مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید











بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن،

بعد چشمشون به یه گردو می افته دولا میشن تا گردو رو بردارن،

 الماسه می افته تو شیب زمین،

 قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره،

میدونی چی می مونه؟

 یه آدم،

یه دهن باز،

یه گردوی پوک

 و یه دنیا حسرت،

 مواظب الماسهای زندگیمون باشیم،

 شاید به دلیل اینکه صاحبش هستیم

وبودنش برامون عادی شده ارزشش رو از یاد بردیم.

 الماسهای زندگی:

خانواده، سلامتی، عشق، روح و دوستان خوب هستند.


 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : الماس در دستمان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 مهر 1395

شکار گرگ ها در قطب 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : شکار گرگ ها در قطب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 مهر 1395

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:

ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند

ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند.

ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.

ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ ی تیز،

ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شده ی ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد.

ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این

که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند؛

 اما نمی داند یا نمی خواهد بداند که با آن حرص وصف

ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ می خورد!

ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ آن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ می رود تا به دست خودش کشته می شود.....

 نه گلوله ای شلیک می شود، و نه حتی نیزه ای پرتاب!

اما گرگ با همه غرورش سرنگون میشود’!

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،

خاطراتت را،

نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت

در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد،

زمین میخوری

زخم بر میداری

و درد میکشی

نه از بی مهری کسی دلگیر شو نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم

به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟

شاید

روزی

 ساعتی

آرزوی نداشتنش را میکردی

تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار

هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد

در آینده لبخند بزن

این همان جایی است که باید باشی!

هیج کس تو نخواهد شد

 آرامش سهم توست...





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : کشتن گرگ در قطب شمال،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 مهر 1395


ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮیم، 

اﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ، 

همه ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ.
 ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍست. 

ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ. 

قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد، 

اما امروز فهمیدم 

که اتفاق خواهد افتاد، 

این ما هستیم که نباید با او بیفتیم.

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی را می گویم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 مهر 1395

 

از مدیر موفقی پرسیدم:

 راز موفقیت شما چه بوده است؟ 

گفت:

 دو کلمه است، تصمیم های درست. 

گفتم:

 شما چگونه تصمیم های درست گرفتید؟ 

گفت: 

پاسخ یک کلمه است، تجربه. 

پرسیدم: 

و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟

 گفت: 

پاسخ دو کلمه است، تصمیم های اشتباه.

 براستی که اشتباهات باعث تجربه اندوزی و پیشرفت و تصمیمهای درست می شود





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : علت موفقیت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 مهر 1395

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.

 یک لاک پشت حسود...

او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :

ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.

 هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟

و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.

 سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود .

کتاب دنیای سوفی_یوستین گاردر




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : رقص هزار پا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395



نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

نه هر که آینه سازد سکندری داند

 

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاه داری و آیین سروری داند

 

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که دوست خود روش بنده پروری داند

 

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گداصفتی کیمیاگری داند

 

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

 

بباختم دل دیوانه و ندانستم

که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند

 

هزار نکته باریکتر ز مو این جاست

نه هر که سر بتراشد قلندری داند

 

مدار نقطه بینش ز خال توست مرا

که قدر گوهر یک دانه جوهری داند

 

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد

جهان بگیرد اگر دادگستری داند

 

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

 





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : نه هر که چهره برافروخت دلبری داند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395

«نلسون ماندلا» 27 سال از عمر خود را در دوره رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی در زندان سپری کرد اما پس از آن به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست روی کار آمد و برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است.

این مرد 95 ساله که به دلیل کهولت سن و ابتلا به عفونت ریوی درگذشت از محبوبترین شخصیت‌های مردمی در جهان است اگر چه وی از سال 2010 در انظار عمومی ظاهر نشده است.

ماندلا نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد، وی پیش از ریاست جمهوری از فعالان برجسته مخالف آپارتاید در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ملی آفریقا بود. 

ماندلا به خاطر دخالت در فعالیت‌های مقاومت مسلحانه مخفی محاکمه و زندانی شد.

وی روز یازدهم فوریه 1990 زمانی که پس از قریب به سه دهه تحمل حبس در رژیم آپارتاید از زندان آزاد شد، همه چشم‌های جهان به وی دوخته شد و پس از آزادی رئیس جمهور کشورش شد و مسیر آشتی ملی در آفریقای جنوبی را بنیان نهاد، اعتبار اکثریت سیاهپوست این کشور را به آنها بازگرداند و البته به سفیدپوستان نیز اطمینان خاطر داد که تغییر چیز نگران کننده‌ای برای آنها نمی‌تواند باشد. 

اسقف اعظم دسموند توتو که خود نیز برنده جایزه صلح نوبل است می‌گوید: ماندلا در سال 1994 به قدرت رسید اما بخشش و مهربانی که در روحش موج می‌زد به وی اجازه نداد که کسانی را که روزی در حق وی ظلم و جفا روا داشته بودند مجازات کند.

ماندلا از کودکی تا جوانی

نلسون رولیهلاهلا ماندلا در هجدهم ژوئیه 1918 (برابر با 26 تیر 1297 خورشیدی) در خانواده تمبو در روستای کوچک موزو در ناحیه متاتا، مرکز مناطق ترانسکی از استان کیپ از اتحادیه آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدر ماندلا، گادلا هنری مپهاکانییسوا، عضو شورای سلطنتی مردم تمبو بود، او از زمان تولد این مقام را به ارث برده بود و ماندلا نیز قرار بود چنین مقامی را به ارث ببرد. پدر ماندلا نقشی اساسی در به سلطنت رسیدن جونگینتابا دالیندیبو در تمبو داشت، دالیندیبو نیز پس از مرگ گادلا با به فرزندی گرفتن ماندلا به صورت غیر رسمی این لطف وی را جبران کرد.

رولیهلاهلا ماندلا در 7 سالگی، نخستین عضو خانواده خود بود که به مدرسه پا گذاشت، وی در مدرسه توسط یک معلم متدیست، با تبعیت از نام هوراسیو نلسون دریاسالار انگلیسی «نلسون» نام نهاده شد. پدر رولیهلاهلا وقتی وی 9 ساله بود در نتیجه بیماری سل درگذشت، و جونگینتابا، نایب السلطنه سرپرستی وی را بر عهده گرفت. ماندلا در یک مدرسه تبلیغی وسلی در همسایگی محل زندگی نایب السلطنه مشغول به تحصیل شد. بر اساس رسوم تمبو، او در شانزده سالگی تشریف، و در موسسه شبانه روزی کلارک بری، مشغول به تحصیل فرهنگ غرب شد. او به جای سه سال، در دو سال مدرک مقدماتی خود را اخذ کرد.

ماندلا در نوزده سالگی، در سال 1937، به هلدتون، دانشکده وسلی در فورت بیوفورت که بیشتر خانواده سلطنتی در آن مشغول به تحصیل بودند عزیمت کرد و به ورزش‌های بوکس و دو و میدانی علاقه‌مند شد. پس از شرکت در کنکور، وی شروع به تحصیل در مقطع کارشناسی علوم انسانی در دانشگاه فورت هار کرد، او در این دانشگاه با اولیور تامبو، آشنا شد و آنها تبدیل به دوست و همکار همیشگی یکدیگر شدند.

ماندلا در پایان سال اول تحصیلات خود، در تحریم شورای نمایندگی دانشجویان که در اعتراض به سیاست‌های دانشگاه انجام گرفت شرکت کرد، و پس از آن از فورت هار اخراج شد. کمی پس از آن، جونیگنتابا به ماندلا و جاستیس (پسر نایب السلطنه که وارث تاج و تخت بود) اعلام کرد که قصد دارد برای هر دوی آنها مراسم ازدواج ترتیب دهد. هر دو مرد جوان با ناراحتی از این مساله به جای آنکه ازدواج کنند، تصمیم گرفتند راحتی قلمرو نایب‌السلطنه را رها کرده و به ژوهانسبورگ تنها جایی که امکانش بود بگریزند.

ماندلا به محض ورود به ژوهانسبورگ، به عنوان نگهبان معدن شروع به کار کرد اما، بلافاصله پس از آنکه کارفرمای وی پی برد که ماندلا پسر ناتنی نایب‌السطنه ‌است که از خانه گریخته وی را اخراج کرد. پس از آن ماندلا به لطف ارتباطی که با دوست و همکار خود والتر سیسولو داشت به عنوان منشی یک شرکت حقوقی شروع به کار کرد. ماندلا در حین کار، تحصیلات خویش را به صورت مکاتبه‌ای در دانشگاه آفریقای جنوبی (UNISA) به اتمام رساند، و پس از آن شروع به تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه ویتواترسرند کرد. ماندلا در این مدت در شهرکی به نام الکساندرا زندگی می‌کرد.

مقاومت مسلحانه ماندلا علیه رژیم آپارتاید

ماندلا در سال 1961 فرمانده عالی جناح مسلح محرمانه کنگره ملی آفریقا بود سپس یک سال بعد در الجزایر و اتیوپی آموزش‌های نظامی دید و پس از یک سال مقاومت مخفیانه دستگیر و در سال 1964 به حبس ابد محکوم شد.

ماندلا پس از آن در بیانیه‌ای اعلام کرد: در طول زندگی خود برای ملت آفریقا مبارزه کردم و با سیطره سفید پوستان مبارزه کردم با سیطره سیاه پوستان مبارزه کردم و از نمونه یک جامعه دموکراتیک آزاد دفاع کردم و من آماده‌ام در این راه جان خود را از دست بدهم.

ماندلا 18 سال از دوران حبس خود را در جزیره روبن سپری کرد و پس از آن در سال 1982 به زندان بولزمور در کیپ تاون منتقل شد و سپس در زندان ویکتور فیرستر در شهر بارل زندانی بود. 

ماندلا پس از آزادی از زندان در سال 1990، سیاست صلح‌طلبی را در پیش گرفت، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی‌ شد که نماینده تمامی اقشار مردم باشد.

تبعیض نژادی در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم

در سال 1948 حزب ملی آفریقای جنوبی (رژیم آپارتاید) از طریق رای‌گیری به قدرت رسید و شروع به انجام یک رشته قوانین مبنی بر جداسازی نژادی که به نام «آپارتاید» شناخته می‌شود، کرد. این تبعیض در مورد ثروت به دست آمده از صنعتی سازی سریع دهه‌های 50، 60 و 70 میلادی نیز به کار رفت.

در حالی که اقلیت سفیدپوستان آفریقای جنوبی از بالاترین استاندارد زندگی قاره آفریقا، که برابر سطح زندگی در کشورهای غربی جهان اول بود، برخوردار شده بودند، اکثریت سیاه‌پوستان از لحاظ هرگونه استانداردی همچون درآمد، تحصیل و حتی ورود به ادارات دولتی مورد تبعیض قرار داشتند.

آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی روز به روز در جهان باعث جنجال بیشتر می‌شد و به تحریم‌های خارجی کشورهای غربی و شورش و سرکوب‌های داخلی انجامید.

سرکوب شدید توسط دولت متشکل از سفیدپوستان و مقاومت، اعتصاب، راهپیمایی، اعتراض و خرابکاری توسط احزاب ضد آپارتاید به‌ویژه کنگره ملی آفریقا (ANC) در آفریقای جنوبی دیر زمانی ادامه داشت تا در سال 1990 دولت حزب ملی نخستین گام برای مذاکره کناره‌گیری از قدرت را با لغو ممنوعیت کنگره ملی آفریقا و دیگر نهادهای سیاسی چپ‌گرا برداشت و نلسون ماندلا را بعد از 27 سال زندان آزاد کرد.

قوانین آپارتاید به تدریج از کتاب‌های قانون حذف شدند و اولین انتخابات چند نژادی در سال 1994 برگزار شد. حزب کنگره ملی آفریقا (ANC) با اکثریت آراء پیروز انتخابات شد و از آن زمان تاکنون قدرت را در دست داشته‌ است.

ماندلا از ترک قدرت تا دست و پنجه نرم کردن با بیماری

ماندلا تا سال 1999 برای یک دوره پنج ساله ریاست جمهوری در آفریقای جنوبی را در اختیار داشت اما پس از آن از صحنه سیاست خارج شد.

وی پس از آن نقش میانجیگر در مناقشات مختلف کشورها به خصوص در جنگ بوروندی بر عهده داشت.

ماندلا پس از دریافت جوایزی در طول چهار دهه، هم اکنون یک چهره سرشناس دولتمرد است که همچنان در مورد مسائل مهم عقاید خود را ابراز می‌دارد.

وی را در آفریقای جنوبی اغلب تحت عنوان «مادیبا» می‌شناسند، این عنوان افتخاری را بزرگان خاندان ماندلا به وی داده‌اند و بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نیز به نشانه احترام وی را «مخولو» (پدربزرگ) صدا می‌زنند.

در سال 1998 ماندلا در سن 80 سالگی با غراکا ماشیل، همسر سامورا ماشیل رئیس جمهور فقید موزامبیک ازدواج کرد.

ماندلا در 83 سالگی به سرطان پروستات مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و در سال 2004 اعلام کرد که فعالیت‌های عمومی خود را کاهش می‌دهد تا بقیه عمر خود را با خانواده و دوستان در زادگاه خود در روستا با آرامش بیشتر سپری کند.

ماندلا سه فرزند دختر دارد، در سال 2009 سازمان ملل برای گرامیداشت وی روز تولدش را روزی جهانی اعلام کرد.

ماندلا آخرین بار در سال 2010 در مسابقات جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی در ملاء عام حاضر شد.

ماندلا را قهرمان آپارتاید، رئیس جمهور و پدربزرگ ملت رنگین کمان می خوانند همچون دوران مقاومت خود علیه ظلم و تبعیض با بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام تسلیم مرگ شد. 

اغلب از آفریقای جنوبی به‌ عنوان ملت رنگین‌کمان یاد می‌کنند، این اصطلاح را اسقف اعظم «دسموند توتو» خلق کرد و بعدها رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی نلسون ماندلا از آن به عنوان استعاره‌ای برای توصیف پیشرفت‌های جدید تنوعات فرهنگی نشات گرفته از ایدئولوژی مبارزه با آپارتاید استفاده کرد






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : نلسون رولیهلاهلا ماندلا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395

 

آپارتاید (جدانژادی) واژه‌ای به زبان آفریکانس (هلندی) است یکی از اشکال تبعیض نژادی را بیان می‌کند و در اصل عبارت است از سیاست تبعیضی که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاهپوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می‌کنند.

 

از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگه داشتن افراد متعلق به نژادهای غیرسفید، مجبور کردن آن‌ها به اقامت در محلات و استان‌های خاص، محروم کردن آن‌ها از کلیه حقوق سیاسی وامکان تحصیل و پیشرفت. در مناطقی که سیاهپوستان مجبور به اقامت در آن می‌شوند و حق خروج از آن را ندارند حداقل امکانات زندگی نیز موجود نبود. کنگرهٔ ملی آفریقا با درخواست ایجاد جامعه آزاد چندقومی، جنگی علیه نظام آپارتاید به راه انداخت. طرفداران لغو آپارتاید، تظاهرات آرامی در شپرویل و تسوتو به راه انداختند، که با مقاومت مخالفان روبه‌رو شد. راهپیمایان سیاه‌پوست شلاق زده شدند، و حتی در مارس ۱۹۷۰، بیش از ۷۰ آفریقایی کشته شدند.

 

دوتن از مخالفان اصلی آپارتاید، استیو بایکو و نلسون ماندلا بودند. استیو بایکو به حکومت سیاهان اعتقاد داشت، در حالی که ماندلا به حقوقی مساوی برای تمامی اهالی آفریقای جنوبی معتقد بود. در سال ۱۹۶۲، ماندلا دستگیر شد و پس از محاکمه به حبس ابد محکوم گردید. در سال ۱۹۹۰، ماندلا در سن ۷۲ سالگی آزاد شد و مبارزه برای حقوق انسانی اهالی آفریقای جنوبی را از سر گرفت. سرانجام اف دبلیو دکلرک رییس جمهور آفریقای جنوبی با او وارد مذاکره شد. یک سال بعد، کنگره ملّی آفریقای جنوبی پیروز شد و ماندلا به ریاست جمهوری رسید و رژیم آپارتاید برای همیشه در آفریقای جنوبی و همچنین در دیگر نقاط جهان لغو گردید.





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آپارتاید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفت کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام "هفت اورنگ" است.

 

دل فارغ ز درد عشق، دل نیست

تن بی‌درد دل جز آب و گل نیست

ز عالم رویت آور در غم عشق!

که باشد عالمی خوش، عالم عشق

غم عشق از دل کس کم مبادا!

دل بی‌عشق در عالم مبادا!

فلک سرگشته از سودای عشق است

جهان پر فتنه از غوغای عشق است

می عشقت دهد گرمیّ و مستی

دگر، افسردگی و خودپرستی

اسیر عشق شو! کآزاد گردی

غمش بر سینه نه! تا شاد گردی

ز یاد عشق عاشق تازگی یافت

ز ذکر او بلند آوازگی یافت

اگر مجنون نه می زین جام خوردی،

که او را در دو عالم نام بردی؟

هزاران عاقل و فرزانه رفتند

ولی از عاشقی بیگانه رفتند

نه نامی ماند از ایشان نی نشانی

نه در دست زمانه داستانی

بسا مرغان خوش‌پیکر که هستند

که خلق از ذکر ایشان لب ببستند

چو اهل دل ز عشق افسانه گویند

حدیث بلبل و پروانه گویند

به گیتی گرچه صدکار، آزمایی

همین عشقت دهد از خود رهایی

بحمد الله که تا بودم درین دیر

به راه عاشقی بودم سبک سیر

چو دایه مشک من بی‌نافه دیده

به تیغ عاشقی نافم بریده

چو مادر بر لبم پستان نهاده‌ست

ز خونخواری عشقم شیر داده‌ست

اگر چه موی من اکنون چو شیرست

هنوز آن ذوق شیرم در ضمیرست

به پیری و جوانی نیست چون عشق

دمد بر من دمادم این فسون عشق

که: «جامی، چون شدی در عاشقی پیر،

سبک‌روحی کن و در عاشقی میر!

بنه در عشقبازی داستانی!

که ماند از تو در عالم نشانی

بکش نقشی ز کلک نکته‌زایت!

که چون از جا روی ماند به جایت»

چو از عشق این نوا آمد به گوشم

به استقبال بیرون رفت هوشم

بجان گشتم گرو فرمانبری را

نهادم رسم نو، سحرآوری را

برآنم گر خدا توفیق بخشد

که نخلم میوهٔ تحقیق بخشد

کنم از سوز عشق آن نکته‌رانی

که سوزد عقل، رخت نکته‌دانی

درین فیروزه گنبد افکنم دود

کنم چشم کواکب گریه‌آلود

سخن را پایه بر جایی رسانم

که بنوازد به احسنت آسمانم





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : جامی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395

 

خانه دوست كجاست؟

در فلق بود كه پرسید سوار

آسمان مكثی كرد

رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت

به تاریكی شن ها بخشید و به انگشت

نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

كوچه باغی است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

میروی تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل     

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:

كودكی می بینی

رفته از كاج بلندی بالا

جوجه بردارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست كجاست؟

 





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : خانه دوست کجاست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395

 

کودکی از مسئول سیرکی پرسید:

چرا فیل به این بزرگی را با زنجیر به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟

 فیل که الان راحت  میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!

صاحب فیل گفت:

این فیل چنین کاری نمیتواند بکند.

 چون این فیل با این زنجیر ضعیف بسته نشده است.

آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.

کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟

صاحب فیل گفت:

وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک زنجیر بسیار محکم بستم.

تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت،

و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است.

فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند!

هر کدام از ما، با نوعی فکر بسته شده ایم که

 مانع حرکت ما به سوی موفقیت است.





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : چه چیز مانع حرکت ما به سوی موفقیت است؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 28 مهر 1395

 

انسانها آفریده شده اند که

عشق بورزند

 و به آنها عشق ورزیده شود.

 اشیاء ساخته شده اند که

مورد استفاده قرار بگیرند.

دلیل آشفتگی های دنیا این است که

به اشیاء عشق ورزیده می شود و

 انسانها مورد استفاده قرار میگیرند.

 نلسون ماندلا





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : نلسون ماندلا میگه :،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 مهر 1395

پیش ما رسم شکســــتن نبود عهد وفا را         الله الله تو فراموش مکن صـــحبت ما را

قیمت عشق نداند، قــــــدم صدق ندارد         سُست عهدی که تحمل نــکند بار جفا را

گر مُخیّر بکنندم به قــیامت که چه خواهی         دوست ما را و همه نعمـت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو ســر بازنپیچم          تا بگویند پس از من که به سـر بُرد وفا را

خُنُک آن درد که یارم به عیادت به سر آید          دردمندان به چنین درد نخواهنــــد دوا را

باور از مات نباشد، تو در آییـــنه نگه کن          تا بدانی که چه بودســـــت گرفتار بلا را

از سر زلف عروســـان چمن دست بدارد          به سر زلف تو گر دســـت رسد بادِ صَبا را

سر انگشت تحیُّر بگَــــزَد عقل به دندان         چون تأمل کند این صورتِ انگــشت‌نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیــش وجودت         که سراپای بســــــوزند منِ بی‌سر‌و‌پا را

چشمِ کوته نظران بر ورقِ صـورتِ خوبان          خط همی‌بیند و عارف قلمِ صُــــنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست، ولیکــن          خودپرستان ز حقیقت نشـــناسند هویٰ را

مهربانی ز من آموز و گَرَم عُمــــر نماند           به سر تربت سعدی بطلـــــب مِهرِگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مســــتیِ ما را           قًل لصاح ترک النــاس من الوجد سُکاریٰ





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : غزلی زیبا از سعدی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 27 مهر 1395

 

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را به تصویر بکشد.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.

 آن تابلو ها ، تصاویری بودند از خورشید به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در چمن می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، پرندهو قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. ...

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.

در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد.

 اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود.

آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بودند.

 این تابلو با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت.

اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.

آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.

بعد توضیح داد :

آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل و بدون کار سخت یافت شود ، بلکه معنای حقیقی

 آرامش این است که هنگامیکه شرایط سختی بر ما می گذرد آرامش در قلب ما حفظ شود

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نقاشی آرامش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 26 مهر 1395


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز