر را به‌ خوبی فراموش کنند، نشان‌ دهنده این است که حافظه ضعیفی دارند.

وحید نجاتی اظهار کرد: حافظه یک عملکرد شناختی است که محصول کارکردهای سالم ساختارهای مختلف مغزی است. مشاهده هر نقص کوچکی در حافظه برخاسته از مشکلات ساختاری مغز است.

وی ادامه داد: عوامل محیطی می‌توانند با اثر روی ساختارهای مغزی آن‌ها را تضعیف یا تقویت کنند. یک محیط غنی می‌تواند عملکردهای مغز را تقویت و یک محیط فقیر از نظر محرک‌ها، می‌تواند ساختارهای مغزی که حافظه یکی از آن‌ها است را تحت تأثیر قرار دهد.

این روانشناس افزود: نقایص مادرزادی، عوامل محیطی دخیل در فرایند رشد و تحول و آسیب‌های ضربه‌ای می‌توانند سبب تخریب ساختارهای مغزی شوند. با افزایش امید به زندگی و بالا رفتن سن مشکلات شناختی که به تحلیل شناختی مربوط است، بیشتر بروز می‌یابد.

نجاتی با اشاره به اینکه یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در رفع مشکل کم حافظگی دستاوردهای توانبخشی‌شناختی است، تصریح کرد: ما با استفاده از توانبخشی شناختی می‌توانیم پیش از اینکه کارکردهای مغز تحلیل روند آن‌‌ها را تقویت کنیم. همچنین کارکردهای شناختی پس از اینکه تحلیل رفتند نیز قابل تقویت و ترمیم هستند.

وی خاطرنشان کرد: ما برای پیشگیری از تحلیل کارکردهای شناختی که حافظه از جمله آن است باید به تقویت آن‌ها بپردازیم. یکی دیگر از روش‌هایی که برای جلوگیری از تحلیل رفتن ساختارهای مغز اهمیت دارد ورزش کردن است.

این روانشناس با اشاره به اینکه ورزش و فعالیت‌های فیزیکی با آزاد کردن مواد شبه‌انسولین در خون سبب افزایش نورون‌زایی (سلول عصبی) می‌شوند و به ترمیم سلول‌های مغزی کمک می‌کنند، اضافه کرد: از نظر سلسله مراتب کارکردهای شناختی، حافظه پس از توجه قرار می‌گیرد و مشکلات توجه در مشکلات حافظه بروز می‌یابد.

نجاتی ادامه داد: ما برای اینکه حافظه شکل بگیرد باید به محیط اطراف توجه کنیم. به‌عبارتی حافظه برای مواردی شکل می‌گیرد که ما به آن‌ها توجه کرده‌ایم. کم‌حافظگی را می‌توان نقص در نگهداری اطلاعات در یک بازه زمانی کوتاه یا طولانی، نقص در یادآوری اطلاعاتی که به‌خاطر سپرده شده‌اند و نقص در به‌روزرسانی اطلاعات تعریف کرد.

وی عنوان کرد: عدم فراموشی یکی از مشکلات حافظه است. یک حافظه خوب و قوی می‌تواند مطالبی را که سودمند نیستند فراموش کند. اگر افراد نتوانند خاطرات مضر را به‌خوبی فراموش کنند نشان‌دهنده این است که حافظه ضعیفی دارند.

این روانشناس با اشاره به اینکه نباید هر اطلاعاتی را به حافظه وارد کنیم و باید جلوی ورود اطلاعات غیر مفید را بگیریم، خاطرنشان کرد: حافظه کاری (فعال) ظرفیت محدودی دارد و همه اطلاعات رقابت می‌کنند تا در این حافظه قرار بگیرند. یکی از کارکردهای حافظه این است که بررسی کند کدام یک از این اطلاعات سودمند و مرتبط است و آن را حفظ کند. اگر این توانایی حافظه ضعف داشته باشد اطلاعاتی که بیشتر در دسترس هستند و ضروری نیستند در حافظه ثبت و سبب اختلال آن می‌شوند. برای رفع این مشکل می‌توان از روش‌های تقویت توجه استفاده کرد که به مهارکردن و به‌روزرسانی حافظه کمک می‌کند.

نجاتی در خصوص رابطه بین افسردگی و کم‌حافظه گی افزود: فردی که حافظه وی دچار اختلال شده است زودتر به افسردگی دچار می‌شود زیرا نمی‌تواند فراموش کند. فرد افسرده خاطرات منفی را بیشتر به‌یاد می‌‌آورد و مخزن بیشتری برای ثبت آن‌ها دارد در نتیجه بیشتر در معرض ابتلاء به افسردگی است. زمانی که فردی شبکه معنایی اطلاعات منفی بسیاری دارد هر محرکی را می‌تواند به آسانی به این شبکه ارتباط دهد و از آن برداشت منفی داشته باشد.

وی عنوان کرد: فرد افسرده باید تلاش کند محرک‌های منفی را مهار کند و آن‌ها را به سایر اطلاعاتی که قبلاً وجود داشته است ارتباط ندهد. ارتباط هر محرکی با محرک‌های منفی پیشین خاستگاه تشدید افسردگی است.

این روانشناس عنوان کرد: افرادی که سبک زندگی بدون به‌کار گرفتن حافظه دارند دچار کم‌حافظگی می‌شوند. اصلی وجود دارد برمبنای اینکه اگر از چیزی استفاده نکنیم آن را از دست می‌دهیم. فردی که در زندگی روزمره خود از حافظه‌اش بیشتر استفاده می‌کند، حافظه وی بیشتر حفظ می‌شود.

نجاتی با اشاره به اینکه «وابسته شدن به یادآورها علاوه‌بر اینکه به حافظه کمک می‌کند سبب تضعیف آن نیز می‌شود»، بیان کرد: اختلالات حافظه هم‌چون آلزایمر در افراد تحصیل کرده کمتر نمود پیدا می‌کند. افراد برای تقویت حافظه خود باید به مطالعه بپردازند و نباید آن را به مطالعه تحصیلی محدود کنند.

وی اضافه کرد: حتی اگر حافظه نقص اندکی داشته باشد افراد به آن پی می‌برند. افرادی که نمی‌توانند کارهای روزانه خود را سازمان‌بندی کنند، وسایل خود را گم می‌کنند، قرارهای خود را فراموش می‌کنند، مشکلات گفتاری و حرکتی دارند و از نقایص حافظه رنج می‌برند.

منبع: ایسنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : اگر نمی‌توانید خاطرات بد را فراموش کنید، حافظه ضعیفی دارید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 30 بهمن 1397


 

 

تأثیر ترس بر سلامت انسان

 

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود.

 

دلیل صدا هر چه بوده باشد، آنچه تجربه می‌کنید احساس ترس است. ما می‌دانیم که ترس بر روان ما تأثیر می‌گذارد، اما این احساس به روش‌های مختلف می‌تواند بر سلامت بدن ما اثرگذار باشد.

 

ناتوانی در کسب آرامش

 

مثالی که در ابتدا به آن اشاره شد را دوباره مد نظر قرار دهید. بی تردید، پس از توقف سر و صدا به ندرت پیش می‌آید که احساس آرامش و راحتی بار دیگر به سرعت در شما شکل بگیرد، حتی اگر منبع سر و صدا را کشف کرده باشید. زمانی که بدن واکنش ترس را تجربه می‌کند، کسب آرامش دشوار می‌شود. بدن خود را برای صدایی دیگر یا نیاز دوباره برای واکنش جنگ یا گریز آماده می‌کند که بی تردید کسب آرامش را دشوار می‌سازد. زمانی که احساس ترس شما بسیار قوی یا در بلند مدت ادامه داشته باشد، این شرایط وخیم‌تر نیز می‌شود.

 

اضطراب و هراس

 

اضطراب اغلب مبتنی بر موقعیت است. به عنوان مثال، احساس ترس از ارائه سخنرانی در برابر همکلاسی‌ها می‌تواند به اضطراب و بروز علائمی مانند تعریق کف دست‌ها، ضربان قلب سریع، یا حالت تهوع یا حتی یک اختلال اضطراب منجر شود که می‌تواند در آینده و زمانی که فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که احساس ترس را در وی تقویت می‌کند، خود را در قالب حملات هراس نشان دهد.

 

سیستم ایمنی ضعیف

 

واکنش ترس بدن شامل افزایش سطوح هورمون‌های آدرنالین و کورتیزول می‌شود. مواجهه بلند مدت با این مواد شیمیایی و دیگر هورمون‌های مرتبط می‌تواند اثر منفی بر سیستم ایمنی بدن انسان داشته باشد. تضعیف سیستم ایمنی توانایی آن در مبارزه با عفونت‌ها، ویروس‌ها، یا بیماری‌های دیگر را به همراه دارد. در شرایطی که ترس به صورت مستقیم شما را بیمار نمی‌کند، اما تجربه آن در بلند مدت برای سیستم ایمنی بدن مضر بوده و آن را در برابر میکروب‌ها آسیب پذیر می‌کند.

 

تقویت غرایز بقا

 

هنگام احساس ترس، بدن شرایطی به نام واکنش جنگ یا گریز را تجربه می‌کند. این غریزه اولیه از اجدادمان به ما ارث رسیده است که در مواجهه با یک موجود شکارچی باید برای مبارزه یا فرار تصمیم می‌گرفتند. زمانی که می‌ترسیم، قلب سریع‌تر می تپد و جریان خون از اندام‌های انتهایی، مانند دست‌ها و بینی، به سمت اندام‌های مرکزی هدایت می‌شود تا در زمان مبارزه یا فرار برای حفظ زندگی فعالیت‌های کلیدی بدن همچنان ادامه داشته باشند.

 

افسردگی

 

احساس ترس در بلند مدت می‌تواند نه تنها به اضطراب، بلکه به افسردگی، احساس غم، کج خلقی و خستگی منجر شود. افسردگی ناشی از ترس اغلب در افرادی که این احساسات را به طور منظم تجربه می‌کنند و به نظر می‌رسد نمی‌توانند کاری برای بهبود شرایط انجام دهند، رخ می‌دهد. به عنوان مثال، می‌توانید فردی را در نظر بگیرید که فوبیای استفاده از آسانسور دارد، اما برای حضور در محل کار خود باید هر روز از آن استفاده کند.

 

فوبیاها

 

ترس بلند مدت درباره یک موضوع یا موقعیت خاص می‌تواند در نهایت به یک فوبیا از آن موضوع یا موقعیت منجر شود. تجربیات بد، مانند گزیده شدن توسط یک عنکبوت، می‌تواند به فوبیا منجر شده یا امکان دارد این شرایط بدون دلیل مشخصی شکل بگیرد که می‌توان ترس از پرندگان حتی زمانی که هرگز آسیبی به فرد نرسانده اند را مثال زد. فوبیاها می‌توانند به سرعت گسترش یابند و فرد نه تنها از یک نوع خاص عنکبوت، بلکه از تمام عنکبوت‌ها و در نهایت حتی تمام حشرات بترسد.

 

آسیب قلبی

 

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود. قلب تحت تأثیر سطوح بالای هورمون‌های استرس با کار و تنش بیشتر مواجه می‌شود و پس از مدتی دیگر نمی‌تواند عملکرد درست خود را ارائه کند. از آنجایی که این اتفاق در بلند مدت رخ می‌دهد، همواره فرصت برای معکوس کردن آسیب پیش از آن که جدی شود، وجود دارد.

 

عدم اعتماد به نفس

 

ترس پایدار و بلند مدت می‌تواند کاهش اعتماد به نفس را در پی داشته باشد. این شرایط نه تنها می‌تواند به از دست دادن فرصت‌ها منجر شود، بلکه خطر ابتلاء به افسردگی و اضطراب را نیز افزایش می‌دهد.

 

سهل انگاری

 

ترس می‌تواند افراد را از انجام کارهایی که ممکن است برای آنها خوب باشد، باز دارد. نه تنها ممکن است فرد رویدادهای مرتبط با سلامت مانند انجام معاینات پزشکی را نادیده بگیرد، بلکه امکان دارد از حضور در جمع دوستان و اعضای خانواده و فعالیت‌های دیگر که برای بهزیستی انسان مهم هستند نیز پرهیز کند.

 

تضعیف حافظه

 

ترس می‌تواند اثر منفی بر حافظه داشته باشد. هنگام احساس ترس، مغز چنان مشغول آماده شدن برای واکنش جنگ یا گریز می‌شود که خاطرات را به درستی ثبت نکرده و اغلب نمی‌تواند به جز ترسی که احساس می‌کند روی چیز دیگری متمرکز شود. بدن تلاش می‌کند تا با کمک این فرآیندها از شما محافظت کند، اما در نهایت، این شرایط تنها احساس نگرانی، ترس و سردرگمی بیشتر را به همراه دارد.

منبع : به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تأثیر ترس بر سلامت انسان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 26 بهمن 1397


مغز چگونه از خاطرات محافظت می‌کند؟

پژوهشگران “دانشگاه آکسفورد” در بررسی جدیدی، به نحوه محافظت مغز از خاطرات پی بردند.

 

پژوهشگران “دانشگاه آکسفورد”(University of Oxford) موفق شدند مکانیسم دقیق نورون‌هایی که یادآوری خاطرات را ممکن می‌سازند، مشخص کنند.

 

در این بررسی به شرکت‌کنندگان، وظایفی مربوط به حافظه واگذار شد. هر شرکت‌کننده باید در عرض دو روز، دو خاطره دارای اشتراک اما جداگانه را به خاطر می‌سپرد. پژوهشگران در روز سوم، ارتباط میان دو خاطره را با کمک یک اسکنر ام‌. آر. آی بررسی کردند.

 

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند حداقل دو ناحیه از مغز، در اصلاح ارتباط حافظه نقش دارند. نخستین ناحیه، هیپوکامپ است. هیپوکامپ، با آن دسته از عملکردهای مغز که در سطح بالاتری قرار دارند، در ارتباط است و خاطرات مشترک را با کمک اطلاعات مفهومی جدا می‌کند.

 

پژوهشگران در مرحله دوم و اواسط اسکن، از تحریک مغزی استفاده کردند تا تراکم “گاما آمینوبوتیریک اسید(GABA) را در مغز کاهش دهند. گاما آمینوبوتیریک اسید، یک ناقل عصبی در مغز است که فعالیت نورون‌های دیگر را کاهش می‌دهد و ارتباط میان سلول‌های مغز را تنظیم می‌کند. پژوهشگران دریافتند که با کاهش گاما آمینوبوتیریک اسید، دخالت حافظه عصبی افزایش می‌یابد. این موضوع نشان می‌دهد که علاوه بر هیپوکامپ، مهار حافظه عصبی هم می‌تواند از همکاری میان خاطرات مشترک پیشگیری کند.

 

دکتر “هلن بارون”(Helen Barron)، سرپرست این پژوهش گفت: توانایی مغز ما در به خاطر سپردن رخدادهای گوناگون زندگی روزمره، باورنکردنی است. ما می‌توانیم بین روزهای گوناگون، تمایز قائل شویم و جزئیات مهمی مانند محل پارک کردن دوچرخه خود در هر روز را به صورت جداگانه به خاطر بیاوریم. درک نحوه انطباق خاطرات با یکدیگر و به یاد آوردن آنها به صورت جداگانه، می‌تواند به ابداع روش‌هایی برای درمان بیماری‌هایی مانند آلزایمر یا اسکیزوفرنی کمک کند.

 

پژوهشگران در نظر دارند این بررسی را روی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اوتیسم انجام دهند. آنها در جستجوی داوطلبانی هستند تا با بررسی آنها، اطلاعات بیشتری در مورد مکانیسم‌هایی که از مغز در برابر تداخل حافظه محافظت می‌کنند، به دست بیاورند.

منبع : به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا




نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مغز چگونه از خاطرات محافظت می‌کند؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 26 بهمن 1397

 

آیا بیماری پوستی موجب بیماری‌های روحی می‌شود؟

پژوهشگران آمریکایی در بررسی جدیدی، احتمال وجود ارتباط میان سلامت پوست و بروز بیماری‌های روحی را تایید کردند.

 

، درمان آکنه معمولاً با مصرف دارویی موسوم به “ایزوترتینوین(isotretinoin) صورت می‌گیرد که با نام تجاری “آکوتان”(Accutane) عرضه می‌شود اما این دارو، عوارض روانی بسیاری به همراه دارد. این دارو ممکن است موجب افسردگی، روانپریشی و رفتارهای خشونت‌آمیز شود و حتی افکار مربوط به خودکشی و یا تلاش برای این کار را پدید آورد. تاکنون، موارد بسیاری از خودکشی ثبت شده‌اند که با مصرف ایزوترتینوین در ارتباط هستند.

 

با اینکه پژوهش‌های بسیاری، ارتباط میان مصرف ایزوترتینوین و افکار مربوط به خودکشی و افسردگی را آشکار کرده‌اند اما مشخص نیست که این عوارض، ناشی از دارو هستند یا شدت آکنه‌ای که این دارو برای آن تجویز شده است؛ به خصوص که آکنه اغلب با آغاز درمان، به صورت موقت وخیم‌تر می‌شود.

 

پژوهش‌های اخیر، پیش‌بینی‌های ابتدایی در مورد اینکه ایزوترتینوین به افسردگی یا خودکشی منجر می‌شود، رد کرده‌اند. به علاوه، شواهد بسیار و البته ناقصی وجود دارند که نشان می‌دهند آکنه می‌تواند موجب بروز افسردگی شود. برخی از متخصصان پوست و روانپزشکان نیز توجه بسیاری به این موضوع نشان داده‌اند اما طبیعت ارتباط میان ذهن و پوست، واضح نیست و مطالعه ارتباط میان ذهن و سلامتی فیزیکی دشوار است.

 

آدوول آدامسون”(Adewole Adamson)، متخصص پوست “دانشگاه تگزاس در آستین(UT) گفت: از آنجا که قرار دادن بیماران در شرایط استرس‌زا و مضر، کاری غیرعملی و غیر اخلاقی به شمار می‌رود، پژوهش‌های کمی وجود دارند که مستقیماً اثر استرس بیمار را با وضعیت پوست او بررسی کرده باشند؛ در نتیجه، بیشتر بررسی‌های مربوط به رابطه میان استرس و التهاب پوست، مبتنی بر صحبت‌های بیمار در مورد وضعیت پوست او هستند.

 

سایکودرماتولوژی(Psychodermatology)، ارتباط میان پوست و ذهن را از سه زاویه بررسی می‌کند. نخستین و شاید واضح‌ترین مورد، بررسی اختلالات روانی ابتدایی باشد که در آن، شرایط روانی، بیمار را وادار می‌کند پوست خود را دچار مشکل بداند. یکی از نمونه‌های این اختلالات، “اختلال موکنی(trichotillomania) است که در آن، فرد بیمار موی خود را می‌کشد.

 

دومین مورد، اختلال “سایکوفیزیولوژی (Psychophysiology) است که در آن، بیماری پوستی به خاطر استرس، تشدید می‌شود. سومین و آخرین مورد نیز “اختلالات روانی ثانویه (secondary psychiatric disorders) هستند که در آن، وضعیت کنونی پوست، به اختلال روانی به ویژه افسردگی یا اضطراب منجر می‌شود.

 

با اینکه بسیاری از متخصصان پوست باور دارند ارتباطاتی میان سلامت پوست و سلامت ذهن وجود دارند، محدوده مسئولیت این دو حوزه و مکانیسم ورای ارتباط میان آنها هنوز کاملاً درک نشده است. وضعیت روحی می‌تواند به وخیم‌تر شدن وضعیت پوست منجر شود و برعکس آن نیز ممکن است.

 

 

منبع : به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آیا بیماری پوستی موجب بیماری‌های روحی می‌شود؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 26 بهمن 1397

بهبود تمرکز با کمک یک بازی!

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، پژوهشگران “دانشگاه کمبریج(University of Cambridge)، نوعی بازی جدید برای آموزش مغز ابداع کرده‌اند که می‌تواند تمرکز کاربران را بهبود بخشد. آنها باور دارند که این بازی می‌تواند راهی برای مقابله با حواس‌پرتی‌های روزانه جهان تجاری باشد.

ظهور فناوری‌های جدید، نیازمند پاسخ سریع به ایمیل و پیامک و انجام دادن چند کار به صورت همزمان است. جوانان به خصوص دانش‌آموزان، مشکلات بیشتری در توجه کردن دارند و دائما به حواس‌پرتی دچار می‌شوند. دشواری در داشتن توجه و تمرکز، به استرس محیطی و مشکلات مربوط به بی‌خوابی یا کیفیت ضعیف خواب منجر می‌شوند.

پروفسور “باربارا ساهاکیان(Barbara Sahakian)، استاد روانشناسی دانشگاه کمبریج گفت: همه ما، تجربه رفتن از خانه تا محل کار را داریم؛ در حالی که احساس می‌کنیم همه روز را مشغول بوده‌ایم اما مطئن نیستیم دقیقا چه کاری انجام داده‌ایم. بیشتر زمان ما با پاسخ دادن به ایمیل، خواندن پیامک‌ها، جستجو در اینترنت و انجام دادن چند کار به صورت همزمان سپری می‌شود اما گاهی متوجه می‌شویم که به جای انجام دادن کار بیشتر، کار کمتری انجام داده‌ایم و به هدف روزانه خود نرسیده‌ایم. پس از رفتن به خانه نیز نمی‌توانیم هیچ کاری را بدون استفاده از تلفن همراه انجام دهیم. ما باید برای انجام دادن کارهای پیچیده، تمرکز کافی داشته باشیم.

در سال‌های اخیر و با پیشرفت و گسترش تلفن‌های همراه هوشمند، شاهد رشد تعداد اپلیکیشن‌های موسوم به “آموزش مغز” بوده‌ایم که برای بهبود مهارت‌های شناختی، حافظه و تمرکز ابداع شده‌اند.

اکنون پژوهشگران دانشگاه کمبریج، یک بازی جدید موسوم به “دکودر”(Decoder) ابداع کرده‌اند که هدف آن، بهبود قدرت توجه و تمرکز کاربران است. این بازی، براساس یکی از پژوهش‌های همین گروه طراحی شده و با دقت مورد ارزیابی قرار گرفته است.

بررسی‌های صورت گرفته با دکودر نشان دادند که بازی کردن با آن به مدت هشت ساعت در ماه، می‌تواند به بهبود توجه و تمرکز کمک کند. این نوع توجه، یک شبکه قدامی- جداری را در مغز فعال می‌کند.

پژوهشگران در این بررسی، 75 بزرگسال جوان را در سه گروه جداگانه قرار دادند. گروه نخست، با دکودر و گروه دوم، با نوعی بازی موسوم به “بینگو (Bingo) برای زمان مشخصی بازی کردند اما به گروه سوم، بازی خاصی ارائه نشد.

همه 75 شرکت‌کننده، در آغاز آزمایش مورد بررسی قرار گرفتند و پس از طی کردن دوره یک ماهه نیز با آزمایش CANTAB” RVP” بررسی شدند. این آزمایش، حساسیت بالایی نسبت به تمرکز و توجه نشان می‌دهد.

نتایج این بررسی، تفاوت قابل توجهی را در میان گروه‌ها نشان داد. شرکت‌کنندگانی که با دکودر بازی کرده بودند، نسبت به کسانی که با بینگو بازی کرده و یا اصلا بازی نکرده بودند، تمرکز بهتری داشتند. تفاوت در عملکرد این افراد، کاملا مشخص بود.

پژوهشگران برای اطمینان از تاثیر دکودر در توجه و تمرکز شرکت‌کنندگان، توانایی آنها را با آزمایش “تریل مارکتینگ (Trail Making Test) نیز مورد بررسی قرار دادند.

ساکاهیان ادامه داد: بسیاری از افراد در متمرکز کردن توجه خود با مشکل مواجه هستند. دکودر می‌تواند به این افراد کمک کند این قابلیت را بهبود بخشند. ما امیدواریم این بازی علاوه بر افراد سالم، برای بیماران مبتلا به اختلال در توجه یا اختلالات مزمن مغزی، کارآمد باشد.

وی افزود: نسخه پیشرفته‌تر دکودر، حتی چالش‌برانگیزتر از آزمایش اصلی ما خواهد بود زیرا به کاربران امکان می‌دهد به مرور زمان، به مزایای بیشتری دست یابند.

این پژوهش، در مجله “Frontiers in Behavioural Neuroscience” به چاپ رسید.

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : بهبود تمرکز با کمک یک بازی!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 20 بهمن 1397

 

بند ناف روانى، به این معناست كه فرد وجود و بقای خود را وابسته به وجود والدین و یا فردى دیگر میداند. همیشه ترس و اضطراب قطع شدنِ این كانال انرژى همراه اوست، به طورى كه مستقل شدن را تجربه‌اى تلخ تلقى میكند.

عقده مادر به صورت ناخودآگاه قبل از تولد همراه با تغذیه از بند ناف یا به صورت موروثى و بعد از تولد شكل میگیرد.

جنین از طریق بند ناف براى بقا به مادر وابسته است و تغذیه‌کنندگی مادر تا بعد از تولد نیز ادامه دارد. اگر این بند ناف و منبع تغذیه به درستی از او بریده نشود، عقده مادر در كودك نهادینه میشود و میل به تنبلى و انفعال در تمام عمر دیده میشود. به نظر "اریك برن" والدین نقش به سزایى در ایجاد و یا از بین بردن عقده مادر در فرزندان بازى میكنند، والدینى كه در حالت نفسانى والد حمایتگر منفى قرار میگیرند، این عقده را تشدید مینمایند. آنها در عمل تمام نیازها و حتى خواسته هاى غیر ضرورى فرزند خود را برآورده میكنند.

انیمیشن warm winter داستان فرزندى است كه خود براى بریدن بند ناف تلاش میكند و با پافشارى و استمرار در تصمیمش مادر را وادار به خروج از این سیكل معیوب میكند.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : بند ناف روانى،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 19 بهمن 1397


( کل صفحات : 47 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز