مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

 

 

معلم برای شاگردانش داستان کشتی مسافرتی که در دریا غرق شده بود را نقل کرد.  کشتی در دریا واژگون شد و فقط و فقط یک زوج  از مسافران این کشتی بودند که موفق شدند خود را به نزدیک قایق نجات برسانند. در قایق نجات فقط برای یکی از آن دو جا بود.. یا مرد باید میماند و یا زن...

اینجا بود که مرد همسرش را کنار زد و خودش به داخل قایق نجات پرید. زن در حالی که همسرش درون قایق نجات بود و خودش داخل کشتی در حال غرق شدن ایستاده بود فریاد زد و چیزی به همسرش گفت.

معلم از دانش آموزان پرسید: "فکر میکنید آن زن چه چیزی را به شوهرش گفت؟"

دانش آموزان فریاد زدند: "ازت متنفرم؟! ای کاش بهتر شناخته بودمت؟"

معلم متوجه پسری شد که آرام در جای خود نشسته. از پسر خواست تا به سؤال پاسخ دهد. (فکر میکنی آن زن در لحظات آخر به شوهرش چه گفت؟). پسر جواب داد: "به نظرم زن گفته: مواظب بچه مون باش!"

معلم با تعجب پرسید: "تو این داستانو قبلا شنیده بودی؟"

پسر سرش را تکان تکانی داد و گفت: "نه ولی مامان من هم قبل از اینکه در اثر مریضیش از دنیا بره همینو به بابام گفت (مواظب بچه مون باش!)"

معلم غمگین شد و گفت پاسخ  تو درست است.

کشتی غرق شد، مرد به خانه رفت و دخترش را به تنهایی بزرگ کرد. چندین سال بعد از اینکه مرد هم از دنیا رفت، یک روز دختر در حال مرتب کردن وسایل بازمانده از پدرش، کتاب خاطرات او را پیدا کرد. مشخص شد که در زمانی که حادثه غرق شدن کشتی اتفاق افتاد مادرش مبتلا به یک بیماری لاعلاج بود و  واپسین روزهای زندگیش را میگذراند. به همین خاطر هم پدرش برای سوار شدن به قایق نجات مادرش را کنار زده بود. پدرش در دفترچه خاطراتش اینطور نوشته بود:

" چقدر آرزو میکردم اکنون در اعماق دریا و در کنارت باشم، اما به خاطر دخترمان مجبورم که تو را تنها بگذارم تا همیشه در آنجا بیآرامی"

داستان در اینجا تمام شد و کلاس در سکوتی مطلق بود.

 

گاهی در پس کارهای خوب و بد دلایل پیچیده ای وجود دارد که ما آنها را نمیدانیم یا آنقدر پیچیده اند که درک و فهم آنها بسیار سخت و دشوارست!

 

آنهایی که مثلا حساب رستوران را پرداخت میکنند دلیلی ندارد که ثروتمند باشند، آنها این کار را میکنند چون به دوستیشان بیشتر از پول اهمیت میدهند.

 

آنهایی که همیشه در محیط کار پیش قدم هستند از روی احمقی نیست، بلکه متوجه شده اند که بالاخره یکی باید کار را به عهده بگیرد.

 

آنهایی که بعد از دعوا زودتر عذرخواهی میکنند، الزاما طرف تقصیر کار دعوا نیستند، بلکه به احترام طرف مقابل این کار را میکنند.

 

آنهایی که مدام برای شما پیامک میفرستند از روی بیکاری نیست . به این خاطر است که شما در یاد و قلب آنها جای دارید.

 

یک روز ممکن هست بالاجبار برای همیشه از عزیزی جدا شویم. دلمان برای خاطرات و گفتگوهایی که با او داشتیم تنگ خواهد شد و آن دلتنگی شاید چند روز، چند ماه یا چندین سال طول بکشد!

 

یک روز فرزندمان عکسهای ما را با آن دوست نگاه میکند و میپرسد "این کیه؟" و ما در حالیکه شمعی در دست داریم جواب میدهیم "این همونیه که بهترین لحظه هایم را با او گذرانده ام!!!!

 

 دوستان عزیز اینو یادتان باشه

روزگار  "دو چیز  با  ارزشو"  از ما می گیره :

 

 "دوستهای خوب"

و

"روزهای خوب"

 

ولی هیچ وقت

 

نمیتونه  "یه  چیزو"  از  ما  بگیره ...

 

"روزهای خوبی"  که با  "دوستهای خوب"  گذشت.......

 

الهی زندگیتون پر از این روزهای" خوب " باشه ودر كنار خانواده عزیزتون


 لذت ببرید.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زود قضاوت نکنیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

عده‌ای از مردم هرگز زندگی نمی‌کنند !


و زندگی را یک مسابقه‌یِ دو می‌دانند و می‌خواهند 

هرچه زودتر به هدفی در افق دوردست برسند و متوجه نمی‌شوند

 که آنقدر قدرخسته شده‌اند که شاید نتوانند به مقصد برسند !

و اگر هم برسند یکهو خودشان را در پایان خط می‌بینند. 

درحالی که نه به مسیر توجه داشته‌اند و نه لذتی از آن برده‌اند !

 

جین وبستر


بابا لنگ دراز

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عده‌ای از مردم هرگز زندگی نمی‌کنند !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

بهانه‌ها،

میخ‌هایی هستند

که انسان با آن‌ها خانه‌ای از شکست برای خود می‌سازد...

پس نتیجه میگیریم هر چیزی که برای ما به وجود میاد ،

چه بد چه خوب رو خودمون شکل دادیم

 یه کم بیشتر دقیق بشیم .

جیم ران

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بهانه‌ها،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

مواظب رایحه حرفهایمان باشیم...

حرفها رایحه دارند...

بو دارند...

عطر دارند...

 رایحه حرفهایمان تا ساعتها روی جان و تن می نشیند!

تا مدتها در فضا میماند....

 تا سالها در خاطره ها جا خوش میکند....

عطر حرفهایمان ، هر چه باشد؛

تند و تلخ،

 گرم و شیرین،

تیز و شورانگیز

آرام و روح انگیز و...

ما را، در خاطره ها به یاد می آورد...

شمیم رایحه حرفهایت را انتخاب کن؛

بدان که به یادها میمانند...!

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مواظب رایحه حرفهایمان باشیم...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

زنان نه تنها در شرایط سخت روحی از تحمل بالایی برخوردارند

 بلکه دردهای جسمی را نیز بیشتر تحمل می کنند.

زنان به سبب اینکه از نظر حس لامسه حساس ترند درد

 را شدیدتر درک می‌کنند.

اما چرا تحمل درد برای زنان راحت تر است؟!

زیرا طبیعتِ زنان برای آماده سازی و پرورش بوجود آمده است.

تئو لانگ در کتاب تفاوت زنان و مردان می نویسد:

بهتر است بجای جمله 'مرد باش' که برای آرام کردن

 کسی که از درد می نالد بکار می بریم، 

بگوییم 'زن باش'.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زنان نه تنها در شرایط سخت روحی از تحمل بالایی برخوردارند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

گاهی اوقات، زندگی، شما را به مسیری متفاوت می‌کشاند

 و شما حتی متوجه نمی‌شوید از کدام راه گذشته‌اید.

مکان‌یابِ سرنوشت، همیشه از مسیر تعیین‌شده پیش نمی‌رود

 و هیچ نشانه‌ای هم وجود ندارد که به شما بگوید

مسیری بی‌ بازگشت را پیموده‌اید. مثلث برمودای زندگی

 هم اسرارآمیز و هم واقعی است.

یک چیز، حتمی است:

 وقتی به چنین پریشانی گرفتار شدید،

هرگز به مسیری که آغاز کردید بازنخواهید گشت.

‌‌

کلاه رئیس جمهور


آنتوان لورین






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : کلاه رئیس جمهور،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 31 شهریور 1397

 

می‌گویند روزی ملک‌الشعرای بهار، در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع وی، چهار کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد.

کلمات انتخاب شده عبارت بودند از: خروس، انگور، درفش و سنگ

 

ملک الشعرای بهار گفت:

 

برخاسـت خروس صبح برخیز ای دوست

خون دل انگور فکن در رگ و پوست

عشق من و تو صحبت مشت است و درفش

جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست

 

جوانی خام، که در مجلس حاضر بود گفت:

این کلمات با تبانی قبلی انتخاب شده‌اند. اگر راست می‌گویید، من چهار کلمه انتخاب می‌کنم و شما آنها را در یک رباعی بیاورید.

 

سپس این چهار کلمه را انتخاب نمود: آئینه، اره، کفش و غوره.

 

بدیهی‌ست آوردن این کلمات دور از ذهن، در یک رباعی کار ساده‌ای نبود، لیکن ملک‌الشعرا شعر را این‌گونه گفت:

 

چون آینه نورخیز گشتی احسنت

چون ارّه به خلق تیز گشتی احسنت

در کفش ادیبان جهان کردی پای

غوره نشده موَیز گشتی احسنت





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : غوره نشده موَیز گشتی احسنت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 شهریور 1397

 "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ !

 

ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗﻠﺐ" میﺍﻓﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ " ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ " ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ ! ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺟﻠﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﻕ ﻣﯽﺯﻧﺪ ...

 

 

 

ﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦِ" ﺁﺩﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ! ﺁﺭﺍﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ !

 

ﻏﺬﺍ ﺍﺯﮔﻠﻮﯾﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﻤﯿﺮﻭﺩ، شب‌ها ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﯽ ، ﺁﻥﻗﺪﺭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦﺍﺕ " ﺭﺍ ﺑﮑﺸﯽ ﻭ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﯼ ﺩﻭﺭ !

 

 

 

ﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻩ باﺷﯽ، ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﯽ، ﺭﺍﺣﺖ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﻭ شب‌ها ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﯾﻪﺍﺕ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ؛

 

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽﺍﺵ ﻫﺴﺖ ، ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽﺧﻨﺪﯼ ...!






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 شهریور 1397

 

هفت پند مولانا

 

 

شب باش : در پوشیدن خطای دیگران

زمین باش : در فروتنی

خورشید باش : در مهر و دوستی

کوه باش : در هنگام خشم و غضب

رود باش : در سخاوت و یاری به دیگران

دریا باش : در کنار آمدن با دیگران

خودت باش : همانگونه که می نمایی..

ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ:

ﺍﻭل ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ

ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ..

همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت!

چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ بزنی...

همیشه شکست با کوزه است !




 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هفت پند مولانا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 شهریور 1397

فرعون فرمان داد، تا یک کاخ آسمان خراش برای او بسازند، دژخیمان ستمگر او، همه مردم، از زن و مرد را برای ساختن آن کاخ به کار و بیگاری، گرفته بودند، حتی زنهای آبستن از این فرمان استثناء نشده بودند. 

 

یکی از زنان جوان که آبستن بود، سنگهای سنگین را برای آن ساختمان حمال می کرد، چاره ای جز این نداشت زیرا همه تحت کنترل ماموران خونخوار فرعون بودند، اگر او از بردن آن سنگها، شانه خالی می کرد، زیر تازیانه و چکمه های جلادان خون آشام، به هلاکت می رسید. 

 

آن زن جوان در برابر چنین فشاری قرار گرفت و بار سنگین سنگ را همچنان حمل می کرد، ولی ناگهان حالش منقلب شد، بچه اش سقط گردید، در این تنگنای سخت از اعماق دل غمبارش ناله کرد و در حالی که گریه گلویش را گرفته بود:گفت: 

«آی خدا آیا خوابی؟ 

آیا نمی بینی این طاغوت زورگو با ما چه می کند؟»

 

 چند ماهی از این ماجرا گذشت که همین زن در کنار رود نیل نشسته بود، که ناگهان نعش فرعون را در روبروی خود دید (آن هنگام که فرعون و فرعونیان غرق شدند). آن زن، در درون وجود خود، صدای هاتفی را شنید که به او گفت:

 

« هان ای زن! 

ما در خواب نیستیم، ما در کمین ستمگران می باشیم » 

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ما در خواب نیستیم، ما در کمین ستمگران می باشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 شهریور 1397

 

 

۱۲۵ سال تاکسی؛ از مرگ درشکه تا تولد روبوتاکسی

 

در سال ۱۸۹۳ در شهری در شمال شرقی آلمان نخستین شرکت تاکسیرانی جهان تأسیس شد. دیگر به جای درشکه، بنز ویکتوریای چهارسرنشین مسافران را جابه‌جا می‌کرد. اینک "تاکسیرانی سنتی" پس از چندین دهه در حال دگرگونی‌های ژرفی است.

 

وقتی فریتس کُخ و فریدریش لوتسمان در ۱۷ سپتامبر ۱۸۹۳ در شهر "دِساو" آلمان نخستین شرکت تاکسیرانی مدرن جهان را تأسیس کردند، احتمالا انتظار نداشتند که چند دهه بعد یک راننده تاکسی سابق، وزیر امور خارجه کشورشان شود.

 

یوشکا فیشر، سیاستمدار آلمانی از حزب سبزها که در نخستین ادوار مذاکرات هسته‌ای با ایران با نمایندگان تهران به سرپرستی حسن روحانی سر میز مذاکره می‌نشست، سرشناس‌ترین راننده تاکسی آلمان برشمرده می‌شود. او که دیپلم نداشت، تصمیم گرفت به "دانشگاه زندگی" برود و از طریق رانندگی تاکسی هر چه بیشتر با مردم در تماس باشد.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ۱۲۵ سال تاکسی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 شهریور 1397


 

 

با یکی از دوستهام سوار تاکسی شدیم.

موقع پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت:

ممنون آقا، واقعا که رانندگی شما عالیه!

راننده با تعجب گفت:

 جدی میگی یا اینکه داری منو دست میندازی؟!

دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما موقع رانندگی

در این خیابونهای شلوغ قابل تحسینه. شما خیلی خوب رانندگی میکنین

 و قوانین را  هم رعایت میکنین!

راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.

از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!

گفت سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم!

 با صحبتهای من اون راننده تاکسی،

 روز خوشی را پیش رو خواهد داشت.

 رفتارش با مسافرهاش خوبتر از قبل خواهد بود، مسافرها

هم از رفتار خوب راننده انرژی میگیرن و رفتارشون

 با زیر دستها، فروشندگان، همکاران و اعضای خونواده

خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و

 خوش خلقی میون حداقل هزارنفر پخش میشه. من هر روز

 با افراد زیادی روبرو میشم. اگه بتونم فقط سه نفر

رو خوشحال کنم، روی رفتار سه هزار نفر تاثیر گذاشته ام .

گفتن اون جمله ها به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت.

 اگه با راننده دیگه ای هم برخورد کنم اون رو هم خوشحال خواهم کرد.

 خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگه بتونیم

چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام دادیم.  روح زندگی ما

 همین عشقه. در صورتیکه بعضی از ما با یک ادبیات ناپسند

در پی فرصتیم كه همدیگه را تحقیر كنیم:

وااای چقدرر چاق شدی!

موهای سفیدتم كه كم كم در اومد!

اینهمه كار میكنی برای اینقدرر در آمد؟!

تو واقعاً فكر میكنی در این امتحان قبول میشی؟!

و....

این جمله ها و امثال اون كاملاً مخرب نیروی عشقند و

 عشق را از رابطه ها گریزان میكنن.

 اگه بتونیم زیبایی رو تو نگاه خودمون جای بدیم اصولاً

 عشقه كه از وجود ما ساطع میشه.

بیاییم جریان عشق را تو زندگیمون جاری كنیم.

 

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بیاییم جریان عشق را تو زندگیمون جاری كنیم.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 26 شهریور 1397

هر گاه عیبی در من دیدی، 

به خودم خبر بده نه کسی دیگری. 

چون تغییر آن دست من است! 

کار اولت باعث پیشرفت و بهبودم میشود

 اما گزینه دوم غیبت است و مرا در تاریکی نگه میدارد. 

چرا موقعی که چیز منفی در کسی می بینیم، جز خودش 

همه را خبر میدهیم؟؟

 جمله ای که در یک هتل نوشته بود، شگفت زده ام کرد :

 "اگر سبب رضایتت شدیم از ما سخن بگو و گرنه با خود ما بگو"

 بر خود تطبیقش دهیم تا غیبت از میانمان از بین برود! 

نصیحت کن اما رسوا نکن! 

سرزنش کن اما جریحه دار نکن! 

بهشت وعده دور از دسترسی نیست

 اگر بی بهانه خوب باشیم...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سرزنش کن اما جریحه دار نکن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 26 شهریور 1397


 

نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات (NLP )

 

1. آدم ها تمایل دارند با کسانی کارکنند که دوست شان دارند .

پس جوری رفتار کنید که دوست تان داشته باشند .

مودب و صبور باشید .

 

2. مردم جذب آدم هایی می شوند که سر حرف شان می ایستند . 

یعنی اگر قولی می دهید ، دقیقا چیزی را که گفته اید ، انجام دهید.

آن را در همان زمان که گفته اید یا حتی زودتر انجام دهید .

 

3. مردم به آدم های خوش قلب اعتماد می کنند .

وقتی به آن ها توصیه ای می کنید که به آن ها بیشتر از خودتان سود 

می رسانید ، به خوش قلبی تان ایمان می آورند .

 

4. مردم تمایل دارند با آدم هایی کار کنند که در کارشان متخصص باشند . 

پس اول از همه احتیاج دارید تا در زمینه ی فعالیت تان از طریق تمرین ، 

تحقیق ، تعلیم ،آموزش و مطالعه تخصص پیدا کنید .

 

۵ . مردم دوست دارند که سرمایه شان را در اختیار آدم های صادق،

با اخلاق و درست قرار دهند. پس در مطالب بازاریابی تان دروغ نگویید

6. مردم به اشخاصی گرایش دارند که از نظر ظاهری ،گیرا باشند

و یا حداقل زننده نباشند پس همیشه آراسته باشید .

 

7. مردم با آن هایی که واقعی به نظر بیایند راحت تر هستند .

بهترین راه برای نشان دادن این که آدم عادی هستید این است

که صمیمی و دوستانه رفتار کنید و به بقیه علاقه نشان بدهید .

 

8. مردم به افرادی که به آن ها گوش می دهند و توجه می کنند،

 جواب می دهند . این کلیشه ی قدیمی یادتان باشد :

شما دو گوش دارید و یک دهان .

 

9. مردم کنار کسانی که مثل خودشان هستند ، احساس راحتی

می کنند .رمز این کار این است که یک مورد مشترک بین خودتان

پیدا کنید . بعد ، از همان برای برقراری ارتباط استفاده کنید .

 

10. مردم جذب افراد فروتن می شوند . پس خودستایی نکنید .

 

11. مردم تحت تاثیر اشخاصی قرار می گیرند که پرمشغله

به نظر می رسند ، پس هیچ وقت از کسادی بازارتان نگویید .

 

12. مردم تمایل دارند افراد مفید دور برشان باشند .

افرادی که با آن ها زندگی شان راحت تر می شود.

 

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات (NLP )،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 24 شهریور 1397

 

 

            زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید

 و در آن رنج بسیار می دید و حرصی تمام میزد .

 

او را گفت : ای مور

این چه رنج است که بر خود نهاده ای و این چه بار است که اختیار کرده ای؟

بیا تا مطعم و مشرب (آب و غذا) من ببین ، که هر طعام که لذیذتر است

 تا من از آن نخورم به پادشاهان نرسد ،

آنجا که خواهم نشینم و آنجا که خواهم خورم!

 

این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زد و بر روی پاره ای گوشت نشست . 

قصاب کارد در دست داشت و بزد و زنبور را به دو پاره کرد و بر زمین افتاد!

 

مور بیامد و پای او بگرفت و بکشید ،

زنبور گفت : مرا به کجا میبری؟

مور گفت : هر که به حرص به جائی نشیند که خود خواهد ، به 

جاییش کشند که نخواهد ...

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 23 شهریور 1397


( کل صفحات : 198 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز