مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

خوب و بد هر چیزی بستگی به حال دلت دارد. پاییز و 

زمستان با همه ی شب های طولانی و آسمان گرفته شان 

می توانند دلنشین ترین باشند و بهار و تابستان با آن همه

 گل و سرسبزی می توانند دلگیر باشند.

جمعه ها میتواند بهترین روز هفته باشد و از کل هفته بیشتر 

خوش بگذرد. انقدر که خیال حوصله رفتن هم به سرمان نزند...

همه اینها بستگی به حال و هوایت دارد. اگر دلت خوش باشد,

اگر آن که میخواهی را داشته باشی و یا کنار آن کسی 

باشی که میخواستی همه چیز و در همه وقت خوب است.

کاش حال دل مهربانتان خوش باشد.

کاش همانی بشود که میخواهید.

کاش زندگی کنید در قلب کسی که دوستش دارید.

بخت و اقبال مگر چیزی غیر از این است؟!

خدا کند خوشبخت ترین باشید..






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 15 مهر 1398

 

زندگی فرصتی است ، غیر قابل بازگشت ...

 

زندگی موهبت است ، بپذیریدش

 

زندگی زیباست ، تحسینش کنید

 

زندگی تکاپو است ، به آن تن دهید

 

زندگی شادمانی است ، برایش نغمه سر دهید

 

زندگی تعهد است ، به عهدش وفا کنید

 

زندگی گرفتاری است ، تحملش کنید

 

زندگی راز است ، کشفش کنید

 

زندگی لذت است ، از آن بهره ببرید

 

زندگی امید است ، آرزویش کنید

 

زندگی سفر است ، به پایانش برسانید

 

زندگی مساله است ، حلش کنید

 

زندگی هدف است ، آن را به دست آورید

 

زندگی نبرد است ، در آن جرات حضور داشته باشید‍‍

 

به خدا توکل کنید و امیدوار باشین که روزی آرزوهاتون برآورده می شه




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی زیباست، تحسینش کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 15 مهر 1398

آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود، 

این است که غالبا ما توقع داریم، طرف مقابلمان به 

تمام وقایع دنیا از زاویه ی دید ما نگاه کند. در صورتی 

که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش 

این تفاوت ها، روابط شکل مناسب تری خواهد داشت.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 15 مهر 1398

 

(پائولا )

نام موسیقی متن فیلم حکومت نظامی              

 

"میکیس تئودوراکیس" آهنگساز برجسته‌ی شیلی

 که این قطعه را ساخته و نواخته میگوید

هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ کشور

 شیلی " اگوستو پینوشه" ؛

با دختری به نام "پائولا " آشنا شدم پائولا اصلا خوشگل نبود

 حتی سبزه بود ولهجه داشت، ولی هنگام حرف زدن تمام 

احساسات وعواطفش درحرکات وخطوط چهره اش جوری 

به نمایش درمیومد که حتی اگر حرف هم نمی زد متوجه 

مقصود و منظورش میشدم مملو ازعواطف واحساسات انسانی

 بود که این آشنایی به عشقی عمیق وسوزان بین من و او انجامید

یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ می‌خواستم از پائولا 

تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش می‌آمد که این

 مسئله را به تعویق می‌انداخت؛ تا روز ۱۱سپتامبر که دفتر 

خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد؛ زیرا پائولا به همراه 

" ویکتور خارا " و چندصد نفر دیگر از انقلابیون توسط مزدوران

 پینوشه دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی

 اعدام شدند.بعد ازمرگ پائولا احساس کردم که همه زندگی 

من مرده  وبه یغما رفته است باتلاش فراوان و به کمک افسری

 که برخی ازآهنگهایم راگوش میکرد جسد پائولا را درسردخانه 

یافتم . در خطوط چهره اش خداحافظی ونگرانی برای من 

موج میزد. جسد سردش را مدتها دربغل گرفتم ولبهایش

 رابوسیدم تا سربازها به زور مرا ازپائولا جدا کردند ومن زندگیم 

را درسردخانه سرد تنها گذاشتم پیاده وباحال خراب به خانه

 رسیدم و درحالیکه ازخود بیخود بودم قطعه ای بیاد پائولا ساختم 

که این قطعه با شکوه بعدها موسیقی متن فیلم( حکومت نظامی)

 شد  بعد ازپائولا دهها دختر زیبا وفوق العاده درزندگیم پیدا شدن

 ولی هیچکدوم نتوانستند جای خالی پائولا رو برام پرکنند ومن 

همچنان تنها ودرحاشیه زندگی هستم وقتی که غمگین وتنها

 میشم بیاد پائولا میفتم ودرپهنای صورتم اشکهایم سرازیر 

میشن  قطعه پائولا رو گوش میدم وشب پائولا بخوابم میاد 

حرف نمیزنه اما من از خطوط چهره اش میفهمم که میگوید 

تئودورعزیزم درسته که  زندگی کوتاه بود ولی چند ماه با تو

 بودن زندگی کوتاهم را بسیار طولانی کرد وحتی هنگامی 

جسم سوزان تو درسردخانه جسم سردم را درآغوش گرفت من

 زنده شدم وهمواره درکنار تو هستم ولی این رو بدون وقتی که

 ناراحت وغمگین میشی منم ناراحت وغمگینم ولی وقتی که 

تو شادی من باتمام وجودم شادم..





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : پائولا، تو شادی من باتمام وجودم شادم..،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 14 مهر 1398

 

به خدا بگیم : تسلیمم !

 

اولین دلیلِ این که در تنش و استرس و نگرانی هستید 

این است که با خداوند در تقابل هستید.

 

شما تلاش می‌کنید چیزهایی را کنترل کنید که فقط خداوند

 می‌تواند آنها را کنترل کند.

 

شما نمی‌توانید همسر، فرزندان، شغل، آینده یا گذشته یا

 چیزهایی از این قبیل را کنترل کنید و به میل خود در آورید. 

شما می‌خواهید نقش خدا را بازی کنید. نه تنها این بازی را 

می‌بازید بلکه خسته هم می‌شوید.

 

اقتدار وقتی به دست می‌آید که همهٔ آن چیزهایی را که سعی

 می‌کردید کنترل کنید، به خدا تسلیم کنید و بسپارید.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به خدا بگیم : تسلیمم !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 14 مهر 1398

 

روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: 

من همه شما را دوست دارم. ولی او در واقع این 

احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی

 نام دارد، نداشت.

لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند ، 

وضعیت درسی او ضعیف و گوشه گیر بود.

این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال 

تحصیلی بود.

زیرا که او با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباسهایش

 چرکین بودند و به نظافت شخصی خودش توجهی نمی کرد.

تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از

 تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت ✖️ در برگه اش

 با خودکار قرمز و یادداشت عبارت " نیاز به تلاش بیشتر دارد"

 احساس لذت می کرد.

روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده

 تیدی را بررسی کند.

معلم کلاس اول درباره اونوشته بود" تیدی کودک باهوشی است 

که تکالیفش را با دقت و بطور منظم انجام می دهد".

معلم کلاس دوم نوشته بود" تیدی دانش آموز نجیب و دوست

 داشتنی در بین همکلاسی های خودش است ولی بعلت بیماری

 سرطان مادرش خیلی ناراحت است".

اما معلم کلاس سوم نوشته بود" مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر

 او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد

 و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم بزودی شرایط زندگی

 در منزل، بر او تاثیر منفی می گذارد".

در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود" تیدی دانش آموزی 

گوشه گیر است که علاقه ای به درس خواندن ندارد و در کلاس 

دوستانی ندارد و موقع تدریس می خوابد".

اینجا بود که تامسون، معلم وی، به مشکل دانش آموز پی برد 

و از رفتار خودش شرمنده شد.

 این احساس شرمندگی موقعی بیشتر شد که دانش آموزان

 برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای با ارزش در 

بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشان کردند و هدیه تیدی

 در یک پلاستیک مچاله شده بود.

خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع 

صدای خنده ی تمسخر آمیز شاگردان، کلاس را فرا گرفت. 

هدیه ی او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن 

به چشم می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود.

اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و

 مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت

 از تیدی تشکر کرد. صدای خنده ی دانش آموزان قطع شد.

در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش 

ماند و با دیدنش به او گفت: " امروز شما بوی مادرم را می دهی".

در این هنگام اشک های خانم تامسون از دیدگانش جاری شد 

زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش 

استفاده می کرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.

از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی

 می کرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا

 شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد. پس از

 آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که

 در آن نوشته شده بود" شما بهترین معلمی هستی که من

 تا الان داشته ام".خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب

 بودن را به من آموختی.

بعد از چند سال خانم تامسون پس از دریافت دعوت نامه ای

 از دانشکده ی پزشکی که از او برای حضور در جشن فارغ التحصیلی

 دانشجویان رشته ی پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن

 با عنوان " پسرت تیدی" امضاء شده بود، شگفت زده شد.

 او در آن جشن در حالی که آن گردنبند را به گردن داشت

 و بوی آن عطر از بدنش به مشام می رسید، حاضر شد.

آیا می دانید تیدی که بود

تیدی استوارد مشهورترین پزشک جهان و مالک مرکز

 استوارد برای درمان سرطان است.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : من همه شما را دوست دارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 14 مهر 1398

 

 

زندگی لنگر می خواهد.

چیزی که آدم را سر جایش نگه دارد،

چیزی که نگذارد فاصله آدم از ساحل

آرامش زیاد شود چیزی که نگذارد

امواج آدم را بکشاند به ناکجا.

 

حالا لنگر آدم ،گاهی یک آدم دیگر است

گاهی یک فکر و اعتقاد است

گاهی ایمان است

گاهی عادت روزانه است

گاهی کار است، گاهی یک جمع دوستانه

است گاهی یک دوره خانوادگی است،

گاهی یک باشگاه ورزشی است

گاهی چهار تا کتاب است،

گاهی یک مشت خاطره

 

لنگر هر کس هر چه هست فاصله اوست

با سرگردانی در دریای روزگار

فاصله اوست تا گم شدن

فاصله اوست با آوارگی.

 

همیشه برای فرار از این طوفان های

زندگی از این حرفهای آزار دهنده که هرروز

میشنوی، یک لنگر داشته باش






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : زندگی لنگر می خواهد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 14 مهر 1398

 

گیاهان فاقد عقل‌اند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی


 که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همان‌جا بیرون می‌زنند!

 

پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمی‌کنیم؟

 

مارتین هایدگر






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : گیاهان فاقد عقل‌اند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 13 مهر 1398

همه ما فراموش میشویم.

این را برایت گفته بودم که بالاترین ترس در زندگی ام همین بود،

 فراموش شدن و از یاد همه رفتن. این را هم باید بگویم که 

در همه عمر، ما با ترس هایمان رو به رو هستیم.

آنجا، دنیا با آن همه بزرگی‌اش برایم کوچک بود و اینجا هم

 این فضای تنگ وتار نفسم را بند آورده. آنجا شب ها زیر گوش

 متکا حرف میزدم و اینجا با کرم‌ها دم ساز می‌شوم.

 

هوراد قوام






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : همه ما فراموش میشویم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 13 مهر 1398

 

اگه زندگی اونجوری نیست که تو میخوای "عوضش کن"

 

زندگی امروز تو حاصل طرز تفکر دیروز توست امروز 


متفاوت تر فکر کن تا فردا متفاوت تر نتیجه بگیری...

 

جول اوستین

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : اگه زندگی اونجوری نیست که تو میخوای "عوضش کن"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 13 مهر 1398

 

در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر می‌زند و 

روی لباس خانمی می‌نشیند. آن خانم از روی ترس شروع به 

فریاد زدن می‌کند. او وحشت‌زده بلند می‌شود و سعی ‌می‌کند 

با پریدن و تکان دادن دست‌هایش سوسک را از خود دور کند.

 

واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند

 وحشت‌زده می‌شوند. بالاخره آن خانم موفق می‌شود سوسک 

را از خود دور کند. سوسک پر می‌زند و روی لباس خانم دیگری

 نزدیکی او می‌نشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش می‌شود 

که همین حرکت‌ها را تکرار کنند!

 

پیشخدمت به سمت آنها می‌دود تا کمک کند.

 

در اثر واکنش‌های خانم دوم، این بار سوسک پر می‌زند و 

روی پیشخدمت می‌نشیند.

 

پیشخدمت آرام می‌ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش

 نگاه می‌کند.

زمانی که مطمئن می‌شود، سوسک را با انگشتانش می‌گیرد

 و به خارج رستوران پرت می‌کند.

 

در حالی‌که قهوه‌ام را مزه مزه می‌کردم، شاهد این جریان 

بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد.

 

آیا سوسک باعث این رفتار هیستریک شده بود

 

اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟

 

چرا او تقریبا به شکل ایده‌آلی این مسئله را حل کرد، بدون 

این‌که آشفتگی ایجاد کند؟

 

این سوسک نبود که باعث این نا آرامی و ناراحتی خانم‌ها 

شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک 

موجب ناراحتیشان شده بود.

 

من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من 

نیست که موجب ناراحتی من می‌شود، بلکه ناتوانی من 

در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت می‌کند.

 

این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت می‌کند، این 

ناتوانی من در برخورد با این پدیده ‌است که موجب 

ناراحتیم می‌شود.

 

من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.

 

آن خانم‌ به اتفاق رخ‌داده واکنش نشان داد، در 

حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.

 

واکنش‌ها همیشه غریزی هستند در حالی‌که پاسخ‌ها همراه 

با تفکرند.

 

این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال 

است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است.

 او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به 

مسائل درست است

به زندگیت سخت نگیر...

 

یکی در ۲۳ سالگی ازدواج میکند و نخستین فرزندش  را ۱۰ سال

 بعد به دنیا می آورد.

یکی دیگر در ۲۹ سالگی ازدواج میکند و نخستین فرزندش را 

سال بعدش به دنیا می آورد.

یکی در ۲۵ سالگی فارغ التحصیل میشود ولی ۵ سال بعد 

کار پیدا میکند و یکی دیگر در ۲۹ سالگی مدرک میگیرد و

 بلافاصله کار مورد علاقه ی خود را پیدا میکند.

یکی در ۳۰ سالگی رییس یک شرکت میشود و در چهل 

سالگی فوت میکند و یکی در ۴۵ سالگی رئیس شرکت 

میشود و تا ۹۰ سالگی عمر میکند.

 

تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر.

تو در زمان خودت زندگی میکنی،پس آرام باش.

از زندگی لذت ببر،خودتو با کسی مقایسه نکن و در لحظه

 زندگی کن و ایمان داشته باش که نه خوشی های دیگران 

ابدی هست و نه سختی های تو...






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : به زندگیت سخت نگیر...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 13 مهر 1398

 

زندگی گاه به کام است و بس است

زندگی گاه به نام است و کم است

زندگی گاه به دام است و غم است

چه به کام و

چه به نام و

چه به دام،

 

زندگی معرکه همت ماست،..

زندگی میگذرد..

 

زندگی گاه به نان است و کفایت بکند

زندگی گاه به جان است و جفایت بکند

زندگی گاه به آن است و رهایت بکند

چه به نان و

چه به جان و

چه به آن،

 

زندگی صحنه بی تابی ماست، ..

زندگی میگذرد..

 

زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد

زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد

زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد

چه به راز و

چه به ساز و

چه به ناز،..

 

زندگی لحظه بیداری ماست ! !!! "زندگی میگذرد





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی گاه به کام است و بس است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 12 مهر 1398

 

"مهربانی ، نشانه بلوغ است"

 

افرادی که در مسیر زندگی به بلوغ عاطفی و فکری و شخصیتی 

میرسند ، خودبخود ، در سکوتی خاص قرار میگیرند

که لبریز محبت و مهربانی است.

برای این افراد ، قضاوت شدن توسط دیگران ، اهمیتی ندارد ، 

زیرا که آنان ، نگران تصویر ذهنی دیگران در مورد خودشان نیستند.

این افراد از میدان مسابقه ، خارج شده اند ، و خود را با دیگران 

مقایسه نمیکنند ، حتی اگر دیگران ، آنها را بازنده بدانند ، 

برایشان ، اهمیتی ندارد.

افراد بالغ ، به نقطه ای رسیده اند که فهمیده اند ، زندگی ، 

مثل یک بازی ، برای آمدن و نماندن است.

آنها فهمیده اند که بهترین مواجهه با زندگی ، مهربانی است.

افراد بالغ ، در مواجهه با دیگران ، به خوبی و زیبایی افراد ، 

اشاره میکنند و دیگران ، در مقابل افراد بالغ ، نسبت به خودشان ،

 احساس خوبی پیدا میکنند.

افراد بالغ ، اگر انتقادی هم میکنند ، یک انتقاد عقلانی است

 و انتقادشان ، بر اساس تنش و تخریب نیست.

افراد بالغ ، در صورت نیاز ، نظرشان را اعلام میکنند و سعی 

بر به کرسی نشاندن نظرشان ندارند.

میگویند و عبور میکنند و اینکه طرف مقابل ، بپذیرد یا نپذیرد ، 

برایشان اهمیتی ندارد.

افراد بالغ ، از چسبیدن به  سیستمهای فکری و فلسفی و عرفانی ، 

فارغند ، آنها ، مطالعه میکنند و با دقت ، به نظر دیگران توجه میکنند ، 

اما بنده یک شخص یا یک مکتب نمیشوند.

افراد بالغ ، از کسی ، بت نمیسازند.

با  جدیتی خاص ، زندگی میکنند که از ژرفای وجودشان 

آشکار میشود ، که همان وارستگی است.

افراد بالغ ، هم در زندگی هستند هم جدا از زندگی ،

 و به افکار و اشیا و اشخاص ، نمیچسبند.

افراد بالغ ، به رنجهایشان ، لبخند میزنند و میدانند که زندگی ، 

در گذر است.

مهربانی ، نشانه بلوغ است.آخرین روز تابستون تون به نیكی

امیدوارم امروز روز بسیار خوب و فصل پاییز فصل فراموشی

 غمهاتون برای شما نازنین مهربان باشد




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : "مهربانی، نشانه بلوغ است"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 12 مهر 1398

 

کاملترین و زیباترین دعای والدین در حق فرزندان برگرفته از قرآن

‏بار الها تو فرزندانم را بدون اینکه من قدرت و توانایی داشته باشم

 به من داده ای! پس آنها را در پناه خودت بدون قدرت و توان من

 حفظ بفرما که من قدرت محافظت از آنان را در تمامی لحظات ندارم

‏بار الها آنها را از هر بدی و شر و چشم زخم و ضرری حفظ بفرما

‏خداوندا آنها را از مریضیها محافظت بفرما و اگر بیمارند شفا بده

خداوندا آزمایش و امتحان من را در آنها قرار مده که شانه هایم 

تحمل چنین باری را ندارد

‏بار الها آنها را در آزمایشات پنهانی و آشکار مأجور بفرما

‏خداوندا آنها را از بندگان صالح خودت و حافظان کتابت قرار بده

 و آنها را از نظر دین و عبادت و اخلاق و دانش سرآمد و بهترین

 مردم و از نظر زندگی خوشبخترین مردم و بهترین زندگی قرار بده

‏بار خدایا فرزندانم را با حلالت از حرامت بی نیاز بگردان و با فضل

 و بخشش خود از احتیاج به غیر تو بی نیازشان بگردان

‏خداوندا همانطور که کتابت را تا قیامت حفاظت می کنی، فرزندان

 من را هم از بدی و پلیدی محفوظ بدار

‏بار الها دوستی با بهترین افراد و خصلتهای پاک و توکل بر خودت

 را نصیبشان بفرما یا قادر و یا جبار

‏بار الها تمامی مرضهای قلبی و بدنی از آنها دور بفرما و با قدرت 

و توان خودت مرا به نهایت آرزویم درباره آنها نائل بگردان یا کریم

 یا منان

‏بار الها مرا از احسان و نیکی آنها در حیاتم برخوردار بفرما و با 

دعایشان بعد از مرگم مرا خوشحال بگردان

‏بار الها فرزندانم را، که همانا تکه ای از قلبم هستند، به تو سپرده ام. 

در مکانی که از دیدگان من پنهان هستند اما از دیدگان تو پنهان

 نیستند، پس آنها را با حفاظتی که لایق عظمتت می باشد

 حفظشان بفرما

‏پروردگارا، همّ و غم آن کسی که این پیام را برای من فرستاده است

 را برطرف بفرما؛ فرزند و فرزندانش را از هر بدی محافظت کن و

 هر آنچه را که آرزو دارد نصیبش کن

 

الهی آمین






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : کاملترین و زیباترین دعای والدین در حق فرزندان برگرفته از قرآن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 10 مهر 1398

 

بازگرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن والاترند

 

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

 

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

 

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

 

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفترها به رنگ کاه بود

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

 

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

 

ای معلم نام و هم یادت بخیر

یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرداین مشق را خط بزن

مهرتان پر مهر






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : بازگرد ای خاطرات کودکی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 10 مهر 1398


( کل صفحات : 294 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو