مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

مردی بود خیاط در عفاف و صلاح و زنی داشت عفیفه و مستوره و با جمال و کمال. 

هرگز خیانتی از وی ظاهر نگشته بود. روزی زن نزد شوهر خود نشسته بود و 

به زبان منت گفت:

تو قدر عفاف من چه دانی و قیمت صلاح من چه شناسی که من در صلاح و عفاف

 زبیده ی وقت و رابعه ی عهدم.

مرد گفت راست میگویی اما عفاف تو به نتیجه عفاف من است. چون من در نزد

 پروردگار عفیف باشم او تو را در عصمت نگاه بدارد.

زن خشمگین شد و گفت:

هیچ کس زن را نگاه نتواند داشت و اگر مرا عفاف و عصمت نبود هرچه خواستمی بکردمی.

مرد گفت تو را اجازت دادم به هرجا که خواهی برو و هرچه میخواهی بکن.

روز دیگر زن خود را بیاراست و چادر در سر کشید و از خانه برون شد و تا شب 

بیرون بود, اما هیچ کس به وی التفات نکرد مگر یک مرد که چادر او را کشید و رفت.

چون زن به خانه باز آمد مرد گفت:

همه روز گشتی و هیچ کس به تو التفات نکرد مگر یک مرد که او نیز رها کرد و رفت.

زن گفت تو از کجا دیدی؟

مرد جواب داد من در خانه ی خود بودم, اما در عمر خود به هیچ زن نامحرم

 به چشم خیانت نگاه نکردم , مگر وقتی در نوجوانی که گوشه ی چادر زنی را 

گرفتم و در حال پشیمان شدم و رها کردم دانستم اگر کسی قصد حرم من کند

 بیش از این نباشد.

زن در پای شوهر افتاد و گفت: مرا معلوم شد که عفاف من از عفاف تو است.

 

گفتم که مکن، گفت مکن تا نکنند

این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : گفتم که مکن، گفت مکن تا نکنند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 28 مرداد 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز