مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






روش های اجرای پروژه

 

1-    ساخت بهره برداری انتقال BOT: در این روش ، یک پیمانکار مسئولیت طراحی و اجرا را داشته و برای مدت مشخصی از آن تاسیسات بهره برداری می نماید و پس از اتمام مدت قرارداد ، تاسیسات موجود را به کارفرما منتقل می کند . تامین منابع مالی پروژه بر عهده پیمانکار است .

 

2-    ساخت تماک بهره برداری : BOO: پیمانکاری وظیفه ساخت و بهره برداری از یک واحد صنعتی را بدون اینکه حق بهره برداری از آن را به بخش دولتی ( عمومی) انتقال دهد ، بر عهده دارد . مسئولیت قانونی واحد صنعتی برعهده بخش خصوصی باقی می ماند و هیچ نوع تعهدی بر عهده بخش دولتی برای خریداری واحد صنعتی یا برعهده گرفتن حق مالکیت آن وجود ندارد .

 

 

3-    خرید ساخت بهره برداریBBO: یک شکل از فروش دارائی ( ملک ) است که شامل تجدید ، احیا  یا بسط خدمات موجود است . در این روش ، دولت ، دارائی ( ملک ) خود را به یک واحد بخش خصوصی می فروشد: سپس ، بخش خصوصی بهبود و اصلاحات و ترمیمات را بر روی آن دارائی ( واحد صنعتی ) برای یهره برداری از آن و به دست آوردن سود مناسب انجام می دهد . این پیمان خدماتی می تواند به دو شکل مطرح باشد .

 

4-    بهره برداری، نگهداری و مدیریت : بخش دولتی با یک بخش خصوصی برای نگهداری و مدیریت یک واحد یا سیستمی که خدمات را فراهم می کند ، پیمان می بندد. در این پیمان ، شریک دولتی مالکیت خود را بر روی واحد یا سیستم حفظ می کند. بخش خصوصی ممکن است سرمایه خود را در این زمینه به کار بگیرد و نقش و سهم سرمایه بخش خصوصی در عملیات و بهره برداری به دقت محاسبه شود .

 

 

5-    ساخت انتقال بهره برداری BTO: بخش خصوصی مسئولیت طراحی و ساخت یک واحد صنعتی را برعهده گرفته یا بخشی از تاسیسات زیر بنائی را برای آن فراهم می کند . بعد از تکمیل ، حق مالکیت واحد عمرانی جدید به بخش دولتی انتقال داده می شود . بخش خصوصی ( پیمانکار) تعهد پیمانی برای بهره برداری از واحد عمرانی و بازرگانی سرمایه مورد استفاده در پروژه را در طول مدت سال هائی که معین شده ( تحت نظر مدیریت بخش دولتی ) ، دارد.

6-    ساخت مالکیت انتقال بهره برداری BOOT: زمانی که هیچ پیمان بهره برداری برای صاحب امتیاز وجود نداشته باشد ، مدل قراردادی BOT به BOOT تبدیل می شود.

 

7-    سرمایه گذاری توسعه دهنده Developer Financing : منظور از فاینانس ، نوعی از سرمایه گذاری ( اغلب خارجی ) است که در آن ، سرمایه گذار به عنوان مهم ترین عنصر در مشارکت سازنده (پیمانکار- طراح ) ، در مسئولیت های طراحی و اجرا حضور دارد و پس از پایان ساخت و آغاز بهربرداری ، اصل سرمایه به علاوه بالاسری های دیگر را از دولت به عنوان ضامن کارفرما ( دستگاه بهره بردار ) با اقساط معین و طبق توافق اولیه دریافت می کند .

 

 

8-    اجاره ساخت بهره برداری LDO: طی این مشارکت ، شریک خصوصی ، واحد صنعتی موجود را از بخش دولتی اجاره می کند یا می خرد و برای مدرنیزه کردن یا توسعه واحد صنعتی ، سرمایه گذاری می کند و پس از آن ، در طی دوره قراردادی که با بخش دولتی منعقد کرده ، بهره برداری می کند .

 

9-    طراحی مناقصه ساخت DBB: در این روش ، یک تیم مهندسی برای طراحی پروژه براساس اهداف ، بودجه و نیازهای کارفرما به کار گرفته می شود . با کامل شدن طراحی اجرای پروژه ، یک پیمانکار بر طبق فرایند مناقصه برای ساخت و نصب بر اساس حداقل قیمت انتخاب می شود . در مدت زمان ساخت ، مهندسان طراح بر عملکرد پیمانکار ساخت بر اساس طراحی و مشخصه های فتی و همچنین ، قوانین کارفرما نظارت دارند .

 

 

10-طراحی و ساخت DB: در روش طراحی و ساخت ، کار فرما از طریق یک قرارداد واحد با طراح سازنده ، خدمات طراحی و ساخت پروژه را تامین می کند . مسئولیت و ریسک کارفرما در این روش به حداقل می رسد و منبع واحد مسئولیت ( طراح سازنده ) تمامی خدمات طراحی ، تدارکات و ساخت پروژه را برعهده می گیرد .

 

11-کلید در دست TURN KEY : این نوع قرار داد مانند مدل DB  است که در آن حوزه مسئولیت های طراح- سازنده به طراحی پایه و مشارکت در تامین موقت مالی پروژه گسترش می یابد . پیمانکار مسئولیت تدارکات ، ساخت و مشارکت موقت را در تامین مالی و راه اندازی پروژه برعهده می گیرد . به این روش PACKAGE- DEAL  یا EPC  نیز گفته می شود .






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : روش های اجرای پروژه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 27 تیر 1397

 

 

کوتاه ترین جنگ تاریخ چه بود؟

 

 

جنگ آنگولا زانزیبار کوتاه ترین جنگ در تمامی طول تاریخ است. 

این جنگ در بیست و پنجم ماه مه سال ۱۸۹۶ اتفاق افتاد.

 این جنگ به علت مرگ ناگهانی سلطان هوماد، فرد دست

 نشانده بریتانیا در عمان اتفاق افتاد. او در همان تارخ

 بیست و پنجم ماه می از دنیا رفت.

 

سلطان خالد بن بلقاش در آن زمان بر عمان حکمرانی می کرد.

 اما بریتانیا دل خوشی از او نداشت و دوست داشت کسی که 

به بیشتر به انگلستان نزدیک است بر سر کار باشد. بریتانیا سعی 

داشت هوماد بن محمد را بر سر کار بیاورد.

 

بریتانیا با ارسال پیامی از سلطان خالد بن بلقاش خواست که

 کاخ سلطنتی را ترک کند ولی او قبول نکرد.

 

در ساعت نه صبح، بریتانیا با سه کشتی کروز، دو قایق جنگی،

 ۱۵۰ تفنگ دار و به همراه ۹۰۰ سرباز زانزیباری به سمت کاخ

 سلطان حمله ور شد. ۲۸۰۰ سرباز نیز از کاخ سلطان محافظت می کردند.

 

در ساعت نه و دو دقیقه ی صبح، بریتانیا با پرتاب توپ به سمت 

کاخ باعث فراری دادن سربازان شد و کاخ به راحتی سقوط کرد. 

جالب اینجاست که بدانید تمامی نیروهای محافظ سلطان تا ساعت

 نه و چهل دقیقه فرار کردند و در همان ساعت پرچم بریتانیا بر فراز 

کاخ سلطان به اهتزاز درآمد.

 

در این جنگ ۵۰۰ نفر از نیروهای سلطان کشته شدند ولی در قوای 

مقابل تنها یک نفر از نیروهای بریتانیا زخمی شد. بریتانیا این جنگ 

را در چهل دقیقه برد و این جنگ به کوتاه ترین جنگ در طول تاریخ تبدیل شد

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : کوتاه ترین جنگ تاریخ چه بود؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 25 تیر 1397

داستان شگفت انگیز تنها مسافر ژاپنی کشتی تایتانیک

 

ماسابومی هوسونو کارمند وزارت حمل و نقل ژاپن تنها مسافر ژاپنی تایتانیک بود که با فرار از قسمت درجه دو کشتی و سوارشدن به قایق نجات از مرگ نجات یافت. اما وقتی ماسابومی به ژاپن برگشت بجای استقبال، مورد حمله رسانه ها و مردم قرار گرفت. مردم ژاپن بخاطر اینکه او نتوانسته بود روح از خودگذشتگی و استواری را آنگونه که در خور ژاپنی هاست نشان دهد به وی پشت کردند و او را ترسویی نامیدند که با نادیده گرفتن زنان و کودکان توانسته جان خود را نجات دهد.

دولت ژاپن به دلیل رفتار دون از شأن یک کارمند دولت، او را اخراج کرد. سپس از جامعه طرد شد و حتی داستان بزدلی‌اش را در کتابهای درسی ژاپن گنجاندند و سرانجام در فقر و سرافکندگی بدرود حیات گفت.

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : داستان شگفت انگیز تنها مسافر ژاپنی کشتی تایتانیک،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 25 تیر 1397

 

 

"ما قانون جذب را بد فهمیدیم"

 

قانون جذب نمی گوید تو هر چیزی که بخواهی را جذب می کنی

 و بدست می آوری!

قانون جذب می گوید تو همان چیزی را جذب می کنی که هستی!

این معنای واقعی قانون جذب است.

می خواهی چیز متفاوتی جذب زندگی تو شود؟

راه حل آن ساده است.

متفاوت شو!

نمی شود اخلاقت ، رفتارت ، کلامت . نشست و برخاستهایت

یک چیز باشد و رویاها و آرزوهایت چیز دیگر .

تو باید با آرزوهایت در یک طیف قرار بگیری

کلامت ، رفتارت و همگی بوی رویاهایت را بدهد .

در روز هزاران بار از همان کلمات رویاهایت در گفتگوهای

 روزمره استفاده کنی

مگر می شود تو هنوز هم آهنگ های غمگین گوش کنی ..

هزار غم و درد و رنج دیگر را از طریق گوشهایت بریزی به حلق

ضمیر نیمه هشیارت ، بعد رویایت این باشد که زیبا شوی

 !! شاد شوی!! که ثروتمند شوی ؟؟

که خوشبخت شوی ؟؟!!

نمی شود جانم .. نمی شود دوست من !

تو باید آنچه گوش میکنی .. آنچه میبینی ،

در راستای رویاهایت باشد .

در موسیقی هایت ..

در فیلمهایت ..

در دوستانت .. در کتابهایت ..

در جای جای زندگی ات

خصوصا طرز فکر و رفتارت

تجدید نظر کن

اگر واقعا خواهان رویاهایت هستی

اگر براستی آرزوهایت را می خواهی...

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : "ما قانون جذب را بد فهمیدیم"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 25 تیر 1397

 

در برابر اتفاقها, مقاومت نکنید

 

مقاومت در برابر هر چیزی, مانند سعی در تغییر تصاویر بیرونی, 

پس از تجلی آنهاست.

اگر می خواهید اتفاقها را تغییر دهید به جای مقاومت باید به درون خود بروید

 و افکار جدید, بر اساس خواسته های خود بسازید.

مقاومت در برابر چیزهایی که نمی خواهید, سبب این می شود که

 با قدرت و انرژی بیشتر تصاویری را که دوست ندارید را در زندگیتان پر رنگ کنید.

روی هر چیزی که متمرکز شوید آن را بیشتر به سمت خود جذب می کنید, 

این قانون کائنات است.

هر چه بیشتر درمورد چیزهایی که نمی خواهید حرف بزنید و بد بگویید, 

فقط مقداری بیشتر از آنها را جذب می کنید.

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : در برابر اتفاقها، مقاومت نکنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 25 تیر 1397

هشتاد و دو سال از نامگذاری ایران میگذرد

 

در فروردین سال 1314 خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت ، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد . در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی ) ، پرسیس ( یونانی ) نامیده شده است . اسمی که امروز" ایران " گفته می شود بیش از 600 سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .

سعید نفیسی در دی ماه 1313 نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد . این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در " پرشیا " فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است ؛ اما حامیان نامگذاری ایران ، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید .

 

" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست . پروفسور آرتور اپهام پوپ ( 1969 1881 میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب " شاهکارهای هنر ایران " که در سال 1338 توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است ، می نویسد : « کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود »

 

واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است . قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است .

 

معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است . فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :

 

تو با دشمن ار خوب گفتی رواست / از آزادگان خوب گفتن سزاست

 

دکتر بهرام فره وشی ( 1304 1371 ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : « ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است . در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است . این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است . قسمت اول کلمه ایرلند Ir Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است . ایرلند به معنی سرزمین نجباست »

 

منبع : برگرفته از مقاله "چگونه ایران شدیم؟"

 نوشته مجتبی انوری






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هشتاد و دو سال از نامگذاری ایران میگذرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 25 تیر 1397

 

ما همیشه زندگی را بدیهی فرض می‌کنیم، نه..؟

فکر میکنیم سالهای زیادی پیش رو داریم و برای تمام کارهایی

 که قرار است در آینده انجام بدهیم، برنامه ریزی میکنیم.

 

به این فکر کردم که هر کدام از ما چه زمان زیادی را با ناراحتی

 تلف میکنیم، کارهایی را که نمیخواهیم، انجام میدهیم و هرگز

 خودمان را راضی نمیکنیم؛ چرا که فکر میکنیم برای آنکه بالاخره 

کاری را که می خواهیم انجام بدهیم، وقت زیادی باقی مانده است.

 

اما اینطور نیست،

زندگی ممکن است در یک ثانیه تغییر کند، ممکن است در یک لحظه 

متلاشی شود و به هم بریزد و آن وقت، برای انجام دادن کارهایی 

که به تاخیر انداخته‌ایم خیلی دیر است...

 

سی بل هاگ

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ما همیشه زندگی را بدیهی فرض می‌کنیم، نه..؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

 

 

زندگی‌تان را مصرف کنید!

 

بله درست متوجه شدید!

ما همه مصرف کننده‌ایم، پس «زندگی تان را مصرف کنید

شما یک شیشه عطر را تا آخرین قطره مصرف می کنید. چرا؟

چون ارزشمند است.

زندگی خیلی ارزشمندتر از این حرف هاست.

تلاش کنید زندگی تان را تا جای ممکن مصرف کنید.

فرصت زندگی، مصرف زندگی هیچ فرصتی از زندگی را

 برای « زندگی کردن » از دست ندهید.

منظور این نیست که فقط کار کنید یا مال اندوزی کنید، نه!

منظور این است که لحظه لحظه زندگی را لمس کنید.

از زندگی تان زباله در نیاورید، تا آنجا که جا دارد، مصرف کنید.

تمام استعدادهایی را که دارید، مصرف کنید و نگذارید استعدادها،

 توانایی و پتانسیل تان هدر برود.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگی‌تان را مصرف کنید!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

هر"پرهیزکاری" گذشته ای دارد و

 هر "گناه کاری" آینده ای

 پس قضاوت نکن.

میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،

دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد

 تا به من ثابت کند. 

در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.

 

محتاط باشیم، در "سرزنش "

و "قضاوت کردن" دیگران

وقتی ؛

نه از "دیروز او" خبر داریم،

نه از "فردای خودمان"

 

 

قسمت جالبی از متن کتاب "شیاطین"

داستایوفسكى






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قضاوت نکن.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

 

چه دلـنشین است امواج صدای آدم‌هایی که موسیقیِ محبتشان را فریاد می‌زنند...

 

آدم‌هایی که با محبتشان، زمین را ستاره باران می‌کنند

 

آدم‌هایی که با موسیقی کلامشان، برای امواج خروشان دنیا لالایی می‌خوانند...

 

چه زیبا هستند قلبــهای دریایی...

انگار خدا آنها را می‌آفریند تا با آهنگِ صدایشان غم‌ها را جادو کنند...

 

بیایید امروز افسون دلهای دریایی باشیم،

دلهایی که با سمــفونی آرامش،

بهترین‌ها را برای همه آرزو می‌کنند

 

برای همه‌تون، همراهی و دوستیِ یکی از این آدم‌ها رو آرزو میکنم

و از اون قشنگ‌تر آرزو می‌کنم خودتونم یکی از همین آدم‌ها باشید

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بیایید امروز افسون دلهای دریایی باشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

عشق ترکیبی‌ست از چهار عنصر: توجه، مسئولیت، احترام، معرفت

هر جوششِ علاقه و کشش و محبتی به طرفِ مقابل به معنای عشق

 ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشترِ مواقع ناشی از تنهایی

 و کمبودِ برآورده شدنِ تمایلاتِ جسمی است که منجر به ایجادِ

 چنین کششی خواهند شد.

اما عاشقی از نگاهِ فروم، ابتدا به معنای توجه به فردِ مقابل است. 

اینکه به او بیشتر از دیگرانی که در کنارِ ما هستند توجه کنیم. و البته 

در کنارِ آن ، شامل احترام گذاشتن به فردِ مورد توجه است.

ریشه لاتینِ احترام ، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این 

معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم. خواسته‌های

 او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواهِ خود 

محدود و مُنزوی کنیم.

و اما مسئولیت به این معناست که در برابرِ او احساسِ مسئولیت کرده 

و کاری نکنیم که او و آیندهِ او را به خطر بیندازیم. همچنین در جهتِ

 مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل‌گیریِ بهترین آینده برای او شود.

اریک فروم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق ترکیبی‌ست از چهار عنصر: توجه، مسئولیت، احترام، معرفت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و

 محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت...

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت

که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند و توان ادای نت ها

 را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم

 صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست

 کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به

 کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را

 به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ

 غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و

 این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و

 بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر

 در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر

 دکانی بخر و کارى را شروع کن.

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من

تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی

 بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا

سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

 خدایا تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده...

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و

 محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت...

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت

که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند و توان ادای نت ها

 را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم

 صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست

 کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به

 کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را

 به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ

 غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و

 این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و

 بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر

 در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر

 دکانی بخر و کارى را شروع کن.

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من

تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی

 بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا

سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

 خدایا تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده...

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

مرد جوانی که می خواست راه معنویت را طی کند به سراغ استاد رفت.

 استاد خردمند گفت: تا یک سال به هر کسی که به تو حمله کند و

 دشنام دهد پولی بده.

 

تا دوازده ماه هر کسی به جوان حمله می کرد جوان به او پولی می داد

. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بیاموزد.

 

استاد گفت: به شهر برو و برایم غذا بخر.

همین که مرد رفت، استاد خود را به لباس یک گدا در آورد و

 از راه میانبر کنار دروازه شهر رفت.

 

وقتی مرد جوان رسید، استاد شروع کرد به توهین کردن به او.

جوان به گدا گفت: عالی است! یک سال مجبور بودم به هر کسی

 که به من توهین می کرد پول بدهم اما حالا می توانم مجانی

 فحش بشنوم، بدون آنکه پشیزی خرج کنم.

 

استاد وقتی صحبت جوان را شنید، رو نشان داده و گفت:

 برای گام بعدی آماده ای چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی...!







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : برای گام بعدی آماده ای،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

 

بچه هایی که هرگز نه نشنیده باشند،

 لوس بار می آیند و بیشترشان در بزرگسالی دچار مشکل خواهند شد.

 

چون فکر می کنند همه دنیا باید مطابق میل آن ها رفتار کند و

 وقتی خلافشان را می بینند، دلخور و گاهی افسرده و گوشه گیر می شوند؛

 

بنابراین والدین باید به کودکان خود بیاموزند که همه جا

 قوانینی دارد که لازم است به آن ها احترام بگذارند.

 

همیشه هم نباید با خواسته های کودکان مخالفت شود؛

زیرا ممکن است دچار سرخوردگی و ناامیدی شوند.

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بچه هایی که هرگز نه نشنیده باشند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397


( کل صفحات : 188 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز