مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

برو کشکت را بساب

 

می‌گویند روزی مرد کشک سابی نزد شیخ بهائی رفت و از بیکاری و

 درماندگی شکوه نمود و از او خواست تا اسم اعظم را به او بیاموزد،

چون شنیده بود کسی که اسم اعظم را بداند درمانده نشود و به

 تمام آرزوهایش برسد.

 

 

 

شیخ مدتی او را سر گرداند و بعد به او می‌گوید اسم 

اعظم از اسرار خلقت است

و نباید دست نااهل بیافتد و ریاضت لازم دارد و برای این کار به او دستور

 پختن فرنی را یاد می‌دهد و می‌گوید آن را پخته و بفروشد بصورتی که

 نه شاگرد بیاورد و نه دستور پخت را به کسی یاد دهد.

 

 

 

مرد کشک ساب می‌رود و پاتیل و پیاله ای می‌خرد شروع به پختن

 و فروختن فرنی می‌کند و چون کار و بارش رواج می‌گیرد طمع کرده و

 شاگردی می‌گیرد و کار پختن را به او می‌سپارد. بعد از مدتی شاگرد

می‌رود بالا دست مرد کشک ساب دکانی باز می‌کند و مشغول فرنی

فروشی می‌شود به طوری که کار مرد کشک ساب کساد می‌شود.

 

 

 

کشک ساب دوباره نزد شیخ بهائی می‌رود و با ناله و زاری طلب

 اسم اعظم می‌کند. شیخ چون از چند و چون کارش خبردار شده بود به او می‌گوید:

 

 

 

«تو راز یک فرنی‌پزی را نتوانستی حفظ کنی حالا می‌خواهی راز اسم اعظم را حفظ کنی؟

 

 

 

برو همون کشکت را بساب




نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : برو کشکت را بساب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 خرداد 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز