مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید











پس از مشاجره با نور آبی آرام شوید!

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که نور آبی اجازه می‌دهد تا مردم پس از تجربه استرس ناشی از مشاجره و دعوا به سرعت آرام شوند.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از گیزمگ، قبلا شنیده بود که نور آبی ما را بیدار نگه می‌دارد، باکتری‌ها را می‌کشد و به کنترل پسوریازیس کمک می‌کند.

پسوریازیس، صدفک یا داءالصدف بیماری پوستی مزمن خودایمنی است. این بیماری هنگامی رخ می‌دهد که دستگاه ایمنی بدن سیگنال‌های اشتباهی می‌فرستد. این سیگنال‌ها باعث افزایش سرعت چرخه رشد سلول‌های پوست می‌شود؛ یعنی افزایش بیش از حد سلول‌های پوستی نسبت به از بین رفتن آنها. پسوریازیس واگیردار نیست.

اکنون محققان دانشگاه اسپانیایی گرانادا و دانشکده آموزش ویژه “سن رافائل” گزارش دادند که نور آبی این امکان را نیز دارد تا افراد را پس از تجربه استرس شدید روانی با سرعت بیشتری آرام کند.

به گفته محققان، استرس شدید نوعی استرس کوتاه مدت(استرس حاد) است که در طول روابط اجتماعی یا ارتباطات بین فردی اتفاق می‌افتد، مثلا هنگام بحث با یک دوست یا زمانی که کسی به شما فشار می‌آورد کار خاصی را در اسرع وقت انجام دهید.

در یک آزمایش، ۱۲ داوطلب سالم ۱۸ تا ۳۷ ساله تحت چنین استرسی قرار گرفتند و سپس به یک اتاق “رنگ‌درمانی( Chromotherapy) برای انجام تمرینات آرامش‌بخش رفتند.

در این اتاق محرکی به غیر از نور LED وجود ندارد. برای نیمی از افراد آزمایش، این نور به مدت ۱۰ دقیقه سفید بود و سپس ۱۰ دقیقه آبی رنگ شد. در حالی که برای نیمه دیگر افراد آزمایش، این نور ابتدا آبی رنگ و سپس سفید شد.

همانطور که در حال انجام تمرینات ورزشی بودند، زیست سیگنال‌هایی مانند فعالیت قلب و مغز با استفاده از الکتروکاردیوگرام(دستگاه نوار قلب) و الکتروانسفالوگرام(دستگاه نوار مغز) کنترل می‌شد.

هنگامی که نتایج دو گروه مقایسه شد، متوجه شدند که داوطلبان که ابتدا نور آبی را دریافت کردند، سریع‌تر از کسانی که ابتدا در معرض نور سفید قرار گرفتند به آرامش رسیدند.

کسانی که ابتدا در معرض نور آبی قرار گرفته بودند به طور متوسط ظرف یک دقیقه آرام شدند، در حالیکه در سمت مقابل، مدت رسیدن به آرامش ۳٫۵ دقیقه بود.

الکتروکاردیوگرام(Electrocardiogram) یا نوار قلب به نمودار ثبت‌ شده تغییرات پتانسیل الکتریکی ناشی از تحریک عضله قلب گفته می‌شود که معمولا با مخفف ECG یا EKG مشخص می‌شود.

دستگاه الکتروکاردیوگراف، این نمودار را بر روی نوار کاغذی خط‌کشی شده‌ای که ویژه این کار است، به طور پیوسته ضبط می‌کند. اطلاعاتی که روی الکتروکاردیوگرام ضبط می‌شود نشان‌دهنده امواج الکتریکی محرک قلب است. این امواج نمایشگر مراحل مختلف تحریکات قلبی هستند.

منحنی‌ را که رسم می‌شود “الکتروکاردیوگرام” می‌نامند. پزشکان می‌توانند از روی این منحنی به نحوه عمل قلب پی ببرند. هر منحنی شامل سه موج است. موج p فعالیت الکتریکی دهلیزها، موج QRS فعالیت الکتریکی بطن‌ها و موج T استراحت بطن‌ها را نمایش می‌دهد.

نوار مغزی یاالکتروانسفالوگرافی(Electroencephalography) یا الکترومغزنگاری، ثبت فعالیت الکتریکی مغز است. این تکنیک شامل اخذ سیگنال توسط الکترودهای سطحی، بهبود سیگنال(معمولا تقویت و حذف نویز)، چاپ سیگنال و آنالیز آن می‌شود. آنچه روی کاغذ چاپ می‌شود، الکتروانسفالوگرام نامیده می‌شود.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : پس از مشاجره با نور آبی آرام شوید!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 21 آبان 1396

موسیقی مغز را به فعالیت ریتمیک می اندازد!

بنابر اکتشاف جدید دانشمندان بریتانیایی و هنگ‌کنگی مغز می‌تواند ضربات و ریتم موسیقی را به‌صورت پالس‌های بافاصله زمانی مشخص درک نموده و از آن‌ها برای تقویت ریتمیک فعالیت‌های مغزی حتی در حجم‌های کم صدای موسیقی استفاده نماید.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از  ایسنا از«مجموعه مقالات انجمن سلطنتی»، این محققان در مطالعه خود حجمی انفجاری از صداهای ناهنجار و بلند را برای موش‌های صحرایی پخش کردند در حالیکه مشغول پایش فعالیت مغزی آنها بودند و همزمان از گروهی از افراد خواستند که با ضربات خود، ریتم منظمی را بنوازند.

نتایج پایش مغزی موشها نشان داد که فعالیت مغز میانی این جانوران همراه با موسیقی ریتم‌دار به فعالیت درآمد و منعکس‌کننده الگوریتم‌هایی بود که توسط شنوندگان انسانی ایجاد شده بود.

به گفته این محققان، انطباق مغز میانی ممکن است همان اتفاق مهمی باشد که زمینه را برای درک ضربات موسیقی فراهم می‌کند.

پژوهشگران اعتقاد دارند روشی که ما با آن دنیا را درک می‌کنیم، صرفاً یک بازتاب ساده از داده‌های حسی نیست که با چشمها و گوش‌هایمان جمع‌آوری می‌شود. چنین درکی اغلب شامل تفاسیر جانبی زیادی می‌شود.

ریتم موسیقی یک مورد است. قسمت شنوایی مغز ما باید بتواند قاعده و نظمی را کشف کند که در یک ضرب موسیقی به‌ عنوان یک پالس یا استرس روی نقطه‌ای مشخص دیده می‌شود و آن گاه قادر است آن را بشنود. این نظم ممکن است لزوماً در وجوه ساده صدای فیزیکی همچون بلندی صدای نت‌های موسیقی که روی ضرب هستند، منعکس نشود.

دانشمندان فوق اشاره کرده‌اند که آنها در پی درک مکانیسم‌هایی همچون انطباق نورونی هستند که ممکن است باعث ایجاد تأکیدات مغزی روی ضرب موسیقی شوند و نقطه آغازین درک آنها در مغزمیانی است.





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : موسیقی مغز را به فعالیت ریتمیک می اندازد!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 21 آبان 1396

دلشوره‌های ناگهانی را جدی بگیرید :


زمانی که فرد در مواجهه با یک مشکلی قرار می گیرد به 

خاطر زمینه های اضطراب موجود در ناخودآگاه، به طور ناگهانی 

دچار دلشوره می شود، اکثر مردم به این موضوع اهمیت 

نمی دهند در حالیکه این مساله از مشکلات درونی فرد ناشی

 می شود و نیاز به درمان دارد.

میگنا: دکتر پرویز مظاهری روانپزشک و دبیر انجمن روانپزشکان

 ایران دلشوره های ناگهانی را وامدار زمینه های ژنتیکی 

اضطراب در ناخودآگاه افراد و حاصل مشکلات روزمره عنوان کرد.

علل دلشوره های ناگهانی در افراد چیست؟

زمینه اضطراب باید در افراد باشد تا این مساله شکل بگیرد،

 زمینه اضطراب هم به صورت وراثتی و ژنتیکی در فرد

 شکل می گیرد و هم با مرور زمان و نوع زندگی فرد، 

مشکلات و نگرانیهای فعلی و یا آتی آنها در زندگی گسترش

 پیدا می کند، زمانی که فرد در مواجهه با یک مشکلی

 قرار می گیرد به خاطر زمینه های اضطراب موجود در

 ناخودآگاه، به طور ناگهانی دچار دلشوره می شود، 

برای مثال هنگام عبور از عرض خیابان، یا در

 حین رانندگی، امتحان و... فرد ادعا می کند که ناگهان 

دچار دلشوره شده است، اما تحقیقات نشان می دهد 

که اضطراب در وجود این افراد همیشگی ست، اما در

 مقابل یک سری از شرایط ناگهانی این مساله به اوج 

خود می رسد و گرنه اختلالی بنام دلشوره ناگهانی، 

به خودی خود وجود ندارد.


دلشوره تا چه حد وامدار شرایط بیرونی و تا چه حد 

حاصل ناخودآگاه فرد است؟

اضطراب حالتی است که به طور ناخودآگاه بوجود می آید، 

مصداق این مساله تعریف اضطراب از دید روانشناختی ست

 که می گوید: «اضطراب یک احساس مبهم ناخوشایند است

 که در فرد وجود دارد و عامل بیرونی ندارد».

تفاوت ترس و اضطراب نیز همین مساله است که ترس عوامل

 بیرونی دارد مانند، ترس از عبور در خیابانی تاریک، 

اما اضطراب عامل بیرونی را ندارد مانند، نگرانی مادر 

برای فرزندان بیرون از خانه که ناشی از ناخودآگاه اوست.


آیا دلشوره باعث بروز مشکلات جسمی می شود؟

دقیقا، اضطراب دو دسته علائم دارد، علائم جسمی و

 علائم روانی. اکثر افرادی که مراجعه می کنند با علائم

 جسمی مانند تپش قلب، احساس درد در قفسه سینه، 

علایم تنفسی و تنگی نفس، علائم گوارشی، علائم ادراری و

 تکرر ادرار، مواجه هستند، بعلاوه با توجه به اینکه اضطراب

 رابطه مستقیمی با سیستم اعصاب مرکزی دارد و این سیستم

 نیز با تمام اعضاء و جوارح ارتباط دارد، اضطراب می تواند

 رابطه مستقیمی با بسیاری از بیماریهای جسمی داشته باشد.


روش های کاهش و یا مقابله با دلشوره چیست؟

متاسفانه مردم به این مساله اهمیت نمی دهند و معتقدند

 که مساله مهمی نیست و نیازی به مراجعه به روانپزشک 

نیست، اما در وهله اول شخصی که مبتلا به چنین 

اختلالی ست باید به روانپزشک مراجعه کند، در جلسات 

درمان که هم دارویی ست و هم روان درمانی، روانپزشک 

به ریشه یابی مشکلات و اضطرابهای فرد بیمار رسیدگی می کند

 و به دنبال علل مسایل آزار دهنده در ناخودآگاه فرد می گردد، 

در این جلسات عوامل آزاردهنده شناسایی و آموزشهای

 مقابله با آنها به فرد تعلیم داده می شود.

منبع: دی نا /میگنا







نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : دلشوره‌های ناگهانی را جدی بگیرید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 21 آبان 1396

 افرادی که شب‌بیدار می‌مانند باهوش‌تر و خلاق‌تر هستند

                                       

لابد می‌دانید که مردم خواب کافی را با تنبلی یکی می‌دانند.

 من شخصاً عادت داشتم که نزدیک صبح به رخت خواب بروم.

 تا نزدیک صبح بیدار می‌ماندم، کارهایم را انجام می‌دادم، 

کتاب و مقاله می‌خواندم، احساس می‌کردم در طول روز وقت

 کمتری دارم. علاوه براین، احساس می‌کردم که در ساعت ۲، 

نسبت به ساعت ۹ صبح سرحال‌تر هستم. زمانی که همه چراغ‌ها 

خاموش بودند من پای کامپیوترم نشسته بودم.

 

متأسفانه زمانی که در روز بعد بیدار می‌شدم می‌دیدم تمام 

صبحم به هدر رفته است. لازم به گفتن نیست که بقیه من را فرد 

تنبلی می‌دانستند. اگر شما هم همین‌طور هستید پس 

خبرهای خوبی برایتان دارم.

 

افرادی که دیرتر خوابیده و دیرتر از خواب بیدار می‌شوند 

باهوش‌تر هستند.

 

روان‌شناسی به نام ساتوشی کانازاوا (Satoshi Kanazawa) 

درباره ارتباط میان هوش و ساعت خواب آن‌ها تحقیق کرد. 

او از ۲۰۷۴۵ بزرگ‌سال از ۸۹ دبیرستان و ۵۲ مدرسه راهنمایی استفاده کرد.

 

اولین قرار در خانه دانش آموزان بود که باید یک تست هوش 

انجام می‌دادند. ۱۵ سال بعد او با ۱۵۱۹۷ تن از آن دانش آموزان 

دوباره مصاحبه نمود. در این مصاحبه از ساعت رفتن به رخت 

خواب و سات بیدار شدن آن‌ها سؤال کرد.

 

او به این نتیجه رسید که افراد باهوش‌تر بیشتر بیدار می‌مانند.

 این تحقیق در راستای متغیرهای جمعیت شناختی، مانند قومیت،

 آموزش و مذهب، انجام گرفت. به گفته کانازاوا دیرخوابیدن ریشه

 در نیاکان ما دارد و یک حرکت تکاملی محسوب می‌شود. 

این حرکت تکاملی سپس توسط افراد باهوش استفاده شد.

 

افرادی که دیر می‌خوابند نسبت به افراد دیگر تا ساعت

 بیشتری از روز هوشیار هستند.

 

مردم تصور می‌کنند افرادی که دیر می‌خوابند بازدهی چندانی ندارند

 زیرا زمانی که بقیه مردم کارشان را آغاز می‌کنند این افراد هنوز

 خواب هستند. اما تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ انجام گرفت 

حقیقت دیگری را نشان داد.

 

محققان دانشگاه لیگ (Liege) در بلژیک ۱۵ فرد شب‌بیدار و 

۱۶ فردی که زود می‌خوابیدند را بررسی نمودند. در این تحقیق 

فعالیت مغزی شرکت‌کنندگان یک ساعت و نیم پس از بیدار شدن

 و سپس ۱۰,۵ ساعت پس از بیدار شدن ارزیابی شد.

 

در آزمایش صبح عملکرد هر دو گروه تقریباً مشابه بود. 

اما در آزمایشی که ۱۰,۵ بعد انجام‌گرفته شده بود تفاوت 

فاحشی دیده می‌شد، افراد شب‌بیدار سریع‌تر واکنش نشان داده 

و هشیارتر بودند. ظواهر همیشه گول زننده هستند. بااینکه به

 نظر می‌رسد افرادی که زود بیدار می‌شوند فعال‌تر هستند، 

اما افراد شب‌بیدار بازدهی و هشیاری بیشتری دارند.

 

کارکردن در شب به افراد کمک می‌کند تا راه‌حل‌های خلاقانه بیشتری بیابند.

 

محققان دانشگاه کاتولیک Sacred Heart در میامی به این نتیجه رسیدند

 که افراد شب‌بیدار نسبت به افرادی که زود خوابیده و بیدار می‌شوند

 خلاقیت بیشتری دارند. همانطورکه پروفسور مارینا گیامپیتر

و (Marina Giampietro) می‌گوید: “فضای شب باعث می‌شود 

که به جنبه‌های غیر رایج تمرکز نموده و راه‌حل‌های خلاقانه‌ای ایجاد کنیم.”

 

بنابراین افراد شب‌بیدار نه‌تنها باهوش‌تر هستند بلکه خلاقیت

 بیشتری نیز دارند. چه کسی نمی‌خواهد باهوش باشد؟

 زود خوابیدن یا دیرخوابیدن یک مسئله ژنتیکی است نه

 انتخابی. برخی از سلول‌های مغزی مسئول تنظیم ساعت بدن هستند.

 

بر اساس میزان انرژی بدن خود فعالیت داشته باشید.

 

اگر فرد شب‌زنده‌داری باشید برایتان دشوار است که با زندگی 

روزمره خود را وفق دهید و برای مثال از ساعت ۹ تا ۵ کار کنید. 

زیرا برخی از افراد برای این ساعت کاری ساخته نشده‌ایم. 

برخی افراد در شب فعالیت بهتری دارند درحالی که برخی در 

ساعات اولیه صبح فعال‌تر هستند. برخی هم میان این دو دسته 

قرار دارند. بنابراین اگر حس می‌کنید در ساعات خاص فعالیت 

بیشتری دارید از فرصت استفاده نموده و وظایف مهم خود 

را در آن زمان انجام دهید.

 

نباید تصور کنید مجبور هستید در ساعت خاصی کار کنید. اگر 

کارتان آزاد است و یا فریلنسر هستید، در آن صورت این کار

 برایتان چندان دشوار نخواهد بود. اگر کار تمام‌وقت دارید شاید

 رئیستان به شما اجازه دهد از خانه کارها را انجام دهید.

 

بنابراین به میزان انرژی بدن خود نگاه کرده و بر اساس آن

 فعالیت کنید نه علیه آن. پس دفعه دیگر که کسی شما را به

 تنبلی متهم کرد به او بگویید که تنبل نیستید بلکه تکامل‌یافته 

هستید. ساعات شب مخصوص افراد باهوش و خلاق است.

خاطره باقری 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : افرادی که شب‌بیدار می‌مانند باهوش‌تر و خلاق‌تر هستند،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 آبان 1396

هنر برخورد با آدم‌های غیرمنطقی توسط علیرضا مجیدی

 

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف 

وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ 

آیا شده که هنگام انجام

 این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که

 اعصابتان را به هم می‌ریزند؟

 آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا 

فامیل دیدار کنید که حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند

 که بر پایه هیچ استدلالی نیستند؟


 آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی می‌بینید کسی حرف‌هایش 

بر پایه استدلال‌های منطقی نیست و به طرز غیرمنطقی و غیرعقلایی

 فکر می‌کند و چیزهای بی‌ربط را به هم مربوط می‌کند، اصطلاحا 

جوش می‌آورید و در حالی که ذاتا آدم صبور و آرامی هستید، 

به یک دیگ بخار تبدیل می‌شوید؟!

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو 

یا از راه دور با چنین آدم‌هایی سر و کار داریم و مجبور به

 تحملشان می‌شویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی 

انتخاب می‌کنیم. بسیاری از ماها یک رنج مداوم را بابت 

تحمل این افراد تحمل می‌کنند.

 

آگهی متنی میان‌متنی:

برای رفع چروک صورت این روش معجزه می کند

تور ارزان استرالیا ویژه ژانویه

چگونه خانه خود را سریع‌تر بفروشیم؟ ۱۰ نکته مهم در فروش خانه

چرا ایرانی ها به مارماریس سفر می کنند؟

 

 

اما آیا دانش روانشناسی می‌تواند مقداری از رنج ما کم کند؟ 

واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدم‌ها یک مهارت

 و هنر است که در طی سال‌ها، برخی‌ها به تدریج و به صورت

 تجربی کسی می‌کنند.

 

در حالی که در روانپزشکی و روانشناسی معیارهای بالینی 

برای تشخیص اختلالات شخصیتی مثل اختلال شخصیتی مرزی، 

ضداجتماعی و خودشیفتگی وجود دارد، در کمتر منبع یا دوره

 آموزشی به ما آموزش دیده می‌شود که چطور می‌توانیم در

 برخوردهای عادی روزانه یا کاری با این افراد، از ذهن و روانمان 

محافظت کنیم، طوری که خدشه‌ای به روحیه و عملکرد حرفه‌ای‌مان وارد نیاید.

 

در اینجا این آدم‌های غیرمنطقی را به دسته‌هایی تقسیم می‌کنم:

 

آنهایی که نمی‌شود گفتگوی منطقی با آنها داست، 

آنها استاد پیچاندن و منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، 

دست آخر هم به شما می‌گویند که خود شما مشکل دارید 

و توانایی ارتباطی و بحثتان پایین است!

 

آنهایی که برداشت‌های اشتباه از حرف‌های شما می‌کنند.

 

آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمی‌گذارند و از

 راه رفتن روی اعصاب شما لذت می‌برند.

 

آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمی‌گذارند و از زاویه دید 

شما به قضایا نگاه نمی‌کنند. مثلا وقتی در مورد مشکلات کاری و 

مسئولیت‌هایتان با آنها صحبت می‌کنید یا در مورد 

محدودیت‌هایتان می‌گویید، هیچگاه شما را درک نمی‌کنند.

 

 

 

آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوء‌استفاده می‌کنند.

 

آنهایی که حقایق را دستکاری‌شده ابراز می‌کنند و آنهایی که دروغگو هستند.

 

آنهایی که بعد از گفتگو به آنها همیشه متوجه جنبه‌های 

منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام 

صحبت با آنها، افسرده می‌شوید و حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

 

 

 

آنهایی که با سکوت، نیشخند، یک جمله کنایه‌آمیز یا 

با استدلال‌های خیرمنطقی، دیوانه‌تان می‌کنند.

 

آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود می‌گیرند، 

اما همیشه به صورت مخفی نقشه‌ها و مقاصدشان را

 به آهستگی دنبال می‌کنند و به شما ضربه می‌زنند.

 

در اینجا ۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با این آدم‌ها را می‌آورم.

 

۱- تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: 

این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، 

اما به شدت کارا است! هیچ وقت در قابل این افراد مسیح پذیرای 

رنج نباشید، کاری برای خودتان بتراشید، حتی با کمی بی‌ادبی

 یا بی‌اعتنایی سر صحبت را با دیگری باز کنید.

 

۲- حمله زیرکانه متقابل: اگر نمی‌توانید از شر شخص آزاردهنده

 راحت شوید و او بی‌و‌قفه در حال حمله کردن به شماست، کاری کنید 

که حواسش پرت شود و به فکر رود. اشتباه‌‌آمیزترین کار در قابل این

 افراد این است که بخواهید با گزاره‌های منطقی آنها را قانع کنید،

 زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفه‌ای

 رقیب اصلی او یا یادآوری اینکه او می‌خواسته چه بشود و در عمل 

چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این

 کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید، طوری که حتی خود 

شخص فکر کند، شما به صورت تصادفی موضوع را پیش

 کشیده‌اید و منظوری نداشته‌اید.

 

۳ بعضی از آدم‌ها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکری‌شان

 قابل اصلاح نیست، پس هنگام گفتگو با آنها می‌توانید بحث 

را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید، 

مثلا وقتی نمی‌توانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از

 یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه او نیست، بگویید

 که او چقدر آدم پاک‌نیتی است و اگر کاری که شما می‌خواهید، 

انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از پیشی خواهند گرفت و 

آخر کار او و خانواده‌اش متضرر خواهند شد. در اینجا به جای 

اینکه به صورت مستقیم اشتباه بودن کار و یا تضاد آن با یک

 قانون مسلم کاری، به کارمند زیردست گوشزد شود، 

به ملایمت عواقب کارش به او نشان داده می‌شود. مهم نیست 

که او منطق شما را قبول نمی‌کند، مهم این است که شما 

به هدف خودتان رسیده‌اید.

 

۴ زیاد و با حرارت صحبت نکنید، انرژی بی‌خود مصرف نکنید. کم و 

گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث می‌شود انرژی شما 

حفظ شود، باعث می‌شود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت

 کمتری پیدا کنید و دیگر هدف و سیبل او نباشید.

 

 

 

۵ اشتباه نکنید! شما نمی‌توانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی

 را به جاده منطق بیاورید، شما نمی‌توانید او را با زاویه دید خود 

آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.

 

۶ شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، 

شخص غیرمنطقی می‌تواند با استدلال‌های غیرمنطقی‌اش به شدت

 شما را آزار دهد، اما همین حرف‌های غیرمنطقی در جمع، مبدل به

 نقظه ضعف او می‌شوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید

 و شخص غیرمنطقی مورد حمله و استهزاء قرار بگیرد، دیگر جرأت 

هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد

 

 توسط علیرضا مجیدی





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : هنر برخورد با آدم‌های غیرمنطقی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 آبان 1396

نوردرمانی؛ جدیدترین شیوه درمان بیماری خاموشی مغز :


آلزایمر یکی از مرگبارترین بیماری‌هاست که همه ساله باعث 

مرگ هزاران انسان می‌شود برای درمان و مقابله با عوارض

 این بیماری دانشمندان راهکاری جدید و فوق العاده موثر

 کشف کرده اند.

کارشناسان در جدیدترین پژوهش‌های خود از پرتو‌های 

نوری برای نابودی پروتئینی مخرب در مغز که عامل ابتلا 

به آلزایمراست استفاده می‌کنند.

در این شیوه مدرن درمانی پروتئین‌های سمی تولید شده

 در مغز که باعث آلزایمر می‌شوند با کمک پرتو‌های

 نور از بین می‌روند.


براساس آمار‌ها بیماری آلزایمر در سال‌های نه چندان دور به

 یک بیماری فراگیر در جهان تبدیل شده و میلیون‌ها نفر به

 آن مبتلامی شوند.

بر اثر این بیماری فرد دچار فراموشی، گوشه گیری، 

ناتوانی در انجام کار‌های شخصی و اجتماعی، سردرگمی 

و گیجی و در نهایت مرگ به دلیل عوارض مستقیم و

 غیر مستقیم آن می‌شود.

متاسفانه آلزایمر درمان قطعی ندارد و کارشناسان در تلاش

 برای ابداع شیوه‌های جدید درمانی و پیشگیرانه برای کمک

 به مبتلایان هستند.


در شیوه نور درمانی یک پروب نوری با شدت تابش بسیار

 بالا به مغز تابانده می‌شود و پروتئین بتا آمیلوئید را نابود می‌کند.

از جمله مزایای این شیوه درمانی منحصربه فرد ارزان بودن آن است

 و به این ترتیب مانع از آسیب دیدن حافظه و کاهش عملکرد

 شناختی در بیماران می‌شود.

کارشناسان انجام روزانه یک بار این شیوه درمانی را برای کمک 

به مبتلایان به آلزایمر بسیار مفید می‌دانند.

در اثر بیماری آلزایمر پروتئین‌هایی غیر طبیعی در مغز تشکیل 

می‌شود که سلول‌های عصبی مغز را از بین می‌برند. در اثر 

نابودی سلول‌های عصبی ارسال و دریافت پیام بین سلول‌های

 مغز و حتی سایر اندام‌های بدن به تدریج از بین می‌رود و فرد

 با افت کاهش حافظه و مشکل‌های زیادی مواجه می‌شود.


به طور متوسط افراد مبتلا به آلزایمر بین ۵ تا ۷ سال زنده می‌مانند

 هرچند که برخی افراد تا ۱۵ سال پس از ابتلا به بیماری نیز

 زنده می‌مانند، اما درسال‌های آخر نیاز به مراقبت دائم دارند 

و اعضای خانواده و پرستار باید ۲۴ ساعته از آن‌ها نگهداری کنند.

تشکیل پروتئین و مواد سمی اولین مرحله از بروز دگرگونی

 در مغز بیمار و ایجاد پلاک‌های چسبنده، مرگ سلول عصبی و

 از دست دادن حافظه است؛ پرتو نوری سبب اکسید شدن پروتئین

 و تجزیه آن می‌شود و می‌تواند یک درمان موثر و ارزان قیمت

 برای کمک به بیماران باشد.

نتیجه تحقیق  درباره پروب نوری درمان آلزایمر در جدیدترین

 شماره مجله چِم (Chem) به چاپ رسیده است.


افزون بر روش‌های درمانی اثربخش، همیشه پیشگیری بهترین 

راه حل است و اصلاح سبک زندگی و انجام کارهایی، 

چون تغذیه مناسب، نوشیدن مایعات به ویژه چای سبز و قهوه،

 انجام ورزش و داشتن تحرک بدنی، انجام تمرین‌های ذهنی، 

چون حل جدول و پازل، معاشرت و اجتماعی بودن، مطالعه،

 یادگیری یک فن و یا حرفه مانند زبان خارجی، نقاشی و موسیقی،

 ترک سیگار و سایر مواد دخانی، کنترل دقیق قند و فشارخون، 

مصرف کم نمک و داشتن آرامش و مبارزه با استرس همگی می‌تواند 

در پیشگیری از آلزایمر مفید باشد.

منبع:Dailymaill





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : نوردرمانی؛ جدیدترین شیوه درمان بیماری خاموشی مغز،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 آبان 1396

 

آیا دیرخوابیدن و شب بیداری ژنتیکی است؟

یک جهش که روی ساعت درونی بدن و ریتم سیرکادین تاثیر دارد،

 احتمالا افراد را تا دیروقت بیدار نگه می‌دارد.

برخی افراد هرچقدر هم که تلاش کنند، نمی‌توانند تا شب‌ها

 به موقع بخوابند؛ صبح هم باز احساس خستگی می‌کنند

 مگر اینکه خیلی دیرتر از سایر افراد بیدار شوند.

این شب‌زنده‌دارها احتمالا به نوعی از بی‌خوابی به

 نام Delayed Sleep Phase Disorder یا DSPD مبتلا هستند. 

بررسی‌ها نشان می‌دهند این اختلال حداقل تا اندازه‌ای می‌تواند به 

صورت ارثی منتقل شود. به تازگی محققان دانشگاه راکفلر جهشی

 کشف کرده‌اند که می‌تواند برنامه خواب عجیب این افراد را توجیه کند.

مدیر پروژه، Alina Patke، که خودش را یک شب‌زنده‌دار می‌داند

 ولی این جهش

را ندارد؛ می‌گوید: البته DSDP برای همه‌ی افراد مشکل تلقی نمی‌شود. 

مثلا اگر شما نگهبان شیفت شب یا موزیسین باشید، شاید اصلا 

به دنبال تشخیص یا درمان این اختلال نروید. اما برای دانشجوها یا

 کارمندان این شرایط می‌تواند بسیار زجرآور باشد. مطالعه‌ی جدید

 روی یک خانم ۴۶ ساله که همیشه از مشکلات خواب رنج می‌برده،

 انجام گرفت. به گفته‌ی Patke، وی معمولا ۲ یا ۳ شب و 

حتی ۵ یا ۶ به خواب می‌رفته. این خانم به مدت ۱۴ روز در اتاقی که

 نه ساعت و نه پنجره‌ای داشته تحت بررسی قرار داشت. نه تنها

 او ۵ تا ۷ ساعت دیرتر از افراد نرمال دیگری که در مطالعات قبلی

 تحت بررسی قرار گرفته بودند، ترشح هورمون خواب‌آور ملاتونین 

را آغاز می‌کرد. بلکه دوره‌های خواب او هم به طرز عجیبی 

قطعه قطعه بودند، به گونه‌ای که گاهی در حد چرت‌های کوتاهی بود.

وقتی تیم مطالعه DNA او و خانواده‌اش که از مشکلات مشابهی 

رنج می‌بردند، بررسی کردند؛ جهشی در ژن Cry1 پیدا کردند. این ژن 

کد‌کننده‌ی پروتئینی است که می‌دانستیم روی پروتئین‌های اصلی 

ریتم سیرکادین مثل CLOCK و BMAL (که هرکدام ژن‌های خاصی

 را فعال می‌کنند در شماره‌ی بعدی مجله بیشتر به این موارد می‌پردازیم) 

اثر مهاری دارد. این جهش باعث حذف بخشی از دم پروتئین CRY1 می‌شود 

که باعث قوی‌تر شدن اثر مهاری آن روی CLOCK و BMAL می‌شود.

 سپس تیم مطالعه در بانک ژنتیکی جست و جو کردند و ۳۹ نفر دیگر 

با همین جهش پیدا کردند. اغلب این افراد هم دیر به خواب می‌رفتند

 و دیر از خواب بیدار می‌شدند.

روان‌شناس و پروفسور دانشگاه کالیفرنیا، Daniel Kripke، که در زمینه‌ی خواب 

تحقیقات زیادی انجام داده ولی در این مطالعه نقش نداشته؛ می‌گوید:

 مطالعاتی که روی جمعیت‌های بزرگ انجام شده، ارتباطی بین این جهش

 و DSDP نشان نمی‌دهد ولی این مطالعه شواهد قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد

 که این جهش می‌تواند علت برخی از موارد DSDP باشد.

منبع: شماره September 2017 مجله‌ی Scientific American






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آیا دیرخوابیدن و شب بیداری ژنتیکی است؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 16 آبان 1396

سرد کردن مغز روشی جدید برای کنترل صرع :

دانشمندان با استفاده از تکنیک های شبیه سازی کامپیوتری، 

بینش نوینی نسبت به مکانیزم های کاهش دما در نقاط مشخص

 مغز جهت  درمان تشنج های صرعی کسب نموده اند. نتایج بدست

 آمده از این شبیه سازی ها در ژورنال زیست 

محاسباتی PLOS  به چاپ رسیده است.

 حدود ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان با تشنج های ناگهانی

 و تکرار شونده که نشانه ی صرع هستند، مواجه هستند. برای 

برخی از بیماران درمان های مبتنی بر عمل های جراحی و یا

استفاده از دارو موثر نیست، از این رو دانشمندان در حال بررسی

 و تحقیق بر روی راه حلی جایگزین به نام focal cooling یا سرد

 کردن ناحیه ای هستند. در این روش دستگاهی جهت سرکوب

 نمودن سیگنال ها و تخلیه های الکتریکی مربوط به صرع، 

در مغز بیمار قرار داده می­ شود.

مشکلات روش Focal Cooling :

 در این مطالعه جدید، جیمار سوناریو و همکارانش از موسسه 

علم و فناوری نارا (NAIST)، واقع در ژاپن، بر آن شدند

 که مکانیزم Focal Cooling  و نحوه ی عملکرد آن را بهتر درک

 نمایند. تاکنون، این تکنیک تنها به صورت موقت بر روی بیماران

 مبتلا به صرع مورد آزمایش قرار گرفته است. نتایج موفقیت آمیزی

 از این روش در آزمایش های حیوانی بر روی موش ها به دست

 آمده است. با این حال در درصد اندکی از موش ها با اینکه 

شدت حمله های صرع کاهش یافته بود، تعداد دفعات

 این حملات اندکی افزایش یافت.

 برای بررسی این مساله که چگونه focal cooling باعث

 کاهش و سرکوب

 تخلیه الکتریکی مغز شده و احتمال افزایش تعداد دفعات 

حملات صرعی را به وجود می آورد، تیم تحقیقاتی از رویکرد های

 کامپیوتری و محاسباتی استفاده نمودند. آن ها یک مدل از

 مغز موش را که به آن ها امکان اعمال مکانیزم های گوناگون

focal cooling

و بررسی تاثیرات آن بر روی تخلیه های الکتریکی مربوط به 

صرع را میداد شبیه سازی نمودند.

شبیه سازی محاسباتی :

 با استفاده از داده های آزمایشگاهی و داده های بدست آمده

 از مطالعات و تحقیقات انجام شده بر روی موش ها، محققان 

ابتدا مکانیزمی را شبیه سازی کردند که در آن focal cooling باعث

 کاهش فعالیت در اتصالات میان نورون ها شده و در نتیجه باعث

 کاهش تخلیه الکتریکی ناشی از صرع شد. با این حال، مدل

 بدست آمده،  به تنهایی قادر نبود که الگو های فعالیت های 

الکتریکی مغزی بدست آمده از آزمایش قبلی را با دقت شبیه سازی 

کند. آزمایش قبلی روی موش هایی انجام شده بود که با 

کمک دارو به طور مصنوعی مبتلا به صرع شده بودند.

 جهت بهبود و جبران نتایج حاصل از مکانیزم اول، دانشمندان 

مکانیزم دیگری طراحی کردند که در آن خنک کردن (cooling) منجر

 به ایجاد تخلیه های الکتریکی مداوم اما ضعیف تر شد. محققان

 توانستند با ترکیب این دو مکانیزم در مدل کامپیوتری، نتایج 

بدست آمده از آزمایشات قبلی بر روی موش ها را به طور

 موفقیت آمیز بازسازی نمایند.

آینده روش های کنترل دمایی فعالیت های مغزی :

 تاکاتومی کابو، یکی از نویسنده های مقاله میگوید :

 “روش Focal cooling  میتواند جایگزین درمان های

 پرخطر بیماری صرع  مانند عمل های جراحی شود، چرا 

که ریسک کمتری برای بروز نقص های عملکردی غیر قابل 

بازگشت دارد. مطالعه ی ما، تلاشی است برای بستر سازی در

 جهت استفاده از روش های کنترل دمایی فعالیت های مغزی

 که با استفاده از یک رویکرد محاسباتی، قادر به توضیح مکانیزم ها

 بوده و میتواند مکمل آزمایشات حیوانی و کلینیکی شود.”

 تحقیقات و مطالعات آزمایشگاهی بیشتر، میتواند به بهبود مدل 

محققان و درک بهتر آن ها در مورد مکانیزم های

 پایه ی Focal cooling  کمک کند.

منبع :

http://medicalphysicsweb.org/cws/article/research/70113

 http://journals.plos.org/ploscompbiol/article?id=10.1371/journal.pcbi.1005736





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : سرد کردن مغز روشی جدید برای کنترل صرع،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 29 مهر 1396

 

علم روانشناسی میگه:

 

وقتی یک نفر خیلی میخندد..

حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده ..

بدانید او از درون عمیقا غمگین است!!

 

اگر یک نفر خیلی میخوابد..

بدانید "تنهاست"

 

اگر یک نفر کم حرف میزند..

سریع حرفش را میگوید و دوباره سکوت میکند..

ببدانید "راز"ی در سینه دارد

 

وقتی یک نفر نمیتواند گریه کند بدانید "ضعیف" است

وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و زیاد غذا میخورد

 بدانید" تحت تنش " است

وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه میکند

"معصوم"است

اما..

وقتی یک نفر به خاطر چیزهای کوچک"عصبانی" میشود

یعنی درگیر "دوست داشتن" از "ته قلب" است.

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : علم روانشناسی میگه،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396

كودكتان را كنجكاو بار بیاورید

 

به اعتقاد كارشناسان، والدینى كه كنجكاوى بیشترى

 نشان مى دهند و فرزندان خود را تشویق مى كنند تا 

چیزهاى تازه یاد بگیرند و به دنبال ایده هاى جدید و بكر بگردند.

 

درس مهمى به آن ها مى آموزند: 

«دانش ارزشمند است» پس همیشه از كودك سوال بپرسید،

 مهارت هاى تازه یادش بدهید و او را به گردش هاى علمى ببرید

 تا حس كنجكاوى او تقویت شود و بدین ترتیب،

خودتان را هم در علایق و تفریحات او سهیم كنید.

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : كودكتان را كنجكاو بار بیاورید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 24 مهر 1396

 

تنبیه درست کودکان با چهار روش علمی :

در این مطلب قصد داریم با کمک فائزه دشتی، 

کارشناس‌ارشد روانشناسی کودکان به روش‌های 

اصولی و درست تنبیه بپردازیم.

 قبل از اینکه بخواهیم در مورد راه‌های تنبیه کودکان 

صحبت کنیم بهتر است به این نکته مهم اشاره کنم

 که هدف از تنبیه کودک چیست؟ والدین باید این سوال

 را از خود بپرسند و به این فکر کنند که آیا اصلاح رفتار نادرست

 کودک هدف آنهاست یا تنبیه صرفا وسیله‌ای است که برای

 فرو نشاندن خشم از آن استفاده می‌کنند.

گاهی ما کودک را به خاطر اینکه کار اشتباهی کرده 

تنبیه می‌کنیم به عنوان مثال دوستش را کتک زده، وسیله‌ای 

را شکسته و کارهایی مشابه آن. اما گاهی نه به خاطر کار 

بدی که انجام داده بلکه چون حرف ما را گوش نمی‌دهد، 

عصبانی می‌شویم و سر کودک داد می‌زنیم یا او را تنبیه 

می‌کنیم و بدیهی است که این کار درست نیست. هدف

 از تنبیه باید آگاه کردن کودک از کار زشتی که انجام داده 

و اصلاح رفتار او باشد، نه چیز دیگری.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که آیا کودک

 ما درکی از تنبیه دارد؟ کودکان گاهی هیچ درکی از تنبیه 

ندارند و نمی‌دانند چرا والدین این رفتار را با آنها کرده‌اند.

 تنبیه زمانی می‌تواند به نتیجه مثبتی در تربیت کودک 

منجر شود که با روش درست اعمال شود چون در غیر

 این صورت می‌تواند باعث آسیب روانی در کودک باشد. 

بنابراین در ابتدا باید از خود بپرسید که آیا شما حد و مرزها 

را برای کودک مشخص کرده‌اید و او می‌داند که چه 

کاری درست و انجام چه رفتاری اشتباه است؟

حالا که به این پرسش‌ها پاسخ دادیم، نیاز به چند روش

 درست تنبیهی برای اصلاح رفتار کودک داریم که در 

اینجا به 4 مورد از آنها اشاره می‌کنیم؛

1. از کلام استفاده کنید ، روبه‌روی کودک بنشینید و مستقیم در

 چشم‌های او نگاه کنید. داد نزنید، بلکه با صدایی جدی و 

محکم به او بگویید کاری را که انجام داده است، دوست نداشتید. 

حتما به کار زشت کودک اشاره کنید نه اینکه خود او را مورد 

سرزنش و توهین قرار دهید.

2. بسیار مهم است که در تنبیه کودکان به کودک ابراز علاقه 

هم بکنید تا کودک بداند این رفتارنادرست باعث نشده که 

محبت شما به او کم شود. به عنوان مثال با حالت جدی و ناراحت

 به کودک خود بگویید: «با اینکه خیلی دوستت دارم ولی این کارت

 رو دوست ندارم، تو خیلی بچه خوبی

 هستی ولی این کاری که کردی اصلا خوب نیست.» وقتی در 

حالت تنبیه این جملات را به کار می‌بریم به کودک می‌گوییم 

که ما مشکلی با او نداریم و همیشه در هر شرایطی دوستش 

داریم ولی به خاطر کار اشتباهش ناراحتیم و بهتر است کودک 

بداند به خاطر چه موضوعی تنیبه شده.

3. سعی کنید اینقدر رابطه عاطفی عمیقی با کودک داشته باشید 

که لحن سرد و رسمی شما برای کودک‌تان از هر تنبیهی بدتر باشد. 

والدینی که با کودکان‌شان بسیار رابطه صمیمی دارند 

وقتی می‌خواهند کودک را متوجه رفتار اشتباه‌شان کنند

 لحن کلام‌شان را سرد و رسمی می‌کنند. مثلا اگر شما همیشه 

کودک‌تان را با عناوینی مثل پسرم، علی جان، علی آقا و... خطاب کنید

 وقتی خیلی رسمی می‌گویید علی، کودک متوجه می‌شود که مادر 

از دست او ناراحت است که از پیشوند یا پسوند استفاده نکرده.

4. از سکوت تربیتی استفاده کنید. سکوت تربیتی باید متناسب سن کودک

 انتخاب شود و بیشتر از حد و زمان تحمل او نباشد. معمولا برای 

این کار یک جای مشخص را در نظر می‌گیرند که کودک را برای 

دقایقی در آنجا قرار می‌دهند و بعد از توضیح دلیل اینکه چرا 

آنجاست، او را مدت معینی در این مکان نگه می‌دارند. تعیین 

زمان را به ازای سن کودک در نظر می‌گیریم، یک کودک 4ساله 

4دقیقه باید در محل مشخص شده بماند، مثلا روی صندلی بنشیند 

و اگر آن مکان را قبل از تمام شدن زمان در نظر گرفته شده ترک 

کرد، دوباره او را به سرجایش برگردانید. گاهی این عدد را با اضافه 

کردن عدد یک به سن کودک نیز می‌توان انتخاب کرد. مثلا برای

 کودک 5ساله، 5+1 یعنی 6دقیقه؛ ولی این زمان را بیشتر از 

این طولانی نکنید.

منبع : میگنا





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تنبیه درست کودکان با چهار روش علمی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 21 مهر 1396

 

تنهایی تمرینی برای استقلال طلبی ‌:

برخی اوقات به سرعت و شتاب در حال شنا در یک رودخانه خشک هستی و میخواهی هرچه سریعتر ،

به عشق برسی و رابطه برقرار کنی و از تنهایی نجات پیدا کنی، چون به شدت از تنهایی میترسی و در برابر تنهایی ، احساس درماندگی و ناتوانی میکنی.

نیاز عمیق و شدیدی بصورت یک عطش روانی برای ایجاد یک رابطه و عشق در خودت احساس میکنی. ولی غافل از این هستی ، که این نیاز ، یک سرابی بیش نیست و اصل اساسی و مهم در اینه که بتونی با شجاعت تمام ، تنهایی رو بپذیری و فردیت خودتو قبول کنی و با تنهایی روبرو بشی و باید بتونی به خودت ثابت کنی که حتی تنها و بدون رابطه هم میشه شاد و خوشحال بود .

تمام رشد و تکامل و استقلال و متکی به نفس بودن ، در این جدایی و رویارویی شجاعانه با تنهایی ، نهفته است...

مثل کودکی که مادر با بیرحمی تمام ، بند نافشو در هنگام تولد میبره ، ما هم باید این بند ناف روانی

 " نیاز به بودن دیگری "

را از وجودمون پاره کنیم.

بعد اونوقته که اگر با کسی هستی از روی نیاز نیست ، بلکه از روی اشتیاقه و تازه اونوقته که توانایی عشق ورزیدن سالم رو پیدا میکنی.

شرط لازم برای داشتن عشق سالم پذیرفتن و برخورد فعالانه و شجاعانه و بدون ترس و "احساس تنهایی" است.

هیچ رابطه ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست .

من معتقدم اگر بتوانیم موقعیت های تنها و منفرد خویش را در هستی بشناسیم و سرسختانه با آنها روبرو شویم ، قادر خواهیم بود رابطه ای مبتنی بر عشق و دوستی با دیگران برقرار کنیم .در صورتیکه اگر در برابر فشار تنهایی ، وحشت بر ما غلبه کند ، نمیتوانیم دستمان را بسوی دیگران بگشائیم ، بلکه باید دست و پا بزنیم تا در دریای هستی غرق نشویم.

روان درمانی اگزیستانسیال

اروین دیالوم

ترجمه: سپیده حبیب





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تنهایی تمرینی برای استقلال طلبی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 21 مهر 1396

 

خواب دیدن احتمال ابتلا به زوال عقل را کاهش می‌دهد :

تازه ترین مطالعات نشان می‌دهد افرادی که زیاد خواب می‌بینند، کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار دارند.

به گزارش سایک نیوز به نقل از نوروسافاری از انجمن نورولوژی امریکا، در پی تحقیقاتی که به مدت ۱۲ سال توسط محققان آمریکایی در دانشگاه بوستون انجام گرفت، مشخص شد حرکات سریع چشم، ارتباط نزدیکی با خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی صعب‌العلاج دارد.

در این تحقیقات ابتدا الگوی خواب ۳۲۱ داوطلب بالای ۶۰ سال مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت و سپس در یک بازه ۱۲ ساله وضعیت سلامت این داوطلبان پیگیری شد تا میزان خطر ابتلا به زوال عقل در بین آن‌ها مشخص شود. بر اساس این تحقیقات به ازای یک درصد کاهش زمانی که در خواب صرف حرکت سریع چشم‌ها می‌شود، احتمال ابتلا به زوال عقل ۹ درصد افزایش می‌یابد.

حرکت سریع چشم مرحله‌ای از خواب است که در آن خواب دیدن اتفاق می‌افتد و فعالیت مغز، دمای بدن، سرعت تنفس و ضربان قلب افزایش می‌یابد.

پیش از این ارتباط زوال عقل با اختلال خواب به اثبات رسیده است، اما هنوز محققان نمی‌دانند که کدام یک از این عوامل موجب بروز دیگری می‌شود.

به گفته این محققان، مراحل مختلف خواب تاثیرات متفاوتی بر ویژگی‌های اصلی آلزایمر برجای می‌گذارند و نتایج این تحقیقات مکانیزم حرکت سریع چشم را به عنوان ابزاری برای پیش‌بینی زوال عقل شناسایی می‌کند.

این محققان اوایل سال جاری میلادی دریافتند در یک بازه زمانی ۱۰ ساله خطر ابتلای افرادی که بیش از ۹ ساعت خواب مستمر شبانه دارند به زوال عقل در مقایسه با سایرین دو برابر است.

بر اساس آمار رسمی انجمن آلزایمر انگلیس، احتمال ابتلای افراد بالای ۶۵ سال به آلزایمر یک به ۱۴ است.

گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Neurology منتشر شده است:

Sleep architecture and the risk of incident dementia in the community

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : خواب دیدن احتمال ابتلا به زوال عقل را کاهش می‌دهد،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 21 مهر 1396

« زندگی یک فرصت است » :

زندگی به خودی خود خنثی است. 

این ماییم كه آن را زیبا یا زشت می كنیم.

زندگی از انرژی های خود ما تشكیل می شود.

 اگر به درون زندگی، 

زیبایی بریزیم، ‌زیبا می شود. اگر كاری نكنیم و انتظار داشته باشیم 

كه زندگی زیبا شود، اتفاقی رخ نخواهد داد. زیبایی را باید 

خلق كرد. باید به حقیقت زندگی، رنگ و بو و موسیقی

 ببخشید. سپس آن زیبا خواهد شد. هرگاه در خلق زیبایی

 شریک شوید، زندگی تان زیبا می شود و هرگاه این روال 

را متوقف كنید، زیبایی از زندگی رخت بر می بندد.

زشتی و زیبایی آفریده ی خود ماست. شادی و بدبختی هم 

همین طور. شما آن چه را كه خود خلق می كنید،‌ دریافت 

می دارید. فلسفه ی كار ما نیز همین است؛ هر آن چه 

می كارید، درو می کنید.

زندگی همانند بوم نقاشی سفید است. می توانید روی آن 

مناظر زیبا یا روح های سیاه و آدم های خطرناک بکشید.

 این به شما بستگی دارد. می توانید زندگی تان را به

 رویایی زیبا یا كابوسی وحشتناک تبدیل كنید. هنگامی 

كه این نكته را درک كردید، همه چیز ساده می شود؛‌ 

خودتان آقای خودتان می شوید. زندگی یک فرصت است. 

هر چه نیاز دارید، به شما می دهد، و شما خود باید 

آن چه را كه می خواهید، بسازید.

 اُشو

« زندگی را باید خودتان بسازید. »





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : زندگی یک فرصت است، زندگی را باید خودتان بسازید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 21 مهر 1396


 

  درصد ریسک ابتلا به «شیزوفرنی» ژنتیکی است :

محققان دانماركی دریافته اند حدود ۸۰ درصد ریسک ابتلا به شیزوفرنی (اسکیزوفرنی) از طریق ژن های به ارث رسیده از والدین قابل ردیابی است.

به گزارش خبرنگار میگنا، شیزوفرنی اختلالی است که بر توانایی تفکر، احساس و رفتار فرد تاثیر می گذارد. طبق برآوردهای قبلی، ژن ها بین ۵۰ تا ۸۰ درصد مسئول ابتلا به این بیماری شناخته شده بودند. اما برآوردهای جدید نشان می دهد ژنتیک به اندازه ۷۹ درصد در بروز این اختلال نقش دارد.

ریکی هیلکر، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه کپنهاگ دانمارک، در این باره می گوید: «نتایج ما نشان می دهد مولفه ژنتیکی با برآورد ۷۹ درصد در ابتلا به شیزوفرنی نقش دارد

به گفته محققان، فاکتورهای متعددی نظیر توالی DNA، تغییرات وراژنتیک DNA، تفاوت های موجود در تجلی ژنی، فاکتورهای محیطی، و تعامل پیچیده بین این موارد بر بروز شیزوفرنی تاثیر می گذارند.

در این مطالعه، تیم تحقیق مسئولیت ژنتیکی را بر روی بالغ بر ۳۰ هزار جفت دوقلو که از سال ۱۸۷۰ در دانمارک متولد شده بودند را بررسی کردند.

محققان دریافتند که ثبات داده های مربوط به شیزوفرنی در دوقلوهای همسان ۳۷ درصد و در دوقلوهای غیرهمسان ۷ درصد بود.

منبع: مهر / میگنا





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : درصد ریسک ابتلا به «شیزوفرنی» ژنتیکی است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 21 مهر 1396


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز