مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

بیشتر مردم در حقیقت در بیست یا سی سالگی می‌میرند و اگر چه به ظاهر زنده می‌مانند اما دیگر چیزی یاد نمی‌گیرند و انعكاسی از گذشته‌ی خود می‌شوند و در سال‌های بعدی خودشان را تكرار می‌كنند و ماشین وار آن‌چه را كه در بیست یا سی سالگی یادگرفته‌اند، ناشیانه و به شكلی بدتر به نمایش در می‌آورند.

 

رومن رولان

ان کریستف






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بیشتر مردم در حقیقت در بیست یا سی سالگی می‌میرند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398

 

 

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است

نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی؟

عشق زمینی یا عشق آسمانی،

یا عشق جسمانی؟

از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید.

حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.

خود به تنهایی دنیایی‌ست عشق ...

یا درست در میانش هستی، در آتشش،

یا بیرونش هستی، در حسرتش ...

 

الیف‌ شافاک

ملت عشق






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

 

 

خودتان، خودتان را تشویق کنید.

"شما به همه نیاز ندارید که برای شما باشند . شما یک چیز مهم دارید .

 خدای متعال در جهت شما تنفس می کند . "

 

مسئله این است که شما چیزی را می خواهید که فقط در اختیار خداست

ارزش و اعتبار شما از انسان دیگری نمی آید، از آفریدگارتان می آید.

 

اگر به مردم تکیه کنید نا امید خواهید شد.

مردم کاری می کنند سرخورده شوید.

وقتی به آن ها نیاز دارید سرشان شلوغ است و کنارتان نیستند،

حتی گاهی از شما رو بر می گردانند.

 

دست از وابستگی به مردم بردارید.

به دنبال تایید مردم نباشید، و خودتان خودتان را تایید کنید.

شاید مردم شما را تشویق نکنند.

خودتان خودتان را تشویق کنید.

 

شاید دیگران کاری نکنند که شما احساس خاص بودن بکنید.

خودتان به خودتان حس خاص بودن بدهید.

بگویید من آفریده خدای بزرگ هستم؛ من غرق لطف او هستم.

در زمان مناسب  وقتی خداوند بداند شما آماده هستید شما وارد

مرحله جدیدی می شوید و پیشرفت ناگهانی زیادی می کنید.

 

ناگهان از زیر قرض بیرون می آیید.

ناگهان سلامتتان بر می گردد.

ناگهان فرد مناسب را ملاقات می کنید.

 

ولی نکته این است که شما باید این روند اعتماد به خدارا طی کنید.

 و باور داشته باشید قدرتی مافوق طبیعی همیشه پشت سر شما ایستاده

جول اوستین






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : خودتان، خودتان را تشویق کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

هر اندازه آدمی بهتر بتواند به وقت شادمانی بخندد،

به وقت اندوه بگرید، برای تعیین حد و مرزها ابراز خشم کند، با

 شور و اشتیاق به معاشقه بپردازد و محبت را با گشودگی و بی‌قید و

 شرط ببخشد و بپذیرد، به همان اندازه از رنج  به دور خواهد بود .

و هر چه آدمی بیشتر با لذت هستی درآمیزد، نسبت

 به خود و دیگران بخشنده‌تر خواهد شد.

هیجان‌ها به ما کمک می‌کنند تا رفتارمان را تنظیم کنیم؛ حالات درونی

 و وضعیت روابطمان را زیر نظر بگیریم؛ یادگیری‌مان را بهتر کنیم؛

تصمیم‌گیری‌هایمان را آسان‌تر کنیم و به زندگی‌مان معنا بخشیم...!

دگرگونی زندگی‌ها

دیوید مالان

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به زندگی‌مان معنا بخشیم.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

                                      به مدت چندین سال همسرم به یک اردوگاه

 در صحرای (ماجوی) کالیفرنیا فرستاده شده بود. 

من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود

 که از آن مکان نفرت داشتم. همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و

من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ 

هم صحبتی نداشتم. سرخ پوست ها و مکزیکی ها ی آن منطقه هم 

انگلیسی  نمی دانستند. غذا و هوا و آب  همه جا پر از شن بود

 

آنقدر عذاب می کشیدم که تصمیم گرفتم به خانه برگردم.

 

و حتی قید زندگی مشترک مان را بزنم

 

نامه ای به پدرم نوشتم و گفتم یک دقیقه دیگر هم نمی توانم دوام بیاورم.

 می خواهم اینجا را ترک کرده و به خانه شما برگردم. پدر نامه ام  را 

با دوسطر جواب داده بود، دو سطری که تا ابد در ذهنم باقی خواهند 

ماند و زندگی ام را کاملا عوض کرد.

«دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند...

یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را

بارها این دو خط را خواندم واحساس شرم کردم. تصمیم گرفتم

 به دنبال ستارگان باشم و ببینم جنبه مثبت در وضعیت

 فعلی من چیست؟

 با بومی ها دوست شدم و عکس العمل آنها باعث شگفتی من شد.

 وقتی به بافندگی و سفالگری آنها ابراز علاقه کردم، آنها اشیایی

 راکه به توریست نمی فروختند را به من هدیه کردند. به اشکال

 جالب کاکتوس ها و یوکاها توجه می کردم. چیزهایی در مورد سگهای

آن صحرا آموختم و غروب را مدام تماشا می کردم. 

دنبال گوش ماهی هایی

 می رفتم که از میلیون ها سال پیش، وقتی این صحرا بستر 

اقیانوس بود، در آنجا باقی مانده بودند.

چه چیزی تغییر کرده بود؟

صحرا و بومی ها همان بودند...

این نگرش من بود که تغییر کرده  و یک تجربه رقت بار را به

 ماجرایی هیجان انگیز و دلربا  تبدیل کرده بود. من آنقدر از زندگی

در آنجا مشعوف بودم که رمانی با عنوان ” خاکریز های درخشان”

 در مورد زندگی درصحرای  ماجوی نوشتم. من از زندانی که

 خودم ساخته بودم به

بیرون نگریسته و ستاره ها را یافته بودم.

اگر به فرزندان خود رویارویی با سختی های زندگی را نیاموزیم

در حق آنها ظلم کرده ایم

آیین زندگی

دیل کارنگی

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند... یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند؛ 

آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟

میگن :با تو حاااالم عاااالیه!!!

وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی!

میگن بیداربودم !!! 

یا میگن خوب شد زنگ زدی...

وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین غذا میخوره راهشون روکج میکنن که اون نپره...

اگه یخم بزنن،دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...

آدم هایی که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن!

همینها هستند که دنیارا جای بهتری میکنند؛

آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان میشوی،

رو برنمیگردانند لبخند میزنند و هنوز نگاه میکنند...

دوستهایی که بدون مناسبت کادو میخرند و میگویند این شال پشت ویترین انگارمال توبود...

یا گاهی دفتر یادداشتی، کتابی...

آدمهایی که از سرچهارراه، نرگس نوبرانه میخرندو باگل میروند خانه,

آدمهای پیامکهای آخرشب،

که یادشان نمیرودگاهی قبل ازخواب؛

به دوستانشان یادآوری کنندکه چه عزیزند...

آدمهای پیامکهای پُرمهر بی بهانه،

حتی اگربا آنها بدخلقی و بیحوصلگی کرده باشی...

کسانیکه غم هیچکس راتاب نمیاورند و تو رابه خاطرخودت میخواهند. 

آدم هایى كه پیششان میتوانى لبریز از خودت باشى






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند؛،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

 

 

 

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد

و در خورجین گذاشته و به راه افتاد.

 

چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت:

به گردنت بزنم یا به لبت؟

چوپان گفت:

آیا سزای خوبی این است؟

مار گفت:

سزای خوبی بدی است. قرار شد تا از کسی سوال بکنند،

به روباهی رسیدند و از او پرسیدند.

روباه گفت:

من تا صورت واقعه را نبینم نمیتوانم حکم کنم.

پس برگشته و مار را درون بوته های آتش انداختند،

مار به استمداد برآمد و روباه گفت:

 

بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

 

"خانه پدر و مادر"

بعد از خانه خدا،تنها خانه ای است که:

روزی ده ها بار می توانی بروی بدون دعوت

و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.

خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد

خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی

خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند

خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست

خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت

 محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است

خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.

خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!

خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و

تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.

خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست

خانه ای که وقتی خوردنی آوردند اگر نخوری ناراحت و دلشکسته می شوند

خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود

خانه ای که .........

 

چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد

 

"قدر این خانه ها را بدانیم"

"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"

شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم

دیر می شود.

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "خانه پدر و مادر"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

 

 

 

اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری

بر گذشته می افکنند، در می یابند که سرتاسر زندگی

را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که

 آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند

 همان زندگی شان بوده یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده اند.

انسان فریاد بر می آورد که امید و آرزو او را فریفته اند تا این که

عاقبت در آغوش مرگ به رقص در آید!

آه، چه مخلوق حریص و سیری نا پذیری است این انسان.

 

در باب عبث بودن وجود

آرتور شوپنهاور






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نظری بر گذشته افکنند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

پیرمرد محتضری که احساس می کرد مردنش نزدیک است،

 به پسرش گفت: مرا به حمام ببر. پسر، پدرش را به حمام برد.

پدر تشنه اش شد. آب خواست. پسر قنداب خنکی سفارش داد

 برایش آوردند و آن را به آرامی در دهان پدر

 ریخت و پس از شست وشو پدر را به خانه برد.

 پس از چندی پدر از دنیا رفت و روزگار گذشت و پسر هم به سن

 کهولت رسید روزی به پسرش گفت: فرزندم مرگ من

 نزدیک است مرا به حمام ببر و شست وشو بده.

پسر نااهل بود و با غر و لند پدر را به حمام برد و کف

حمام رهایش کرد و با خشونت به شستن پدر پرداخت.

پیرمرد رفتار خود با پدرش را به یاد آورد. آ

هی کشید و به پسر گفت: پسرم تشنه هستم.

پسر با تندی گفت: این جا آب کجا بود و طاس

را از گنداب حمام پر کرد و به حلقوم پدر ریخت.

پدر اشک از دیده اش سرازیر شد و گفت: من قنداب دادم،

گنداب خوردم.

 تو که گنداب می دهی ببین چه می خوری؟






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : تو که گنداب می دهی ببین چه می خوری؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

 

تاحالا براتون سوال شده چرا در مراسم‌های عرفانی

 و یا تولد‌ها شمع روشن می‌کنن ؟

 

گفته شده عالم خلقت اگه تجزیه بشود

 به 4عنصر می‌رسیم: آب، باد، خاک، آتش !

اگر موقع دعا کردن جایی باشیم که این 4عنصر وجود داشته باشد

 استجابت دعا اتفاق می‌افتد !

شمع همه این 4 عنصر را یک جا با هم دارد

موم شمع: خاک

شعله شمع: آتش

دود شعله: باد

موم ذوب شده: آب






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : شمع،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398

 

هیچوقت به تهش فکر نکن

چون ممکنه برسی به غم

ته زندگی به این قشنگی، میرسی به مرگ

ته یک روز خوب، ممکنه برسی به شب پر از فکر و خیال

ته یک خاطره قشنگ،

ممکنه برسی به یک یادش بخیر

از حس و حال الانت لذت ببر...

اونقدر آدمها قبل من و تو غصه خوردن، 

لب پنجره سیگار کشیدن،

عاشق شدن،

فارغ شدن،

فحش دادن...

اونقدر آدمها قبل من و تو بردن، 

باختن، 

گذاشتن رفتن، 

گم و گور شدن..

اونقدر آدمها قبل من و تو به گذشتشون فکر کردن، 

حسرت خوردن، بغض کردن..

حالا کجان؟

رها کن رفیق.. 

رها کن بذار  بره...

بذار بگذره






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : رها کن رفیق..،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

 

فواید یادگیری زبان دوم :

پژوهش‌های به عمل آمده درباره افرادی که زبان دوم را از کودکی

فرامی ‌گیرند نشان می‌دهد این افراد می‌توانند نه‌تنها چند زبانه شوند،

بلکه قادر هستند به زبان مادری خود تسلط بیشتری پیدا کرده و در

 آزمون‌های پیشرفت تحصیلی عملکرد بهتری داشته باشند.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، «فراگیری زبان دوم علاوه بر

 تسهیل ایجاد توانایی ارتباط با گروه‌های بزرگ‌تر در محیط کار نیز

 می‌تواند اثربخش باشد. در جامعه امروزی ارتباط با فرهنگ‌های

مختلف در موقعیت‌های گوناگون از اهمیت زیادی برخوردار است و

 آشنایی نداشتن به یک زبان دوم در این خصوص ایجاد مانع می‌کند.

در محیط کار نیز این مهم مزیتی است که می‌تواند به موقعیت‌های

 شغلی جدیدتر و بهتر منجر شود.

این روزها با فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی توانایی برقراری

ارتباط و درک فرهنگ‌های دیگر در دنیای کسب و کار به طور

فزاینده ای اهمیت پیدا کرده است. امروزه کارفرمایان به دنبال

کارمندانی هستند که بتوانند به طور روان به یک یا دو زبان دیگر

 صحبت کنند و این توانایی در ارتقای شغلی افراد همتراز نقش مهمی

 ایفا کند. مطالعات نشان می‌دهد دانش‌آموزانی که زبان دوم را فرا

می‌گیرند در مقایسه با دیگران مبتکرتر و خلاق‌تر هستند و توانایی

حل مسائل پیچیده را دارند.

همچنین این دانش‌آموزان در زمینه تفکر واگرا، حافظه و دامنه توجه

 از خود برتری نشان می‌دهند و می‌توانند در زمینه هوش زبانی

 و غیر‌زبانی نمرات بالاتری بگیرند.

همچنین این زبان ‌آموزان در آزمون‌های مرتبط با خواندن، زبان و

ریاضیات نمرات بالاتری می‌گیرند. ناگفته نماند مشاهده شده به ازای

هر سال که شخص در حال یادگیری زبان دوم است، در دروس دیگر

نیز به پیشرفت تحصیلی نائل خواهد آمد.

در مطالعاتی که سال ۱۹۹۲ انجام شد دانش ‌آموزانی که چهار سال یا

بیشتر به فراگیری زبان دوم مشغول بوده‌ اند در بخش شفاهی آزمون‌های

استاندارد ارزیابی تحصیلی نمرات بالاتری گرفته ‌اند.

علاوه بر این آزمون‌ها، نمرات این زبان ‌آموزان در آزمون  زبان‌های

خارجی و تعیین سطح پیشرفته از سطح بالایی برخوردار است.

بررسی کارشناسان نشان می‌دهد گرفتن نمرات بالا در آزمون‌های

 استاندارد به فراگیران کمک می‌کند در دانشگاه قبول شوند و

 نیز پیشرفت فراگیران در یادگیری زبان دوم در سطح دانشگاهی را تضمین می‌کند.

این افراد حتی در برخی مواقع توانسته ‌اند به خاطر پیشرفت تحصیلی

که در دوران مدرسه کسب کرده‌اند، از مزایای تحصیل رایگان در

 دانشگاه نیز استفاده کنند.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : فواید یادگیری زبان دوم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

تایید داروی جدید در درمان پارکینسون:

سازمان غذاوداروی امریکا، داروی سافینامید ( Xadago ) را بعنوان یک درمان کمکی در افراد دچار

 پارکینسون

 

 که لوودوپا مصرف می کنند و در دوره "off" بیماری به سر میبرند،

 تایید کرد ( دوره " off" دوره ای از این بیماری است که داروها بخوبی عمل نمی کنند و

 در نتیجه باعث تشدید علائم بیماری پارکیسنون از

 قبیل؛ ترمور و اختلالات راه رفتن در بیماران میشود).

این دارو به شکل قرصهای 50 و 100 میلیگرم وجود دارد

و مکانیسم آن مهارکننده انزیم مونوآمین اکسیداز نوع ( B ) می باشد.

کارایی این دارو در یک کارازمایی بالینی

شامل 645 بیمار مصرف کننده لوودوپا که در دوران "off" بیماری بسر می برند، اثبات شده

ولی هنوز تحقیقات

 بیشتری نیاز در این زمینه نیاز است. محققین دریافتند

که در مقایسه با افراد دریافت کننده دارونما، مصرف

 کنندگان سافینامید علائم کمتری از بیماری را نشان میدهند.

 

شایعترین عوارض گزارش شده با این دارو؛ حرکات غیرارادی

 غیرقابل کنترل، افزایش تعداد افتادن و سقوط، تهوع، اختلالات خواب از جمله بی خوابی می باشد.

سازمان غذا و داروی امریکا تاکید میکند که افراد دارای مشکلات

 شدید کبدی، افراد مصرف کننده دکسترومتورفان و برخی داروهای

ضدافسردگی و مصرف کننده داروهای مهارکننده ی

 مونوامین اکسیداز، نباید از سافینامید استفاده کنند.

دکتر مهدی شاهمیرانی

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تایید داروی جدید در درمان پارکینسون،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

 

اگر عمر دوباره داشتم، اشتباهات بیشتری مرتکب می‌شدم.

 همه چیز را آسان می‌گرفتم، تنها اندکی از رویدادهای جهان

 را جدی می‌گرفتم. اهمیت کمتری به بهداشت می‌دادم،

 مسافرت بیشتر می‌رفتم، از کوه‌ها بیشتر بالا می‌رفتم،

 در رودخانه‌های بیشتری شنا می‌کردم. بستنی بیشتر می‌خوردم و

 اسفناج کمتر. مشکلات واقعی بیشتری داشتم و مشکلات واهی

کمتری. آخر ببینید، من از آدم‌هایی بودم که بسیار محتاط و عاقلانه

زندگی کردم، البته من هم لحظات سرخوشی داشتم، اما اگر عمر

 دوباره داشتم، از این لحظات سرخوشی بیشتر  می‌داشتم.

من هرگز جایی بدون دماسنج،  پالتو، بارانی و نمی‌رفتم.

 اگر عمر دوباره داشتم، سبک‌تر سفر می‌کردم. وقت بهار، زودتر

 پابرهنه راه می‌رفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه می‌دادم.

 بیشتر عاشق می‌شدم، پایکوبی و شادی بیشتری می‌کردم و در روزگاری

 که همگان عمرشان را وقف بررسی وخامت اوضاع می‌کنند، من به ستایش آسان گرفتن اوضاع می‌پرداختم.

زیرا با ویل دورانت موافقم که می‌گوید:

شادی از خرد عاقل‌تر است.

 

دان هالد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر عمر دوباره داشتم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 297 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز