مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی

و محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت

 

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند

و توان ادای نت ها را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

 

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

 

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

 

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

 

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

 

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر دکانی بخر و کارى را شروع کن.

 

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

 

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

 

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "بردیا"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

خدای من

در هر ثانیه ای که میگذرد

بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی

 

تپش قلب

دم و بازدم

دیدن

شنیدن

لمس کردن

نبض زدن ها

پلک زدن

فکر کردن

و...

 

نعمات بیشماری که ازشمردن آن ناتوانم

 

و من چقدر بی تفاوت میگذرم

و مدام از نداشته هایم پیش تو گله و شکایت میکنم

 

خدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم

برای فراموشکاری ها و بی توجهی هایم

مرا ببخش

 

خداوندا

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد

تقصیری ندارد

قاصر است

کم می آورد

در برابر بزرگی ات

 

ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸش ها

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی فردای ما ﻣﻘدر فرما

آمین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

 

اگر به جای گفتن:

دیوار موش دارد و موش گوش دارد،

بگوییم:

 

"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

 

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!

 

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

 

بچه را ول کردی به امان خدا !

ماشین را ول کردی به امان خدا !

خانه را ول کردی به امان خدا !

 

و اینطور شد که "امان خدا" شد: مظهر ناامنی!

 

ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امان خداست.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

 

ﺭﻭﺯﯼ ، ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ

ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ

ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻓﺖ . ﺍﻣﺎ

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺍﺯ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﮔﺮﯾﺨﺖ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ. ﮔﺮﮒ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

ﺧﻮﺭﺩ.

ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﯾﮏ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ

ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺍﺯ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻗﺒﻠﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﻣﻦ ﺑﮕﺮﯾﺰﻧﺪ.

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ

ﺳﻨﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﺭﺍﺥ

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻠﯿﻪ

ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻫﺎﯼ ﻏﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ

ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﯾﮏ ﺑﺒﺮ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻏﺎﺭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﺑﺒﺮ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ

ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻏﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﻫﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻃﻌﻤﻪ ﺑﺒﺮ ﺷﺪ.

ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ.

 

 







نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

من به این مسئله پی برده‌ام که انسان‌ها با نیروهای متفاوتی 

غیر از نگاه کردن، گوش دادن و مطالعه شکل می‌گیرند.

 

همه‌ی ما قربانی تصادفی دی‌ان‌ای والدین خود هستیم. 

به شانس اعتقاد داریم و شرایط و نوع تحصیلات نیز اهمیت دارند.

 

با این‌حال، همه دارای دو ابزار بسیار قدرتمند هستیم که 

کاملاً تحت کنترل‌مان قرار دارند: چشم و گوش‌مان.

 

نگاه کردن به دیگران، گوش دادن به توصیه‌های آن‌ها و 

مطالعه در مورد مردم، سه مورد از بهترین کارهایی هستند

 که من تا به اینجای زندگی‌ام انجام داده‌ام.

 

سر الکس فرگوسن

 

 







نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : همه‌ی ما قربانی تصادفی دی‌ان‌ای والدین خود هستیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397


 

ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟

 

مولانا بر این باور بود که:

 

جمله ی بی قراری ات از طلبِ قرار توست

طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

 

می گوید:

علت بی قراری های ما از ثبات طلبی های ما نشأت می گیرد

اما اگر طالب بی قرار باشیم و اذعان کنیم که همه چیز در معرض تغییر و تحول است آن گاه به آرامش دست خواهیم یافت.

 

اریک فروم، روانکاو آلمانی-آمریکایی در این باره می نویسد:

به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ،

سعی می کنیم با عکس گرفتن،

آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم

می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم.

 

دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.

دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند 

 

در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل

اضطراب و رنج می شویم.

 

اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و  هیچ 

چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم.

 

" همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که

می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود به یک شادی و

 آرامش عمیق رسیده بود.

 

ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم، بی  قرار می شویم.

 

یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، 

بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض 

این مهم ترین قانون جهان هستیم، مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ 

کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است

 

  از همین  لحظه هایت لذت ببر. هیچ چیزی تا چند ثانیه ی دیگر مشخص نیست






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ریشه‌ی بی قراری های انسان چیست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

 

ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ

ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ،

ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ،

ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ،

ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ،

ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ،

ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ...

ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...

ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...

ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ

ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...

 

ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...

ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﻟﻬﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﻢ!!!

 

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ،

ﻧﻪ انسانی ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ،

ﻧﻪ انسانی ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ...

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ

ﺁﻓﺮﯾﺪ...

ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ،

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ.......،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

 

پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد. 

ناچار با منقارش از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش

 می گذاشت. آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.

 

یکی از جوجه ها گفت:

آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.

 

وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناسپاسی نبینیم 

اما بیشتر اوقات می بینیم. مرز میان ناسپاسی و خودخواهی باریک است. 

هر دو جزو صفت های بد به شمار می روند اما هر آدمی حق دارد 

زندگی کند. حق دارد خودخواه باشد. کسی برای فداکاری بی اندازه 

هم مدال نمی دهد.

 

عموماً آدم های خیلی فداکار در تنهایی شان گله می کنند از ناسپاسی

 اما ترجیح می دهند فداکار شناخته شوند تا آدمی که به فکر خودش است.

 

گاهی به فکر خودتان باشید. 

از زندگی تان لذت ببرید. اینطور در گذر

 زمان کمتر پشیمان می شوید. کسی برای فداکاری بی اندازه به آدم 

مدال نمی دهد





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گاهی به فکر خودتان باشید.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397


 

از خودت می‌پرسی : اون رؤیاهات کجا هستن؟

سرت رو تکون میدی و میگی : سالها چه زود می‌گذرن!

و باز هم از خودت می‌پرسی : تو با زندگیت چکار کردی؟

 بهترین سالهای عمرتو کجا به خاک سپردی؟

 زندگی کردی یا نه ؟ 

ببین، به خودت میگی، دنیا چقدر داره سرد میشه. 

سالهای بیشتری می‌گذرن و با خودشون تنهایی ملال‌آوری رو میارن

 و بعد پیری تکیه‌زده به یک چوب زیر بغل لرزان لرزان میاد و درست

 بعدش بدبختی و خُرد شدن. دنیای خیالی تو تاریک میشه، رؤیاهات 

پوسیده میشن و مثل برگهای زرد می‌افتن.

 آیا تنها ماندن، تنهای تنها، بدون اینکه چیزی برای تأسف خوردن داشته 

باشی، دردناک نیست؟

 چون هر چی که من از دست میدم، همه، چیزهایی

 هستن که یه روزی "هیچ" میشن..

 

داستایوسکی


 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : اون رؤیاهات کجا هستن؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 15 دی 1397

 

"قطار زندگی"

 

زندگی مانند سفر كردن با قطار

است، به همراه ایستگاه ها،

تغییر مسیرها و حوادث!!!!!!

 

 

ما با تولدمان به این قطار سوار میشویم و والدینمان كسانی هستند كه بلیت این سفر را برایمان میگیرند......

 

ما فكر میكنیم كه آنها همیشه همراه ما در این قطار سفر خواهند كرد.....

 

 

اما در ایستگاه هایی آنها از این قطار پیاده میشوند و ما را در این سفر تنها میگذارند.......

 

با گذشت زمان مسافران دیگری وارد قطار میشوند كسانی با اهمیت مانند: دوستان،فرزندان و عشق زندگیمان.....

 

بسیاری از آنها در طول مسیر این سفر، ما را ترك خواهند كرد و جای خالیشان در زندگی ما بجا میماند......

بسیاری هم آنچنان بی سر و صدا میروند كه ما حتی متوجه ترك كردن صندلی و پیاده شدنشان نمیشویم.....

 

سفر بر این قطار پر از تجربه ی شادی، غم، رویاپردازی، انتظارات، سلام ها،خداحافظی ها ست.....

یك سفر خوب همراه است با كمك كردن، عشق ورزیدن، داشتن رابطه خوب با همسفران و اینكه مطمئن بشیم تمام تلاشمان را بكنیم تا سفری راحت داشته باشند.....

 

راز این سفر شگفت آور این است كه:

ما نمیدانیم در كدامین ایستگاه قرار است پیاده شویم.

 

پس باید به بهترین شكل زندگی كنیم-سازگار باشیم، فراموش كنیم، ببخشیم و بهترین چیزی كه داریم را ارائه دهیم....

تمامی اینها مهم خواهد بود چراكه هنگامی كه زمان آن برسد كه ما مجبور به ترك صندلی خود بشویم، می بایست برای آنها كه سفرشان با قطار زندگی ادامه دارد خاطرات زیبایی از خود بجا بگذاریم.....

 

از شما متشكرم كه یكی از مسافران مهم قطار من بودید،

نمیدونم كه چه وقت به ایستگاهم خواهم رسید، برای همین نمیخواهم فرصت گفتن "متشكرم" را از دست بدهم.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : "قطار زندگی"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397

 

 

چه كسی لایق احترام بیشتری است؟

هر كدام از ما به ظاهر به افراد زیادی و حداقل در دل به چند نفری احترام می گذاریم.

وقتی از ما می پرسند چه چیزهایی باعث می شود به دیگران احترام بگذاریم هر كدام نظری داریم؛

 از میان انها شایعتر به قدرت،شهرت،ثروت و البته دانش و زهدو ایمان و بزرگتری اشاره می كنیم كه از عواملی است كه برای خیلی از ما احترام بر انگیزند.

 

ممكن است عوامل دیگری هم ذكر شود. كه به جای خود قابل تقدیر است.

 

از میان عواملی  كه شاید كمتر اسم برده شود

 "فاصله "است.

بیشتر ما احترام غریبه ها را داریم.

 

انگار فاصله هم احترام برانگیز است!!

هر چه نزدیك میشویم احترام كم تر میشود.

نامزدها احترام هم را بیشتر را دارند تا زن و شوهرها.

احترام نوجوان همسایه بیشتر از فرزندان خودمان می شود.

برای دوستمان جدیدمان احترام بیشتری قایل هستیم تا خواهر و برادرمان.

به پدر و مادر همكلاسی مان بیشتر احترام می گذاریم تا پدر و مادر خودمان.

از یك طرف به دنبال نزدیكی و صمیمیت هستیم ولی وقتی نزدیك شدیم بی احترامی ها شروع میشوند.

حرمت نگه نمی داریم و رنجش ها شروع میشوند.

و ....

 متاسفانه یكدیگر را از دست میدهیم 

به ظاهر یا در دل.

 

بلوغ و بزرگی نگه داشتن احترام در نزدیكی و صمیمیت است.

 

نزدیك ترین ها به ما لایق بیشترین احترام هستند




نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ‍ چه كسی لایق احترام بیشتری است؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397

 

کم‌آبی بدن می‌تواند عاملی برای بدخوابی در بزرگسالان باشد :

 

مجله علمی ایلیاد - مطالعه‌ای که توسط دکتر «آشر روسینجر» از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، انجام شده است، نشان می‌دهد که افرادی که بعد از خوابِ ضعیف شبانه، احساس خوبی ندارند، باید به «هیداراتاسیون» به‌عنوان علت آن توجه کنند و آبِ بیشتری بنوشند. خوابِ کوتاه‌مدت با احتمالِ بیشترِ هیدراتاسیونِ ناکافی ارتباط دارد.

دکتر روسینجر و همکارانش از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، بیمارستان کایلون در تانگ‌شان چین و دانشکده‌ی پزشکی هاروارد، می‌گویند: «خواب‌های کوتاه و طولانی با کاهش عملکرد کلیه ارتباط دارد، اما تحقیقات کمی این موضوع را بررسی کرده که خواب چگونه با وضعیت هیدراتاسیون ارتباط دارد. هدف ما، ارزیابی رابطه‌ی بین مدت زمان خواب و نشان‌گرهای زیستی هیدراتاسیون ادراری در میان بزرگسالان، بود

در این مطالعه، پژوهشگران بررسی کردند که خواب چگونه بر وضعیت هیدراتاسیون و خطر کم‌آبیِ بدن در بزرگسالانِ چینی و آمریکایی تاثیر می‌گذارد. سه نمونه بزرگسال با سن ۲۰ سال، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بررسی ملی بهداشت و تغذیه‌ی سال ۲۰۰۷ - ۲۰۰۸، با ۴،۶۸۰ شرکت‌کننده و سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ با ۹،۵۵۹ شرکت‌کننده و موج مقطعیِ مطالعه‌ی کایلونی، با ۱۱،۹۰۳ شرکت‌کننده، به جز زنان باردار و بزرگسالانِ مبتلا به نارسایی کلیه را شامل می‌شد.

در هر دو جمعیت، بزرگسالانی که شش ساعت خواب در شبانه‌روز را گزارش دادند، ادرار آن‌ها به میزان قابل توجهی غلیظ‌تر بود و در مقایسه با افرادی که هشت ساعت در شبانه‌روز می‌خوابیدند یا خواب شبانه‌ی آن‌ها منظم بود، احتمال ابتلا به کم‌آبیِ بدن در آن‌ها ۱۶ تا ۵۹درصد بیشتر بود. علت آن مربوط به نحوه‌ی تنظیم هیدراتاسیون توسط سیستم هورمونیِ بدن بود.

هورمونی به نام «وازوپرسین» برای کمک به تنظیم وضعیت هیدراتاسیون بدن آزاد می‌شود. این هورمون در تمام طول روز و همچنین در طول ساعات خواب در شب آزاد می‌شود، این چیزی است که این پژوهش‌گران در تحقیق خود بر آن متمرکز هستند. دکتر روسینجر، گفت: «وازوپرسین در چرخه‌ی خواب هم سریع‌تر و هم دیرتر آزاد می‌شود. بنابراین اگر شما زودتر بیدار شوید، ممکن است آن بازه‌ای که در آن هورمون وازوپرسینِ بیشتری آزاد می‌شود را از دست بدهید که این موجب اختلال در هیدراتاسیون بدن می‌شود

کم‌آبیِ بدن بر بسیاری از عملکردها و سیستم‌های بدن تاثیر منفی دارد، از جمله بر شناخت، خلق و خو، عملکرد فیزیکی و غیره... کم‌آبیِ مزمن یا طولانی مدتِ بدن می‌تواند موجب مشکلات جدی‌تری شود، مانند خطر بیشتر ابتلا به عفونت‌های دستگاه ادراری و سنگ کلیه. دکتر روسیجر، گفت: «اگر شب‌ها فقط شش ساعت می‌خوابید، می‌تواند بر وضعیت هیدراتاسیون بدن شما تاثیر بگذارد. مطالعه‌ی ما نشان می‌دهد که اگر خواب کافی نداشتیم و روز بعد احساس خستگی یا احساس بدی داشتیم، آب بیشتری بنوشیم

این یافته‌ها در مجله‌ی Sleep منتشر شده است.

نوشته: SciNews

ترجمه: زهرا جهانبانی - مجله علمی ایلیاد

منبع: sci-news.com






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : کم‌آبی بدن می‌تواند عاملی برای بدخوابی در بزرگسالان باشد،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397

 

اثرپیگمالیون  (به انگلیسی: Pygmalion effect) :

اشاره به یک پدیده روانشناسی دارد که بر اساس آن افراد نسبت به سطح انتظارات دیگران واکنش‌های مستقیم نشان می‌دهند. برای نمونه اگر معلمی براین باور باشد که بچه‌ای کند ذهن است، خود بچه هم باور می‌کند و واقعاً دیر یاد می‌گیرد در عین حال عکس این نیز صادق است و اگر از کسی انتظارات بالایی برود او تلاش خود را برای دست‌یافتن به چنین انتظاری بالاتر می‌برد.

اثر پیگمالیون که «انتظار دیگران از عملکرد شخصی» نیز نامیده می‌شود، یک پدیدهٔ طبیعی است که توسط دانشمندانی به نامهای رابرت رازنتال و لنور جکابسون کشف شده است. بعد از مطالعات و تحقیقات علمی بسیاری، این متخصصان نظریهٔ جدیدی را پیرامون اثر انتظارات دیگران بر روی عملکرد شخصی بدست آوردند.

واضح‌ترین آزمایش‌ها در این مورد بر روی کودکان انجام شده‌است. تست IQ از تعدادی دانش آموز گرفته شد و برخی از دانش آموزان به طور تصادفی انتخاب شده و به عنوان برندگان، به معلمانشان گزارش شدند و بعد از اینکه با این برندگان قلابی همانند دانش آموزان باهوش و با استعداد رفتار شد به طور قابل توجهی در آزمون بعدی نتایج بهتری داشتند. اما بچه‌هایی که برندگان واقعی این تست بودند ولی به معلمانشان گزارش نشدند، هیچ پیشرفتی را ارائه ندادند.

نام این پدیده از یکی از شخصیت‌های داستان اوید سرچشمه می‌گیرد. پیگمالیون فرمانروای کیپرس بود. وی مجسمه‌ای بسیار زیبا ساخت و عاشق آن مجسمه شد. به همین دلیل از خداوند درخواست کرد که به این مجسمه روح و زندگی بخشد.

باید دقت کنید که این اثر مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. و همان قدر که باعث  پیشرفت می شود می تواند مضر باشد.

ده پیشنهاد به مدیران برای نهادینه کردن اثر پیگمالیون در کارمندان :

1-    در کارکنان اعتمادبه‌نفس ایجاد کنید.

2-    باور کنید که هر فرد به‌طور بالقوه توان انجام دادن کارها را دارد.

3-    اهداف چالشی تنظیم کنید.

4-    انتظارات عملکرد بالا داشته باشید.

5-    در مواقع ضروری بازخورد مثبت و سازنده ارائه دهید.

6-    از ناامید کردن کارکنان، چه به‌صورت کلامی و چه غیرکلامی بپرهیزید.

7-    در روند انجام موفق وظایف، کارکنان را تشویق و تقویت مثبت کنید.

8-    به کارکنان کمک کنید تا مهارت‌های جدید بیاموزند.

9-    سعی کنید کارکنان در انجام مهارت‌ها به مرحله تسلط برسند.

10- مراقب چرخه غیر اثربخش (لبه منفی) اثر پیگمالیون باشید.

منبع : میگنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : اثرپیگمالیون (به انگلیسی:،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397


ده فرمان زندگی :

ﯾﮏ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺵ ﺍﻣﺎ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻧﺒﺎﺵ،

ﺩﻭ: ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ معطل ﻧﺒﺎﺵ،

ﺳﻪ: ﺳﺮ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﺵ ﺍﻣﺎ ﻟﺞ ﺑﺎﺯ ﻧﺒﺎﺵ،

ﭼﻬﺎﺭ: ﺻﺮﯾﺢ ﺑﺎﺵ ﺍﻣﺎ ﮔﺴﺘﺎﺥ ﻧﺒﺎﺵ،

ﭘﻨﺞ: ﺑﮕﻮ ﺁﺭﻩ ﻧﮕﻮ ﺣﺘﻤﺎ،

ﺷﺶ: ﺑﮕﻮ ﻧﻪ ﻧﮕﻮ ﻫﺮﮔﺰ،

ﻫﻔﺖ: ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺵ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺒﺎﺵ،

ﻫﺸﺖ: ﺷﺘﺎﺏ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﺷﺘﺎﺏ ﺯﺩﻩ ﻋﻤﻞ ﻧﮑﻦ،

ﻧﻪ: ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﺕ می مونم ﻧﮕﻮ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ،

ﺩﻩ: ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﯿﺴﺖ،

ﺑﻠﮑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ...

ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ:

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﺎﺵ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﯽ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ،

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ کنی...






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ده فرمان زندگی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397


 

فرهنگ هوگه

 

بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی‌ها به‌عنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند

 همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.

 

 راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی نروژی و دانمارکی به اسم hyyge است.

 

فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوست‌داشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.

هوگه می‌گوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آوردو از لحظه‌لحظه زندگی لذت برد.

 

حتی لحظه‌هایی که به‌نظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگ‌ها و حتی مذاهب به آن تاکید کرده‌اند. پس چرا به نظر می‌رسد هوگه موفق‌تر عمل کرده است؟

 

 

برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتاب‌های این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.

 

شمع:

 

مهم‌ترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکی‌ها شمع است!

برای شروع زندگی هوگه‌ای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.

اصلا لازم نیست شمع‌های گران قیمت بخرید.

 بهتر است شمع‌هایتان از ساده‌ترین نوع ممکن و تک‌رنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.

 

کتاب و مجله:

 

مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتاب‌ها و مجلاتشان را با خود به رختخواب می‌برند

و به‌جای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب می‌پردازند.

 

نوشیدنی گرم:

 

نوشیدنی‌های گرم جزء لاینفک هوگه است.

 اگر دوست دارید به سبک دانمارکی‌ها زندگی کنید؛ ماگ‌های رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هروقت احساس خستگی کردید یا بی‌حوصله بودید، خودتان را به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...

 

تکنولوژی ممنوع:

 

دانمارکی‌ها از سر شب، کامپیوتر و گوشی‌هایشان را خاموش می‌کنند و به کارهای دیگری می‌پردازند.

دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهم‌ترین اجزای هوگه است.

 

لباس‌های گرم و نرم:

 

در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقت‌ها هوا سرد است.

لباس‌های بزرگ‌تر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگه‌ای مورد نیاز هستند. مخصوصا جوراب‌های بلند و پشمی بامزه که می‌توانید از بعضی مغازه‌ها تهیه کنید.

 

مهمانی:

 

برخلاف تصور ما، اروپایی‌ها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.

همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.

دانمارکی‌ها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و به‌جای آن در مهمانی شرکت می‌کنند و یا کتاب می‌خوانند.

 آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار می‌کنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفته‌هایشان را کنار یکدیگر به مهمانی می‌گذرانند. «بازی کردن» یکی از پایه‌های مهمانی دانمارکی‌هاست.

 

به خودتان جایزه بدهید:

 

در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابه‌جا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.

 

کار فقط در محیط کار:

 

دانمارکی‌ها هفته‌ای ۳۵-۳۳ ساعت کار می‌کنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمی‌گردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمی‌کنند.

 

کاهش سرعت:

 

اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.

اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شده‌اید.

 

با کم کردن سرعت زندگی، کم کم می‌آموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کرده‌ایم.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : فرهنگ هوگه،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 14 دی 1397


( کل صفحات : 249 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز