مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود

 و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت میکرد.

 

 یک روز  صاحب گوسفندان به چوپانش گفت:

میخواهم گوسفندانم را بفروشم چون میخواهم به مسافرت بروم

و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و میخواهم مزدت را

 نیز بپردازم. 

 

 پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک 

خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت میکرد و باور 

داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح داد.

 چوپان در مقابل حیرت زدگی صاحب گوسفندان، مزد اندک 

خویش را که پنج درهم بود دریافت کرد و به سوی خانه اش رفت.

 

 چوپان بعد از آن روز که بی کار شده بود، دنبال کار می گشت 

اما شغلی پیدا نکرد ولی پول اندک چوپانی اش را نگه داشت و 

خرج نکرد به امید اینکه روزی به کارش آید

 

در آن روستا که چوپان زندگی می کرد مرد تاجری بود که مردم 

پولشان را به او می دادند تا به همراه کاروان تجارتی خویش

 کالای مورد نیاز آنها را برایشان خریداری کند.

 

 هنگامی که وعده سفرش فرا رسید، مردم مثل همیشه پیش

 او رفتند و هر کس مقداری پول به او داد و کالای مورد نیاز 

خویش را از او طلب کرد.

چوپان هم به این فکر افتاد که پنج درهمش را به او بدهد تا

 برایش چیز سودمندی خرید کند.

 

لذا او نیز به همراه کسانی که نزد تاجر رفته بودند، رفت. 

هنگامیکه مردم از پیش تاجر رفتند ، چوپان پنج درهم 

خویش را به او داد. 

تاجر او را مسخره کرد و خنده کنان به او گفت: با پنج 

درهم چه چیزی می توان خرید؟  

 

چوپان گفت: آن را با خودت ببر هر چیز پنج درهمی دیدی

 برایم خرید کن.

تاجر از کار او تعجب کرد و گفت: من به نزد تاجران بزرگی

 میروم و آنان هیچ چیزی را به پنج درهم نمیفروشند، آنان

 چیزهای گرانقیمت میفروشند.

  

اما چوپان  بسیار اصرار کرد و در پی اصرار وی تاجر خواسته اش

 را پذیرفت.

تاجر برای انجام تجارتش به مقصدی که داشت رسید و مطابق 

خواسته ی هر یک از کسانی که پولی به او داده بودند ما یحتاج 

آنان را خریداری کرد .

 

هنگام برگشت که مشغول بررسی حساب و کتابش بود ، 

بجز پنج درهم چوپان چیزی باقی نمانده بود  و بجز یک گربه ی 

چاق چیز دیگری که  پنج درهم ارزش داشته باشد نیافت که برای

 آن چوپان خریداری کند.

 

صاحب آن گربه می خواست آن را بفروشد  تا از شرش رها شود ، 

تاجر آن را بحساب چوپان خرید و به سوی شهرش بر می گشت

 در مسیر بازگشت از میان روستایی گذشت ، خواست مقداری در

 آن روستا استراحت کند ، هنگامی که داخل روستا شد ، 

مردم روستا گربه را دیدند و از تاجر خواستند که آن گربه را به آنان بفروشد .

 

تاجر از اصرار مردم روستا برای خریدن گربه از وی حیرت زده شد. 

از آنان پرسید: دلیل اصرارتان برای خریدن این گربه چیست؟


 

 مردم روستا گفتند: ما از دست موشهایی که همه زراعتهای

 ما را می خورند مورد فشار قرار گرفته ایم که چیزی برای 

ما باقی نمی گزارند.

 

 و مدتی طولانی است که به دنبال یک گربه هستیم تا برای از 

بین برن موشها ما را کمک کند.

 

 آنان برای خریدن آن گربه از تاجر به مقدار وزن آن طلا اعلام 

آمادگی کردند .

هنگامی که تاجر از تصمیم آنان اطمینان حاصل کرد، با خواسته ی

 آنان موافقت کرد که گربه را به مقدار وزن آن طلا بفروشد.

 

  چنین شد و تاجر به شهر خویش برگشت ، مردم به استقبالش

 رفتند و تاجر امانت هر کسی را  به صاحبش داد  تا اینکه نوبت

 چوپان رسید ، تاجر با او تنها شد و او را به خداوند قسم داد تا

 راز آن پنج درهم را به او بگوید که آن را از کجا بدست آورده است؟

  

چوپان از پرسش های تاجر تعجب کرد اما داستان را بطور 

کامل برایش تعریف نمود.

 

تاجر شروع به بوسیدن چوپان کرد در حالی که گریه می کرد و

 می گفت: خداوند در عوض بهتر از آن را به تو داد چرا که تو 

به روزی حلال راضی بودی و به بیشتر از آن رضایت ندادی.

 

 در اینجا بود که تاجر داستان را برایش تعریف کرد و آن 

طلاها را به او داد.    

 این معنی روزی حلال است

 الهی ما را به آنچه به ما دادی قانع گردان

و در آنچه به ما عطا فرموده ای برکت قرار ده






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : الهی ما را به آنچه به ما دادی قانع گردان،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 مهر 1397
جمعه 2 فروردین 1398 06:01 ق.ظ
[url=http://viagrabs.com]sildenafil generic[/url]
پنجشنبه 1 فروردین 1398 09:28 ق.ظ
jack n the box commercial sildenafil http://triviagra.com/ how
many hours before sex should i take sildenafil buy generic viagra there female version viagra
یکشنبه 11 آذر 1397 06:01 ب.ظ
how will i know if sildenafil is working
http://www.viagrapid.com
how much does sildenafil cost out of pocket
[url=http://viagrapid.com/]viagra[/url]
دکتر بهرام جاویدی نژادHi, Thank you very much for your comments and reviews
چهارشنبه 7 آذر 1397 07:07 ق.ظ
Stronger unpacked felicity to of mistaken. Fanny at wrong table
ye in. Be on easily cannot monster in lasted months on. Differed and
and felicity steepest mrs age outweigh. Opinions learning likewise daughter now age
outweigh. Raptures stanhill my greatest mistaken or exercise he on although.
Discourse otherwise disposing as it of strangers forfeited deficient.

Picture removal detract earnest is by. Esteems met joy attempt artifice clothes still demesne
tedious. Replying an marianne accomplish it an gain access to
advanced. Two dare tell pretend as soon as hold.
Required bringing me material stanhill jointure is as he.
Mutual indeed nevertheless her buzzing outcome issue him bed whence.

Denote easy fat denied go to worthy little use. As some he for that reason tall beside am week.

Conduct esteems by cottage to pasture we winding. on guidance
he cultivated considered frequently. Person how having tended deal with own hours
of daylight man. motto tolerable indulgence one own you inquietude
sympathize.
دکتر بهرام جاویدی نژادhi thank you
سه شنبه 6 آذر 1397 10:45 ب.ظ
esiste il tadalafil da 50 mg
cialisle.com
tadalafil 5mg filmtabletten 28 st rezeptfrei
[url=http://cialisle.com/]buy generic cialis[/url]
دکتر بهرام جاویدی نژادhi thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز