مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد

شاهی‌طلبی برو گدای همه باش

بیگانه زخویش و آشنای همه باش

خواهی که ترا چو تاج بر سر دارند

دست همه گیر و خاک پای همه باش ...


ابوسعید ابوالخیر








نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : شاهی‌طلبی برو گدای همه باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 دی 1398

ذات عوض شدنی نیست!


روزی زنی عقربی رادید درون آب دست وپامیزند؛ 


تصمیم گرفت عقرب رانجات دهد؛ اماعقرب انگشت او رانیش زد، زن باز هم  سعی كرد تا عقرب را از آب بیرون بكشد، اما عقرب بار دیگر اورانیش زد. رهگذری او رادید وپرسید:برای چه اصرار داری عقربی را كه مدام تو رانیش میزند نجات دهی؟

زن  پاسخ داد:این طبیعت عقرب است كه نیش بزند ولی طبیعت من عشق ورزیدن است؛





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ذات عوض شدنی نیست!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 دی 1398

سیاره ما دیگر نیازی به آدمهای موفق ندارد،
 این سیاره به شدت نیازمند
 افراد ”صلح جو، درمانگر، ناجی، قصه گو و عاشق“ است.


دالای لاما




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : دالای لاما،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 دی 1398
کسی که به خودش 
دروغ می گوید و به دروغ
خودش گوش میدهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد !

داستایوفسکی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : کسی که به خودش دروغ می گوید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 دی 1398
داستان گریه لیلی چیست؟!

استاد اسدالله ملک ( ۱۳۸۰-۱۳۲۰  تهران)

زنده یاد استاد اسدالله ملک نوازنده چیره دست ویولن که پنجه های شیرین و آرشه های سحرانگیز او شهرت جهانی دارد خالق قطعه ای بسیار زیبا و غم آلود و عاشقانه به نام گریه لیلی است که تاکنون کسی جز خود او نتوانسته آن را به همین زیبایی و دل انگیزی که هست بنوازد. پیدایش این آهنگ زیبا و عاشقانه ماجرایی جالب و غم انگیز دارد که آن را برخی از شاگردان ایشان چنین نقل کرده اند :
استاد اسدالله ملک هنوز بسیار جوان بود و بسیار هنرمند و با احساس، ویولن بسیار زیبایی می نواخت و هر روز ساعات زیادی را در اتاق خود و در تنهایی خویش به تمرین می پرداخت. در همسایگی آنها، روبروی اتاق او اتاقی بود که پنجره اش مقابل پنجره ی اتاق او باز میشد و در آن دختری زندگی می کرد که بیشتر اوقات را در کنار پنجره به سر می برد و با صدای ساز اسدالله جوان آشنا بود. پنجره را باز می کرد و به صدای ساز این هنرمند که بسیار عاشقانه می نواخت گوش می داد و گاهی که اسدالله نمی نواخت از او می خواست که برایش بنوازد. و هنگامی که اسدالله می نواخت او گریه می کرد و گاهی با اشاره و رفتارها و ظرایف خاص دخترانه خود برای او پیامهایی عاشقانه می فرستاد و به او اظهار علاقه و دلدادگی می کرد و به او می فهماند که صدای سازش باعث آرامش و تسکینش می باشد. اسدالله جوان و هنرمند نیز همواره با نغمه های زیبای ویولن خود که برخاسته از پنجه های هنرمند و آرشه ی سحر آمیزش بود به او لذت و آرامش هدیه می کرد. مدتها به این صورت گذشت. روزی دختر پس از شنیدن ساز او و گریه ی بسیار به او می گوید که بیماری سختی دارد و در وضع روحی و جسمی مطلوبی نیست و بعد از آن برای مدتی پنجره اتاقش بسته می شود و همین امر موجب دلتنگی زیاد و نگرانی هنرمند جوان که علاقه ی زیادی به او داشت و به دیدنش عادت کرده بود می گردد. ناگهان یک روز متوجه می شود که در خانه ی همسایه ی روبرو سر و صدا و شلوغی زیادی برپاست. زمانی که علت را می پرسد به او می گویند : در این خانه دختری که به بیماری سختی دچار بوده از دنیا رفته است. و بعد خبردار می شود که لیلی همان دختر زیبایی که هر روز از پنجره ی اتاقش با او نجوا می کرد، برایش پیامهای عشق و دلدادگی می فرستاد و با صدای ساز او به شدت گریه می کرد، سالها از هر دو پا فلج بوده و همیشه روی تختی کنار آن پنجره استراحت می کرده است.
اسدالله ملک  قطعه ی زیبا و غم انگیز گریه لیلی را به یاد او می سازد.
روحش شاد و یادش گرامی





نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : داستان گریه لیلی چیست؟!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 20 دی 1398

 

انسان‌های موفق همواره 2 چیز

بر لب دارند:

لبخند و سکوت...

 

مارک زاکربرگ

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : انسان‌های موفق همواره 2 چیز بر لب دارند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 دی 1398

 

 

اكثریت عظیم روشنفكرانى كه مى‌شناسم در جست‌وجوى چیزى نیستند و هیچ كارى نمى‌كنند و به درد كارى نمى‌خورند. همه‌شان بد تحصیل كرده‌اند، به‌طور جدى مطالعه نمى‌كنند، درباره‌ى علوم فقط پرحرفى مى‌كنند، از هنر هم كم سر در مى‌آورند. همه‌شان خودشان را مى‌گیرند و با قیافه‌ى جدى، گنده‌گویى و فلسفه‌بافى مى‌كنند؛ حال آن كه پیش چشمشان كارگرها غذا ندارند و چهل‌نفرى در یك اتاق نامناسب مى‌خوابند، توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاكى اخلاقى مى‌لولند...

 

پر واضح است كه همه‌ى حرف‌هاى قشنگ‌مان فقط براى آن است كه سر خودمان و دیگران شیره بمالیم.

 

آنتون چخوف

 

باغ‌ آلبالو






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : باغ‌ آلبالو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 دی 1398

 

 

همه ی انسان ها، هر روز صبح که بیدار می شوند

 

 موهایشان را درست می کنند

 

اما

 

قلب هایشان را نه

 

نمیخواهم چاق باشم

 

نمیخواهم ورشکسته باشم

 

نمیخواهم پیر باشم

 

نمیخواهم در این شغل بمانم

 

نمیخواهم بیمار باشم

 

و...

 

واقعا فکر میکنید، با تمرکز به جملات منفی چیزهای مثبت را جذب میکنید؟

 

این جملات چون به صورت پیکار ذهنی و اداکردن جملات منفی است، هرگز نتیجه نمیگیرید.

 

فقط اتلاف وقت است

 

 

 

"هر چه بیشتر به چیزهایی که نمیخواهید، فکر کنید بر آنها خواهید افزود.

 

‌آنچه همواره درباره ی خود و زندگی خویش دوست نمیداشتید ، احتمالا هنوز وجود دارند!

 

به هر چه توجه کنید، آن موضوع بزرگتر و پیچیده تر شده و در زندگیتان پایدار میماند

 

لوئیزهی




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : همه ی انسان ها، هر روز صبح که بیدار می شوند موهایشان را درست می کنند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 دی 1398

 


معنیِ ساعت های رند چیست؟

 

اگر با مبحث راز و رمز اعداد آشنایی داشته باشید حتما چیزهایی هم درباره فال ساعت شنیده اید به این صورت که طرز قرار گرفتن عقربه ها روی هم یا در ساعت های دیجیتال یکی بودن ساعت دقیقه و چیزهایی از این قبیل حاوی معانی و پیام هایی پنهان هستند

 در این مقاله میگوییم ساعت های رند که شما تصادفی چشمتان به آن میخورد چه پیامی دارد

 

 

01:01

 

در انتظار یک خبر خیلی خوب باشید

 

01:10

 

افسوس!

شما آن کار را شروع کردید اما محقق نخواهد شد :

 

01:11

در این زمان هیچ پیشنهادی را نپذیرید.

 

02:02

منتظر یک دعوت یا قرار ملاقات باشید.

 

02:20

خشمتان را مهار کنید و واژه ها دریابید.

 

02:22

رازی را کشف خواهید کرد و متوجه موضوعی پنهان خواهید شد.

 

03:03

پشت در عشق ایستاده است، آنرا بگشایید.

 

03:30

دریغا، تغییری که احساس می کردید و در انتظارش بودید، بی پاسخ خواهند ماند.

 

03:33

خوشحالی و خوشبختی را ملاقات خواهید کرد.

 

04:04

به موقعیتتان از زاویه ای دیگر نگاه کنید.

 

04:40

امروز روز شما نیست.

 

04:44

به حسابش برسید

 

05:05

دشمنانتان در حال مخفیانه نقشه کشیدن برای شما هستند.

 

05:50

از آب و آتش حذر کنید.

 

05:55

از ملاقات با آن مرد خردمند، دوری نکنید.

 

06:06

ازدواج سریع یا بطور کلی ازدواج

 

07:07

از مردی که یونیفورم پوشیده ، حذر کنید.

 

08:08

در شغلتان پیشرفتی حاصل خواهد شد.

 

09:09

از کیف پول و کیف دستی تان مراقبت بیشتری کنید.

 

10:01

با مردی تاثیرگذار و مهم آشنا خواهید شد.

 

10:10

وقتش رسیده ...

 

11:11

 در بسیاری از منابع این زمان را زمانی معنوی می دانند،

به این معنا که شما در مسیر درستی هستید و با روح جهان و جریان هستی

موافقید

 

12:12

پیروزی بر عشق ازآن شماست

 

12:21

با زنی زیبا ملاقات خواهید کرد.

 

13:13

از چشم و هم چشمی حذر کنید.

 

13:31

آنچه مدتها در رویایش به سر می بردید، خواهید یافت

 

14:14

ایامتان به عشق مزین خواهد شد.

 

14:41

در دردسری خواهید افتاد

 

15:15

نصایح مرد خردمند را دنبال کنید.

 

15:51

برای تازگی و طرواتی سریع اما کوتاه، آماده باشید.

 

16:16

در جاده مراقب باشید و حواس جمع.

 

17:17

از محله ارازل و اوباش دوری کنید.

 

18:18

در جاده مراقب باشید و حواس جمع.

 

19:19

موفقیت در کار

 

20:02

دعوا و نزاع با شخصی دیگر

 

20:20

تهمت در خانواده تان اتفاق افتاده

 

21:12

تولد نوزاد یا شروع یک پروژه جدید

 

22:21

داستانی عاشقانه سر خواهد گرفت و گردبادی شکل خواهد گرفت.

 

22:22

یک آشنایی جدید

 

23:23

رابطه ای خطرناک

 

23:32

مشکلات سلامتی

 

 

00:00

آرزوهایتان به زودی محقق میشود

 






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : معنیِ ساعت های رند چیست؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 دی 1398

 

تصور کنید فرش خانه تان آتش گرفته و شما دو لیوان در دست دارید؛ اولی آب و دومی نفت، کدام لیوان را روی آتش میریزید؟ داد زدن، تمسخر، توهین و تحقیر کردن و قهرکردن، مانند لیوان نفت باعث شعله ور شدن آتش خشم شما خواهد شد. اما همدلی، درک متقابل، احترام، عشق، گوش دادن، امیدوار بودن، آرام بودن، همان لیوان آبی است که نه تنها آتش را خاموش می کند، که به شما توانایی حل مشکلات را خواهد داد. فراموش نکنید شما قدرت انتخاب دارید. لیوان آب را انتخاب می کنید یا لیوان نفت؟

 

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : فراموش نکنید شما قدرت انتخاب دارید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 19 دی 1398

 

همه ی ما میمیریم.

 

همه ی ما.

 

 

 

بدون استثنا،

 

کمی دیرتر.

 

کمی زودتر. یک دفعه ناگهانی.

 

 

 

تمام می شویم...

 

یک روز همین خانه ای که سقف دارد خانه عنکبوت ها و لانه ی خفاش ها می شود،

 

همین ماشینی که دوستش داریم زیر باران در یک گورستان ماشین زنگ می زند،

 

همین بچه هایی که نفس مان به نفس شان بند است، می روند پی زندگی یشان.

 

حتی نمی آیند آبی بریزند روی سنگ مزار مان.

 

 

 

قبل از ما میلیاردها انسان روی این کره ی خاکی راه رفته اند.

 

مغرورانه گفته اند:

 

مگر من اجازه بدم!

 

مگر از روی جنازه ی من رد بشید...

 

 

 

و حالا کسی حتی نمی تواند هم استخوان های جنازه شان را پیدا کند که از روی آن رد بشود یا نشود!

 

 

 

قبل از ما کسانی زیسته اند که زیبا بوده اند،

 

دلفریب،

 

مثل آهو خرامان راه رفته اند.

 

زمین زیر پای تکان خوردن جواهراتشان لرزیده.

 

سیب ها از سرخی گونه هایشان رنگ باخته اند

 

و حالا

 

کسی حتی نامشان را هم به خاطر نمی آورد.

 

 

 

قبل از ما کسانی بوده اند که در جمجمه ی دشمنانشان شراب ریخته اند و خورده اند.

 

سرداران و امیرانی که گرزهای گران داشته اند، پنجه در پنجه شیر انداخته اند،

 

از گلوله نترسیده اند

 

و حالا

 

کسی نمی داند در کجای تاریخ گم شده اند!

 

 

 

همه این کینه ها،

 

همه ی این تلخی ها،

 

همه ی این زخم زبان زدن ها،

 

همه ی این کوفت کردن دقیقه ها به جان هم،

 

همه ی این زهر ریختن ها،

 

تهمت زدن ها،

 

توهین کردن ها به هم...

 

تمام می شود.

 

 

 

از یاد می رود و هیچ سودی ندارد جز اینکه زندگی را به جان خودمان و همدیگر زهر کنیم.

 

 

 

اگر می توانیم به هم حس خوب بدهیم

 

کنار هم بمانیم

 

و اگر نه، راهمان را کج کنیم.

 

دورتر بایستیم و یادمان نرود که همه ی ما می میریم،

 

همه ی ما

 

بدون استثناء، کمی دیرتر...

 

کمی زودتر،

 

یک دفعه،

 

ناگهانی...

 

 

 

زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم زندگی کنند!






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : همه ی ما میمیریم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 دی 1398

 

بازنده‌ها کسایی هستند که از باختن خیلی میترسن،

اون‌قدر که حتی امتحانم نمیکنن...






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بازنده‌ها،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 دی 1398

 

 

پدر کیست؟؟

 

سوالی که در جمع عده ای از دانشجویان کارشناسی ارشد یک دانشگاه مطرح گردید.

جوابها زیبا بود و کلیشه ای؛ مگر یک جواب که مجری را از ادامه صحبت باز داشت واشک از چشمانش جاری کرد.

 

پدر... کسی است که در ایام کودکی ات کفش هایش را  می پوشی و به خاطر بزرگی کفشها وکوچکی پاهایت زمین میخوری...

عینکش را به چشمت می زنی، احساس بزرگی می کنی ..

پیراهنش را به تن می کنی، احساس متانت و صلابت به تو دست میدهد.

کوچکترین چیزی که به ذهنت خطور می کند از او طلب می کنی و او با شادمانی تمام  آنرا برایت حاضر می کند بدون هیچ منّتی..

به منزل که بر می گردد خندان تو را در آغوش می گیرد و تو نمی دانی روزش را چگونه گذرانده  وآنروز سر کارش چه قدر متحمل رنج و مشقت شده است.

وامروز که تو بزرگ شدی...

دیگر کفش های پدرت را نمی پوشی، سلیقه اش قدیمیست  واین دیگر تو را شاد نمی کند.

لباس های قدیمی و خواسته های قدیمی اش را حقیر میشماری  زیرا اینها دیگر دلچسب تو نیست..!!!

صحبت هایش و سوال و پرسش هایش  خوشایند تو نیست..!!!

 

رفتارش تو را به تنگ می آورد  و سخنانش حس نفرت در تو ایجاد می کند..!!!

وقتی دیر به خانه می آیی و او دلواپست می شود وتو را بابت این تأخیرت سرزنش می کند فکر می کنی دارد بر تو سخت می گیرد و آرزو می کنی کاش وجود نداشت تا از آزادی بیشتری برخوردار بودی..!!!

با وجودی که او  فقط می خواهد از جانب تو خاطرش آسوده باشد..  همین ..

صدایت را بالا می بری و با واکنش تند و حرفهایت دلگیرش می کنی..

واو سکوت می کند نه بخاطر ترس از تو بلکه چون دوستت دارد کوتاه می آید ..!!

اگر  در کنار تو راه برود در حالیکه کمرش خمیده گشته  دستش را نمی گیری

مسلما تو امروز قدت از او بلندتر شده است..!!

تو دیروز هنگام صحبت کردن  زبانت گیر می کرد، لکنت داشتی وحروف را اشتباه تلفظ می کردی و او خندان و متبسم آن را با بزرگواری و سعه صدر از تو می پذیرفت..!!!

وامروز که بر اثر پیری گوشهایش سنگین و چشمانش کم سو شده، از او دریغ می ورزی که به پرسشهای مکررش پاسخ داده  و برایش توضیح بدهی..!!

پدرت هرگز آرزوی مرگ تو را نکرد  نه در ایام کودکیت ونه وقتی بزرگ شدی...

و تو امروز آرزوی مرگ او می کنی..

پیر شدنش تو را در تنگنا قرار داده و تحملش را نداری و کسانی که مانند تو هستند نیز همینطورند..

پدرت تو را تحمل کرد...*

در ایام طفولیتت..*

در نادانی ات...*

در نفهمی ات...*

در بزرگی ات...*

در آموختن و آموزشت..*

در بی چیزی ات..*

در بی نوایی ات..*

در سختی ات...*

در آسایشت...*

در همه چیز تحملت کرد..

آیا روزی به این فکر  کرده ای که در ایام پیری و بیماری تحملش کنی ؟؟

به او احسان کن......

غیر از تو کسانی هستند که آرزوی فقط یکبار دیدن دوباره ی پدرشان را دارند...

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : پدر کیست؟؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 دی 1398

 

اسکندر مقدونی در سی و سه سالگی در گذشت روزی که او این جهان را ترک میکرد می خواست یک روز دیگر هم زنده بماند- فقط یک روز دیگر- تا بتواند مادرش را ببیندآن 24 ساعت فاصله ای بود که باید طی می کرد تا به پایتختش برسد.

اسکندر از راه هند به یونان بر می گشت و به مادرش قول داده بود وقتی که تمام دنیا را به تصرف خود درآورد باز خواهد گشت و تمام دنیا را یکپارچـه به او هدیه خواهد کردبنابراین اسکندر از پزشکا نش خواست تا 24 ساعت مهلت برای او فراهم کنند و مرگش را به تعویق اندازند.

پزشکان پاسخ دادند که کاری از دستشان بر نمی آید و گفتند که او بیش از چـند دقیقه قادر به ادامهء زندگی نخواهد بود اسکندر گفت:"من حاضرم نیمی از تمام پادشاهی خود را - یعنی نیمی از دنیا را در ازای فقط 24 ساعت بدهم"

آنها گفتند:"اگر همهء دنیا را هم که از آن شماست بدهید ما نمی توانیم کاری برای نجاتتان صورت بدهیم امری غیر ممکن است"

آن لحظه بود که اسکندر بیهوده بودن تمامی کوششهایش را عمیقا" درک کرد با تمام داراییش که کل دنیا بود نتوانست حتی 24 ساعت را بخرد.

سی و سه سال از عمرش را به هدر داده بود برای تصاحب چـیزی که با آن حتی قادر به خریدن 24 ساعت هم نبود.

از قناعت هیچکس بی جان نشد ، از حریصی هیچکس سلطان نشد.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : از قناعت هیچکس بی جان نشد، از حریصی هیچکس سلطان نشد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 دی 1398

 

 

یک روز بعد از ظهر مشغول تدریس بودم که ناگهان یک معلم دیگر نفس نفس زنان وارد کلاس شد و گفت : " خانم لیو عجله کن بیا ، سوپروایزر ما سکته کرده است." من فورا به طبقه سوم رفتم و دیدم آقای "چن فو تی ین" سوپروایزر ما همه علائم سکته را دارد: رنگ پریدگی، اختلال در تکلم و کج شدن دهان.

 

فوراً ا ز یکی از دانشجویان خواستم تا از داروخانه بیرون مدرسه یک سرنگ بخرد تا با آن سر انگشتان آقای چن را خراش بدهم. وقتی ازهمه ده انگشتش قطرات خون ( اندازه یک نخود) خارج شد، رنگ به چهره آقای چن و روح به چشمانش بازگشت . ولی دهانش هنوز کج مانده بود.

 

پس گوشهایش را کشیدم تا پر ا ز خون شدند وقتی کاملا سرخ شدند، لاله گوش راستش را دو بارخراش دادم تا دو قطره خون خارج شود. وقتی از هرلاله گوشش دو قطره خون خارج شد ، یک معجزه رخ داد.

 

در عرض 3-5 دقیقه شکل دهانش به حالت طبیعی خود برگشت و تکلمش هم روان و واضح شد. او را گذاشتیم تا یک مدت استراحت کند و یک فنجان چای داغ هم دادیم بعد کمکش کردیم تا از پله ها پایین برود.

 

او را به بیمارستان "وی واه" رساندیم. یک شب در بیمارستان بستری شد و روز بعد برای تدریس به مدرسه بازگشت . همه چیز به حالت نرمال در آمد.

 

به طور معمول قربانیان سکته از پارگی جبران ناپذیر مویرگها در راه بیمارستان رنج می برند. در نتیجه این گونه بیماران هرگز بهبود نمی یابند . ( ایرن لیو)

 

بنابراین ، سکته دومین علت مرگ است. اگر کسی خوش شانس باشد، زنده می ماند ولی ممکن است تا آخر عمر فلج بماند. این اتفاق وحشتناکی است که در زندگی می تواند رخ دهد.

 

اگر همه ما این روش حجامت را به خاطر داشته باشیم و به سرعت پروسه نجات زندگی را شروع کنیم قربانیان دوباره احیا شده و صد در صد حالت عادی خود را به دست خواهند آورد.






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : سکته دومین علت مرگ است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 دی 1398


( کل صفحات : 360 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو