مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

 

برای کودکم کالسکه بخرم یا نخرم؟

 

ممنوعیت برای کودکان کمتر از ۶ ماه

کارشناسان به والدین توصیه می‌کنند از این

 وسیله برای کودکان کمتر از شش ماه استفاده نکنند.

 بعضی معتقدند برای نوزادان، آغوشی بهتر است، چون نوزاد در تماس

 با گرمای بدن والدین احساس امنیت بیشتری می‌کند و به ستون

 مهره‌ها فشار کمتری وارد می‌شود. اگر چه با بزرگ شدن کودک و

 افزایش وزن او نیاز به استفاده از کالسکه بیشتر می‌شود، اما در زمانی

که کودک نیاز به یادگیری مهارت راه رفتن دارد، به او اجازه دهید تا قدم بردارد

 

نکته:

امروزه ثابت‌شده است بدن نوزاد به هر حالتی که برای طولانی‌مدت

 قرار گیرد، تغییر شکل می‌دهد. قرار دادن طولانی مدت نوزادان و

کودکان در کالسکه یا کریر‌های دستی (ساک‌های حمل کودک)، از

لحاظ فیزیکی و روحی برای نوزادان استرس‌زاست و در رشد

متعادل آن‌ها اخلال ایجاد می‌کندپس نباید همیشه از آن‌ها استفاده کرد.

متخصصان معتقدند وسیله مناسب برای حمل کودک، بستگی به

سن او دارد. استخوان‌ها و ستون فقرات نوزادان بسیار نرم و

انعطاف‌پذیر و هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته است.

مترجم:مهین رمضانی

 






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : برای کودکم کالسکه بخرم یا نخرم؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 اردیبهشت 1398

 

کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار غصه‌هاشون له

می‌شن یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشون رو می‌کردن.

مثلا نوشته بود:

این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پر کرده و استخدام نشده برمیگردد

این خانم سالهاست بغل نشده

 

این آقا را دارند می‌گذارند خانه‌ی سالمندان

این خانم مادرش مریضی صعب‌العلاج دارد

این آقا قول داده تابستان برای پسرش دوچرخه بخرد ولی پول ندارد

این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده

این آقا خیلی حالش بد است و اگر یقه‌اش را بگیرید امشب خودش را می‌کشد...

 

این آدم شکستنی‌ست...

 

حمید باقرلو

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : این آدم شکستنی‌ست...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 اردیبهشت 1398


مردم شهر همیشه عجول بوده‌اند. همیشه همه‌ی کارهایشان

 را با عجله انجام داده‌اند؛ چای را داغ سر کشیدند، پشت ترافیک

 بوق را یکسره کردند، شب را با استرس خوابیدند و صبح

 را با عجله سمت کار دویدند، در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند،

 زود ازدواج کردند و زود هم پشیمان شدند، آنقدر عجله کردند

که وقتی رسیدند نفسی برایشان نمانده بود. باور کنید انتهایش چیزی

 نیست. وقتی به خودتان می‌رسید، درون آینه فقط یک مرد، یک زن

 با موهای جوگندمی نگاهتان میکند. عمر به قدر کافی تند می‌دَود،

 شما آهسته راه بروید و به آرزوهایتان برسید. به خودتان هر روز نگاه کنید

 و آدمها را یواش یواش دوست بدارید، چای را پای حرف‌های معشوقه‌ی

دوست داشتنی‌تان سرد کنید، خیابان را با عشق قدم بزنید.

شما هرگز به سن و سالِ الانتان برنمی‌گردید...

 

مهشید تمسکی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مردم شهر همیشه عجول بوده‌اند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 اردیبهشت 1398

 

"فیتوپلانکتون" ها موجودات ریزِ دریایی اند که بقای زمین ، وابسته به وجود آنهاست ، وابسته به اکسیژنی که برای این سیاره تولید می کنند .

موجوداتی که در سکوتِ اقیانوس و دور از چشمِ آدم ها کارِ خودشان را می کنند و راه مقدسِ خودشان را می روند ، راهی که منتهی به تولیدِ بیش از نیمی از اکسیژنِ مصرفیِ این سیاره ی خاکی ست . و ما مدیونیم به وجودِ این میزبان های کوچک که پایه ی زنجیره ی غذاییِ موجوداتِ زنده اند و انرژیِ زیستنِ همه مان را با همان جثه های کوچکشان تامین می کنند .

داشتم فکر می کردم فیتوپلانکتون ها چه شباهت عجیبی با آدم های مهربان دارند !

هر دویشان لازمه ی زیستن اند ، بی منت هوای جهان را دارند و ناجوانمردانه هم نادیده گرفته می شوند .

و من نگرانم از بی مهریِ این روزهای آدم ها !

آدم هایی که غرق در جهان گشایی و خودخواهی و زندگی های ماشینی شده اند ، و نگران تر ؛ از انسانیتی که رو به نابودی ست .

می ترسم عاقبت ، پدیده ی "ال نینو"یی سهمگین، در اقیانوسِ آرامِ زندگی اتفاق بیفتد و مهربانی هایِ این سیاره به یکباره بمیرد !

که ما بدون اکسیژن ،

که ما بدونِ مهربانی و عشق ؛

می میریم ...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : فیتوپلانکتون،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398

 

پژوهشگران دانشگاه آکسفورد می‌گویند مجبور کردن کارکنان برای شروع کار قبل از ساعت 10 صبح، معادل شکنجه است و موجب بیماری، فرسودگی و استرس آنان میشود !

به گفته محققان گرچه پیش از رسیدن به سن 55 سالگی، ساعت بیولوژیکی افراد بزرگسال با ساعت کاری 9 صبح تا 5 عصر هماهنگ میشود، اما این مساله یک «تهدید جدی» برای سلامت جسمانی و روانی افراد است.

همچنین شرکت‌هایی که کارمندان را مجبور می‌کنند کار خود را صبح زود آغاز کنند، بازدهی کمی دارند.

تحقیقات حاکی از این است که کودکان 10 ساله نمیتوانند زودتر از ساعت 8:30 صبح بر روی مسائل آموزشی متمرکز شوند.

همچنین مطالعات علمی نشان می‌دهد برای گرفتن بهترین نتیجه تحصیلی، بهتر است نوجوانان ساعت 10 صبح و دانشجویان ساعت 11 صبح فعالیت‌های آموزشی و یادگیری خود را آغاز کنند.

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مجبور کردن کارکنان برای شروع کار قبل از ساعت 10 صبح، معادل شکنجه است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398

 

 

آیا نام  قدیم  شهر خود  را بلدید ؟

 

ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ = ﺍﺳﭙﺎﻧﻪ – ﺳﭙﺎﻫﺎﻥ – ﺟﯽ

ﻣﯿﺎﻧﺸﻬﺮ = ﻣﯿﺎﻧﺪﻩ – ﺷﻬﺮ ﺻﻮﺭ

ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ = ﻋﺒﺎﺩﺍﻥ

ﺁﺑﺎﺩﻩ = ﺁﻭﺍﺩﯾﺠﻪ _ ﺁﭘﺎﺗﯿﻪ

ﺍﺭﺩﺑﯿﻞ = آرتاویل

ﺍﺳﻔﺮﺍﯾﻦ = ﻣﯿﺎﻥ ﺁﺑﺎﺩ

ﺍﺷﮑﻨﺎﻥ = ﺳﻮﺩﺍﺑﮕﺮﺩ

ﺍﻧﺰﻟﯽ = ﺑﻨﺪﺭ ﭘﻬﻠﻮﯼ

ﺍﻫﺮ = ﺍﺭﺳﺒﺎﺭﺍﻥ

ﺍﯾﺬﻩ = ﻣﺎﻝ ﺍﻣﯿﺮ – آنزان

ﺍﯾﻼﻡ = ﺣﺴﯿﻦ ﺁﺑﺎد

ﺍﻫﻮﺍﺯ = ﻧﺎﺻﺮیه – اکسین

ﺁﺫﺭﺷﻬﺮ = ﺩﻫﺨﻮﺍﺭﻗﺎﻥ

ﺁﻣﻞ = آمارد

ﺍﺭﺍﮎ = ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺁﺑﺎﺩ

ﺍﻧﺪﯾﻤﺸﮏ = ﺻﺎﻟﺢ ﺁﺑﺎﺩ

البرز =هربرز

ﺍﯾﺮﺍﻧﺸﻬﺮ = ﭘﻬﺮﻩ

ایواوغلی = مکجیک

ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ = ﺭﺿﺎییه

ﺑﺠﻨﻮﺭﺩ = ﺑﯿﮋﻧﮕﺮﺩ – ﭼﺮمگاﻥ

ﺑﻬﺒﻬﺎﻥ = ارجان

ﺑﻮﺷﻬﺮ = ﺭﯼ ﺷﻬﺮ

ﺑﺎﺑﻞ = مه میترای

ﺑﺎﺑﻠﺴﺮ = ﻣﺸﻬﺪ ﺳﺮ

ﺑﻨﺪﺭ ﺍﻣﺎﻡ = ﺑﻨﺪﺭ ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﺑﻨﺪﺭ ﺗﺮﮐﻤﻦ = ﺑﻨﺪﺭ ﺷﺎﻩ

ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺒﺎﺱ = ﮔﻤﺒﺮﻭﻥ

ﺑﻬﺸﻬﺮ : ﺍﺷﺮﻑ

ﺑﯿﺮﺟﻨﺪ :قهستا

ﺑﯿﺠﺎﺭ: ﮔﺮﻭﺱ

بیضا:انشان(زادگاه کوروش بزرگ)

ﭘﺎﻭﻩ :ﺍﻭﺭﺍﻣﺎﻧﺎﺕ

ﺧﺮﻡ ﺍﺑﺎﺩ:ﺷﺎﭘﻮﺭﺧﻮﺍﺳﺖ

ﭘﻠﺪﺧﺘﺮ = ﭘﺎﭘﯿﻞ

ﭘﯿﺮﺍﻧﺸﻬﺮ = ﺧﺎﻧﻪ

ﺗﺎﮐﺴﺘﺎﻥ = ﺿﯿﺎﺀﺁﺑﺎﺩ ، سیادهن

ﺗﺒﺮﯾﺰ = تَورِژ

تهران=طهران

ﺗﻨﮑﺎﺑﻦ = ﺷﻬﺴﻮﺍﺭ

ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ = ﻣﺤﻤﺮﻩ

ﺧﻠﺨﺎﻝ = ﻫﺮﻭﺁﺑﺎﺩ

ﺧﻮﯼ = ﺳﻮﻟﺪﻭﺯ ﺩﺍﺭﺍﺏ = ﺩﺍﺭﺍﺑﮕﺮﺩ .. ﻗﺪﯾﻤﯿﺘﺮﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻫﺨﺎﻣﻨﺶ

ﺩﺍﻣﻐﺎﻥ = ﺻﺪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ

ﺩﺭﻩ ﺷﻬﺮ = ﺑﺪﺭﻩ

ﺩﺭﻩ ﮔﺰ = ﻣﺤﻤﻮﺩﺁﺑﺎﺩ

ﺩﺯﻓﻮﻝ = ﺩﮊﭘﻞ

ﺩﺳﺘﮕﺮﺩ = ﺧﻠﺠﺴﺘﺎﻥ

ﺩﺷﺖ ﺁﺯﺍﺩﮔﺎﻥ = ﺳﻮﺳﻨﮕﺮﺩ – ﺩﺷﺖ

ﺩﻫﺪﺷﺖ = ﺑﻼﺩﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﺩﻭﺩﺍﻧﮕﻪ = ﮐﻬﻨﻪ ﺩﻩ

ﺩﯾﻮﺍﻧﺪﺭﻩ = ﻣﯿﺮﺍﻧﺸﺎﻩ

ﺭﺍﻣﺴﺮ = ﺳﺨﺖ ﺳﺮ

ﺭﺷﺖ = ﺑﯿﻪ ﭘﺲ

ﺭﯼ = ﺭﺍﻗﺲ – ﺭﮐﺲ

ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ = ﺩﺯﺩﺍﺏ

ﺯﻧﺠﺎﻥ = کهن دژ ، خمسه

سیرجان=سمنگان

ﺳﺎﺭﯼ = ﻃﻮﺳﺎﻥ

ﺳﺎﺭﺩﻭﺋﯿﻪ = ﺍﺳﻔﻨﺪﻗﻪ ﺟﯿﺮﻓﺖ

ﺳﺒﺰﻭﺍﺭ = ﺑﯿﻬﻖ

ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺁﺑﺎﺩ = ﺣﺎﺟﯽ ﺁﺑﺎﺩ

ﺳﻠﻤﺎﺱ = ﺷﺎﭘﻮﺭ

ﺳﻤﻨﺎﻥ = ﻗﻮﻣﺲ

ﺳﻨﻨﺪﺝ = ﺳﻨﻪ ﺩﮊ

ﺷﺎﺩﮔﺎﻥ = ﻓﻼﺣﯿﻪ

ﺷﺎﻩ ﺁﺑﺎﺩ = ﻏﺮﺏ ﻫﺎﺭﻭﻥ ﺁﺑﺎﺩ

ﺷﻤﯿﺮﺍﻧﺎﺕ = ﺗﺠﺮﯾﺶ ، طجرشت

ﺷﻬﺮ ﮐﺮﺩ = ﺩﻩ ﮐﺮﺩ

ﺷﻬﺪﺍﺩ = ﺧﺒﯿﺾ

ﺷﻮﺵ= ﺳﻮزیانا

ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ = ﻋﻠﯿﺸﺎﻩ ﻋﻮﺽ

ﺷﯿﺮﺍﺯ = ﺷﯿﺮﺍﻥ ﺁﺯ

ﻃﺎﺭﻡ ﺳﻔﻠﯽ = ﺳﯿﺮﺩﺍﻥ

ﻃﺎﺭﻡ ﻋﻠﯿﺎ = ﺟﻮﺭﺯﻕ

ﻃﺎﻟﻘﺎﻥ = ﺷﻬﺮﮎ

ﻃﺒﺲ = ﮔﻠﺸﻦ

ﻋﻠﯽ ﺁﺑﺎﺩ = ﺷﺎﻫﯽ

ﻓﺮﺩﻭﺱ = ﺗﻮﻥ

ﻓﺮﯾﺪﻥ = ﺩﺍﺭﺍﻥ

ﻓﺴﺎ = ﭘﺴﺎ

ﻗﺎﺋﻢ ﺷﻬﺮ = ﺷﺎﻫﯽ – ﻋﻠﯽ ﺁﺑﺎﺩ

ﻗﺮﻭﻩ = ﯾﯿﻼﻕ

ﻗﺰﻭﯾﻦ = کشوین

ﺷﻬﺮﺿﺎ = گُمشه

ﻗﻢ = آرتاریت

ﻗﻮﭼﺎﻥ = ﺧﯿﺒﻮ ﺷﺎﻩ

ﮐﺎﺯﺭﻭﻥ ﺷﻬﺮ = ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﮐﺎﺷﻤﺮ = ﺗﺮﺷﯿﺰ

ﮐﺮﻣﺎﻥ = گواشیر

ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ = ﮐﺎﻣﺒﺎﺩﻥ

ﮐﻼﺭﺩﺷﺖ = ﺣﺴﻦ ﮐﯿﻒ

ﮐﻼﻟﻪ = ﮐﻮﮐﻼﻥ

ﮐﻠﯿﺒﺮ = ﺑﺮﺑﺮ

ﮔﭽﺴﺎﺭﺍﻥ = ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ

ﮔﺮﮔﺎﻥ = ﺍﺳﺘﺮ ﺁﺑﺎﺩ

ﮔﺮﻣﺴﺎﺭ = خوار

ﮔﻨﺒﺪ ﮐﺎﻭﻭﺱ = ﺩﺷﺖ ﮔﺮﮔﺎﻥ

ﻻﻫﯿﺠﺎﻥ = ﺭﯾﻪ

ﻟﻨﺠﺎﻥ = لنجون

ﻟﻮﺍﺳﺎﻧﺎﺕ = ﮐﻠﻨﺪﻭﮎ

ﻣﺮﯾﻮﺍﻥ = ﺩﮊﺷﺎﻫﭙﻮﺭ

ﻣﻼﯾﺮ = ﺩﻭﻟﺖ ﺁﺑﺎﺩ

ﻣﻠﮑﺎﻥ = ﻣﻠﮏ ﮐﻨﺪﯼ

مشهد= توس ، سناباد

ﻣﺸﮑﯿﻦ ﺷﻬﺮ = ﺧﯿﺎﻭ

ﺟﻬﺮﻡ = ﮔﻬﺮﻡ

ﻣﻤﺴﻨﯽ = مالکی

ﻣﯿﺎﻧﻪ = ﻣﯿﺎﻧﺞ

ﻧﻮﺭ = ساﻟﺪﻩ

ﻧﻬﺒﻨﺪﺍﻥ = ﺷﻮﺳﻒ

ﻧﻰ ﺭﻳﺰ = ﻧﻴﺰﻩ ﺭﻳﺰ ‏( ﺳﻼﺡ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﻴﺮ ‏) ﻣﺤﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﻧﻴﺰﻩ

ﻧﯿﮑﺸﻬﺮ = ﻗﺼﺮ ﻗﻨﺪ

ﻧﻮﺷﻬﺮ = خاچک

ﻫﺸﺘﺮﻭﺩ = ﺁﺫﺭﺍﻥ

ﻫﻤﺪﺍﻥ =(اولین شهر جهان) هگمتانه – ﺍﮐﺒﺎﺗﺎﻥ

ﻫﺎﺩﯼ ﺷﻬﺮ = ﻋﻠﻤﺪﺍﺭ ﮔﺭﮔﺮ

ﻫﺸﺘﭙﺮ = هشتپر طوالش ، تالش

ﻫﻮﯾﺰﻩ = هوزگان

ﯾﺎﺳﻮﺝ = ﺗﻞ ﺧﺴﺮﻭ

ﯾﺰﺩ = ﺍﯾﺴﺎﺗﯿﺲ،گثه

ﺯﺍﺑﻞ = حسین آباد

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : آیا نام قدیم شهر خود را بلدید ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398

 

بیشتر مردم در حقیقت در بیست یا سی سالگی می‌میرند و اگر چه به ظاهر زنده می‌مانند اما دیگر چیزی یاد نمی‌گیرند و انعكاسی از گذشته‌ی خود می‌شوند و در سال‌های بعدی خودشان را تكرار می‌كنند و ماشین وار آن‌چه را كه در بیست یا سی سالگی یادگرفته‌اند، ناشیانه و به شكلی بدتر به نمایش در می‌آورند.

 

رومن رولان

ان کریستف






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بیشتر مردم در حقیقت در بیست یا سی سالگی می‌میرند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398

 

 

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است

نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی؟

عشق زمینی یا عشق آسمانی،

یا عشق جسمانی؟

از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید.

حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.

خود به تنهایی دنیایی‌ست عشق ...

یا درست در میانش هستی، در آتشش،

یا بیرونش هستی، در حسرتش ...

 

الیف‌ شافاک

ملت عشق






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

 

 

خودتان، خودتان را تشویق کنید.

"شما به همه نیاز ندارید که برای شما باشند . شما یک چیز مهم دارید .

 خدای متعال در جهت شما تنفس می کند . "

 

مسئله این است که شما چیزی را می خواهید که فقط در اختیار خداست

ارزش و اعتبار شما از انسان دیگری نمی آید، از آفریدگارتان می آید.

 

اگر به مردم تکیه کنید نا امید خواهید شد.

مردم کاری می کنند سرخورده شوید.

وقتی به آن ها نیاز دارید سرشان شلوغ است و کنارتان نیستند،

حتی گاهی از شما رو بر می گردانند.

 

دست از وابستگی به مردم بردارید.

به دنبال تایید مردم نباشید، و خودتان خودتان را تایید کنید.

شاید مردم شما را تشویق نکنند.

خودتان خودتان را تشویق کنید.

 

شاید دیگران کاری نکنند که شما احساس خاص بودن بکنید.

خودتان به خودتان حس خاص بودن بدهید.

بگویید من آفریده خدای بزرگ هستم؛ من غرق لطف او هستم.

در زمان مناسب  وقتی خداوند بداند شما آماده هستید شما وارد

مرحله جدیدی می شوید و پیشرفت ناگهانی زیادی می کنید.

 

ناگهان از زیر قرض بیرون می آیید.

ناگهان سلامتتان بر می گردد.

ناگهان فرد مناسب را ملاقات می کنید.

 

ولی نکته این است که شما باید این روند اعتماد به خدارا طی کنید.

 و باور داشته باشید قدرتی مافوق طبیعی همیشه پشت سر شما ایستاده

جول اوستین






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : خودتان، خودتان را تشویق کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

هر اندازه آدمی بهتر بتواند به وقت شادمانی بخندد،

به وقت اندوه بگرید، برای تعیین حد و مرزها ابراز خشم کند، با

 شور و اشتیاق به معاشقه بپردازد و محبت را با گشودگی و بی‌قید و

 شرط ببخشد و بپذیرد، به همان اندازه از رنج  به دور خواهد بود .

و هر چه آدمی بیشتر با لذت هستی درآمیزد، نسبت

 به خود و دیگران بخشنده‌تر خواهد شد.

هیجان‌ها به ما کمک می‌کنند تا رفتارمان را تنظیم کنیم؛ حالات درونی

 و وضعیت روابطمان را زیر نظر بگیریم؛ یادگیری‌مان را بهتر کنیم؛

تصمیم‌گیری‌هایمان را آسان‌تر کنیم و به زندگی‌مان معنا بخشیم...!

دگرگونی زندگی‌ها

دیوید مالان

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به زندگی‌مان معنا بخشیم.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

                                      به مدت چندین سال همسرم به یک اردوگاه

 در صحرای (ماجوی) کالیفرنیا فرستاده شده بود. 

من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود

 که از آن مکان نفرت داشتم. همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و

من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ 

هم صحبتی نداشتم. سرخ پوست ها و مکزیکی ها ی آن منطقه هم 

انگلیسی  نمی دانستند. غذا و هوا و آب  همه جا پر از شن بود

 

آنقدر عذاب می کشیدم که تصمیم گرفتم به خانه برگردم.

 

و حتی قید زندگی مشترک مان را بزنم

 

نامه ای به پدرم نوشتم و گفتم یک دقیقه دیگر هم نمی توانم دوام بیاورم.

 می خواهم اینجا را ترک کرده و به خانه شما برگردم. پدر نامه ام  را 

با دوسطر جواب داده بود، دو سطری که تا ابد در ذهنم باقی خواهند 

ماند و زندگی ام را کاملا عوض کرد.

«دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند...

یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را

بارها این دو خط را خواندم واحساس شرم کردم. تصمیم گرفتم

 به دنبال ستارگان باشم و ببینم جنبه مثبت در وضعیت

 فعلی من چیست؟

 با بومی ها دوست شدم و عکس العمل آنها باعث شگفتی من شد.

 وقتی به بافندگی و سفالگری آنها ابراز علاقه کردم، آنها اشیایی

 راکه به توریست نمی فروختند را به من هدیه کردند. به اشکال

 جالب کاکتوس ها و یوکاها توجه می کردم. چیزهایی در مورد سگهای

آن صحرا آموختم و غروب را مدام تماشا می کردم. 

دنبال گوش ماهی هایی

 می رفتم که از میلیون ها سال پیش، وقتی این صحرا بستر 

اقیانوس بود، در آنجا باقی مانده بودند.

چه چیزی تغییر کرده بود؟

صحرا و بومی ها همان بودند...

این نگرش من بود که تغییر کرده  و یک تجربه رقت بار را به

 ماجرایی هیجان انگیز و دلربا  تبدیل کرده بود. من آنقدر از زندگی

در آنجا مشعوف بودم که رمانی با عنوان ” خاکریز های درخشان”

 در مورد زندگی درصحرای  ماجوی نوشتم. من از زندانی که

 خودم ساخته بودم به

بیرون نگریسته و ستاره ها را یافته بودم.

اگر به فرزندان خود رویارویی با سختی های زندگی را نیاموزیم

در حق آنها ظلم کرده ایم

آیین زندگی

دیل کارنگی

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند... یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند؛ 

آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟

میگن :با تو حاااالم عاااالیه!!!

وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی!

میگن بیداربودم !!! 

یا میگن خوب شد زنگ زدی...

وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین غذا میخوره راهشون روکج میکنن که اون نپره...

اگه یخم بزنن،دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...

آدم هایی که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن!

همینها هستند که دنیارا جای بهتری میکنند؛

آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان میشوی،

رو برنمیگردانند لبخند میزنند و هنوز نگاه میکنند...

دوستهایی که بدون مناسبت کادو میخرند و میگویند این شال پشت ویترین انگارمال توبود...

یا گاهی دفتر یادداشتی، کتابی...

آدمهایی که از سرچهارراه، نرگس نوبرانه میخرندو باگل میروند خانه,

آدمهای پیامکهای آخرشب،

که یادشان نمیرودگاهی قبل ازخواب؛

به دوستانشان یادآوری کنندکه چه عزیزند...

آدمهای پیامکهای پُرمهر بی بهانه،

حتی اگربا آنها بدخلقی و بیحوصلگی کرده باشی...

کسانیکه غم هیچکس راتاب نمیاورند و تو رابه خاطرخودت میخواهند. 

آدم هایى كه پیششان میتوانى لبریز از خودت باشى






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند؛،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

 

 

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد

و در خورجین گذاشته و به راه افتاد.

 

چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت:

به گردنت بزنم یا به لبت؟

چوپان گفت:

آیا سزای خوبی این است؟

مار گفت:

سزای خوبی بدی است. قرار شد تا از کسی سوال بکنند،

به روباهی رسیدند و از او پرسیدند.

روباه گفت:

من تا صورت واقعه را نبینم نمیتوانم حکم کنم.

پس برگشته و مار را درون بوته های آتش انداختند،

مار به استمداد برآمد و روباه گفت:

 

بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

 

"خانه پدر و مادر"

بعد از خانه خدا،تنها خانه ای است که:

روزی ده ها بار می توانی بروی بدون دعوت

و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.

خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد

خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی

خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند

خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست

خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت

 محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است

خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.

خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!

خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و

تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.

خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست

خانه ای که وقتی خوردنی آوردند اگر نخوری ناراحت و دلشکسته می شوند

خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود

خانه ای که .........

 

چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد

 

"قدر این خانه ها را بدانیم"

"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"

شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم

دیر می شود.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "خانه پدر و مادر"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

 

 

 

اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری

بر گذشته می افکنند، در می یابند که سرتاسر زندگی

را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که

 آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند

 همان زندگی شان بوده یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده اند.

انسان فریاد بر می آورد که امید و آرزو او را فریفته اند تا این که

عاقبت در آغوش مرگ به رقص در آید!

آه، چه مخلوق حریص و سیری نا پذیری است این انسان.

 

در باب عبث بودن وجود

آرتور شوپنهاور






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نظری بر گذشته افکنند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 253 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز