مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
چه مطالبی را در وبلاگ بیشتر می پسندید











سرد کردن مغز روشی جدید برای کنترل صرع :

دانشمندان با استفاده از تکنیک های شبیه سازی کامپیوتری، 

بینش نوینی نسبت به مکانیزم های کاهش دما در نقاط مشخص

 مغز جهت  درمان تشنج های صرعی کسب نموده اند. نتایج بدست

 آمده از این شبیه سازی ها در ژورنال زیست 

محاسباتی PLOS  به چاپ رسیده است.

 حدود ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان با تشنج های ناگهانی

 و تکرار شونده که نشانه ی صرع هستند، مواجه هستند. برای 

برخی از بیماران درمان های مبتنی بر عمل های جراحی و یا

استفاده از دارو موثر نیست، از این رو دانشمندان در حال بررسی

 و تحقیق بر روی راه حلی جایگزین به نام focal cooling یا سرد

 کردن ناحیه ای هستند. در این روش دستگاهی جهت سرکوب

 نمودن سیگنال ها و تخلیه های الکتریکی مربوط به صرع، 

در مغز بیمار قرار داده می­ شود.

مشکلات روش Focal Cooling :

 در این مطالعه جدید، جیمار سوناریو و همکارانش از موسسه 

علم و فناوری نارا (NAIST)، واقع در ژاپن، بر آن شدند

 که مکانیزم Focal Cooling  و نحوه ی عملکرد آن را بهتر درک

 نمایند. تاکنون، این تکنیک تنها به صورت موقت بر روی بیماران

 مبتلا به صرع مورد آزمایش قرار گرفته است. نتایج موفقیت آمیزی

 از این روش در آزمایش های حیوانی بر روی موش ها به دست

 آمده است. با این حال در درصد اندکی از موش ها با اینکه 

شدت حمله های صرع کاهش یافته بود، تعداد دفعات

 این حملات اندکی افزایش یافت.

 برای بررسی این مساله که چگونه focal cooling باعث

 کاهش و سرکوب

 تخلیه الکتریکی مغز شده و احتمال افزایش تعداد دفعات 

حملات صرعی را به وجود می آورد، تیم تحقیقاتی از رویکرد های

 کامپیوتری و محاسباتی استفاده نمودند. آن ها یک مدل از

 مغز موش را که به آن ها امکان اعمال مکانیزم های گوناگون

focal cooling

و بررسی تاثیرات آن بر روی تخلیه های الکتریکی مربوط به 

صرع را میداد شبیه سازی نمودند.

شبیه سازی محاسباتی :

 با استفاده از داده های آزمایشگاهی و داده های بدست آمده

 از مطالعات و تحقیقات انجام شده بر روی موش ها، محققان 

ابتدا مکانیزمی را شبیه سازی کردند که در آن focal cooling باعث

 کاهش فعالیت در اتصالات میان نورون ها شده و در نتیجه باعث

 کاهش تخلیه الکتریکی ناشی از صرع شد. با این حال، مدل

 بدست آمده،  به تنهایی قادر نبود که الگو های فعالیت های 

الکتریکی مغزی بدست آمده از آزمایش قبلی را با دقت شبیه سازی 

کند. آزمایش قبلی روی موش هایی انجام شده بود که با 

کمک دارو به طور مصنوعی مبتلا به صرع شده بودند.

 جهت بهبود و جبران نتایج حاصل از مکانیزم اول، دانشمندان 

مکانیزم دیگری طراحی کردند که در آن خنک کردن (cooling) منجر

 به ایجاد تخلیه های الکتریکی مداوم اما ضعیف تر شد. محققان

 توانستند با ترکیب این دو مکانیزم در مدل کامپیوتری، نتایج 

بدست آمده از آزمایشات قبلی بر روی موش ها را به طور

 موفقیت آمیز بازسازی نمایند.

آینده روش های کنترل دمایی فعالیت های مغزی :

 تاکاتومی کابو، یکی از نویسنده های مقاله میگوید :

 “روش Focal cooling  میتواند جایگزین درمان های

 پرخطر بیماری صرع  مانند عمل های جراحی شود، چرا 

که ریسک کمتری برای بروز نقص های عملکردی غیر قابل 

بازگشت دارد. مطالعه ی ما، تلاشی است برای بستر سازی در

 جهت استفاده از روش های کنترل دمایی فعالیت های مغزی

 که با استفاده از یک رویکرد محاسباتی، قادر به توضیح مکانیزم ها

 بوده و میتواند مکمل آزمایشات حیوانی و کلینیکی شود.”

 تحقیقات و مطالعات آزمایشگاهی بیشتر، میتواند به بهبود مدل 

محققان و درک بهتر آن ها در مورد مکانیزم های

 پایه ی Focal cooling  کمک کند.

منبع :

http://medicalphysicsweb.org/cws/article/research/70113

 http://journals.plos.org/ploscompbiol/article?id=10.1371/journal.pcbi.1005736





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : سرد کردن مغز روشی جدید برای کنترل صرع،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 29 مهر 1396

 

 

بیچاره پاییـز. دستش نمک ندارد...

این همه باران به آدم ها میبخشد، 

اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.

خودمانیم تقصیر خودش است؛

 بلد نیست مثل " بهار" خودگیر باشد. 

تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و

با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...

سیاست " تابستان " را هم ندارد که در ظاهر با آدم ها

 گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند....

بیچاره بخت و اقبال " زمستان " هم نصیبش نشده

که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد !

 

او   " پاییز "   است

رو راست و بخشنده ...

فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدم ها بریزد،

روزی؛

جایی؛

لحظه ای؛ از خوبی هایش یاد میکنند ...

خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده

 بودنش را به پای محبتش نمیگذارند ...

 

یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان میرود 

که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ...

دست در دست هم پا بر روی برگ هایت میگذارند و میگذرند .

 

تنها یادگاری که برایت میماند. 

" صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست " ...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بیچاره پاییـز. دستش نمک ندارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396


 

 

وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی

و می‌بینی چقدر آهسته می رود

تازه می‌فهمی چقدر پیر شده !

وقتی مادر بعد از غذا پنهانی مشتی دارو را می‌خورد ،

 می‌فهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید..

در ۱۰ سالگی : مامان ، بابا عاشقتونم

در ۱۵ سالگی : ولم کنین

در ۲۰ سالگی : مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم

در ۲۵ سالگی :  باید از این خونه بزنم بیرون

در ۳۰ سالگی :  حق با شما بود

در ۳۵ سالگی :  میخوام برم خونه پدر و مادرم

در ۴۰ سالگی : نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم !

در شصت سالگی : من حاضرم همه زندگیم رو بدم

 تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...

و این رسم زندگی است....

چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و

 هیچ زمانی دیر نیست

حتی همین الان...





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396

 

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد

حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. 

کاغذ را گرفت.

 

روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین».

۱۰ دلار همراه کاغذ بود.

 

قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای 

گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه را گرفت و رفت. 

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود

 تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. سگ در خیابان 

حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید.

 

 با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. 

قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس

 رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.

 

قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. اتوبوس امد, 

سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت.

 

صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. 

اتوبوس درست بود سوار شد.

قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ 

منظره بیرون را تماشا می کرد.

 

پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس

 را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. 

قصاب هم به دنبالش. سگ در خیابان حرکت کرد 

تا به خانه ای رسید.

 

گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید.

این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

 

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و 

خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد 

و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

 

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. 

قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: 

چه کار می کنی دیوانه؟

 این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست 

که من تا به حال دیدم.

 

مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: 

تو به این میگی باهوش؟ 

این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.

 

 پائولو کوئلیو


 

 

مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع 

برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396

 

 

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟

 

دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را

 

گفتند : عشقت کیست؟

 

گفت:عشقی ندارم!

 

خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟

 

گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ،

 

وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ،

 

میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش

 

 

فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم

 

 

گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ،

 

اگر ترکت کرد چه؟

 

 

اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم

 

 

میلاد خاتونی

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396

 

وارد مغازه میشوم و یك سرى استكان نعلبكى و قورى 

سبز رنگ اسباب بازى انتخاب مى كنم. فروشنده میگوید:

خانم صورتیشو ببرید دخترونه تره. میگم: برا پسرم مى خوام.

با تعجب به من نگاه میكنه و میگه: اگه پسره ماشین بگیرید

 یا جعبه ابزار، هواپیما یا چراغ قوه. پسر كه آشپزى نمیكنه.

با خودم مرور میكنم در دنیایى كه زنهایش پا به پاى مردها 

كار مى كنند مردهایش باید یاد بگیرند خستگى را با چاى

 از تن همسرشان درآورند. در دنیایى كه زنهایش با 

مفهوم چك و قسط و وام عجین شده اند، شرم دارد 

مردهایش با دستور قورمه سبزى و ته دیگ ماكارونى 

بیگانه باشند. من براى فرزندم همسرى قدرتمند آرزو میكنم 

زنى كه تنها دغدغه اش نهار ظهر و شام شب نباشد. 

زنى كه تمام لذتش در خرید خلاصه نشود. زنى كه سیاست 

را بفهمد، شعر ببافد، كتاب بخواند و از دنیاى اطرافش 

بى خبر نباشد.براى انكه پسرم شایسته چنان زنى باشد 

باید یاد بگیرد چاى دارچینى درست كند. یاد بگیرد آشپزى كند.

 لالایى بخواند. نوازش كند و جملات عاشقانه بگوید.

دانیال سه ساله ام استكان اسباب بازى سبز رنگ را به 

طرفم مى گیرد. من نگاهش مى كنم و او مى گوید: 

بخور چاى دارچینى برات پختم.





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بخور چاى دارچینى برات پختم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396


یك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش

در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت

 

من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم

 و برای اینکه به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم

 که این ادبیات عجیب چیست ، چاره ای ندارم

 جز اینکه به مقایسه بپردازم و بگویم که

 ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است

 

فردوسی ، سعدی ، حافظ و مولانا

 

فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او .

 

سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او .

 

حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ،

 که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی

که از جهان او به مشامش رسیده ، میشمارد .

 

اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ،

که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ،  او یگانه است

و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست

بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ،

که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید

و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید

 

 من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ،

همین شعر برای همیشه کافی است

 

باران که شدى مپرس ، این خانه کیست 

سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست 

 

باران که شدى،  پیاله ها را نشمار 

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست 

 

باران! تو که از پیش خدا مى آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست  

 

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک 

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست 

 

با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى 

حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست 

 

از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار 

در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست 

 

گر درک کنى، خودت خدا را بینى 

درکش نکنى، کعبه و بتخانه یکی.

 





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396

هنگامی که احساس اندوه می کنید، 

یک جا ننشینید

از جا بلند شوید و حرکت کنید

اگر می توانید به جایی بروید و ورزش جمعی کنید،

اگر این امکان فراهم نیست ،خودتان ورزش کنید.

آهنگ با نشاطی بگذارید و بشدت حرکت کنید

 تا به اصطلاح خیس عرق شوید.

بعد هم یک دوش ولرم بگیرید.

قطعا حالتان بهتر می شود.

 

هرگز تصور نکنید کسی قرار است بیاید و شما را

از وضعیت روحیتان نجات بدهد.

دستتان را به زانو بگیرید و از جا بلند شوید.

اگر کسی برای کمک آمد چه بهتر،

 اگر هم نیامد خودتان به داد خودتان برسید.

 

پرفسور مجید سمیعی





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هنگامی که احساس اندوه می کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 28 مهر 1396

 

علم روانشناسی میگه:

 

وقتی یک نفر خیلی میخندد..

حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده ..

بدانید او از درون عمیقا غمگین است!!

 

اگر یک نفر خیلی میخوابد..

بدانید "تنهاست"

 

اگر یک نفر کم حرف میزند..

سریع حرفش را میگوید و دوباره سکوت میکند..

ببدانید "راز"ی در سینه دارد

 

وقتی یک نفر نمیتواند گریه کند بدانید "ضعیف" است

وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و زیاد غذا میخورد

 بدانید" تحت تنش " است

وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه میکند

"معصوم"است

اما..

وقتی یک نفر به خاطر چیزهای کوچک"عصبانی" میشود

یعنی درگیر "دوست داشتن" از "ته قلب" است.

 





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : علم روانشناسی میگه،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396

 

ربطی نداره متاهلی یا مجرد مکث را تمرین کن

گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم

گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم .

گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم .

گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم .

گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم .

 گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم . .

گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم .

و گاهی .

گاهی .

گاهی .

 

تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم بدونیم .

کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و 

گاهی گاهی های زندگیمون باشیم

 

 یادمون نره که فقط:

یکبار زنده ایم و زندگی میکنیم

 

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مکث را تمرین کن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396

 

 

دیر زمانی نیست که دریافته ام

وقتی از کسی کینه ای به دل می گیرم،

 درحقیقت برده ی او می شوم؛

او افکارم را تحت کنترل خود می گیرد؛

اشتهایم را ازبین می برد؛

آرامش ذهن و نیات خوبم را می رباید و لذت کار کردن را از من می گیرد؛

اعتقاداتم را ازبین می برد و مانع از استجابت دعاهایم می گردد؛

او آزادی فکرم را می گیرد و هر کجا که می روم برایم مزاحمت ایجاد می کند؛

هیچ راهی برای فرار از او ندارم.

تازمانی که بیدارم، بامن است و وقتی که خوابیده ام، وارد رویاهایم می شود؛

وقتی مشغول رانندگی هستم یا وقتی در محل کار خود هستم، کنارم است؛

هرگز نمی توانم احساس شادی و راحتی کنم...

او حتی بر روی تُنِ صدایم نیز تاثیر می گذارد؛

او مجبورم می کند تا به خاطر سوء هاضمه، سَر دَرد و یا بی حالی دارو مصرف کنم؛

او لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از من

می دزدد؛

بنابراین دریافته ام

اگر نمی خواهم یک برده باشم، در دل نسبت به دیگران کینه و رنجشی نداشته باشم!

خود را در آیینه نگریستم

و دریافتم ارزش من بیش از یک فکر نا آرام است.

 

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دریافتم ارزش من بیش از یک فکر نا آرام است.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396

 

پدرش کشاورز بود

دانشگاه اکسفورد قبول‌شد

به بازیگری علاقه داشت

و عضو گروه کمدی دانشگاه شد

ولی لکنت زبانش باعث میشدبهش نقش ندن جایی

یه روز فهمید وقتی نقش کس دیگه ای رو بازی می کنه لکنتش برطرف میشه

ولی باز بهش بازی نمی دادن

چون صورت سینمایی و هیکل خوبی نداشت

پس رفت و کاراکتر خودش رو ساخت

مستر بین

معروف ترین کاراکتر کمدی دنیا

اون الان ۱۳۲ میلیون پوند ثروت داره

فقط با تلاش و اراده ی خودش

اون ثابت کرد برای موفقیت نیازی به قیافه و هیکل و این چیزا نداری

 

قوی باشیم

 

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : قوی باشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396

 

ﺩﺭﻃﻮﻝ24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ

 ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﺫﺍﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﻗﻄﻊ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

 ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺭﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺁﻏﺎﺯ میﺸﻮﺩ .

 

ﮔﻔﺘﻦ ﺍﺫﺍﻥ 4 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺍﺭﺍﯼ 360 ﺧﻂ ﻓﺮﺿﯽ 

ﺍﺯﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﺑﻪ ﻗﻄﺐ ﺟﻨﻮﺏ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ 360 ﺩﺭﺟﻪ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ

 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ : ﻇﻬﺮ ﺷﺮﻋﯽ ﺩﺭﺧﻂ1 ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ، 

4 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﺪﺗﺎ ﻇﻬﺮﺷﺮﻋﯽ ﺩﺭﺧﻂ 2 ﺷﺮﻭﻉ ﺷﻮﺩ

ﻭﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺯﻣﺎﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻂ ﯾﮏ ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ

 ﺑﻪ ﺍین ﺗﺮﺗﯿﺐ 360 ﺿﺮﺑﺪﺭ 4ﻣﯿﺸﻮﺩ 1440 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ24 ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ

 

 اینجاست که خدای متعال خطاب به پیامبرش (ص) میفرماید:

 

"و رفعنا لک ذکرک" یعنی ذکر و یاد تو را بلند کردیم.

 

 یعنی حداقل در هر اذان که یادی از پیامبر میشود و اسم مبارکش 

ذکر میگردد. 

پس هیچ دقیقه ای روی کره ی زمین نیست 

مگر آنکه اسم رسول خدا آورده شود

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : و رفعنا لک ذکرک،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396

 

 

مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده انگلستان نشست! 

هر چی نماینده انگلیس بالا و پایین دوید و داد و بیداد که اینجا جایگاه ماست 

و شما باید اونطرف بشینی, مصدق بی اعتنا دستش رو روی میز گذاشت 

و سرش رو روی دستش!

همه از این حرکت مصدق حیرت زده بودن!! تا اینکه قاضی وارد شد و 

نماینده انگلیس با تظلم خواهی به این حرکت مصدق اعتراض کرد! قاضی از 

مصدق توضیح خواست و مصدق سرش رو بلند کرد و گفت:

جناب قاضی من تنها چند دقیقه بر جایگاه این انگلیسیها نشستم و اینها اینچنین 

برافروخته اند!! پس ملت من چه باید بگویند که اینها عمریست در سرزمین و 

جایگاه آنها چمبره زده اند و نمیروند!!.

پاسخ زیبا و ویرانگر مصدق چنان تا پایان دادگاه بر فضا سیطره پیدا کرده بود که 

در نهایت رای به نفع ایران صادر شد و نفت ایران ملی گشت!

بعدها خبرنگاری از "چرچیل" پرسید آیا از خود زیرک تر و سیاستمدار تر میشناسید

و چرچیل پاسخ داد: : فقط یک ایرانی هست که استاد من در سیاست است "مصدق

روحش شاد






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : جواب جالب،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396


 

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ،

ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ کمی پاهایم را اذیت میکرد.

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ لبخند اطمینان بخشی زد و ﮔﻔﺖ: ﮐﻤﻲ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮐﻨﺪ.

ﺧﺮﻳﺪﻡ،...

ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ،...

ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ...

ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ فشار میداد و هر روز که میگذشت 

زخمی که در روی انگشتانم به جا گذاشته بود عمیق تر میشد.

ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ:

چه عیبی دارد؟ مهم اینست که از دید مردم زیباست!...

ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﮕﻲست که همیشه می خواستم!...

اشکالی ندارد، ﺩﺭﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﻢ!... ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ پوشیدم ولی بازهم ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ.

ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ.

ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ اندازه ام نبود، ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ...

ﻭ حتی ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ متوجه شدم که ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ 

ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ و اصرار به پوشیدنش میکردم ... 

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ!!

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺣﻤﻠﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ 

ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ.

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ همیشه ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ،

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ.

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻔﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ...

اما شاید زخم عمیقی که بر روی انگشتان پایم بر جا مانده تا سالیان سال باقی بماند.

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت...

گاهی باید بگذاری دلت از همه چیزها و همه کسانی که وابستگی به 

بودن شان رنجت میدهد، آزاد شود... می دانی؟

"هراس از دست دادن هاست" که آدم را به مرز تحقیر شدن می رساند...

به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری...

به مرز پذیرفتن کارهایی که دوست شان نداری...

به مرز نابود شدن...

دیده نشدن...

تنها شدن... اما وقتی تمام قفس های دلت را بگشایی،

آنچه که سهم تو از زندگی و عشق و ... باشد می ماند،

و هر چه رفتنی ست می رود





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 27 مهر 1396


( کل صفحات : 147 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز