مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

 

خانه تان را با عشق برکت دهید

در هر کنج آن عشق بکارید تا خانه ای گرم؛

عاشقانه و آرام داشته باشید و همواره در آشتی و آرامش به سر ببرید.

تصمیم بگیرید این باور را همیشه در سر بپرورانید

 که همه مفید هستند و هر جا قدم می گذارید،

 کسانی آمادگی کمک به شما را دارند.

مهم نیست مردم چه می گویند و چه می کنند،

بلکه مهم این است که شما چه واکنشی نشان می دهید

 و چه باوری درمورد خود دارید.

 

لوئیز هی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خانه تان را با عشق برکت دهید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 3 مهر 1397

مردی ٣٢ساله، نزد پزشكی به نام "ریچارد كراولی" رفت

 و شكایت كرد كه:

 نمی‌توانم عادت مكیدن شصتم را ترك كنم!

كراولی گفت: زیاد در موردش نگران نباش؛

فقط سعی كن هر روز انگشتی غیر از انگشت دیروزی را بمكی!!

مرد كوشید تا آنگونه كه به او دستور داده شده بود عمل كند.

اما هر بار كه انگشتش را به سمت دهانش میبرد،

 میبایست آگاهانه تصمیم میگرفت كه امروز كدام انگشت

را باید ‌هدف عادتش قرار دهد!

قبل از آنكه هفته به آخر برسد عادت او رفع شده بود.

ریچارد میگوید: وقتی عمل ناپسندی عادت میشود،

 كنار آمدن با آن مشكل میشود.

اما وقتی بخواهیم رفتارهای جدیدی به این عادت اضافه كنیم،

 آگاه میشویم كه به زحمتش نمی‌ارزد.

پائولو كوئیلو






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی عمل ناپسندی عادت میشود، كنار آمدن با آن مشكل میشود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 3 مهر 1397

 

دعا کنیم هیچکس دلش نگیرد ، اگر هم گرفت خدا یک هم 

صحبت خوب سر راهش بگذارد.

 

دعا کنیم هیچکداممان اشکی از چشمانش نیاید ، اگر هم آمد

 از خوشحالی و شوق باشد.

 

دعا کنیم هیچکس دلش پر نشود ﺍﮔر ﻫﻢ ﭘﺮ ﺷﺪ ﭘﺮ شود ﺍﺯ 

ﻋﺸﻖ ، ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ!

 

ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸود ﺍﮔر ﻫﻢ  ﺷﺪ ، ﺧﺪﺍ ﺯﻭﺩ ﯾک ﺍﻣﯿﺪ 

ﺩﯾﮕر ﺑﻬﺶ ﺑﺪهد!

 

ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﺮ ﮐﯽ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺩﺍﺭد ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳد!

 

ﺩﻋﺎ کنیم حکمت خدا با آرزوهامون یکی باشد

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دعا کنیم هیچکس دلش نگیرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 مهر 1397

 

 

خطرات «تنهایی»را بشناسید :

بیش از نیمی از آمریکایی‌ها تنها هستند یا زمانی را به تنهایی 

گذرانده‌اند. بنابه گفته محققان، این روزها تنهایی شکل اپیدمی 

به خود گرفته و سراسر دنیا افراد بسیاری هستند که روزگارشان

 به تنهایی می‌گذارد. شواهد نشان داده است که تنهایی اجتماعی، 

افراد را در خطر بیشتر مرگ زودرس و بیماری‌هایی چون 

ناراحتی‌های قلبی و سکته‌های مغزی قرار می‌دهد. اخیرا یکی

 از روانشناسان دانشگاه هاروارد اثر منفی تنهایی روی مغز 

و سیستم هورمونی را شرح داده است.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از طبنا (خبرگزاری سلامت)، 

تحقیقات بسیاری انجام شده که نشان می‌دهد بین تنهایی و

 خطر ابتلا به بیماری‌های گوناگون مانند حملات قلبی و مغزی

 و حتی مرگ زودهنگام، ارتباطی قوی وجود دارد. اما با وجود

 این بررسی‌ها، محققان تازه متوجه شده‌اند که تنهایی واقعا

 چه بر سر انسان و بدن او می‌آورد. در مطالعات گذشته از 

سال ۱۹۸۸ تاکنون، محققان متوجه شده بودند که نرخ بالای 

مرگ‌ومیر، بیماری، تمایل به سیگار کشیدن، فشار خون بالا 

و چاقی از مشکلاتی است که معمولا افراد تنها به آن گرفتار

 می‌شوند. اما اکنون با مشاهده پدیده جدایی اجتماعی که

 روز به روز هم به تعداد افراد تنها در جامعه اضافه می‌کند،

محققان متوجه تغییرات مخرب بیشتری در مغز و بدن 

این افراد شده‌اند.

بنابه گفته دانشمندان، فعالیت اجتماعی، بخش‌هایی از مغز 

را فعال نگه می‌دارد. مغز درست مانند ماهیچه‌ها برای سالم

 ماندن باید فعالیت داشته باشد. چنانچه زندگی منزوی و تنهایی

 داشته باشیم، ماده خاکستری مغز که به ما کمک می‌کند، حالات

 چهره افراد، لحن کلام و حرکات آنها را درک کنیم، دچار تحلیل

 می‌شود و فرد کمتر می‌تواند فکر دیگران را بخواند و نمی‌تواند 

ارتباط موثری با دیگر افراد جامعه داشته باشد. البته این بخش

 از مغز صرفا برای دوست‌یابی و زندگی اجتماعی نیست، بلکه

 همچون مکانیسم بقای ما عمل می‌کند. درضمن تنهایی 

می‌تواند نواحی احساس درد در مغز را تغییر دهد و کوچکترین

 مساله ناراحت‌کننده، ما را به شدت گرفتار افسردگی و احساسات

 دردناک کند، به طوری که بهبود حال روحی بیش از حد طولانی شود.

مشکل دیگری که تنهایی به وجود می‌آورد، به هم ریختن سطح 

هورمون‌های بدن است. کورتیزول، هورمون استرس، به شدت

 افزایش می‌یابد و هورمون اکسی‌توسین که هورمون عشق

 هم نامیده می‌شود، دستخوش تغییر شده و از ترشح آن به

 شدت کاسته می شود و احساس درد عاطفی بیشتری به 

فرد تحمیل می‌کند.

تمام مشکلات فیزیکی فوق ناشی از تنهایی، با دوست‌یابی و 

گسترش فعالیت اجتماعی معکوس می‌شود و حال عمومی 

فرد در مسیر بهبودی قرار می‌گیرد.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : خطرات «تنهایی»را بشناسید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 مهر 1397

 

حضرت امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند


زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است ...

تا می‌تازی، با تو می‌تازند.

زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند،

 هرگز برای تو به عقب باز نمی‌گردند

و آنهایی که عقب بودند، به داغ روزهایی که می‌تاختی تو را

 لگدمال خواهند کرد!

در عجبم از مردمی که بدنبال دنیایی هستند که روز به روز از

 آن دورتر می‌شوند

 و غافل‌اند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیک‌تر می‌شوند ...

 

نهج‌البلاغه






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 مهر 1397

 

روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت:

 “من همه شما را دوست دارم” ولی او در واقع این احساس 

را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام داشت، نداشت.

 لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت 

درسی او ضعیف بود و گوشه گیر بود.

 این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود.

با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباسهایش چرکین بودند. تیدی

 بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق 

امتحانی اش و گذاشتن علامت در برگه اش با خودکار قرمز و 

یادداشت عبارت ” نیاز به تلاش بیش تر دارد” احساس لذت می کرد.

 روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده 

تیدی را بررسی کند. معلم کلاس اول درباره اونوشته بود

” تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور 

منظمی انجام میدهد.

 معلم کلاس دوم نوشته بود” تیدی دانش آموز دوست داشتنی 

در بین همکلاسی های خودش است ولی به علت بیماری سرطان

 مادرش خیلی ناراحت است”.

 اما معلم کلاس سوم نوشته بود” مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی

بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به

 او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم به زودی شرایط 

زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی میگذارد.

 در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود” تیدی دانش آموزی

 گوشه گیرست که علاقه به درس خواندن ندارد و در کلاس

 دوستی ندارد و موقع تدریس می خوابد”.

 

اینجا بود که معلمش، خانم تامسون به مشکل دانش آموز پی برد

 و شرمنده شد. این احساس شرمندگی موقعی بیش تر شد که

 دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای 

با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشان کردند و

 هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود.

 خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع

 صدای خنده تمسخر آمیز شاگردان کلاس را فرا گرفت. 

هدیه او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم 

می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود. اما هنگامی 

که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از 

آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر 

کرد. صدای خنده دانش آموزان قطع شد.

 در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند

 و با دیدنش به او گفت: ” امروز شما بوی مادرم را میدهی”.

 در این هنگام اشک خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی 

شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده می کرد و

 بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.

 از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی 

میکرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد 

و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد.

 پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد

 که در آن نوشته شده بود” شما بهترین معلمی هستی که

 من تا الان داشته ام”.

 خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی.

 بعد از چند سال خانم تامسون از دریافت دعوت نامه ای که از او برای 

حضور در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان رشته پزشکی دعوت کرده

 بودند و در پایان آن با عنوان ” پسرت تیدی” امضاء شده بود، شگفت زده شد!

 او در آن جشن در حالیکه آن گردنبند را به گردن داشت حاضر شد

 

 آیا میدانید تیدی که بود؟!

 

تیدی استوارد یکی از مشهورترین پزشکان جهان و مالک مرکز استوارد

 برای درمان کودکان مبتلا به سرطان است






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : تیدی استوارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 مهر 1397

اهمیت بازی کردن در بزرگسالی :

روانشناسان معتقدند که بازی کردن در بزرگسالی برای پرورش

 روح و روان انسان بسیار حائز اهمیت است، چرا که انسان در

 حین بازی وضعیت خود را فراموش می‌کند و هرگز اهمیتی به

 قضاوت دیگران در مورد رفتارش نمی‌دهد.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، بازی مهمترین پل اتصال 

میان انسان‌ها است، چرا که تنها در حین بازی کردن است که 

کلمات و احساسات غیر قابل بیان در حالت عادی بین شرکت‌

کنندگان رد و بدل می‌شود.

یکی از دلایل طفره رفتن بزرگسالان از بازی، توجه به مسئولیت‌هایی 

است که در ذهن به آنها پرداخته می‌شود. معمولا توجه به مسائلی

 از قبیل شغل، درآمد و وظایف در کنترل زمان انسان بسیار 

قدرتمند عمل می‌کنند.

بیشتر بزرگسالان در شرایط معمولی غرق در افکار مربوط به شغل 

و مسائل مربوط به پول می‌شوند که همین مسئله آنها را از لذت 

بردن از زندگی محروم می‌کند.

روانشناسان معتقدند که هرگز نباید در چرخه زندگی خودکار

 یا به اصطلاح اتوپایلوت گرفتار شویم. در شرایط زندگی خودکار

 همه ما صبح از خواب بیدار می‌شویم، دوش می‌گیریم، صبحانه 

می‌خوریم و به محل کار می‌رویم.

در واقع این چرخه تکراری مهمترین عامل برای سرکوب کردن

 احساسات انسانی است، پس با خروج از این چرخه و نزدیک شدن

 به زندگی کودکان می‌توان دوباره دوران خوش زندگی را تجربه کرد.

به عقیده روانشناسان هرگز نباید بازی کردن را دست کم گرفت،

 بلکه وظیفه تمام بزرگسالان این است که ساعاتی را در طول روز

 یا هفته برای سرگرم شدن با کودکان در نظر بگیرند.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : اهمیت بازی کردن در بزرگسالی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 مهر 1397

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود، 

سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت.

 این سگ می توانست روی آب راه برود. 

شکارچی وقتی این را دید، نمی توانست باور کند 

و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید.

 

برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای 

آن اطراف دعوت کرد.

 

او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابی شكار كردند. 

بعد به سگش دستور داد كه مرغابی های شكار شده را جمع كند. 

در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روی آب می دوید و 

مرغابی ها را جمع می كرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش 

درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب كند، 

اما دوستش چیزی نگفت.

 

در راه برگشت، او از دوستش پرسید:

 

آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟

 

دوستش پاسخ داد:

 آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. 

سگ تو نمی تواند شنا كند.!!!

یعنی هرکاری که بکنی، بعضی از افراد همیشه به ابعاد 

و نكات منفی توجه دارند و برای دیدن توانایی های

 دیگران کور و کر هستند....

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : سگی که می توانست روی آب راه برود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 مهر 1397

 

 

معلم برای شاگردانش داستان کشتی مسافرتی که در دریا غرق شده بود را نقل کرد.  کشتی در دریا واژگون شد و فقط و فقط یک زوج  از مسافران این کشتی بودند که موفق شدند خود را به نزدیک قایق نجات برسانند. در قایق نجات فقط برای یکی از آن دو جا بود.. یا مرد باید میماند و یا زن...

اینجا بود که مرد همسرش را کنار زد و خودش به داخل قایق نجات پرید. زن در حالی که همسرش درون قایق نجات بود و خودش داخل کشتی در حال غرق شدن ایستاده بود فریاد زد و چیزی به همسرش گفت.

معلم از دانش آموزان پرسید: "فکر میکنید آن زن چه چیزی را به شوهرش گفت؟"

دانش آموزان فریاد زدند: "ازت متنفرم؟! ای کاش بهتر شناخته بودمت؟"

معلم متوجه پسری شد که آرام در جای خود نشسته. از پسر خواست تا به سؤال پاسخ دهد. (فکر میکنی آن زن در لحظات آخر به شوهرش چه گفت؟). پسر جواب داد: "به نظرم زن گفته: مواظب بچه مون باش!"

معلم با تعجب پرسید: "تو این داستانو قبلا شنیده بودی؟"

پسر سرش را تکان تکانی داد و گفت: "نه ولی مامان من هم قبل از اینکه در اثر مریضیش از دنیا بره همینو به بابام گفت (مواظب بچه مون باش!)"

معلم غمگین شد و گفت پاسخ  تو درست است.

کشتی غرق شد، مرد به خانه رفت و دخترش را به تنهایی بزرگ کرد. چندین سال بعد از اینکه مرد هم از دنیا رفت، یک روز دختر در حال مرتب کردن وسایل بازمانده از پدرش، کتاب خاطرات او را پیدا کرد. مشخص شد که در زمانی که حادثه غرق شدن کشتی اتفاق افتاد مادرش مبتلا به یک بیماری لاعلاج بود و  واپسین روزهای زندگیش را میگذراند. به همین خاطر هم پدرش برای سوار شدن به قایق نجات مادرش را کنار زده بود. پدرش در دفترچه خاطراتش اینطور نوشته بود:

" چقدر آرزو میکردم اکنون در اعماق دریا و در کنارت باشم، اما به خاطر دخترمان مجبورم که تو را تنها بگذارم تا همیشه در آنجا بیآرامی"

داستان در اینجا تمام شد و کلاس در سکوتی مطلق بود.

 

گاهی در پس کارهای خوب و بد دلایل پیچیده ای وجود دارد که ما آنها را نمیدانیم یا آنقدر پیچیده اند که درک و فهم آنها بسیار سخت و دشوارست!

 

آنهایی که مثلا حساب رستوران را پرداخت میکنند دلیلی ندارد که ثروتمند باشند، آنها این کار را میکنند چون به دوستیشان بیشتر از پول اهمیت میدهند.

 

آنهایی که همیشه در محیط کار پیش قدم هستند از روی احمقی نیست، بلکه متوجه شده اند که بالاخره یکی باید کار را به عهده بگیرد.

 

آنهایی که بعد از دعوا زودتر عذرخواهی میکنند، الزاما طرف تقصیر کار دعوا نیستند، بلکه به احترام طرف مقابل این کار را میکنند.

 

آنهایی که مدام برای شما پیامک میفرستند از روی بیکاری نیست . به این خاطر است که شما در یاد و قلب آنها جای دارید.

 

یک روز ممکن هست بالاجبار برای همیشه از عزیزی جدا شویم. دلمان برای خاطرات و گفتگوهایی که با او داشتیم تنگ خواهد شد و آن دلتنگی شاید چند روز، چند ماه یا چندین سال طول بکشد!

 

یک روز فرزندمان عکسهای ما را با آن دوست نگاه میکند و میپرسد "این کیه؟" و ما در حالیکه شمعی در دست داریم جواب میدهیم "این همونیه که بهترین لحظه هایم را با او گذرانده ام!!!!

 

 دوستان عزیز اینو یادتان باشه

روزگار  "دو چیز  با  ارزشو"  از ما می گیره :

 

 "دوستهای خوب"

و

"روزهای خوب"

 

ولی هیچ وقت

 

نمیتونه  "یه  چیزو"  از  ما  بگیره ...

 

"روزهای خوبی"  که با  "دوستهای خوب"  گذشت.......

 

الهی زندگیتون پر از این روزهای" خوب " باشه ودر كنار خانواده عزیزتون


 لذت ببرید.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زود قضاوت نکنیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

عده‌ای از مردم هرگز زندگی نمی‌کنند !


و زندگی را یک مسابقه‌یِ دو می‌دانند و می‌خواهند 

هرچه زودتر به هدفی در افق دوردست برسند و متوجه نمی‌شوند

 که آنقدر قدرخسته شده‌اند که شاید نتوانند به مقصد برسند !

و اگر هم برسند یکهو خودشان را در پایان خط می‌بینند. 

درحالی که نه به مسیر توجه داشته‌اند و نه لذتی از آن برده‌اند !

 

جین وبستر


بابا لنگ دراز

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عده‌ای از مردم هرگز زندگی نمی‌کنند !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

بهانه‌ها،

میخ‌هایی هستند

که انسان با آن‌ها خانه‌ای از شکست برای خود می‌سازد...

پس نتیجه میگیریم هر چیزی که برای ما به وجود میاد ،

چه بد چه خوب رو خودمون شکل دادیم

 یه کم بیشتر دقیق بشیم .

جیم ران

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بهانه‌ها،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

مواظب رایحه حرفهایمان باشیم...

حرفها رایحه دارند...

بو دارند...

عطر دارند...

 رایحه حرفهایمان تا ساعتها روی جان و تن می نشیند!

تا مدتها در فضا میماند....

 تا سالها در خاطره ها جا خوش میکند....

عطر حرفهایمان ، هر چه باشد؛

تند و تلخ،

 گرم و شیرین،

تیز و شورانگیز

آرام و روح انگیز و...

ما را، در خاطره ها به یاد می آورد...

شمیم رایحه حرفهایت را انتخاب کن؛

بدان که به یادها میمانند...!

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مواظب رایحه حرفهایمان باشیم...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

زنان نه تنها در شرایط سخت روحی از تحمل بالایی برخوردارند

 بلکه دردهای جسمی را نیز بیشتر تحمل می کنند.

زنان به سبب اینکه از نظر حس لامسه حساس ترند درد

 را شدیدتر درک می‌کنند.

اما چرا تحمل درد برای زنان راحت تر است؟!

زیرا طبیعتِ زنان برای آماده سازی و پرورش بوجود آمده است.

تئو لانگ در کتاب تفاوت زنان و مردان می نویسد:

بهتر است بجای جمله 'مرد باش' که برای آرام کردن

 کسی که از درد می نالد بکار می بریم، 

بگوییم 'زن باش'.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زنان نه تنها در شرایط سخت روحی از تحمل بالایی برخوردارند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

گاهی اوقات، زندگی، شما را به مسیری متفاوت می‌کشاند

 و شما حتی متوجه نمی‌شوید از کدام راه گذشته‌اید.

مکان‌یابِ سرنوشت، همیشه از مسیر تعیین‌شده پیش نمی‌رود

 و هیچ نشانه‌ای هم وجود ندارد که به شما بگوید

مسیری بی‌ بازگشت را پیموده‌اید. مثلث برمودای زندگی

 هم اسرارآمیز و هم واقعی است.

یک چیز، حتمی است:

 وقتی به چنین پریشانی گرفتار شدید،

هرگز به مسیری که آغاز کردید بازنخواهید گشت.

‌‌

کلاه رئیس جمهور


آنتوان لورین






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : کلاه رئیس جمهور،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

می‌گویند روزی ملک‌الشعرای بهار، در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع وی، چهار کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد.

کلمات انتخاب شده عبارت بودند از: خروس، انگور، درفش و سنگ

 

ملک الشعرای بهار گفت:

 

برخاسـت خروس صبح برخیز ای دوست

خون دل انگور فکن در رگ و پوست

عشق من و تو صحبت مشت است و درفش

جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست

 

جوانی خام، که در مجلس حاضر بود گفت:

این کلمات با تبانی قبلی انتخاب شده‌اند. اگر راست می‌گویید، من چهار کلمه انتخاب می‌کنم و شما آنها را در یک رباعی بیاورید.

 

سپس این چهار کلمه را انتخاب نمود: آئینه، اره، کفش و غوره.

 

بدیهی‌ست آوردن این کلمات دور از ذهن، در یک رباعی کار ساده‌ای نبود، لیکن ملک‌الشعرا شعر را این‌گونه گفت:

 

چون آینه نورخیز گشتی احسنت

چون ارّه به خلق تیز گشتی احسنت

در کفش ادیبان جهان کردی پای

غوره نشده موَیز گشتی احسنت





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : غوره نشده موَیز گشتی احسنت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 شهریور 1397


( کل صفحات : 206 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز