مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

فرض کنید به اداره‌ای رفته‌اید و کارمند اداره با کمال بی‌ادبی یا بی‌توجهی با شما

برخورد می‌کند و کارتان را راه نمی‌اندازد.

 

بغل دستیِ شما در مکان عمومی سیگار می‌کشد یا با صدای بلند موسیقی گوش

می‌دهد.

 

راننده باقی پول شما را نمی‌دهد.

 

یک نفر به شما توهینی می‌کند که حقتان نیست.

 

جنسی را خریداری کرده‌اید که مطلوبتان نیست و دوست دارید آن را پس دهید.

 

به نانوایی رفته‌اید و نانوا در ازای پول شما نان نامطلوب و مفتضحی در اختیارتان

می‌گذارد‌.

 

سر کلاس حق با شماست اما استاد به شما زور می‌‌گوید و شما جرأت نمی‌کنید به او

چیزی بگویید.

 

توی کتابخانه یک آدم کم‌شعوری موبایلش را بی‌صدا نکرده‌است و رویِ روح و

روان شما راه می‌رود.

 

بویِ پا یا دهان یا اخلاق گند همکارتان آرامش شما را سلب کرده است.

 

همسایه بالایی شما طوری سروصدا می‌کند که انگار استادیوم فوتبال است.

 

خودرویی را می‌بینید که عینهو گاو می‌رانَد (بلانسبتِ گاو)

 

آرایشگاه موهایتان را خراب کرده است.

 

مدیر یا کارفرمای شما همچون برده با شما رفتار می‌کند.

 

از یک رفتار همسر خود راضی نیستند...

 

 و شرایطی بسیاری از این دست که هر روز برای ما اتفاق می‌افتد.

 

 

در این مواقع که کارد به استخوان می‌رسد معمولاً ما ایرانی‌ها دو گونه عمل می‌کنیم:

 

یک_ یا عصبانی می‌شویم و با یک انفجار درونی شروع می‌کنیم به رفتارهای

تکانه‌ای و دری وری گفتن و پرخاشگری و حرف‌ها و حرکات حاکی از خشم؛ و یا

متلک‌هایی که زیربنایش خشم است. خشم هم که خشم می‌آورد، و بعد هم درگیری و

دعوا و فرار و باقی ماجرا.

 

دو_ یا اینکه می‌ترسیم و در خودمان می‌ریزیم و جسارت بیان اعتراضمان را به هر

دلیلی نداریم. اما عینهو حُناق به زیرِ گلویمان می‌چسبد و آرامش ما را برای چند روز

یا چند ساعت به هم می‌ریزد و گاهی به ناخودآگاهمان می‌رود و چندسال در آنجا

بازی درمی‌آورد.

 

 اما یک راه میانه‌ای هم وجود دارد که خیلی از ما ایرانی‌ها بلد نیستیم

 و یادمان نداده‌اند و اراده‌ای هم برای یادگیری آن نداریم.

 

 باور کنید حتی این وضعیت در برخی مدیران یا بزرگان کشور هم وجود دارد که

فقط همین دو وضعیت را چالش‌های سازمانی، کشوری یا بین‌المللی روبروی خود

می‌بینند. یا درگیری و ابراز خشم، یا ترس و فرار.

 

این راهِ میانه عبارت است از جرأت‌ورزی. یک‌جور شجاعتِ بودن.

 

 اینکه تو اولاً جرأت بیان حرفت را داشته باشی

  ثانیاً این جرأت و شجاعت را بتوانی در قالبی انسانی، پخته و متمدنانه بیان کنی.

مثلا در قالب شوخی‌های لطیف و انسانی؛ یا طوری که طرف مقابل را هم درگیر

ماجرا کنی و او بتواند خودش را جای شما بگذارد و به اشتباه بودن کارش پی ببرد.

 

 نقل شده روزی نامه‌ای به دست خواجه نصیر الدین طوسی رسید كه با كلمات زشت

از او بدگوئی شده بود، از جمله این سخن زشت را خطاب به او نوشته بودند:

 

"یا كلب ابن کلب: ای سگ پسر سگ".

 خواجه نصیر، جواب آن نامه را با كمال متانت نوشت:

 

"اینكه به من سگ گفته‌ای صحیح نیست؛ زیرا سگ با چهار دست و پا راه می‌رود و

ناخن‌های دراز دارد، ولی من قامت راست دارم و روی دو پا راه می‌روم و ناخن‌هایم

پهن است، ناطق هستم و خنده بر لب دارم، پوست بدنم آشكار است، ولی پوست بدن

سگ به واسطه پشم بدنش پوشیده شده است؛ در نتیجه، این نشانه‌ها بیانگر آن است كه

من با سگ فرق‌های بسیاری دارم ". او به همین منوال بقیه‌ی ناسزاگوئی‌ها را پاسخ

داد، بی‌آنكه یك كلمه زشتی به كار برد.

 

 جرأت‌ورزی نیاز به خودسازی درونی، تمرینِ شجاعت و یادگیری فنون مذاکره

دارد. برای تمرین از یک جا شروع کنید: از جرأت‌ورزی در یک کار کوچک.

 

دکتر محسن زندی

 پژوهشگر و روانشناس

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : برای تمرین از یک جا شروع کنید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 10 خرداد 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز