مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

خندیدن ، خطر دیوانه قلمداد شدن را دارد 

گریستن ، خطر احساساتی قلمداد شدن را دارد  

ابراز احساسات ، خطر برملاشدن شخصیت را دارد

عشق ورزیدن ، خطر این را دارد که متقابلا به ما عشق نورزند !

زیستن ، خطر مردن را دارد و تلاش کردن ، خطر شکست را در پی دارد

اما با خطر نکردن ، برده‌ای خواهید بود که گرفتار زنجیر قاطعیت شده است و آزادی را به اسارت داده است

تنها یک نفر آزاد است، آنکس که خطر کند.

ریچارد لید






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : تنها یک نفر آزاد است، آنکس که خطر کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 دی 1397

کمتر کسی از ماها داستان دوازده برادر و ننه سرما و چله بزرگ و چله کوچیکه رو برای بچه‌ها و نوه هایش تعریف می‌کنه .

 

متن زیر را بخوانید و به اشتراک بگذارید، تا نسل امروزمون هم

اینارو یاد بگیرن

 

چله‌ی بزرگ ...

چله‌ی کوچک ...

چارچار ...

سده ...

اَهمن‌وبهمن ...

سیاه‌بهار ...

و سرماپیرزن ...

 

زمستان به دو بخش تقسیم میشه : 

 

چله بزرگ(چله کلان )

چله کوچک (چله خرد ) 

 

چله بزرگ از 

( اول دی ماه  تا دهم بهمن ماه) 

وچهل روز کامل می‌باشد .

 

چله کوچک از 

( یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه  )

و 20روز کامله

 

وبه همین دلیل چون 20 روز کمتر است ؛چله کوچک نامیده شده است .

 

غروب آخرین روز چله بزرگ ( جشن سده) برگزار می شده

و مردم دور هم جمع می شدند واز این جشن لذت می بردند ودر نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن

می گرفتند.

 

این دو برادر

( چله بزرگ وچله کوچک ) 

در هشت روزی که در کنار همدیگر هستند آن 8 روز را ( چار چار) 

می نامند . 

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک« چار چار» می گویند.

 

پس از چار چار نوبت به

« اهمن و بهمن» پسران پیرزن

(ننه سرما ) می رسد

که خودی  نشان دهند.

 

10 روز اول اسفند را (اهمن )

10روز دوم اسفند را ( بهمن)

می گویند .

 

واین 20 روز ممکن است 

آنقدر بارندگی باشد که این دوبرادر به دوچله طعنه بزنند .

 

با توجه به شعری که قدیمی های نازنین می خواندند::

(اهمن وبهمن ،

آرد كن صدمن ،

روغن بیار ده من ،

هیزم بکن خرمن،

عهده همه بامن ) 

 

تا اینجا 20روز از اسفند به نام اهمن  وبهمن نامگذاری شده اند .

 

می ماند 10 روز آخر اسفند ماه که : 

5 روز اول( سیاه بهار ) نام گرفته وشعری هم که قدیمی ها میخوانند :

 

سیاه بهار شب ببار و روز بکار 

از این شعر هم مشخص می شود 

در این ایام شبها بارندگی فراوان

بوده وروزها کشاورزان مشغول 

کشت وزراعت بوده اند ، 

 

5 روز آخر هم (سرماپیرزن) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی ،گاهی همراه با باد واکثر اوقات از آسمان تگرگ می بارد ؛

که قدیمی های دل پاک، براین باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده ومُهره‌های آن به زمین میریزد.

 

حیف است بچه های امروزی اینها را نشنوند و این قصه ها از صفحه روزگار محو شود!

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : حیف است بچه های امروزی اینها را نشنوند و این قصه ها از صفحه روزگار محو شود!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 دی 1397

 

ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ...

ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻤﺎﻧﯽ، ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﻭ

ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

ﺗﺎ ﺗﻮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮑﻨﯽ، ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺯﯾﺮﺍ ﻧﻘﺸﻪ 

ﺭﺍﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺎﻧﻌﯽ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ، 

ﻫﯿﭻ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،

ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻥ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ...

ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺟﻬﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ 

ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻦ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﻮﯼ...

ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪﺍﺕ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺎﺷﺪ...

تسلط






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد.

او همیشه شادمانه آواز می خواند، کفش وصله می زد و هر شب

با عشق و امید نزد خانواده خویش باز می گشت.

 

و امّا در نزدیکی بساط کفاش، حجره تاجری ثروتمند و بدعنق بود؛

تاجر تنبل و پولدار که بیشتر اوقات در دکان خویش چرت می زد

 و شاگردانش برایش کار می کردند، کم کم از آوازه خوانی های

کفاش خسته و کلافه شد...

یک روز از کفاش پرسید درآمد تو چقدر است؟

کفاش گفت روزی سه درهم!

تاجر یک کیسه زر به سمت کفاش انداخت و گفت:

بیا این از درآمد همه ی عمر کار کردنت هم بیشتر است!

برو خانه و راحت زندگی کن و بگذار من هم کمی چرت بزنم؛

آواز خواندنت مرا کلافه کرده...

 

کفاش شکه شده بود، سر در گم و حیران کیسه را برداشت و

 دوان دوان نزد همسرش رفت.

آن دو تا روز ها متحیر بودند که با آن پول چه کنند...!

از ترس دزد شبها خواب نداشتند، از فکر اینکه مبادا آن پول را

از دست بدهند آرامش نداشتند.

خلاصه تمام فکر و ذکرشان شده بود مواظبت از آن کیسه زر...

 

تا اینکه پس از مدتی کفاش کیسه ی زر را برداشت و به نزد تاجر رفت.

کیسه ی زر را به تاجر داد و گفت :

بیا!

سکه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : سکه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ...

ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯽ

ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ

ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﺪ،

ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯿﻢ ﻭ ﻧﻘﺶ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ،

ﺩﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﺮﺩ،

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﮔﺮﻩ ﺍﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻧﮕﯽ ﻭ ﻃﺮﺣﯽ،

ﺁﻣﯿﺰﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻧﺎ ﺯیبا،

ﺳﺎﯾﻪ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ...

 

ﮔﺮﻩ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ،

ﻃﺮﺡ ﻭ ﻧﻘﺸﺖ ﻧﯿﺰ،

ﻭ ﻫﺰﺍﺭﻫﺎ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮ ﻓﺮﺷﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﯾﺴﺖ ﮐﻪ

ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﯼ!

ﮐﺎﺵ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﻬﻢ ﺗﻮﺳﺖ،

ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﺒﺎﻓﯽ..






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﮑﺎﻧﯽ ﺩﻟﺖ،

ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻥ

ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺭﺍ...

ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﺮﻳﺰ، ﺍﻣﺎ

ﻗﺎﺏ ﻧﮑﻦ ﺑﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺩﻟﺖ!

ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺯﻧﺪگی، ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻋﻘﺐ ﻋﻘﺐ ﺑﺎﺷﺪ،

ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻴﺨﻮﺭﯼ

ﺯﺧﻢ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﯼ

ﻭ ﺩﺭﺩ ﻣﻴﮑﺸﯽ!

ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺑﻢ

ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﻲ ﻣﻬﺮﻱ ﮐﺴﻲ ﺩﻟﮕﻴﺮ ﺷﻮ

ﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺴﻲ ﺩﻟﮕﺮﻡ...

ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺩﻟﺴﺮﺩ ﻣﺒﺎﺵ،

ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧﯽ؟

ﺷﺎﻳﺪ

ﺭﻭﺯﯼ

ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﻣﻴﮑﺮﺩﻱ...

ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺴﭙﺎﺭ

ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻗﻮﯼ ﻧﻴﺴﺖ

ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺸﺪ

ﺩﺭ ﺁﻳﻨﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ

ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﯽ...

"ﻫﻴﭽﮑﺲ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﮑﺎﻧﯽ ﺩﻟﺖ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻥ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

 

در زندگی مشکل داشتن کجایش ایراد دارد؟

تنها کسانی مشکل ندارند که در گورستان آرمیده‌اند.

مشکلات،  نشانه های زندگی هستند.

وجود مشکلات در زندگی ات نشانه این است که تو در حال تلاش كردن هستی.

وجود مشکلات یعنی اینكه تو بدنبال تغییر زندگیت هستی.

مشکلات یعنی تو میخواهی و اراده كرده ای که باور، نگاه و اقدامت را عوض بكنی.

ما در سایه مشکلات رشد میکنیم ...

و قویتر می‌شویم.

 

مشکل داشتن نشانه زنده بودن توست.

 

یادت باشد مشکلات همیشگی نیستند و تاریخ انقضاء دارند ...

 همه حل می‌شوند ... به شرطی که بخواهیم و اراده کنیم و 

آموزش ببینیم و كمی خودمان را تكان بدهیم ...

از كجا می دانید و مطمئن هستید كه مشكلات و سر مشق های 

من از تو خیلی بیشتر و سخت نیست





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

گوته می گوید:

 

« اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند »

« اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند »

« اگر زیبا نیستی، برخورد درست با زشتی هم وجود دارد »

« اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند »

« اگر تحصیلات عالی نداری، با کمی سواد هم می توان زندگی کرد »

« اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست »

 

اما اگر « عزت نفس نداری » هیچ نداری ..!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گوته می گوید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

بخشی از کتاب "میخوام آدم حسابی باشم!!"

از خانم نیکیتا جامعه شناس سوییسی:

 

ثانیه به ثانیه عمر را با لذت سپری کن !!در هر کار و درهر حال!!.

 تفریح ،

رانندگی ،

آموختن، 

مطالعه،

 آشپزی،

نظافت ، 

خوردن و آشامیدن، 

عشق ورزی، 

حرف زدن،

 سکوت و تفکر، 

رابطه، نیایش و....

زندگی فقط در رسیدن به هدف خلاصه نشده!!

 

مابه اشتباه اینگونه میاندیشیم

درسم تمام شود راحت میشوم!!

غذایم را بپزم راحت میشوم!!

اتاقم را تمیز کنم راحت میشوم!!

بالاخره رسیدم!!.... چقدرراحت شدم!!

اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت میشوم!!

 

تمام شود که چه شود!!؟

مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی 

تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است!!..

 

پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن 

را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم!! 

به تمام شدن و فارغ شدن!!..

 

حتی هنگامیکه دستهایمان را میشوییم نیز میتوانیم بالذت اینکار را

 انجام دهیم!!یکبار امتحان کنید!!

آب چه زیبا آرام پوست دست هایمان را نوازش میکند!!

به آب نگاه کنیم و لذت ببریم!!وآنجاست که احساس خوب 

زندگی کم کم به سراغ مان میاید!!..

 

لذت باعث قدرتمند شدن ما میشود به طرز باور نکردنی باعث بالا 

رفتن اعتماد به نفس مامیشود!!..

لذت بردن هدف زندگی است

تا میتوانی همه کارها و فعالیت ها را با لذت همراه کن!!.. حتی نفس 

کشیدن که کمترین فعالیت ماست!!..

 

دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:

ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!!

ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!!

 

ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ خوشبختی وﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش

ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ!! که در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، 

ﻫﻮﯾﺪﺍ میﺷﻮﺩﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ میﮔﺮﺩﺩ!!.

 

آری نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند!!..

اما کمبود یا نبود اخلاق را، هیچ چهره زیبایی نمی تواند تکمیل کند!!..

 

پایه و بنای شخصیت ما بر

رفتاروکردارمان نهاده شده و زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش 

اخلاق ترین انسان های دنیاست!!.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "میخوام آدم حسابی باشم، زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش اخلاق ترین انسان های دنیاست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

یکی از فرمول های شوپنهاور که به من خیلی کمک کرد،

این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه می گیره:

آنچه که هستی،

آنچه که داری،

و آنچه در چشم مردم جلوه می کنی.

اون اصرار داره که ما فقط باید بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی

 سرمایه گذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم؛

چون از ما گرفته می شن، درست مثل پیری گریز ناپذیری که داره

 زیبایی تو رو ازت می گیره.

در واقع شوپنهاور گفته "داشتن" معکوس می شه:

آنچه که داریم، اغلب صاحب ما می شود!

درمان شوپنهاور

یالوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : درمان شوپنهاور،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 26 دی 1397

 

 

در ژاپن مردمیلیونری  برای درد چشمش درمانی پیدا نمیکرد

بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت

راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند

وی پس ازبازگشت دستور خرید چندین بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند

و چشمان او خوب شد.

 

تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد

زمانیکه راهب به محضر میلیونر میرسد جویای حال وی میشود

مرد میلیونر میگوید:

خوب شدم

ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...

راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام

برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه میكردید !!

 

برای درمان دردهایت، نمیتوانی دنیا را تغییردهی...

بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری.. 

تغییر دنیا کار احمقانه ایست

ولی، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه  است.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

 

 

 

روزی سقراط حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست؛

علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم، سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت

و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم ...

 

سقراط گفت: چرا رنجیدی؟

مرد با تعجب گفت: خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است!!

 

سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟

 

مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم؛ آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود!

سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم ...

 

سقراط گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟

و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟

اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند!!!

 

پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است!






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : چرا رنجیدی؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

 

 

دکتر الهی قمشه ای چه زیبا میگوید

 

وقتی دعا میکنی،

دعای تو از این جهان خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.

دعایت به قبل از پیدایش عالم میرود.

دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.

و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.

 

و مولانا میگوید :

گر در طلب گوهر کانی، کانی

        گر در هوس لقمه نانی، نانی 

این نکته رمز اگر بدانی، دانی

      هر چیز که در جستن آنی، آنی..






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی دعا میکنی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

 

 

تاریخچه کوکاکولا

 

فرمول ساخت کوکاکولا برای نخستین بار در سال ۱۸۸۶ به صورت یک نوشیدنی، توسط جان پمبرتون داروساز آمریکایی و در شرکت مواد شیمیایی او ابداع شد. کتابدار او فرانک رابینسون انتخاب نام کوکاکولا را به او پیشنهاد داد و لوگوی دست‌نویس و سلیس آن را خطاطی کرد که تا به امروز به عنوان لوگوی این شرکت و این نوشیدنی پابرجاست. پمبرتون نوشیدنی ابداع شده توسط خود را یک داروی مقوی برای بسیاری بیماری‌ها می‌دانست. این شربت محتوی کوکائین (که از برگ کوکا گرفته می‌شد) و همچنین عصاره کافئین دانه کولا بود. (بعدها کوکائین این نوشابه در سال ۱۹۰۵ از فرمول آن حذف شد) پمبرتون نوشابه خود را به دکه‌های محلی فروش لیموناد و سودا فروخت و به تبلیغ برای آن پرداخت. به این ترتیب، کوکاکولا به عنوان پدیده‌ای جدید به موفقیت بسیاری دست یافت. جان پمبرتون هر لیوان از نوشیدنی جدیداش را به قیمت ۵ سنت به مشتریانش می‌فروخت. اگرچه نهایتاً آن اندازه خوشبخت نبود که در دوران زندگی خود بتواند نصیبی هر چند اندک از شهرت این ترکیب ابتکاری ببرد و اندکی قبل از مرگ روش تهیه کوکاکولا را در برابر ۲۳۰۰ دلار به آسا کندلر، تاجر آمریکایی و شهردار شهر آتلانتا فروخت. آسا کندلر توانست به زودی از کوکاکولا یک نوشیدنی ملی آمریکایی بسازد که اسمش هم‌معنی با زندگی به سبک آمریکایی است. او اندکی شیوه تهیه کوکاکولا را تغییر داد و برای آسان‌تر کردن کار به جای لیوان و بشکه، بطری‌های مخصوصی را برای این نوشیدنی سفارش داد که امروزه همه آن را می‌شناسند و در نهایت محصولش را در سراسر آمریکا توزیع کرد. با این تغییرات همه دیگر می‌توانستند حتی در خانه‌هایشان هم کوکاکولا بنوشند. در سال ۱۸۹۶، ده سال بعد از تهیه نخستین ترکیب کوکاکولا آسا کندلر برای نخستین بار این نوشیدنی را به خارج از مرزهای آمریکا صادر کرد






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تاریخچه کوکاکولا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397

شما می توانید مهرِ خود را به فرزندانتان، بدهید، اما نه اندیشه هایِ خود را،

زیرا که آن ها اندیشه هایِ خود را دارند.

شما می توانید تنِ آن ها را در خانه نگاه دارید، اما نه روح شان را،

زیرا که روحِ آن ها در خانه ی فرداست، که شما را به آن راه نیست، حتی در خواب.

شما می توانید بکوشید تا مانندِ آن ها باشید، اما مکوشید تا آن ها را مانندِ خود سازید.

زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بندِ دیروز نمی مانَد.

 

جبران خلیل جبران






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : جبران خلیل جبران،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 25 دی 1397


( کل صفحات : 249 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز