مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

رستم، پهلوان نامدار ایرانی، در یک باغ خوش آب و هوا توقف کرد 

تا هم خستگی نبرد سنگینش با افراسیاب را از تن به در کند. هم اسب

 با وفایش رخش، نفسی تازه کند.

پس از خوردن نهار، پلک هایش سنگین شد و کنار آتش خوابش برد. 

رخش هم بدون این که افسارش به جایی بسته باشد، تنها ماند.

 

افراسیاب با خودش فکر کرد که موفقیت رستم تنها به خاطر قدرت 

خودش نیست بلکه اسب او در این پیروزی خیلی نقش داشته.

 

پس سربازانش را برای دزدیدن رخش فرستاد. آن ها که از قدرت

 رخش خبر داشتند برای به دام انداختنش یک طناب بسیار بلند و 

محکم آورده بودند.

وقتی رخش حسابی از رستم دور شد، طناب بلند را به سمتش پرتاب

 کردند. رخش که بسیار باهوش و قوی بود توانست خودش را نجات

 داده و فرار کند.

 

رستم بیدار شد. جای خالی رخش را دید. زین او را در دست گرفت

 و از روی رد پاهایی که به جا مانده بود توانست او را پیدا کند.

بعد با صدای بلند به رخش گفت: « می دانی در حالی که زین تو 

را به دوش داشته ام چه قدر راه آمده ام؟ »

بعد برای دلداری خودش دوباره گفت: « عیبی ندارد. رسم زمانه

 این است. گاهی من باید سوار زین بشوم و گاهی زین سوار من. »

 

از زمانی که فردوسی این داستان را روایت کرد و این بیت را سرود،

 رسم شد هر وقت کسی به سختی و مشکل دچار شود به او چنین بگویند:

 

چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت

 






نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز