مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید











حوالی ٦٠ سالگی ؛ چه خبره؟ !

 

جمله فرانسوی ای را که یادم نیست از که شنیده بودم و فقط به صرف اینکه فرانسوی بود و قشنگ، با همان زبان فرانسوی بر روی یک بنر دادم که برای تبریک روز تولدشان بنویسید:

زندگی از 60 سالگی آغاز میشود!

 

اما ته دلم باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. یعنی چه؟ مگر ممکن است؟

و بعد فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.

و تو این دو سال این جمله را خیلی تکرار کردم تا نوبت به شصت سالگی خودم رسید و باز دوباره این سوال، چطور میشود که زندگی از شصت سالگی شروع شود؟

 

اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در 60سالگی باشد.

 

آزادی از بند خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی و آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن! این اولین احساس آزادی است. آرامش و پذیرش آن چه که هستی و نه سرزنش و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.

 

دوم آزادی از اجبار به کارکردن مگر برای سرگرمی و لذت بردن؛ آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن و آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس مخالف مگر برای استغنای روح و روان.

 

این آزادی ها آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز زندگی باشد. آن هایی که قبل از 60 سالگی دار فانی وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمیچشند و ما هم اگرچه میدانیم برای همیشه زنده نخواهیم ماند، اما میتوانیم خنده های جوانی مان را در چین های پیشانی مان ببینیم.

 

این آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقاتت را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانیت کرارا گوش دهی، به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی.

 

هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد، تو زندگی نوینی را آغاز کرده ای. تو این آزادی را با عبور از مرز 60 سالگی ات بدست اورده ای؛ تو واقعا آزادی.

تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری و یا مالی پریشان نمیشوی، تو دیگر گرفتار آینه نیستی،

تو به داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی و حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی؛ میپذیری که شانه ملال است و سشوار فقط باعث اتلاف انرژی!

 

تو در 60 سالگی میفهمی که پایه زندگی محبت است و نه ثروت، دوست داشتن است و نه حسد و میپذیری که زیبایی در سادگی است و نه تجمل گرایی...

 

آنچه که جمع کرده ای چندان به کارت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از طراوت میکند. تو به این زندگی خوش آمدی!

تو در 60 سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی، وقت آن است که این زندگی را شروع کنی...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : حوالی ٦٠ سالگی ؛ چه خبره؟ !،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 7 خرداد 1396
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:06 ب.ظ
This is the right website for everyone who would like to
find out about this topic. You know so much its almost
tough to argue with you (not that I personally would want to…HaHa).
You certainly put a new spin on a topic that has been discussed for ages.
Great stuff, just great!
دوشنبه 23 مرداد 1396 05:33 ب.ظ
Hi there I am so happy I found your blog page, I really found you by accident,
while I was browsing on Aol for something else, Anyways I am here now and would just like to say cheers for a marvelous post and a all round enjoyable blog (I
also love the theme/design), I don't have time to browse it all at the minute but I have saved it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read more, Please do keep up the excellent job.
شنبه 14 مرداد 1396 04:39 ب.ظ
all the time i used to read smaller articles or reviews which also clear their motive, and that is
also happening with this post which I am reading here.
جمعه 6 مرداد 1396 12:58 ب.ظ
First off I want to say fantastic blog! I had a quick question that I'd like to ask
if you don't mind. I was interested to find out how you center yourself and clear your
mind before writing. I've had difficulty clearing my thoughts in getting my ideas out.

I truly do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are usually wasted simply just trying to figure out how to
begin. Any recommendations or hints? Appreciate
it!
جمعه 30 تیر 1396 05:38 ق.ظ
This post is truly a fastidious one it helps new the web viewers,
who are wishing in favor of blogging.
یکشنبه 7 خرداد 1396 04:05 ب.ظ
سلامممممم نفسممممممممممم
خوبی عزیزممممممممم
وبت خیلی خوب بووووووووود خیلی
میخواستم بیای به وب منم سایت سر بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم
می بینمت
دکتر بهرام جاویدی نژادسلام از لطف شما سپاسگزارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز