مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها


خداوند میفرمایند:

 

ای فرزند آدم تو را در شکم مادرت قرار دادم و صورتت را پوشاندم تا اینکه از رحم متنفر نگردی

 

 صورتت را به سمت پشت مادرت قرار دادم تا بوی غذا و معده تو را نیازارد!

برایت متکا در سمت راست و چپ قرار دادم که در راست کبد و در سمت چپ طحال میباشد تا بیارامی.

 

بر تو در شکم مادر نشست و برخواست را آموزش دادم.

 

آیا کسی غیر از من را توانای چنین کاری هست؟؟

 

وقتی مدت حمل به پایان رسید و مراحل آفرینشت تکمیل گردید.

 

بر فرشته مامور بر ارحام امر کردم که تو را از رحم خارج و با نرمش بالهایش به دنیا وارد کند.

 

دندانی که چیزی را ریز کند نداشتی!!

 

دستی که بگیرد و قبض کند نداشتی!!

 

قدم و گامی برای سعی و رفتن نداشتی!!

 

از دو رگ نازک(پستانها)در سینه مادرت طعامی بصورت

 شیرخالص که در زمستان گرم و در تابستان سرد باشد برایت غذا قرار دادم

مهر و محبتت بر قلب پدر و مادرت قرار دادم تا تو را سیر نمیکردند خود سیر نمیشدند.

 

و تا تو را نمی آسودند خود استراحت نمیکردند!

 

اما وقتی پشتت قوت گرفت و بازوانت پرتوان شد به مبارزه

من قیام نمودی در خلوت نافرمانی من کردی و از من حیا ننمودی!!!

 

اما باز هم و با همین صورت: اگر بخوانی مرا اجابتت کنم.

 

و اگر از من بخواهی و سؤالم کنی بدهمت و برآورده کنم!!!

 

اگر بسویم بازآیی میپذیرمت!!!

 

شگفتا از تو ای فرزند آدم هنگامیکه متولد شدی در گوشت اذان گفتند بدون نماز؛ و هنگام مرگت نماز بر تو اقامه شد بدون اذان !!!

 

شگفتا بر تو ای فرزندآدم هنگام تولد ندانستی چه کسی تو را از شکم مادر خارج گردانید و هنگام مرگ ندانستی چه کسی تو را بر قبر وارد نمود!

 

شگفتا ای ابن آدم هنگام تولد غسل و نظافت شدی و هنگام مرگ نیز غسلت دادند و نظافتت کردند!

 

شگفتا از تو ای فرزندآدم هنگام تولد بر شادی و مسرت اطرافیانت آگاه نبودی و هنگام مرگ برسوگ و شیون و گریه واندوهشان!

 

عجبا از تو ای فرزندآدم در شکم مادر در مکان تنگ و تاریک بودی و بعد از مرگ دوباره در مکان تنگ و تاریک قرار میگیری

 

 

عجبا ای فرزندآدم وقت تولد با پارچه پیچانده شدی تا به پوشانندت و وقت مرگ باز با پارچه می پیچانندت تا پوشانده شوی

 

شگفتا بر تو ای فرزندآدم وقتی متولد میگردی و بزرگ میشوی ازمدارکت و مهارتهایت مردم جویا میشوند و وقتی بمیری ملائکه از کردار و اعمال صالحت خواهند پرسید

 

پس برای آخرتت چه مهیا و آماده کرده ای!!!

 

 

بجاست که از صمیم قلب بگوئیم:

 

اشهدان لااله الاالله و اشهد ان محمدا رسول الله ،

 

 خداوندا مارا ببخش بیامرز

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خداوندا مارا ببخش بیامرز،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 30 دی 1396

پیدا کردن نقاط ضعف دیگران کمی هوش می خواهد اما سوء استفاده نکردن از آنها ، مقدار زیادی شعور!

 

نقاط ضعف دیگران را جهت کمک کردن به آنها پیدا کنیم نه برای سرکوفت زدن، به رخ کشیدن و سوء استفاده کردن.

 

مولانا خودش را در مقابل شمس همانند آهویی در مقابل شیر می دید، اما عشقی که نسبت به شمس داشت اعتمادی در وجود مولانا نسبت به شمس ایجاد کرد و با این اعتماد, شمس از مولانا آهویی ساخت که از شیران نگهبانی می کرد:

 

سخن با عشق می گویم

که او شیر و من آهویم

 

چه آهویم که شیران را

نگهبانم به جان تو

 

ز عشق شمس تبریزی

ز بیداری و شب خیزی

 

مثال ذرّۀ گردان

پریشانم به جان تو





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : پیدا کردن نقاط ضعف دیگران کمی هوش می خواهد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 30 دی 1396

 

داستان پسر و دختر معلم

این داستان درباره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است .

بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود .

 او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد .

 اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است .

 او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و

 متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده است .

 پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه شد

 که دختر اهل جنوب است و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد

و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است .

روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود .

 آب را نوشید .

 سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است .

 اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است .

زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد .

پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ،

 دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت .

روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به

 تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد .

در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟

 پسر سری تکان داد و با لکنت زبان جواب داد :

بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است و این دوا برای کاهش

 درد شما مناست است .

 از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد .

 روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید :

تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟

 دختر لبخندی زد و گفت :

 این شیرین ترین دارو جهان است

 

نویسنده : کیارش پیرانی 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : داستان پسر و دختر معلم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 29 دی 1396

 

داستان پدر مهربان

مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد . ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه ی فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد .

بالاخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت :

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر كس دیگری در دنیا دوست دارم . سپس یك جعبه به دست او داد . پسر ،كنجكاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یك انجیل زیبا ، كه روی آن نام او طلاكوب شده بود ، یافت .

با عصبانیت فریادی بر سر پدر كشید و گفت : با تمام مال ودارایی كه داری ، یك انجیل به من میدهی؟

كتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترك كرد .

سالها گذشت و مرد جوان در كار و تجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده . یك روز به این فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل از اینكه اقدامی بكند ، تلگرامی به دستش رسید كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكی از این بود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است . بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید .

هنگامی كه به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی كرد . اوراق و كاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت . در حالیكه اشك می ریخت انجیل را باز كرد وصفحات آن را ورق زد و كلید یك ماشین را پشت جلد آن پیدا كرد . در كنار آن ، یك برچسب با نام همان نمایشگاه كه ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .

چند بار در زندگی دعای خیر فرشتگان و جواب مناجات هایمان را از دست داده ایم فقط برای اینكه به آن صورتی كه انتظار داریم رخ نداده اند؟

نویسنده : کیارش پیرانی





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : داستان پدر مهربان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 29 دی 1396

 

از بزرگى پرسیدند:

برکت در مال یعنی چه ؟

در پاسخ، مثالی زد و فرمود:

گوسفند در سال یکبار زایمان می کند و هر بار هم یک بره به دنیا می آورد .

سگ در سال دو بار زایمان میکند و هر بار هم حداقل 6-7 بچه.

به طور طبیعی شما باید گله های سگ را ببینید که یک یا دو گوسفند در کنار آن است.

ولی در واقع برعکس است.

گله های گوسفند را می بینید و یک یا دو سگ در کنار آنها ...

چون خداوند برکت را در ذات گوسفند قرار داد و از ذات سگ برکت را گرفت .

مال حرام اینگونه است .

فزونی دارد ولی برکت ندارد.

روی مفهوم" برکت در روزی" فکر کنیم.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : برکت در مال یعنی چه ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 29 دی 1396

مصرف نمک زیاد با مغز چه می‌کند؟

نتایج یک آزمایش نشان می‌دهد که مصرف زیاد نمک موجب بروز نارسایی‌های شناختی ادراکی می‌شود.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، کارشناسان سلامت در آمریکا با تاکید بر اینکه مصرف نمک زیاد موجب نارسایی شناختی می‌شود، اظهار داشتند: خوشبختانه این تاثیرات منفی قابل جبران هستند.

تاکنون تاثیر منفی مصرف بالای نمک و افزایش خطر بیماری‌های قلبی-عروقی و فشار خون بالا ثابت شده‌ اما هنوز اطلاعلات کافی در مورد مشکلات و عوارض مرتبط با مصرف زیاد نمک برای مغز همچون سکته مغزی و نارسایی شناختی وجود ندارد.

یکی از کارشناسان این مطالعه می‌گوید: یکی از مکانیزم‌های احتمالی در بروز این تاثیرات منفی ناشی از یاخته‌های لایهٔ درون رگی (سلول‌های اندوتلیال) داخل عروق مغزی است.

سلول‌های اندوتلیال مسئولیت تنظیم حجم عضلانی را دارند اما مصرف بالای نمک با نارسایی در عملکرد این سلول‌ها مرتبط است.

اگرچه مشخص است نارسایی در عملکرد اندوتلیال عامل بیماری‌های مزمن است اما پیش از این به طور دقیق مشخص نشده بود که چگونه نارسایی عملکرد اندوتلیال ناشی از مصرف نمک در طولانی مدت بر مغز تاثیر می‌گذارد.

در این مطالعه متخصصان آمریکایی نشان دادند چگونه نمک مازاد در رژیم غذایی بر معده، سیستم ایمنی و در نهایت بر مغز تاثیر می‌گذارد.

در این بررسی گروهی از موش‌ها برای ۱۲ هفته رژیم غذایی پر نمک دریافت کردند. پس از گذشت چند هفته نارسایی عملکرد اندوتلیال و کاهش جریان خون به مغز موش‌ها مشاهده شد. علاوه بر این، تست‌های رفتاری حاکی از زوال شناختی در این موش‌ها بوده‌ است. هرچند، فشارخون آن‌ها بدون تغییر باقی مانده بود.





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مصرف نمک زیاد با مغز چه می‌کند؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 29 دی 1396

 

فکر مثبت از فیزیوتراپی هم موثرتر است

 

درباره تاثیر مغز روی بدن هرچه بگوییم کم گفته‌ایم.

محققان در آخرین تحقیقات دریافتند

که آنچه در ذهن افراد می‌گذرد،

حتی روی دردهای آرتروزی هم می‌تواند تاثیر بگذارد.

 

ساینس دیلی در این مورد نوشته است

که فعالیت ذهنی مثبت،

می‌تواند دردهای مفصلی را کم کند

و حتی از فیزیوتراپی هم تاثیرگذارتر باشد.

 

محققان در این بررسی،

با کمک یک گوشی هدفون،

افراد را در معرض موسیقی آرامی قرار دادند و حین پخش موسیقی،

رایحه لیمو و عطر رز را هم همراه با نوری ملایم در فضا پخش کردند.

آنها از افراد خواستند که به موسیقی گوش کنند

و فکرهای مثبت را در ذهنشان بپرورانند

 

و جالب اینجا بود که با این تمرین،

درد 85 درصد افراد آرام گرفت.

 

به همین دلیل محققان توصیه می‌کنند

که برای آرام کردن دردهای مفصلی و عضلانی، چشم‌هایتان را ببندید و کمی مثبت فکر کنید.





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : فکر مثبت از فیزیوتراپی هم موثرتر است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

 

شما در این مقاله 14 عادت افراد دوست داشتنی را میخوانید که توسط ناپلئون هیل انتخاب و طبقه بندی شدند. این 14 عادت را اگر دارید حفظ کنید و هرکدام را که ندارید سریعا دست به کار شوید تا آنها را در خود ایجاد کنید

14 عادت افراد دوست داشتنی (که از همین الان باید داشته باشید) :

1-آنها وضعیت ذهنی مثبتی ایجاد میکنند و اجازه میدهند دیگران آنرا ببینند و احساس کنند : افراد موفق، افراد خوش بین و مثبت اندیشی هستند. امکان ندارد فرد موفقی را ببینید توانسته باشد با ذهنیت منفی و بد بین به چنین جایگاهی برسد.

2-آنها همیشه با لحنی دوستانه و با ادب سخن میگویند : افرادی که مهارت زیادی در برقراری ارتباط دارند (این مطلب را بخوانید) همیشه کاملا با لحنی دوستانه و با رعایت ادب سخن میگویند و اجازه میدهند احساس در صدایشان وجود داشته باشد (در مورد طرز صحیح صحبت کردن و جذابیت کلام این مقاله را بخوانید )

3-آنها توجه شان را کاملا به فردی که درحال صحبت است معطوف میکنند : اگر تمام مدت گوی سخنرانی را در دست خودتان نگه دارید و کمتر اجازه بدهید فرد مقابل شما صحبت کند، شاید غرورتان را ارضا کنید اما شاید هرگز نتوانید دوستی ایجاد کنید و کاری کنید دیگران دوستتان داشته باشند.

4-آنها میتوانند آرامش-شان در هر شرایطی حفظ کنند : هر بازخورد منفی یا مثبت آنی و زودهنگام میتواند طرف مقابلتان را ناامید کند. سکوت، بارها موثر تر است از کلمات ناشی از عصبانیت تان (این مطلب را بخوانید)

5-آنها صبورند : یادتان باشد؛ داشتن فرصت قبل از بیان کلمات یا احساساتتان میتواند امتیاز بزگی برایتان باشد.

6-آنها ذهنی باز دارند : آنهایی که ذهنی بسته دارند و از پذیرفتن ایده های جدید امتناع میکنند و اکثر اوقات با افرادی معاشرت میکنند که همانند هم فکر میکنند؛ نه تنها درحال از دست دادن فرصت پیشرفت شخصی در زندگیشان هستند، بلکه از پیشرفت کاری نیز دور می افتند.

7-آنها زمانی که با دیگران صحبت میکند ،لبخند میزنند : افرادی که میتوانند لبخندی واقعی بزنند و کاری کنند این لبخند به دیگران نیز سرایت کند، بارها دوست داشتنی تر از افرادی هستند که همیشه اخم بر ابرو دارند.

8-آنها میدانند نباید تمام افکارشان را بیان کنند : افراد دوست داشتنی و موفق میدانند که نباید هر فکری را که به ذهن شان میرسد، بیان کنند، حتی اگر میدانند که صحیح است.

9-آنها کارهایشان را به تعویق نمی اندازند : به تقویق انداختن کارها و محول کردن آنها به بعد، مخصوص افرادی است که از انجام کارها می ترسند (این مطلب را بخوانید)

10آنها روزانه حداقل مشغول انجام یک کار خیر میشوند : بهترین افرادی که شبکه انسانی قدرتمندی دارند و معمولا دیگران دوست دارند زمان زیادی را با آنها سپری کنند، کسانی هستند که بدون چشم داشت کمک میکنند، می بخشند و دیگران را دوست دارند (در این مطلب کامل بخوانید)

11-آنها از هر شکست شان درسی می آموزند، به جای اینکه شیون کنند : افراد شاید به ظاهر نه، اما در باطن افرادی را که از شکست ها پلی برای موفقیت می سازند را تحسین میکنند و دوست دارند.

12-آنها طوری صحبت یا عمل میکنند، گویا فردی که در حال سخن گفتن با آنها هستند مهم ترین فرد بر روی کره زمین است : افراد موفق و دوست داشتنی، مکالمه و ایجاد ارتباطات را یک فرصت برای یادگیری از فرد مقابل و کشف فرصت های نو برای پیشرفت میبینند.

13-آنها از دیگران به صورت منحصر به فرد و بدون تملق تعریف میکنند : همیشه رفتار و کردار خوب افراد اطرافتان را تحسین کنید. اما هرگز تملق نکنید.

14-آنها فردی را در زندگی دارند که میتوانند ضعف هایشان را با او در میان بگذارند : افراد موفق، وانمود نمیکنند که دوست داشتنی هستند. آنها دوست داشتنی هستند زیرا به فکر اعتبار و شهرت شان هستند.

این عادات، از بررسی و تحلیل شخصیت 500 فرد ثروتمند و برتر تاریخ گردآوری شده. آنها را دست کم نگیرید و برای آزمایش کافیست 1 ماه بر طبق اصول فوق زندگی کنید تا تفاوت را احساس کنید

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : 14عادت افراد دوست داشتنی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

 

چند تا از بهترین لحظه ها ی زندگی :

عاشق شدن

دادن آخرین امتحان

تماس از کسی که دلتون براش تنگ شده

به شخصی که دوسش دارین نگاه کنین و ببینین اونم داشته به شما نگاه میکرده

دوستای قدیمی خوبت رو ببینی و بفهمی هیچی بینتون تغییر نکرده

لمس انگشتای یه نوزاد تازه متولد شده

از خواب بیدار شی و ببینی هنوز وقت اضافی برا خوابیدن داری

یه شب قشنگ تو خیابون تنها قدم بزنی و خاطرات قشنگ و خوبت رو مرور کنی

وقتی تنهایی یه پیام یا تماس از کسی که دوسش داری دریافت کنی

حس کنی یه نفر واقعا به تو و کارت اهمیت میده





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چند تا از بهترین لحظه ها ی زندگی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

 

خوب همیشه زیباست

 

اگر حق با شماست، به خشمگین شدن نیازی نیست؛

و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!

صبوری با خانواده عشق است،

صبوری با دیگران احترام است،

صبوری با خود اعتماد به نفس است

وصبوری در راه خدا، ایمان است.

اندیشیدن به گذشته اندوه،

و اندیشیدن به آینده هراس می آورد؛

به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.

در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛

زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی‌ماند؛

اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.           





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : خوب همیشه زیباست،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

فاصله ات را با آدمها حفظ کن...

برای شناختن آدمها

اینقدر عجله نداشته باش

روزگار ، ذات تک تک آدمها را

به تو نشان می دهد

و تو میرنجی از خودت

و قضاوتهای عجولانه ی زود هنگامت...

یک روز به آدمها نگاه میکنی

و میبینی آنهایی که فکر می کردی بد هستند ،

برایت بزرگترین کارها را کرده اند

و آنها که دوستشان داشتی

و فکر می کردی همیشه دستت را

برای بلند شدنت از زمین می گیرند

زمینت زده اند

آنقدر محکم

که صدای خورد شدن استخوانهایت را

با تمام وجود شنیده ای...

آدمها را قضاوت نکن

روزگار بهترین قاضی است

ذهنت را از خوبی و بدی آدمها پر نکن

به حرفهای قشنگشان دل نبند

و از حرفهای نازیبایشان نرنج .





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

 

هفت کلید طلایی آرامش در ارتباطات

 

1قضاوت دیگران تاثیری بر زندگی من ندارد.

 

2مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند.

 

3من مسول اصلاح یا تربیت کردن دیگران نیستم.

 

4از کسی در برابر لطفی که به او می کنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمی کنم.

 

5کسانی که رفتارناجوانمرادنه با من داشته اند توسط کاینات 


مجازات خواهند شد هرچند که من هرگز متوجه این نشوم.

 

6دنیا سخاوتمند تر از آن است که موفقیت کسی راه موفقیت مرا تنگ کند.

 

7ملاک من رفتارشرافتمدانه و انسانی است نه #مقابله_به_مثل...

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : هفت کلید طلایی آرامش در ارتباطات،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

 

اگر دنبال آرامش هستی با هر کسی درد دل نکن

و همه چیز زندگیت را نگو

وقایع زندگی تو مال خودت است پس پیش خودت نگهدار

آرامش می خواهی با شخصی که مخالف توست زیاد بحث نکن به حرف هایی که می زند فقط گوش کن

آرامش می خواهی همیشه از خودت و بقیه عصبانی نشو

آرامش می خواهی با شخصی حرف بزن که ذهن و عقل ثروتمندی دارد

آرامش می خواهی کتاب بخوان

کتاب ها چیز هایی به ما می آموزند که عمری در دهن ما سوالهایی بوده و پاسخ آنها در کتاب جستجو کن. | 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آرامش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

عشق

در جزیره ایی زیبا تمام حواس زندگی می کردن.

شادی...غم...غرور...عشق و...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره،قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند . چون او عاشق جزیره بود.

وقتی جزیره کاملا به زیر آب فرو می رفت،عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست.

غرور گفت:"نه. من نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف می کنی"غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت : اجازه بده تا من با تو بیایم.

غم با صدای حزن آلودی گفت:"آه...عشق.من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تنها باشم".

عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد.

اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.

آب هر لحظه بالا و بالاتر می امد و عشق دیگر ناامید شده بود که نا گهان صدای سالخورده ای گفت:"بیا عشق من تو را خواهم برد".

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد.و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کردند. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که نجاتش داده چقدر بر گردنش حق دارد.

عشق نزد عالمی رفت و از او پرسید:"آن پیر مرد که بود؟"

عالم پاسخ داد:"زمان"

عشق با تعجب گفت:"زمان؟؟ اما چرا او به من کمک کرد؟!"

عالم لبخندی زد و گفت:"زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است...!"

نویسنده : کیارش پیرانی





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

 

 

 ازدواج

 

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر زیباروی کشاورزی بود.

 به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد کشاورز براندازش کرد و گفت:

 پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست.

 من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از

 این سه گاو رو بگیری، میتونی با دخترم ازدواج کنی.

مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد.

 در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تو

 عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی،

گزینه ی بهتری باشه، پس به کناری دوید و گذاشت

 گاو از مرتع بگذره و از در پشتی خارج بشه.

دوباره در طویله باز شد. باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی

 به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید،

خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد.

گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشه.

 به سمتِ حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتی

خارج بشه. برای بار سوم در طویله بار شد. لبخند بر لبان مرد

جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین

گاوی بود که تو عمرش دیده بود. در جای مناسب قرار گرفت

 و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد...

 اما گاو دم نداشت!.. زندگی پر از فرصت های دست یافتنیه.

 بهره گیری از بعضی هاش ساده ست، بعضی هاش مشکل.

 اما زمانی که بهشون اجازه میدیم رد بشن و بگذرن

 (معمولاً در امید فرصت های بهتر در آینده)، این موقعیت ها شاید

 دیگه موجود نباشن. برای همین، همیشه اولین شانس رو دریاب.

 

 

نویسنده : کیارش پیرانی

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ازدواج،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز