مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

 

اگر به جای گفتن:

دیوار موش دارد و موش گوش دارد،

بگوییم:

 

"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

 

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!

 

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

 

بچه را ول کردی به امان خدا !

ماشین را ول کردی به امان خدا !

خانه را ول کردی به امان خدا !

 

و اینطور شد که "امان خدا" شد: مظهر ناامنی!

 

ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امان خداست.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

ﺭﻭﺯﯼ ، ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ

ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ

ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻓﺖ . ﺍﻣﺎ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺍﺯ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﮔﺮﯾﺨﺖ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ. ﮔﺮﮒ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

ﺧﻮﺭﺩ.

ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﯾﮏ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ

ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺍﺯ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻗﺒﻠﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﻣﻦ ﺑﮕﺮﯾﺰﻧﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ

ﺳﻨﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﺭﺍﺥ

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻠﯿﻪ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﻏﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ

ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﯾﮏ ﺑﺒﺮ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻏﺎﺭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﺑﺒﺮ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ

ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻏﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﻫﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻃﻌﻤﻪ ﺑﺒﺮ ﺷﺪ.

ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ.

 

 







نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

من به این مسئله پی برده‌ام که انسان‌ها با نیروهای متفاوتی 

غیر از نگاه کردن، گوش دادن و مطالعه شکل می‌گیرند.

 

همه‌ی ما قربانی تصادفی دی‌ان‌ای والدین خود هستیم. 

به شانس اعتقاد داریم و شرایط و نوع تحصیلات نیز اهمیت دارند.

 

با این‌حال، همه دارای دو ابزار بسیار قدرتمند هستیم که 

کاملاً تحت کنترل‌مان قرار دارند: چشم و گوش‌مان.

 

نگاه کردن به دیگران، گوش دادن به توصیه‌های آن‌ها و 

مطالعه در مورد مردم، سه مورد از بهترین کارهایی هستند

 که من تا به اینجای زندگی‌ام انجام داده‌ام.

 

سر الکس فرگوسن

 

 







نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : همه‌ی ما قربانی تصادفی دی‌ان‌ای والدین خود هستیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397


 

ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟

 

مولانا بر این باور بود که:

 

جمله ی بی قراری ات از طلبِ قرار توست

طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

 

می گوید:

علت بی قراری های ما از ثبات طلبی های ما نشأت می گیرد

اما اگر طالب بی قرار باشیم و اذعان کنیم که همه چیز در معرض تغییر و تحول است آن گاه به آرامش دست خواهیم یافت.

 

اریک فروم، روانکاو آلمانی-آمریکایی در این باره می نویسد:

به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ،

سعی می کنیم با عکس گرفتن،

آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم

می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم.

 

دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.

دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند 

 

در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل

اضطراب و رنج می شویم.

 

اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و  هیچ 

چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم.

 

" همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که

می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود به یک شادی و

 آرامش عمیق رسیده بود.

 

ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم، بی  قرار می شویم.

 

یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، 

بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض 

این مهم ترین قانون جهان هستیم، مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ 

کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است

 

  از همین  لحظه هایت لذت ببر. هیچ چیزی تا چند ثانیه ی دیگر مشخص نیست






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

 

ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ

ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ،

ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ،

ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ،

ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ،

ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ،

ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ...

ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...

ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...

ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ

ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...

 

ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...

ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﻟﻬﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﻢ!!!

 

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ،

ﻧﻪ انسانی ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ،

ﻧﻪ انسانی ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ...

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ

ﺁﻓﺮﯾﺪ...

ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ،

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ.......،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد. 

ناچار با منقارش از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش

 می گذاشت. آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.

 

یکی از جوجه ها گفت:

آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.

 

وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناسپاسی نبینیم 

اما بیشتر اوقات می بینیم. مرز میان ناسپاسی و خودخواهی باریک است. 

هر دو جزو صفت های بد به شمار می روند اما هر آدمی حق دارد 

زندگی کند. حق دارد خودخواه باشد. کسی برای فداکاری بی اندازه 

هم مدال نمی دهد.

 

عموماً آدم های خیلی فداکار در تنهایی شان گله می کنند از ناسپاسی

 اما ترجیح می دهند فداکار شناخته شوند تا آدمی که به فکر خودش است.

 

گاهی به فکر خودتان باشید. 

از زندگی تان لذت ببرید. اینطور در گذر

 زمان کمتر پشیمان می شوید. کسی برای فداکاری بی اندازه به آدم 

مدال نمی دهد





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گاهی به فکر خودتان باشید.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397


 

از خودت می‌پرسی : اون رؤیاهات کجا هستن؟

سرت رو تکون میدی و میگی : سالها چه زود می‌گذرن!

و باز هم از خودت می‌پرسی : تو با زندگیت چکار کردی؟

 بهترین سالهای عمرتو کجا به خاک سپردی؟

 زندگی کردی یا نه ؟ 

ببین، به خودت میگی، دنیا چقدر داره سرد میشه. 

سالهای بیشتری می‌گذرن و با خودشون تنهایی ملال‌آوری رو میارن

 و بعد پیری تکیه‌زده به یک چوب زیر بغل لرزان لرزان میاد و درست

 بعدش بدبختی و خُرد شدن. دنیای خیالی تو تاریک میشه، رؤیاهات 

پوسیده میشن و مثل برگهای زرد می‌افتن.

 آیا تنها ماندن، تنهای تنها، بدون اینکه چیزی برای تأسف خوردن داشته 

باشی، دردناک نیست؟

 چون هر چی که من از دست میدم، همه، چیزهایی

 هستن که یه روزی "هیچ" میشن..

 

داستایوسکی


 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : اون رؤیاهات کجا هستن؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

"قطار زندگی"

 

زندگی مانند سفر كردن با قطار

است، به همراه ایستگاه ها،

تغییر مسیرها و حوادث!!!!!!

 

 

ما با تولدمان به این قطار سوار میشویم و والدینمان كسانی هستند كه بلیت این سفر را برایمان میگیرند......

 

ما فكر میكنیم كه آنها همیشه همراه ما در این قطار سفر خواهند كرد.....

 

 

اما در ایستگاه هایی آنها از این قطار پیاده میشوند و ما را در این سفر تنها میگذارند.......

 

با گذشت زمان مسافران دیگری وارد قطار میشوند كسانی با اهمیت مانند: دوستان،فرزندان و عشق زندگیمان.....

 

بسیاری از آنها در طول مسیر این سفر، ما را ترك خواهند كرد و جای خالیشان در زندگی ما بجا میماند......

بسیاری هم آنچنان بی سر و صدا میروند كه ما حتی متوجه ترك كردن صندلی و پیاده شدنشان نمیشویم.....

 

سفر بر این قطار پر از تجربه ی شادی، غم، رویاپردازی، انتظارات، سلام ها،خداحافظی ها ست.....

یك سفر خوب همراه است با كمك كردن، عشق ورزیدن، داشتن رابطه خوب با همسفران و اینكه مطمئن بشیم تمام تلاشمان را بكنیم تا سفری راحت داشته باشند.....

 

راز این سفر شگفت آور این است كه:

ما نمیدانیم در كدامین ایستگاه قرار است پیاده شویم.

 

پس باید به بهترین شكل زندگی كنیم-سازگار باشیم، فراموش كنیم، ببخشیم و بهترین چیزی كه داریم را ارائه دهیم....

تمامی اینها مهم خواهد بود چراكه هنگامی كه زمان آن برسد كه ما مجبور به ترك صندلی خود بشویم، می بایست برای آنها كه سفرشان با قطار زندگی ادامه دارد خاطرات زیبایی از خود بجا بگذاریم.....

 

از شما متشكرم كه یكی از مسافران مهم قطار من بودید،

نمیدونم كه چه وقت به ایستگاهم خواهم رسید، برای همین نمیخواهم فرصت گفتن "متشكرم" را از دست بدهم.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : "قطار زندگی"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397

 

 

وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید

 

اشیاءدرون خانه تان را نگاه کنید واز خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟

‌آیا هنوزلحظه ای را که این شی به یادم می آورد برایم مهم وبا ارزش هستند؟

 

بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل ولباسهای اضافیتان

 را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید.

 

زیراهر شی انرژی خودش را دارد واگربه کار نرود درخانه به آب راکد تبدیل می شود.

مراقب باشید وبگذارید انرژی آزادانه جریان یابد وآب جاری گردد.

اگر کهنه ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند.

پس برای چرخش انرژی و پیشرفت درزندگی تان وسایلی را که احتیاج

 ندارید ازمحیط خارج سازد.

 

این مسئله را درمورد طرزتفکرات پوسیده ای که از قدیم به شما القا 

کرده اندهم به کار ببرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

در دنیا هیچ چیز ناراحت کننده‌تر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست ...!

من از آن‌هایی که پول را حقیر می‌شمرند خیلی بدم می آید،

 این‌ها یا ریاکارند یا احمق ...!

پول مثل حس ششم می‌ماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند ...!

این را هم می‌شنوی که می‌گویند فقر بهترین انگیزه‌ی هنرمند است، 

این‌ها نیش فقر را هرگز در جان و تن‌شان حس نکرده‌اند ...

اینها نمی‌دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، بال تو را از

 جای می‌کند و "روحت را مثل سرطان می‌خورد ..."

 

سامرست موآم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سامرست موآم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

کسی را دوست بدار که دوستت دارد

 

حتی اگر غلام درگاهت باشد

ودست بکش

از دوست داشتن کسی که

دوستت ندارد

حتی اگر سلطان قلبت باشد!

فراموش نکن که زمان آدم

وفا دار رو مشخص میکند

نه زبان....

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست،

اما برای ماهی زندگیست.

برای کسی که دوستت دارد

زندگی باش نه تفریح...

 

استاد الهی قمشه ای






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : کسی را دوست بدار که دوستت دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397


 

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .

ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ،

ﺭﻭﯼ ﺗﭙﻪ ﺍﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ .

ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ.

ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ.

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ

 ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ.

 ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﻦ راصدا میزند ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﻢ ﺍﺯ 

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮم....

 

"از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند

 انتظآر نداشته باش تورا به بهشت ببرند






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند انتظآر نداشته باش تورا به بهشت ببرند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که از نظر دانش و اطلاعات به

 پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است، با این حال میلیون‌ها 

کودک در آن هنوز به مدرسه نمی‌روند.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که بیماری همه‌گیر ایدز ساختار 

زندگی ما را تهدید می‌کند، با این حال پولی را که صرف تسلیحات

 می‌کنیم بیشتر از پولی است که برای تضمین درمان و حمایت از

 میلیون‌ها نفری خرج می‌کنیم که با اچ آی وی زندگی می‌کنند.

دنیای ما دنیای امید و نویدهای بزرگ است. این دنیا دنیای ناامیدی،

 بیماری و گرسنگی هم هست.

 

 

نلسون ماندلا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نلسون ماندلا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397


 

 

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و ناامید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟ وی جواب داد: 

هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و 

فروش خوبی داشته باشم.

 

اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. 

لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. 

بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:

پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.

پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.

پوستر ها را بترتیب در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم.

دوستش از وی پرسید: آیا این روش به کار آمد؟

وی جواب داد: متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند 

و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند ...

 

نتیجه گیری : همیشه مخاطب خود را بشناسید و در ارزیابی های خودتون،

 فرهنگ، رسوم و حتی زبان آنها را در نظر بگیرید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : همیشه مخاطب خود را بشناسید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 12 دی 1397

 

 

 

ارتعاش مثبت بدهید

 

به هر کس که می رسید، از شادکامی و سلامتی، از آرامش و شکوفایی و از سعادت و نیکبختی سخن بگویید.

 

به جنبه ی خوشایند هر چیز نگاه کنید. فقط به بهترین ها فکر کنید، 

فقط به خاطر بهترین ها کار کنید و فقط در انتظار بهترین ها باشید.

 

با دیدن و شنیدن موفقیت دیگران به همان اندازه شاد و خوشحال

 شوید که از موفقیت خود شاد و خوشحال می شوید.

 

از اشتباهات گذشته درس گرفته و آن را به فراموشی بسپارید 

و با عزم راسخ و ثبات قدم بیشتر به سوی دستاوردهای عظیم

 آینده بشتابید.

 

به هر کس که می رسید، لبخند بزنید.

برای دیدن چیزهای مثبت در زندگی و اطرافیان به قدری وقت 

صرف کنید که وقتی برای جستجوی منفیها نداشته باشید.

 

خود را لایق بهترینها بدانید

 زیرا هر انسان تحفه ای الهی است.

 

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هر انسان تحفه ای الهی است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 10 دی 1397


( کل صفحات : 213 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز