مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

سه دزد زیرک خواستند گوسفند چاقی را از چنگ مرد ساده ­ای بیرون 

آورده و به سیخ بکشند. با هم نقشه­ای ریختند و در فواصل 

مختلف(3مرحله) به انتظار مرد ساده ­لوح نشستند.

1.    دزد اول با رسیدن مرد ساده ­لوح به پیش آمده و گفت: 

سلام، آیا می­ترسی سگت فرار کند که طناب به گردنش بسته­ای؟

 این سگ بدون طناب هم به دنبال تو خواهد آمد.

مرد ساده ­لوح با تعجب گفت: چه می­گویی؟

 این گوسفند است

 نه سگ. مرد دزد گفت: انگار اشتباه نکرده­ام، تو عقلت را از

 دست داده­ای. این را گفت و رفت. مرد ساده ­لوح به راه افتاد.

2.    بعد از مدتی دزد دیگر بر سر راهش ایستاد و با دیدن 

او گفت: به به، عجب سگی، ای مرد، آیا سگت را به من می­فروشی؟

 من گله­دارم و نیاز به چنین سگی دارم.

مرد ساده ­لوح گفت: چه می­گویی؟ این که سگ نیست. اگر تو گله 

­داری باید بدانی که این گوسفند است نه سگ. 

مرد دزد گفت: حال اگر سگت را هم بفروشی نخواهم خرید،

 زیرا فهمیدم که تو عقل نداری و با مجانین نمی­توان معامله کرد. 

مرد ساده­لوح به فکر فرو رفت و باز به راه افتاد.

3.    دزد سوم به او رسید و گفت: ای مرد، تو که آثار دیانت داری،

 چرا این حیوان نجس را به همراه خود می­بری؟

 مگر نماز نمی­خوانی؟ نمی­ترسی بدن و لباست نجس شود؟

 این را گفت و رفت.

 مرد ساده ­لوح دیگر باورش شده بود که گوسفندش سگ است، 

طناب آن را رها کرده و گفت: ای سگ دور شو از من، 

و دوان دوان فرار کرد. دزدان زیرک با دیدن این صحنه

 به دنبال گوسفند رفته و کبابی مهیا کردند.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : به انتظار مرد ساده ­لوح،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 19 آذر 1396

 

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ.

ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ،

 ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ:

"ﺍﯾﻦ نیز بگذﺭﺩ"

ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﮔﻔﺖ:

ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.

ﭼﻨﺪ ساﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺘﻢ.

 ﺣﺎﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ.

ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ برﮔﺸﺘﯽ؟

ﮔﻔﺖ: ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ:

"ﺍﯾﻦ نیز بگذرد..."

گر به دولت برسی مست نگردی مردی

گر به ذلت برسی پست نگردی مردی

اهل عالم همه بازیچه دست هوسند

گر تو بازیچه این دست نگردی مردی





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ﺍﯾﻦ نیز بگذﺭﺩ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 19 آذر 1396

 

سی عادت ناپسند اجتماعی

 

۱. خیره شدن به دیگران

۲. با دهان‌پر حرف زدن

۳. قطع کردن حرف دیگران

۴. اظهار فضل و دانایی کردن

۵. بلند حرف زدن

۶. خیلی محکم یا شل دست دادن

۷. پرخوری در میهمانی ها

۸. گذاشتن آرنج روی میز

۹. پچ پچ کردن و خندیدن مرموز در حضور دیگران

۱۰. دراز کردن دست از سوی آقایان و اصرار برای دست دادن با خانم ها( یی که به هر دلیلی مایل نیستند).

۱۱. باد کردن یا صدا در آوردن با آدامس

۱۲. استفاده بی اندازه از تلفن همراه

۱۳. نمایش عمومی احساسات و رومانتیک بودن در حضور دیگران

۱۴. توهین یا کنایه و طعنه زدن به دیگران

۱۵. بهداشت ضعیف و رفتارهای ناپسند بهداشتی در حضور دیگران: مانند خلال دندان، تمیز کردن بینی حتی با دستمال، شانه‌کردن‌مو

۱۶. حمله به حریم شخصی و باورهای افراد

۱۷. بی نظمی و زرنگی در نوبت

۱۸. ریختن آشغال روی زمین حتی در جاهای کثیف

۱۹. پوشیدن لباس نامناسب،یا آراسته نبودن

۲۰ خندیدن به خطاها، آسیب دیدن یا مشکل دیگران

۲۱. به کاربردن کلمه های زشت و زننده

۲۲. هنگام گفتگو، نگاه کردن به جایی غیر از چهره مخاطب

۲۳. حل و فصل کردن مشکلات (با فرزند یا همسر یا...) در جمع

۲۴. کشیدن سیگار در جمع

۲۵. سکوت، و کم حرفی غیر عادی یا‌عبوس بودن در جمع

۲۶. مسخره کردن لهجه ها یا شوخی های تحقیر آمیز جنسیتی

۲۷. افراط و تفریط در سلام ‌و احوالپرسی

۲۸. بدگویی از دیگران

۲۹. فضولی کردن

۳۰. بی توجهی به وقت و برنامه دیگران

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : سی عادت ناپسند اجتماعی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 19 آذر 1396

رونالدو :

وقتی جوان بودم، به پدرم گفتم:

ما ثروتمند خواهیم شد و صاحب یک خانه بزرگ!

پدرم گفت؛

پسرم این غیر ممکنه!

 

امروز من چیزی رو که به پدرم گفتم رو دارم. 

ولی پدرم رو ندارم.!!






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : ولی پدرم رو ندارم.!!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 19 آذر 1396

ارزش حفظ مشتریان را دست‌کم نگیرید!

 

اگر تمرکز خود را روی مشتریان نگذارید و کارهایی انجام ندهید

 تا احساس باارزش بودن کنند، در نهایت هزینه هنگفتی متحمل 

می‌شوید و مشتریان دائمی را از دست خواهید داد.

 

با توجه به نظر Bain & Company یکی از مطرح‌ترین 

شرکت‌های مشاوره کسب‌وکار، جذب مشتری جدید برای

 کسب‌وکار هزینه‌ای معادل ۶ تا ۷ برابر بیشتر از حفظ 

مشتری فعلی در بر دارد. لازم است هر کاری که می‌توانید 

انجام دهید تا همواره وفاداری مشتریان را جلب کنید و

 هرگز ارزش حفظ مشتریان را دست کم نگیرید.

در زیر به بررسی عوامل اصلی دستیابی به میزان حفظ

 مشتری برای افزایش درآمد می‌پردازیم.

 

1- شناخت بیشتر مشتریان

 

اگر احتیاجات مشتریان از سوی کسب‌وکاری برآورده شود، 

مشتری آن کسب‌وکار را به سایر کسب‌وکارها که صرفا 

به‌عنوان مشتری در نظر گرفته می‌شوند، ترجیح می‌دهد.

یکی از تاکتیک‌های موفقیت، صرف زمان بیشتر برای هر

 مشتری است. بهتر است درتمام راهکارهای افزایش

 کسب‌وکار این استراتژی ساده را در نظر گرفت.

 

2-اجرای سیستم‌های بازخورد

 

فراهم کردن فضایی برای مشتریان برای مطرح کردن نیازها، 

نقش مهمی در ایجاد تجربه مشتری مثبت ایفا می‌کند.

 سیستم‌هایی مانند نظرسنجی یا مطرح کردن سوال درباره 

بازخورد از مشتریان قدیمی کمک خواهد کرد تا از نظرات 

آنها درباره کسب‌وکار، محصولات و خدمات ارائه شده، 

اطلاع پیدا کنید.

 

3- رفتار خوب و مودبانه

 

یک روش دیگر برای جلب رضایت مشتریان،

 قدردانی از آنها است؛ اما غافلگیری راهکار تاثیرگذارتری است.

افراد هرگز اتفاقات خوشایند و غیرمنتظره‌ای را که

 در زندگی برایشان اتفاق می‌افتد، فراموش نمی‌کنند و

 مهربانی تاثیر دائمی بر جای خواهد گذاشت. سعی کنید

 با ایجاد خلاقیت در کسب‌وکار، عملکردی متفاوت‌تر از 

دیگران داشته باشید و تشکر و حق شناسی از مشتریان

 را در دستور کار خود قرار دهید.

 

4- ارائه خدمات پیشگیرانه

 

نکاتی در مورد ارائه خدمات به مشتریان وجود دارد که در

 هر کسب‌وکاری باید آنها را آموخت. یکی از آن نکات، 

سبکی از خدمات مشتری یعنی «خدمات پیشگیرانه» است

 که با پیش‌بینی مشکلات احتمالی قبل از وقوع، می‌توان

 مانع روی دادن برخی از اتفاقات شد.

می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید برای مثال پیش از

 اینکه مشتریان با شما تماس بگیرند و سوالات یا خواسته‌های

 خود را مطرح کنند با آنها در ارتباط باشید تا متوجه نیازها و

 پرسش هایشان شوید

 

سرمایه‌گذاری بر مشتریان، درآمد شما را بیشتر و موفقیت‌تان

 را در کسب‌وکار تضمین می‌کند. مشتری قلب تپنده سازمان است،

 برای حفظ مشتریان همه تلاش خود را به‌کار گیرید.

 

منبع : Forbes






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ارزش حفظ مشتریان را دست‌کم نگیرید!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 آذر 1396

 

مرحوم دکتر طوسی پدر مدیریت ایران سالها پیش در 

کنفرانس مدیران کیفیت گفت:

"آیا آموخته اید که حق با مشتری است"

همه حاضرین پاسخ دادند:

 آری، سپس گفت: امروز می خواهم به شما چیز جدیدی یاد دهم، 

و آن این است که حق با مشتری است دیگر شعار منسوخی است؛

 از این پس شعار این است: حق با کارکنانتان است.

آری، درست خواندید امروز تجربه مدیریت جهان این است

 که اگر بنگاهی کارکنان راضی داشته باشد، دیگر کار خاصی 

لازم نیست انجام دهد؛ چرا که کارکنان فرهیخته و راضی، 

جان و نه جسم خود را به عرصه کار می آورند و کدام بنگاه

 را می شناسید که کارکنانش جان های خود را به عرصه آورند

 و نتیجه نگرفته باشد.

همواره چنین است که وقتی سازمان چنان اعتماد کارکنان

 را جلب نماید که آنها هویت خود را در سازمان خود بیابند،

 دیگر مرزهای کارکنان و سازمان فرو ریخته و

 این دو در هم ادغام خواهند شد.

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : سخنی از مرحوم دکتر طوسی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 آذر 1396

مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن

روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است

زندگی کن به شیوه خودت

با قوانین خودت

با باورها و ایمان قلبی خودت

مردم دلشان می خواهد

موضوعی برای گفتگو داشته باشند

مغرور  نباشید...

وقتی پرنده ای زنده است...

مورچه  را میخورد،

وقتی میمیرد مورچه٬

او را میخورد.!!!!!!!!

شرایط....

به مرور زمان  تغییر میکند.!!!!

هیچوقت....

کسی را تحقیر نکنید.!!

شاید امروز ..

قدرتمند باشید اما.!!!

زمان.....

ازشما قدرتمند تر است.!!

یک درخت،

هزاران چوب کبریت را میسازد..

اما.......

وقتی زمانش برسد٬٬٬

یک چوب کبریت میتواند٬

هزاران درخت را بسوزاند!!!!!

پس  خوب باشید

و خوبی کنید....

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 آذر 1396
" ای پدید آورنده شب و روز "

از تو می خواهم که کمکم کنی، تنها برای لحظه و امروز زندگی کنم.
نگران فردا نباشم و فردا را در امروز بسازم.
یاری ام کن بدون قید و شرط دیگران را دوست بدارم.
در درونم عشق جاری کن که عشق ماندگار تو هستی و مابقی فانی اند و ناپایدار. 
" ای خالق هستی بخش "
مرا حس کودکانه عطا کن تا کودک خفته درونم را بیدار کنم تا او مرا به ملکوتت هدایت کند.
آمین





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 آذر 1396

 

 

 

7 دروغ بزرگ مدیریت زمان!

 

"این کار فقط یک دقیقه طول می کشد"

معمولا کاری که تصور می شود که انجام آن "یک دقیقه طول می کشد" چندین دقیقه و یا بیشتر زمان می برد.

دفعه بعد، اگر فردی از شما درخواست زمان کرد و اطمینان داد که "فقط یک دقیقه طول می کشد"،  به او بگویید "این جمله نادرست است. من به شما پنج دقیقه زمان می دهم. از همین حالا می توانید شروع کنید." نباید با این تصور غلط مدیریت زمان را وارد چالش کرد.

 

" من به این هر چه سریعتر نیاز دارم"

زمانی که این جمله را می شنوید، به فرد بگویید که این جمله نادرستی است. از او بخواهید که زمانی را که باید کار را به او تحویل داده شود را به طور دقیق مشخص کند. وقتی از عبارت "هر چه سریعتر" استفاده می شود، دو تاریخ متفاوت در ذهن طرفین شکل می گیرد که باید بر سر آن، به یک توافق رسید.

 

" من این را الان نیاز دارم"

کارها معمولا اضطراری نیستند. دیگران را با کارهای پیش پا افتاده، گول نزنید.

در این مواقع می توانید بگویید که "من مطمئن نیستم که بتوانم این کار را الان انجام دهم. چه می شود اگر از الان تا هفته آینده وقت بخواهم؟" زمان زیادی درخواست کنید که دچار بحران مدیریت زمان نشوید.

 

"من می توانم این را در یک ساعت انجام دهم"

این یک دروغ کوچک است. چرا همیشه انجام کاری، دو برابر زمانی که ما انتظارش را داشتیم طول می کشد؟ به این خاطر که کمتر کسی از ما می تواند زمان دقیق کامل کردن یک کار را بصورت دقیق پیش بینی کند.

 

"او فرد با 'تاخیری' است"

فردی که همیشه 20 دقیقه دیر به قرار ملاقات و یا انجام امور می پردازد، همیشه همین حدود تاخیر در کارها خواهد داشت. به این فرد نمی توان گفت فرد با تاخیر، این فرد سروقت کارها را انجام می دهد منتها با 20 دقیقه تاخیر!

می توانیم بگوییم که اگر برای او ساعت خاصی را در نظر گرفتیم، احتمالا 20 دقیقه تاخیر خواهد داشت.

 

"هزینه ای ندارد"

 شما "هیچ چیز را در مقابل هیچ چیز" بدست نمی آورید. هر چیزی قیمتی دارد. شاید هزینه کاری، پول شما نباشد اما معمولا در این شرایط، زمان شما است.

 

" به جای اینکه به او نشان دهم چطور این کار را انجام دهد، خودم سریع انجام می دهم"

اگر این جمله در مورد کاری بیان شود که فقط یک بار قرار است انجام شود، می تواند جمله درستی باشد. اما تصور کنید که این جمله در مورد کاری بیان شود که دائما تکرار خواهد شد، در این صورت جمله نادرستی خواهد بود.

 

 





نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : 7 دروغ بزرگ مدیریت زمان!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 16 آذر 1396

 

تعدادی موش رو دانشمندان داخل یك استخر آب انداختند.

تمامی موشها فقط ١٧ دقیقه توانستند زنده بمانند و در نهایت خفه شدند!!!

دوباره دانشمندان با اینكه میدانستند موش بیش از ١٧ دقیقه زنده نمی مانند

 تعداد دیگری موش رو به داخل همان استخر انداختند و با علم ١٧ دقیقه

 تا مرگ موشها، تمامی موشها رو قبل از ١٧ دقیقه از آب جمع كردند 

و تمامی آنها زنده ماندند!!!!

موشها پس از مدتی تنفس و استراحت دوباره به آب انداخته شدند!!!!!

حدس میزنید این بار چند دقیقه زنده ماندند؟؟؟؟؟؟؟؟

٢٦ ساعت طول كشید تا آنها مردند.

آنها به این امید كه دوباره دستی خواهد آمد و نجات پیدا میكنند، ٢٦ ساعت تمام طاقت اوردند!!!!!!

امید بهترین و بالاترین قوه محرك زندگی است!!!!

تمامی عاشقان كه به هم نرسیدن

تمامی مغازه داران و كاسبانی كه ورشكست شدند

تمامی مریضانی كه شفا پیدا نكردند

تمامی تلاشهایی كه به ثمر ننشست

همه و همه از فقدان امید بوده است!!!!!!!

همیشه به فردای بهتر امیدوار باش

همیشه به رحمت خداوند امیدوار باش!!

زندگیتان سراسر امید

طرز ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!

ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ...

ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ...

ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ...

یکی دیگه، به خودش نمیرسه...

ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ...

ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!

یکی محبت نمی کنه...!

یکی دیگه، محبت نمیپذیره...!

و.....

 

اینگونه است که ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!

(((پائولو كوئیلو)))

متنی که برنده ی بهترین جایزه سال شد





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : آنها به این امید كه دوباره دستی خواهد آمد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 16 آذر 1396

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود.

بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت

 آنطور که مادر گفته بود.

بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست!

بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر 

هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته!

بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی 

کودکانه نیست!

و دیگر دستهای ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت!

بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ 

بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! 

شاید هم رفته باشند...!

خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم که دلیل چین و چروک صورت 

مادر و پدر نگرانی از آینده ما بود.

خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم سخت گیری مادر عشق بود،

غضبش عشق بود،

و تنبیه اش عشق...

و خیلی بزرگتر شدیم تا فهمیدیم 

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : زیباتر از لبخند پدر، انحنای قامت اوست!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 16 آذر 1396

 

فقیری به ثروتمندی گفت:

اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟

 

ثروتمند گفت:

تو را کفن میکنم و به گور می سپارم.

 

فقیر گفت:

امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان، و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ..

 

حکایت بالا حکایت بسیاری از ماست؛

 

که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمیدانیم 

ولی بعد از مردن هم، م

یخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : یخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 15 آذر 1396

 

مولای لقمان حکیم به او گفت:

گوسفندی را سر ببر، و دو عضو از بهترین اعضایش را برایم بیاور!

لقمان گوسفندی را سر برید و دل و زبانش را نزد مولایش آورد. روز دیگر به او گفت:

برو گوسفندی را ذبح کن و دو عضو از بدترین عضوهایش را برایم بیاور. او رفت باز قلب و زبان را آورد.

مولایش از او پرسید:

چگونه دل و زبان هم بهترین و هم بدترین اعضا هستند؟

لقمان پاسخ داد:

انهما اطیب شیی ء اذا طابا و اخبث شیی ء اذا خبثا:

دل و زبان اگر پاک باشند بهترین اعضاء؛ و اگر ناپاک باشند بدترین آنها هستند





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دل و زبان اگر پاک باشند بهترین اعضاء؛ و اگر ناپاک باشند بدترین آنها هستند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 15 آذر 1396

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻳﺎﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﻓﺘﻨﺪ .ﻫﻮﺍ ﺧﻴﻠﯽ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﻭﺗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻭ ﻳﺎﺭﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺟﻮﻳﺒﺎﺭ ﻛﻮﭼﻜﯽ ﺩﻳﺪﻧﺪ .ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺷﻜﺎﺭﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ،

ﻭ ﺟﺎﻡ ﻃﻼﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻳﺒﺎﺭ ﺯﺩ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺁﺏ ﺑﻨﻮﺷﺪ ،

ﺍﻣﺎ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺯﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﻳﺨﺖ .

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ،ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺧﻴﻠﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩ ،

ﺍﮔﺮ ﺟﻠﻮﯼ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻴﺮﻡ ،ﺩﺭﺑﺎﺭﻳﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ:ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺟﻬﺎﻧﮕﺸﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﺮﺁﻳﺪ ؛ﭘﺲ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﺩ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻣﺴﻴﺮ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﺭﯼ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﻤﯽ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﺏ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﺍﺳﺖ .

ﺍﻭ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﮔﺸﺖ .ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯼ ﻃﻼﯾﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺳﺎﺧﺖ ،

ﺑﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻟﻬﺎﻳﺶ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ :

ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ؛ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺶ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﺪ .

ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ :

ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺧﺸﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺷﻜﺴﺖ ﺍﺳﺖ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ...

ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ ،

ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ ،

ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ،

ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 15 آذر 1396

مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن
روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است
زندگی کن به شیوه خودت
با قوانین خودت
با باورها و ایمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد
موضوعی برای گفتگو داشته باشند
مغرور  نباشید...
وقتی پرنده ای زنده است...
مورچه  را میخورد،
وقتی میمیرد مورچه٬
او را میخورد.!!!!!!!!
شرایط....
به مرور زمان  تغییر میکند.!!!!
هیچوقت....
کسی را تحقیر نکنید.!!
شاید امروز ..
قدرتمند باشید اما.!!!
زمان.....
ازشما قدرتمند تر است.!!
یک درخت، 
هزاران چوب کبریت را میسازد..
اما.......
وقتی زمانش برسد٬٬٬
یک چوب کبریت میتواند٬
هزاران درخت را بسوزاند!!!!!
پس  خوب باشید
و خوبی کنید....





نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 8 آذر 1396


( کل صفحات : 156 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز