مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

بعضى از ما سختمان است یا بلد نیستیم یا تمرین نکردیم 

واضح حرفمان را بزنیم

 استعداد عجیبی در کنایه آمیز حرف زدن داریم.

که به در بگوییم  دیوار بشنود

 و وقتی با کسی در رابطه هستیم این ماجرا پیچیده تر میشود

چون معتقدیم "بعد از این همه سال باید بدونه"

و معلوم نیس وقتی هیچوقت خواسته هایمان را شفاف نگفتیم

 از کجا باید بدونه؟!

راحت، صریح و شفاف خواسته هایتان را بگویید:

مثلا:

من رو با احترام صدا بزن لطفا

دوست ندارم خانه فلان دوستت برویم

وقتی عصبانی هستم چند ساعت منو تنها بذار

از باجناقم جلوی من تعریف نکن

لباس تیره دوست ندارم بپوشی لطفا رنگهای شاد بپوش

توی کارهای خونه به من کمک کن ، من ده تا دست ندارم

دکتر هولاکویی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به در بگوییم دیوار بشنود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 18 تیر 1398

 

به یک جایی از زندگی که رسیدی،

می فهمی رنج را نباید امتداد داد

باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد

 از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی!

 

ویلیام فاکنر






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ویلیام فاکنر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 تیر 1398

 

ﺷﺎﺯﺩه ﻛﻮﭼﻮﻟﻮ ﭘﺮﺳﻴﺪ:

 ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺎﺗﻮ میخوای ﺑﺒﺮﻱ ﺗﻮ ﮔﻮﺭ

ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﭼﻲ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻲ

ﻛﻪ ﺍﺑﺮﺍﺯﺷﻮﻥ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻲ؟!

ﺭﻭﺑﺎه ﮔﻔﺖ:

ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ

ﺷﺎﺯﺩه ﻛﻮﭼﻮﻟﻮ ﮔﻔﺖ:

ﻣﮕﻪ میشه؟!

ﺭﻭﺑﺎه ﮔﻔﺖ: ﺁﺭه

 ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ یکی ﻭلی ﺍﻭﻥ ﮔﻤﺸﻮﻥ ﻛﺮﺩ

ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﻫﺮﺟﺎ ﺩﻧﺒﺎﻟﺸﻮﻥ ﻣﻴﮕﺮﺩﻡ ﭘﻴﺪﺍﺷﻮﻥ ﻧﻤﻲ كنم...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺎﺗﻮ میخوای ﺑﺒﺮﻱ ﺗﻮ ﮔﻮﺭ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 تیر 1398

 

امواج زندگی را بپذیر، حتی اگر گاهی تورا به عمق ببرند،

آن ماهی آسوده که بر سطح دریا میبینی مرده است.

 

نلسون ماندلا






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : امواج زندگی را بپذیر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 تیر 1398

 

بزرگترین خردمندی آن است که

 لذت بردن از حال را بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم،

 زیرا این تنها واقعیت هستی است

و جز این همه بازی فکر و اندیشه است.

 

اروین دی یالوم






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بزرگترین خردمندی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 تیر 1398

 

 

در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد.

تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن

 به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای.

از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین

 و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو

 به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی

و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم

بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای

 به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را

این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!

 

بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم،

فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها

 همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی

 که اصل تویی و همه این‌ها فرع . تو ندانی چه شگفتی‌ها

و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.

آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

 

فیه‌ ما فیه

مولانا






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 17 تیر 1398

 

همواره مقدار معینی هول و درد و هراس برای آدمی لازم است.

کشتی بدون وزنه تعادل، سازه ای است ناپایدار و ناسودمند.

قدر مسلم این که، تقلا و اضطراب و زحمت و وحشت، خمیره

 اصلی زندگی اکثر انسان هاست. اما اگر تمامی آمالِ انسان به سرعت

 برآورده می شد، وی زندگی خود را صرف چه می‌کرد؟ با زمان و فرصت خود

 چه می کرد؟ اگر جهان بهشتی مملو از نعمت و التذاذ و آسایش می‌بود،

 سرزمینی با جوی‌های شیر و عسل، آنجا که هر مجنونی؛ لیلیِ خود را بی دردسر

 و به سهولت می‌یابد، مردمان یا از کسالت و یکنواختی دق میکردند و یا

خود را حلق آویز می ساختند، یا آن اندازه جنگ و جنایت و کشتار به راه

می افتاد که عاقبت بشر به مراتب بیش از آنچه اکنون باید از دست

 طبیعت متحمل شود بر خود روا می‌داشت...

 

جهان و تأملات فیلسوف، گزیده‌هایی از نوشته‌های "آرتور شوپنهاور




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : همواره مقدار معینی هول و درد و هراس برای آدمی لازم است.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 تیر 1398

 

می شود پروانه بود و به هرگُلی نشست..

اما بهتراست مهربون بود

و به هر دلی نشست..!!

میگویند هر وقت دلت برای دوستان و عزیزانت تنگ شد ,

نگاهشان كن".... نبودند. ,

 صدایشان كن".... نشنیدند,

دعایشان كن . .

من با سلامی صدایتان میکنم

با لبخندی نگاهتان

و با حسی از اعماق قلبم دعایتان

خدایا بهترینها را به عزیزانم ودوستان خوبم هدیه کن

وعاقبت بخیری نصیبشان بفرما






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : می شود پروانه بود و به هرگُلی نشست..،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 تیر 1398

 

 

یك روز باید از مسابقه خارج شد !

تله ذهنی ، به رویدادی گفته می شود كه به دلیل ویژگی های خاص و

 منحصر به فردی كه دارد، قادر است مغز انسان را در فرایند تصمیم گیری

، فریب داده و بدون این كه فرد آگاه باشد مسیر فكری او

را به سمت و سوی اشتباهی سوق می دهد.

همیشه و همه جا از دام های ذهنی بسیاری گفته شده و خوانده اید.

در این نوشته، با تله ای آشنا میشویم كه زمان اثر گذاری آن ،

 نه یك لحظه، نه یك ساعت، نه یك روز، كه یك عمر است.

خطای ماندن در مسابقه !

نگرانی بشر از آینده، و میل به داشتن امنیت اقتصادی،

 به صورت مداوم انسان را به سمت برنامه ریزی مالی و امرار معاش بیشتر پیش می برد.

ما انسان ها در تمام عمر فقط كار می كنیم و كار می كنیم و پس انداز می كنیم.

این حالت، شبیه به مسابقه ای ست كه شركت كنندگان آن ،

همه انسان ها، و زمان آن، كل عمر می باشد.

اما بیایید به نزدیك خط پایان برویم. جایی كه شركت كنندگان

 بسته به زمان ورودشان در مسابقه به آنجا می رسند.

در چندین تحقیق متفاوت این افراد مورد بررسی قرار گرفتند،

 با افرادی كه به خط پایان یعنی روزهای پایان عمر نزدیك شده اند صحبت كردیم.

تقریبا همه آن ها معتقد بودند بخشی از تلاش شان

برای درآمد بیشتر ، نباید اتفاق می افتاد.

همگی بر این باور بودند كه در مقطعی كه برای هر فرد متفاوت است،

باید از مسابقه خارج می شدند.

درآمد زایی را متوقف و یا روند آن را كمتر و زندگی بدون دویدن را شروع می كردند.

در یكی از این مصاحبه ها، پیرمردی كه املاك زیادی داشت گفت:

در بهترین حالت چند سال دیگر زنده ام و در حالی دنیا را ترك می كنم

كه املاك زیادی دارم و هیچ كدام الان برایم ارزش ندارند.

این كاش ٣٥سال پیش از مسابقه خارج می شدم.

فلان ملك و فلان دارایی كافی بود .

مابقی زمان و عمرم بیهوده صرف درآمد زایی شد.

باید بیشتر و بهتر زندگی می كردم.

بیشتر می خندیدم !

بیشتر سفر می رفتم !

بیشتر كمك می كردم !

و صدها بیشتر و بیشتر دیگر كه تبدیل به افسوس شد.

همان طور كه ذكر شد زمان خروج از مسابقه برای هر فردی متفاوت است .

اما این كه ما انسان ها خود را مستثنا از این قائده می دانیم ، همان تله ذهنی است .

این تله با جملاتی چون:

ای بابا دلت خوشه....

ما كه هر چی می دویم هیچ نداریم ...

باید پول داشته باشی كه زندگی كنی....

و....

چه كم، چه زیاد، روزی ما هم به پایان مسابقه رسیده ایم.

تفاوتی نمی كند آن روز چقدر داریم.

كیفیت زندگی كه گذرانده ایم ، ملاك حال ما در آن روز خواهد بود.

نقطه خروج خود از مسابقه را پیدا كنید و در آن نقطه، مال اندوزی

 را نه متوقف، بلكه تعدیل كنید و زندگی را آغاز كنید.

فراموش نكنید سفر كردن و لذت بردن از زندگی الزاما پول زیاد نمی خواهد.

اگر مصمم باشید یاد می گیرید.

 

زندگی کنید و شاد باشید.

ناشناس






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : یك روز باید از مسابقه خارج شد !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 تیر 1398

 

ذهن های بزرگ در مورد ایده ها حرف میزنن،

ذهن های متوسط در مورد اتفاقات،

و ذهن های کوچیک در مورد مردم.

 

 

آنا النور روزولت






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ذهن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 تیر 1398

 

 

 

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ

ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ

ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺘﻪ

ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟ !!

ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟

ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟

ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ

ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ

ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟

ﺧﺐ ، ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ !!!

 

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ

 

ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ، ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ

ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ!!!

ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ

ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ !!!

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 تیر 1398

 

عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگی‌ست. زیرا آهسته وارد می‌شود،

 در سکوت، کم‌کم رشد می‌کند و از بی‌خبری  ما سیراب می‌شود و

 وقتی کشف می‌کنیم که چطور مسموم ِ آن شده‌ایم،

می‌‌بینیم که هر ذره بدن‌مان با آن عجین شده است،

 می‌بینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و

 هیچ دارویی هم درمانش نمی‌کند ... !

 

اوریانا فالاچی

 

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : عادت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 تیر 1398

 

 

 

هرگز دیر نمی کند.

هرآنچه که نیاز داری، در زمان درستش به تو می رسد.

 

‏بعضی از نشدنای زندگیتونو بذارین به حساب اینکه اگه میشد، خیلی بد میشد

به خدا اعتماد کن.

 برای ارزوهای خوبت تلاش کن و منتظر نتیجه باش






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هرگز دیر نمی کند.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 تیر 1398

 

 

مگر همه‌ی تلاش‌های آدمی به مرگ نمی‌انجامد؟

 

- بله! پایان کار همین است، و چاره‌ای جز یک عمر رنج بردن و سرانجام مُردن نیست.

 

آدمی برای خوشبخت شدن به دنیا نمی‌آید و در هر حال باید قانون مرا بپذیرد.

 

تو هم رنج خواهی برد و خواهی مرد، پس زندگی کن و انسان باش!...

 

انسان باش!

 

رومن رولان

ژان کریستف






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : مگر همه‌ی تلاش‌های آدمی به مرگ نمی‌انجامد؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 تیر 1398

 

 

روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود

که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید .

حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت

و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند.

روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.

به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند.

حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید.

حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز

 گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ، ولی همین که دهقان بینوا خواست

 حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت .

همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند.

حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟

کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید.

حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟

 سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.

حاکم گفت:بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست

 بودیم در یک شب بارانی که در رحمت خدا باز بود من رو با آسمان

 کردم و گفتم خدایا به حق این باران و رحمتت مرا حاکم نیشابور کن

 و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست

 از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت

 نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟

یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.

حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده هم

 تلافی همان کشیده ای که به من زدی.

فقط می خواستم بدانی که برای خدا حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد.

فقط ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد....

از خدا بخواه فقط بخواه و زیاد هم بخواه خدا بی نهایت بخشنده

 و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست

 ولی به خواسته ات ایمان داشته باش!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به خواسته ات ایمان داشته باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 تیر 1398


( کل صفحات : 11 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو