مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

 

" سی.پی.آر " بیمارستان جای جالبی ست، آدم هایی که بیرون

 از آن تند و تند قدم میزنند، گریه میکنند، دعا میکنند، حالشان

 بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و

 پنجه نرم میکند نیست.

 

آدم های بیرون از اتاق از یک چیز میترسند؛ از "نبودن" !

از نزدن ضربان قلب عزیزترین شخص دنیایشان، از جای خالیه یک آدم.

 

اتاق شوک جای بد و جالبیست، تمام قول های عالم پشت دَرش داده 

میشود، تمام خاطرات مرور میشود! تمام خوبی هایش یادآوری میشود!

 

حالا چشمتان را ببندید. بدترین آدمِ زندگیتان را درون این اتاق تصور کنید.

فرض کنید تنها کسی هستید که او دارد، به خوبی هایی که قبلا به 

شما کرده فکر کنید، به جای خالیش .

 

نبودِ آدم ها را هیچ کینه ای پر نمیکند!

 

لطفاً در زندگیتان یک اتاق سی پی آر، یک اتاق شوک داشته باشید

و خوبی هایِ آدم های بدِ دنیایتان را احیا کنید .

بعضی روزها امروزمان به فردا نمیرسند

 

دکتر محبی (فوق تخصص قلب)

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : نبودِ آدم ها را هیچ کینه ای پر نمیکند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

شعری زیبا از نیما یوشیج

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ می شکست

 

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !

 

 

 

 

 

ﮐﺎﺵ می شد ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ

 

ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ !!!

 

 

 

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺁﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ

 

ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻏﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ

 

 

 

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﻝ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ

 

ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ

 

 

 

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگی

 

ﺗﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻗﺎﺏ ﺑﻨﺪﮔﯽ

 

 

 

ﮐﺎﺵ می شد ﮐﺎﺵ ﻫﺎ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ

 

ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ

 

 

 

 

 

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩ

 

ﺭﺩ ﭘﺎﯼ ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮد..

 

 

 

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

 

ﻻﺍﻗﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ

 

 

 

ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ

 

ﺑﺮﺗﻨﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﮔﺸﺎﺩ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮﻫﻦ

 

 

 

ﺁﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﮐﻮﺩﮐﯽ ، ﺳﺮﻣﺸﻖ ﺁﺏ

 

ﭘﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ

 

 

 

ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ

 

ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ

 

 

 

ﻋﻤﺮ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ

 

ﺣﯿﻒ ﻫﺮﮔﺰﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ! !






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : ﺣﯿﻒ ﻫﺮﮔﺰﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

 

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

 

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

 

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

 

گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

 

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند

 

عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

 

خمر من و خمار من باغ من و بهار من

 

خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

 

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی

 

آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

 

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی

 

آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

 

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی

 

این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

 

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

 

باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

 

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم

 

ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

 

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای

 

وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

 

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من

 

مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

 

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم

 

سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

 

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد

 

هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

می خواهی صورت خدا رو ببینی؟

"مهربون شو"

دل یه بچه ، فقط یه بچه رو"شاد"کن

یه مادرو از"نگرانی"در بیار .

به کسی که مشکلات کمرش رو خم کرده

"احترام بگذار"و"کمکش کن".

کار خوب می کنی"مغرور نشو".

چیزی به کسی"نگو".

اعتبارت رو خرج "رفع بدبختی های دیگران" کن.

"با ادب"باش.

"دل نشکن".

"دروغ نگو".

سر کسی"کلاه نذار".

با "قلبت" زندگی کن

"زرنگی"نکن.

کسی که به اجبار داره دارو ندارشو حراج می کنه

بشناس و "به دادش برس"

یا نه ،

دست کم جنساشو به قیمت اصلی بخر

نگرد دنبال سود ، اونم از کسی که کل عمرش "ضرر کرده".

به خودت"احترام بگذار"

بد کسی و نخواه و بدش رو "نگو" .

با صورت و رفتار هم می شه بد کسی و گفت

پس خودتو گول نزن

"صادق باش"

بعد برو جلوی آینه بایست

همین

اصلا آینه هم لازم نیست

به هر طرف نگاه کنی

به هر کی و هر چی نگاه کنی خدا بهت ریز می خنده.

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : می خواهی صورت خدا رو ببینی؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

عمر میگذرد

و من بیش تر میفهمم

که هیچ چیز در دنیا

ارزش گریه کردن را ندارد!

ما آدم ها مدام چیزهایی را که اسمشان را مصیبت و بدبختی میگذاریم

در سرزمین افکارمان میچرخانیم و دور میکنیم و همین باعث میشود

 در صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی را بخوریم!

شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای چنین

لحظاتی به وجود آمده اند...

از غصه هایت فرار کن

در ناکجا آبادِ درونت رهایش کن؛

و به دنبال هر چیز که شادت میکند روانه شو...

زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد،

چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد

 

فقط کافیست از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی...

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عمر میگذرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

 

"تنهایی"

به این معنی نیست که دورت خالی از آدم باشه و کسی رو

 نداشته باشی که باهاش خلوتتو بهم بزنی و

باهاش بری گردش...

 

اتفاقا برعکس،

گاهی اوقات دورت پر از آدمِ!

 

اما...

 

از بینِ تمومِ آدم های اطرافت

کسی نیست که وقتی دلت غصه داشت برات تسکین باشه

کسی که تو بغل بِگیریش و از غمِ دلت بگی و یک دل سیر بباری...

 

تنهایی یعنی بینِ آدم های اطرافت

کسی نباشه که وقتی بهت نیاز نداره ازت خبر بگیره و جویای احوالت باشه...

 

گاهی اوقات آدم انقدر تو شلوغیا احساس تنهایی میکنه که خلوتشُ ترجیح میده...

 

گاهی اوقات تنها نشستن توی یک اتاق تاریک برات لذت بخش تر

 از بودن با آدم هایی میشه که تا وقتی که بهت نیاز دارن کنارتن...

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

ای پروردگار من

 بسوی تو این است؛

که ریشه درماندگی را از وجود من برکنی.

به من آن توانایی را اعطا کنی

که غم و شادی را در نهاد خویش پذیرا شوم.

به من آن نیرو را ارزانی بداری

تا عشقم را در خدمت به دیگران ،

ثمر بخش گردانم.

به من آن قدرت را ببخشائی

که هرگز ضعیفی را نیازارم

و برابر نیرومند مغروری زانو نزنم.

به من آن توان را کرامت کنی

که اندیشه ام را والاتر از این حقارتهای روزانه زندگی نگاه دارم .

و به من آن اراده را بدهی که در برابر اراده تو ،

 با خشنودی سربندگی فرو آورم.

آمین

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ای پروردگار من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. 

آنها از صمیمقلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان:

 “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره!

 زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.

” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!

” زن جوان: 

“دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟

” مرد جوان: 

“مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟

” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری

 و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.”

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با

 ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن

 ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند

 و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن 

را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و 

خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و 

خودش رفت تا او زنده بماند

 و این است عشق واقعی

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : این است عشق واقعی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

 

 ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ،

ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻥ،

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻡ ...

 

ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،

ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ...

 

ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،

ﭼﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ،ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ

ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭﺕ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﺪ ...

 

ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،

ﺯﯾﺮﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ، ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺠﺴﻢ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﻣﻦ ﺧﯿﺮ ﻣﺤﺾ، ﺛﺮﻭﺗﯽ ﻻﯾﺰﺍﻝ، ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻏﯿﺮ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺭﺍ

ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﻃﺎﻟﺒﻢ،

 

ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﻢ ….

ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﮐﺖ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺘﻢ …..

 

ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ….

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ

 

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺳﭙﺎﺱ ….

ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﻮﺍﺯﺷﻢ ﮐﺮﺩ

ﺳﭙﺎﺱ ﻛﻪ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﻮﺩﻧﺪ .

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397


 

پروردگارم

ای معشوق.....

به ما کمک کن تا بدانیم که

وقتی پاهایمان خسته است،می توانیم به رفتن ادامه دهیم ،

به خاطر قدرتی که در دلهایمان نهفته است...

 

و زمانی که دلهایمان خسته است،

هنوز هم می توانیم پیش برویم،

به خاطر قدرتی که در ایمانمان نهفته است.

 

به ما کمک کن تا در هر دانه شن صحرا معجزه ی تفاوت

 را درک کنیم،شاید این به ما کمک کند تا خویشتن

 را آنگونه که هستیم بپذیریم.

زیرا که همانگونه که دو دانه ی شن همانند هم نیستند،

 دو موجود انسانی نیز مانند یکدیگر،اندیشه و عمل نمی کنند.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : پروردگارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

 

 

ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﻳﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩ ...

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﻣﻴﻨﺪﺍﺯﻳﻢ ﺑﻪ ﺳﻘﻒ ﻣﺤﻘﺮ ﺍﺗﺎﻗﻤﻮﻥ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ

ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ ﻣﯽﺷﻤﺮﻳﻢ!

ﻗﺪﻳﻤﺎ ﻳﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﺳﻴﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﻴﺪ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻭ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ...

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﻭ ﺳﻪ ﺑﻌﺪﯼ ﻭ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﯼ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮﯼ!!

ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﻴﺸﺪ، ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﭘﺮﻳﺪﻳﻢ ﻭ ﺯﻧﮓ

ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺭﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺍﺯ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﺯﺩﻳﻢ ﻭ ﻛﻠﯽ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﯽﺧﻨﺪﻳﺪﻳﻢ...

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﮔﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ، ﺩﺭﺏ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﻪ ﺑﺮ ﻣﻴﮕﺮﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﻛﻪ

ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻧﺸﻴﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺳﻼﻡ ﻋﻠﻴﻚ ﻛﻨﻴﻢ...!

ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﻓﺎﻣﻴﻞ

ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ، ﭼﻪ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﻪ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﺕ ﭘﺴﺘﺎﻝ ﻭ ﭼﻪ ﺣﻀﻮﺭﯼ...

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎ "ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﯼ" ﻫﻢ، ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ...

ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻣﺤﻠﻪ ﺟﺪﻳﺪ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﯽﺭﻓﺘﻴﻢ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻭ ﺍﺷﺘﻴﺎﻕ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ

ﺟﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﻛﺮﺩﻳﻢ...

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺭﺑﻴﻨﺎﯼ ﻋﻜﺎﺳﯽ ﻭ ﻓﻴﻠﻤﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽﺑﻴﻨﻴﻢ!!!

ﻗﺪﯾﻤﺎ ﯾﻪ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮔﻪ، ﺑﺎ ﻓﮏ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ...

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ، ﻭﻟﯽ ﮐﻮ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮔﻪ؟

ﮐﻮ ﺍﻭﻥ ﻓﺎﻣﯿﻞ؟

ﮐﻮ ﺍﻭﻥ ﺧﻮﻧﻪ؟

ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺗﻮﯼ ﻗﺪﻳﻤﺎ ﻣﻮﻧﺪ....!!

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺗﻮﯼ ﻗﺪﻳﻤﺎ ﻣﻮﻧﺪ....!!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397


 

کارت دعوت:

 

وقتی به چیزی فکر میکنید در واقع برایش کارت دعوت میفرستید... ؛

آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدتها از او بی‌خبر بوده‌اید 


فکر کنید و او ناگهان پس از سالها به شما تلفن بزند!؟

 

شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید.

آیا هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که اراده‌ی شما، 

تولیدکننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره...!؟

افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود

 را بر آنها تحمیل کنید...!

هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش

 نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد...!

بجای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا در ذهن‌تان بسازید

 آنگاه خواهید دید که ذهن شما چه پیش‌گوی قابلیست....!

وقتی به چیزی فکر میکنید در واقع برایش کارت دعوت میفرستید...!

 

کارت دعوت افکار مثبتت رو بفرست...

  

دکتر شاهین فرهنگ






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ‌ کارت دعوت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397


شصت ساله های امروز !

 

در روزگاری نه چندان دور، پنجاه شصت سالگی، سن قرار و آرام بود.

پنجاه شصت  ساله  جزو بزرگان فامیل و خانواده بود.

برای خودش احترام و برو و بیایی داشت.

 زندگیش کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی..!

 

امروز اما پنجاه شصت ساله های  ایرانی وضع دیگرى دارند..!

نه مانند پنجاه شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل 

احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند، و نه همچون  پنجاه شصت  

ساله‌های جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی.

 

پنجاه شصت  ساله‌ی امروز ایرانی،

 هنوز دارد زبان خارجی یاد می‌گیرد

در حالیکه ذهنش دیگر ذهن بیست سالگی نیست.

 

نگرانی‌های یک آدم بیست ساله را در جسم و روح یک پنجاه

  شصت ساله به دوش می‌کشد .

 

 

 

پنجاه شصت  ساله‌ی امروز ، هم پدر و مادر است برای فرزندانش، 

و هم گاهی برای پدر و مادرش..باید ستون محکم بزرگترها و کوچکترها باشد

.

سفت و محکم بایستد و اصلاً احساس ضعف نکند. خیلی هم احساساتی نشود.

 

در روزگاری که نه فرزندش خیلی تره برایش خورد می‌کند و نه پدر

 و مادرش ، او باید حواسش به همه‌ی آنها باشد .

مشکلات همه را سر و سامان دهد و مشکلات خودش را هم.

 

پنجاه شصت ساله‌ی امروز ، باید مسائل سن بلوغ فرزندش را حل کند. 

باید برای آینده‌ی فرزندش آنهم در این اوضاع آشفته، تدبیر بخرج دهد.

 

گرچه هنوز جسمش و روحش هزار طلب دارد، باید با تنهایی کنار بیاید،

 چرا که حتی اگر بتواند رابطه‌ی پیچیده‌ی زناشویی را زنده و شاداب 

نگه دارد. باز هم تنهاست..!

 

چون وقت ندارد و امکانش نیست به این چیزها فکر کند . 

چون همه منتظر اویند و متوقع از او.

 

پنجاه شصت ساله ‌ى روزگار ما همچنان باید چهار اسبه کار کند.

 چون روزگارش ثبات اقتصادی ندارد هنوز و آینده‌اش نیز هنوز مبهم

 است و دیگر بدنش طاقت اینجور کار کردن را ندارد.

 

 گاهی فشار بالا می‌رود و گاهی پایین. گاهی تپش قلب می‌گیرد..!

 

پنحاه و شصت  ساله‌هاى این روزگار همان‌هایی هستند که در

 بلاتکلیف‌ترین دوران این سرزمین رشد کردند، تمامی آزمون و 

خطاها روی آنها صورت گرفت،

 

بدیهی‌ترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم 

محسوب می‌شد،

 دلهره و ترس و نگرانی جزئی از وجودشان شد و با آن بزرگ شدند، 

در بچگی مطیع بودند و در بزرگسالی نیز مطیع.

همیشه منتظر سرابی به نام آینده‌ی بهتر بودند و..

 پنجاه و شصت سا‌له‌ی عزیز!

اگر بخت با تو یار بود و زنده ماندی!قوی باش!خیلی قوی باش!

 

تو پنجاه و شصت ساله‌ی این روزگاری در این سرزمین، و نباید 

انتظار قرار و آرامشی مانند پنحاه شصت ساله‌های پنجاه شصت 

سال قبل را داشته باشی.

چون زندگی هنوز با تو خیلى كار دارد.

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : شصت ساله های امروز،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 مهر 1397

مرغابیان به شوق پرواز زنده اند به شوق پر گشودن

 به شوق دیدن همنوع خویش

 مرغابیان به شوق دیدن نوک قله ها زنده اند

 مرغابیان برای رقصیدن با ابرهای آسمون زنده اند

 مرغابیان به شوق پرواز بر روی موجهای دریا وحس نسیم دریا زنده اند

مرغابیان به شوق دیدن چمن زارها شالی زارها کوهها ودشت ها زنده اند

وپر میگشایند وبه پرواز در میآن

حالا پر پرواز اون مرغابیان را بزنید اونها را کشتید

عشق شان را از اونها گرفتید

 معنای زندگی را از اونها گرفتید

آزادی ورها بودن را از اونها گرفتید امید را از اونها گرفتید

ای انسان تو که اشرف مخلوقات عالم هستی

 تو معنای زندگی ات چیه

اول از همه تو آزاد آفریده شدی حریت تو ارزشمند ترین گوهر گرانبهایت هست

تو به چه مقصودی زنده ای

وقتی مرغابی برای خودش اینهمه هدف داره

 تو که اشرف مخلوقات عالم هستی توی انسان باید چه اهداف بزرگ وبا ارزشی داشته باشی

تو آفریده شدی عشق بورزی با همنوعت

 تو آفریده شدی عشق بورزی به همه آفریده های خدا

 تو باید الگوی عشق ورزی باشی

 تو باید هر نفس عشق رو در کل عالم جریان بیندازی عین رود تا به اقیانوس هستی برسه

تو درس آزاد منشی ورهایی بده رهایی از هر چه بندگی غیر خداست

تو آفریده شدی برای عشق ورزی

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مرغابیان به شوق دیدن نوک قله ها زنده اند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 14 مهر 1397

 

فرض کنید سوار یک هواپیمای جت هستید، جایی آن 

طرف اروپا بال هواپیما آسیب می بیند. دوست دارید عکس العمل 

خلبان چگونه باشد؟

دوست دارید خلبان پرواز بگوید: آرام باشید و کمربندها را ببندید! 

مسیر پُر تکان و ناهمواری در پیش داریم، 

اما راهی برای رفع مشکل پیدا میکنیم."

یا ترجیح میدهید که کاپیتان پرواز به هر طرف بپرد و فریاد بزند:

 همه ما میمیریم! ما کشته میشویم.

کدام یک از این دو شما را سالم بر زمین می نشانند؟

حالا درمورد زندگی خود فکر کنید، شما خلبان زندگی خودتان هستید.

به نظرتان با کدام شیوه میتوانید مشکل خود را حل کنید؟

راهی خواهم یافت! یا من می‌میرم. کدام یک؟

این تفکر شاید موفقیت شما را تضمین نکند

 اما بهترین شانس را به شما میدهد.

بازنده ها آن قدر روی مشکلات تمرکز میکنند که فقط مشکل را می بینند.

آنتونی رابینز

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آرام باشید و کمربندها را ببندید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 14 مهر 1397


( کل صفحات : 239 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز