مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

مشغول کار با به اصطلاح کامپیوتر بودم یک صدایی را از پنجره شنیدم

گاز یک شعله و دوشعله و چند شعله را تعمیر می کنم من تعمیر کار گازم

این صدا چند ین بار در ذهنم رفت و آمد کرد

با خودم فکر کردم چقدر خوب می شد آدم ها را یک کسی تعمیر می کرد

و صدا میزد آدم تعمیر می کنم

آره ادم  ها هم خراب می شن

آدم ها هم گمراه میشن

و آدم هم گم میشوند

براستی عجب شغل خوبی بود تعمیر آدم ها

اگر میشد دل آدم ها را تعمیر کرد ، چقدر خوب بود

اگر می شد روح آدم ها را هم تعمیر کرد چقدر خوب بود

گاش فردا صبح که از خواب بیدار شم بجای اون صدای تعمیر لوازم گاز

صدا بلندی را بشنوم که می گوید

من تعمیرکارم

روح انسان ها را تعمیر می کنم

من تعمیر کارم

من تعمیر کارم

 

بهرام جاویدی نژاد

 






نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : من تعمیر کارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

من واقعا نمی‌فهمم که چرا وقتی یکی به شما توهین می‌کند، یا بد جوابتان را می‌دهد، یا تحقیرتان می کند یا آن‌طور که انتظار دارید به شما احترام نمی‌گذارد، این شما هستید که ناراحت می‌شوید؟

 

بابا جانِ‌من! از کوزه همان برون تراوَد که در اوست.

 رفتارِ هر کس متناسبِ شخصیتش است.

 

 وقتی گفتار یا رفتارِ یکی زشت یا بی‌ادبانه است، او دارَد شخصیتش را به نمایش می‌گذارد؛ شما چرا به خودتان می‌گیرید و بیخود ناراحت و خشمگین می‌شوید، خودخوری می‌کنید، به‌هم میریزید، نآارام و آشوب می‌شوید و در صدد یک جواب محکم‌تر برمی‌آیید؟

 اوست که دارد بی‌شعوری‌اش را به نمایش می‌گذارد، شما چرا حِرص می‌خورید و به هم میریزید، و تلاش می‌کنید شبیهِ او رفتار کنید؟

 

هر وقت در این‌جور موقعیت‌ها‌ قرار گرفتید، به یادِ این نکته بیفتید. قول می‌دهم آبی است بر آتش.

 

در این مواقع، فقط ساکت و نظاره‌گر بمانید و حتی در این لحظات می‌توانید این رُباعیِ شیخ_بهایی را با خودتان زمزمه کنید تا آرام‌تر شوید:

 

آن کس که بَدَم گفت، بدی سیرتِ اوست

وان کس که مرا گفت نِکو خود نیکوست

 

حالِ متکلم از کلامش پیداست

 

دکترمحسن زندی

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : حالِ متکلم از کلامش پیداست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

رابطه ﺑﯿﻦ واژگان

ﻭ احتمال ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪن

 

ﻧﻤﯽ‌ﺧﻮﺍهم: 0 درصد

ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﻢ: 10 درصد

ﻧﻤﯽﺩاﻧﻢ چگونه: 20 درصد

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ: 30 درصد

ﻣﯽﺧﻮﺍهم: 40 درصد

ﻓﮑﺮ میﮐﻨﻢ ﺍﻣﮑﺎﻥﭘﺬﯾﺮ است: 50 درصد

ﺍﻣﮑﺎﻥﭘﺬﯾﺮ است: 60 درصد

ﻓﮑﺮ میﮐﻨﻢ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻢ: 70 درصد

ﻣﯽﺗﻮاﻧﻢ: 80 درصد

ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ میﺪهم: 90 درصد

ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ شود!: 100 درصد

 

هر واژه‌ای فرکانسی دارد و در لحظه‌ای که آن را به زبان می‌آورید این فرکانس در کائنات رها می‌شود.

 قانون جاذبه به همه فرکانس‌ها جواب می‌دهد.

این قانون بی‌طرف است

 و فقط فرکانس‌های شما را شبیه‌سازی کرده و به خودتان بر می‌گرداند.

کلمات خوب، خوبی‌ها را برایتان هدیه می‌آورند و کلمات بد و نفرین، بدبختی را برسرتان میریزد.

انتخاب با شماست






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : رابطه ﺑﯿﻦ واژگان ﻭ احتمال ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

 

...هر کس حق داره هر طور که میخواد زندگی کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند.اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم، باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمیتونه تابع نظر اکثریت باشه.

 

کشتن مرغ مینا

هارپر لی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ...هر کس حق داره هر طور که میخواد زندگی کنه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

 

 

ده راهکار برای جذب انرژی مثبت

 

 

1- روز خود را با دعا، نیایش و شکرگذاری شروع کن

2- همان طور با دیگران رفتار کن که دلت می خواهد با تو رفتار شود

 

3- در هر وضعیتی سعی کن بیشتر جنبه های مثبت را ببینی

4- از کنترل کردن همه چیز دست بردار

 

5- زندگی پر از صلح و صفا را تجسم کن

6- نگران آینده نباش، تنها برنامه ریزی کن و به خدا توکل کن

 

7- از دلخوری دست بردار

8- اوقاتی را در طبیعت سپری کن

 

9- در مقابل دیگران جبهه نگیر

10- آرامش را در وجودت احساس کن

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ده راهکار برای جذب انرژی مثبت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

 

 

 

برای حذف ادم های سمی از زندگیتان هیچ گاه احساس گناه و خجالت و پشیمانی نكنید...

فرقی نمیكند، از بستگانتان باشد یا عشقتان یا یك اشنای تازه...

مجبور نیستید برای كسی كه باعث رنج و احساس حقارت در شما میشود جایی باز كنید...

جداییها تلخند و ازار دهنده!

اما از دست دادن كسیكه قدر شما را نمیداند و به شما احترام نمیگذارد

در حقیقت منفعت است نه خسارت...

هرگز سعی نكنید كسی را متوجه ارزشتان كنید...

اگر فردی قدر شما را نمیداند این یعنی لیاقت شما را ندارد

به خودتان احترام بگذارید و با كسانی باشید كه واقعا برای شما ارزش قائلند...

 

الهی قمشه‌ایی

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : حذف ادم های سمی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 خرداد 1398

 

اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای، او را خوار مساز؛

بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی.

گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت میگیری تا خیلی آرام رهایش

کنی،شاپرک میان دستانت له میشود....

نیت تو کجا و سرنوشت کجا

هنگامی که افسرده ای ،بدان جایی در اعماق وجودت ،

حضور " خدا " را فراموش کرده ای






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای، او را خوار مساز؛،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 خرداد 1398

 

جواب سلام را با علیک بده ،

جواب کینه را با گذشت،

جواب بی مهری را با محبت،

جواب ترس را با جرأت،

جواب دروغ را با راستی،

جواب دشمنی را با دوستی،

جواب زشتی را به زیبایی،

جواب توهم را به روشنی،

جواب خشم را به صبوری،

جواب سرد را به گرمی،

جواب نامردی را با مردانگی،

جواب همدلی را با رازداری،

جواب پشتکار را با تشویق،

جواب اعتماد را بی ریا،

جواب بی تفاوت را با التفات،

جواب یکرنگی را با اطمینان،

جواب مسئولیت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض،

جواب خواهش را بی غرور

جواب دورنگی را با خلوص،

جواب بی ادب را با سکوت...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : جواب سلام را با علیک بده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 خرداد 1398

 

از غصه‌ها دست بکش

کمی لبخند به لب‌هایت بزن

پاهـایت را بـردار و راه بیفت!

زندگی پر از زیبایی‌های بی‌انتهاست ؛

لذت ببر ...

این لحظه‌ها حق توست

تو را که برای گریستن نیافریده‌اند !

نگران آدم‌هایی نباش که مدام شاخ و برگت را می‌ریزند.

آنها غافل هستند که تو ریشه داری و در بدترین شرایط هم جوانه میزنی!

پاهایت را بردار و به کفش‌هایت ایمان داشته باش؛

آنها تو را از پیچ و خم‌ها عبور می‌دهند!

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از غصه‌ها دست بکش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 خرداد 1398

 

پروردگارا...

 

در این روز زیبا و عرفانی

دستانم را در دستانت می گذارم

و تو را سپاس می گویم برای تمام داده ها و

نداده هایت كه اگر داده ای، همه از لطف و عطوفتت بوده 

و اگر نداده اى، همه از حکمت و معرفتت.

 

برای امروزم نیز از تو می خواهم

تا همه دعاهای به حق ام را اجابت فرمایی

 

الهى،،،

اندیشه ای خلاق،

دیده ای بینا،

 گوشی شنوا،

زبانی شاكر،

ذهنی آرام،

قلبی متواضع،

روحی بیدار،

دست هایی بخشنده،

پاهایی استوار در راهت،

تنی سالم،

و سینه ای پر از عشق و دلدادگی،

و سبد سبد روزی حلال و بركت و فراوانی عطا فرما.

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : پروردگارا...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 خرداد 1398

 

«گاهی زندگی مجبورت میکنه کاری رو انجام بدی که دوست نداری...»

 

من این رو بهتر از هر کسی میدونستم.

با گوشت و پوست و‌ استخونم بهش رسیده بودم.‌

واسم یه شعار نبود، یه تیتر بزرگ وسط قلبم بود.

قلبی که حالا مدتها فقط برای زنده موندن می‌زد نه برای زندگی کردن...

 

زندگی کردن با چاشنی اجبار چیزی نبود که  تو بچگی آرزو کرده باشم...

چیزی نبود که انتخاب کرده باشم...

چیزی نبود که تو یک شب تا صبح اتفاق بیفته.

اجبار قدم‌به‌قدم اومد تو زندگیم...‌

از چیزای کوچیک شروع شد.

از اتفاقاتی که خیلی بی‌اهمیت بودن...

کم‌کم اجبار تموم زندگیم ‌رو درگیر کرد.

دیگه یادم نمیومد دوست دارم چه‌جوری زندگی کنم.

روزبه‌روز نسبت به خواسته‌هام بی‌حس‌تر شدم...

روزبه‌روز از آرزوهام بیشتر دور شدم‌...

به خودم اومدم و دیدم تمام زندگیم پر از اجباره...

خنده‌های اجباری تو روزایی که حالم حال خندیدن نبود...‌

بودن‌های اجباری کنار کسایی که هیچ‌وقت اولویت زندگیم نبودن...

از همه بدتر تسلیم شدن مقابل سرنوشت بود.

 

حالا خوب می‌دونم اجبار مثل یک‌‌ غده‌ی سرطانی میاد

 تو زندگی و کم‌کم بزرگ میشه...

رشد میکنه و همه‌چیز رو خراب میکنه‌.

 

شاید بگید چرا هیچ‌وقت نخواستم شرایط رو تغییر بدم...

این همون سوالیه که هر شب از خودم می‌پرسم.

جوابش خیلی دردناکه:

 

«اجبار عادت میاره... عادت به پذیرفتن هر اتفاقی

 

حسین حائریان






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : «گاهی زندگی مجبورت میکنه کاری رو انجام بدی که دوست نداری...»،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 خرداد 1398

 

یک روز از خواب بیدار می شوی نگاهی به تقویم می اندازی !

نگاهی به ساعتت ،

و نگاهی به خودِ خودت در آینه ،

و می بینی هیچ چیز و هیچ کس جز خودت حیف نیست ...

لباسهای اتو کشیده غبارگرفته مهمانی ات را از کمد بیرون می آوری

گران ترین عطرت را از جعبه بیرون می آوری و به سر و روی خودت می پاشی

ته مانده حساب بانکی ات را می تکانی و خرج خودت می کنی

یک روز از خواب بیدار می شوی

و به کسی که دوستت دارد بدون دلهره و قاطعانه میگویی

صبح بخیر عزیزم وقت کم است لطفا مرا بیشتر دوست بدار

یک روز یکی از همین روزها وقتی از خواب بیدار می شوی

متوجه می شوی

بدترین بدهکاری، بدهکاری به قلب مهربان خودت هست ...

و هیچ چیز و هیچکس جز خودت حیف نیست !

 

نسرین بهجتی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هیچ چیز و هیچ کس جز خودت حیف نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398

 

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.

روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟

چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم

گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.

روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.

 احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

 

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.

چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد 

روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام 

و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

 

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور

 اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز 

خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام 

عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

 

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های 

دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می شود. باز سر افراد با شرف

 و باعزت می خندند و گاهی هم آنها را دیوانه می گویند




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398

 

 

میشه خسته نشی؟!

 

یادم میاد وقتی بچه بودم، یه شب که پدرم از سرِ کار خسته و بی‌حال رسید

 خونه وقتی من رو دید بغلم کرد و گذاشت رو دوشش.

از یک متر رسیدم به دو متر‌ و احساس بزرگی کردم.

سقف آرزوهام، سقف خونه‌مون بود.

آرزو کردم دستم رو بتونم بزنم به سقف...

برای همین دستم رو دراز کردم تا دستم بهش برسه، نرسید.

پدرم خسته شده بود، ولی بهم نمی‌گفت.

خستگی رو از کوتاه شدن قدم فهمیدم. از اینکه دیگه نمیتونست

کاملا صاف بایسته تا من دستم رو به سقف برسونم‌.

برای همین سرم رو آوردم پایین و بهش گفتم: میشه خسته نشی؟!

خندید.

پدرم قوی‌ترین و خستگی‌ناپذیرترین مرد دنیا بود، چون زانوهام رو گرفت و بلندم کرد.

خیلی راحت دستم به سقف رسید... خیلی راحت به آرزوم رسیدم.

بعد از اون این سوال شد تیکه‌کلامم.

 از همه می‌پرسیدم. ولی همه لبخند نمیزد، همه ادامه نمیدادن.

هر‌چی گذشت معنی خستگی رو بهتر فهمیدم‌. بهتر فهمیدم

فقط جسم آدم نیست که خسته میشه، فقط دست و پا و بدن نیست

 که کوفته میشه. آدما روحشون هم خسته میشه، دلشون هم کوفته میشه

 و این همون چیزیه که آدما رو از پا میندازه.

از پا انداختم، یه روز خسته شدم از صبوری کردن،

 از جنگیدن، از ادامه دادن، از زندگی کردن...‌

هزار نفر خستگیم رو دیدن، هزار نفر بهم گفتن «میشه خسته نشی»

 ولی لبخند نزدم ولی ادامه ندادم‌ تا اینکه تو اومدی.

خستگیم رو دیدی، خستگیم رو فهمیدی، با خستگیم خسته شدی.

سرم رو‌ گذاشته بودم رو پات که پایین رو نگاه کردی و گفتی

 «میشه خسته نشی» لبخند زدم، روحم سبک شد...

 اون‌قدر که پرواز کرد و دستش خورد به سقف...

تو اون یک نفری که به خاطرت خسته نمیشم. فقط یه سوال دارم ازت:

 

میشه از دوست‌‌داشتنم خسته نشی؟

 

حسین حائریان

 

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : میشه خسته نشی؟!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398

 

 

 

به تو ای دوست سلام

حالت آیا خوبست ؟

روزگارت آبی ست ؟

همه اینجا خوبند 

نی لبك میخواند

قاصدك میرقصد

دریا آرام است

باد عاشق شده است

و كسی هست

در این خاك غریب 

كه به یادت جاری ست

به تو ای دوست

سلامی به بلندای وفایت کنم و

به اندازه پیوند افق های امیدم

از ته دل دعایت کنم و

تندرستی تو آغاز کلامم باشد

آمدم تا که سلامی

به تو ای دوست کنم

غم ومحنت همه را از دل تودورکنم

 

مهدی اخوان ثالث

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : به تو ای دوست سلام،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 253 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز