مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید











 

چوپانی میگفت:

 گاهی برای سرگرمی،

 یک چوبدستی دم در آغل گوسفندان،

جلوی پایشان می گرفتم،

طوری که مجبور به پریدن از روی آن می شدند.

پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن می پریدند،

چوبدستی را کنار می کشیدم،

 اما بقیه گوسفندان هم از روی مانع خیالی می پریدند.

 تنها دلیل پرش آنها این بود که گوسفندان جلویی پریده بودند.

تعداد زیادی از آدمها نیز مایل به انجام کارها و باورهایی هستند

 که دیگران انجامش میدهند،

بدون اینکه دلیل و درستی آنرا بدانند.





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : کارهایی که انجام میدهیم و علت آنرا نمی دانیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 30 آذر 1395

 

پادشاهی فقط یک چشم و یک پا داشت.

او دستور داد تا یک نقاشی زیبا از وی بکشند.

اما هیچ نقاشی نتوانست.

عاقبت یک نفر تصویر زیبایی از پادشاه کشید

 و همه را غافلگیر کرد.

 او شاه را درحال نشانه گیری یک شکار کشید،

با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

 چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری بکشیم؟

 باپنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 30 آذر 1395

 

 

سنگ کف به مجسمه گفت:

من و تو هر دو از یک معدن استخراج شدیم

 و از یک جنسیم،

چرا همه تو را تحسین می کنند؟

 مجسمه گفت:

 روزی که سنگتراش ما را می تراشید

را به یاد می آوری چگونه مقاومت می کردی؟

کار سنگتراش دردآور بود،

 اما من می دانستم که او حتما می خواهد

از من چیز با ارزشی بسازد

که مرا اینگونه سختی می دهد.

 اگر در برابر سختی ها با نرمی تا کنید،

روح شما را صیقلی می کند.

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گفتگوی سنگ کف و مجسمه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 30 آذر 1395

بوی یلدابه مشامت میرسد؟

انتهای خیابان اذر.....

بازهم قرار عاشقانه پاییزوزمستان...

قراری طولانی به بلندای یک شب...

شب عشقبازی برگ وبرف....

پاییز چمدان بدست ایستاده!

عزم رفتن دارد....

اسمان بغض کرده ....می بارد.

خداهم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست.

کاسه ای اب می ریزم پشت پای پاییز....

و....تمام می شود.

پاییز؛ای ابستن روزهای عاشقی؛

رفتنت به خیر....

سفرت بی خطر.





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : یلدا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 27 آذر 1395

 


گاهی برخی عجیب بوی خدا میدهند.

 

شب سردی بود...

پیرزن بیرون میوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه میوه مى‌خریدند.  شاگرد میوه‌فروش، تُند تُند پاكت‌هاى میوه را داخل ماشین مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت.

پیرزن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست میوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزدیك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بیرون مغازه كه میوه‌هاى خراب و گندیده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه.» مى‌توانست قسمت‌هاى خراب میوه‌ها را جدا كند و بقیه را به بچه‌هایش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هایش شاد مى‌شدند. برق خوشحالى در چشمانش دوید...

دیگر سردش نبود!

پیرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه میوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد میوه‌فروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پیرزن زود بلند شد، خجالت كشید. چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...

راهش را كشید و رفت.

چند قدم بیشتر دور نشده بود كه خانمى صدایش زد : «مادرجان، مادرجان!» پیرزن ایستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اینارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستیك دستش بود، پُر از میوه؛ موز، پرتقال و انار.

پیرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نیستم

زن گفت: «اما من مستحقم مادر. من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هیچ توقعى. اگه اینارو نگیرى، دلمو شكستى. جون بچه‌هات بگیر.» زن منتظر جواب پیرزن نماند، میوه‌ها را داد دست پیرزن و سریع دور شد... پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتید روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدایى لرزان گفت: «پیرشى ننه، پیرشى!... خیر ببینى...» هیچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست

یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هر انسانی عطر خاصی دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 27 آذر 1395

 

 

بعضی آدمها دنیارو زیبا میکنند،

  آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟

میگن خوبم.

 وقتی میبینن یه گنجشک داره رو  زمین غذا میخوره

 راهشون رو کج میکنن که اون نپره.

 اگه یخم بزنن،

 دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون.

 آدمایی که با صد تا غصه تو دلشون

بازم صبورانه پای درد دلات می شینن.

 همینها هستند که دنیا را جای بهتری میکنند.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بعضی آدمها دنیارو زیبا میکنند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 27 آذر 1395

 

به چه سازمانی، سازمان سبز می گوییم؟

 

سازمان ‏های سبز بازیافت می‏کنند. آن‏ها با نصب شیرهای محدود كنندة جریان آب، به حفظ آب كمك كرده و با استفاده از لامپ‏ های فلورسنت، در مصرف برق صرفه جویی می‏كنند. آن‏ها بسته ‏بندی محصول‏های خود را كاهش می‏دهند. آن‏ها از خودروهای هیبریدی استفاده کرده و كارمندان خود را به استفاده از وسایل نقلیه عمومی تشویق می‏کنند. آن‏ها تمامی این کارها و بسیاری كارهای دیگر را انجام می‏دهند: آن‏ها تنها کارآمد و بهره‏ ور نیستند، آن‏ها اثربخش هستند.

 

سازمان‏های سبز توانایی مشاهده جهان به صورت واقعی و هدفمند را دارند و برای بهبود ردپای اکولوژیک سازمان، و در حالت كلی "محیط زیست جهانی" اقداماتی انجام می‏دهند. هفت ویژگی سازمانی زیر، معرف یك سازمان سبز است.

 

                                     

آگاهی

یك سازمان سبز، یك عضو و شرکت ‏کننده هوشیار در جامعه، منطقه، صنعت و محیط جهانی است. این سازمان، از روندهای فرهنگی، اقتصادی، و محیط زیستی و پیش‏بینی ‏های آتی درباره هر کدام از این حوزه ‏ها آگاه بوده و نقاط قوت و ضعف خود را می‏ شناسد و از این آگاهی ‏ها برای مدیریت بازدارنده خطرات و ریسک‏ های محیطی (از طریق تدارک دیدن پاسخی برای کاهش تهدیدات و برنامه ‏ریزی برای سرمایه‏ گذاری بر روی فرصت‏ها) بهره می‏برد.

 

كارآمدی و اثربخشی منابع

یک سازمان سبز می‏داند كه جابجایی و حمل و نقل محصولات و خدماتش نیازمند مصرف سوخت‏های فسیلی، مواد معدنی، آب و سایر منابع طبیعی است كه به نوبه خود باعث از دست رفتن سرمایه طبیعی می‏شود.

با انجام ممیزی‏هایی سازمان از میزان مصرف منابع طبیعی خود مطلع می‏شود و یك سطح کمینه برای كاهش میزان مصرف خود تعیین می‏کند. اما به این میزان اکتفا نکرده و مصرف را فراتر از حوزه عملیاتی خود گذاشته و چگونگی مصرف تأمین ‏کننده ‏ها و مشتری‏ های خود را بخشی از خود به حساب می‏ آورد.

یک سازمان سبز معمولاً اولین گام را در مسیر اثربخشی منابع، با یکی کردن استراتژی ‏های بهره‏ وری خود برای حذف کردن اتلاف منابع با پذیرش شعار «خودداری، كاهش، استفادة مجدد، و بازیافت» بر می‏دارد. سازمان‏های سبز در جستجوی مواد اولیه‏ ای هستند که:

فراوان ‏اند، برای جایگزینی با موادی كه كمیاب‏ترند.

تجزیه ‏پذیرند، برای جایگزینی با موادی که ماندگاری بیشتری در طبیعت دارند.

سازمان‏های سبز با تأكید بر استفاده از مواد تجدیدپذیری که از منابع پایدار نشأت گرفته ‏اند، حركت خود را در مسیر اثربخشی منابع ادامه می‏دهند. آنها در این مسیر از ارتباطات همزیستانه با سایر سازمان‏ها استفاده کرده و از نوآوری برای کسب مزیت رقابتی بهره می‏گیرند.

 

تمركز بر مشتری

سازمان‏های سبز، بیانگر و نشان‏دهنده درک درستی از نیازهای مشتریان هستند. آن‏ها به سراغ اصول طراحی همسو با محیط زیست رفته و مسئولیت عواقب تولید، استفاده، و انهدام محصولات و خدمات خود را می‏پذیرند. پایین بودن هزینه‏ های چرخه عمر یك محصول، یك نشانه و معیار برای محصولات آنان به شمار می‏رود و برچسب‏های درج شده بر محصولاتشان به وضوح ویژگی‏های آنان را نشان می‏دهد. برای سازمان‏های سبز، اصول قیمت‏ گذاری منصفانه، ادعاهای بازاریابی دقیق و صحیح، و روابط محترمانه و دیرینه با مشتری به عنوان هنجار به شمار می آیند.

 

تمركز بر کارکنان

سازمان‏های سبز، به كارکنان خود به عنوان شركایی مهم در دستیابی به اهداف محیط زیستی خود نگاه می‏كنند. آنان در درجه نخست، خود را به حفظ ایمنی و سلامتی كارکنانشان متعهد می‏دانند. سلامتی جسمی، به یک فرهنگ كاری تعمیم داده خواهد شد كه پشتیبان یادگیری مستمر و مشوق مشارکت خواهد بود و به افراد در دستیابی به استعدادهایشان کمک خواهد کرد. این مشارکت‏ها با استفاده از كارهای گروهی و تیمی، تقویت شده و ساختارهای حل مسأله دسته جمعی و تصمیم ‏گیری مشترك را ایجاد می‏كند كه مدیریت را بین واحدها و افراد توزیع كرده و به فرهنگ خلاقیت و ابتكار می‏انجامد. کارکنان، حقوق و مزایای عادلانه ‏ای دریافت می‏کنند و توجه مناسبی به آنها می‏شود تا در آنان احساس رضایت از کار ایجاد شده و تعادل بین كار و زندگی برقرار باشد و سازمان آن‏ها را تشویق می‏كند كه در اجتماع نقش یك سفیر را داشته باشند.

 

مشارکت اجتماعی

سازمان‏ های سبز به صورت فعال در جامعه حضور دارند. آن‏ها به مسئولیت خود در قبال ارتقاء وضعیت و سلامت محیط زیست، اقتصاد و جامعه در محله، شهر و منطقه‏ ای که در آن فعالیت می‏کنند، آگاه بوده و آن را می‏پذیرند.  آن‏ها فعالیت‏های سازمانی خود و نتایج آن را در راستای حفظ محیط زیست به صورت شفاف و دقیق به اطلاع ذینفعان می ‏رسانند. سازمان‏ های سبز سعی می‏كنند به عنوان شهروندان شرکتی، در جهت حذف و یا به حداقل رساندن اثرات نامطلوب فعالیت‏های خود تلاش كنند.

مسئولیت‏ پذیری

با درک شرایط اکولوژیک کنونی، سازمان‏های سبز می‏دانند كه کسب و کار به همان صورت قدیمی





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : به چه سازمانی، سازمان سبز می گوییم؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 27 آذر 1395

 

زن و مردی باید از پلی قدیمی می گذشتند

که ایمن به نظر نمی رسید،

 در راه رسیدن به پل،

 زن دچار نگرانی شد و گفت:

 من نمی خواهم از روی پل بگذرم.

مرد: پل خطرناکی است.

 ممکن است فرو بریزد و غرق شویم.

 زن: فکر کن روی تختۀ پوسیده ای قدم بگذاری و پایت بشکند.

مرد با وحشت گفت:

اگر پای من بشکند،

شاید از گرسنگی بمیریم.

 هر دو نگران بودند،

 تا سرانجام به پل رسیدند.

 اما در اوج ناباوری دیدند که

پل جدیدی ساخته شده است و بسلامت از آن عبور کردند.

 نگذار موریانۀ نگرانی بنای زندگیت را ویران کند.

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : فکر پل فرسوده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 26 آذر 1395

 

مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد

 

مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد


تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری

 

بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد

 

مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد


اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد



 میلاد رسول اعظم حضرت محمد مصطفی(ص) و پیشوای ششم شیعیان جهان امام جعفر صادق (ع) مبارک باد.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 26 آذر 1395

 

ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞ می رویند 
ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ رﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ می کنند، 
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ آنجا ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ آن ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ، 
ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. 
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ، 
ﭼﻪ ﻧﮕﺬﺭﺩ. 
معطر ﺑﻮﺩﻥ، 
ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔﻞ ﺍﺳﺖ. 
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
 و بی هیچ توقعی لبخند می زنند
 و مهربانند.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞ می رویند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 26 آذر 1395

 

آخرین جملات استیو جابز :

 

من در دنیای کسب و کار، به قله ی موفقیت رسیدم. به چشم دیگران، زندگی من مظهر موفقیت است. اما جدای از کار، انسان چندان شادمانی نیستم. به هر حال، ثروت یک حقیقت زندگی است که من به آن عادت کرده ام.

 

در این لحظه و در حالی که روی بستر بیماری قرار دارم و کل زندگی ام را به یاد می آورم، در می یابم که تمام شهرت و ثروتی که اینقدر به آنها افتخار می کردم رنگ باخته اند و در مواجهه با مرگ قریب الوقوع من، معنای خود را از دست داده اند.

 

 

در تاریکی، به چراغ های سبز رنگ دستگاه های کمک حیاتی بالای سرم نگاه می کنم و به سر و صداهای ماشینی آنها گوش می دهم و می توانم نفس خدای مرگ را، که هر لحظه نزدیک تر می شود، حس کنم.

 

 

حال می دانم، وقتی به اندازه ای ثروت اندوختیم که تا آخر عمرمان را کفاف بدهد، باید به مسائل دیگری بپردازیم که ربطی به ثروت ندارند. این مسئله باید چیز مهم تری باشد: شاید روابطمان، شاید هنر، شاید رؤیایی که در سال های جوانی در سر داشته ایم. مدام در پی ثروت بودن تنها نتیجه اش این است که فرد تبدیل به موجودی رنجور می شود؛ درست مثل من.

 

 

خداوند حس هایی در وجود هر یک از ما قرار داده است تا بتوانیم عشق را در قلب هر کسی احساس کنیم، نه توهماتی که ثروت برایمان به ارمغان می آورد.

 

من نمی توانم ثروتی که در زندگی ام کسب کرده ام را با خودم ببرم. تمام آنچه می توانم با خود ببرم خاطراتی هستند که به واسطه ی عشق ثبت شده اند.

 

این آن ثروت حقیقی است که شما را همراهی خواهد کرد، با شما خواهد ماند و به شما توان و روشنایی لازم برای ادامه ی مسیر را خواهد بخشید.

 

عشق می تواند هزاران مایل مسافت را دربنوردد. زندگی محدودیتی ندارد. هر جا که می خواهید بروید. به هر قله ای که می خواهید صعود کنید. تمام اینها در قلب و در دستان خود شماست.

 

 

گران قیمت ترین تختخواب جهان کدام است؟ بستر بیماری

 

شما می توانید کسی را استخدام کنید که به جای شما اتومبیلتان را براند، یا برای شما پول در بیاورد. اما نمی توانید کسی را استخدام کنید تا رنج بیماری را به جای شما تحمل کند.

 

 

مادیات را می توان به دست آورد. اما یک چیز هست که اگر از دست برود دیگر نمی توان آن را بدست آورد و آن زندگی است.

 

آدم وقتی وارد اتاق عمل می شود، پی می برد که هنوز یک کتاب باقی مانده که آن را نخوانده است، و آن کتاب زندگی سالم است.

 

ما در این لحظه در هر مرحله ای از زندگی خود هم که باشیم، با گذر زمان، بالاخره روزی خواهد رسید که پرده ی نمایش زندگی مان پایین کشیده خواهد شد.

 

برای خانواده ی خود، همسر خود و دوستان خود عشق بیندوزید. با خودتان خوب رفتار کنید. دیگران را گرامی بدارید.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : انرژی مثبت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 26 آذر 1395

این 15 مورد زندگی شمارا نابود میکند

 

 

۱. وقتی نمی‌بخشید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

نباید زندگی را خیلی جدی بگیرید. خیلی وقت‌ها دیگران ناراحتتان می‌کنند و خیلی وقت‌ها هم شما دیگران را ناراحت می‌کنید. کینه به دل گرفتن و عصبانی بودن کورتان می‌کند و نمی‌گذارد چیزهایی که واقعاً در زندگی مهم هستند را ببینید.

 

۲. وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه می‌دهید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گاهی اوقات به این دلیل در کاری می‌مانید که می‌خواهید آخر هر ماه درآمدی داشته باشید. اما چرا باید خوشبختی‌تان را به خطر بیندازید و به جای اینکه نگران الان باشید به آینده فکر نکنید که آزاد و شاد خواهید بود؟

 

۳. وقتی اینکه دیگران چه فکر می‌کنند برایتان مهم است زندگی‌تان را نابود می‌کنید

مطمئناً نمی‌توانید همه آدمها را راضی نگه دارید. اینکه حرف و فکر دیگران برایتان مهم باشد فقط خالی‌تان می‌کند چون آنها همیشه ناامیدتان می‌کنند.

 

۴. وقتی وقتتان را تلف می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

سعی نکنید منتظر بنشینید تا همه چیز در شرایط عالی قرار گیرد تا وارد عمل شوید. بلند شوید و هر کاری که برای عالی کردن زندگی‌تان لازم است را انجام دهید.

 

۵. وقتی از خودتان مراقبت نمی‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

بدن شما وسیله‌تان به سمت موفقیت است. درست رفتار کردن با بدنتان، خوب غذا خوردن و داشتن سبک زندگی سالم نه تنها سلامت شما را در آینده تضمین می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالاتر می‌برد.

 

۶. وقتی از همه چیز شکایت می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

زندگی کردن با شکایت شما را به هیچ کجا نمی‌رساند فقط ناامید، خسته و عصبانی‌تان می‌کند.

 

۷. وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گذشته قابل تغییر نیست. از آن درس بگیرید و بعد بگذرید. زندگی کردن با افسوس و پشیمانی فقط انرژی مثبتتان را گرفته و باعث می‌شود امکانات دیگری که پیش رویتان قرار گرفته را نبینید.

 

۸. وقتی شریک نادرستی برای زندگی‌تان انتخاب می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ‌چیز مخرب‌تر از زندگی کردن با کسی که تحسینتان نمی‌کند و موجب خوشحالی‌تان نیست، نخواهد بود.

 

۹. وقتی خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

 همه ما آدمهای خاصی هستیم چرا باید خودمان را با کسانی مقایسه کنیم که جای ما نیستند؟

 

۱۰. وقتی فکر می‌کنید پول برایتان خوشبختی می‌آورد زندگی‌تان را نابود می‌کنید

پول برایتان آزادی می‌آورد اما چیزهای ساده‌ای در زندگی هستند که شادتان می‌کنند و به هیچ پولی هم نیاز ندارند. اینکه همه توجه زندگی‌تان را صرف ثروت کنید خسته‌تان می‌کند.

 

۱۱. وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

شکرگزاری یعنی قدر چیزهایی که دارید را بدانید. اگر برای داشته‌هایتان شکرکزار باشید به آرامش درونی خواهید رسید.

 

۱۲. وقتی در روابط اشتباه می‌مانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

داشتن دوست‌های بد واقعاً بد است اما بودن در رابطه با دوستانی که ارزش‌فردی شما را پایین می‌آورند نابودتان خواهد کرد.

 

۱۳. وقتی بدبین و منفی‌گرا هستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

باید همیشه خوشبین باشید که اوضاع بهتر می‌شود. نمی‌توانید همیشه منفی فکر کنید و هر اتفاق خوبی هم که برایتان می‌افتد را هم محکوم کنید.

 

۱۴. وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

خیلی‌ها زندگی را پیش می‌برند که متعلق به آنها نیست. آنها مدام تظاهر می‌کنند و زندگی دروغی دارند. باید درمورد آنکه واقعاً هستید صادق باشید و طبق همان زندگی کنید.

 

۱۵. وقتی درمورد همه چیز نگرانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

 سعی کنید نگران چیزهایی که اهمیتی در کل زندگی‌تان ندارند، نباشید.به هرحال شما مسئول مشکلات کل دنیا نیستید





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : این 15 مورد زندگی شمارا نابود میکند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 26 آذر 1395
پسری از همه چیز گلایه می کرد. 
مادر بزرگش پرسید: 
کیک دوست داری؟
 پسر: 
البته که دوست دارم. 
روغن چطور؟
 نه.
 و تخم‌مرغ؟
 نه. 
آرد چی؟ 
جوش شیرین چطور؟
 پسر:
 نه مادربزرگ، 
حالم از همه‌شان بهم می‌خورد.
 مادربزرگ: 
بله، 
همه این چیزها به تنهایی بد بنظر می‌رسند 
اما وقتی بدرستی با هم مخلوط شوند، 
یک کیک خوشمزه درست می‌شود. 
خیلی از اوقات ما از سختیها ناراحت میشویم، 
اما او می‌داند که وقتی همه این سختی‌‌ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، 
نتیجه همیشه خوب است. 
ما تنها باید به او اعتماد کنیم




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : کیک دوست داری؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 25 آذر 1395

 

گفت: 
همش که نباید توی فکر اتفاقای افتاده باشی، 
گاهی هم باید به اتفاقای نیفتاده فکر کنی. 
به پاهات فکر کن که هنوز داریشون،
 به چشمات که هنوز سر جاشونن، 
به خونه ات که هنوز سیل نبرده،
 به مادرت که هنوز زنده اس.
 بالاخره یه چیزایی توی زندگی هست 
که اتفاق نیفتادن 
و تو میتونی
 به خاطر همونا خوشحال باشی




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اتفاقات زندگی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 25 آذر 1395

 

چگونه قانون جذب همواره برایمان اثربخش باشد؟ 
باید ظرفیت و تصویر ذهنی خودمان را از خودمان بالاتر ببریم. 
یعنی خود را فردی شایسته و لایق همۀ اتفاقات خوب ببینیم. 
یکی از موثرترین کارها، بخشیدن است. 
با بخشیدن و مفید بودن برای افراد دیگر،
 تصویرمان از خودمان مطلوب تر خواهد شد 
و در نتیجه خود را شایسته تر خواهیم دید




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : قانون جذب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 25 آذر 1395


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز