مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 


 

وقتی احساس خوشحالی درونی کنی، قانون جذب هم خودش

 را با حال و هوای درونی تو وفق میدهد و خوشحالی نامحدود

 را به تو ارزانی میدارد.

 

قانون جذب میگوید:

" هر چیزی مشابه خود را جذب میکند "

 

تو باید حس درونی خود را درک کنی تا بتوانی هر آنچه را که

 میخواهی مرئی کنی. تو نمی توانی گله کنی و فلاکت زده باشی 

و توقع داشه باشی که زندگی ات تغییر کند. در این حال و هوا، 

تو بدبختی بیشتری را به سوی خود می کشانی.

تو باید "شبیه" همان چیزی بشوی که میخواهی جذبش کنی.

 

راز

راندا بران






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قانون جذب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

 

زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست

هوس دیدن و نادیدن نیست

زندگی جنبش جاری شدن است

از تماشا گه آغاز حیات

تا بدان جا که خدا میخواهد.

تو مهربان باش بگذار بگویند ساده است!

فراموش کار است! زود میبخشد...

سال هاست دیگر کسی در این سرزمین، ساده نیست...

اما تو تغییر نکن!

تو خودت باش و نشان بده

آدمیّت هنوز نفس میکشد.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397



 

افراد موفق دوست دارند همیشه با چالش‌ و 


رقابت‌هایی مواجهه شوند، حتی اگر تلاش‌هایشان منجر


 به دستیابی به موفقیت‌های کوچک شود. موفقیت ‌های 


کوچک باعث ایجاد گیرنده‌های آندروژن در مناطق مغزی می‌شود


 که مسئول انگیزه‌دهی و پاداش‌دهی هستند. افزایش گیرنده‌های


 آندروژن باعث افزایش تاثیر تستوسترون و در پی آن ایجاد 


اعتماد به نفس و اشتیاق برای غلبه بر چالش‌ها می‌شوند.


 وقتی شما چند موفقیت کوچک متوالی داشته باشید،


 اعتماد به نفس ایجاد شده تا یک ماه می‌تواند بر شما 


تاثیر داشته باشد.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : افراد موفق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

روزی در جایی می‌خواندم كه شیطان، حضرت مسیح 

را به بالای برج اورشلیم برد و گفت: اگر تو وابسته و عزیز خدایی، 

از این بالا بپر تا خدای تو، تو را نجات دهد! مسیح آرام آرام شروع

 به پایین آمدن از برج كرد. شیطان پرسید، چه شد؟

 به خدایت اعتماد نداری؟!

مسیح پاسخ گفت: مكتوب است كه تا زمانی که میتوانی از 

طریق عقلت عاقبت کاری را بفهمی، خدایت را امتحان نكن!

همیشه این حكایت برای من یادآور بیداری عقلانیت در زندگی 

روزمره بوده است و هیچوقت خوف نكردم. تا آنجا كه می‌توانم 

برای هر كاری سر به آسمان نگیرم و استمداد نطلبم چون او

 بزرگترین یاری‌اش را كه عقلانیت است، قبلا هدیه داده است. 

نکته جالب متن فوق اینجاست که بزرگترین موهبت الهی که عقل

 است را نمی‌بینیم و باز دنبال معجزات دیگر هستیم. اگر از این 

نعمت بهتر استفاده کنیم خودش شروع خیلی از معجزات خواهد بود...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر از این نعمت بهتر استفاده کنیم خودش شروع خیلی از معجزات خواهد بود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

 

 

تا به حال به آپارتمان دقت کردی

سقف زندگیه یکی، کف زندگی دیگریست!!!!

دنیا به طور شگفت آوری شبیه یک آپارتمان است ؛

سقف آرزو های یکی، کف آرزو های دیگریست...

چارلی چاپلین میگه:

آدم خوبــــــــــی باش

ولی

وقتت رو

برای اثباتش به دیگران

تلف نکن .... !

همیشه آنچه که درباره " من " میدانی باور کن ,

نه آنچه که پشت سر "من" شنیده ای

" من " همانم که دیده ای نه آنکه

شنیده ای.......!






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : همیشه آنچه که درباره " من " میدانی باور کن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

 

روزی شاه عباس به همراه وزیرش شیخ بهایی وچندتن ازفرماندهان به شکار می روند.

 

در بین راه،شاه عباس به شیخ بهایی گفت:

 

یاشیخ! نقل، داستان، یا پندی بگوئید که این فرماندهان باما آمده اند درسی گیرند!

 

شیخ بگفتا ؛این سه تپه خاک را میبینید؟ گفتند بله.

 

شیخ گفت

خاک آن تپه اولی

برسرکسی که راز دلش رابه هرکسی بگوید

حتی به همسرش!

 

گفت آن تپه وسطی رامیبینید؟




ادامه مطلب


نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ماجرای شاه عباس و شیخ بهایی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

هر زمان که برخورد نامناسبی با شما میشود از آن بگذرید،

 بر آن تمرکز نکنید، آن رفتار نامناسب و توهین آمیز را مداوم 

در ذهنتان تکرار نکنید، در موردش فکر نکنید و راجع به آن 

صحبت نکنید.

چرا که، چه شما به آن فکر کنید، چه در موردش صحبت کنید و 

چه آنرا احساس کنید در هر حالت شما در حال جذب انسانهایی

 هستید که رفتارهایشان شباهت زیادی با آن برخورد نامناسب دارد.

 

شما بواسطه حواستان ارتعاش آنچه را که احساس میکنید و بیشتر

 به آن توجه می نمایید را به کائنات ارسال میکنید، بنابراین اگر با

 ناخواسته ای برخورد می کنید توجهتان را از آن ناخواسته برداشته

 و بر چیزهایی بگذارید که به شما احساس زیباتر و بهتری میبخشند

 تا آن ناخواسته قدرتش را از دست بدهد و بی اثر گردد.

فراموش نکنید شما بزرگترین خالقان جهان خویش هستید و همه

 چیزی که برای جذب اتفاقات عالی نیاز دارید در درونتان از قبل قرار

 گذاشته شده است.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هر زمان که برخورد نامناسبی با شما میشود از آن بگذرید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397

 

" نان و میوه دل"

 

دو برادر به نام اسماعیل و ابراهیم در یکی از روستاها، 

ارث پدرشان یک تپه کوچکی بود که یکی در یک سمت و دیگری

 در سمت دیگر تپه گندم دیم می کاشتند.

اسماعیل همیشه زمینش باران کافی داشت و محصول برداشت می کرد.

ولی ابراهیم قبل از پر شدن خوشه ها گندم هایش از تشنگی 

می سوختند و یا دچار آفت شده و خوراک دام می شدند 

و یا خوشه های خالی داشتند.

 

ابراهیم گفت:

بیا زمین هایمان را عوض کنیم، زمین تو مرغوب است. 

اسماعیل عوض کرد، ولی ابراهیم باز محصولش همان شد.

 

زمان گندم پاشی زمین در آذرماه، ابراهیم کنار اسماعیل بود و 

دید که اسماعیل کار خاصی نمی کند و همان کاری می کند که او 

می کرد و همان بذری را می پاشد که او می پاشید.

 

در راز این کار حیرت ماند.

 

اسماعیل گفت:

من زمانی که گندم بر زمین می ریزم در دلم در این فصل سرما، 

برای پرندگان گرسنه ای که چیزی نیست بخورند، هم نیت می کنم

 و گندم بر زمین می ریزم که از این گندم ها بخورند ولی تو دعا 

می کنی پرنده ای از آن نخورد تا محصولت زیاد تر شود.

 دوم این که تو آرزو می کنی محصول من کمتر از حاصل تو شود 

در حالی که من آرزو دارم محصول تو از من بیشتر شود.

 

پس بدان؛

انسان ها "نان و میوه دل خود را می خورند. نه نان بازو و قدرت فکرشان را."

 

برو قلب و نیت خود را درست کن و یقین بدان در این حالت، 

همه هستی و جهان دست به دست هم خواهند داد تا امورات 

و کارهای تو را درست کنند.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : " نان و میوه دل"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

 

 

شخصی در حال مرگ بود و قبل از مرگش او وصیت کرد:

 من ۱۷ شتر و ۳ فرزند دارم.

 

 شتران مرا طوری تقسیم کنید که بزرگترین فرزندم  نصف انها را و 

فرزند دومم یک سوم انها را و فرزند کوچکم یک نهم  مجموع

 شتران را به ارث ببرند.

 

 وقتی که بستگانش بعد از مرگ او این وصیت نامه را مطالعه کردند  

متحیر شدند و به یکدیگر گفتند ما چطور می توانیم این ۱۷ شتر 

را به این ترتیب تقسیم کنیم؟

 و بعد از فکر کردن زیاد  به این نتیجه رسیدند که تنها یک مرد در 

عربستان می تواند به انها کمک کند.

 

 بنابراین انها به نزد امام علی ( ع ) رفتند تا مشکل خود را مطرح کنند.

 

حضرت فرمود: رضایت میدهید که من شترم را به شتران شما اضافه 

کنم آنگاه تقسیم بنمایم؟ گفتند: چگونه رضایت نمی دهیم.هر کسی

 دوست دارد یک شتر اضافی تر داشته باشد .

 

 پس شتر خویش را به شتران اضافه نمود و به فرزند بزرگ که

 سهمش نصف شتران بود، نه شتر داد (۹=۲÷۱۸) . به فرزند دوم

 که سهمش ثلث شتران بود، شش شتر داد (۶=۳÷۱۸) و به فرزند 

سوم که سهم او یک نهم بود، دو شتر داد (۲=۹÷۱۸) .

 

و در اخر یک شتر باقی ماند که همان شتر  حضرت بود.(۱۷=۹+۶+۲) .

 

تصمیم سازی و قضاوت درست از ویژگی های ضروری یک مدیر توانمند می باشد.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : وصیت به حضرت علی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

 

 

پزشک ۱۰۵ ساله ژاپنی که ۱۸ جولای از دنیا رفت پیش از مرگش، 

راز طول عمر خود را در مصاحبه با بیزینس اینسایدر فاش نمود.

دکتر ” هینوهارا ” تاخیر انداختن  بازنشستگی و ادامه فعالیتش

  را علت اصلی طول عمرش دانسته بود.

 

وی تا چند ماه پیش از مرگش، روزانه ۱۸ ساعت به کار و معالجه

 بیماران مشغول بود.

از دید وی، مفهوم اصلی زندگی، کمک و یاری به دیگران بود و 

همین باور وی را به ادامه فعالیت و کار تا سن ۱۰۵ سالگی سوق داد.

 

او خطاب به مردم گفت:

بازنشته نشوید، اگر مجبورید بازنشسته شوید آن را به بعد 

از ۶۵ سالگی موکول کنید.”

 

توصیه دیگر این دکتر ژاپنی برای طول عمر زیاد، استفاده از 

پله ها به جای آسانسور و پله برقی و همچنین کنترل وزن بود.

 رژیم غذایی او شامل سبزیجات، برنج، ماهی و ۱۰۰ گرم گوشت

 کم چرب بود.

 

 با تقبیح اطاعت کورکورانه مردم از پزشکان عقیده داشت که

 موسیقی و نگهداری از حیوانات بهترین درمانگرها هستند

 و فراتر از تصور پزشکان عمل می کنند.

 

در پایان یکی دیگر از رازهای طول عمر خود را شوخی و بذله 

گویی دانسته بود.

 وی در این خصوص گفته بود : ” درد، چیز عجیبی است و شوخی

 و بذله گویی، بهترین راه فراموش کردن آن است








نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : درد، چیز عجیبی است و شوخی و بذله گویی، بهترین راه فراموش کردن آن است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

 

 

ﻣﺮﺩ ﻋﯿﺎﻟﻮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺳﻪ ﺷﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ .

ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ وادار کرد ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﻭﺩ

ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺼﯿﺒﺶ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .

 

ﻣﺮﺩ ﺗﻮﺭ ﻣﺎﻫﯿﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺯﺩ ﺗﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻏﺮﻭﺏ ﺗﻮﺭ 

ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﺵ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ .

 

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ 

ﻭ ﯾﮏ ﻣﺎﻫﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩ .

ﺍﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻧﺠﻬﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩ .

ﺍﻭ ﺯﻥ ﻭﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ 

ﺑﺰﺭﮒ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟

 

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ می رفت

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﻮﺩ .

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺍﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ

 ﺍﻭ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﻫﻢ ﻧﮑﺮﺩ .

 

ﺍﻭ ﺳﺮﺍﻓﮑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ

 ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ .

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻪ ﮐﺎﺥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺟﻠﻮ ﻣﻠﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺒﺎﻟﯿﺪ

 ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺻﯿﺪﯼ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

 

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻠﮑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ، ﺧﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ،

ﺩﺭﺩ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﺳﭙﺲ ﺩﺳﺘﺶ ﻭﺭﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ

 ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ .

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﮐﺎﺥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، 

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻧﮑﺮﺩ

 ﺩﺭﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﭻ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ

 ﭼﻨﺪﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻮﺍﻝ ﺳﭙﺮﯼ ﮔﺸﺖ

 

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻗﻄﻊ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻭ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ

 ﻭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺩﺭﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ .

 

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﺮﺩ 

ﻭﻟﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﻭ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭﺍﻧﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻇﻠﻤﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ

 ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﺮﺩ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ

 ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻧﺰﺩﺵ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ .

 

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﻓﻘﯿﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ 

ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ

 

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :ﺁﯾﺎ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ

ﺁﺭﯼ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﯽ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺣﻼﻝ ﮐﻨﯽ .

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺣﻼﻝ ﮐﺮﺩﻡ .

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ

 ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ ؟؟؟

ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ

ﺍﻭ ﻗﺪﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ،

ﺗﻮ ﻫﻢ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ

 

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺳﻼﺣﻬﺎﯼ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ 


ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﻼﺡ ﺳﻼﺡ ﺩﻋﺎ ﺳﺖ







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺳﻼﺡ ﺩﻋﺎ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 8 دی 1397

یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه...

اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه...

نه که چون حرفه تلخه، نه ؛

چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی...

رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه شاید اون رفتار از نظر خیلیا،

بد نباشه اما فقط خودتویی که میفهمی چقدر به خاطر رفتارش داغون شدی...

بعضی وقتا باید سکوت کنی و فقط به خاطر خودت پیگیر چیزی نشی

اما هیچوقتم یادت نمیره که چی بهت گذشت تا گذشت...

 

هوای زبون خودمون و دل دیگری رو داشته باشیم





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 7 دی 1397

 

 

 

ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ

 ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎی شاد و باهوش بهترند

 ﺁﻥ ها كه ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺳﻔﺮ

 ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﻭﺭﺯﺷﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﻡ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ

ﺩﺍﺭﻧﺪ

 ﺁﻥ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻧﺪ، ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺷﻨﺪ

ﻫﻤﺎﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻧﺪ، ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ .

 

ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻏﺬﺍ ﻭ ﯾﮏ ﺩﯾﮓ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﺸﻮﺭﻩ

ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ

ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ، ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ

ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺁﻭﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ :

 "ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺭﯾﺨﺘﻢ"!

 

 

ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﻼﯾﻖ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ،

 ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ، ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﺳﺎﺯ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻟﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﺮﺍﯼ

 ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺭ

 ﭼﺎﺭﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﻏﻤﺒﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻨﺸﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﻼﻝ

 ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭَﺝ ﻧﺰﻧﻨﺪ

 ﺁﻥ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﯼ ﮐﻤﯿﺎﺑﯽ ﮐﻪ

" ﺯﻧﺪﮔﯽ" ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ " ﺯﻧﺪﮔﯽ" ﮐﻨﻨﺪ

ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ تا بزرگ شوند.

بیایید اینگونه مادر باشد






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 7 دی 1397


می گویند زمانی که هلاکوخان شهر بغداد را گرفت 

و آخرین خلیفه ی بغداد را اسیر کرد خلیفه گفت با من کاری

 نداشته باشید چون اگر به من دست بزنید آسمان به زمین می آید

همه ترسیدند خواجه نصیرالدین طوسی که آنجا بود گفت نگران

 نشوید این هم راهی دارد خلیفه را در کیسه بگذارید و در کیسه

 را ببندید آن وقت کیسه را بمالید و نگاهی به آسمان بکنید اگر

 دیدید آسمان جابجا شد و تکان خورد دست از سر خلیفه بردارید

 ولی اگر دیدید هیچ خبری نشد خلیفه را مجازات کنید.


با این پیشنهاد خواجه نصیر طوسی که وزیر هلاکوخان بود همین


کاررا کردند کیسه را هر چه مالیدند آسمان که تکان نخورد  هیچ
 

آب هم از آب تکان نخورد ولی ضرب المثل آسمان به زمین آمدن


 از آن روزگار به یادگار ماند




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : آسمان به زمین آمدن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 7 دی 1397

 

 

 

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ که ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟

 

کاﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ!

ﻧﻪ ﺍﯾﻦ که ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ کنی؛ ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ...

ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ کن.

 

ﺩﺭ ﺍین صورت ﯾﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ می شوند ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می‌کنند!

 

ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ که ﺷﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ کنار ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ...

 

ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ کرﺩﻧﺪ، به رﺍﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺸﺎﻥ کن!

 

ﻫﻤﯿﺸﻪ "ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ" ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ...

زیاد از حد دورِ آدم های قدرنشناس و اشتباهیِ زندگیتان پروانه وار نچرخید!

 

دکتر الهی قمشه‌‌ای


 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ که ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 7 دی 1397


( کل صفحات : 213 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز