مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 


داشتیم با ماشین تو خیابون رد میشدیم که یه بنده خدایی از کوره در رفت و به ما فحش داد!

همکارم برگشت و پرسید اون چی گفت؟؟

با اینکه هم تعدادمون تو ماشین زیادتر بود و هم قوی تر بودیم، جواب دادم هیچی...

حرفی که زد راه‌حلی برای مشکلات ما نبود و ربطی به زندگی ما نداشت، بگذریم.

 

باید یاد بگیریم که از بین تمام حرف‌های دیگران، چه زشت و چه زیبا، دنبال راه‌حلی برای مشکلاتمون باشیم نه دنبال پاسخ دادن و درگیری ذهنی برای هر حرفی!

مگر چقدر بیکاریم که دائماً دنبال حرف و ذهن مردم باشیم!

آرامشمون رو به رفتار دیگران وابسته نکنیم و قدر تک‌تک ثانیه‌های زندگیمون رو بدونیم.

مگه میشه؟!

بله؛

اگه بخوایم میشه.

پول نمیخواد فقط یه لحظه سکوت و عبور خرج داره.

بیاییم متفاوت‌تر به زندگی بنگریم.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بیاییم متفاوت‌تر به زندگی بنگریم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

 

جاهای خالی را پر كنید و همیشه در ذهنتان تکرار کنید.

 

مهمترین فرد زندگی من نامش  ..... است.

مهمترین هدف یکساله من ..... است.

مهمترین هدف پنج ساله من ..... است.

سه ارزش مهم زندگی ام که حاضرم وقتمو به خاطرشون صرف کنم .....و.....و..... هستند.

بهترین دوست قابل اعتماد من ..... است.

بزرگترین نقطه قوت من.....

و بزرگترین ضعف من ......است.

 

مطمئن باشید به زودی تغییرات بزرگی را احساس خواهید کرد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : جاهای خالی را پر كنید و همیشه در ذهنتان تکرار کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

یکی از بیمارى‌هاى خطرناک، مرضى بى‌صداست که هیچگونه علامتى نداشته و ندارد، اما مى‌تواند آسیب شدیدى به شما وارد نماید!

 این بیماری، مرض «عادى‌شدنِ نعمت» است. این بیمارى چند نشانه دارد:

 

این که نعمت‌هاى فراوانى داشته باشى، اما آنها را نعمت ندانى، و هیچگونه احساس (شکرگزارى) در قبالش نداشته باشى، گویى این که حقى کسب شده !

 

این که وارد خانه شوى و همه‌ى اعضاى خانواده‌ در سلامتى بسر برند، اما «شکر خدا» را به جاى نیاورى !

 

به بازار بروی و خرید کنی و به خانه برگردى، بدون این که قدردان و شکرگزار صاحب نعمت باشى، و این امر را عادى و حق خودت در زندگى بپندارى.

 

هر روز در کمال صحت و سلامتى از خواب برخیزى در حالى که از چیزى نگران و ناراحت نباشى، اما خدا را سپاس نگویى !

 

خدایا مراقبم باش اینگونه نشوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدایا مراقبم باش اینگونه نشوم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

زمین بهشت می شود روزی‌كه مردم بفهمند :

هیچ چیز عیب نیست، جز قضاوت و مسخره كردن دیگران !

هیچ چیز گناه نیست، جز ضایع کردن حق مردم ...!

هیچ چیز ثواب نیست، جز خدمت به دیگران ...!

هیچ كس اسطوره نیست، الا در مهربانى و انسانیت ...!

هیچ چیز جاودانه نمی ماند، جز عشق ...!

هیچ چیز ماندگار نیست، جز خوبى ...!

پائولو کوئیلو






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هیچ چیز عیب نیست، جز قضاوت و مسخره كردن دیگران،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 21 دی 1397

 

جمله " من گرفتارم "

که گاهی به عزیزان و دوستان خود میگوییم باعث ایجاد گرفتاری های کوچک و بزرگ در زندگی ما میشود

 

در واقع وقتی که ما میگوییم گرفتار بودم

این پیام را به کائنات میرسونیم

که مارا درگیر کار بکند و دست و پای مارا ببندد

پس چی بگیم؟

 

از این پس به جای کلمه "گرفتارم"

بگوییم:

""کار مهمی داشتم""

 

بگوبیم چون من کار مهم و با ارزشی داشتم نتونستم جواب تلفنت را بدهم.

 

یا چون کار مهمی دیروز داشتم نتونستم ملاقاتت کنم

با بیان کلمات درست مسیر زندگیت را عوض کن.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : من گرفتارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397

 

ﺧﺪﺍﻳﺎ!

 

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﻲﮔﻮﻳﻢ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺟﻠﻮﻱ ﺗﻘﺪﻳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﺩ،

ﻭ ﻧﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺟﻠﻮﻱ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺑﺮﮐﺖﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ...

ﻫﻴﭻﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ،

ﺑﺎ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩﻫﺎﻱ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﺑﺮﻱ ﻧﻤﻲﮐﻨﺪ...

ﺧﺪﺍﻳﺎ!

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮﺩﻩ،

ﺁﻓﺮﻳﺪﻩﻫﺎﻳﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻲﻣﺎﻧﻨﺪ،

ﻭ ﺗﻮ ﻫﺮﻳﮏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﮑﻤﺘﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩﺍﻱ...

ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ

ﻭ ﺗﻮ ﺍﻣﺎﻧﺖﺩﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻫﺴﺘﻲ...

ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺭﺍﺿﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﮐﺖ ﻣﻲﺩﻫﻲ

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﺩﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ

ﻭ ﻧﻌﻤﺖﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻭ ﻣﻲﺑﺎﺭﻱ...

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺧﺪﺍﻳﺎ!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397

ﻋﺸﻖ ﺟﺬﺏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻭ ﺣﺲ ﺧﻮﺩﺵ

ﺑﺎﺷﺪ...

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺷﻮﯼ، ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﯽ!

ﻭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮ ﺷﻮﯼ ﻭ ﻋﺎﺷﻖﺗﺮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮﯾﻦ ﻭﻋﺎﺷﻖﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ!

ﻭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ.

ﺁﻥﭼﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺗﻮﺳﺖ، ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﻮ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﺳﺖ.

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺣﺮﮐﺘﯽ...

ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ

ﺧﻮﺩﺵ ﺑﮑﻨﺪ.

ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ...

ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻰ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ.







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﻋﺸﻖ ﺟﺬﺏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻭ ﺣﺲ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 20 دی 1397


در بیست سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد، 

حتی اگر با مهارت انجام شود.

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در ۴۰ سالگی آموختم که رمزِ ’خوشبخت زیستن در انجام کاری نیست 

که دوستش داریم؛ بلکه در دوست داشتنِ کاریست که انجامش می دهیم.

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمهای کوچک را باید با مغز و تصمیمهای 

بزرگ را با قلب گرفت.

در۶۰ سالگی آموختم که بدون عشق میتوان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز 

نمی توان عشق ورزید.

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشته شدن و محبت دیگران به انسان،

 بزرگ ترین لذتِ دنیاست.

در ۸۵ سالگی دریافتم که زنـــــدگـــی زیباست...

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای ؛ تحویل دهی ...

خواه با فرزندی خوب ...

خواه با باغچه ای سرسبز ...

خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی ...

و اینکه بدانی ... حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است .

این یعنی تو موفق شده ای!

گابریل گارسیا مارکز






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : در بیست سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 19 دی 1397

 

 

زندگى مثل یک كامواست

از دستت كه در برود،

مى شود كلاف سر در گم،گره مى خورد، میپیچد به هم، گره گره مى شود

بعد باید صبورى كنى، گره را به وقتش با حوصله وا كنى

زیاد كه كلنجار بروى، گره بزرگتر مى شود، کورتر مى شود

یک جایى دیگر كارى نمى شود كرد، باید سر و ته كلاف را برید

یک گره ى ظریف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى جورى

 قایم كرد، محوكرد، جورى كه معلوم نشود.

 

" یادمان  باشد "

گره هاى توى كلاف

همان دلخورى هاى كوچک و بزرگند

همان كینه هاى چند ساله

باید یک جایى تمامش كرد

سر و تهش را برید.

زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت"  كه اگر پاره شودتمام است....






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت" كه اگر پاره شودتمام است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 18 دی 1397

 

 

فردی از عارف خواست که او را موعظه کند.

 

عارف گفت :

مرنج و مرنجان!

 

گفت:

«مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم 

ولی «مرنج» یعنی چی؟ 

چه‌طور می‌توانم ناراحت نشوم !؟

 مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده ، 

چه‌طور نباید برنجم؟»

 

عارف پاسخ داد :

« علاج آن است که خودت را کَسی ندانی ،، 

و اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی‌رنجی! »

 

جفا کشیم و ملامت خوریم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری‌ست رنجیدن






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مرنج و مرنجان!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 18 دی 1397

 

 

ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ، ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻩ !

ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !

ﺑﺎﺑﺎ !...

ﺑﺎﺑﺎ !...

ﺑﺎﺑﺎ !...

 

ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ :

ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ...

ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ داشته

 باشم ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ !

ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ :

ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟؟؟

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ :

ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ !

میگفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !!

ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻧﻪ !

ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!!

ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟؟

ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ میگفتیم : ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!!

ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ...

ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!!

ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﯿﻢ ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ

 ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ

ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.

کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:

قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد

و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...

قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند

و قسم بر غربتت،

وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 دی 1397

 

 

 

 

چه وقت باید احساس بزرگی کرد؛

 

١-هر گاه از خوشبختی همه، "حتى" کسانی که دوستمان ندارند

 هم خوشحال شدیم.

٢-هر گاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم.

٣ - هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم.

٤- هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود.

٥- هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم.

٦- هرگاه به بهانه عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم.

٧- هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود.

٨- هرگاه دانستیم عزیزخدا نخواهیم شد، مگر زمانی که 

وجودمان آرام بخش دیگران باشد.

٩- هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.

١٠- هرگاه همه چیز بودیم و گفتیم: "هیچ نیستیم"

 

پس بیاییم بزرگ باشیم...

و بزرگ شدن را تمرین کنیم...

و بعد بزرگ شدن را تعلیم دهیم.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چه وقت باید احساس بزرگی کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 دی 1397

 

 

ویلون زنی در ویرانه

 

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین 

در شهر واشنگتن، صبح زود مثل هر روز، مردم آن منطقه که اکثرا یا 

کارگر معدن بودند و یا صاحب مشاغل سیاه از خانه هایشان بیرون 

زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند. زنان و مردانی

 که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف، 

زندگی نمیکردند، بلکه به اجبار زنده بودند تا ریاضت بکشند که نمیرند. 

آن روز نیز آن مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد 

بودند و نمیدانستند آیا امشب هم باز سر گرسنه زمین خواهند 

گذاشت یا نه و خود را برای یک روز مشقت بار دیگر آماده میکردند، 

ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه توجهشان را جلب کرد! 

آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر زیر

 برفی که نرم نرم شروع به باریدن کرده بود از رفتن باز ماند. اکثرا 

آنها با اینکه میدانستند اگر دیر برسند جریمه میشوند، بی توجه به

 این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند

 و حدود دو ساعت و نیم در آن سرما با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا

 و استثنایی، وجودشان گرم شد،اشک ریختند،خندیدند و به خاطراتشان

 فکر کردند.

سرانجام ویولونیست خیابانی که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد. 

ویولنش را برداشت و آماده رفتن شد. اما در همین حال و احوال و تشویق 

بی امان مردم، کمی مکث کرد، همه آنها را صدا کرد و به همگی که 

حدود ۳۰۰ نفر بودند نفری ۵ دلار داد و سپس درحالیکه برای آنان بوسه

 میفرستاد سوار تاکسی شد و رفت تا آن مردم فقیر از فردا این ماجرا 

را همچون افسانه برای دوستانشان تعریف کنند.

اما آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نیست 

جز "جاشوا بل" یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل، 

هر بلیت کنسرتش ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود. فردای آن روز جاشوا به 

یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم. 

آن روز وقتی در کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت 

کشیدم که فقیران را از یاد برده ام.

به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت

 و نیمه را تکرار کردم. بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید 

جریمه شوند، تمام پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود، میان آنها

 تقسیم کردم. لذتی بردم که تا کنون در هیچ کنسرتی نبرده ام.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ویلون زنی در ویرانه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی

و محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت

 

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند

و توان ادای نت ها را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

 

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

 

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

 

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

 

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

 

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر دکانی بخر و کارى را شروع کن.

 

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

 

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

 

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "بردیا"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

خدای من

در هر ثانیه ای که میگذرد

بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی

 

تپش قلب

دم و بازدم

دیدن

شنیدن

لمس کردن

نبض زدن ها

پلک زدن

فکر کردن

و...

 

نعمات بیشماری که ازشمردن آن ناتوانم

 

و من چقدر بی تفاوت میگذرم

و مدام از نداشته هایم پیش تو گله و شکایت میکنم

 

خدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم

برای فراموشکاری ها و بی توجهی هایم

مرا ببخش

 

خداوندا

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد

تقصیری ندارد

قاصر است

کم می آورد

در برابر بزرگی ات

 

ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸش ها

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی فردای ما ﻣﻘدر فرما

آمین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397


( کل صفحات : 213 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز