مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

دانشمندان مغزهای کوچکی را پرورش دادند!

بیگ بنگ: برای اولین‌بار، بافت مغزی که در آزمایشگاه 

پرورش داده شده بود، خود به خود فعالیت الکتریکی از 

خود نشان داد و به طور شگفت‌انگیزی شبیه به فعالیت 

مغز انسان میباشد. به ویژه، شبیه ِ فعالیت مغز نوزادانِ نارس!

brain in a dish

به گزارش بیگ بنگ، گزارشِ این پیشرفت شگفت‌انگیز

 هنوز در حال بررسی است، اما اگر تأیید شود، می‌تواند 

کشف بزرگی باشد که امکاناتی را برای بررسی توسعۀ

 اختلالات مغزی به ارمغان می‌آورد. همچنین باعث شده 

که برخی دانشمندان احساس تردید کنند. این مغزهای 

پرورش‌یافته که در آزمایشگاه ارگانوئید نام دارند- 

در واقع نسخه‌های ساده‌ شدۀ مینیاتوریِ سه بعدی از

 اندام‌هایی هستند که به منظور اهداف تحقیقاتی، مانند

 آزمایش کردن پاسخ داروها، یا رشد سلول تحت شرایط ِ نامطلوب، 

در آزمایشگاه پرورش داده می‌شوند.

عصب‌شناس «آلیسون موتری» ارگانوئیدهای مغز را به مدت 

چندین سال در آزمایشگاه خود در دانشگاه کالیفرنیا- سان دیگو، 

پرورش داد، اما این نخستین‌باری است که وی و تیمش چیزی شبیه

 به فعالیت مغز انسان را مشاهده کردند. آنها ارگانوئیدهای مورد

 نظر را از سلول‌ها بنیادی چندقابلیتیِ انسان، یا سلول‌های بنیادی 

که می‌توانند به هر نوع سلول ِ دیگر تبدیل شوند، پرورش دادند. 

آنها این «محصولات تکمیل‌نشده» را ساختند تا به سلول‌هایی 

که قشر مغزی را تشکیل می‌دهند، توسعه یابند؛ قشر مغزی

 ناحیه‌ای از مغز است که مسئول چیزهای مهم اولیه از قبیل 

حافظه، ادراک، شناخت، تفکر و پردازش حسی می‌باشد.

صدها عدد از این مغزهای کوچک طی دورۀ ده ماهه در محیطی 

پرورش داده شدند و آزمایشی برای اطمینان از اینکه ژن‌های 

مناسبی برای نمو مغز بیان شده‌اند، انجام شد. آنها همچنین 

اندام‌ها را دائماً با الکتروانسفالوگرافی(EEG) کنترل می‌کردند.

 طبق گزارش Nature، طی شش ماه، مغزها شروع به نشان دادن

 فعالیت مغزی کردند- بسیار فعال‌تر از چیزی که این تیم قبلاً اشاره کرده بود.

در تجزیه و تحلیل، این فعالیت شباهت چندانی به فعالیت مغزیِ

 سازمان‌یافته و قابل پیش‌بینیِ در بزرگسالان نداشت. اما به نوع 

متفاوتی از فعالیت مغزی شبیه بود. این فعالیت، الگوهای مغزی 

مشابهی شبیه نوزادان نارس داشت. پژوهشگران در مقالۀ خود 

نوشتند: «در حالی که فعالیت شبکه‌ای ارگانوئیدها، پیچیدگی 

زمانیِ کامل که در بزرگسالان مشاهده می‌شود را نشان نمی‌دهد، 

اما الگوی دوره‌های متناوب خاموشی و رویدادهای همگام‌شدۀ 

شبکه‌ای در آن، شبیه به نشانه‌های الکتروفیزیولوژیکی است که

 در الکتروانسفالوگرافی نوزادان انسان وجود دارد

دقیقاً همان نیست. اما مدل یادگیری ماشین که در مورد نشانه‌های 

الکتروانسفالوگرافیِ نارس آموزش دیده است، توانست بسیاری از

 ویژگی‌های مشترک با جدول زمانی نموِ طبیعی را شناسایی کند.

 در ۲۸ هفتۀ گذشته، به نظر می‌رسید که ارگانوئیدها در مسیر 

نموّی مشابه با مسیر نمو نوزادان نارس با همین سن، بودند. 

ارگانوئیدهای مغز کاملاً شبیه به بخش‌های مغز واقعی 

انسان نیستند- نه تنها کوچکتر و ساده‌تر هستند، بلکه دارای دیگر 

نواحی مغزی که به آن وصل شوند هم نیستند. همچنین اینها به 

گونه‌ای مهندسی شده بودند تا در پروتئینی که برای عملکرد عادی

 نورون‌ها است، کمبود داشته باشند.

اما آنها می‌توانند گامی در جهت درک بهتر نمو مغز را نشان دهند، 

زیرا بررسی مغز نوزادان نارس آسان نیست و آشکار است که مغز 

بزرگسالان هم پیچیده است. پژوهشگران نوشتند: «در حالی که

 ما برابری عملکردی بین ارگانوئیدها و قشر مغزی نوزادِ تازه‌متولدشده

 را ادعا نمی‌کنیم، اما نتایج کنونی، اولین گام به سمت مدلی آزمایشگاهی

 را نشان می‌دهد که برخی پویایی‌های نوسانی فضایی-زمانیِ

 پیچیدۀ مغز انسان را دارد

پژوهشگران همچنان به تلاش برای توسعۀ مغزها ادامه خواهند 

داد تا ببینند که آیا این مغزها بالغ می‌شوند یا خیر. اما دانشمندان

 واقعاً نگرانِ نزدیک شدن به رشدِ آگاهی در محیطی در آزمایشگاهی 

هستند. تا کنون هیچ یک از مغزها علائمی از آگاهی را نشان نداده‌اند، 

اما همانطور که آزمایش ادامه دارد، این احتمال نیز وجود دارد.

عصب‌شناس کریستوف کوچ از مؤسسه علوم مغز آلن در سیاتل گفت: 

«هرچه به نوزاد نارس نزدیک‌تر شوند، بیشتر نگران خواهند شد.»

 با توجه به مهندسی دقیق ارگانوئیدها برای مهار عملکرد طبیعی،

 پژوهشگران در این مرحله نگران نیستند. با این حال اگر هر

 یک از آنها نشانه‌های آگاهی را داشته باشند، محققان پروژه را 

متوقف خواهند کرد. این تحقیق در نشست سالانۀ علوم اعصاب 

در اوایل نوامبر ارائه شد و در منبع bioRxiv آن منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: sciencealert.com







نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : دانشمندان مغزهای کوچکی را پرورش دادند!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 2 بهمن 1397


 

هر چیزی فرکانسی دارد.

هر لغت، صدا، رنگ، درخت، حیوان، گیاه، مواد معدنی و هر

 چیزی که فکرش را بکنید. هر شهر یا کشوری فرکانسی دارد.

 اجزا هوا، زمین، آتش، آب همگی دارای فرکانس مخصوص

 به خود هستند.

تندرستی، بیماری، ثروت، بی پولی، موفقیت و شکست نیز از

 این قانون مجزا نیستند. هر اتفاق، موقعیت و شرایطی نیز دارای 

فرکانس می باشد، حتی احساسات و افکار شما.

فرکانس واقعی احساس شما چیزی است که شما احساس 

میکنید و شما هر احساسی داشته باشید چیزهایی که در فرکانس

 مشابه با آن هست را جذب میکنید.

وقتی شاد هستید و دائما این احساس را دارید در این صورت

 فقط افراد شاد، شرایط خوب و اتفاقات خوب به سراغتان 

خواهند آمد.

اگر احساس استرس میکنید و دائما این حس را دارید در این 

صورت استرس بیشتری توسط افراد، شرایط و اتفاقات وارد 

زندگی‌تان خواهد شد.

راندا برن






نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : هر چیزی فرکانسی دارد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 2 بهمن 1397

 

 

 خوشبختی در سه جمله است:

تجربه از دیروز ،

استفاده از امروز،

امید به فردا.

 

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم:

حسرت دیروز ،

اتلاف امروز

ترس از فردا

 

 

 

دکتر هلاکویی






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 2 بهمن 1397

 

 

پادشاهی دیدکه خدمتکاری بسیار شاد است ، از او علت شاد بودنش 

را پرسید. خدمتکار گفت:  قربان  همسر و فرزندی دارم و غذایی برای 

خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم.

 

پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت:قربان چون او

 عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید

گروه ۹۹ دیگر چیست؟ وزیر گفت : قربان  یک کیسه برنج را 

با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید ، و چنین هم شد.

 

خدمتکار وقتی به خانه برگشت  با دیدن کیسه وسکه ها بسیار

 شادشد و شروع به شمردن کرد ، ۹۹ سکه ؟ و بارها شمرد و

 تعجب کرد که چرا۱۰۰  تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی

 اثری از یک سکه نبود.

 

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه 

طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد،

و دیگر خوشحال نبود. 

وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر

 داشت گفت : قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای

 این گرو کسانیند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : از صبح تا شب سخت کار میکرد، و دیگر خوشحال نبود،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 2 بهمن 1397

 

بخاطر حرف مردم و افکار نادرست دیگران،

خیلی از کارهارو انجام نمیدهیم،

بسیاری از فرصت ها را از دست میدهیم،

خانواده و دوستانمان را از دست میدهیم،

حتی بعضی وقتا عشق زندگیمان رو از دست میدهیم

کسی که میتوانست خوشبختی و شادی رو در این 

زندگی به ما هدیه کند.

 

بخاطر چه چیزی اینها از دستمان رفت؟؟

حرف مردم،حرف مردم،حرف مردم!!!!

 اگر فقط یکم چشمانمان را روی افکار بیهوده و 

نادرست مردم و افراد دیگر میبستیم،

 

شاید الان جای پشیمانی از کارهای نکرده

بخاطر انجام  دادن آنها شاد بودیم.

 

شاید اگر بیخیال از مردم، کمی با افکار خود تصمیم

 میگرفتیم و رفتار میکردیم

زندگی زیبا تر بود.

شاید نه،حتما زیبا تر بود

این مردم خود مشکلهایی دارند،که قدرت  درک و رفع آنها ندارند 

و جای اینکه کمی به خود فکر کنند همیشه در حال قضاوت تو هستند

مردمی که همه یک راه را هدف خود قرار داده اند، همه بسوی

 همان یک هدف میروند

و وقتی تو را در راهی دیگر میبینند که خود در آن حضور ندارند

 نمیتوانند حضور پیدا کنند

قضاوتت میکنند

پیشنهاد هایی میدهند که تو را گمراه میکند

 

زندگى كردن با مردم این دنیـا همچون دویدن در گله اسب است!






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : بخاطر حرف مردم و افکار نادرست دیگران، خیلی از کارهارو انجام نمیدهیم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 2 بهمن 1397

 

فکر مثبت از فیزیوتراپی هم موثرتر است

درباره تاثیر مغز روی بدن هرچه بگوییم کم گفته‌ایم.

محققان در آخرین تحقیقات دریافتند

که آنچه در ذهن افراد می‌گذرد، حتی روی دردهای 

آرتروزی هم می‌تواند تاثیر بگذارد.

ساینس دیلی در این مورد نوشته است که فعالیت 

ذهنی مثبت ، می‌تواند دردهای مفصلی را کم کند و 

حتی از فیزیوتراپی هم تاثیرگذارتر باشد.

محققان در این بررسی ، با کمک یک گوشی هدفون،

 افراد را در معرض موسیقی آرامی قرار دادند و حین 

پخش موسیقی ، رایحه لیمو و عطر رز را هم همراه با 

نوری ملایم در فضا پخش کردند.

آنها از افراد خواستند که به موسیقی گوش کنند و فکرهای

 مثبت را در ذهنشان بپرورانند .

و جالب اینجا بود که با این تمرین،

درد 85 درصد افراد آرام گرفت.

به همین دلیل محققان توصیه می‌کنند که برای آرام کردن 

دردهای مفصلی و عضلانی، چشم‌هایتان را ببندید و کمی مثبت فکر کنید.

اگرقرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتار دیگران باشد؛ 

این دیگرخوبی نیست ، بلکه معامله است.

دکتر جیمز انس مینگر






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : فکر مثبت از فیزیوتراپی هم موثرتر است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 2 بهمن 1397

 

اول بهمن ماه سال ۳۱۹ هجری شمسی، روزی است 

که در آن «حکیم ابوالقاسم فردوسی» حکیم سخن، حکیم 

توس و استاد سخن پا به عرصه وجود گذاشت.

شاهنامه پرآوازه‌ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین 

نوشته‌های ادبیات کهن پارسی است. شاهنامه، منظومه مفصلی 

است که حدودا از ۶۰ هزار بیت تشکیل شده و دارای ۳ دوره اساطیری، 

پهلوانی، تاریخیاست. شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و 

پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی‌اند. پهلوانانی 

همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این 

دسته هستند. شخصیت‌های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و 

تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.

 

فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایه نوشتار ابومنصوری در حدود

 سال ۳۷۰ هجری قمری آغاز کرد و سر انجام آن را در 

تاریخ ۲۵ سپندارمذ سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی) 

با این بیت‌ها به انجام رساند:

 

سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد به ماه سفندارمذ روز ارد

 

ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار به نام جهان داور کردگار

 

این ویرایش نخستین شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به بیست سال

 دیگر در تکمیل و تهذیب آن کوشید. این سال‌ها هم‌زمان با برافتادن 

سامانیان و برآمدن سلطان محمود غزنوی بود. فردوسی در

 سال ۳۹۴ هجری قمری (برابر با ۳۸۲ خورشیدی) در سن شصت

 و پنج سالگی بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود اهدا کند، 

و از این‌رو دست به کار تدوین ویرایش تازه‌ای از شاهنامه شد. فردوسی

 در ویرایش دوم، بخش‌های مربوط به پادشاهی ساسانیان را تکمیل کرد.

 پایان ویرایش دوم شاهنامه در سال ۴۰۰ هجری قمری در هفتاد

 و یک سالگی فردوسی بوده است:

 

چو سال اندر آمد به هفتاد و یک همی زیر بیت اندر آرم فلک

 

ز هجرت شده پنج هشتاد بار به نام جهان داور کردگار

 

فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر به دربار غزنه نزد سلطان 

محمود فرستاد. به گفته خود فردوسی، سلطان محمود «نکرد اندر

 این داستانها نگاه» و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد 

تا پایان زندگانی، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود

 که بیشتر در گله و انتقاد از محمود و تلخ‌ کامی سراینده از اوضاع

 زمانه بوده‌است. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود 

دو بار یاد کرده، و خود را هشتاد ساله و جای دیگر هفتاد و شش

 ساله خوانده است.

 

تاریخ وفات فردوسی را بعضی ۴۱۱ و برخی ۴۱۶ هجری قمری 

نوشته‌اند. وی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، 

به خاک سپردند.

 

از شاهنامه و زندگینامه فردوسی این‌گونه برداشت کرده‌اند که فردوسی 

با زبان عربی و دیوان‌های شاعران عرب و نیز با زبان پهلوی آشنا بوده است.

 

از زمان دفن فردوسی، آرامگاه او چندین بار ویران شد. در

سال ۱۳۰۲ قمری به دستور «میرزا عبدالوهاب خان شیرازی»، والی 

خراسان، محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند.

 

«تئودور مانسن» در سال ۱۹۰۲ کتابی راجع به جنگ‌های آلمان و

 ایتالیانوشت و جایزه نوبل را از آن خود کرد.

 

وقتی از او پرسیدند چگونه به جایزه نوبل دست پیدا کردی؛ گفت:

 

این جایزه متعلق به من نیست؛ بلکه متعلق به حکیم ابوالقاسم فردوسی

 ایرانی است که من کتاب او را خواندم و بر اساس نوشته‌های او 

کتابی نوشتم که موفق به کسب جایزه نوبل شد.

 

شاهنامه متعلق به همه اقوام ایرانی از کرد تا آذری و لر و بلوچ و 

خراسان و گیلکی است و همه در این کتاب اقوام آریایی ایران نامیده شده‌اند.

 

یونسکو شاهنامه فردوسی را یکی از ۳ اثر برجسته جهان معرفی کرد.






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : اول بهمن ماه سال ۳۱۹ هجری شمسی، روزی است،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 1 بهمن 1397

اگر همه فکر شما به این باشه که کرایه تاکسی را از کجا بیارید

 پس به اندازه همون کرایه تاکسی پول خواهید داشت . 

و اگر در اتوبوس نشسته باشید و تمام فکره شما این باشد که ماشین

 مورد علاقه شما باید رنگش سفید باشد پس در آینده نچندان دور 

سوار ماشین مورد علاقه خود خواهید بود.

شما به همان اندازه که فکر میکنید پول خواهید داشت .

پس روی یه تکه کاغذ ( این کاغذبایدخیلی مهم باشد برای شما )  

تمام هدفهای بزرگ خود را بنویسید. و نگران پول های کوچک نباشید.

کائنات فقط به اندازه ی ارزوهای شما به شما می بخشد. بزرگ

 ارزو کنید و برای ارزویتان از هیچ تلاشی نترسید

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ارزو کنید و برای ارزویتان از هیچ تلاشی نترسید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 1 بهمن 1397

 

یک عده ای هستند که ما همیشه از رو ظاهر آنها قضاوتشان میکنیم...

پیش خودمان میگوییم:

ببین اصلا مشخص است در صورتش هیچ غمی نیست !

این بشر از هفت دولت آزاد است.....

سر خوش است و فلان است و بهمان...

 

ولی کافی است

یک بار از بطن زندگی آن ها مطلع شویم ،

تا بفهمیم چه غصه هایی در زندگی شان دارند که اگر یکی از

 آن ها را ما داشته باشیم کمرمان خم میشد...

بیایید هیچوقت آدم ها را از روی ظاهرشان قضاوت نکنیم...

همه مانند هم نیستند که بخواهند درد و غصه هایشان را 

میان جماعت فریاد بزنند

خیلی ها تو دار هستند

میگویند،

میخندند،

میرقصند....

اما کافی است گوشه ای را پیدا کنند که کسی حواسش به آن ها نباشد

تنهایی میبارند و

میبارند و میبارند.....






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : یک عده ای هستند که ما همیشه از رو ظاهر آنها قضاوتشان میکنیم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 1 بهمن 1397

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله

 شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و 

پشت در خانه مى لرزیدند.

 

پسرک پرسید: «ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین؟»

 

کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل 

نمى زد و نمى توانستم به آنها کمک کنم. مى خواستم یک 

جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک

 آنها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.

 گفتم: «بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم

 

آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را 

گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به

 آنها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر

 کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. 

بعد پرسید: «ببخشین خانم! شما پولدارین؟»

 

نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه نه

 

دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و 

گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره

 

آنها در حالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند 

تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى 

رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم.

 بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. 

سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل 

خوب و دائمى، همه اینها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى 

بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان

 را مرتب کردم. لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم.

 مى خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود

 چه آدم ثروتمندى هستم. دلم می خواد برای فردایی بهتر تلاش کنم.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چه آدم ثروتمندى هستم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 1 بهمن 1397

 

 

پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد او دستانش

 می لرزیدوچشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست

 راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و 

لیوانی رابرزمین انداخت وشکست.

 

 

پسروعروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند:باید 

درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد.

 آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قراردادند وپدربزرگ مجبور

 شد به تنهایی آنجا غذا بخورد . بعد از این که یک بشقاب از دست

 پدر بزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را درکاسه چوبی

 بخورد هروقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک 

می ریخت وهیچ نمی گفت.

 

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت

 با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر روبه او کرد وگفت:

پسرم داری چی درست می کنی؟ 

پسر با شیرین زبانی گفت:

دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم

 که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

 

یادمان بماند که :

       "زمین گرد است..."






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : کاسه های چوبی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 1 بهمن 1397

از دست دادن زندگی چیزی نیست و هر وقت که لازم باشد 

من این شهامت را خواهم داشت.اما از دست رفتن معنای

 زندگی و نابود شدن بهانه‌ی هستی، این است آنچه تحمّل 

کردنی نیست. 

نمی‌شود بی‌دلیل زندگی کرد.

 

 

البر كامو






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : نمی‌شود بی‌دلیل زندگی کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 30 دی 1397

در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوشم رسید؛

_آقا این بسته نون چند؟

فروشنده با بی حوصله  گفت: هزار و پونصد تومن!

پیرمرد با نگاهی پر از حسرت رو به فروشنده گفت:

نمیشه کمتر حساب کنی؟!!

توی اون لحظات توقع شنیدن هر جوابی رو از فروشنده داشتم جز این که شنیدم!؛

_نه، نمیشه!!

دوره گرد پیر، مظلومانه با غروری که صدای شکستنش گوشمو کر کرده

بود بسته ی نون رو سر جاش گذاشت و از مغازه خارج شد!

درونم چیزی فروریخت...هاج و واج از برخورد فروشنده به دوستم چشم دوخته بودم.

از نگاه غمگینش فهمیدم اونم به چیزی فکر میکنه که من فکر میکنم!

یه لحظه به خودم اومدم، باید کاری میکردم.

این مبلغ بینهایت ناچیز بود اما برای اون پیرمرد انگار تمام دنیا بود!

به دوستم گفتم تا دور نشده این بسته نون رو بهش برسون!

پولش رو حساب کردم و از مغازه خارج شدم.

پیرمرد بینوا به قدری از دیدن یه بسته نون خوشحال شده

 بود که انگار همه ی دنیا توی دستاشه!

چه حس قشنگی بود...

.

اون روز گذشت...

شب پشت چراغ قرمز یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله

با یه لبخند دلنشین به سمتم اومد؛

ازم فال میخری؟

با لبخند لپشو گرفتمو گفتم چند؟

_فالی دو هزار تومن!

داخل کیفمو نگاه کردم اما دریغ از حتی یه هزار تومنی!

با ناراحتی نگاش کردمو گفتم عزیزم اصلا پول خرد ندارم!

و با جوابی که ازش شنیدم درون خودم غرق شدم...

_اشکال نداره، یه فال مهمون من باشید!!

بی اختیار این جمله چند بار توی ذهنم تکرار شد؛

_یه فال مهمون من باش!!

 

از اینهمه تفاوت بین آدمها به ستوه اومدم!

صبح رو به خاطر آوردم، یه فروشنده ی بالغ و به ظاهر عاقل

که صاحب یه مغازه ی لوکس توو بهترین نقطه ی شهر تهران بود

از هزار و پونصد تومن ناقابل نگذشت ...

اما،

یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله ی فال فروش دوست داشت یه

 فال مهمونش باشم و از دو هزار تومنش گذشت...

.

همین تلنگرای کوچیک باعث میشه ما آدما بهمون ثابت بشه که

"مرام و معرفت" نه به سنه، نه به داراییه، نه به سطح سواد آدما!

 

معرفت یه گوهر نابه که نصیب هر کسی نمیشه ...

 

"الهی كه صاحب قلبهای بزرگ دستاشون هیچوقت خالی نباشه

تا بتونن با قلب پاک و بخشندشون دنیارو گلستون کنن..."

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : معرفت یه گوهر نابه که نصیب هر کسی نمیشه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 30 دی 1397

 

بدترین باوری که می‌تواند دامنگیر ما بشود این باور است که

 "من به اندازه کافی خوب نیستم"، 

این باوری است که تولید احساس حقارت و نابسندگی می‌کند. 

فرض را بر این می‌گذاریم که دیگران از ما بهتر هستند، آن هم

 تنها به این دلیل که در حال حاضر در شرایط بهتری از ما قرار دارند. 

احساس می‌کنیم که ارزش آن‌ها باید از ارزش ما بیشتر باشد. 

و بنابراین ارزش ما از آن‌ها کمتر است. این احساس بی‌ارزش بودن

 در عمق روان ما جای می‌گیرد و سبب می‌شود که خودمان را دست‌کم بگیریم 

و ارزان بفروشیم. این‌گونه حتی نمی‌توانیم هدف‌گذاری کنیم.

باید بپذیرید که نه تنها خوب هستید، بلکه می‌توانید در زمینه مورد نظر خود 

به جایگاه عالی برسید. توانمندی بالقوه شما نامحدود است، و به همین دلیل است 

که می‌توانید به مراتب به بیش از آنچه تاکنون دست یافته‌اید دست پیدا کنید.

برایان تریسی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : من به اندازه کافی خوب نیستم"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 30 دی 1397

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " : ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ

ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ "

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ

ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ

ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ

ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ

ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ

ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ !

ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟

ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ...!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ" : ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ؟!

 ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ

ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ"!

ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ!

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 30 دی 1397


( کل صفحات : 251 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز