مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






رمضان بازگشتى صادقانه بسوى خداست.

رمضان میهمانی است که با خود سفره ای پر از رحمت به همراه دارد.

 

رمضان چگونه از آمدنت شاد و مسرور نباشم در حالیکه :

تو نشانه ی رحمت پروردگاری.

درون تو شبی است که از هزار ماه برتر است.

ماه رحمتی

ماه مغفرتی

ماه ضمانتی

ماه آزادی از آتش ، خشم و کینه

 

خداوندا ما را سالم به رمضان برسان و رمضان را برایمان 

از گناه و مبطلات سالم نگه دار و آن را پذیرفته از ما تحویل بگیر ....






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : رمضان بازگشتى صادقانه بسوى خداست.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

 

 

درخت‌ها ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛

ﻋﺪﻩ‌ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،

ﻋﺪﻩ‌ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ،

ﻋﺪﻩﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ

ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎ

 

ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ

و ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ

 

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ؛

ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ

ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ

ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ، ﺭﻓﺘﮕﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ؛

 

 ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ

ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ

ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ

 

ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ

ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ

ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ

ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ

ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : درخت‌ها ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398

 

لبخند بزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید

خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند

 

 لبخند بزن: وقتی داری سرکارت میروی.

خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند. 

   

لبخندبزن: چون تو صحیح و سالم هستی.

خیلی ها هستند دارند بخاطر بازگشت سلامتی شان میلیونها خرج میکنند

 

لبخند بزن: چون تو زنده ای وروزی داده میشوی وهنوز فرصت برای جبران زمان داری

 

 لبخند بزن: چون تو"خدا"را داری و اورا می پرستی و از او طلب کمک میکنی.

 

لبخند بزن: چون "تو"خودت هستی.

وخیلی ها آرزو دارند که چون "تو" باشند.

همیشه فرهنگ لبخند را در محیط زندگی خودت منتشر کن






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : لبخند بزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398

 

نیمى از زندگى مان

 

میشود صرفِ اینكه به آدمهاى دیگر ثابت كنیم،

ما چقدر خوشبختیم...

به آدمهایى كه شاید خوشبختى برایشان تعریفِ دیگرى دارد

حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشیم،

اما همین خودنمایى،

ما را تبدیل میكند به بدبخت ترین آدمِ روى زمین!

غذایى اگر جلویمان میگذارند،

قبل از لذت بردن از غذا،

ترجیح میدهیم آن را به رخِ دیگران بكشیم...

سفرى اگر میرویم،

ترجیحمان این است كه بگوییم،

ما آمدیم به بهترین نقطه ى روى زمین،تو

بمان همان جهنم همیشگى...

واردِ رابطه اگر میشویم، عالم و آدم را با خبر میكنیم،

كه ببینید چقدر خاطرِ من را میخواهد،

تو اما بمان در همان پیله ى تنهایى ات...

ما لذت بردن را پاك فراموش كرده ایم

مسیرى را میرویم كه خطِ پایان ندارد،

فقط میرویم كه از بقیه جا نمانیم!

 

علی قاضی نظام






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : فقط میرویم كه از بقیه جا نمانیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398

 

تفاوت آدمها و انسان ها:

 

آدم ها زنده هستند، انسان ها زندگی می‌کنند!

آدم ها می‌شنوند، انسان ها گوش می ‌دهند!

آدم ها می‌بینند، انسان ها عاشقانه نگاه می کنند!

آدم ها در فکر خودشان هستند، انسان ها به دیگران هم فکر می ‌کنند!

آدم ها میخواهند شاد باشند، انسان ها می ‌خواهند شاد کنند!

آدم ها، اسم اشرف مخلوقات را دارند؛ انسان ها، اعمال اشرف مخلوقات را انجام می ‌دهند!

آدم ها انتخاب کرده اند که آدم بمانند؛ انسان ها تغییر کردن را پذیرفته اند تا انسان شوند!

آدم ها و انسان ها هردو انتخاب دارند،

اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است.

نیازی نیست انسان بزرگی باشیم، انسان بودن خود نهایت بزرگیست...

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : تفاوت آدمها و انسان ها،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398

 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول

 

از خدا جوییم توفیق ادب

بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

 

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد

بلک آتش در همه آفاق زد

 

مایده از آسمان در می‌رسید

بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید

 

درمیان قوم موسی چند کس

بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس

 

منقطع شد خوان و نان از آسمان

ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان

 

باز عیسی چون شفاعت کرد حق

خوان فرستاد و غنیمت بر طبق

 

مائده از آسمان شد عائده

چون که گفت انزل علینا مائده

 

باز گستاخان ادب بگذاشتند

چون گدایان زله‌ها برداشتند

 

لابه کرده عیسی ایشان را که این

دایمست و کم نگردد از زمین

 

بدگمانی کردن و حرص‌آوری

کفر باشد پیش خوان مهتری

 

زان گدارویان نادیده ز آز

آن در رحمت بریشان شد فراز

 

ابر بر ناید پی منع زکات

وز زنا افتد وبا اندر جهات

 

هر چه بر تو آید از ظلمات و غم

آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم

 

هر که بی‌باکی کند در راه دوست

ره‌زن مردان شد و نامرد اوست

 

از ادب پرنور گشته‌ست این فلک

وز ادب معصوم و پاک آمد ملک

 

بد ز گستاخی کسوف آفتاب

شد عزازیلی ز جرات رد باب

 

حضرت مولانا






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : از خدا جوییم توفیق ادب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398

 

 

آرایش کردن تنها باعث میشود که از بیرون زیبا دیده شوید،

 اما اگر از درون زشت باشید به شما کمکی نخواهد کرد؛

مگر آنکه لوازم آرایش را بخورید!

 

آدری هپبورن






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آرایش کردن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 14 اردیبهشت 1398

 

 

 روزی یک مرد جوان رفت پیش دکتر وینسنت پیل و بهش گفت

آقای دکتر من خسته شدم. من نمی تونم از پس مشکلاتم بر بیام.

 لطفاً به من کمک کنید.

 

دکتر پیل جواب داد: باشه فقط یکم صبر کن من یک سخنرانی دارم

 بعد از سخنرانی به تو جایی رو نشون می­دم که هیچ کس اونجا مشکلی نداره.

 

مرد جوان خوشحال می­شه و می­گه:باشه من منتظرم.

 هر طور شده به هر قیمتی من به اونجا می­رم.

 

بعد از سخنرانی پیل اون مرد رو به اون مکان برد.

میتونید حدس بزنید اونجا کجا بود؟

 

قبرستان

 

پیل یه نگاهی به مرد جوان انداخت و

 گفت:اینجا  150  نفر اقامت دارن بدون اینکه مشکلی داشته باشن.

مطمئنی که می­خوای به اینجا بیای....؟؟؟؟

 

 

قرار نیست آدما بدون مشکل زندگی کنن. هنر حل کردن

مشکل رو باید پیدا کنن. بی مشکل فقط کسی است که مرده 




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : لطفاً به من کمک کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 14 اردیبهشت 1398

 

 

بهترین جواب بدگوییسکوت

بهترین جواب خشم صبر

بهترین جواب دردتحمل

بهترین جواب تنهاییتلاش

بهترین جواب سختیتوکل

بهترین جواب خوبیتشکر

بهترین جواب زندگیقناعت

بهترین جواب شکستامیدواری

 

یادمان باشد با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت!

یادمان باشد با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم!

کاش بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم باخدای او طرفیم.

 و کاش انسانها انسان بمانند!

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بهترین جواب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 14 اردیبهشت 1398

 

 

در کتاب چار فصل زندگی

صفحه‌ها پشت سر هم می‌روند

هر یک از این صفحه‌ها، یک لحظه‌اند

لحظه‌ها با شادی و غم می‌روند

 

 آفتاب و ماه، یک خط در میان

گاه پیدا، گاه پنهان می‌شوند

شادی و غم نیز هر یک، لحظه‌ای

بر سر این سفره مهمان می‌شوند

 

گاه اوج خندۀ ما گریه است

گاه اوج گریۀ ما خنده است

گریه دل را آبیاری می‌کند

خنده، یعنی اینکه دلها زنده است

 

زندگی، ترکیب شادی با غم است

دوست می‌دارم من این پیوند را

گر چه می‌گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : در کتاب چار فصل زندگی صفحه‌ها پشت سر هم می‌روند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 14 اردیبهشت 1398

 

 

 

هرخانه ای

حال و هوای خاص

خودش را دارد

 

بعضی از خانه ها

همین که وارد میشوی

عجیب آرامت می کنند

انگار که جادویت کرده باشند

 

بعضی از خانه ها رسم شان است

صبح های جمعه افتاب نزده

تاسرکوچه را آب وجارو میکنند

 

بعضی از خانه ها ...

هیچ وقت دلتنگی ندارند

 

بعضی از خانه ها صبح های زود

بوی چای تازه دم ونان برشته می دهند

وظهر ها بوی پیاز داغ ونعنا

وغروب ها بوی هل و دارچین...

 

بعضی خانه ها

انگار مامن نورند

بعضی از خانه ها

آبروی یک محله اند

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هرخانه ای حال و هوای خاص خودش را دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 14 اردیبهشت 1398

 

 

برداشت افراد موفق از زندگی

 

روزی سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم 

در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین

 درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید.

راننده تاکسی هم محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً 

به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!

راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به فریاد 

زدن. راننده تاکسی هم فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد.

 منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.

 

بنابراین پرسیدم: چرا شما آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود 

ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد! در آن هنگام

 بود که راننده تاکسی درسی را به من داد که اینک به آن می گویم: 

قانون کامیون حمل زباله. او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند

 کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، 

و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند.

 

وقتی زباله  در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی 

احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی

 میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید،

 برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و به

 افراد دیگر در سرکار، در منزل و یا توی خیابان ها پخش نکنید.

 

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : برداشت افراد موفق از زندگی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 13 اردیبهشت 1398

 

اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم

 و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرجه به بهترین

 وجه ممکن استفاده می‌کردم.

 

به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندم،

 اما یقینا هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم.

 

هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم.

 

کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم

 می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم.

 

راه را از‌‌همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و

 

زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند.

اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ساده‌تر لباس می‌پوشیدم،

 

در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم.

 

به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق

نمی‌شوند بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند.

 

به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند.

 

به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که

 مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است.

 

چه چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام

 

یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله کوه زندگی کنند

 و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است.

 

یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت

 می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند.

 

یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد

که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند. چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام .

 

احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا.

 

اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم،

چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم.

 

اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، 

به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.

 

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد.

 

کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو

چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.

 

به خودت این فرصت را بده تا بگویی:

 «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام

عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.

 

هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون

 رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن.

 به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند.

 اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. »

کابریل کارسیا مارکز






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 13 اردیبهشت 1398

 

ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.

بگذار بگویند غیرمنطقی یا غیراجتماعی هستیم؛ 

اما به این می‌ارزد که خودمان باشیم.

 

تا زمانی که رفتار ما و تصمیم‌های ما به کسی آسیبی نمیزند 

ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم؛

چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستن‌ها و تلاشهای

 بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته اند.

 

هنر عشق ورزیدن

اریک فروم






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 13 اردیبهشت 1398

 

همه عجله دارند!

مردم به معنایی در زندگی‌ شان نرسیده‌ اند

به همین دلیل پیوسته شتاب دارند که آن را بیابند!

 

به فکر اتومبیل بعدی،

خانه‌ی بعدی و شغل بعدی هستند...

بعد می‌ بینند که این‌ ها مقولاتی تهی و بی‌ معنا هستند 

از این رو به دویدن ادامه می‌ دهند..!

 

سه‌شنبه‌ ها با موری

میچ آلبوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : همه عجله دارند!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 13 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 297 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز